برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1155 100 1

پیرو

/peyrow/

مترادف پیرو: امت، تابع، سالک، صحابه، طرفدار، مرید، مقلد، هواخواه، هوادار، تعقیب، درپی

معنی پیرو در لغت نامه دهخدا

پیرو. [ پ َ / پ ِ رَ / رُو ] (نف مرکب ) تابع. پس رو. (مهذب الاسماء). مقتفی. مقتدی. مقلد. تبع. (منتهی الارب ). مأموم. شیعه. تالی. زامل. (منتهی الارب ). منساق. اثف.(منتهی الارب ) : بیعت کردم. بسید خود... بیعت فرمانبرداری و پیرو بودن. (تاریخ بیهقی ص 315).
پیرو دل باش و مده دل بکس
خود تن تو زحمت راه تو بس.
نظامی.
پیک دلی پیرو شیطان مباش
شیر امیری سگ دربان مباش.
نظامی.
درود ملک بر روان تو باد
بر اصحاب و بر پیروان تو باد.
سعدی.
مشو پیرو غول و وهم و خیال
به افسون خربط مشو در جوال.
نزاری قهستانی.
قوم یزدان فاذار گفتند که راه ما پیرو راه تست بفرمای تا چه مصلحت دیده ای. (ترجمه ٔ تاریخ قم ص 34).
کسی که پیرو دانا نشد زهی نادان.
کاتبی.
صد شکر که ما پیرو اصحاب رسولیم
در شرع دگرراهنما را نشناسیم.
فیضی هندی.
مطراق. الشی ٔ. پیرو و مانند و نظیر چیزی. اجرار؛ تبعیت کردن کسی را در سرود و پیرو او گردیدن. فسکله ؛ پیرو گردیدن. عقبله ؛ پیرو و پس آینده. مناسقة؛ پنهان پیروی یکدیگر کردن : هوطلح نساء؛ او پیرو زنان است. (منتهی الارب ).

پیرو. (اِ) کیسه. (اوبهی ). چخماخ :
زر ز پیرو سبک برون آورد
داد درویش را و خوب آورد (کذا).
بهرامی.

پیرو. (اِ) گونه ای از سرو کوهی. و این نام در گرگان به این درخت دهند و نام آن در درفک و شیرکوه ، اَرَبس و اَربَز باشد و در دیلمان : اَبَرسک. و در نور و کجور: ریس. و در رودسر: اَرَس. و قدما آنرا سرو جبلی و عرعر و شیزی نام میداده اند. این درختچه طالب نواحی مرتفع و مرز فوقانی جنگلهاست. و در پل زنگوله و کجور و زیارت گرگان و کتول و زرین گل از 1200 تا 2300 گز ارتفاع دیده شده است. در زیارت و علی آباد نیز ژونی پروس کمونیس را بنام پیرو میخوانند. نیز رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 253 شود.

پیرو. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حشون بخش بافت شهرستان سیرجان. واقع در 30هزارگزی باختر بافت و 2هزارگزی جنوب راه فرعی بافت به سیرجان. کو ...

معنی پیرو به فارسی

پیرو
تابع، ازپی رونده، دنبال کسی روان شدن، متابعت ، پیرکوچک اندام
( اسم ) نام چند گونه سر و کوهی که در جنگلهای شمال ایران موجودند و عبارتند از: الف - جونی پروس کمونیس - که در گرگان پیرو و در درفک و شیر کوه اربساربزو در دیلمان ابرسک ودرنور وکجورریس ودر رودسر ارس خوانده میشودسرو جبلیعرعر شیزی . ب - جونی پروس دیپریسا ج - جونی پروس هیمیس فایریسا د - جونی پروس ابلونگا ه - جونی پروس پیگمی یا
بازیگر بازیهای پانتمیم با لباس سفید و رخسار آرد آلوده
[FU] [حمل ونقل دریایی] ← حالت پیرو
[ گویش مازنی ] /piroo/ سه روز دیگر - گونه ای سرو کوهی با نام علمی joonjeroos
[subordinate clause, embedded clause] [زبان شناسی] بند وابسته به بند پایه در بندهای مرکب متـ . بند وابسته dependent clause
[ گویش مازنی ] /pas piroo/ چهار روز دیگر
[ گویش مازنی ] /pasin piroo/ پنج روز دیگر
[ گویش مازنی ] /pishek piroo/ هفت روز بعد
[trailing wheelset] [حمل ونقل ریلی] چرخ ـ محوری که معمولاً بعد از چرخ ـ محور پیشرو قرار می گیرد و نیروی محرکه به آن وارد نمی شود
[follow-up mode, follow-up] [حمل ونقل دریایی] حالتی از سامانۀ سکان که در آن سامانه دستورهای دورافزار سکان را اجرا می کند و اگر سکان به وسط یا هر وضعیت دیگری برگردد، تیغۀ سکان فوراً از فرمان داده شده پیروی می کند و به وضعیت جدید می رسد اختـ . پیرو FU
[lagging strand] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] رشته ای از دِنا که به طور گسسته به دنبال همتاسازی رشتۀ پیشرو ساخته میشود
...

معنی پیرو در فرهنگ معین

پیرو
(پَ یا پِ رُ یا رَ) (ص فا.) پس رو، دنبال رو.
(اِمصغ .) پیر کوچک اندام .
(اِ.) کیسه ، کیسة پول .

معنی پیرو در فرهنگ فارسی عمید

پیرو
۱. کیسه.
۲. کیسۀ پول.
۱. آن که از پی دیگری می رود.
۲. ازپی رونده، تابع.
نوعی سرو کوهی در جنگل های شمال ایران.

پیرو در دانشنامه اسلامی

پیرو سرافا در سال ۱۸۹۷ در شهر «تورینو» ایتالیا به دنیا آمد و سرانجام در سال ۱۹۸۳ درگذشت. وی اقتصاددان معروفی بود و در صدد برآمد با استفاده از تکنیک های جدید تحلیل، جنبه هایی از اقتصاد کلاسیک را نوسازی و از آن اعاده حیثیت کند. سرافا حامی نظر فرا کینزیان و مدافع آنان بود و هم نقدی کارساز بر اندیشه های مارشال وارد می نماید.
سرافا به سال ۱۸۹۷ در شهر «تورینو» ایتالیا به دنیا آمد. او در اوایل کار به انتشار نوشته هایی از فیلسوف مارکسیست ایتالیایی پرداخت. در سال ۱۹۲۱، در جریان سفر به انگلیس با کینز (John Maynard Keynes: ۱۸۸۳-۱۹۴۶) آشنا شد. سرافا تدریس در دانشگاه را از دانشگاه کاگلیاری در ساردنی شروع کرد و سپس در کمبریج به همکاری با کینز پرداخت و در حلقه کلوپ معروف کینز درآمد؛ که در آن عده ای از اقتصاددانان جوان از جمله جون رابینسون (Joan Robinson ۱۹۰۳-۱۹۸۳) جمع می شدند و درباره ی نظرات کینز گفتگو می کردند.
قدیری اصل، باقر، سیر اندیشه های اقتصادی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۶، چاپ نهم، ص۷۹۵.
نظام اقتصادی در عصر آلفرد مارشال (Alfred Marshall: ۱۸۴۲-۱۹۲۴) مبتنی بر بازار رقابت کامل و تعادل رقابتی و بازدهی افزایش تولید بود. از آنجایی که بازار، شکل کنونی خود را نداشت، ظرفیت تولیدی محدود بود؛ به طوری که عرضه هر تولید کننده در مقایسه با کل صنعت بسیار ناچیز بود. ولی وضعیت اقتصادی بدین منوال ادامه نیافت؛ زیرا بنگاه های تولیدی که به صورت واحدهای کوچک اقتصادی فعالیت می کردند، رفته رفته درهم آمیخته شدند و از ترکیب آنها شرکت های کوچک به وجود آمد. با پیشرفت فنّی که در اواخر قرن نوزدهم حاصل شد، این شرکت ها به تدریج در همدیگر ادغام شدند و در نتیجه شرکت های بزرگ صنعتی به صحنه ی اقتصادی پا نهادند. قوانین عرضه و تقاضا در بازار به هم خورد و نیروهای بزرگ تولیدکننده و مصرف کننده عرضه و تقاضا را در انحصار خود درآوردند. به این ترتیب این تحولات موجب شد که علمای اقتصاد به فکر تجدید نظر در اصول اقتصادی مارشال بیفتند و قوانین جدیدی را در جهت عملکرد خردی اقتصاد طرح کنند. این تحولات از دو جهت قابل بررسی است. این تحولات با مقاله سرافا شروع شد. وی در این مقاله قوانین بازده که توسط اقتصاددانان کلاسیک مطرح شد، ...

پیرو در دانشنامه ویکی پدیا

پیرو
پیرو یا اَربَس (نام علمی: Juniperus communis)، (به انگلیسی: common juniper)، گونه ای از ارس است که بیشترین گستردگی را در میان درختان چوبی دارا است و از نیمکرده شمالی از جنوب آرکتیک تا کوهستان های عرض جغرافیایی ۳۰ درجه شمالی در شمال آمریکا، اروپا و آسیا می روید. این درخت از اروپای مرکزی تا اسپانیا، ایتالیا، ترکیه، شمال آمریکا از ماساچوست تا آلاسکا و نیومکزیکو می روید.
این درخت در ایران در مناطق شمالی و در استان های گرگان (رادکان، کتول، علی آباد به طرف کوه های شاهوار، قلعه ماران و خوش ییلاق)، مازندران (گردنه گدوک نزدیک فیروزکوه، گردنه کندوان سیاه بیشه، دره چالوس و پل زنگوله)، گیلان (ایسپیلی، منجیل و رودبار) و آذربایجان (ارسباران،اطراف کلیبر و خداآفرین) می روید.
تا ارتفاع ۱۵ متر بلند می شود و راست یا خیزان است. پوستی قهوه ای تیره دارد. شاخه های جوان سه وجهی اند. برگ های سوزنی، نوک تیز و نوک گزا به طول ۸ تا ۱۴ سانتی متر و عرض ۱ تا ۲ میلی متر دارد. گل ها اغلب دوجنسی اند و مخروط ماده تخم مرغی یا تقریباً کروی برنگ آبی آسمانی تیره دارد که قطری بین ۶ تا ۹ میلی متر دارد. دانه ها اغلب سه تایی و مستطیلی هستند و نوک کُند دارند.
عکس پیرو
پیرو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پیرو (استودیو)
پیرو (کمیک)
پیِرو (به ژاپنی: 株式会社ぴえろ Kabushiki-gaisha Piero، به انگلیسی: Pierrot Co., Ltd.‎) یک استودیوی انیمه در ژاپن است که در سال ۱۹۷۹، توسط تعدادی از کارمندان سابق Tatsunoko Production بنیان نهاده شد.
بلیچ
فوتبالیست ها
ناروتو
توکیو غول
نام پیرو (پیه رو) از یک شخصیت دلقک در نمایش های اروپایی به همین نام گرفته شده است.
Wikipedia contributors, "Studio Pierrot," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Studio_Pierrot&am ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پیرو در دانشنامه آزاد پارسی

پیِرو (Pierrot)
پیِرو
شخصیت مرد در پانتومیم. پیِرو از پدرولینوی کُمدیا دلارته ایتالیایی نشئت می یابد. در فرانسه، او به صورت عاشقی رنگ پریده درآمد که کت وشلوار سفید گشاد با یقۀ طوقی می پوشید و زیر نور قرص ماه، زانوی غم در بغل می گرفت. در انگلستان، پیِروی گوشه گیر به گروهی از زنان و مردان کلاه بوقی به سر تبدیل شد که پیش تر هنرمندانی معروف بودند که در کنار دریا برنامه اجرا می کردند.
فرانسه. پیِروی ایتالیایی اصلی آدم خُل وضعی بود، که کت و شلواری سفید و بدقواره می پوشید و کلاه لبه شُلی می گذاشت. این شخصیت را جوزپّه جیراتونه، که حدود ۱۶۶۵ به یک گروه نمایش ایتالیایی در پاریس پیوست، وارد فرانسه کرد. به زودی پیِرو، در بازارهای پاریس، با استقبال تماشاگران مواجه شد، و به هیئت یک آدم ساده لوح روستایی باقی ماند که صورتش با تأثیرپذیری از کارهای تورلوپَن، بازیگر فارسهای فرانسوی، با آرد سفید می شد؛ تا این که ژان دبورا در نمایش های میم خود در فونامبوله از او قهرمانی ساخت با شخصیتی مفلوک و معصوم که امروز نیز متداول است.
انگلستان. در همان زمان ها، پیِرو، که به نمایش آرلکنی انگلستان راه یافته بود، حضور خود را در اوایل دهۀ ۱۹۰۰ در گروه بازیگران نقش پیِرو که در کنار دریا برنامه اجرا می کردند، نمودی مضاعف بخشید. لباس های نمایشی سفید مردان در جامۀ سفید پرچین و شکن دختران بازتاب پیدا کرد؛ هردو کلاه لبه دار به سر می گذاشتند، علاوه بر آن مردان روسری ابریشمی سیاه رنگی می گذاشتند که محکم از بالای کاسۀ سرکشیده می شد، و کُتی که یقه طوقی به رنگ روشن و دکمه های گوناگون و سرآستین های چین دار داشت. مظهر کمال این صورت از نمایش، که شامل آوازهای خنده دار و جدی، رقص، شعبده بازی، و نمایش های کوتاه است، «حماقت های پلیسیه» بود که در اوایل دهۀ ۱۹۰۰ به لندن راه یافت. دِیو بِرنابی (۱۸۸۱ـ۱۹۴۹) اجرای موفقی از نمایش پیِرو را به همراه گروه «خوش بینان» در دهۀ ۱۹۲۰ به روی صحنه آورد. اکنون شخصیت های پیِرو تقریباً از میان رفته اند.

ارتباط محتوایی با پیرو

پیرو در جدول کلمات

پیرو
تابع
پیرو حضرت موسی
یهودی
پیرو حضرت موسی (ع)
یهودی, کلیمی
پیرو دین اسلام
مسلمان
پیرو دین موسی
یهودی , کلیمی
پیرو دین موسی(ع)
یهود
پیرو شدن
تابع شدن
پیرو مانی
مانوی
پیرو متر
حرارت سنج
پیرو موسی
یهودی

معنی پیرو به انگلیسی

satellite (اسم)
ماه ، پیرو ، انگل ، قمر مصنوعی
adherent (اسم)
موافق ، طرفدار ، پیرو ، هواخواه
follower (اسم)
تابع ، پیرو ، ملتزم ، شاگرد ، عشقبیاز ، تعقیب کننده ، دنبالگر
disciple (اسم)
موافق ، طرفدار ، پیرو ، هواخواه ، سالک ، حواری ، شاگرد ، مرید
impersonator (اسم)
پیرو
cohort (اسم)
پیرو ، گروه ، هم کار
henchman (اسم)
طرفدار ، پیرو ، مرید ، نوکر
juniper (اسم)
پیرو ، سرو کوهی
following (صفت)
پیرو ، متوالی ، زیرین ، متعاقب ، شرح ذیل
succedent (صفت)
پیرو ، متوالی ، متعاقب ، متاخر
sequacious (صفت)
تابع ، پیرو ، نرم ، چکش خور ، اهل تقلید ، لوله شو ، نصیحت پذیر
sequent (صفت)
تابع ، پیرو ، ناشی ، پی در پی

معنی کلمه پیرو به عربی

پیرو
تابع , شجرة العرعر , نصير سياسي
مراقب
محافظ
ارثذوکسي

پیرو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمهدی
تابع ،دنبال کسی روان شدن
احد مطلبی
پی رو پی =دنبال پیرو=دنباله رو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت پیرو   • معنی تابع وپیرو   • پیرو نامه   • افتابگردان   • پیرو در نامه نگاری   • معنی پیروان در جدول   • کشور پیرو   • پیروزی   • مفهوم پیرو   • تعریف پیرو   • معرفی پیرو   • پیرو چیست   • پیرو یعنی چی   • پیرو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیرو
کلمه : پیرو
اشتباه تایپی : ~dv,
آوا : peyrow
نقش : اسم
عکس پیرو : در گوگل

آیا معنی پیرو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )