برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

پشته

/poSte/

مترادف پشته: تپه، تل، فلات، کومه، کوهپایه، ناهموار

معنی پشته در لغت نامه دهخدا

پشته. [ پ ُ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) مقداری که با پشت توان برداشت. هر چیز که بر پشت گیرند از هیمه و جز آن. کوله. کوله بار. بار :
شب زمستان بود کپی سرد یافت
کرمک شب تاب ناگاهی بتافت
کپیان آتش همی پنداشتند
پشته ٔ هیزم بدو برداشتند.
رودکی (از کلیله و دمنه ).
روز دگر آنگهی بناوه و پشته
در بن چرختشان بمالد حمال.
منوچهری.
بیرون آمدند هر یکی پشته ٔ نی بگردن برنهاده و اندر هر پشته ازآن شمشیری مجرد... ایشان همچنان اندرشدند با آن پشته ها. (تاریخ سیستان ).
دسته ٔ گل گر ترا دهد تو چنان دانک
دسته ٔ گل نیست آن که پشته خاراست.
ناصرخسرو.
بر بناگوشی که رنگ او بچشم عاشقان
دسته دسته گل نمودی پشته پشته خار شد.
سوزنی.
گفت بلی روزی چهل شتر قربان کرده بودم... بگوشه ٔ صحرائی برون رفتم و خارکنی را دیدم پشته ٔ خار فراهم آورده. (گلستان ). چون بشهر رسیدند کودکی را دیدند پشته ٔ هیزم آنجا نهاده وی را مشاهده کردند. (قصص الانبیاء ص 179). || ارتفاعی نه بس بلند از زمین. بلندی. تل ّ. (حبیش تفلیسی ). زمین بلند. تپه. توده. نجد. ربو. (منتهی الارب ). ربوه. رابیة. رباوة. رباة. حَودَله. حَجب. عَقبة. هضبة. اکمه. تلعه. ثنیة. ظَرب. یَفَع. یفاع. زَمَعة. ذریحة. کلندی. کلد. قارَة. قَرز. عفازة. صَوعة. دفدفه. دف ّ. قُتائدة. فرق. فرط. بنجة. (منتهی الارب ). جرداحة. جرداح :
از کوه تابکوه بنفشه ست و شنبلید
از پشته تا به پشته سمن زار و لاله زار.
فرخی.
چنان شد ز ایرانیان روی دشت
ز کشته بهر سوی چون پشته گشت
همه دشت پای و سر و کشته بود
ز کشته بهر سوی در پشته بود.
فردوسی.
بکشتند چندان ز توران سپاه
که از کشته شد پشته تا چرخ ماه.
فردوسی.
بسی دیو در دست او کشته گشت
ز کشته بسی دشت چون پشته گشت.
فردوسی.
چو پشته گشته از آن کشته پیش روی امیر
فراخ دشتی چون روی آینه هموار.
فرخی.
اینک همی رود که به هر قلعه برکند
از کشته پشته پ ...

معنی پشته به فارسی

پشته
کوله بار، باری که بتوان آنرابرپشت گذاشت، تپه
( اسم ) ۱- پشتواره . ۲- ارتفاعی نه بس بلند از زمین تل تپه توده نجد ربو . توضیح پشته درست بهمان معنی ( نجد ) که معمولا فلات گویند در پارسی دری و در بعضی لهجه های ایران ( از آن جماه لهج. شهمیرزادی ) بکار رفته است . ۳- کوز ( در زراعت ). یا از کشته پشته ساختن . بسیار کشتن . یا پشت. قنات . مسافت میان دو میل. چاه در قنات . یا دو یا سه پشته ایستادن . در دو صف یا سه صف و بدو تن یا سه تن ایستادن .
نام یکی از قرا آمل مازندران
[ridge] [علوم جَوّ] ناحیه ای کشیده در جوّ زمین با فشار هوای نسبتاً زیاد
[ گویش مازنی ] /peshte/ کوله بار - مجازا به معنی: زیاد و بیش از حد ۳واحد بسته بندی به اندازه ی یک کوله بار & پشت سر - راه پشتی ۳بی راهه & مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر - نام مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
نام قدیم پشته دربارفروش مازندران
( مصدر ) فرو ریختن قسمتهایی از سقف و دیوار قنات واریز کردن قنات .
[ گویش مازنی ] /peshte baal/ بالای شانه، از ناحیه ی پشت
[ گویش مازنی ] /peshte ban/ تکیه گاه – نقطه ی اتکا - کمک ۳زیر و رو
( مصدر ) پشته پشته کردن زمین برای بعض کشت ها چون سیب زمینی .
[windrow] [مهندسی محیط زیست و انرژی] مواد فسادپذیر انباشته شده در حجم زیاد
[ گویش مازنی ] /peshte peshte/ گروه گروه - بیش از اندازه – بیش از حد
[ گویش مازنی ] /peshte tok/ لب بالایی ...

معنی پشته در فرهنگ معین

پشته
(پُ تِ) (اِمر.) ۱ - کوله بار، پشتواره . ۲ - تل ، تپه . ۳ - مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد. ۴ - فاصلة میان دو چاه قنات .

معنی پشته در فرهنگ فارسی عمید

پشته
۱. باری که آن را به پشت بتوان برداشت، پشتواره، کوله بار.
۲.تل، تپه.
۳. فاصلۀ میان دو چاه، قنات.
تپه و تودۀ ریگ، پشتۀ ریگ.

پشته در دانشنامه اسلامی

پشته
مقدار بار قابل حمل با پشت را پشته گویند. از آن به مناسبت در باب تجارت یاد شده است.
فقها به مناسبت بحث معلوم بودن کالای وزنی یا پیمانه ای در معامله گفته اند: فروش کالا مانند نی و هیزم به صورت پشته به جهت نامعلوم بودن آن، صحیح نیست.



پشته در دانشنامه ویکی پدیا

پشته
پشته (به انگلیسی: stack) یکی از انواع داده ساختارها (ساختمان داده) است و برای ذخیره و بازیابی داده ها کاربرد دارد. پشته در طراحی و پیاده سازی سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری، فراوان به کار می رود. شیوهٔ عملکرد پشته بر اساس سیاست LIFO است.
بخش کد (شامل کد برنامه)
پشته
بخش داده (داده + بی اس اس + هیپ)
آرایه صف گشایی توده لیست پیوندی صف پشته
در حقیقت پشته، یکی از سه بخش تخصیص یافته به یک برنامه در حال اجرا در حافظه (RAM) می باشد. پس از اجرای هر برنامه کاربردی آن برنامه برای پردازش توسط پردازشگر، به سه بخش در حافظه تقسیم شده و ذخیره می گردد تا در دسترس پردازشگر قرار بگیرد. این سه بخش شامل موارد زیر هستند:
LIFO کوتاه شدهٔ عبارت Last In First Out (آخرین ورودی از همه زودتر خارج می شود) است. این سیاست اساس کار پشته ها را تشکیل می دهد و به مفهوم آن است که آخرین دادهٔ ذخیره شده در پشته، نخستین داده ای است که بازیابی می شود.
پشته ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پشته (تایباد)
پشته (رودبار)
پشته (طوالش)
پشته (کامیاران)
پشته (کرمان)
پشته، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش در استان گیلان ایران است.
پشته (تایباد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ایران است.
روستای پشته دارای آب و هوای مطبوع کوهستانی و آب مناسب. وجود مناطق سرسبز و باغات میوه باعث جذابت و زیبای طبیعی این منطقه شده است. روستای پشته در فاصله ۲۷۵ کیلومتری مشهد و نیز در فاصله ۵۴ کیلومتری شمال غربی شهرستان تایباد قرار گرفته است. همچنین ۲۶ کیلومتری کرات واقع گردیده است و از شمال به حوزه روستای شیزن، از غرب و جنوب به ارتفاعات خواف، از شرق به روستای ایله و از غرب به جوزقان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با پشته

پشته در جدول کلمات

پشته
ریوه , تپه
پشته بلند
تل
پشته بلند برآمده از زمین
تپه
پشته خاک
تل
پشته علف
کاره
پشته مرتفع
کتل
تپه ها و پشته ها
اکام
زمین پشته پشته
رواد

معنی پشته به انگلیسی

stack (اسم)
توده ، دسته ، بسته ، پشته ، دودکش ، کومه ، خرمن ، قفسه کتابخانه
heap (اسم)
توده ، انبوه ، گروه ، جمعیت ، پشته ، کومه ، کپه
hill (اسم)
توده ، پشته ، تپه ، ماهور ، تل
eminence (اسم)
بلندی ، بزرگی ، تعالی ، پشته ، برجستگی ، بر امدگی ، مقام ، عالیجناب ، جاه ، علی ، علو
mound (اسم)
خرپشته ، پشته ، تپه ، ماهور ، بر امدگی
barrow (اسم)
توده ، چرخ دستی ، چرخ دوره گردها ، کوه یخ ، زنبه ، قطعه عظیم یخ ، پشته ، کوه ، تپه ، خاک کش ، خنازیر ، ماهور
embankment (اسم)
پشته ، خاک ریزی ، دیوار خاکی
hillock (اسم)
پشته ، برامدگی در سطح صاف ، تپه کوچک ، گریوه ، پرندک
knap (اسم)
قله ، نوک ، پشته ، بالای تپه
rick (اسم)
توده ، پشته ، پیچ ، کومه ، پیچ خوردگی
toft (اسم)
بلندی ، پشته ، خانه رعیتی ، تپه کوچک ، عرصه خانه ومتعلقات ان
hummock (اسم)
پشته ، تپه گرد ، برامدگی زمین در مرداب
monticule (اسم)
پشته ، تپه کوچک اتش فشانی

معنی کلمه پشته به عربی

پشته
تل , حاجز , رابية , کومة
کومة

پشته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بار سنگینی که بر پشت می گذارند و حمل می کنند
ام باشته.هم پشته.دوباره پشته ای دیگر
Posh tah
فرید
تل
علی باقری
پشته: همان انباری چاه جذبی (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پشته در ساختمان داده   • برنامه پشته در c++   • معنی کلمه پشته   • پشته چیست   • پیاده سازی پشته در c++   • پیاده سازی پشته با آرایه   • پشته در جدول   • پیاده سازی پشته با لیست پیوندی   • معنی پشته   • مفهوم پشته   • تعریف پشته   • معرفی پشته   • پشته یعنی چی   • پشته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پشته
کلمه : پشته
اشتباه تایپی : ~aji
آوا : poSte
نقش : اسم
عکس پشته : در گوگل

آیا معنی پشته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )