انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیموده است

پیموده است را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی پیموده است

ابوالفضل عسکری ١٥:١٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٢
طی کرده است
|

پیشنهاد شما درباره معنی پیموده است



نام نویسی   |   ورود

عبارات مرتبط با پیموده است

( اسم ) ۱ با پیمانه سنجیده مکیل : اکتیال پیموده فاستدن : زمان از دهر بحرکات فلک بحرکات پیموده است که نام آن روز و شب و ماه سال و جز آنست و دهر زمان تا پیموده که مراو را . . .
معنی پیمودن = درنوردیدن، طی کردن، آشامیدن، نوشیدن، اندازه گرفتن، اندازه گیری، مساحت سنجی، مساحی.
معنی نوردیده در لغت نامه دهخدا. نوردیده. [ ن َ وَ دی دَ / دِ ] (ن مف ) پیچیده. ملفوف. لوله کرده. || تاشده. تاکرده. ته کرده. || طی شده. سپرده. پیموده. نعت مفعولی از نوردیدن است.
[ترجمه گوگل]بیشتر مسافت پیموده شده آنها در داخل و اطراف شهر است ترجمه کاربر . . . [ ترجمه گوگل]اتومبیل برای فروش: یک صاحب مراقب، مسافت پیموده کم ترجمه کاربر . . .
حیوان اهلی معروفی است و قسمی از آن وحشی است و آنرا حمار وحش خوانند. الاغ. . . . از دیگر ویژگی های این حیوان شناسایی و پیمودن مسیرهایی است که فقط یک بار پیموده است.
معنی کلمه پیمودن. . . . لیپوماتیک بهتر است یا سایر روش های لیپوساکشن؟ . . . مسافرت کردن, سیر کردن, سیاحت کردن, رهسپار شدن, سفر کردن, پیمودن, در . . .
دوره ٔ فلز ؛ یکی از اعصار چهارگانه ای که بشر پیموده است. مراحلی را که بشر پیموده است به چهار عهد تقسیم می کنند: اول عهد احوال ابتدایی. دوم عهد حجر. سوم عهد فلز، که . . .
معنی ناپیموده = ناپیموده . [ پ َ / پ ِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نامحدود. نامشخص. که پیموده و تحدید نشده است : زمان از دهر به حرکات فلک پیموده است که نام آن روز و شب و ماه . . .
کیلومتر بر ساعت (km/h) یکی از واحدهای اندازه گیری سرعت در سامانه استاندارد بین المللی یکاها است که بیانگر شمار کیلومترهای پیموده شده در یک ساعت می باشد.
معنی Chronological Age در دیکشنری تخصصی. Chronological Age. [روانپزشکی] سن زمانی. زمانی که شخص از روز تولد پیموده است. در بچه های کوچک، معمولاً تا سن 3 .

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیموده است   • مفهوم پیموده است   • تعریف پیموده است   • معرفی پیموده است   • پیموده است چیست   • پیموده است یعنی چی   • پیموده است یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیموده است
کلمه : پیموده است
اشتباه تایپی : ~dl,ni hsj
عکس پیموده است : در گوگل


آیا معنی پیموده است مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )