انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1066 100 1

پیمان

/peymAn/

مترادف پیمان: تعهد، شرط، ضمان، عهد، قرارداد، قول، معاهده، مقاطعه، مقاوله، میثاق، وعده

معنی اسم پیمان

اسم: پیمان
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: peymān) قراری که دو یا چند تن می گذارند تا کاری انجام دهند یا تعهدی نسبت به هم یا به کسی داشته باشند، قرار، عهد - عهد، قرار

معنی پیمان در لغت نامه دهخدا

پیمان. [ پ َ / پ ِ ] (اِ) از پهلوی پَتْمان و اوستائی پَتی مان َ بمعنی پیمودن و اندازه گرفتن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عهد. (منتهی الارب ) (برهان ). قرارداد و معاهده و عهد. (فرهنگ نظام ). ال [ اِ ل ل ]؛ حلف. میثاق. (تفلیسی ) (دهار). شریطه. (لغت ابوالفضل بیهقی ). شرط. (مجمل اللغه ). بیعة. خفارة. خفره. (منتهی الارب ). عهد که در عرف آنرا قول و قرار گویند. (غیاث ). سوگند. ذمه. (دستور اللغه ). عقد. (منتهی الارب ). وثاق. سوگند و سر گفتار ایستادن. موثق. (مهذب الاسماء). الزام. زینهار. حَلس. حِلس. ایلاف. بند. فیمان. رِباب. رِبابة. ودیع. وصر. (منتهی الارب ). صاحب آنندراج آرد: پیمان در اصل قرار کردن و عهد بستن است بر امری و در عرف عبارت از دست بر دست دادن برای یاد داشتن انعقاد امری که بین الطرفین مقرر شود :
ترارفت باید بفرمان من
نباید گذشتن ز پیمان من.
فردوسی.
بپیوستگی بر گوا ساختند
چو زین شرط و پیمان بپرداختند.
فردوسی.
زمین هفت کشور بفرمان تست
دد و دام و مردم بپیمان تست.
فردوسی.
ز پیمان نگردند ایرانیان
ازین در کنون نیست بیم زیان.
فردوسی.
کسی کوز پیمان من بگذرد
بپیچد ز آیین و راه خرد.
فردوسی.
ز پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی.
فردوسی.
بدو گفت پیمانت خواهم نخست
پس آنگه سخن بر گشایم درست.
فردوسی.
نخستین به پیمان مرا شاد کن
ز سوگند شاهان یکی یاد کن.
فردوسی.
بپیچد کسی سر ز فرمان او
نیارد گذشتن ز پیمان او.
فردوسی.
پر از عهد و پیمان و سوگندها
ز هر گونه ای لابه و پندها.
فردوسی.
به پیمان سپارم سپاهی ترا
نمایم سوی داد راهی ترا.
فردوسی.
شتردار باید که هم زین شمار
به پیمان کندرای قنوج بار.
فردوسی.
سیاوش اگر سر ز فرمان من
بپیچد نیاید بپیمان من.
فردوسی.
بماند ز پیوند پیمان ما
ز یزدان چنین است فرمان ما.
فردوسی.
چو خاقان برد راه و فرمان من
خرد را نپیچد ز پیمان من.
فردوسی.
مپیچید سرها ز فرمان اوی
مگیرید دوری ز پیمان اوی.
فردوسی.
جهان سربسر پیش فرمان تست
به هر کشوری باژو پیمان تست.
فردوسی.
بزرگی و خردی به پیمان اوست
همه بودنی زیر فرمان اوست.
فردوسی.
که او سر نیارد به پیمان تو
نه هرگز درآید بفرمان تو.
فردوسی.
نیایم برون من ز فرمان تو
نگارم ابر دیده پیمان تو.
فردوسی.
برادرم رستم ز فرمان اوی
شکستست هم دل ز پیمان اوی.
فردوسی.
به پیمان جدا کرد ازو حنجرا
بچربی کشیدش ببند اندرا.
فردوسی.
چو آن نامه برخواند خاقان چین
ز پیمان بخندید و از به گزین.
فردوسی.
به پیمان که خواند براو آفرین
بکوشد که آباد داد زمین.
فردوسی.
به پیمان که کاوس کی با سران
بر رستم آرد زهاماوران.
فردوسی.
به پیمان سپارم سپاهی ترا
نمایم سوی داد راهی ترا.
فردوسی.
به پیمان که از شهر هاماوران
سپهبد دهد باژو ساوگران.
فردوسی.
ز شاهی مرا نام تاجست و تخت
ترا مهر و پیمان و فرمان و بخت.
فردوسی.
بپیمان که چیزی نخواهی ز من
ندارم بمرگ آبچین و کفن.
فردوسی.
بفرمای فرمان که فرمان تراست
همه بندگانیم و پیمان تراست.
فردوسی.
که گیتی سراسر بفرمان تست
سر سرکشان زیر پیمان تست.
فردوسی.
بدو گفت اگر بگذری زین سخن
بتابی ز سوگند و پیمان من.
فردوسی.
بخشکی و بر آب فرمان تراست
همه بندگانیم و پیمان تراست.
فردوسی.
همه ترک و چین زیر فرمان تو
رسیده بهر جای پیمان تو.
فردوسی.
نپیچند کس سر ز فرمان او
نیارد گذشتن ز پیمان او.
فردوسی.
شهان گفته ٔ خود بجای آورند
ز عهد و ز پیمان خود نگذرند.
به پیمان که از هر دورویه سپاه
بیاری نیاید کسی کینه خواه.
فردوسی.
همی محضر ما بپیمان تو
بدرد بپیچد ز فرمان تو.
فردوسی.
که فرمان داراست فرمان تو
نپیچد کسی سر ز پیمان تو.
فردوسی.
بسوگند پیمانت خواهم یکی
کز آن نگذری جاودان اندکی.
فردوسی.
به پیمانی که چون یک مه برآید
ترا این روز بدخوئی سرآید.
فخرالدین اسعد (ویس و رامین ).
پیمانی است که به هر یک از بنده های خدا بسته شده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 317). به آن طریق که باز گردم از راهی که به آن راه میرود کسی که زبون نمیگیرد امانت را و باز نمی دارد او را هیچ چیز از پیمانهای بسته... ایمان نیاورده ام بقرآن بزرگ. (تاریخ بیهقی ص 318).
بگفت این و آن خط و پیمان بداد
ببوسید و پیش سپهبد نهاد.
اسدی.
چه رفتن ز پیمان چه گشتن ز دین
که این هر دو به ز آسمان و زمین.
اسدی.
ز سوگند و پیمان نگر نگذری
گه داوری راه کژ نسپری.
اسدی.
چنان بود پیمانش با ماهروی
که جفت آن گزیند که بپسندد اوی.
اسدی.
نگر که تان نکند غره عهد و پیمانش
که او وفا نکند هیچ عهد و پیمان را.
ناصرخسرو.
چنین بوده ست پیمان پیمبر
در آن معدن که منبر کرد پالان.
ناصرخسرو.
جهانا عهد با من کی چنین بستی
نیاری یاد از آن پیمان که کردستی.
ناصرخسرو.
پس از خطبه ٔ غدیر خم شنیدی
علی او را ولی باشد بپیمان.
ناصرخسرو.
چرا چون مرد را ناگه پلنگ او را کند خسته
ز موشش می نگه دارند این پیمان که بردارد.
ناصرخسرو.
گر بترسی همی از آتش دوزخ بگریز
سوی پیمانش که پیمانش از آتش سپر است.
ناصرخسرو.
دولت و پیروزی وفتح و ظفر هر ساعتی
با تو سازند ای ملک میثاق و پیمان دگر.
سوزنی.
رفت زی کعبه که آرد کعبه را زی تو شفیع
تاش بپذیری که او هم با تو پیمان تازه کرد.
خاقانی.
جان بخش ابوالمظفر شاه اخستان که هر دم
با عهد او بقا را پیمان تازه بینی.
خاقانی.
دلا با عشق پیمان تازه گردان
برات عشق بر جان تازه گردان.
خاقانی.
جانها در آرزوی تو می بگسلد ز هم
چون گویمت که بسته ٔ پیمان کیستی.
خاقانی.
پیمان مهر بسته هم در زمان شکسته
پیوند وصل داده هم بر اثر بریده.
خاقانی.
ز اهل جهان کس نماند بلکه جهان بس نماند
پای خرد درگذار از سر پیمان او.
خاقانی.
شرطی کز اول داشتی با عشق خوبان تازه کن
با یوسفان گرگ آشتی پیش آر و پیمان تازه کن.
خاقانی.
بشهزاده بسپرد فرزند را
بپیمان در افزود سوگند را.
نظامی.
براین عهدشان رفت پیمان بسی
که در بیوفائی نکوشدکسی.
نظامی.
خود مرا فرمان کجا باشد و لیک
کج مکن چون زلف خود پیمان من.
عطار.
در تو پیمان نیست صد عاشق به مرد
تا تو رای عهد و پیمان میزنی.
عطار.
با اینهمه کو قند تو، کو عهد و کو سوگند تو
چون بوریا بر می شکن ، ای خویش و ای پیمان من.
مولوی.
سست پیمانا چرا کردی خلاف عقل و رای
صلح با دشمن ، اگر بادوستانت جنگ نیست.
سعدی.
ای سخت جفای سست پیمان
رفتی و چنین برفت تقدیر.
سعدی.
نه رفیق مهربانست و حریف سست پیمان
که بروز تیرباران سپر بلا نباشد.
سعدی.
نه یاری سست پیمان است سعدی
که در سختی کند یاری فراموش.
سعدی.
زهی اندک وفا و سست پیمان
که آن سنگین دل نامهربان است.
سعدی.
فراقت سخت می آید ولیکن صبر می باید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم.
سعدی.
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
آخر ای بدعهد سنگین دل چرا برداشتی.
سعدی.
ای سخت کمان سست پیمان
این بود وفای عهد اصحاب.
سعدی.
وفا در که جوید چو پیمان گسیخت
خراج از که خواهد چو دهقان گریخت.
سعدی.
زلیخا دو دستش ببوسید و پای
که ای سست پیمان و سرکش درآی.
سعدی.
مرا به دور لب دوست هست پیمانی
که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه.
حافظ.
اهل الذمه ؛ مردم با عهد و پیمان. تخاوذ؛ با هم عهد و پیمان بستن. (منتهی الارب ). وفا؛ پیمان نگاه داشتن. (زوزنی ). رجل جذامر؛ مرد بسیارشکننده ٔ پیمان. تعهد؛ تازه کردن پیمان. (منتهی الارب ). تعاهد، معاهدة؛ با هم پیمان کردن.
- از پیمان گشتن یا بر گشتن ؛ نقض عهد کردن.
- از سر پیمان رفتن ؛ نقض عهد کردن :
در ازل بست دلم را سر زلفت پیوند
تا ابد سرنکشد وز سر پیمان نرود.
حافظ.
- پیمان بسر بردن ؛ وفای به عهد کردن :
موفق شد ترا توفیق تا پیمان بسر بردی
بتخت پادشاهی بر نهادی بر سرش افسر.
ظهوری.
- پیمان ِ درست ؛ عهد استوار :
ناید ز دل شکسته پیمان درست.
رونی.
- درست پیمان ؛ درست عهد :
با پشت و دل شکسته آمد
در خدمت تو درست پیمان.
خاقانی.
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف حجره و گرمابه و گلستان باش.
حافظ.
- دست به پیمان ؛ متعهد :
من به همت نه به آمال زیم
با امل دست به پیمان چه کنم.
خاقانی.
- دست به پیمان با کسی... ؛ متعاهد با او، دست پیمان.
- دست به پیمان دادن ؛ متعهد شدن ، به ذمه گرفتن ، عهد کردن :
با هیچ دوست دست بپیمان نمیدهی
درد مرا ببوسی پایان نمیدهی.
خاقانی.
- سخت پیمان ؛ که پیمان و عهد استوار دارد :
دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیست
شرط یار آنست کز پیوند یارش نگسلد.
سعدی.
- سست پیمان ؛ که عهد نااستوار دارد :
مسلمند حریفان به سست پیمانی.
وطواط.
کزین آمدن شه پشیمان شده ست
ز سختی کشی سست پیمان شده ست.
نظامی.
و نیز رجوع به شواهد ذیل کلمه ٔ پیمان شود. || نذر. (منتهی الارب ). شرط. (برهان ) . (تاج المصادر بیهقی ). شریطه. (لغت ابوالفضل بیهقی ). آنچه بر آن شرط کرده اند. گرو :
کنون چون گرو برد پیمان وراست
چه خواهم زمان زو که فرمان وراست.
اسدی.
|| عهدنامه ای که میان دو یا چند تن و دو یا چندین دولت بسته شود و فرهنگستان این کلمه را بجای پاکت برگزیده است. (لغات مصوب فرهنگستان ایران ). || خویش و پیوند. (برهان ). || این کلمه در زرع و پیمان کردن ، بمعنی پیمودن است.

معنی پیمان به فارسی

پیمان
شرط، عهده، قرارداد، قول وقراری برای انجام کاری
( اسم ) ۱- عهد معاهده قرار داد میثاق : فرستاد بازش بایوان خویش برو خواند آن عهد و پیمان خویش . ( شا. ۲۲۶۶ : ۸ ) توضیح فرهنگستان این کلمه را بمعنی عهد نامه ای که میان دو یا چند تن و دو یا چند دولت بسته شود پذیرفته . ۲- شرط : شما نیز دلها بفرما نهید بهر کار با ما سه پیمان نهید. از آزردن مردم پارسا و دیگر کشیدن سر از پادشاه. سوم دور بودن ز چیز کسان که وردش بوی سوی آن کس رسان . که درگاه و بیگه کسی را بسوخت به بی مایه چیزی دلش بر فروخت . ( شا. بخ ۲۶۷۸ : ۹ ) یا به پیمان . بدین شرط : ... به پیمان که چیزی نخواهی ز من ز نداری بمرگ آبچین و کفن . ( شا.بخ ۲۱۲۶ :۷ ) یا پیمان اتحاد. عهد نامه ای که طبق آن دو یا چند دولت تعهد نمایند که با یکدیگر برای وصول بمقاصدی سیاسی معاضدت کنند. یا پیمان بیطرفی . عهد نامه ای که طبق آن دولت بیطرف تعهد میکند که جز برای مدافعه بجنگ اقدام ننماید .دول ضامن نیز در مقابل بیطرفی او را محترم میشمارندو آن ممکن است شامل پیمان بیطرفی دایم یا موقت باشد. یا پیمان سیاسی .عهد نامه ای که دو یا چند دولت برای حفظ موجودیت و تمامیت ارضی و متعلقات آن با یکدیکر منعقد سازند و آن شامل پیمان اتحاد پیمان بیطرفی پیمان صلح پیمان کمک و غیره است .یا پیمان صلح .عهدنامه ای که دو یا چند دولت متخاصم با یکدیگر منعقد سازندودر آن شرایط متارکه و صلح را گنجانند.یااز سر پیمان گشتن ( بر گشتن ). نقض عهد کردن . یا پیمان بسر بردن . وفای بعهد کردن : موفق شدن ترا توفیق تا پیمان بسر بردی بتخت پادشاهی بر نهادی بر سرش افسر. ( ظهوری ) یادست به پیمان دادن . متعهد شدن بذمه گرفتن : باهیچ دوست دست به پیمان نمیدهی درد مرا به بوسی پایان نمیدهی . ( خاقانی ) ۳- خویش و پیوند. ۴- مقیاسی است برای آب .
[cost-reimbursable contract] [مدیریت-مدیریت پروژه] پیمانی که براساس آن خریدار باید هزینه های فروشنده را طبق توافق بپردازد
( مصدر ) عهد کردن عهد بستن : همیدون ببستند پیمان برین که گرتیغ دشمن بدرد زمین ... ( شا. لغ. )
عهد کردن عهد بستن
( صفت ) قبول کنند. عهد و شرط.
( مصدر ) عهد داشتن : عمریست که با عشق تو پیمان دارم خون دل و غم بسینه مهمان دارم . ( علی میرزا بیک درمنی )
[cost-plus-percentage of cost contrat, CPPC contract] [مدیریت-مدیریت پروژه] نوعی پیمان هزینه ـ کارمزد که کارمزد آن درصدی از هزینه است
[Ramsar Convention] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] معاهده ای بین المللی که برای کمک به حفاظت از زیستگاه های تالابی جهان در سال 1971، در شهر رامسر، بسته شده است
( مصدر ) عهد بستن : دولت و پیروزی و فتح و ظفر هر ساعتی با تو سازندای ملک . میثاق و پیمان دگر . ( سوزنی )
( مصدر ) نقض عهد کردن عهد شکستن نکث : شما را ز پیمان شکستن چه باک ? که او ریخت بر تارک خویش خاک . ( شا. لغ. )
( صفت ) آنکه عهد بسته نگاه ندارد ناکث عهد کسل ناقض عهد : ز دانا شنیدم که پیمان شکن زن جاف جاف است بل کم ز زن. ( ابوشکور ) پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد . گفت : پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان . ( حافظ )
عمل پیمان شکن نگاه نداشتن عهد بسته نقض عهد.
[design-build contract] [مدیریت-مدیریت پروژه] پیمانی که براساس آن طراحی و ساخت یک پروژه یکجا به پیمانکار محول می شود
[unit rate contract] [مدیریت-مدیریت پروژه] پیمانی که براساس آن نحوۀ پرداخت کارهای انجام شده فهرستی از بهای واحد اقلام است
( مصدر ) عهد گرفتن میثاق گرفتن پیمان بستن : آنجا عهد کنیم و پیمان گیریم . برسم کیان نیز پیمان گرفت وفا در دل و مهر در جان گرفت . ( نظامی )
( مصدر ) قطع کردن رشت. عهد عهد گسستن نقض عهد پیمان شکستن مقابل پیمان نگاهداشتن : شوخی که گسسته بود پیمان از من بنشسته برم کشیده دامان از من . ( ذوقی اردستانی )
( صفت ) آنکه بر عهد خود ثابت نباشد ناقض عهد پیمان شکن : دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را. ( سعدی )
عمل پیمان گسل پیمان شکنی نقض عهد.
( مصدر ) پیمان گسستن .
( مصدر ) ۱- پیمان گسستن . ۲- ( مصدر ) شکسته شدن عهد : وفا از که جوید که پیمان گسیخت خراج از که خواهد که دهقان گریخت . ( سعدی )
[lump sum contract, fixed price] [مدیریت-مدیریت پروژه] نوعی پیمان با قیمت کل ثابت برای یک محدودۀ کاری مشخص، که ممکن است مشوق هایی برای دستیابی به اهداف پروژه یا فراتر از آن نیز به همراه داشته باشد

معنی پیمان در فرهنگ معین

پیمان
(پَ یا پِ) (اِ.) ۱ - عهد، قرارداد. ۲ - شرط .
( ~. مِ) (اِمر.) تعهدنامه ، عهدنامه . (فره ).
( ~.) (ص .) کسی که انجام دادن کاری را در برابر گرفتن پول معینی به عهده می گیرد، مقاطعه کار، کنتراتچی .
( ~. پَ یا پِ) (ص .) کسی که با دیگری عهدی بسته ، هم عهد.

معنی پیمان در فرهنگ فارسی عمید

پیمان
قول وقراری که کسی با کس دیگر بگذارد که بر طبق آن عمل کند، شرط.
۲. قرارداد.
۳. [قدیمی] عهد، بیعت.
* پیمان بستن: (مصدر لازم) عهد بستن و قول وقرار گذاشتن برای انجام دادن کاری.
* پیمان ساختن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * پیمان بستن
* پیمان کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * پیمان بستن
* پیمان گرفتن: (مصدر لازم) [قدیمی] عهد گرفتن، قول گرفتن.
* پیمان نهادن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * پیمان بستن
کسی که خلاف عهدوپیمان خود رفتار کند، پیمان گسل، عهدشکن: پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد / گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان (حافظ: ۷۷۶).
کسی که به عهدوپیمان خود عمل نکند، پیمان شکن، عهدشکن.
کاغذی که بر روی آن عهدوپیمان نوشته شده، عهدنامه.
آنچه از نقد و جنس که پیش از عروسی از طرف داماد به خانۀ عروس فرستاده شود.
۱. پیمان راست ودرست.
۲. (صفت) ویژگی آن که در عهدوپیمان راست ودرست و استوار باشد.
سست عهد، آن که به عهدوپیمان خود عمل نکند، پیمان شکن.
هم عهد، کسی که با دیگری عهد و پیمان بسته باشد.

پیمان در دانشنامه ویکی پدیا

پیمان
پیمان مستخدمین فردی موفق در روابط بینالملل بط بین الملل]] معمولاً بین دو یا چند دولت حاکم در زمینهٔ صلح و همکاری نظامی منعقد می شود. این واژه بعد از جنگ جهانی اول به منظور پیمان بنیادین دولت ها در ایجاد جامعهٔ ملل ابتکار شد و جنبهٔ تشریفاتی داشت.
پیمان بریان–کلوگ در ۱۹۲۸
پیمان بی طرفی شوروی–ژاپن در آوریل ۱۹۴۱
پیمان ورشو میان کشورهای کمونیستی اروپای شرقی به رهبری اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۵۵)
برخی از پیمان های مشهور عبارتند از:
در زبان فارسی گاهی واژهٔ پیمان هم معنی عهدنامه (معاهده) به کار می رود مانند:
پیمان یک توافق رسمی ست که در روابط بین الملل معمولاً بین دو یا چند دولت حاکم در زمینهٔ صلح و همکاری نظامی منعقد می شود.
پیمان (فیلم ۱۳۳۹)
پیمان (فیلم ۱۳۹۰)
پیمان (فیلم ۲۰۰۳)
پیمان (فیلم ۲۰۰۶)
پیمان (فیلم ۲۰۱۲)
پیمان همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
احمد پاریاب خراسانی با نام هنری پیمان (زاده ۱۳۲۴ در مشهد ) بازیگر سینمای ایران است .
۱ - پسر ایران از مادرش بی اطلاع است (۱۳۵۵)
۲ - جاهل و رقاصه (۱۳۵۵)
۳ - دختر نگو، بلا بگو (۱۳۵۴)
۴ - دفاع از ناموس (۱۳۵۴)
۵ - شرور (۱۳۵۲)
۶ - عروس و مادر شوهر (۱۳۵۲)
۷ - باشرف ها (۱۳۵۱)
۸ - ساحره (۱۳۵۱)
۹ - کاکل زری (۱۳۵۱)
۱۰ - دنیا مال منه (۱۳۵۰)
۱۱ - دختر ظالم بلا (۱۳۴۹)
۱۲ - زیبای جیب بر (۱۳۴۹)
۱۳ - سوگلی (۱۳۴۹)
۱۴ - قوز بالا قوز (۱۳۴۹)
۱۵ - شهرآشوب (۱۳۴۸)
پیمان در ۱۳۲۴ در مشهد متولد شد و از سال ۱۳۴۳ از مشهد برای کار به تهران رفت و به طور اتفاقی با ایرج صادقپور آشنا شد و در عکاسی ایشان شروع به کار کرد و در همین این عکاسی با فریدون ژورک آشنا شد و به دعوت ژورک برای اولین بار در فیلم شهرآشوب به عنوان نقش اول بازی کرد. ژورک نام هنری پیمان را برای وی انتخاب می کند و او در اولین بازی سینمایی خود با فروزان که از ستارگان زن آن زمان بود و تقی ظهوری و احمد قدکچیان همبازی می شود . پیمان در این فیلم چندین ترانه و آواز با صدای ایرج نیز لب خوانی می کند که این فیلم از فیلم های پرفروش آن زمان می شود . بعدها به دلایل مختلفی کسی نقش اول به او نمی دهد و وی به اجبار با گذاشتن سبیل به ایفای نقش منفی در سینما ادامه می دهد .
پیمان پس از انقلاب چند سالی در تهران و پس از آن به مشهد نقل مکان کرد و در مشهد ماند ولی بعد از مدتی به یزد رفته و در همان جا ساکن می شود. او هم اکنون در یزد زندگی را به سختی می گذراند و از لحاظ مالی نیز بسیار در مضیقه است .
بازیگری
پیمان روستایی از توابع بخش نوبران شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان آق کهریز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۰ نفر (۴۶ خانوار) است.
پیمان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مهدی رئیس فیروز ساختهٔ سال ۱۳۳۹ است. در این فیلم ایرج و غلامعلی روانبخش به عنوان خواننده حضور داشته اند.
علی تابش
ژاله علو
غلامعلی روانبخش
بیک خان
حسن رضایی
مهین دیهیم
پیمان (فیلم ۱۳۹۰) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید فهیم خواه ساختهٔ سال ۱۳۹۰ است.
محمدرضا فروتن
سپیده خداوردی
پیمان توسط دوستش با دختری آشنا می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند اما دختر پس از مدتی ناپدید می شود و پیمان درگیر این ماجرا
«پیمان» (انگلیسی: The Pact (2003 film)) فیلمی در ژانر مهیج است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به رابرت مامون اشاره کرد.
۲۰۰۳ (۲۰۰۳)
«پیمان» (انگلیسی: The Pact (2006 film)) فیلمی در ژانر مستند است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.
۲۱ مارس ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-03-۲۱) (Cleveland International Film Festival)
۴ مه ۲۰۰۸ (۲۰۰۸-05-۰۴) (United States)
«پیمان» (انگلیسی: The Pact) فیلمی در ژانر ترسناک است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کاسپر ون دین، اگنس بروکنر، هیلی هادسون و کتلین رز پرکینز اشاره کرد.
اینترتینمنت وان
آی اف سی فیلمز
ContentFilm International
پیمان یک نام کوچک برای مردان است. افراد شاخص با این نام از این قراراند:
پیمان فتاحی
پیمان قاسم خانی
پیمان یزدانیان
پیمان ابدی
عهدنامه ژاپن-کره ۱۸۷۶ (انگلیسی: Japan–Korea Treaty of 1876) قراردادی تجاری بود که مابین امپراتوری ژاپن و پادشاهی چوسان در ۲۶ فوریه ۱۸۷۶ به امضا رسید.
حادثه جزیره گانگوا
کاپیتولاسیون
آسیاب هشت پیمان مربوط به سده های میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گچساران، بخش مرکزی، دهستان امامزاده جعفر، روستای هشت پیمان واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۵۳۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
امان الله پیمان (زاده ۱۳۴۳ ولسوالی راغستان بدخشان) یک سیاست مدار اهل افغانستان است. وی نمایندهٔ مردم بدخشان در دوره های پانزدهم و شانزدهم مجلس نمایندگان افغانستان بود.
سکرتر رئیس جمهور دولت اسلامی.
نماینده دولت در شمال افغانستان.
رئیس دفتر ریاست جمهوری.
عضو کمیسیون انتقال قدرت.
رئیس اداره امور ریاست جمهوری.
نماینده مردم بدخشان در دوره پانزدهم مجلس نمایندگان.
نایب دوم دوره پانزدهم مجلس نمایندگان.
امان الله پیمان زاده ۱۳۴۳ از روستای کالر قشلاق لشکرگاه یکی از ولسوالی راغستان ولایت بدخشان است. وی تحصیلات مدرسه ای خود را در پاکستان به اتمام رساند و مدرک لیسانس خود را توانست در رشته حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه پیشاور پاکستان کسب کند.
وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون امور فرهنگی، معارف، تحصیلات عالی و ارشاد، حج و اوقاف بود.
دیگر فعالیت ها:
برج کبوتر پیمان مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان اصفهان، بخش مرکزی، دهستان برآن جنوبی، روستای رحیم آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۴۶۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بیگانه: پیمان (به انگلیسی: Alien: Covenant) یک فیلم رو به اکران علمی–تخیلی آمریکایی به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی مایکل گرین و جک پگلین است. این فیلم دنباله ای بر فیلم پرومتئوس در سال ۲۰۱۲ و دومین قسمت در مجموعه پیش درآمدی فیلم های بیگانه به شمار می رود. در این فیلم بازیگرانی همچون مایکل فاسبندر، کاترین واترستون، دنی مک براید، دمیان بیچیر، کارمن اجوجو، کلی هرناندز، بیلی کروداپ و الکساندر انگلند ایفای نقش می کنند. فیلم برداری بیگانه: پیمان از ۴ آوریل ۲۰۱۶ در تنگه میلفورد، نیوزیلند آغاز شده است، و قرار است توسط فاکس قرن بیستم در ۴ اوت ۲۰۱۷ به نمایش درآید.
حبیب الله پیمان (انگلیسی: Habibollah Peyman) (زادهٔ ۱۳۱۴ در شیراز) عضو کمیته رهبری «شورای فعالان ملی مذهبی» و از اعضای مؤسس و دبیرکل «جنبش مسلمانان مبارز» است.
مردم ایران در آستانهٔ یک تحول اجتماعی
دو اصل سوسیالیسم مردم ایران
چرا انسان متعهد و مسئول است.
فلسفهٔ تاریخ از دیدگاه قرآن
کار، مالکیت و سرمایه در اسلام
گذار سرمایه داری به سوسیالیسم (ترجمه)
گل سرخ توحید (تاریخ تحلیلی ظهور اسلام در چهار جلد)
اصول پایه جامعهٔ توحیدی
مبانی سنجش ارزش ها
حیات و مرگ تمدن ها
نهضت خداپرستان سوسیالیست و همراهی با محمد نخشب و حسین راضی، عضویت در حزب مردم ایران و همگامی در نهضت ملی به رهبری محمد مصدق، برجسته ترین مقاطع شروع زندگی سیاسی پیمان است. روندی که منتهی به بازداشت وی پس از کودتای ۲۸ مرداد شد.
او در ۱۳۱۴ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. در سال های نوجوانی به «نهضت خداپرستان سوسیالیست» پیوست (همزمان با زمامداری رزم آرا)، و مسئولیت بخش دانش آموزی این سازمان به او واگذار شد. او با آغاز مبارزات برای ملی کردن صنعت نفت، به مبارزان ملی پیوست، که در سال ۱۳۲۹ چند بار بازداشت شد.
او در شیراز مسئولیت سازمان جوانان حزب ایران را بعد از ائتلاف نهضت خداپرستان سوسیالیست با این حزب، عهده دار شد و مدتی بعد در کمیتهٔ ایالتی حزب عضو شد. هنگامیکه «جمعیت آزادی مردم ایران» فعالیتش را آغاز کرد، او به عضویت شورای ایالتی و سازمان جوانان و تحریریهٔ نشریهٔ «کار و آزادی» درآمد.
حمیدرضا پیمان (به انگلیسی: Hamidreza Payman) (زاده ۱۳۷۰) عکاس ایرانی است که برای نخستین بار از قاب های غیر منتظم بر اساس الگوهای گشتالتی و تصویری در عکاسی بهره برده است.
مجموعه ایستگاه متروک(۲۰۱۳)
مجموعه ابیات پراکنده (۲۰۱۶)
پیمان به سبب نوگرایی و فراواقع گرایی های مختص خود یکی از هنرمندان شاخص در عکاسی به شمار می آید. او همچنین یک محقق در زمینه هنر است.
بر اساس روانشناسی گشتالت آنچه که در تصویر به انسجام عناصر آن تکامل می بخشد کادر است و در نخستین نگاه به تصویر معیار کجی و راستی در تقابل با کادر تصویر ادراک می شود چنانچه که اگر معیارهای کجی و راستی طبیعی همچون خط افق در تصویر نباشد کج و راستی عناصر تصویر تنها در تقابل با کادر تعیین می شود و از این رو است که پیمان با تغییر در تقارن و تنظم موجود در کادر مستطیلی سعی خود را برای گستراندن بازه جدیدی از محتوا در تصویر انجام می دهد.
پیمان معتقد است که مربع و مستطیلی بودن کادرها یک اتفاق مهندسی شده و صنعتی است که در چرخه تولید دوربین ها، فیلم ها و کاغذهای عکاسی رخ داده است و این به موجب صنعت بودن خود یک مسئلهٔ بدیهی است اما آنچه که امروز در جرگه هنر رخ می دهد یک امر مهندسی و صنعتی نیست و در جهت رسیدن به هنر ناب می بایست این اسلوب های مهندسی را کنار گذاشت و نیروی بی نظیر کادر را در جهت محتوای اثر به کار بست.
سایه قلب ها: پیمان (به انگلیسی: Shadow Hearts: Covenant) یک بازی ویدئویی به سبک نقش آفرینی است که توسط ناتیلوس توسعه یافته و به وسیلهٔ آروز در سال ۲۰۰۴ در کشور ژاپن، و توسط میدوی گیمز در سایر کشورها و به طور انحصاری برای کنسول پلی استیشن ۲ منتشر شده است. این بازی مستقیماً ادامهٔ سایه قلب ها و دومین بازی رسمی در مجموعه بازی های سایه قلب ها بود. داستان بازی یک سال و نیم بعد از سایه قلب ها در بین جنگ جهانی اول آغاز می شود. تمرکز داستان بر روی کَرین کونیگ، ستوان ارتش آلمان است که در عمل جن گیری مردی به نام یوری هیوگا دست دارد؛ فردی که توانایی تبدیل شدن به دیو را دارد. اما کرین زمانی که از نیت دلسوزانه یوری با خبر شد، تصمیم گرفت همراه او به اکتشاف بپردازد تا او را برای رهایی از افسون درون وجودش یاری کند. سایه قلب ها: پیمان بر خلاف معمول، شامل دو عدد دیسک دی وی دی بود، که بر طبق گفتهٔ سازنده ها، دارای بیش از چهل ساعت گیم پلی است.
JP ۱۹ فوریه، ۲۰۰۴
NA ۲۷ سپتامبر، ۲۰۰۴
EU ۱۱ مارس، ۲۰۰۵
این بازی همچنین با نام سایه قلب ها ۲ (به ژاپنی: シャドウハーツII Shadō Hātsu Tsū) نیز شناخته می شود. این عنوانی است که در داخل بازی نیز از آن استفاده می شود. نام «سایه قلب ها: پیمان» فقط بر روی بسته بندی ها و تبلیغات آمریکایی و اروپایی استفاده می شود. با توجه به پیشرفت های انجام شده در سیستم بازی، سایه قلب ها: پیمان با واکنش های مثبتی از نشریات بازی های ویدئویی همراه بود.
سایه قلب ها: پیمان یک بازی ویدئویی نقش آفرینی با روش مبارزه گردشی میان شخصیت های انتخاب شده در گروه است. حلقه داوری سایه قلب ها با پیشرفت ها و تغییرات فراوان در این نسخه نیز بازگشته است. همچنین مبارزات به سبب انواع مختلفی از حمله ها و ضربات ترکیبی بسیار گسترده تر شده است.
در سایه قلب ها: پیمان بازیباز قادر است به طور دلخواه حلقه داوری را برحسب کارایی با معرفی دو حلقه جدید: پهن کردن ناحیه اصابت و پهن کردن ضربه، بر حسب چیزی که بازیباز می خواهد بازی را برای دشوارتر یا راحت تر سازد.
شرح تفصیلی پیمان عنوان کتابی است نوشتهٔ ابراهیم اسماعیلی هریسی وکیل دادگستری، که به طور مشروح به شرایط عمومی و خصوصی پیمان، همچنین تشریح و نقد حقوقی مبانی پیمان می پردازد.
شهرک پیمان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان کوه سفید قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷۴ نفر (۸۲خانوار) بوده است.
عبدالودود پیمان (زاده ۱۳۳۲ ولسوالی انابه ولایت پنجشیر) سیاستمدار افغانستان و نماینده مردم ولایت قندوز در دوره شانزدهم مجلس نمایندگان است. وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون امور دینی، فرهنگی، معارف و تحصیلات عالی می باشد.
امر سیاسی گارد ملی وزارت دفاع ملی.
رئیس قوای هوایی.
عضو لویه جرگه اضطراری
عضو لویه جرگه قانون اساسی.
تجارت سنگ های قیمتی
عبدالودود پیمان زاده ۱۳۳۲ از ولسوالی انابه ولایت پنجشیر می باشد. ایشان تحصیلات متوسطه خود را در لیسه/دبیرستان رخه در سال ۱۳۵۶ در ولایت پنجشیر به پایان رسانید و در سال ۱۳۶۰ از مدرسه دینی حدیقه العلوم پشاور پاکستان فارغ التحصیل گردید. وی پس از آن وارد جبهه جنگ شد و قبل از وکالت در بخش تجارت سنگ های قیمتی فعالیت داشته است.
دیگر فعالیت های ایشان:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با پیمان

پیمان در جدول کلمات

پیمان
عهد , قسم, شرط, قول, قرارداد
ناتو
پیمان اتلانتیک شمالی
ناتو
پیمان ناقلا
ناتو
پیمان نباشد روزگار می شود
عهد
پیمان نظامی آسیایی
سنتو
آخرین فیلم اکران شده داریوش مهرجویی با حضور مهتاب کرامتی | همایون ارشادی | مهدی سلطانی | رابعه مدنی | حسن معجونی | پیمان معادی و امیرعلی دانایی
اشباح
به تازگی پیمان تجاری میان وزیر بازرگانی ایران و این کشور به امضا رسیده است
ویتنام
ساخته دیگری از داودنژاد با بازی پیمان قاسمخانی | بهاره رهنما و مرحوم شکیبایی
عاشقانه
ساخته روی پرده نیما جاویدی با بازی پیمان معادی و نگار جواهریان
ملبورن

معنی پیمان به انگلیسی

hand (اسم)
طرف ، کمک ، پیمان ، دست ، دسته ، شرکت ، خط ، پنجه ، پهلو ، عقربه ، دست خط ، دخالت ، یک وجب
accord (اسم)
اصلاح کردن ، توافق ، پیمان ، سازش ، موافقت ، مصالحه ، اشتی دادن ، دلخواه ، طیب خاطر ، قرار ، پیمان غیر رسمی بینالمللی ، متفق بودن ، نهاد ، هم اهنگی
agreement (اسم)
توافق ، پیمان ، سازش ، موافقت ، قرار ، قبول ، عهد ، قرارداد ، معاهده ، عقد ، مطابقهء نحوی ، معاهده و مقاطعهء ، شرط ، عهد نامه
covenant (اسم)
پیمان ، موافقت ، عهد ، عهد نامه
contract (اسم)
پیمان ، موافقت ، قرارداد ، عقد ، مقاطعه ، کنترات ، پیمان بستن ، همکشیدن
treaty (اسم)
پیمان ، موافقت ، عهد ، قرارداد ، معاهده ، عقد ، عهد نامه ، پیمان نامه
pact (اسم)
پیمان ، موافقت ، عهد ، معاهده
promise (اسم)
پیمان ، عهد ، وعده ، قول ، عهده ، میثاق ، نوید
concord (اسم)
توافق ، پیمان ، موافقت ، قرار ، مطابقت ، مقاوله نامه ، یکجوری
compact (اسم)
پیمان ، موافقت
oath (اسم)
پیمان ، سوگندنامه ، عهد ، سوگند ، یمین ، میثاق
vow (اسم)
پیمان ، عهد ، شرط ، قول ، نذر ، سوگند ، میثاق ، سوگند ملایم ، میعاد
faith (اسم)
پیمان ، اعتماد ، دین ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان ، کیش ، مذهب
troth (اسم)
پیمان ، نامزدی ، وفاداری ، سرسپردگی ، نامزد کردن ، نامزد ، راستی ، وفا ، از روی ایمان
league (اسم)
پیمان ، اتحاد ، اتحادیه ، گروه ورزشی

معنی کلمه پیمان به عربی

پیمان
اتحاد , اتفاقية , اقرر , ايمان , فعل , قسم , معاهدة , وصية , وعد , يد
الحلف الأطلسي ، الحلف الأطلنطي
زواج
وعد
تحالف
التحالف الدفاعي
الحلف الثلاثي
خيانة , شجب
اتفاقية
الحلف الإقليمي
الإتفاق المبرم
اتفاقية , معاهدة ، الإتفاق ، الإتفاقية
حلف وارسو
مقاول
التصاق
حليف , متحد

پیمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حسین فلاح ١٢:٠٣ - ١٣٩٦/١١/٠٧
پیمان : پی (پایه- اساس- مبنا) پسوندِ "مان" یعنی: عهد، میثاق، بر پای قول و قرار بودن- بر سرِ عهد بودن-
|

پیمان ٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/٠٨/٠٣
پیمان به زبان عربی که زبان دوستار خدا نیز است به کلام خودش قصم میباشد در واقع شاه کلمه
|

سام ٢٢:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٥
استاد پیمان عزیز ، به ما گفتند عربی حرف پ نداره
|

خبات ٢٢:٣٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩
سلام تو زبان کردی به حرف زدن و صحبت کردن میگن پیوین ووقتی کسی با یکی عهد میبنده میگه یه حرفی زدم و باید سرش وایستم میگه من پیوان دایه... پیمان همون پیوان هستش که تغییر کرده... تو عربی هم مصدر قال یقول هست یعنی گفتن حرف زدن و به عهد و پیمان میگن قول...
|

پیمان ٠٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢
1عهد و قول و قرار
نوعی قول که ارزش بالایی دارد و شکستن ان گناه بزرگیس
2 بیعت ، میثاق، توافق و...
3 معانی دیگری در فرهنگ های دیگر مانند: موافقت، سازش،کمک، دخالت ...
|

پرنیا ١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩
پیمان :

عهد - قول
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیمان   • نام پیمان   • پیمان خواننده   • پیمان معادی در هالیوود   • اسم پیمان   • پیمان در قبول میکنم   • پیمان معادی و همسرش   • پیمان معادی و کریستن استوارت   • مفهوم پیمان   • تعریف پیمان   • معرفی پیمان   • پیمان چیست   • پیمان یعنی چی   • پیمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیمان
کلمه : پیمان
اشتباه تایپی : ~dlhk
آوا : peymAn
نقش : اسم
عکس پیمان : در گوگل


آیا معنی پیمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )