برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

پیوند

/peyvand/

مترادف پیوند: اتصال، پیوستگی، ربط، ازدواج، مواصلت، نکاح، وصال، وصل، بستگی، خویشی، رابطه، نزدیکی، اتحاد، اتصال، ارتباط، انتساب، بند، ربط

متضاد پیوند: انفصال

معنی اسم پیوند

اسم: پیوند
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: peivand) (بن مضارعِ پیوستن )، پیوستن، پیوسته بودن دو یا چند کس، ازدواج، عهد و پیمان، (در قدیم) خویشی، بستگی، (در قدیم) آن که نسبتی دارد یا خویشاوند است، (در قدیم) عهد و پیمان - پیوسته بودن دو یا چند کس یا چیز به هم

معنی پیوند در لغت نامه دهخدا

پیوند. [ پ َ وَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش شهریارشهرستان تهران دارای 20 تن سکنه. زمستان از ایل میش مست به این ده می آیند. از طریق رباطکریم و حصارساقی بدانجا ماشین میرود. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

پیوند. [ پ َ / پ ِ وَ ] (اِ) خویش و تبار. (برهان ). خویشاوند. قوم. نزدیک نسبی. خاندان. دوده. خویش نسبی. نسب. عشیرت. کس :
بر و بوم و پیوند بگذاشتی
فراوان به ره رنج برداشتی.
فردوسی.
چو سیندخت و مهراب و پیوند خویش
ره سیستان را گرفتند پیش.
فردوسی.
مرا دخترانند مانند تو
ز تخم توو پاک پیوند تو.
فردوسی.
که کس را به سان تو فرزند نیست
همان شاه را نیز پیوند نیست.
فردوسی.
نبیره ٔ فریدون و پیوند شاه
که هم تاج دارند و هم جایگاه.
فردوسی.
نه من شاد باشم نه فرزند من
نه پرمایه گردی ز پیوند من.
فردوسی.
کنون زو گذشتی بفرزند خویش
رسیدی به آزار پیوند خویش.
فردوسی.
بدارم ترا همچو پیوند خویش
چه پیوند برتر ز فرزند خویش.
فردوسی.
جوانی نمانده ست و فرزند نیست
بگیتی چو فرزند پیوند نیست.
فردوسی.
که مهتر نباشد ز فرزند خویش
ز بوم و بروپاک پیوند خویش.
فردوسی.
گسسته شد از خویش و پیوند اوی
بمانده بکوه اندرون بند اوی.
فردوسی.
همی داشتش همچو پیوند خویش
جدائی نکردش ز فرزند خویش.
فردوسی.
پسندیده تر کس ز فرزند نیست
چوپیوند فرزند پیوند نیست.
فردوسی.
تو دانی که من جان فرزند خویش
بر و بوم آباد و پیوند خویش.
فردوسی.
ز پیوند و خویشان مبر هیچکس
سپاه آنکه من دارمت یار بس.
فردوسی.
دگر پور من جهن پیوند تو
که ساید به زاری همی بند تو.
فردوسی.
وزان پس گرامی دو فرزند را
بیاورد خویشان و پیوند را.فردوسی. ...

معنی پیوند به فارسی

پیوند
( اسم ) ۱- پیوستگی وصل اتصال مقابل گسستگی گسیختگی انفصال انقطاع : پیدا کردن آنکه خوشترین خوشی و بزرگترین سعادتی و نیکبختی پیوند واجب الوجود است . یا پیوند قانونی . اتصال و همبستگی دو قانون جوش خوردن و پیوند یافتن دو قانون از دو کشور مختلف و آن بر دو قسم است : کل وجرئی . کلی آنست که قوانین کشور نخستین در کشور دوم و در همان موارد استعمال کشوراولی بکار رود و جزئی آنکه قسمتی از قوانین کشور نخستین بعینه در کشور دوم اجرا شود. ۲- وصلت مزاوجت : چو نام بند من بر وپس افتاد از و شادی نبیند هیچ داماد. تو این پیوند نو را بادمیدارا همیدون دل از آن پیوند بردار. ( ویس ورامین ) ۳- وصلوصال مقابل فقت فراق جدایی : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست . ( ابوشکور ) یا پیوند چیزی. وابسته بدان جزئی از آن : دبیران چو پیوند جان منند همه پادشا بر نهان منند. ( شا. لغ. ) ۴- خویشاوند قوم نزدیک نسبی خویش نسبی : چو پیروز گردم ( اسفندیار ) سپارم ترا ( توران رابگرگسار ) بخورشید تابان بر آرم ترا. هم آنرا کجا خویش و فرزندتست . ( شا. بخ ۷-۱۵۸۶ : ۶ ) یا پیوند خون . بستگی بخون خویشی سببی : مرا با تو مهرست و پیوند خون نباید که آبی ز پندم برون . ( شا. لغ. ) ۵- خویشاوند سببی خویش سببی مقابل خویش سببی : سه خواهر ز یک مادر و یک پدر پریچهره و پاک و خسرو گهر. بخوبی سزای سه فرزند دمن چنانچون بشاید به پیوند من . ( شا. لغ. ) ۶- پیوستگی دوستی علاقه اتحاد : محمد بن ملکشاه ... در هر شخصی که از آن بدعت شمه ای یافت یا نسبت و پیوندی به ایشان سرش از تن برداشت . ۷- عهد پیمان : بدین روز پیوند ما تازه گشت همه کار بر دیگر اندازه گشت . ( شا. لغ. ) ۸- بند مفصل یکی نیزه زد بر کمربند اوی ز کبر اندر آمد بپیوند اوی . ( شا. لغ. ) ۹- رشته هایی که ماهیچه ها را بیکدیگر وصل میکنند ۱٠- پینهوصلهرقعه درپی : رسول گفت مرعایشه را لاتضیعی الثوب حتی ترقعیهجامه را ضایع مکن تا پیوندها بر آن نگذاری ۱۱٠ - نظم شعر : افسانه کهن بود و منثور بود ( شاهنامه ) طبایع ز پیوند او دور بود. نبردی به پیوند او کس گمان پر اندیشه گشت این دل شادمان . گرفتم بگوینده بر( دقیقی ) آفرین که پیوند را راه داد اندرین . ( شا. بخ ۱۲ ) ۵۵-۱۵۵۴ : ۶- صلح آشتی : جز این است آیین پیون ...

معنی پیوند در فرهنگ معین

پیوند
(پَ یا پِ وَ) (اِ.) ۱ - پیوستگی ، اتصال . ۲ - بستگی ، وصلت . ۳ - خویشاوند، قوم . ۴ - رشته هایی که ماهیچه ها را به یکدیگر متصل می کنند. ۵ - وصل کردن شاخة درختی به درختی دیگر از همان نوع که میوه هایش نامرغوب است ، برای بهتر شدن میوه ها. ۶ - ترکیب .

معنی پیوند در فرهنگ فارسی عمید

پیوند
۱. = پیوستن
۲. (اسم مصدر) اتصال، پیوستگی، همبستگی.
۳. (اسم مصدر) ازدواج، وصلت: پیوندتان مبارک باد.
۴. (اسم مصدر) (زیست شناسی) اتصال جوانه یا شاخۀ درختی به شاخه یا ساقۀ درخت دیگر که از همان نوع یا شبیه آن باشد و این عمل برای تبدیل میوه های پست و نامرغوب به میوه های درشت و خوب و ازدیاد میوۀ درخت صورت می گیرد.
۵. (اسم مصدر) رابطۀ خوب: پیوند دوستی.
۶. (اسم مصدر) [قدیمی] خویشی.
۷. (اسم) [قدیمی] خویش و تبار.
۸. [قدیمی] عهد، پیمان.
۹. (اسم) [قدیمی] وصله.
* پیوند اسکنه ای: (کشاورزی) پیوندی که در آن تنۀ درخت جوان را به ارتفاع ۲۰ سانتی متر از روی زمین قطع می کنند، بعد ته مانده را شکاف می دهند و شاخۀ پیوند را میان شکاف می گذارند و می بندند. &delta، موسم پیوند زدن درختان غالباً از ۱۵ اسفند است تا ۱۵ فروردین، پیوند شکافی.
* پیوند بریدن: (مصدر متعدی)
۱. پاره کردن رشتۀ اتصال و به هم بستگی.
۲. قطع خویشی و قرابت.
* پیوند پذیرفتن: (مصدر متعدی)
۱. قبول پیوند کردن.
۲. قبول به هم بستگی، خویشی، و دوستی کردن.
* پیوند جستن: (مصدر متعدی) [قدیمی]
۱. پیوستگی خواستن، وصل جستن.
۲. خویشی خواستن.
* پیوند خواستن: (مصدر متعدی) = * پیوند جستن
* پیوند خوردن: (مصدر لازم)
۱. (زیست شناسی) پیوند یافتن درخت، قبول پیوند کردن درخت.
۲. (پزشکی) متصل شدن عضو پیوندخورده.
* پیوند داشتن: (مصدر لازم) پیوستگی داشتن، دارای پیوند بودن.
* پیوند زدن: (مصدر متعدی) (پزشکی) قرار دادن عضو سالم به جای عضو ضایع شده، مانند جایگزین کردن قلب سالم به جای قلب معیوب، یا قرار دادن کلیۀ سالم به جای کلیۀ ازکارافتاده، پیوند اعضا.
* پیوند ساختن: (مصدر لازم) [قدیمی] وصلت کردن، خویشی و قرابت کردن.
* پیوند شکافی: (کشاورزی) = * پیوند اسکنه ای
* پیوند شکمی: (زیست شناسی) پیوندی که در آن پوست شاخۀ درختی را که می خواهند پیوند بزنند شکاف کوچکی می دهند و جوانه ای را که از درخت دیگر جدا کرده اند در آن شکاف قرار می دهند و اطرافش را با نواری از پوست درخت می بندند تا بگیرد.
* پیوند کردن: (مصدر متعدی)
۱. متصل کردن، وصل کردن.
۲. (زیست شناسی) پیوند زدن درخت.
۳. ملحق ساختن دو تکۀ جداشده به یکدیگر. ...

پیوند در دانشنامه اسلامی

پیوند عضوی از بدن انسان یا حیوان به بدن انسانی دیگر را پیوند عضو می گویند.پیوند اعضا که رهاورد پیشرفت دانش پزشکی است از عناوین جدید می باشد که فقها تحت مسائل مستحدثه از آن سخن گفته اند.
با وجود این که در گزارش های تاریخی و روایات اسلامی و نیز در تاریخ پزشکی نمونه هایی از پیوند اعضا ذکر شده است، از جمله پیوند پوست و قرار دادن دندان حیوان بر جای دندان جدا شده انسان ، و نیز تزریق خون ــ که از مصادیق پیوند عضو به شمار آمده است ــ، اما با گستردگی امروزی آن، امری نوپیدا و از ثمرات پیشرفت علم پزشکی به شمار می آید.
مباحث مربوط به پیوند اعضا در فقه
پیوند اعضا، لوازم و پیامدهای آن در مباحث فقهی از جنبه های گوناگون مطرح شده و فصلی خاص به آن اختصاص یافته که از سه جهت قابل طرح و بررسی است.
حکم شرعی
حکم شرعی پیوند اعضا با توجه به راه های تأمین عضو پیوندی، حکم روابط مالی میان دهنده عضو و گیرنده آن اعم از این که دیه یا داد و ستد به شمار آید، و حکم طهارت و نجاست و مردار بودن عضو پیوندی.البته پیوند اعضا، در این بحث، منحصر به قسمت هایی از بدن مانند دست و پا و قلب و کلیه نیست بلکه حتی تکّه ای گوشت و پوست و نیز موادی چون مغز استخوان و خون را نیز شامل می شود.
راه های تأمین عضو پیوندی
...

با پیشرفت علوم پزشکی و امکان پیوند اعضا از انسان به انسان, در حوزه فقه مباحثی راجع به جواز یا عدم جواز آن مطرح شد و مقالات و کتاب هایی در این خصوص به مرحله نشر راه یافت. تلاش محققان در این زمینه و فتاوای مساعد تعدادی از مراجع مبنی بر جواز برداشت و پیوند اعضا, قانون گذار را به تدوین ماده واحده ای در این زمینه واداشت که با عنوان (قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است) , در تاریخ ۱۷/۱/۱۳۷۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. با قانونی شدن امر پیوند از انسان مرده به زنده, این تلقی پیش آمد که مشکل پیوند اعضا به طور کلی حل شده و بدین وسیله می توان هر روز شاهد پیشرفت پیونددرمانی بود; ولی واقعیت غیر از ا ...


پیوند در دانشنامه ویکی پدیا

پیوند
پیوند ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پیوند (نشریه)
ازدواج
پیوند (به هندی: Bandhan) فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ و به کارگردانی کی ماریلموندا رائو است. در این فیلم بازیگرانی همچون سلمان خان، جکی شروف، رمبها، آشوینی بیهیو، شاکتی کاپور، موکش ریشی، هیمانی شیوپوری، آنجان سیرواستاو ایفای نقش کرده اند.
پیوند یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۴۸–۱۳۴۶ به کارگردانی، نویسندگی نصرت کریمی و تهیه کنندگی می باشد که از تلویزیون ملی ایران پخش شد.
نصرت کریمی
مسعود اسداللهی
ثریا قاسمی
پیوند آلت تناسلی مردانه (انگلیسی: Penis transplantation) یک روش جراحی پیوند است که آلت تناسلی مردانه به یک بیمار پیوند زده می شود.
آلت بری
اولین پیوند موفقیت آمیز آلت تناسلی مردانه در دسامبر ۲۰۱۴ توسط یک تیم جراحی در آفریقای جنوبی بروی مردی ۲۱ ساله ای که آلت تناسلی اش را در جریان یک ختنه بدفرجام از دست داده بود، انجام گرفت. تیم جراحی از شیوه هایی استفاده کردند که پیش از این برای انجام نخستین پیوند صورت برای کار بر روی مویرگ های باریک و عصب ها به کار گرفته شده بود. در سال ۲۰۰۵، پزشکان چینی، پیوند مشابهی را انجام دادند که ناموفق بود.
پیوند آلوژنیک allogeneic بیمار بافت پیوندی را از فردی غیر از خود یا دوقلوی مشابه خود (مثل برادر، خواهر، یا هر یک از والدین یا فردی ک ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پیوند در دانشنامه آزاد پارسی

پیوند (link)
(یا: لینک) تهیه برنامه اجرایی از واحدهای کامپایلشده (مانند برنامهها، روال ها و کتابخانهها) با ادغام کد مقصد (کد زبان اسمبلی، کد ماشین اجرایی) برنامه و مراجع مربوط (مانند روال های کتابخانه ای مورد استفاده برنامه). این اصطلاح همچنین به مرتبط ساختن عناصر ساختار داده ها با استفاده از متغیرهای شاخص یا متغیرهای اشاره گر نیز اطلاق می گردد. در اینترنت، ابرپیوند که به آن هایبرلینک می گویند، ارجاع به یک سند یا منبع دیگر، واقع در سند دیگر یا همان سند است.

ارتباط محتوایی با پیوند

پیوند در جدول کلمات

پیوند
رابطه
پیوند ازدواج
زناشویی
پیوند دادن دو یا چند چیز با یکدیگر
تلفیق
پیوند داشــتن
ارتباط
پیوند دهنده
رابط
پیوند رود ودریا
مصب
پیوند زناشویی
نکاح
اولین انجام دهنده پیوند قلب
کریستین بانارد
اولین پزشکی که موفق به پیوند قلب شد
بارنارد
چسبیده و پیوند شده
چلگرد

معنی پیوند به انگلیسی

graft (اسم)
اختلاس ، سوء استفاده ، پیوند ، قلمه ، پیوند بافت ، پیوند گیاه ، گیاه پیوندی
connection (اسم)
اتصال ، پیوستگی ، وابستگی ، نسبت ، بستگی ، رابطه ، رشته ، ارتباط ، مخابره ، ربط ، پیوند ، مناسبت ، خویش ، مقارنت
linkage (اسم)
اتصال ، بهم پیوستگی ، رابطه ، پیوند ، وسیله ارتباط ، حلقههای زنجیر
union (اسم)
اتصال ، اتحاد ، بهم پیوستگی ، الحاق ، پیوستگی ، اجتماع ، وصلت ، انجمن ، ائتلاف ، اتحادیه ، پیوند ، اتحاد و اتفاق ، یگانگی وحدت ، اشتراک منافع
synthesis (اسم)
بهم پیوستگی ، ترکیب ، امتزاج ، هم گذاری ، اختلاط ، تلفیق ، پیوند ، صنع
slur (اسم)
تهمت ، اشاره ، نشان ، لکه بدنامی ، پیوند ، تقلب ، لکه ننگ ، خطاتحاد
link (اسم)
بند ، زنجیر ، قلاب ، پیوند ، حلقه زنجیر ، دانه زنجیر
nexus (اسم)
اتصال ، رابطه ، سلسله ، پیوند ، رابطه داخلی ، گروه متحد
confederacy (اسم)
اتفاق ، اتحاد ، اتحادیه ، هم پیمانی ، پیوند
grafting (اسم)
پیوند
hyphen (اسم)
پیوند ، خط ربط ، نشان اتصال ، ایست در سخن
ligament (اسم)
بند ، پیوند ، رباط ، وتر عضلانی ، بندیزه
zonule (اسم)
پیوند ، حلقه یا کمربند کوچک ، منطقه یا ناحیه کوچک

معنی کلمه پیوند به عربی

پیوند
اتحاد , ترابط , رابطة , رباط , فساد ، اِتّصالٌ
فساد
رابطة
فساد , موصل , هجن
فساد
نظام
شرطة
شريک

پیوند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق ظریف
جوش
پریناز
پیوستن
تیام از اصفهان
پیوستگی . اتصال
Ali
ارتباط
علی باقری
پیوند : به انواع آرایش های شناخته شده ی آجرچینی دیوارها اطلاق می شود .(اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صفحه پیوندها   • پیوندها - جستجوی google   • همسریابی پیوند   • معنی پیوند   • پیوندها فیلتر   • سامانه پیوند   • پیوند درختان   • پیوند درختان میوه   • مفهوم پیوند   • تعریف پیوند   • معرفی پیوند   • پیوند چیست   • پیوند یعنی چی   • پیوند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیوند
کلمه : پیوند
اشتباه تایپی : ~d,kn
آوا : peyvand
نقش : اسم
عکس پیوند : در گوگل

آیا معنی پیوند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )