برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1323 100 1

پی درپی

/peydarpey/

مترادف پی درپی: پیاپی، متوالی، مداوم، مسلسل، مکرر، مکرراً

معنی پی درپی در لغت نامه دهخدا

پی درپی. [ پ َ / پ ِ دَ پ َ / پ ِ ] (ق مرکب ) پیاپی. یکی پس دیگری. متواتر. علی الاتصال. (آنندراج ). مسلسل. دَمادَم. متعاقب یکدیگر. متتابع. متتالی. پشت سر یکدیگر :
چندگاه اینچنین برود و به می
هر شبم عیش بود پی درپی.
نظامی.
مکافاءة، کفاء؛ پی درپی نیزه زدن با هم. امعاط، انمعاط؛ پی درپی افتادن موی. امتعاط؛ پی درپی افتادن پشم. امتعال ؛ پی درپی آبستن شدن زن. (منتهی الارب ). تساقط؛ پی درپی افتادن. دبل ؛ پی درپی زدن بر کسی عصا را. (منتهی الارب ). هلب ؛ پی درپی آوردن اسب رفتار را. (منتهی الارب ). تکلح ؛پی درپی درخشیدن برق. استرعال ؛ پی درپی رفتن گوسفند. || دُمادم :
دو راهرو که براهی روند در یک سمت
عجب نباشد اگر اوفتند پی درپی.
کمال اسماعیل.

معنی پی درپی در فرهنگ معین

پی درپی
(پِ دَ پِ) (ق مر.) پیاپی ، متوالی ، یکی پس از دیگری .

معنی پی درپی در فرهنگ فارسی عمید

پی درپی
پیاپی، پشت سرهم، یکی پس ازدیگری.

پی درپی در جدول کلمات

پی درپی شدن
تواتر

معنی پی درپی به انگلیسی

hand-running (قید)
متوالیا ، پی درپی

معنی کلمه پی درپی به عربی

پی درپی
ثابت , مستمر
خفيق

پی درپی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نصر
متواتر
اسرا
پیدرپی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پی در پی در حل جدول   • سود و قسمت   • پی در پی در جدول   • درپی پونی   • معنی نار   • معنی عیب جویی در جدول   • معنی شتاب دادن   • قصد و منظور   • معنی پی درپی   • مفهوم پی درپی   • تعریف پی درپی   • معرفی پی درپی   • پی درپی چیست   • پی درپی یعنی چی   • پی درپی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پی درپی
کلمه : پی درپی
اشتباه تایپی : ~d nv~d
آوا : peydarpey
نقش : قید
عکس پی درپی : در گوگل

آیا معنی پی درپی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )