انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 951 100 1

پری

/pari/

مترادف پری: امتلا، انباشتگی، ملاء، کثرت، اشباع، سیری | فرشته، ملک، حور، حوری

متضاد پری: عفریت، عفریته

معنی اسم پری

اسم: پری
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: pari) (فرهنگ عوام) موجودی لطیف و بسیار زیبا و نیکوکار و نامرئی که گاه خود را نشان دهد و با جمالش انسان را فریفته ی خود می کند، (به مجاز) زیبارو و دارای اندام ظریف - در فرهنگ عوام، موجودی بسیار زیبا، نیکوکار، و نامرئی که گاه خود را نشان می دهد و با جمالش انسان را فریفته خود می کند

معنی پری در لغت نامه دهخدا

پری. [ پ َ ] (اِ) موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و بچشم نیاید وغالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. فرشته ،مقابل دیو. همزاد. جان. جن. جنی. جِنَّة. خافی. خافیه. خافیاء. حوری. مَلک. روحانی. خندله. (منتهی الارب ). نوعی از زنان جن که نهایت خوبرو باشند. (غیاث اللغات ). بعضی از ثقلان که جن و انس باشد : پس هفت تن از پریان بر پیغمبر صلی اﷲ علیه و سلم بگذشتند و بایستادند و آواز قرآن خواندن او بشنیدند. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ). این خلق ها از آدمیان و پریان. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی ). و هرچ بجهان اندر بود از دیو و پری و وحوش و جمندگان. (ترجمه ٔ تفسیر طبری ).
پری و پلنگ انجمن کرد و شیر
ز درندگان گرگ و ببر دلیر.
فردوسی.
نگوئی مرا تا مراد تو چیست
که بر چهر تو فرّ چهر پریست.
فردوسی.
که جمشید با تاج و انگشتری
بفرمان او مرغ و دیو و پری.
فردوسی.
جدا گشت از او کودکی چون پری
بچهره بسان بت آزری.
فردوسی.
زمانه برآسوده از داوری
بفرمان او دیو و مرغ و پری.
فردوسی.
تو داری جهان زیر انگشتری
دد و مردم و مرغ و دیو و پری.
فردوسی.
سپاهی دد و دام و مرغ و پری
سپهبدار با کبر گندآوری.
فردوسی.
یکایک بیامد خجسته سروش
بسان پری پلنگینه پوش.
فردوسی.
همان تازی اسبان همچون پری.
فردوسی.
گویند که فرمانبر جم گشت جهان پاک
دیو و پری وخلق و دد و دام رمارم.
عنصری (ازحاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ).
پری خواندم او را و زآنروی خواندم
که روی پری داشت آن پرنیان بر.
فرخی.
گریزان همی شد جم اندرجهان
پری وار گشته ز مردم نهان.
اسدی (گرشاسب نامه ).
یکی دخترش بود کز دلبری
پری را برخ کردی از دلبری.
اسدی (گرشاسب نامه ).
دیوش مطیع گشته بمال و پری بعلم
آن یابد این که هوش و خردش آشنا شده است.
ناصرخسرو.
بچهره شدن چون پری کی توانی
به افعال ماننده شو مر پری را.
ناصرخسرو.
چون پری جمله پرنده ند گه صلح ولیک
بگه شر همه ابلیس لعین را حشراند.
ناصرخسرو.
اگر دیو را با پری دیده ای
وگر نی تنت دیو و جانت پریست.
ناصرخسرو.
پریت ای برادر برهنه چراست
اگر دیوت اندر خز ششتریست.
ناصرخسرو.
دیوت از طاعت پری گردد چنانک
چون به زرگیری کمر گردد دوال.
ناصرخسرو.
گرچه نهان شد پری از چشم ما
زین نکند عیب کسی بر پری.
ناصرخسرو.
چرا گر خداوند قولی و فعل
پری باشی از قول و دیو از فعال.
ناصرخسرو.
تا روزی گفت خدایا زمین را همه پریان دارند و فساد می کنند. (قصص الانبیاء).
گفت ای چو پری نشسته دلشاد
از صحبت دیو مردم آزاد.
امیر حسینی سادات.
جمشیدی و حشم چو پری مر ترا مطیع
خورشیدی و عدو ز توچون دیو در فرار.
سوزنی.
جان و انسان بنده ٔ فرمان برش بادا مدام
تا بتازی هست انسان آدمی و جان پری...
سوزنی.
بطبع بینم آتش صفات مردم را
از آن گریزان از هر کسی پری وارم.
خاقانی.
نیست مانندای آتش آن پری
گرچه اصلش اوست چون می بنگری.
مولوی.
هرچه بدهر آدمی است و پری
نیست مگر بهر پرستش گری.
امیرخسرو دهلوی.
می چنانت کند بنادانی
که بز ماده را پری خوانی.
اوحدی.
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه ٔ حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است.
حافظ.
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری.
حافظ.
تذعﱡب ، ترسانیدن کسی را پری. (منتهی الارب ).
- امثال :
مثل پری از آتش گریختن .
ترسنده را چه پری چه عفریت . (از مجموعه ٔ مختصر امثال چ هند).
|| در آخر بعض اسماء مرکبه آمده است مانند ناف پری (نوعی شیرینی ). نازپری نام دختر پادشاه خوارزم که در حباله ٔ بهرام گور بود. (برهان قاطع). || آدمی را از بسیاری خوشگلی و تر و تازگی و لطافت گاه پری گویند. || نوعی از قماش است در نهایت ملائمی بسان مخمل ، خوابکی هم دارد و رنگارنگ می باشد و از آن مسند و فرش سازند. (غیاث اللغات از بهار عجم ).

پری. [ پ َ ] (ق ) دوهنگام پیش. دوبار پیش. مخفف پریر است که پریروز (کذا) باشد که روز پیش دیروز است. (برهان قاطع) . پری ، روز گذشته است (کذا) که مخفف پریر باشد و پریر نیز به یای مجهول است چون یای مجهول و واو مجهول در روزمره ٔ عراقیان بلکه اکثر اهل ایران نمانده و همه معروف شده بمعنی روز گذشته هم به یای معروف خوانند. (غیاث اللغات از سراج اللغات و بهار عجم ) :
حمام بکام انوری بود پری
در وی صنمی بدلبری بود پری.
انوری.
مرد امروزی هم از امروز گوی
از پری ّ و دی ّ و فردا دم مزن.
مغربی.
- پریدوش ؛ دو شب پیش از امشب.
- پریروز، دو روز پیش از امروز.
- پریشب ؛ دو شب پیش از امشب.

پری. [ پ ُ / پ ُرْ ری ](حامص ) حالت و چگونگی پر. آکندگی. زفتی. مملوی. اِمتلاء. مِلاء. مِلائة. انباشتگی. بَشم. کظة :
نیشکری باش ز پُرّی خموش
چند زدن چون نی خالی خروش.
امیرخسرو.
- || امتلاء معده :
مرد را چون ممتلی شداز حسد کار افتراست
بدمزاجان را قی افتد در مجالس از پری.
انوری.
|| کثرت :
چون شهد و شکر عیشی از خوشی و شیرینی
چون ریگ روان جیشی از پُرّی و بسیاری.
منوچهری.
- پری باکمال زمان ؛ وقتی را گویند که خدای تعالی بر حسب مشیت و تقدیر خود معین فرموده است که مطالب لازمةالوقوع در آن وقت بوقوع پیوندد. (قاموس کتاب مقدس ).

پری. [ پ َ ] (اِخ ) نام کاریزی در ملایر.

پری. [ ] (اِخ ) مؤلف قاموس الاعلام گوید: نام نهری است در منتهای شمال شرقی دَرسم و بطرف جنوب غربی جریان دارد طول آن تقریباً صدهزار گز. آنگاه که رود موزور و چند آب دیگر به وی پیوندد در نزدیکی خرپوت به رود مراد ریزد در سابق وادی این نهر نیز بنام پری قضائی بود تابع سنجاق مازگرد.

پری. [ پْری / پ ِ ] (اِخ ) (مارکیز دو...) محبوبه ٔ دوک دو بوربن ، وزیر لوئی پانزدهم. وی بسال 1698 م. در پاریس متولد و در 1727 م. درگذشت.

پری. [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) لقب و منصب پر . || اقطاع و تیولی که متعلق به مقام پر بود. || مقام اعضاء مجلس لردها در انگلستان معاصر. || مقام اعضاء مجلس عالی فرانسه از 1815 تا 1848 م.

معنی پری به فارسی

پری
محبوبه دوک دو بوربن وزیر لوئی پانزدهم ( و. پاریس ۱۶۹۸ - ف. ۱۷۲۷ م . )
( اسم ) در اول ( پریروز ) ( پریدوش ) و ( پریشب ) آید بهمان معانی .
لقب و منصب پر
[ گویش مازنی ] /pari/ پری – موجود خیالی و افسانه ای - نامی است برای گاو ۳پریروز ۴زن زیباروی
( صفت ) افسونگر کسی برای تسخیر جن افسون خواند پری سای پری بند پری خوان .
[ گویش مازنی ] /pari o/ مرتع، دره، چشمه و پلی سر راه گلندرود نوشهر
( صفت ) آنکه تسخیر جن کند افسونگر جن گیر پری خوان پریسای پری افسا پری افسای . جمع : پری بندان .
قصبه ایست کوچک بر ساحل رود لیم نزدیک سرحد بوسنی
شعبه ای از رود دنیپر
( صفت ) که پویه ای چون پری دارد .
بساحل نهر الیم قصبه کوچکی در شمال شرقی سنجاق طاش
( صفت ) که پیکری چون پری دارد که اندامی چون پری دارد .
نام فریدن اصفهان بپارسی هخامنشی
نام الهه هندی تشخص زمین در رگ ودا
الهه هندی تشخیص زمین در ریگ ودا. او زوجه دیوس مادر موجودات است . بعدها پوراناها او ا با زوجه سیوا و مظهر نیروی خیر و الهه زمین شمردند.
نام یکی از دیهیهای سواد کوه مازندران
نام دختر کریم خان زند
[ گویش مازنی ] /pari cheshme/ از توابع دهستان بندپی بابل
( صفت ) آنکه تسخیر جن کند افسونگر جن گیر پری خوان پریسای پری افسا پری افسای . جمع : پری بندان .
عمل کسی که جن و پری را بعزیمت حاضر سازد(بر وفق عقید. عامیانه ) افسونگری .
( صفت ) ۱- آنکه جن او را گرفته باشد جن دار جن گرفته پی گرفته . جمع : پریداران . ۲- دختری دوشیزه که زنان جادو افسانها خوانده بر او دمند تا پری در بدن او در آید و آن اثنا از مغیبات خبر دهد. ۳- دیوانه مجنون . ۴- جا و مقام دیو.
کیفیت و حالت پری دار پری داشتن جن داشتن .
( صفت ) پری رخسار پری پیکر پری منظر .
پری پیکر پری رخسار

معنی پری در فرهنگ معین

پری
(پَ) (اِ.) ۱ - مؤنث جن ، که به صورت زنی زیبا تصور می شود. ۲ - نوعی پارچة بسیار لطیف .
(پَ) (ق .) مخفف پریر، بر سر واژه های شب و روز می آید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را می دهد.
(پَ. اَ) (ص فا.) مانند پری ، افسونگر، جن گیر، پری سای ، پری بند، پری خوان .
( ~. بَ) (ص مر.) نک پری افسا.
(پَ. چِ) (ص مر.) = پری چهره : آن که چهره اش به زیبایی چهرة پریان است ، زیبا، خوب روی ، خوش صورت .
( ~. خا) (ص فا.) نک پری افسا.
( ~.)(ص فا.) ۱ - جن زده . ۲ - دختری که واسطة بین پری افسا و جن قرار می گیرید.
(پِ. دَ) (مص م .) کنایه از: دیوانه شدن .
(پَ دِ) (ص مف .) ۱ - فرزند پری . ۲ - بچة بسیار زیبا.
(پَ . نِ) (ص مر.) ۱ - پری زاده . ۲ - معشوق . ۳ - زیباروی .
( ~ . پَ) (اِ. ص .) ۱ - تیری که سه پر مرغ داشته باشد. ۲ - مجازاً: تیزرو.

معنی پری در فرهنگ فارسی عمید

پری
پاداش، جایزه.
۱. دو روز پیش، پریروز: مرد امروزی هم از امروز گوی / از پری و دی و فردا دَم مزن (محمدشیرین مغربی: لغت نامه: پری).
۲. دو شب پیش، پریشب.
۱. موجود افسانه ای و اساطیری نظیر جن به صورت زنی بسیارزیبا که مانند فرشته بال دارد و پرواز می کند و در زیبایی نقیض دیو است.
۲. [مجاز] زن زیبا.
۳. [قدیمی] جن.
کسی که برای تسخیر جن و پری افسون بخواند، پری سای، پری خوان، پری بند، افسونگر، جن گیر.
= پری افسا
کسی که اندام بسیارزیبا مانند اندام پری دارد.
کسی که چهره ای مانند چهرۀ پری دارد، پری رخسار، پری روی، خوشگل، زیباروی: خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی / خوشا با پری چهرگان زندگانی (فرخی: ۳۹۲).
= پری افسا
۱. کسی که جن داشته باشد، جن زده، دیوانه، مجنون.
۲. دختری که پری افسا او را واسطۀ ارتباط خود با جن و پری قرار دهد: چون پری داران درخت گل همی لرزد به باد / چون پری بندان بر او بلبل همی افسون کند (قطران: ۸۳).
پری رو، پری رخسار، پری چهر.
پری رو، پری چهر، پری رخسار، خوب روی.
کسی که روی زیبا مانند روی پری دارد، پری چهر، پری چهره، پری رخ، پری رخسار، زیبارو، خوشگل: سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / پری رویان قرار دل چو بستیزند بستانند (حافظ: ۳۹۴).
۱. فرزند پری، پری نژاد.
۲. [مجاز] بچۀ بسیارزیبا.
= پریوش
۱. از نژاد پری، پری زاد، پری زاده.
۲. [مجاز] زیبا مانند پری.
پریوش، پری فش، مانند پری.

پری در دانشنامه اسلامی

پری
پَری، موجودی وهمی ماورای طبیعی در اندیشه و باورهای مردم جامعه های کهن سنتی ایران . پری در آغاز و در دورۀ تاریخ اساطیری ایران از ایزد بانوان باوروی و زایش بود که در دین مزدیستا جنبه اهریمنی گرفت و به صورت موجودی فریبکارِ ناخجسته درآمد. از آن پس، رفته رفته در فرهنگ و ادب فارسی دوباره نقش نیک و منش بهی خود را بازیافت.
فرهنگ های فارسی پری را همچون جن و ماده جن خوبرو و از فرشتگان بالدار، از جنس آتش و در تقابل با جن و دیو ـ که سرشتی پلید و اهریمنی دارند ـ دانسته اند.
واژۀ پری در اوستا
واژۀ پری در اوستا به صورت پئیریکا، به معنای زن بیگانه و غریبه آمده، و ماده دیوی پلید، پتیاره، جادوگر، فریبکار، دشمن زمین و گیاه و آب و ستوران و تیشتر (فرشته باران ) و... انگاشته شده است. در اوستا به فریبکاری پری در به دام انداختن پهلوانانی چون گرشاسب و جم اشاره شده، و آمده است که برای چیرگی بر پریان و دورکردن گزندشان به درگاه فروهر و ایزدان و پارسایان نیایش می کردند.
پری در فارسی میانه
پری در فارسی میانه به صورت پَریک یا پَریگ (ساحره و جادوگر) و در سغدی (پری، دیو مؤنث) آمده است.
اختلاف نظر دربارۀ ریشه پری
...
پَرْی خانْ خانُم (رجب ۹۵۵- رجب۹۸۵/اوت۱۵۴۸- سپتامبر۱۵۷۷)، دختر شاه طهماسب اول صفوی و بانویی سیاست مدار و قدرتمند که در تحولات سیاسی دوره خود نقشی مهم داشت.
وی در حوالی اهر زاده شد. مادرش سلطان آغاخانم، از زنان چرکس حرم شاه طهماسب، و دایی وی شمخال سلطان از سرداران با نفوذ و رئیس سپاهیان چرکس بود.
← نفوذ در دستگاه حکومتی
پری خان خانم بانویی باهوش، قدرت طلب، دسیسه گر، دانش دوست و ادب پرور بود. عبدی بیک نویدی شیرازی تاریخ تکملة الاخبار را به نام او نوشته است. محتشم کاشانی، شاعر معروف دوره صفوی مورد علاقه و توجه پری خان خانم بود و او نیز قصایدی در مدح پری خان خانم سروده است. پری خان خانم خود نیز شعر می سرود و «حقیقی» تخلص می کرد و در برخی از تذکره ها اشعاری از او باقی مانده است. پری خان خانم مدرسه ای در اصفهان ساخت که به نام وی شهرت یافت، اما پس از چندی ویران شد و مصالح آن در ساخت مسجد رحیم خان و مسجد نو به کار رفت.
پَریْ خوانی، یا پری داری، کار کسی که با افسون و وِرد پری (ه م) را فرا خواند و رام و تسخیر خود کند و در برآوردن خواسته هایش او را به کار گیرد.
افسونگر یا مُعَزّمی که به پری خوانی می پردازد، در گذشته اصطلاحاً پری خوان، پری دار، پری بند، پری افسای و پری سای خوانده می شد و امروزه جن گیر نامند.
هم معنای پری
پری را با جانّ یا جن برابر و هم معنا گرفته اند و در برخی ترجمه های کهن فارسی از قرآن مانند ترجمان القرآن، برابر کلمه جن و جنّه، کلمه فارسی پری و پریان آورده اند. در شعر و ادب فارسی نیز آدمی و پری معادل انسان و جان عربی به کار رفته است. احمدجام در انس التأئبین می گوید: «ملک سبحانه و تعالیٰ... آدمیان و پریان... بیافرید». سوزنی گوید: «... / تا به تازی هست آدمی و جان پری» بنو الجانّ و بنی آدم با آدمیان و پریان. در اوستا جادو به صورت «یاتو»، و به معنای سحر و ساحری ، و پیوسته به همراه واژۀ «پئیریکا» آمده است. این واژه در زبان پهلوی «پریگ»، یعنی پری شده است که جنس مؤنث جادو به شمار می رود.
پری زده
پری نیز مانند جن و بادجن (دربارۀ انواع بادها و بادجنها و نقش آنها، نک : ) اشخاص را می زند و به درون او راه می یابد و بیمارش می کند. کسی را که پری در او راه یافته، و در اختیار خود گرفته، و بیمار کرده است، اصطلاحاً «پری زده» (جن زده، دیوزده و بادزده) و «پری گرفته» و «پری دیده» می نامیدند.
پری گرفته
...

پری در دانشنامه ویکی پدیا

پری
پَری از موجودات خیالی و افسانه ای فرهنگ عامه و خرافات مردم است. نام سرزمین پریان در آثار اسطوره ای، پریستان در کوه قاف (آسیای مقدم) است. در آغاز هزارهٔ یکم پ. م. بخشی از اینجا موطن اسکیت های اشکودا بود.
پری در اوستا موجودی اهریمنی است (همانند فری) که مردم را می فریبد، اما در فرهنگ ایرانیان پس از اسلام، پریان موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نیکوکار و خوش نیت را دوست دارند و آن ها را به خوشبختی و کامروایی می رسانند.
پری موجودی خیالی و افسانه ای در فرهنگ مردم عامه ایران و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پری دریایی
عادت ماهانه (مخفف پریود)
پری (قوم)، قومی ایرانی
پری (فیلم)، فیلمی از داریوش مهرجویی
پری یرز، اسطوره یونانی
پری (دهانه)
«پری» (انگلیسی: Prey) یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص است که توسط توکی گیمز در سال ۲۰۰۶ برای پلت فرم های لینوکس، اکس باکس ۳۶۰، مایکروسافت ویندوز و مک اواس منتشر شده است.
پری (انگلیسی: Prey) یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص و ترس و بقا است که توسط بتزدا در سال ۲۰۱۷ برای پلت فرم های اکس باکس وان، مایکروسافت ویندوز و پلی استیشن ۴ منتشر شده است.
پری (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
پُری (به فنلاندی: Pori) یک شهر در فنلاند و مرکز استان ساتاکونتا می باشد.
پری (به انگلیسی: Angel) یک داستان عاشقانه هندی است که قرار است در تاریخ ۹ فوریه ۲۰۱۸ منتشر شود. تولید فیلم در تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۷ شروع شد.
پری نام فیلمی ست به کارگردانی و نویسندگیِ داریوش مهرجویی، ساخته شده در سال ۱۳۷۳. این فیلم اقتباسی از رمان "فرانی و زویی" و داستان کوتاهِ "یک روزِ خوب برای موزماهی"، نوشته ی "جروم دیوید سالینجر" است. این اقتباس بدون اجازه ی مؤلف بوده است که این امر باعث شکایتِ نویسنده شد.
مختصات: ۳۶°۵۲′۴۳″ شمالی ۴۷°۲۴′۵۸″ شرقی / ۳۶.۸۷۸۴۹° شمالی ۴۷.۴۱۶۰۶° شرقی / 36.87849; 47.41606
روستای پری از توابع دهستان اورباد در بخش مرکزی شهرستان ماهنشان استان زنجان قرار دارد.
بر اساس سرشماری عمومی سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۷۷ نفر (۱۷۷ خانوار) است.
مختصات: ۳۴°۸′۶″ شمالی ۴۹°۲′۴۹.۲″ شرقی / ۳۴.۱۳۵۰۰° شمالی ۴۹.۰۴۷۰۰۰° شرقی / 34.13500; 49.047000
پری (پیروز) روستایی از توابع بخش زند، شهرستان ملایر، استان همدان، در دهستان کمازان وسطی می باشد و در ۲۷ کیلومتری جنوب شرق شهر ملایر قرار دارد.
سیارک ۵۵۲۹ (به انگلیسی: 5529 Perry، نامگذاری:2557P-L) پنج هزار و پانصد و بیست و نهمین سیارک کشف شده است که در ۲۴ سپتامبر ۱۹۶۰ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۳٫۳۰ است.
پری آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پری آباد (بردسیر)
پری آباد (قوچان)
پری آباد (مشهد)
پری آباد (تربت جام)
قنات پری آباد جام
قنات پری آباد، تربت جام
پری آباد (بردسیر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
پری آباد (تربت جام)، روستایی از توابع بخش صالح آباد شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی ایران است.
مختصات: ۳۷°۶′۴۵″ شمالی ۵۸°۳۷′۱۴″ شرقی / ۳۷.۱۱۲۵۰° شمالی ۵۸.۶۲۰۵۶° شرقی / 37.11250; 58.62056
پری آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.
پری آباد (مشهد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
پری (به انگلیسی: Perry) شهری در ایالت آیووا کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۷٬۷۰۲ نفر بوده است.
پری اباصلتی-میرهاشم بانوی سیاستمدار اهل ایران و نماینده مجلس شورای ملی بود
وی از دانشکده زبان های خارجی دانشگاه تهران، لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی داشت. پری اباصلتی سردبیر مجله اطلاعات بانوان (چاپ ایران) بود وی همچنین از ۱۳۳۴ خ. خبرنگار روزنامه اطلاعات (چاپ ایران) بود. در اواخر دهه چهل با معرفی و حمایت حسن شهباز به عضویت کلوپ زونتا (شاخه غیر رسمی کلوپ روتاری) در آمد و پس از مدتی به ریاست آن کلوپ رسید. در سال ۱۳۵۱ به عنوان مشاور مطبوعاتی شرکت بیمه البرز و نمایندگی بیمه یورکشایر انگلستان در ایران درآمد. وی در دوره بیست و چهارم (از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ خ.) نماینده حوزه انتخابی شهر تهران در مجلس شورای ملی ایران بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، اموالش توسط دولت جمهوری اسلامی تصرف شد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷ به ایالات متحده مهاجرت کرد و در آن جا مجله راه زندگی را با همکاری همسرش هوشنگ میرهاشم تاسیس کرد. این مجله با گذشت ۳۲ دو سال همچنان در لس آنجلس منتشر می شود.
پری اسمیت (به انگلیسی: Perry Smith) سناتور سابق عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا بود. وی در سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۳ میلادی سناتور ایالت کنتیکت در سنای ایالات متحده آمریکا بود.
پری اغلولار، آق دام (به لاتین: Pərioğlular) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان آقدام واقع شده است.
پریدخت امیرحمزه (زاده ۱۳۱۴) بازیگر ایرانی، متولد شهر تهران می باشد. وی همسر سابق حسن خیاط باشی (بازیگر) و مادر فرخنده و منصوره شادمنش (بازیگر) است. فرخنده همسر مسعود کرامتی و منصوره همسر امین تارخ هستند.
آب پری یا آب پری رویان منطقه ای گردشگر پذیر و خوش آب و هوا است که در استان مازندران و در فاصله ۵ کیلومتری شهر نور، نزدیکی شهر رویان واقع شده است. منطقهٔ آب پری دارای آبشاری به همین نام است. در آب پری درختان با فاصلهٔ کم از یکدیگر قرار دارند و بیشتر مناطق بکر و دست نخورده مانده است. این ناحیه همسایه کجور و یوش می باشد. آبشار آب پری در کنارهٔ جاده قرار گرفته است. این آبشار، شباهت چندانی به آبشار ندارد زیرا قسمتی از سنگ های کوه در اثر رانش زمین در شیب تند کوه جمع شده اند و آب کمی از لابه لای این سنگ ها در جریان است. با این حال گردشگران پرشماری در روزهای تعطیل و تعطیلات آخر هفته به این محل می آیند. اختلاف درجه حرارت این ناحیه با هوای شهر رویان تقریبا ۱۰ درجه سانتی گراد است. درختان جنگلی در مناطق کم ارتفاع تر و درختان کاج در نقاط بلندتر دیده می شوند.
آنتوانت پری (انگلیسی: Antoinette Perry؛ june ۲۷٬ ۱۸۸۸&#۱۶۰;(۱۸۸۸-۰۶-۲۷)
ادورد هاگارتی پری (به انگلیسی: Edward Hagarty Parry) بازیکن فوتبال زادهٔ 01855-04-24 ۲۴ آوریل ۱۸۵۵ اهل کشور انگلستان که سابقهٔ بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامهٔ خود دارد. وی در تاریخ 01879-01-18 ۱۸ ژانویه ۱۸۷۹ نخستین بازی ملی خود را در مقابل تیم ملی فوتبال ولز انجام داد و با حضور در ۳ بازی ملی، در تاریخ 01882-03-13 ۱۳ مارس ۱۸۸۲ واپسین بازی ملی اش را در برابر تیم ملی فوتبال ولز برگزار کرد. این بازیکن توانسته در بازی های ملی، ۱ گل به ثمر برساند.
استفانی دانل پری (به انگلیسی: Stephani Danelle Perry) که با نام هنری S. D. Perry فعالیت می کند، یک رمان نویس ساکن پورتلند و دختر نویسنده ی سبک علمی-تخیلی و ترسناک، استیو پری است.او رمان های معروف و پرفروشی را از سری رزیدنت ایول نگاشته است.
اسکات پری (به انگلیسی: Scott Perry) نمایندهٔ حوزه انتخابیه چهارم پنسیلوانیا از حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا است که برای نخستین بار در ۶ ژانویه ۲۰۱۳ میلادی به عضویت این مجلس درآمد.
اِلیس پِری (انگلیسی: Ellyse Perry؛ زادهٔ ۳ نوامبر ۱۹۹۰(1990-11-03)) بازیکن فوتبال و کریکت اهل استرالیاست.
او برای تیم ملی فوتبال زنان استرالیا و نیز برای تیم ملی کریکت زنان استرالیا بازی کرده است.
بردلی استیو پری (انگلیسی: Bradley Steven Perry؛ زادهٔ ۲۳ نوامبر ۱۹۹۸(1998-11-23)) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است.
بیل پری (به انگلیسی: Bill Perry) بازیکن فوتبال زادهٔ 01930-09-10 ۱۰ سپتامبر ۱۹۳۰ اهل کشور انگلستان که سابقهٔ بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامهٔ خود دارد. وی در تاریخ 01955-11-02 ۲ نوامبر ۱۹۵۵ نخستین بازی ملی خود را در مقابل تیم ملی فوتبال ایرلند شمالی انجام داد و با حضور در ۳ بازی ملی، در تاریخ 01956-04-15 ۱۵ آوریل ۱۹۵۶ واپسین بازی ملی اش را در برابر تیم ملی فوتبال اسکاتلند برگزار کرد. این بازیکن توانسته در بازی های ملی، ۲ گل به ثمر برساند.
پرستوی پری (نام علمی: Petrochelidon ariel) نام یک گونه از سرده پرستوی صخره است.
پرکلفت پری (نام علمی: Pachyptila turtur) نام یک گونه از سرده پرکلفت است.
پشت پری، روستایی از توابع بخش گراش شهرستان لارستان در استان فارس ایران است.
پل پری (انگلیسی: Paul Perri؛ زادهٔ ۶ نوامبر ۱۹۵۳(1953-11-06)) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به بدون مدرک، آشوب، نفوذی، شکارچی انسان، فرار از زندان، آناتومی گری و قهرمان ها اشاره کرد.
پل درب پری مربوط به دوران متأخر دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بستک، بخش مرکزی، دهستان گوده، روستای زنگارد، حاشیه شرقی روستا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۴۶۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
پور از کیتی پری (به انگلیسی: Purr by Katy Perry) عطری ساخته شده توسط خوانندهٔ آمریکایی، کیتی پری است. علاقهٔ او به گربهها به او ایدهٔ ساخت این عطر و طراحی آن را داد. از این عطر در نوامبر ۲۰۱۰ رونمایی شد و در شیشه هایی به شکل گربه به فروش میرسد.
پیچال پَری نام یکی از موجودات تخیلی در هندوستان و پاکستان است.
در باور برخی از روستائیان دامنه های هیمالیا، پیچال پری زنی فراطبیعی و زیبا است که پاهای آن در جهت برعکس قرار دارد.
مردم بیشتر، پیچال پری ها را موجوداتی آسیب رسان می دانند.
بخش نخست واژه یعنی پیچال در هندی به معنی پیچیده و وارونه است بخش دوم واژه یعنی پری همان پری فارسی است.
تام پری (به انگلیسی: Tom Perry) بازیکن فوتبال زادهٔ 01870 ۱۸۷۰ اهل کشور انگلستان بود که سابقهٔ بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامهٔ خود دارد. وی در تاریخ 01898-03-28 ۲۸ مارس ۱۸۹۸ تنها بازی ملی خود را در مقابل تیم ملی فوتبال ولز انجام داد.
تایلر پری (انگلیسی: Tyler Perry؛ زادهٔ ۱۳ سپتامبر ۱۹۶۹(1969-09-13)) یک هنرپیشه، کارگردان، فیلم نامه نویس، نمایش نامه نویس، تهیه کننده، پدیدآور، و ترانه سرا اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۹۲ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم های معروف او می توان به بازی در فیلم دختر گم شده اشاره کرد.
تپه پری
این تپه در دهستان پری (پیروز) از توابع شهرستان ملایر و بخش زند واقع شده است. در سال ۱۳۴۹ برای اولین بار به طور رسمی حفاری شد و منجر به پیدایی قبور مربوط به هزاره اول میلادی گردید. قرار گرفتن اسکلت در درون قبر به این شکل بود که مرده روی بازوی چپ و یا راست (بسته به زمان دفن مرده) قرار داده می شد، به طوری که زانوها خم می شد و دست ها روی سینه قرار می گرفت. قراین و شواهد نشان می دهد که طرز تدفین مرده ها ارتباط مستقیم با سمت استقرار خورشید در آسمان داشت و سعی بر این بود که صورت جسد رو به خورشید قرار گیرد. پیدایش قبور در این تپه همچنین نشان می دهد که ظروف و تزئیناتی از قبیل دست بند، گردن بند و انگشتر را، که در زمان حیات با شخص بوده است همراه جسد دفن می کردند. ارتفاع تپه در حدود ۱۵ متر است و در ۲۰۰ متری جاده آسفالته اراک - ملایر واقع شده است. به رغم قدمت تاریخی این تپه و ارزش باستان شناسی آثار به دست آمده از آن، هنوز هم این مکان به ثبت نرسیده و از آن استفاده باستان شناسی یا جهانگردی نمی شود.
تپه توره ریز تنگ پری مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان دلفان، بخش کاکاوند، روستای تنگ پری سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۷۷۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه قبرستان پری مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان ماهنشان، بخش مرکزی، دهستان اوریاد، شمال روستای پری، چسبیده به خانه های روستا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۵۸۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های پری

پری (به انگلیسی: Fairy) موجودی کوچک، تخیلی و انسان نماست.
• نشانه شناسی:پری صاحب جادو، نماد قدرت های خارق العادهٔ روح و یا ظرفیت های طرارانهٔ تخیل است. پری می تواند تغییر شکل دهد و در یک آن بالاترین آرزوها را به ثمر برسناد یا تغییر دهد. شاید پری نشانهٔ قدرت های انسان در ساختن ذهنیِ برنامه هایی است که نتوانسته عیناً به تحقق برساند.» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با پری

پری در جدول کلمات

پری
حور
پری و انباشتگی
اکندگی
ساخته فرخ غفاری با بازی پری صابری | محمدعلی کشاورز و••• در سال 1343
شب قوزی

معنی پری به انگلیسی

full (اسم)
پری ، فول
repletion (اسم)
انباشتگی ، تکمیل ، پری ، پرسازی
glut (اسم)
پر خوری ، پری ، اشباع ، عرضه بیش از تقاضا ، زیادی خون
fullness (اسم)
سیری ، پری ، سرشاری
elf (اسم)
جن ، پری
fairy (اسم)
جن ، افسون گری ، پری ، ساحره
day before yesterday (اسم)
پری
peri (اسم)
پری
pixie (اسم)
پری ، ادم بازیگوش و خطرناک ، پریزادی که در ماهتاب میرقصد
suffusion (اسم)
پری ، اشباع ، زیر ریزی
fay (اسم)
جن ، پری
pixy (اسم)
پری ، ادم بازیگوش و خطرناک ، پریزادی که در ماهتاب میرقصد

معنی کلمه پری به عربی

پری
جني , جنية

پری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی پری

مجتبی عیوض صحرا ٢٠:٥٢ - ١٣٩٦/٠٦/٠٣
این واژه فارسی است و peri،perry برگرفته شده از واژه ی فارسی است!
مؤنث جن،زن زیبا و...
|

ابوالفضل عسکری ١٧:٤٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
موجودی افسانه ای
|

ارتیسا ١٧:٥٤ - ١٣٩٧/١٢/٢٣
نام موجود بال دار وزیبا و خیالی
|

ساناز ٢١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦
پری در فارسی میانه به صورت پَریک یا پَریگ (ساحره و جادوگر) و در سغدی (پری، دیو مؤنث) آمده است.

اختلاف نظر دربارۀ ریشه پری
دربارۀ ریشه و اشتقاق و معنی این واژه اختلاف نظر وجود دارد. مثلاً بارتولمه پئیریکا را صورت مؤنث پرکه می‌داند و با قیاس با واژۀ هندی باستان پرکیه (دشمن) آن را زن بیگانه معنا کرده است. برخی واژۀ پئیریکا را از ریشه هند و اروپایی پله و به معنای پرکردن و انباشتن و آن را دیوْزنِ خواهش و شهوت می‌پندارند. گری پئیریکای اوستایی را به معنای احاطه کننده گرفته، که بعدها در تحول معنایی به �افسونگر و جادوگر� تبدیل شده است

پَری : پَری، موجودی وهمی ماورای‌طبیعی در اندیشه و باورهای مردم جامعه‌های کهن سنتی ایران . پری در آغاز و در دورۀ تاریخ اساطیری ایران از ایزد بانوان باروری و زایش بود که در دین مزدیستا جنبه اهریمنی گرفت و به صورت موجودی فریبکارِ ناخجسته درآمد. از آن پس، رفته رفته در فرهنگ و ادب فارسی دوباره نقش نیک و منش بهی خود را بازیافت.

پَری:1 - مؤنث جن ، که به صورت زنی زیبا تصور می شود. 2 - نوعی پارچة بسیار لطیف .

پَری : زن زیبا فرشته جن حور حوری

پَریا: زن زیبامانندپری

پَریسان : مانندپری دختری که مثل پری زیباست بانویی زیباچون پری





|

پیشنهاد شما درباره معنی پری



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید > آچمز
رضاخانی > substituted
منصورامامی.کردستان.سقز > تیام
تارا > یامین
نوال > آچمز
امیرحسین خفن زاده > dance on piano keyboard
AFSANE > گنگ
نازنین > god bless you

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پری جن   • پری آسمانی   • پری واقعی   • پری فیلم   • اسم پری   • پری بالدار   • معنی پری   • عکس جن و پری واقعی   • مفهوم پری   • تعریف پری   • معرفی پری   • پری چیست   • پری یعنی چی   • پری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پری
کلمه : پری
اشتباه تایپی : ~vd
آوا : pari
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس پری : در گوگل


آیا معنی پری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )