انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1065 100 1

پیشواز

/piSvAz/

مترادف پیشواز: استقبال، پیشباز

متضاد پیشواز: بدرقه

معنی پیشواز در لغت نامه دهخدا

پیشواز. [ ش ْ ] (اِ مرکب ) پیشباز. استقبال.استقبال کردن و استقبال کننده. (غیاث ) :
بهار آمد از باغ فردوس باز
می و نغمه را فرض شد پیشواز.
ملاطغرا (از آنندراج ).
|| (ص مرکب ) جلو گشاده که قسمت قدامی آن چاک باشد و باز (جامه ). قبای پیشواز؛ قسمی قبا که ظاهراً از گریبان تا دامان چاک داشته است مقابل بغل بند (آنندراج ) :
فروغ لاله ٔ گلشن بسیمای تو می زیبد
قبای پیشواز گل ببالای تو می زیبد.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
قبا بر روی فرجی و خرمی و پیشواز مپوشید. (نظام قاری ص 169).
چنین که دکمه ٔ لؤلؤ به پیشواز بود
بجیب فکرت من از معانیست درر.
نظام قاری.

معنی پیشواز به فارسی

پیشواز
پیشباز، استقبال ازمسافر
( اسم ) ۱- استقبال پیشباز : بهار آمد از باغ فردوس باز می و نغمه را فرش شد پیشواز. ( ملاطغرا ) ۲- جلو گشاده پیشباز. یا قبای پیشواز. قسمی قبا که ظاهرا از گریبان تا دامن چاک داشته مقابل بغل بند : فروغ لال. گلشتن بسیمای تو می زیبد قبای پیشواز گل ببالای تو می زیبد. ( محسن تاثیر. آنند. لغ. )
[ گویش مازنی ] /pishvaaz/ استقبال – به استقبال رفتن
( مصدر ) استقبال کردن : همه مهتران پیشواز آمدند پراز درد و گرم و گداز آمدند. ( شا. بخ ۱۷۹۳ : ۶ )
پیشواز کردن استقبال کردن
( مصدر ) ۱- پذیرفته شدن استقبال کردن. ۲- یک روز یا بیشتر قبل از غر. رمضان روزه داشتن ( یعنی باستقبال ماه صیام رفتن ).
( مصدر ) پیشواز رفتن استقبال کردن . یا مثل : سگ بخورد پیشواز گرگ میرود طعامی بس ثقیل و ناسازوار است .
نوعی از جامه که از پیش باز باشد مانند پیراهن .

معنی پیشواز در فرهنگ معین

پیشواز
(اِمر.) = پیشباز: استقبال .
(مَ دَ) استقبال کردن .

معنی پیشواز در فرهنگ فارسی عمید

پیشواز
= پیشباز

پیشواز در دانشنامه اسلامی

پیشواز
پیشواز در لغت به معنای به استقبال کسی رفتن است واز آن به مناسبت در بابهای صوم، اعتکاف و تجارت سخن رفته است.
از جمله مواردی که مسافرت حتّی در ماه رمضان برای آن استحباب دارد، به پیشواز مؤمن رفتن است.

جواز خروج از مسجد برای معتکف برای پیشواز
به تصریح برخی فقها معتکف می‏تواند برای استقبال مؤمن از مسجد خارج شود.

کراهت استقبال از کاروانهای تجاری
استقبال شهروندان از کاروانهای تجاری در بیرون شهر برای خرید کالای آنان به قیمت ارزان‏تر یا فروش جنس به ایشان به بهای گران‏تر بنابر مشهور مکروه است

پیشواز، استقبال و پیشباز است.
پیشواز، استقبال و پیشباز است. در این مدخل از جملاتی مانند: «تتلقهم الملائکة»، «یلقون فیها تحیة و سلاما» و «ادخلوها بسلام» استفاده شده است.
عناوین مرتبط
پیشواز از برادران یوسف، پیشواز از بهشتیان، پیشواز از خاندان یعقوب، پیشواز از عبادالرحمان، پیشواز از متقین، پیشواز از والدین.
حضرت یوسف در بیرون شهر مصر به پیشواز برادران خود آمد.
قرآن کریم پیشواز یوسف علیه السلام از برادران خویش، در بیرون شهر مصر را اینگونه بیان می فرماید: «اذهبوا بقمیصی هـذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیرا واتونی باهلکم اجمعین• فلما دخلوا علی یوسف ءاوی الیه ابویه و قال ادخلوا مصر ان شـآء الله ءامنین» این پیراهن مرا ببرید و به صورت پدرم بیندازید، بینا می شود، و همگی خانواده نزد من آئید• هنگامی که بر یوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگی داخل مصر شوید که انشاء الله در امن و امان خواهید بود. (از جمله «ادخلوا مصر» استفاده می شود که یوسف علیه السلام در خارج از شهر به پیشواز رفته است. ) این آیات تتمه کلام یوسف است که به برادران دستور می دهد پیراهنش را نزد پدر ببرند، و به روی پدر بیندازند، تا خداوند دیدگانش را بعد از آنکه از شدت اندوه نابینا شده بود شفا دهد.
عنایت خداوند در حق یوسف
و این آخرین عنایت بی سابقه ایست که خداوند در حق یوسف علیه السلام اظهار فرمود، و مانند سایر اسبابی که در این سوره و این داستان بود و بر خلاف جهتی که طبعا جریان می یافت جریانش داد، ایشان می خواستند با آن اسباب و وسایل او را ذلیل کنند، خداوند هم با همان اسباب او را عزیز کرد، می خواستند از آغوش پدر به دیار غریبش بیندازند و بدین جهت در چاهش انداختند، خداوند نیز همین سبب را سبب راه یافتنش به خانه عزیز و آبرومندترین زندگی قرار داد و در آخر بر اریکه عزت و سلطنتش نشانید، و برادرانش را در برابر تخت سلطنتی او ذلیل و خوار نموده به التماس و تضرع درآورد، تضرعی که آیه «یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» (هنگامی که آنها وارد بر او (یوسف) شدند گفتند ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته و متاع کمی (برای خرید مواد غذائی) با خود آورده ایم، پیمانه ما را بطور کامل وفا کن و بر ما تصدق بنما که خداوند متصدقان را پاداش می دهد) آنرا حکایت می کند.و همچنین همسر عزیز و زنان مصر عاشق او شدند، و با او بنای مراوده گذاشتند، تا بدین وسیله او را در مهلکه فجور بیفکنند، ولی خداوند همین عشق ایشان را سبب ظهور و بروز پاکی دامن و برائت ساحت و کمال عفت او قرار داد، دربار مصر او را به زندان افکند، و خداوند همین زندان را وسیله عزت و سلطنت او قرار داد.برادران آنروز که وی را به چاه انداختند پیراهن به خون آلوده اش را برای پدرش آورده به دروغ گفتند مرده، خداوند بوسیله همین پیراهن خون آلودی که باعث اندوه و گریه و در آخر کوری او شد چشم وی را شفا داد و روشن کرد کوتاه سخن اینکه تمامی اسباب دست به دست هم دادند تا او را بی مقدار و خوار سازند، ولی چون خدا نخواست، روز بروز بزرگتر شد، آری آنچه خدا می خواست غیر آن چیزی بود که اسباب طبیعی بسوی آن جریان می یافت، و خدا بر کار خود غالب است.
فرمان حضرت یوسف
و اینکه فرمود: «و اتونی باهلکم اجمعین»، فرمانی است از یوسف علیه السلام به اینکه خاندان یعقوب ، از خود آن جناب گرفته تا اهل بیت و فرزندان و نوه ها و نتیجه های او همه از دشت و هامون به شهر مصر درآمده و در آنجا منزل گزینند.
توحید خالص
...
فرشتگان به بهشتیان می گویند: شما از هر آلودگی و پلیدی پاک شده اید، و با ایمان و عمل صالح قلب و روح شما پاک گردیده، و از گناهان و معاصی نیز پاک شده اید، و بر در بهشت درختی است که دو چشمه آب زلال از پای آن می جوشد، مؤمنان از یک چشمه می نوشند و باطن آنها پاک می شود، و در چشمه دیگری خود را شستشو می دهند و ظاهر آنها پاک می شود، و اینجاست که خازنان بهشت به آنها می گویند «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین».
قرآن کریم در مورد پیشواز فرشتگان از بهشتیان چنین می فرماید: «... هم فی ما اشتهت انفسهم خــلدون• لایحزنهم الفزع الاکبر و تتلقهم الملـئکة هـذا یومکم الذی کنتم توعدون»... و در آنچه دلشان بخواهد جاودانه متنعم هستند• وحشت بزرگ آنها را اندوهگین نمی کند، و فرشتگان به استقبالشان میروند (و می گویند) این همان روزی است که به شما وعده داده میشد.
← فزع اکبر
پیشواز فرشتگان از بهشتیان، با تهنیت گویی به آنان همراه می باشد: «جنت عدن یدخلونها ومن صلح من ءابآئهم وازوجهم وذریتهم والملـئکة یدخلون علیهم من کل باب• سلـم علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار»(همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می گردند• (و به آنها می گویند) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان چه پایان خوب این سرا نصیبتان شد!
← معنای عدن
پس از زندگی دنیا بر حسب آن ناموسی که خداوند آن زندگی را بر آن طبیعت و ناموس مطبوع نموده زندگی واحد و متصلی است که ابتدایش رنج و بلا و آخرش آسایش و نعمت و سلامتی است. و یا به عبارتی اولش دنیا و آخرش آخرت است.جمله «آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم» با اینکه اسم مادران در آن نیست مع ذلک همه نامبردگان بالا را شامل است، چون مادران همسران پدرانند که کلمه «ازواج» شامل ایشان است، و برادران و خواهران و عموها و دائی ها و اولاد آنان هم جزو ذریه های پدرانند، که کلمه «آبائهم» شامل آنان می شود. و در آیه شریفه اختصار لطیفی بکار رفته است.
نتیجه صبر
...
حضرت یوسف علیه السلام به منظور استقبال از خاندان یعقوب، از مصر بیرون آمده و در خارج مصر ایشان را در آغوش گرفته بوده، و آنگاه بمنظور احترام و رعایت ادب گفته است : داخل مصر شوید، و فرموده: «ان شاء الله آمنین» و ادبی را رعایت کرده که بی سابقه و بدیع است، چون هم به پدر و خاندانش امنیت داده، و هم رعایت سنت و روش پادشاهان را که حکم صادر می کنند نموده، و هم اینکه این حکم را مقید به مشیت خدای سبحان کرده تا بفهماند مشیت آدمی مانند سایر اسباب، اثر خود را نمی گذارد مگر وقتی که مشیت الهی هم موافق آن باشد، و این خود مقتضای توحید خالص است.
قرآن کریم پیشواز یوسف علیه السّلام از خاندان یعقوب، در بیرون شهر مصر را چنین وصف می فرماید: «اذهبوا بقمیصی هـذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیرا واتونی باهلکم اجمعین• فلما دخلوا علی یوسف ءاوی الیه ابویه و قال ادخلوا مصر ان شـآء الله ءامنین» این پیراهن مرا ببرید و به صورت پدرم بیندازید، بینا می شود، و همگی خانواده نزد من آئید• هنگامی که بر یوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگی داخل مصر شوید که انشاء الله در امن و امان خواهید بود. (از جمله «ادخلوا مصر» استفاده می شود که یوسف علیه السلام در خارج از شهر به پیشواز رفته است. ) این آیات تتمه کلام یوسف است که به برادران دستور می دهد پیراهنش را نزد پدر ببرند، و به روی پدر بیندازند، تا خداوند دیدگانش را بعد از آنکه از شدت اندوه نابینا شده بود شفا دهد.
عنایت خداوند در حق یوسف
و این آخرین عنایت بی سابقه ایست که خداوند در حق یوسف علیه السلام اظهار فرمود، و مانند سایر اسبابی که در این سوره و این داستان بود و بر خلاف جهتی که طبعا جریان می یافت جریانش داد، ایشان می خواستند با آن اسباب و وسایل او را ذلیل کنند، خداوند هم با همان اسباب او را عزیز کرد، می خواستند از آغوش پدر به دیار غریبش بیندازند و بدین جهت در چاهش انداختند، خداوند نیز همین سبب را سبب راه یافتنش به خانه عزیز و آبرومندترین زندگی قرار داد و در آخر بر اریکه عزت و سلطنتش نشانید، و برادرانش را در برابر تخت سلطنتی او ذلیل و خوار نموده به التماس و تضرع درآورد، تضرعی که آیه «یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» (هنگامی که آنها وارد بر او (یوسف) شدند گفتند ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته و متاع کمی (برای خرید مواد غذائی) با خود آورده ایم، پیمانه ما را بطور کامل وفا کن و بر ما تصدق بنما که خداوند متصدقان را پاداش می دهد) آنرا حکایت می کند.و همچنین همسر عزیز و زنان مصر عاشق او شدند، و با او بنای مراوده گذاشتند، تا بدین وسیله او را در مهلکه فجور بیفکنند، ولی خداوند همین عشق ایشان را سبب ظهور و بروز پاکی دامن و برائت ساحت و کمال عفت او قرار داد، دربار مصر او را به زندان افکند، و خداوند همین زندان را وسیله عزت و سلطنت او قرار داد. برادران آنروز که وی را به چاه انداختند پیراهن به خون آلوده اش را برای پدرش آورده به دروغ گفتند مرده، خداوند بوسیله همین پیراهن خون آلودی که باعث اندوه و گریه و در آخر کوری او شد چشم وی را شفا داد و روشن کرد کوتاه سخن اینکه تمامی اسباب دست به دست هم دادند تا او را بی مقدار و خوار سازند، ولی چون خدا نخواست، روز بروز بزرگتر شد، آری آنچه خدا می خواست غیر آن چیزی بود که اسباب طبیعی بسوی آن جریان می یافت، و خدا بر کار خود غالب است.
فرمان حضرت یوسف
و اینکه فرمود: «و اتونی باهلکم اجمعین»، فرمانی است از یوسف علیه السلام به اینکه خاندان یعقوب ، از خود آن جناب گرفته تا اهل بیت و فرزندان و نوه ها و نتیجه های او همه از دشت و هامون به شهر مصر درآمده و در آنجا منزل گزینند.
توحید خالص
...
بهشتیان به یکدیگر تحیت و سلام می گویند و فرشتگان به آنها، و از همه بالاتر خداوند به آنها سلام و تحیت می گوید.
پیشواز فرشتگان از عبادالرحمان در بهشت، همراه تحیت و سلام بر آنان همراه است: «وعباد الرحمـن الذین یمشون علی الارض هونا... • اولـئک یجزون الغرفة بما صبروا ویلقون فیها تحیة و سلـما» بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند که با آرامش و بیتکبر بر زمین راه می روند...•آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیبائیشان به آنان پاداش داده می شود. و در آن با تحیت و سلام روبرو می شوند. در این آیه در مقابل آن رفتار مؤمنین را ذکر می کند که نه تنها به اسم رحمان اهانت نمی کند، بلکه خود را بنده رحمان می دانند همان رحمانی که کفار از لفظ آن گریزان بودند و نفرت داشتند.
تواضع مؤمنین
در این آیه دو صفت از صفات ستوده مؤمنین را ذکر کرده، اول اینکه : «الذین یمشون علی الارض هونا» مؤ منین کسانی هستند که روی زمین با وقار و فروتنی راه می روند، و هون به طوری که راغب گفته به معنای تذلل و تواضع است بنابراین، به نظر می رسد که مقصود از راه رفتن در زمین نیز کنایه از زندگی کردنشان در بین مردم و معاشرتشان با آنان باشد.پس مؤمنین، هم نسبت به خدای تعالی تواضع و تذلل دارند و هم نسبت به مردم چنینند، چون تواضع آنان مصنوعی نیست، واقعا در اعماق دل، افتادگی و تواضع دارند و چون چنینند ناگزیر، نه نسبت به خدا استکبار می ورزند و نه در زندگی می خواهند که بر دیگران استعلاء کنند و بدون حق، دیگران را پائین تر از خود بدانند و هرگز برای به دست آوردن عزت موهومی که در دشمنان خدا می بینند در برابر آنان خضوع و اظهار ذلت نمی کنند. پس خضوع و تذللشان در برابر مؤمنین است نه کفار و دشمنان خدا، البته این در صورتی است که به گفته راغب کلمه هون به معنای تذلل باشد. و اما اگر آن را به معنای رفق و مدارا بدانیم معنای آیه این می شود که : مؤمنین در راه رفتنشان تکبر و تبختر ندارند.
← معنای غرفه
این مقام عالی به خاطر این به آنها داده می شود که در راه خدا صبر و استقامت به خرج دادند، ممکن است چنین تصور شود که این وصف دیگری از اوصاف آنان است، ولی در حقیقت این وصف تازه ای نیست بلکه ضامن اجرای تمام اوصاف گذشته است، مگر بندگی پروردگار، مبارزه با طغیان شهوات، ترک شهادت زور ، قبول تواضع و فروتنی، و غیر این صفات بدون صبر و استقامت، امکان پذیر است؟
سلام و تحیت خداوند
...


ارتباط محتوایی با پیشواز

پیشواز در جدول کلمات

با این جشن باستانی به پیشواز نوروز می روند
چهارشنبه سوری

پیشواز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کد آهنگ پیشواز   • کد آهنگ پیشواز همراه اول مهدی احمدوند   • کد آهنگ پیشواز همراه اول مذهبی   • کد آهنگ پیشواز همراه اول مرتضی پاشایی   • کد آهنگ پیشواز همراه اول میثم ابراهیمی   • کد آهنگ پیشواز ایرانسل غمگین   • تغییر آهنگ پیشواز همراه اول   • اهنگ پیشوازهمراه اول   • معنی پیشواز   • مفهوم پیشواز   • تعریف پیشواز   • معرفی پیشواز   • پیشواز چیست   • پیشواز یعنی چی   • پیشواز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیشواز
کلمه : پیشواز
اشتباه تایپی : ~da,hc
آوا : piSvAz
نقش : اسم
عکس پیشواز : در گوگل


آیا معنی پیشواز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )