انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 937 100 1

پیامبر اسلام

پیامبر اسلام در دانشنامه اسلامی

پیامبر اسلام
حضرت ابوالقاسم محمد بن عبدالله (عام الفیل–۱۱ق)، در اعتقاد مسلمانان آخرین و برترین فرستاده ی خدا و پنجمین پیامبر از پیامبران اولوالعزم است او در جزیره العرب مبعوث شد. اما دین او همه انسانها و در همه زمانها را مورد خطاب قرار داده است. قرآن کریم کتابی است که به او وحی شد و او مامور به تبلیغ و تبیین آن برای مردم گردید.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله در راه تبلیغ دین اسلام با دشمنی ها و مخالفت های بسیاری بخصوص از طرف مشرکین مکه مواجه شد و رنج بسیاری را در این راه متحمل شد.
او در سال سیزدهم از دعوت خود، برای در امان ماندن خود و پیروانش از آزار مشرکان، به یثرب مهاجرت نمود و در آن شهر که بعدا به افتخار او مدینة النبی (به اختصار مدینه) نامیده شد حکومت اسلامی را پایه گذاری نمود.
نسب پیامبر از طرف پدر به تیره بنی هاشم از قبیله قریش می رسد و قبیله قریش نیز، نسب خود را به عدنان بن اسماعیل می رسانند. از طرف مادری نسب حضرت برابر است با: جناب آمنه (سلام لله علیها) دختر وهب بن عبد مناف بن زهره که در آن هنگام به سن و شرف، سالار بنی زهره بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترین زن قریش بود . حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله و سلّم قبل از هفت سالگی هر دو والدین خود را از دست دادند و سرپرستی آن حضرت ابتدا در دستان جدشان حضرت عبد المطلب و بعد از ایشان، در دستان عموی گرامیشان ابوطالب بود. همچنین دایه ایشان جناب حلیمه سعدیه بود .
اجماع علمای امامیه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم و جمیع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم علیه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشرکی قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و احادیث متواتر از طرق خاصه و عامه بر این مضامین دلالت دارد.
اکثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند که تولد پیامبر، در ماه «ربیع الاول» بوده، ولی در روز تولد او اختلاف دارند. معروف میان محدثان شیعه این است که آن حضرت، در هفدهم ماه ربیع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود و در این سال حادثه اصحاب فیل اتفاق افتاد. مشهور میان اهل تسنن این است که ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
اسم مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در قرآن پنج بار آمده است که یک بار با نام احمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) و چهار بار با نام محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) آمده است
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در نزد خداوند دارای مقامی با عظمت است و بر دیگر پیامبران الهی برتری دارد.اسم مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در قرآن پنج بار آمده است که یک بار با نام احمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) و چهار بار با نام محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) آمده است که در آیات زیر می باشند.۱. «و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد؛ و بشارت دهند به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است.»۲. «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل؛ محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند.»۳. «ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین؛ محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبران است.»۴. «و الذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد؛ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد نازل شده ایمان آوردند.»۵. «محمد رسول الله؛ محمد فرستاده خداست.»
صفات پیامبر در قرآن
۱. «اول المسلمین: سوره انعام، آیه ۱۶۳.» ۲. «اول المؤمنین: سوره شعراء، آیه ۵۱.» ۳. «اول العابدین: سوره زخرف، آیه ۸۱.» ۴. «برهان: سوره نساء، آیه ۱۷۴.» ۵. «بشیر: سوره سبأ، آیه ۲۸.» ۶. «خاتم النبین: سوره احزاب، آیه ۴۰.» ۷.« داعیا الی الله: سوره احزاب، آیه ۴۶.» ۸. «رحمة للعالمین: سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.» ۹. «رحیم: سوره توبه، آیه ۱۲۸.» ۱۰. «رسول: سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.» ۱۱. «رسول الله: سوره فتح، آیه فتح.» ۱۲. «رسول مبین: سوره زخرف، آیه ۲۹.» ۱۳. «رسول کریم: سوره حاقه، آیه ۴۰.» ۱۴. «رئوف: سوره توبه، آیه ۱۲۸.» ۱۵. «سراج منیر: سوره احزاب، ۴۶.» ۱۶. «شاهد: سوره احزاب، آیه ۴۵.» ۱۷. «شهید: سوره بقره، آیه ۱۴۳. ۱۸. «صاحب: سوره نجم، آیه ۲.» ۱۹. «طه: سوره طه، آیه ۲۰.» ۲۰. «عبدالله: سوره اسراء، آیه ۱.» ۲۱. «مبشر: سوره اسراء، آیه ۱۰۵.» ۲۲. «مدثر: سوره مدثر، آیه ۱.» ۲۳. «مذکر: سوره غاشیه، آیه ۲۱.» ۲۴. «مزمل: سوره مزمل، آیه ۱.» ۲۵. «منذر: سوره رعد، آیه ۷.» ۲۶. «ناصح امین: سوره اعراف، آیه ۶۸.» ۲۷. «النبی: سوره انفال، آیه ۴۳.» ۲۸. «النبی الامی: سوره اعراف، آیه ۱۵۸.» ۲۹. «نذیر: سوره هود، آیه ۱۲.» ۳۰. «نذیر مبین: سوره عنکبوت، آیه ۵۰.» ۳۱. «ولی: سوره مائده، آیه ۵۵.» ۳۲. «یس (یاسین): سوره یس، آیه ۱.»
موضوع اجیر شدن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در دوران جوانی و قبل از بعثت، در ماجرای شبانی برای قریش و اجیری در کاروان تجاری در اخباری ضعیف و متناقض؛ با هدف خدشه نمودن به شخصیت عظیم ایشان و پایین نشان دادن جایگاه اجتماعی آن حضرت در مکه مطرح شده است.
یکی از نکات مهم در تحلیل تاریخ زندگانی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلّم) که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تاریخ زندگانی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به خصوص تا قبل از بعثت ایشان آکنده از تناقض گویی منابع تاریخی و نقل های متفاوت و اخبار ضعیف است که احتمال دخل و تصرف و نفوذ اسرائیلیات را در تاریخ زندگانی آن حضرت تقویت می نماید.اما موضوع اجیر شدن نبی مکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم)، مشخصا در دو زمینه خاص در اکثر منابع تاریخی وارد شده است. اولین مسئله ماجرای اجیر شدن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در ماجرای شبانی برای قریش است. دومین مسئله ماجرای اجیر شدن نبی اعظم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در کاروان تجاری خدیجه (سلام الله علیهم) است.
ترور شخصیت
ترور شخصیت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم)، یکی از نقشه های شوم اعراب مشرک جاهلی و دنباله روهای آنان در برابر دعوت توحیدی آن حضرت در طول تاریخ بوده و هست. چنانکه به تصریح قرآن، آن حضرت را ساحر، مجنون، کذاب، سفیه و... نامیدند. موضوع اجیر شدن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در مراحل مختلف زندگانی آن حضرت، از سوی سیره نویسان در منابع مختلف مطرح شده است. اجیر شدن حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلّم) در دوران نوجوانی و جوانی پیامبر و قبل از بعثت مطرح گردیده و بعد از بعثت ایشان هیچ گزارشی درباره اجیر شدن ایشان در تاریخ نیامده است. به نظر می رسد که ماجرای اجیر شدن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) توسط اشراف مشرک مکه برای شبانی در برابر بهایی بسیار اندک و موضوع اجیر شدن ایشان در کاروان تجاری، یکی دیگر از دروغ پردازی های دشمنان ایشان در جهت خدشه نمودن به شخصیت عظیم ایشان و کاستن از شان و جایگاه اجتماعی محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) است. یک سوال اساسی که در این بین به ذهن خطور می کند این است که اجیر شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) چه تعارضی با شان و شخصیت ایشان دارد؟ برای رسیدن به درک صحیح از موضوع اجیر شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و جایگاه اجتماعی ایشان و تصدیق یا تکذیب این گونه اخبار باید این موضوع را در ظرف زمانی و مکانی خاص به خود دید.
شبانی پیامبر اسلام
یکی از افترائاتی که از سوی افراد شهره در وضع و جعل اخبار، به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نسبت داده شده، موضوع اجیر شدن ایشان برای چوپانی و شبانی مشرکان مکه است. محدثان و تاریخ نگاران نیز با پذیرش و تایید این اخبار، از این ماجرا، اصلی کلی ساخته و پرداخته اند که بنابرآن گویا، همه پیامبران و رسولان حق تعالی باید دوره ای از عمر خویش را به شبانی بگذرانند تا برای تصدی امر خطیر رسالت شایستگی یابند!
← اخبار و احادیث
...
مشهورترین نام پیامبر، «محمد» (صلی الله علیه و آله وسلّم) و لقب مشهور ایشان، «مصطفی» و کنیه مشهورش «ابوالقاسم» است.
در روز هفتم از ولادت نبی اعظم (صلی الله علیه و آله وسلّم)، عبد المطلب برای عرض سپاس گذاری به درگاه الهی قربانی نمود و گروهی را دعوت نمود و در همان جا، نام فرزند خود را به الهام الهی «محمد» گذارد. وقتی از او پرسیدند: چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید، در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟ گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد. نام محمد، اگر چه در میان اعراب معروف بود، ولی کمتر کسی تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود. طبق آمار دقیقی که بعضی از تاریخ نویسان بدست آورده اند، تا آن روز فقط شانزده نفر یا به قول بعضی تعداد کمتری به این اسم نام گذاری شده بودند. حتی بعضی از محققین معتقدند تا آن موقع کسی به این نام نامیده نشده بود. مادر حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز وی را احمد نامید، در حالی که تا آن موقع کسی را در میان اعراب آن روزگار، احمد نام ننهاده بودند.
نام های پیامبر در کتب آسمانی
طبق روایات زیادی که در کتاب های تاریخی و حدیث و سیره داریم، بشارت های زیادی از پیمغبران گذشته و دانشمندان و کاهنان در باره ظهور پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) وارد شده که به اجمال و تفصیل از ظهور و ولادت و بعثت آن حضرت خبرداده اند، و علامه مجلسی (رحمة الله علیه) در کتاب بحار الانوار در این باره بابی جداگانه تحت عنوان «باب البشائر بمولده و نبوته» منعقد کرده که بسیاری از آن روایات را در آنجا گرد آورده است. ابن شهر آشوب نیز در مناقب اسماء مخلف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) را در تورات و انجیل و زبور و مصاحف دیگر آورده است. قسمتی از این بشارت ها از دانشمندان یهود و راهبان مسیحی و کاهنان و منجمان و دیگران نقل شده است، مانند سخنان دانشمندان یهودی بنی قریظه که با «تبع» پادشاه یمن گفتند؛ آنچه از سیف بن ذی یزن نقل شده؛ سخنان «بحیرا» و «نسطورا» و «سطیح» و «شق» و «قس بن ساعدة» یکی از بزرگان مسیحیت؛ روایت ابوالمویهب راهب و «زید بن نفیل». در زیر مختصرا به چند روایت در این زمینه اشاره می گردد.۱. ابن بابویه به سند معتبر از جابر انصاری روایت کرده است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند: حق تعالی به زبان هر پیغمبری بشارت مرا به قوم ایشان داده است، و در تورات و انجیل نام مرا بسیار یاد کرده است...در تورات مرا احید نامید زیرا که به توحید و یگانه پرستی خدا جسدهای امت من بر آتش جهنم حرام گردیده است، و در انجیل مرا احمد نامید زیرا که من محمودم در آسمان و امت من حمد کنندگانند، و در زبور مرا ماحی نامید زیرا که به سبب من از زمین محو می نماید عبادت بت ها را، و در قرآن مرا محمد نامید زیرا که در قیامت همه امت ها مرا ستایش خواهند کرد به سبب آن که به غیر از من کسی در قیامت شفاعت نخواهد کرد مگر به اذن من. ۲. ابن بابویه در حدیث دیگری به سند صحیح از امام محمد باقر (علیه السّلام) روایت کرده است که: نام حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) در صحف ابراهیم «ماحی» و در تورات «حاد»، و در انجیل «احمد» و در قرآن «محمد» است. ۳. در کتاب سلیم بن قیس آمده است که: چون حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) از جنگ صفین برمی گشت، به دیر راهبی رسید که از نسل حواریان عیسی (علیه السّلام) و از علمای نصارا بود، پس از دیر فرود آمد در حالی که کتابی چند در دست داشت و گفت: جد من بهترین حواریان عیسی (علیه السّلام) بوده است و این کتاب ها به خط اوست که عیسی گفته و او نوشته است و در این کتاب ها مذکور است که پیغمبری از عرب مبعوث خواهد شد از فرزندان ابراهیم خلیل (علیه السّلام) از شهر مکه و او را چند نام خواهد بود: محمد و عبدالله و یس و فتاح و خاتم و حاشر و عاقب و ماحی و قائد و نبی الله و صفی الله و حبیب الله.
نام های پیامبر در قرآن
با توجه به روایت رسیده از اهل بیت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم)، در قرآن کریم به نام های متعددی معرفی شده اند. ابن شهر آشوب در مناقب می گوید: «سماه فی القرآن باربعمائة اسم؛ پیامبر در قرآن به ۴۰۰ اسم نامید شده است.»
← محمد
...
از جمله این بشارت ها آیه 14 و 15 از کتاب یهودا است که می گوید: «لکن خنوخ ادریس » که هفتم از آدم بود درباره همین اشخاص خبر داده گفت: اینک خداوند با ده هزار از مقدسین خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمیع بی دینان را ملزم سازد و بر همه کارهای بی دینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بی دین به خلاف او گفتند...
که ده هزار مقدس فقط با رسول خدا صلی الله علیه و آله تطبیق می کند که در داستان فتح مکه با او بودند. بخصوص با توجه به این مطلب که این آیه از کتاب یهودا مدت ها پس از حضرت عیسی علیه السلام نوشته شده.
و از آن جمله در سفر تثنیه، باب 33، آیه 2 چنین آمده: و گفت خدا از کوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوی آن ها و درخشید از کوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از راستش با یک قانون آتشین...
که طبق تحقیق جغرافی دانان منظور از «پاران » - یا فاران - مکه است، و ده هزار مقدس نیز چنان که قبلا گفته شد فقط قابل تطبیق با همراهان و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
و در فصل چهاردهم انجیل یوحنا: 16، 17، 25، 26 چنین است: اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید، و من از پدر خواهم خواست و او دیگری را که فارقلیط است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود، خلاصه حقیقتی که جهان آن را نتواند پذیرفت زیرا که آن را نمی بیند و نمی شناسد، اما شما آن را می شناسید زیرا که با شما می ماند و در شما خواهد بود - این ها را به شما گفتم مادام که با شما بودم اما فارقلیط روح مقدس که او را پدر به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد و هر آن چه گفتم به یاد آورد.
که بر طبق تحقیق کلمه «فارقلیط » که ترجمه عربی «پریکلیتوس » است به معنای «احمد» است و مترجمین اناجیل از روی عمد یا اشتباه آن را به «تسلی دهنده » ترجمه کرده اند.
و در فصل پانزدهم: 26 چنین است: لیکن وقتی فارقلیط که من او را از جانب پدر می فرستم و او روح راستی است که از جانب پدر عمل می کند و نسبت به من گواهی خواهد داد.
در قرآن مجید می خوانیم که حضرت مسیح (علیه السّلام) به آمدن پیامبر پس از خود به نام «احمد» که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) است گزارش داده است؛ آیا این جمله در اناجیل کنونی وجود دارد.
آیه ای که در قرآن در این باره وارد شده است به قرار زیر می باشد:«...و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین؛ و بشارت دهنده به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است! هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: این سحری آشکار است...»
← بشارت در انجیل
در پایان، مطلب قابل توجهی را که دایرة المعارف بزرگ فرانسه، در این باره دارد از نظر خوانندگان می گذرانیم:«محمد مؤسس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ کلمه محمد به معنای بسیار حمد شده است و از ریشه مصدر حمد که به معنای تمجید و تجلیل است مشتق گردیده. بر حسب تصادف عجیب، نام دیگری که از همان ریشه حمد است مترادف کامل لفظ محمد می باشد و آن احمد است که احتمال قوی می رود عیسویان عربستان، آن لفظ را برای تعیین فارقلیط به کار می برند؛ احمد یعنی بسیار ستوده شده و بسیار مجلل، ترجمه لفظ پریکلیتوس است که اشتباها لفظ پاراکلیتوس را جای آن گذاردند. به این ترتیب، نویسندگان مذهبی مسلمان مکرر گوشزد کرده اند که مراد از این لفظ، بشارت ظهور پیامبر اسلام است. قرآن مجید نیز به طور علنی در آیه شگفت انگیز سوره صف به این موضوع اشاره می کند». (در تنظیم این قسمت از کتاب نفیس «انیس الاعلام» تالیف فخر الاسلام استفاده شده است.)
عناوین مرتبط
بشارت؛ بشارت (قرآن)؛ بشارت انبیا (قرآن).
مهم ترین وقایع دوران جوانی پیامبر، شرکت در حلف الفضول، موضوع شبانی و همکاری در کاروان تجاری، شهرت ایشان به محمد امین، ازدواج با حضرت خدیجه (علیهاالسّلام) و ولادت امیر المومنین علی (علیه السّلام) در کعبه و نصب حجر الاسود می باشد.
حلف الفضول، شریف ترین پیمان عرب جاهلی بود که ۲۰ سال قبل از بعثت و اندکی پس از حرب فجار، رخ داده و نخستین پیشنهاد کننده آن زبیر بن عبد المطلب عـموی پیـامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بـوده است. این پیمان در خانه شخصی بـه نـام عبد اللّه بن جدعان منعقد گردید؛ وی مردی کهنسال و از اشراف مکه بود که شیوه پسندیده ای داشته و حتی لب به شراب نمی زده است. نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) در حالی که ۲۰ سال از عمر پربرکت شان می گذشت در این پیمان شرکت نمودند. آنان پیمان بستند که تا دریایی هست؛ که پشمی را خیس می کند، همواره مظلوم را برای رسیدن به حق یاری دهند و در امور زندگی با آنها مواسات کنند. از رسول خدا روایت شده است که پس از هجرت به مدینه فرمودند: «لقد شهدت خلفا فی دار عبدالله بن جدعان لو دعیت الی مثله لاجبت و ما زاده الاسلام الا تشدیدا؛ در سرای عبدالله بن جدعان، در پیمانی حضور یافتم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می شدم، اجابت می کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است.» نبی اعظم (صلی الله علیه و آله وسلّم) از این پیمان با شادی و مسرت یاد می کردند و می فرمودند: «ما سرّنی بحلف شهدته فی دار عـبد اللّه بـن جدعان حمر النعم؛ مرا شـتران سـرخ، در برابر حـلفی کـه شـاهدش بودم و در خانه عبد اللّه بن جدعان در آن حـضور پیـدا کردم، شاد و خورسند نمی کند.» و در خبر دیگری می فرمایند: «شهدته و ما احبّ انّ لی به حمر النـعم؛ در آن پیمان حضور داشتم و دوست نمی دارم در ازای آن، شتران سرخ بگیرم.» حلف الفضول، پیمانی بوده بر ضد بنی امیه و علیه عاص بن وائل سهمی، پدر عمرو عاص معروف؛ لذا ابوسفیان و دیگر افراد از خاندان بـنی امـیّه در آن حـضور نداشتند و شرکت نکردند.
شبانی نبی مکرم
در اکثر منابع مهم حدیثی و تاریخی اهل سنت، روایاتی نقل شده است مبنی بر اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در دوران جوانی مدتی گوسفندچرانی می کرده اند. مثلا بخاری در کتاب صحیح خود از ابو هریره روایت کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «ما بعث الله نبیا الا راعی الغنم، قال له اصحابه و انت یا رسول الله؟ قال: نعم، و انا رعیتها لاهل مکه علی قراریط؛ خداوند پیغمبری نفرستاد جز گوسفندچران (جز اینکه گوسفند چرانی می کرد) اصحاب آن حضرت عرض کردند: شما نیزای رسول خدا؟ فرمود: آری، من نیز برای اهل مکه در برابر چند قیراط گوسفند چراندم!» نظیر این روایت در کتاب های دیگر حدیث و سیره روایت شده و از آنجا که این روایات در نظر بسیاری از اهل سنت مورد قبول واقع شده و نتوانسته اند در سند و یا متن آنها تردید کنند اصل مطلب را پذیرفته و با سخنانی عارفانه و فیلسوف مآبانه درصدد توجیه آن بر آمده اند. در منابع شیعی هم روایاتی در این باره وجود دارد، اما به نسبت کمتر، که از لحاظ متن و سند مورد خدشه واقع شده اند. یکی از اخبار کذب دال بر شبانی پیامبر برای مکیان، داستانی موهن در تاریخ طبری است که با عصمت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در تعارض بوده و در جهت خدشه به شخصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) جعل گردیده است. در این گزارش جعلی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می گوید: من آهنگ انجام کاری از کارهای زمان جاهلیت نکردم جز دو بار و پس از آن دیگر آهنگ کار بدی نکردم، تا وقتی که خدای (عزّوجلّ) مرا به رسالت خویش مفتخر ساخت، و داستان بدین گونه بود که در یکی از شب ها به پسرکی از قریش که در قسمت بالای مکه با من گوسفند می چرانید گفتم: چه خوب بود اگر تو از گوسفندهای من مواظبت می کردی تا من به مکه بروم و همانند جوان های مکه شبی را به شب نشینی و قصه گوئی های شبانه بگذرانم؟... در آن شب صدای دف و مزمار شنیدم و به تماشا نشستم ولی خداوند گوشم را بست و به خواب رفتم و بخدا سوگند جز تابش خورشید چیز دیگری مرا بیدار نکرد. شنیدن ساز و آواز و تماشای رقص توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در صحیح بخاری در احادیث متفاوتی حتی بعد از بعثت پیامبر آمده است؛ مانند روایت عائشه و روایت رقص حبشیان در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ... در حالیکه در قرآن کریم و روایات فراوان لهو و لعب و ساز و آوازه خوانی حرام دانسته شده است. جعلی بودن چنین احادیثی در نزد شیعه امری واضح و مبرهن است.
شهرت پیامبر به امین
پیامبر اکـرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) در راستی و حفظ امانت به قدری جدی و کوشا بود که به او «محمد امین» لقب داده بودند، به طوری که قبل از بعثت وقتی مشرکان او را می دبدند، می گفتند: «امین آمد.» از این رو مکیان اموال و دارایی های خود را نزدش به امانت می گذاشتند و این کار را پس از نبوت آن حضرت هم، ادامه می دادند؛ چنان که در ماجرای هجرت به مـدینه، آن حـضرت در خطرناک ترین شرایط حضرت علی (علیه السّلام) را به جای خود نصب کرد و شبانه از مکه خارج شد، اموری موجب شد که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) حضرت علی (علیه السّلام) را جانشین خود کند و پس از چند روز هجرت نماید. در راس این امـور، ادای امـانت هایی بود که بعضی از مشرکان نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) داشتند. ابن هشام در سیره خود می نویسد: حضرت علی (علیه السّلام) سه شبانه روز در مکه ماند تا امانت های مردم مکه را که نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بود به صاحبانش بـرساند پس از این که امانت ها را رد کرد او نیز هجرت کرد. حضرت خدیجه (صلی الله علیه و آله وسلّم) هنگامی که پیشنهاد ازدواج به آن حضرت می داد و شیفتگی خود را به آن وجود گرامی اعلام می نمود بـر امانت داری و صداقت آن بزرگوار تـاکید می کند. «انی قد رغـبت فـیک لقرابتک و سیطتک فی قومک و امانتک و حسن خلقک و صدق حدیثک.» امانت داری سبب عزّتمندی انسان در اجـتماع می شود عزّت پیشوایان معصوم در طول زندگی نمونه ای بر این حقیقت است. امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: «انّ اللّه لم یبعث نبیّا قطّ الاّ بصدق الحدیث و اداء الامانة؛ خداوند هیچ پیامبری را برنینگیخت مگر به سبب راست گفتاری و امانت داری آنان.» شـکوفایی اقتصادی یکی دیگر از فواید امانت داری در زندگی فردی و اجتماع، بوده و این بدان سبب است که انسان های امین از اعتبار و اعتماد بالایی در میان مردم برخوردارند و هر کس که مورد اعتماد و اعتبار باشد، از هـیچ گونه داد و ستد و مـشارکت های اقتصادی با او دریغ نخواهد شد. اثر طبیعی این فرایند، عاید شـدن سـود فراوان به شخص امین و مورد اعتماد است؛ چرا که از دیرباز گفته اند: «امانت داران شریک مال مردم اند»؛ چـنان کـه امـام صادق (علیه السّلام) نیز فرموده اند: «علیک بصدق الحدیث و اداء الامانة، تشرک الناس فی اموالهم؛ بر شـما بـاد صـداقت در گفتار و پاس داشتن امانت که در این صورت، شریک مال مردم می شوید.» سخن لقمان حکیم (علیه السّلام) بـه ایـن مـطلب اشاره دارد که فرمود: «یا بُنَیّ! کن امینا، تکن غنیّا؛ پسرم! امین باش تا غنی گردی.» بر این اساس می توان امانت داری آن حضرت را زمینه ساز رونق اقتصادی در زندگی و پیشنهاد حضرت خدیجه (سلام الله علیهم) برای برعهده گرفتن کاروان تجاری وی و رسیدن به سود فراوان در طول چند سفر تجاری دانست. در اخباری که از اجیر شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در کاروان تجاری قریش گزارش می دهند آنچه احتمال مجعول بودن را بیشتر می کند این است که پیامبر را گمنام ترین فرد قریش دانسته و یتیم قریش می نامند که اجیر زنی از قریش بـه نـام خـدیجه است. چگونه می توان باور کرد که کسی جد اعلایش هاشم بن عبد مناف است و پدر بزرگش جناب عبد المطلب است؛ که بر اساس گزارش همین منابع در ازای پسرش عبدالله یعنی پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) صد شتر در مکه قربانی و بین مردم تقسیم کرد؛ حتی بعضی از زنان در مکه تقاضای ازدواج از او داشتند و مادرش بانو آمنه از بزرگ ترین زنان قریش بوده و بعد از وفات پدر، عبد المطلب و ابوطالب که سرور بنی هاشم بودند کفالتش را بر عهده گرفتند و در حالی آن حضرت در مکه به امین شهرت داشته اند؛ فردی گمنام در بین قریش باشد.
پیامبر در کاروان تجاری
...
مقصود از نبوت، نبوت خاصه، پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله) است. پیامبر اسلام آخرین پیامبر الهی و شریعت او آخرین شریعت آسمانی است، در این مقاله به تعدادی از معجزات آن حضرت که لازمه هر مدعی نبوتی هست اشاره کرده و استدلال می کنیم.
جامع ترین طریق اثبات نبوت فرد این است که مدعی پیامبری بر اثبات ادعای خود، معجزه بیاورد و با منکران و مخالفان تحدی نماید. در این صورت، اگر آنان از مبارزه با او عاجز شوند، نبوت او ثابت خواهد شد.
تاریخ رحلت رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را شیعیان 28 صفر سال یازدهم هجری و علمای اهل سنت ماه ربیع الاول می دانند و در روز آن اختلاف نظر دارند. چیزی که در منابع تاریخی ثبت شده آن است که آن حضرت مدتی بیمار شدند و پس از آن رحلت نمودند. اما در روایات که از ائمه علیهم السلام نقل شده است بیان گردیده که آن حضرت در اثر خورانده شدن سم به شهادت رسیدند. به نظر می رسد این روایات بیان کننده علت بیماری آن حضرت هستند.
در تاریخ رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میان شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر نیست. زیرا تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه به پیروی از اهل بیت علیهم السلام، تاریخ رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله را روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری قمری دانسته اند، ولیکن علمای اهل سنت تاریخ آن را در ماه ربیع الاول ذکر کرده اند و در این که چه روزی از ربیع الاول بوده است، اختلاف دارند. برخی روز اول، برخی روز دوم و برخی روز دوازدهم و عده ای روز دیگری از این ماه را بیان کردند. شیخ عباس قمی می گوید اکثر علمای اهل سنّت آن را در روز دوازدهم ماه ربیع الأوّل گفته اند.
واقدی از جمله کسانی است که رحلت آن حضرت را در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول می داند.
دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ناشی از خوراندن سم به ان حضرت بوده است. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. از جمله امام صادق (ع) می فرمایند: چون پیامبر اسلام (ص)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند در جای دیگری آن حضرت فرمودند: "پیامبر اکرم (ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود". در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا (ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.
علاوه بر روایات شیعه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می نماید که به عنوان نمونه، به سه مورد آن اشاره می نماییم:
روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: "من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد". همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر (ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.
روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد. مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر (ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند.
فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(ص) اثر آیت الله جعفر سبحانی، کتابی است جامع درباره تاریخ صدر اسلام که به زندگی و وقایع عمر شریف پیامبر گرامی اسلام(ص)، از آغاز تولد تا پایان عمر پربرکت ایشان پرداخته است. کتاب به زبان فارسی و در سال 1349ش نوشته شده است.
گرچه تاکنون صدها کتاب به زبان های گوناگون، از طرف مورّخین شرق و غرب، درباره زندگی پیامبر(ص) نوشته شده و هریک به سهم خود، قدم مؤثری برای روشن ساختن نقاط مختلف این تاریخ بزرگ برداشته اند، ولی متأسفانه غالب آنها خالی از نقاط ضعف نیست؛ مخصوصاً نوشته های مستشرقان و خاورشناسان، گاهی چنان آمیخته به اشتباهات روشنی شده، که انسان را به حیرت می اندازد. بدین منظور، نویسنده اقدام به تألیف کتابی نموده است که تاریخی روشن و گویا از زندگی آنحضرت، با اتکاء به معتبرترین مدارک تاریخی اسلام، ارائه نماید .
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در چهل وپنج عنوان تنظیم شده است.
مباحث کتاب، دربردارنده دوره ای کامل و گویا درباره زندگی پیامبر(ص) است که با استناد به معتبرترین مدارک تاریخی و با قلمی روان و شیوا، فراهم آمده است.
سعی نویسنده برای تجزیه و تحلیل حوادث گوناگون، از مزایای مهم این کتاب است تا تاریخی آموزنده به جامعه بشری عرضه شود.
در مقدمه، به برخی امتیازات و ویژگی های کتاب اشاره شده است .
فرزندانِ پیامبر اسلام(ص) بنابر مشهور، چهار دختر و سه پسر هستند که شش نفر آنها از خدیجه و یک نفر از ماریه قبطیه متولد شدند. همه فرزندان پیامبر جز فاطمه زهرا (س) در زمان حیات پیامبر از دنیا رفتند. نسل پیامبر تنها از حضرت زهرا ادامه یافت.
به نظر برخی محققان، فاطمه زهرا(س) تنها دختر پیامبر(ص) است و دیگر دختران، دخترخوانده های پیامبر بوده اند.
در بین همسران پیامبر(ص) تنها خدیجه و ماریه قبطیه صاحب فرزند شدند. از خدیجه بنابر مشهور چهار دختر و دو پسر متولد شد، و ماریه نیز یک پسر به دنیا آورد.
موقعیت قریش در مکه از آن روی که اهل تجارت بود و برای ادامه کار خود نیاز به آرامش داشتند،ایجاب می کرد تا مسأله اسلام را به آرامی خاتمه دهند.از طرف دیگر از بین بردن پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) موجب بروز یک جنگ داخلی خونین و نامحدود می شد و موقعیت قریش را به خطر می انداخت. به همین دلیل قریش در ابتدا به دنبال سازش با پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) یا حامی اصلی ایشان یعنی ابوطالب (علیه السلام) بود. نمونه هایی از این پیشنهادات برای سازش :
رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) در پاسخ گفت: برای هیج یک از این چیزها،ادعای نوبت نکرده،بلکه تنها فرستاده خداست که برای نصیحت آمده،اگر بپذیرند که نفعش از آن خود آنهاست و اگر نپذیرند او صبر خواهد کرد تا خدا میان او و آنان حکم کند.
یکی از روش های مشرکان در برخورد با رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) ، برخوردهای استهزایی در جهت اذیت آن حضرت بود. آنچه که هدف اصلی بود، خورد کردن شخصیت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و منزوی ساختن ایشان بود. در این میان بعضی از اشراف قریش بیش از دیگران در این امر تلاش می کردند. از جمله این افراد می توان به ابوجهل،ابولهب،اسود بن عبدیغوث،ولید بن مغیره،عاص بن وائل،عقبة بن ابی معیط و ابوسفیان بن حرب اشاره کرد. از جمله آیاتی که در مورد استهزا پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) در قرآن آمده و بعضاً به پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) دلداری داده است ، می توان به: آیه 95 سوره حجر ، 10 سوره انعام ، 33 سوره رعد ، 41 سوره انبیا ،55 و 53 سوره الذاریات ، 48 سوره فصلت و 41 سوره فرقان اشاره کرد. از مواردی که پیامبر را مورد تمسخر قرار می دادند، می توان به :
به سبب حمایت های عموی پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) حضرت ابوطالب (علیه السلام) ، تا زمانی که ایشان زنده بودند، به دلیل اینکه ایشان رئیس بنی هاشم و از بزرگان قریش بودند، اشراف و مشرکین قریش به راحتی نمی توانستند به ایشان آزار برسانند. ولی با این حال آزارهای جسمی به صورت نامنظم به خصوص از طرف ابولهب صورت می گرفت.امّا پس از رحلت عمویشان و ریاست ابولهب بر بنی هاشم،دست آنان برای اذیت و آزار ایشان باز شد. از جمله آزارهای جسمی ایشان می توان به: ریختن شکمبه گوسفند بر سر ایشان در هنگام سجده ، ریختن خاک و خاکستر هنگام عبور از کوچه ها بر سر ایشان، پیچیدن عبا به دور گلوی ایشان توسط عقبطة بن ابی معیط و ... اشاره کرد.
قریش از توانایی لازم در برخورد علمی با دعوت جدید برخوردار نبود. زیرا اساساً اندیشه های جاهلی سست تر از آن بود که روحیه اندیشیدن و تعقل را در جامعه جاهلی ایجاد کند. در این جهت،از این که به ظاهر برخوردهای علمی نیز بکند - ولو با استفاده از یهودیان مدینه - خوداری نکرد. از جمله برخوردهای علمی می توان به :



ارتباط محتوایی با پیامبر اسلام

پیامبر اسلام در جدول کلمات

از نام های پیامبر اسلام (ص)
احمد
خاندان پیامبر اسلام (ص)
بنی هاشم
صحابی پیامبر اسلام (ص) که در زمان عثمان به روستای ربذه تبعید شد | وی مخالف تجمل و ثروت اندوزی دستگاه حکومتی بود
ابوذر غفاری
گروهی از یاران پیامبر اسلام (ص)
انصار
مهاجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه
هجرت
نام مادر گرامی پیامبر اسلام (ص)
امنه
از اصحاب پیامبر اسلام (ص) و پنجمین مردی که اسلام آورد
ابوذر غفاری

پیامبر اسلام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی پیامبر اسلام



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیامبر اسلام   • مفهوم پیامبر اسلام   • تعریف پیامبر اسلام   • معرفی پیامبر اسلام   • پیامبر اسلام چیست   • پیامبر اسلام یعنی چی   • پیامبر اسلام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیامبر اسلام
کلمه : پیامبر اسلام
اشتباه تایپی : ~dhlfv hsghl
عکس پیامبر اسلام : در گوگل


آیا معنی پیامبر اسلام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )