برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1224 100 1

پین

/pin/

معنی پین در لغت نامه دهخدا

پین. (اِ) در اصطلاح بنائی ، مقداری به پهنای یک آجر: یک پین باید از زمین را کند. مخفف پینه. || ریختگی و گلی که در قنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب شود.
- پین پین برداشتن ؛ تنقیه ٔ کاریز از پین.

پین. [ پ ِ ] (اِخ ) توماس. روزنامه نگار انگلیسی که به تبعیت دولت فرانسه درآمد و بر اثر اقداماتی که برای دفاع از افکار جدید بعمل آورد بعضویت مجلس کنوانسیون انتخاب شد. (1737 - 1809 م.).

پین. (اِخ ) نام دهی ازتوابع کاشان. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان مافروخی ص 38).

معنی پین به فارسی

پین
۱- مقداری بپهنای یک آجر : یک پین باید این زمین راند. ۲- ریختگی و گلی که در فنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب گردد. یا پین پین برداشتن . تنقی. کاریزاز پین .
نام دهی از توابع کاشان
بزرگترین ایالت شبه جزیره کره
پلیس خفیه خصوصی معروف انگلیسی
از دانشمندان که قسمی اشعار حافظ را به انگلیسی ترجمه کرده
( اسم ) پینه وپیوندی که بر جامه دوزند تکهای که بر پارگی پارچه دوزند .
دشت وسیعی است در مشرق آنورس به بلژیک

پین در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:عدد شناسایی شخصی

ارتباط محتوایی با پین

پین در جدول کلمات

پین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین فلاح
پین . (اِ) واژه ای است مشترک در زبان فارسی و لاتین و به معنی خار، زائده ،میخچه ، کشک، کشکک، گُوَه. مخفف پینه. واژگانی مانند پینا:(در اصطلاح گیاه شناسی جوانه یا برگ اولیه و پر مانند را گویند). ، پینو، پیناره، پینارا را می توان از همین ریشه دانست که مفاهیم زیر را درخود دارد
سنجاق،میخ، گیره،پایه سنجاقی، ، میله برامدگی،دستگیره درب، گیره سر،گیره کاغذ، گیره لباس،میله چوبی، متصل کردن، وصله کردن،سنجاقزدن به
باسنجاق محکم کردن،متصل کردن به، گیر افتادن، ریختگی و گلی که در قنات پیدا شود و مانع جریان و زهیدن آب شود.
- پین پین برداشتن ؛ تنقیه ٔ کاریز از پین ،آنچه که از در اصطلاح بنائی به آن گاز نیز می گویند.
علی باقری
در زبان ترکی به چیز های ریز شده و چیزهای خرد شده پین گفته می شود
مثل پوسته برنج که ریز ریز شده باشد . "دووی پینی " پن برنج
مصیب مهرآشیان مسکنی
بستن منافذ و سوراخ ها و کانال قنات را پین میگویند
مصیب مهرآشیان مسکنی
بسته شدن بینی را هم پین میگویند و این واژه از پارسی کهن و شاید از سنسکریت به لاتین هم رفته است
مصیب مهرآشیان مسکنی
پین واحدی هم در بنایی و مهندسی سنتی است و بنا میگوید یک پین خشت جهت ضربی طاق یا سقف خانه های گنبدی بده که با هما پین طاق بسته میشد و استاد رج دیگر را در زیر طاق شروع میکرد مغنی هنگام گلی گذاری کانال از پایین اربالا چند تا پین که از گلی شکسته های سفالی است سفارش میدهد تا در پایین پشت گلی که به سقف کانال نچسبیده میدهد
مصیب مهرآشیان مسکنی
در ضربی زدن خانه های خشت خام هم از سنگ ریزه و آجر شکسته ها یکنفر لای شکاف هفت مانند دو خشت پین گذاری یا گاز گذاری میکنند
علی باقری
واژه ی پین که یک واژه ی ترکی است از زبان ترکی به زبان های اروپا یی نیز وارد شده است . پین در زبان انگلیسی به معنی سوزن و یا هر چیز ریز ریز و نوک تیز شبیه سوزن مثل پین های کامپیوتری .در زبان ترکی هم به معنی سوزن آمده (پینه چی) به معنی دارنده سوزن کسی که با سوزن کفش می دوزد این واژه پینه تغییر یافته ی ( اینه ) همان سوزن ترکی است . علاوه بر آن در زبان ترکی به ریزه های گیاهانی مثل برنج ، جو و گندم که پس از خرمن کوب شدن به شکل سوزن در آمده و ریز ریز شده باشند پین گفته می شود مثل( چلتیک پینی ) پین برنج یا پین گندم . خرمن پینی ( پین خرمن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پین پول چیست   • پین صنعتی   • انواع پین ها   • پین استخوان   • پین شکستگی   • پیم   • درآوردن پین از دست   • پین گذاری استخوان   • معنی پین   • مفهوم پین   • تعریف پین   • معرفی پین   • پین چیست   • پین یعنی چی   • پین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پین
کلمه : پین
اشتباه تایپی : ~dk
آوا : pin
نقش : اسم
عکس پین : در گوگل

آیا معنی پین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )