انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1093 100 1

پیغمبر

/peyqambar/

مترادف پیغمبر: رسول، مرسل، نبی، وخشور

معنی پیغمبر در لغت نامه دهخدا

پیغمبر. [ پ َ / پ ِ غ َ ب َ ] (نف مرکب ) پیغام برنده. پیغامبر. رسول. نبی. فرستاده ٔ خدا. وخشور. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). پیامبر. پیمبر. نذیر. (منتهی الارب ) :
بشاه جهان [گشتاسپ ] گفت [زرتشت ] پیغمبرم
ترا سوی یزدان همی رهبرم.
دقیقی.
چنین گفت با شاه گندآوران
نشانست خوابت ز پیغمبران.
فردوسی.
بگفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیر گیها بدین آب شوی.
فردوسی.
بر آئین زرتشت پیغمبرم
ز راه نیاکان خود نگذرم.
فردوسی.
هرچند در ازل رفته بود که وی پیغمبر خواهد بود، بدین ترحم که بکرد نبوت وی مستحکم ترشد. (تاریخ بیهقی ). معجزاتی که میگویند این دو تن را (اردشیر و اسکندر را) بوده است چنانکه پیغمبران را بوده است. (تاریخ بیهقی ). عهدی است که بر پیغمبران و فرستاده های او، که بر ایشان باد درود، گفته شده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 317). بحق پیغمبران که فرستاده شده اند بسوی خلق... (تاریخ بیهقی ).
نور پیغمبرش همی خواندند
یاش سایه ٔ اله میگوید.
خاقانی.
شیر را بچه همی ماند بدو
تو به پیغمبر چه میمانی بگو.
مولوی.
- امثال :
هیچکس در خانه پیغمبر نشد.
تو بهتر میدانی یا پیغمبر خدا؟
|| (اِخ ) پیغمبر اسلام ، یعنی محمد مصطفی (ص ). پیغمبر مختار. نور. (منتهی الارب ) :
که من شهر علمم علی ام در است
درست این سخن گفت پیغمبر است.
فردوسی.
به پیغمبرش بر کنیم آفرین
به یارانش بر یک بیک همچنین.
فردوسی.
همی نازد بعهد میر مسعود
چو پیغمبر به نوشروان عادل.
منوچهری.
مابجانب عراق... مشغول گردیم و وی بغزنین و هندوستان تا سنت پیغمبر ما... بجای آورده باشیم. (تاریخ بیهقی ).
ثنا باد بر جان پیغمبرش
محمد فرستاده ٔ بهترش.
اسدی.
خط خدای زود بیاموزی
گر در شوی بخانه ٔ پیغمبر.
ناصرخسرو.
اندر حمایتی تو ز پیغمبر خدای
مشکن حمایتش که بزرگست حشمتش.
ناصرخسرو.
گفت پیغمبر که چون کوبی دری
عاقبت زآن در برون آید سری.
مولوی.
- پیغمبر عربی ؛ محمد مصطفی (ص ).
- پیغمبر چاهی ؛ یوسف بن یعقوب علیه السلام.
- پیغمبر گم کرده فرزند ؛ یعقوب علیه السلام. (آنندراج ).
- پیغمبر مختار ؛ پیغمبر اسلام. (ص 647 رودکی ج 1).
|| فرستاده. فرسته. پیغامبر. که پیام برد. پیک. قاصد. پیام آور :
چو آگاهی آمد به پرویز شاه
که پیغمبر قیصر آمد ز راه...
فردوسی.
که پیغمبر قیصر آمد بشاه
پر از درد و پوزش کنان از گناه.
فردوسی.
شنیدم که خراد از ایران زمین
بیامد به پیغمبری سوی چین.
فردوسی.
کنون نو شود در جهان داوری
چو موبد بیاید به پیغمبری.
فردوسی.
رود سوی رستم به پیغمبری
بگوید همه هرچه شد داوری.
فردوسی.
برفروز آذر برزین که در این فصل شتا
آذر برزین پیغمبر آزار بود.
منوچهری.
(برای فهم مقصود منوچهری از پیغمبر آذر رجوع به قصیده ٔ او بمطلع: بر لشکر زمستان نوروز نامدار... شود).

پیغمبر. [ پ َ / پ ِ غ َ ب َ ] (اِخ ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران واقع در 14 هزارگزی جنوب علیشاه عوض و 7 هزارگزی شمال ایستگاه راه آهن رباط کریم. در جلگه و معتدل و دارای 158 تن سکنه. آب آنجا از قنات محصول آن غلات و باغات انگور. شغل اهالی آنجا زراعت است و از طریق لارماشین بدانجا میرود. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

پیغمبر. [ پ َ / پ ِ غ َ ب َ ] (اِخ ) (اشموئیل پیغمبر) دهی جزء بخش خرقان شهرستان ساوه. واقع در 24 هزارگزی مرکز بخش و 18 هزارگزی راه عمومی. کوهستانی و سردسیر دارای 276 تن سکنه. آب آن از قنات کوچک و محصول آن غلات. شغل اهالی آن زراعت. راه آنجا مالرو است و زیارتگاهی بنام اشموئیل پیغمبر دارد. در یک هزارگزی ده غاری بنام چیچه بار وجود داردکه از سقف آن آب قطره قطره بحوض وسط غار میریزد و غار طبیعی بنظر می آید. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

معنی پیغمبر به فارسی

پیغمبر
( صفت ) ۱- پیغام گزار پیام ده رسول . ۲- فرستاد. خدا نبی رسول : ز چیزی که گفتند پیغمبران همان دادگر موبدان و سران ... ( شا. بخ ۳ ) ۲۳٠۲ : ۸- ( اسم ) پیغمبر اسلام محمد بن عبدا... صلی الله علیه و آله : و پیغمبر علیه السلام فرموده است ... کافرش خوانم و کنم ثابت کافر است او بشرع پیغمبر . ( وحشی ) یا به پیغمبر . سوگند به پیغمبر اسلام . یا پیغمبر اسلام . محمد بن عبدالله صلی ا... علیه و آله . یا پیغمبر چاهی . یوسف بن یعقوب صلی ا... علیه و آله . یا پیغمبر عربی . محمد بن عبدا... صلی ا... علیه و آله . یا پیغمبر گم کرده فرزند. یعقوب صلی ا... علیه و آله . یا پیغمبر مختار. محمد بن عبدا... صلی ا... علیه و آله . یا خاتم پیغمبران محمد بن عبدا... صلی ا... علیه و آله . و به آواز بلند بر خاتم پیغمبران و ناسخ ادیان دیگران صلوات فرستاد.
دهی جزئ دهستان بخش خرقان شهرستان ساوه
[ گویش مازنی ] /peyghambar chengey/ گلی خودرو که به رنگهای مختلف می روید و بوی خوشی دارد
( صفت اسم ) فرزند پیغمبر . جمع : پیغمبر زادگان : زکریا در محرب نشسته بود و بنی اسرائیل و علما و پیغمبر زادگان نشسته بودند.
[ گویش مازنی ] /payghambar vaashi/ علفی است با مزه ی تلخ که گاو یا گوسفند آن را به ندرت می خورد
دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز
حسان بن ثابت
وی پیغمبر ثمود است و صاحب تاریخ گزیده

معنی پیغمبر در فرهنگ معین

پیغمبر
(پِ غَ بَ) (ص فا.) نک پیامبر.

معنی پیغمبر در فرهنگ فارسی عمید

پیغمبر
۱. هر شخصی که خداوند او را با الهام، وحی، و یا به واسطۀ فرشته خبر دهد و اوامر خود را به او برساند و یا او را برای راهنمایی خلق به راه راست مبعوث کند، پیغامبر، پیامبر، پیمبر.
۲. آن که پیغامی از طرف کسی برای دیگری ببرد. &delta، برخی از پیغمبران قدیم پیرو شریعت پیغمبر دیگر بوده اند، مانند یونس نسبت به موسی.
* پیغمبر اولوالعزم: پیامبری که تابع پیغمبر دیگر نباشد. &delta، پیغمبران اولوالعزم پنج تن بوده اند: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و محمد که آخرین پیغمبران است.

پیغمبر در جدول کلمات

پیغمبر زمان اردشیر بابکان
یحیی
پیغمبر زمان گشتاسب
زرتشت
پیغمبر قوم عاد
هود
جنگی که پیغمبر اسلام (ص) شخصاً در آن شرکت می کرد
غزوه
دختر شعیب پیغمبر که به عقد حضرت موسی (ع) درآمد
صفورا
نقل کردن حدیث از قول پیغمبر و امامان
روایت
از اصحاب پیغمبر اسلام و پنجمین مردی که اسلام آورد
ابوذرغفاری

معنی پیغمبر به انگلیسی

seer (اسم)
پیش بینی کننده ، غیب گو ، بیننده ، پیغمبر
prophet (اسم)
رسول ، فرستاده ، پیغام بر ، پیامبر ، نبی ، پیغمبر

معنی کلمه پیغمبر به عربی

پیغمبر
نبي

پیغمبر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سلام ١٨:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٨
انتقال دهنده پیام
|

محسن مرادنوری ١٦:٤٥ - ١٣٩٧/١١/١٥
1_نبی
2_ رسول
|

رضا ١٨:١٩ - ١٣٩٧/١١/٢٨
صفت فاعلی است
اسم (فارسی)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود کتاب پیغمبر دزدان   • دانلود کتاب پیغمبر دزدان از باستانی پاریزی   • معنی پیغمبر   • پیغمبر دزدان دانلود pdf   • دانلود کتاب پیغمبر دزدان pdf   • دانلود رایگان کتاب پیغمبر دزدان باستانی پاریزی   • متن کتاب پیغمبر دزدان   • مفهوم پیغمبر   • تعریف پیغمبر   • معرفی پیغمبر   • پیغمبر چیست   • پیغمبر یعنی چی   • پیغمبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیغمبر
کلمه : پیغمبر
اشتباه تایپی : ~dylfv
آوا : peyqambar
نقش : اسم
عکس پیغمبر : در گوگل


آیا معنی پیغمبر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )