انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1057 100 1

پیشانی کردن

معنی پیشانی کردن در لغت نامه دهخدا

پیشانی کردن. [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گستاخی کردن. بیشرمی نمودن :
سپر از غمزه ٔمست تو بیندازد چرخ
با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی.
نزاری.

معنی پیشانی کردن به فارسی

پیشانی کردن
( مصدر ) گستاخی کردن بیشرمی کردن : سپر از غمز. مست تو بیندازد چرخ با دو ابروی خود کس نکند پیشانی . ( نزاری )

پیشانی کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیشانی کردن   • مفهوم پیشانی کردن   • تعریف پیشانی کردن   • معرفی پیشانی کردن   • پیشانی کردن چیست   • پیشانی کردن یعنی چی   • پیشانی کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیشانی کردن
کلمه : پیشانی کردن
اشتباه تایپی : ~dahkd ;vnk
عکس پیشانی کردن : در گوگل


آیا معنی پیشانی کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )