برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1318 100 1

پلت

/palat/

معنی پلت در لغت نامه دهخدا

پلت. [ پ َ ل َ ] (اِ) نام گونه ای از درخت افرا. چوب آن از تبریزی محکم تر و برای بنا بکار میرود و در جنگلهای مازندران و گیلان از آن بسیار است این کلمه در گیلان و دررودسر و رامسر و شهسوار به آسر اَنسینْی گفته میشود و در لاهیجان و دیلمان به سفیدار و در کلارستاق و گیلان به شیردار و نامهای دیگر آن گندلاش (در آستارا) و پلاس (در کوه درفک ) بستام و بسکام و بُسکم ُ (در طوالش ) و بلَس (در لاهیجان ).

پلت. [ پ َ ل َ ] (اِ) قسمی ماهی خوراکی که در بحر گیلان صید میشود. این ماهی را بزبان گیلکی سَسه ِ گویند و آن با ماهی کپور تقریباً هم وزن و از حیث جثه نیزهمانند است کلمه ٔ سَس در بیشتر نقاط گیلان بمعنی «بی نمک و بی مزه » است و بعید نیست بمناسبت اینکه گوشت آن دارای طعم و مزه ای نیست این نام بدو داده شده باشد،در دهانه ٔ سفیدرود و حسن کیاده آن را پَلَت َماهی می نامند که بمعنی پولادماهی باشد. (از مقاله ٔ ماهیهای دریای خزر که نام گیلکی دارند نگارش منوچهر ستوده ).

پلت. [ پ ِ ] (اِخ ) نام موضعی در کیلیکیه ٔ قدیم. (ایران باستان ج 2 ص 999).

پلت. [ پْل ُ / پ ِ ل ُ ] (اِخ ) پلوتوس. از شعرای فکاهی باستانی روم. وی آثار قلمی خود را در صحنه بموقع تماشا میگذاشت و ریاست هیأتی از بازیگران را هم عهده دار بود و در اکثر بازیهای تماشاخانه شخصاً انبازی میکرد و از این راه ثروتی عظیم بدست کرد ولی اقبال وی چندان وفاداری نکرد وکار او بجائی رسید که مزدور آسیابانی شد و عاقبةالامر به شغل اول رجوع کرد. وی قریب 120 مضحکه نوشته که 20 مضحکه از آنها اکنون در دست و مشهور است که مُلیِر اکثر آنها را تقلید کرده است. مولد وی بسال 227 ق.م. و وفات در183. (قاموس الاعلام ترکی ذیل پلاوتوس ).

معنی پلت به فارسی

پلت
( اسم ) ۱- درختی از تیر. افراها که جزو تیره های نزدیک بگل سرخیان است و در سراسر جنگلهای خزر وجود دارد . برگهایش پنجه یی است گندلاش پلاس بستام بلس . ۲- سفیدار ۳- شیردار
[ گویش مازنی ] /pelat/ زمین شیب دار زراعتی که خورشید به آن کم بتاید - مزرعه ای در مغرب بالا جاده ی کردکوی & افرا
[ گویش مازنی ] /palat ben/ یکی از مراتع کوهستانی منطقه ی تنکابن
[ گویش مازنی ] /palat haal/ نهال جوان افرا
[ گویش مازنی ] /palat daar/ درخت افرا & از مراتع نشتای حوزه ی شهر عباس آباد
[ گویش مازنی ] /pelet daarbon/ یکی از روستاهای تنکابن
[ گویش مازنی ] /palat rishe/ از مراتع لنگای حوزه ی عباس آباد
[ گویش مازنی ] /palate goosh/ کسی که گوش های پهن و بزرگ دارد
[ گویش مازنی ] /palat gooshak/ نوعی قارچ خوراکی که در اطراف و بدنه ی درخت افرا روید
[ گویش مازنی ] /palat haal/ از اماکن مسیر راه تنکابن به سه هزار
[ گویش مازنی ] /pelet haale/ از توابع دهستان سه هزار تنکابن
[ گویش مازنی ] /palat haait/ از مراتع نشتای شهر عباس آباد
[ گویش مازنی ] /palat valg/ برگ درخت افرا
[ گ ...

معنی پلت در فرهنگ معین

پلت
(پَ لَ) ۱ - درختی از تیرة افراها که جزو تیره های نزدیک به گل سرخیان است و در سراسر جنگل های خزر وجود دارد. برگ هایش پنجه ای است ، گندلاش ، پلاس ، ستام ، بلس . ۲ - سفیدار. ۳ - شیردار.

معنی پلت در فرهنگ فارسی عمید

پلت
۱. نوعی ماهی شبیه ماهی کپور که در دریای خزر صید می شود. &delta، به گیلکی سسه می گویند.
۲. [قدیمی] = سپیدار

پلت در دانشنامه ویکی پدیا

پلت
پلت، سیاه پلت، بَلَس، بَسکم (نام علمی: Acer velutinum) نام یک گونه از سردهٔ افرا است.Acer insigne Boiss. & Buhse Acer insigne var. glabrescens Boiss. & Buhse Acer insigne f. glabrescens (Boiss. & Buhse) Schwer. Acer insigne var. longiloba Bornm. Acer insigne var. obtusiloba Freyn & Sint. Acer insigne f. perckense Schwer. Acer insigne var. van-volxemii (Mast.) Pax Acer insigne var. velutinum (Boiss.) Boiss. & Buhse Acer insigne f. velutinum (Boiss.) Bornm. Acer pseudoplatanus var. van-volxemii (Mast.) Wesm. Acer pulchrum G.Nicholson Acer van-volxemii Mast.
پلت در جنگلهای شمال کشور از آستارا تا مینو دشت و از جلگه تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری از سطح دریا پراکنش دارد. بیشترین تجمع آن را می توان در شهرستان آستانه اشرفیه در زمینی به مساحت ۱۱٫۵ هکتار یافت.
ارتفاع این درخت ۳۰ متر و قطر تنهٔ آن به ۲۴۰ سانتی متر می رسد که نمونه آن در این شهرستان قابل دیدن است
زمان گلدهی فروردین- اردیبهشت است. این گونه با هدف تولید چوب و احیای عرصه های جنگلهای مخروبهٔ شمال کشور تولید می گردد. با توجه به گستردگی تاج این گونه، فاصلهٔ کاشت را ۳*۳ انتخاب می کنند این گونه می تواند پوشش تاجی خوبی ایجاد نماید. به دلیل احتیاج به رطوبت کافی در سایر نقاط کشور قابل توسعه نمی باشد.
عکس پلت
پلت آدامز (انگلیسی: Platt Adams؛ ۲۳ مارس ۱۸۸۵ – ۲۷ فوریه ۱۹۶۱) ورزشکار دو و میدانی اهل ایالات متحده آمریکا بود.
وی در مسابقات کشوری و بین المللی در مجموع برندهٔ ۱ مدال طلا و ۱ مدال نقره شده است.
پلت اسنتر(به انگلیسی: Platte Center) شهری در ایالت نبراسکا کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۳۳۶ نفر بوده است.
فهرست شهرهای نبراسکا
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با پلت

پلت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
به ضم پ و ل در لهجه محدوده ازغندِ مهولات ( خراسان رضوی ) صفتی است برای وضعیتی مغرورانه از نشستن یا ایستادن اشخاص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت پلت   • پلت عروس هلندی   • دستگاه پلت   • درخت پلت   • پلت مرغ مینا   • طرز تهیه چی پلت   • پلت دارویی چیست   • پلت چیست   • معنی پلت   • مفهوم پلت   • تعریف پلت   • معرفی پلت   • پلت یعنی چی   • پلت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پلت
کلمه : پلت
اشتباه تایپی : ~gj
آوا : palat
نقش : اسم
عکس پلت : در گوگل

آیا معنی پلت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )