برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1320 100 1

پی جوی

معنی پی جوی در لغت نامه دهخدا

پی جوی. [ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) پی جو. اثرجوی.
- پی جوی کسی یا چیزی شدن (عوام پی جور گویند) ؛ بجستجوی وی برخاستن ؛ تفتیش حال وی کردن. رجوع به پی جو شدن شود.

معنی پی جوی به فارسی

پی جوی
پی جو اثر جوی
پی جوی دوطرفه
[two-way pager] [مهندسی مخابرات] نوعی پی جو که به کاربر امکان می دهد تا برای فرستندۀ پیام اعلام وصول یا پاسخ بفرستد

معنی پی جوی در فرهنگ معین

پی جوی
(پَ یا پِ) (ص فا.) ۱ - جویندة ردّ پا یا اثر چیزی . ۲ - جست و جو کننده .

پی جوی در دانشنامه ویکی پدیا

پی جوی
پی جوی یک ستاره است که در صورت فلکی جوی قرار دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پی جوی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پی جوی   • مفهوم پی جوی   • تعریف پی جوی   • معرفی پی جوی   • پی جوی چیست   • پی جوی یعنی چی   • پی جوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پی جوی
کلمه : پی جوی
اشتباه تایپی : ~d [,d
عکس پی جوی : در گوگل

آیا معنی پی جوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )