انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1045 100 1

پندار

/pendAr/

مترادف پندار: اندیشه، انگار، ایهام، پنداشت، تصور، توهم، خیال، ظن، فرض، فکر، گمان، وهم

معنی اسم پندار

اسم: پندار
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: فکر، اندیشه، وهم، گمان، ریشه پنداشتن

معنی پندار در لغت نامه دهخدا

پندار. [ پ ِ ] (اِمص ، اِ) تکبر و عجب را گویند. (برهان قاطع). و بمعنی... خود را بزرگ پنداشتن نیز آمده است. (برهان قاطع). بادسری. خودبینی. باد. برمنشی. خودپسندی. خودپرستی. نخوت. پغار. منی. برتنی. (مقابل فروتنی ). بزرگ خویشتنی. (کیمیای سعادت ). خویشتن بینی.کبر. استکبار. خودفروشی. بالش. خودنمائی. خودستائی.خودخواهی. بطر : نور من در جنب نور حق ظلمت بود عظمت من در جنب عظمت حق عین حقارت گشت عزت من در جنب عزت حق عین پندار شد. (تذکرةالاولیاء عطار).
ای بر در بامداد [ کذا ] پندار
فارغ چو همه خران نشسته
نامت بمیان مردمان در
چون آتشی از خیار جسته.
انوری.
برو پیل پندار از کعبه ٔ دل
برون ران کز این به وغائی نیابی.
خاقانی.
چو خطبه ٔ لمن الملک بر جهان خواند
برون برد ز دماغ جهانیان پندار.
ظهیر (از فرهنگ سروری ).
گرچه حجاب تو برون از حد است
هیچ حجابیت چو پندار نیست.
عطار.
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست.
عطار.
چون همه ٔ رخت تو خاکستر شود
ذرّه ٔ پندار تو کمتر شود.
عطار.
یکی را که پندار در سر بود
مپندار هرگز که حق بشنود.
سعدی.
نبیند مدعی جزخویشتن را
که دارد پرده ٔ پندار در پیش.
سعدی (گلستان ).
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده ٔ پندار بماند.
حافظ.
رندی ئی کان سبب کم زنی من باشد
به ز زهدی که شود موجب پندار مرا.
اوحدی.
بندگی طاعت بود پندار نی
علم دانستن بود گفتار نی.
امیرحسینی سادات.
فرمودند کار صاحب پندار در این راه بغایت مشکل است. (بخاری ). || خیال و تصور. (برهان قاطع). گمان. خیاله. تخیل. ظن. وهم. حَسبان. (منتهی الارب ). ترجمه ٔ هومت به پندار نیک ، خوب نیست و پنداشت نیک بهتر است. پندار بمعنی پنداشت و بمعنی کبر و عجب در فردوسی نیامده است. و در دو جا که در لغت نامه ها استشهاد کرده اند یکی غلط و مصحّف بیدار است و دیگری از ابیات الحاقی است :
بتو حاجت آنستم ای مهربان
که پندار باشی و روشن روان.
فردوسی.
ز دشمن چه آید جز اینها بگوی
جز این است آیین و پندار اوی.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص 1638 س 23 در ابیات الحاقی ).
پای برفتار یقین سر شود
سنگ به پندار یقین زر شود.
نظامی.
بخسرو بیش از آنش بودپندار
کزان نیکوترش باشد طلبکار.
نظامی.
لیکن ار کس حریف پنداری
عقل طعن آورد براین پندار.
خاقانی.
گفت کان شهباز در نسرین گردون ننگرد
بر کبوتر پر گشاید اینت پنداری خطا.
خاقانی.
هر جا که در ره آمد لاف یقین بسی زد
لکن نصیب جانان پندار یا گمان نیست.
عطار.
به پندار نتوان سخن گفت زود
نگفتم ترا تا یقینم نبود.
سعدی.
ندیدم چنین نیک پندار کس
که پنداشت عیب من اینست و بس.
سعدی.
مشو غرّه بر حسن گفتار خویش
بتحسین نادان و پندار خویش.
سعدی (گلستان ).
|| فکر. (برهان قاطع). اندیشه :
صد چون مسیح زنده ز انفاسش
روح الامین تجلی پندارش.
ناصرخسرو.
|| معنی پندار در اشعار ذیل معلوم نیست و شاید در بعض آنها ریاء و چشم دیدی باشد :
چه زنار مغ در میانت چه دلق
که در پوشی از بهر پندار خلق.
سعدی.
ای بناموس کرده جامه سفید
بهر پندار خلق و نامه سیاه.
سعدی (گلستان ).
|| پنداشتن. || (فعل امر) امر از پنداشتن و بر این قیاس ، پنداشت. (فرهنگ رشیدی ). || (نف مرخم ) مخفف پندارنده : نیکوپندار؛ نیکوپندارنده.

پندار. [ پ َ ] (اِخ ) پیندار. بزرگترین شاعر غزل سرای یونان متولد در سی نوسفال (441-521 ق. م.). مجموعه ٔ اشعار وی بنام اپی نی سیا در ستایش پهلوانان فاتح مصارعات و مسابقات یونانی است. تهور در افکار و استعارات و حسن تألیف و برجستگی و علو انشاء و کثرت تشبیهات از صفات ممتازه ٔ غزلیات اوست معذلک اشعار وی گاهی از ابهام و اطناب خالی نیست.

پندار. [ پ ِ ] (اِخ ) در کتاب احوال و اشعاررودکی تألیف سعید نفیسی آمده است : کمال الدین ابوالفتح پنداربن ابونصر خاطری رازی شاعر معروف زبان پهلوی و مداح مجدالدوله ٔ دیلمی (387-420 هَ. ق.) بوده ودر سال 401 درگذشته است. رجوع کنید به مجمعالفصحاء ج 1 ص 171. گذشته از هفده بیتی که در آنجا بنام پندار آمده است این ابیات نیز از او در سفینه ها ثبت شده :
مرا گویند زن کن زانکه اندر دل هلاک آئی
عروسک پر جهیزک پر ز جامه طمطراک آئی
نخواهی زن نخواهی زن که نه مه بگذرد حالی
رید برریش تو گرچه زمان دیک و داک آئی.
و این قصیده که در کتاب مونس الاحرار بنام او آمده تحریف بسیار در آن راه یافته و درست مفهوم نیست ولی در این مورد ثبت کردم که شاید بعد تصحیح کرده آید:
خور رنگین و ماهک سروبالا
ابا لای توام بر سرو بالا
کی اج دیمت نمو بکنج نافش
ببالایت نمو سرو ایچ بالا
سهای بشن و بالای تو داره
دل پردرد و میشم خیره بالا
ونفشه فرشقاقت بنده فربند
هلاله فرد هارت لایه ورلا
به آن بربندت اسرم بوشانید
بلا فرلاتیه لایم پراج لا
مرا خانه کیش دوشارر در دل
ترا فرسیم زاره عنبر آلا
همان دو غالیه در سیمت آلو
مراسی زعفران فرزرت آلا
بیار دیم من کن دیم تو دست
بمهرآج دل بهل جنگ وولالا
بدامان عنبرین بخط مشکین
بدسته نرگسی بچشم شهلا
بنش تو کنه شمشاد نازش
بچشم تو کنه جادو تولا
تولا بتو کردش این دل ریش
چرا داری بتیمارش تو ولا
فراسرم گر کنند ورزیگران کشت
ز می نبهلند کامی بکالا
نخته چشمکان فامانک و پروین
همه شف می برم تا روج ویلا
ار از من که دانستی بگیهان
گرم دو شارنه کردی بدولا
چنین کت مارکی من رفتمی راست
اگر بنه شه ای دینم بجولا
چو سویه ٔ بوسین راز من ایکون
فر آورده سها بسهرش الا
مرا بیننده فرخان واک مدار
که پر کردش سها مولی بمولا
سهای فادلم هم خواب و خورده
بروش خواف چشمانم دکرلا
منی کم هم نشین دزومینه دوشار
که چشمش بمنه گوشش بکالا
مرا کت دوست کج من طبع بر
وجینم دو رویه لولوی لالا
گتم ببوسکیجی هم کنی منع
گتش من بکنم ایکون تو می لا
منم چون کشتی و موج و غرقاب
تبه لنگر شیه صبرم سجلا
دجلای سخن چشم قوافی
یکی دهم دگر ضد نعم لا
دلا کردیش حسنت لا ملف نی
تمامه بالف بکن تو مبرا
گنه هر کس نباشد در و یاقوت
دشهرش نهلند فاروز و دیغا
دیغاکت هلاله سر بسر کوه
دوشی کته بنفشه سر بسر پا
بگرزن گرد نرگس جام زرین
دو گل دیمه نمو اج مهد مینا
هناخوه جنده واپوشی که ابیون
بیرزه به حریر و وید بویا
ونفشه فاشقاق اروج هم تست
عقیق سرخه فاشیر وجه همتا
این پهلوی نیزبنام او در کتاب المعجم آمده :
مشکین کلکی سروین بالائی
وا دو چشم شهلا و چه شهلائی.
و هم این بیت در آن کتاب بنام اوست :
دیم من و دیم دوست آن اشایه این اج درد
چونان گل دو دیمه نیم سرخ ونیم زرد.
و نیز این بیت همانجا بنام اوست :
نایا خو نکوئی که منی را
بولم و اتو دوا اواج یاسه.
این دو بیت در همان کتاب بنام او آمده است :
ای همه فرو تابید زمانه
ولایت بتواج هروی مصفا
سنانش در دل دشمن نشینه
دی دل و کیان را در ننه پا.
این بیت نیز در فرهنگ جهانگیری بنام اوست :
لحن اورامن و بیت پهلوی
زخمه ٔ رود و سماع خسروی.
درباره ٔ نام او نیز اشکالی هست و آن این است که در بیشتر کتابها بندار نوشته اند و در چند جا پندار آمده ولی ظهیر فاریابی جائی در مفاخرت می گوید:
در نهان خانه ٔ طبعم بتماشا بنگر
تا ز هر زاویه ای عرضه دهم پنداری.
و پیداست که در این شعر اشارت به او کرده و کلمه ٔ پندار را به هر دو معنی آورده یعنی معنی حقیقی از پنداشتن بمعنی وهم و گمان و هم اشاره بنام این شاعر کرده و از این جا پیداست که نام او پندار بوده است و اگر در کتابها بندار نوشته اند به املای قدیمی و به رسم الخط سابق بوده که پ را هم یک نقطه میگذاشته اند. مؤلف کشف الظنون کتابی بنام منتخب الفرس در لغت فارسی به او نسبت داده است. (کتاب احوال و اشعار رودکی تألیف نفیسی ج 3 صص 1140-1143). در قاموس الاعلام ترکی آمده است : کمال الدین رازی یکی از شعرای ایران و از اهل ری بود. در اوائل قرن پنجم هجری میزیست و به مجدالدوله پسر فخرالدوله دیلمی انتساب داشت اسماعیل بن عباد وی را تربیت کرد خواجه ظهیر فاریابی او را ستوده. به زبان عربی و فارسی و لهجه ٔ دیلمی اشعار سروده است این رباعی از اوست :
از مرگ حذر کردن دو روز روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نیست در او مرگ روا نیست
- انتهی. و نیز رجوع به بندار شود.

پندار. [ پ ِ ] (اِخ ) شیخ... الکردی السبحانی. یکی از اجداد شیخ زاهد تاج الدین ابراهیم گیلانی مرشد شیخ صفی الدین جد پادشاهان صفوی است. (از حبیب السیر چ طهران جزو 4 از ج 3 ص 325).

معنی پندار به فارسی

پندار
اندیشه، گمان، خیال، تصور، عجب، غرور، تکبر
( اسم ) ۱- گمان ظن وهم . ۲- سوئ ظن بدگمانی . ۳- فکر اندیشه . ۴- خود را بزرگ پنداشتن خودبینی خود پسندی .
یکی از اجداد شیخ زاهد تاج الدین
( اسم ) جهل مرکب .
[business idea] [آینده پژوهی و آینده نگری] اندیشه و رویکرد حاکم بر یک سازمان که رمز موفقیت آن در عرصۀ رقابت به شمار می رود، اما چه بسا خود مانع از شکل گیری یا تداوم کامیابی شود
آنکس که پندار و اندیشه ناپخته دارد
اندیشه کننده در غور چیزها .
( صفت ) آنکه خطا پندارد خطا کار .
خوش بین . نیک اعتقاد . نیک باور

معنی پندار در فرهنگ معین

پندار
(پِ یا پَ) (اِ.) ۱ - گمان . ۲ - سوءظن . ۳ - اندیشه . ۴ - خودبینی .

معنی پندار در فرهنگ فارسی عمید

پندار
۱. گمان، خیال، تصور: مشو غرّه بر حُسن گفتار خویش / به تحسین نادان و پندار خویش (سعدی: ۱۷۵).
٢. اندیشه.
۳. (بن مضارعِ پنداشتن و پنداریدن) [قدیمی، مجاز] = پنداشتن
٤. پندارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): دورپندار، نیکوپندار.
٥. (اسم مصدر) [قدیمی، مجاز] عُجب، غرور، تکبر، خودبینی: نبیند مدعی جز خویشتن را / که دارد پردۀ پندار در پیش (سعدی: ۸۹).
غلط پندارنده ، آن که اشتباه فکر می کند: گر غلط پندار پنداری که هستم، نیستم / خاک در چشم غلط بین غلط پندار زن (سوزنی: ۴۰۴).

پندار در دانشنامه ویکی پدیا

پندار
پـِندار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
به معنی اندیشه یا وهم
پیندار، یکی از شاعران برجسته یونان باستان
پندار (رمان)، رمان آمریکایی
پندار (به انگلیسی: Illusions: The Adventures of a Reluctant Messiah) عنوان رمانی است نوشتهٔ نویسنده آمریکایی ریچارد باخ.
داستان این کتاب در مورد منجی به نام شیمودا می باشد که راوی داستان در سفری که با هواپیمای کوچک خود می کرده است به صورت اتفاقی با شیمودا آشنا می شود که ریچارد راوی داستان بعد از آشنای شیمودا اصول مهمی را از شیمودا یادمی گیرد.
این کتاب توسط لادن جهانسوز به فارسی ترجمه شده است. نام این کتاب در برخی از ترجمه ها، «اوهام» برگردانده شده است.
گفتاوردی از رمان پندار که در پشت جلد برخی نسخه ها آمده:
پندار آرزومندانه (به انگلیسی: Wishful thinking) یعنی شکل گیری یک باور و تصمیم گیری برپایهٔ مطالبی که شاید خوشایند به نظر آیند، ولی به دور از شواهد و منطق و واقعیّات هستند. مطالعات گوناگون نشان داده که در شرایط برابریِ تمام عوامل دیگر، افراد دارای پندار آرزومندانه نتایج مثبت را بیش تر از نتایج منفی احتمال می دهند.
سحرپنداری
بارباوری
کریستفر بوکر (Christopher Booker) پندار آرزومندانه را چنین تشریح می کند:
"چرخهٔ اوهام".... الگویی که در زندگی شخصی و سیاست و تاریخ... و در داستان گویی تکرار می شود. هنگامی که انگیزهٔ ناخودآگاه ما از دست زدن به کاری، پندار آرزومندانهٔ ماست، ممکن است چند صباحی، که شاید به توان آن را "مرحلهٔ رویا" نامید، همه چیز بر وفق مراد به نظر آید؛ ولی چون این داستان ذهنی هرگز با واقعیّت سر سازگاری نخواهد داشت، ادامهٔ آن در زمان گردش مسیرِ وقایع، به سمت نامطلوب، منجر به "مرحلهٔ ناامیدی" می شود. چون همه چیز نامطلوب می گردد، تراکم فشار واقعیّت، منجر به "مرحلهٔ کابوس" می شود که نهایت آن "انفجار به درون واقعیّت" است، و آن هنگامی است که آن توهّم بالاخره در هم فرو می ریزد.
پندار اکبری (زاده ۱۴ آذر ۱۳۶۱ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون است.
ژمئو و رولیت جشنواره پارودی
درخونگاه
شال و انگشتر
دپوتات
زن نیک ایالت سچوان
او فرزند اول عبدالرضا اکبری است.
پندار خدا یا توهم خدا (به انگلیسی: The God Delusion) کتاب غیرداستانی پرفروش سال ۲۰۰۶، نوشتهٔ زیست شناس بریتانیایی، ریچارد داوکینز است. وی عضو آکادمی پادشاهی علوم و ادبیات بریتانیاست و سابقاً نیز مدرس فهم عمومیِ علم در دانشگاه آکسفورد بوده است.
مجله پراسپکت که سال قبل از انتشار کتاب پندار خدا، داوکینز را در زمره سه شخصیت روشنفکر برتر معرفی کرده بود، در تغییر موضعی قابل توجه در مقاله ای به قلم اندرو براون این کتاب را بی دقت و غیر منسجم خواند.
تری ایگلتون -که از او با عنوان یکی از تأثیرگذارترین منتقدین زنده بریتانیا نام برده می شود- در «نقد کتاب لندن» نظرات داوکینز در مورد الهیات را به نظرات کسی شبیه می داند که در مورد زیست شناسی داد سخن می دهد ولی اطلاعات او در این موضوع در حد کتاب پرندگان بریتانیاست.
مایکل روس دربارهٔ این کتاب نوشت: « پندار خدا من را از خدا ناباوری خود خجل می کند.» وی با ذکر مثالی از استدلال های فلسفی داوکینز، اظهار می دارد که خدا ناباوران جدید، دانشوری را جدی نمی گیرند.
الوین پلانتینگا، در مقاله ای در نقد کتاب پندار خدا با تأیید این امر که داوکینز یک نویسنده با استعداد در زمینه های علمی است می نویسد: «با وجود اینکه این کتاب در اصل فلسفی است، داوکینز فیلسوف نیست. او یک زیست شناس است… واقعیت این است که بسیاری از استدلال های او در کلاس درس فلسفه نمره قبولی نمی گیرند.» او در ادامه به یکی از این نوع استدلال های اشتباه داوکینز اشاره می کند:
داوکینز در کتاب توهم خدا عنوان می کند که خالق فراطبیعی به احتمال قریب به یقین وجود ندارد و باور به خدا باور کاذبی است که در برابر تمام شواهد موجود سخت جانی می کند. او با این نظرِ رابرت پیرسیگ هم نوا می شود که: «هنگامی که یک نفر دچار توهم می شود، دیوانه اش می گویند. هنگامی که افراد بسیاری دچار یک توهم می شوند، مؤمن شان می خوانند.»
تا ماه نوامبر سال ۲۰۰۷ تنها نسخهٔ اصلی (انگلیسیِ) کتاب به فروش ۱٫۵ میلیون نسخه دست یافت و به ۳۱ زبان ترجمه شد. همچنین در ماه نوامبر ۲۰۰۶ در ردهٔ دوم کتاب های پرفروش آمازون قرار گرفت.
این کتاب در اوایل دسامبر ۲۰۰۶ به رتبهٔ چهارم کتاب های غیرداستانی پرفروش نیویورک تایمز رسید. و تا ۵۱ هفته، تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۷، در فهرست پرفروش ها ماند. این اثر از طرفی علاقه مندی های زیادی را به سمت خود جلب کرد و از سویی دیگر، چندین کتاب نیز علیه آن نوشته شد.
پندار داوکینز؟ بنیادگرایی آتئیستی و انکار الهی (به انگلیسی: The Dawkins Delusion? Atheist Fundamentalism and the denial of the divine) یک کتاب نوشتهٔ استاد الهیات مسیحی و بیوفیزیکدان، آلیستر مک گراث و روان شناس، جوآنا کولیکوت مک گراث است. این کتاب از یک دیدگاه مسیحی، به عنوان یک پاسخ به استدلال های ارائه شده در پندار خدا نوشتهٔ ریچارد داوکینز نوشته شده است. این کار در فوریه ی ۲۰۰۷ به وسیلهٔ انجمن توسعهٔ اطلاعات مسیحی (SPCK) در بریتانیا و در ژوئیه ۲۰۰۷ در ایالات متّحده منتشر شد.
آینده یک پندار (به آلمانی: Die Zukunft einer Illusion) یکی از کتاب های زیگموند فروید دربارهٔ دین است. وی این کتاب را در سال ۱۹۲۷ نوشت. در این کتاب زیگموند فروید تفسیر خویش از منشأ پیدایش، توسعه، روانکاوی و آینده دین ها را بیان می کند. فروید به دین چون یک سامانه باور محور نگاه می کند.
فروید ومذهب
روان شناسی دین
از دیدگاه فروید، دین «روان آزردگی جهانی» نوع بشر است و تجلیات دینی را صرفاً باید نمونه ای از علایم روان رنجوری در افراد دانست. او مسئله ایمان به خدا را، تثبیتی از یک آرزوی حفاظت و حمایت توسط وجودی پدرگونه می داند، میل به کمک شدن و نجات یافتن. فروید ایدهٔ خدای قادر مطلق را به عنوان تجلیل جمعی از انگارهٔ پدر فردی تفسیر می کند. در حالی که بشر با بیدار شدن از پندارهای کودکانه و به کار بردن خرد و مهارت خود، اگر نتواند خود را نجات دهد، لااقل می تواند به خویشتن کمک کند.
فروید کوشش کرده تا توجه ما را به سوی آینده ای که در سر راه فرهنگ انسانی است جلب نماید. در فرایند گسترش اندیشه های خویش، وی دریافت که ناچار است که دربارهٔ منشأ پیدایش و اهداف فرهنگ انسانی چنان که هست، بررسی نماید. از دیدگاه فروید، اصطلاح فرهنگ انسانی همهٔ مفاهیمی که زندگی انسانی را فراتر از شرایط جانوری برده است، را شامل می شود. این کتاب را هاشم رضی به فارسی برگردانده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با پندار

پندار در جدول کلمات

پندار
پندار | تصور

معنی پندار به انگلیسی

supposition (اسم)
فرضیه ، گمان ، احتمال ، فرض ، انگاشت ، تصور ، انگاشتی ، پندار
opinion (اسم)
نظر ، گمان ، اندیشه ، رای ، اعتقاد ، عقیده ، فکر ، نظریه ، پندار
thought (اسم)
نظر ، گمان ، قصد ، اندیشه ، خیال ، استدلال ، عقیده ، تفکر ، فکر ، خاطر ، خاطره ، پندار ، سگال ، چیز فکری
notion (اسم)
اندیشه ، خیال ، عقیده ، ادراک ، مفهوم ، فکر ، تصور ، خاطر ، خاطره ، نظریه ، پندار

معنی کلمه پندار به عربی

پندار
خيال , صورة

پندار را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محسن مرادنوری ٢١:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
وحم
|

پندار نیک طلب ١٢:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
من دختر هستم و نامم پندار است
|

ارمین ناصری ٢٣:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
وهم
|

زهرا رنجی پور ٠٣:٠٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٦
فکرو اندیشه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پندار در جدول   • موسسه پندار   • معنی پندار   • شرکت پندار   • پندار واقعیت افزوده   • سایت پندار   • اسم پندار   • معنی پندار نیک   • مفهوم پندار   • تعریف پندار   • معرفی پندار   • پندار چیست   • پندار یعنی چی   • پندار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پندار
کلمه : پندار
اشتباه تایپی : ~knhv
آوا : pendAr
نقش : اسم
عکس پندار : در گوگل


آیا معنی پندار مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )