برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1184 100 1

پیروئی

معنی پیروئی در لغت نامه دهخدا

پیروئی. (اِخ ) دهی از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت. واقع در 270هزارگزی جنوب کهنوج و 3هزارگزی باختر راه مالرو انگهران - جاسک. کوهستانی ، گرمسیر. دارای 80 تن سکنه. آب آنجا از رودخانه. محصول آن خرما. شغل اهالی زراعت و مکاری و راه آن مالرو است. مزارع استوناشون - کره وان. بشز. ده قنداق. وپیر جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

پیروئی. (اِخ ) ده کوچکی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر، واقع در 38هزارگزی جنوب سرباز، کنار راه فرعی سرباز به فیروزآباد. دارای 25 تن سکنه. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

پیروئی. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودخانه ٔ بخش میناب شهرستان بندرعباس ، واقع در 95هزارگزی شمال میناب و 4هزارگزی خاور راه مالرو گلاشکرد به احمدی. دارای 10 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی پیروئی به فارسی

پیروئی
ده کوچکی است از بخش سرباز شهرستان ایرانشهر

پیروئی در دانشنامه ویکی پدیا

پیروئی
پیروئی، روستایی از توابع بخش رودخانه شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان رودخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۸ نفر (۲۳خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پیروئی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیروئی   • مفهوم پیروئی   • تعریف پیروئی   • معرفی پیروئی   • پیروئی چیست   • پیروئی یعنی چی   • پیروئی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیروئی
کلمه : پیروئی
اشتباه تایپی : ~dv,md
عکس پیروئی : در گوگل

آیا معنی پیروئی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )