برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1313 100 1

پیشدار

معنی پیشدار در لغت نامه دهخدا

پیشدار. (نف مرکب ) دارای پیش. || دارای ضمه. || ماما. قابله. (زمخشری ). مام ناف. پیش نشین. || (اِ مرکب ) حربه ای باشد بسیار بزرگ که از آهن و فولاد سازند و بر آن حلقه های چهار گوشه هم از فولاد تعبیه کنند و بدان خوک و گراز کُشند. (برهان ). نیزه ٔ دسته ستبر و کوتاه که بدان خوک و گراز کشند. حربه ای باشد که از آهن و فولاد بسازند بر صورت نیزه و کوتاه تر از آن و چون بشکار خوک و گراز روند خوک بر ایشان حمله کندآنرا بر پیشانی گراز فرو کنند چنانکه نتواند پیش آمدن. و سپس او را با شمشیر و دشنه کشند. (آنندراج ).

معنی پیشدار به فارسی

پیشدار
( صفت ) ۱- دارای پیش ( جلو ). ۲- دارای ضمه ( حرف ). ۳- ( اسم ) حربه ای بسیار بزرگ مانند نیزه ای ستبر و کوتاه از آهن و فولاد که بر آن حلقه های چهارگوشه از فولاد تعبیه کنند و بدان خوک و گراز را کشند. ۴- ماما قابله .

پیشدار را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیشدار   • مفهوم پیشدار   • تعریف پیشدار   • معرفی پیشدار   • پیشدار چیست   • پیشدار یعنی چی   • پیشدار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیشدار
کلمه : پیشدار
اشتباه تایپی : ~danhv
عکس پیشدار : در گوگل

آیا معنی پیشدار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )