برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1323 100 1

پی ریزی

/peyrizi/

مترادف پی ریزی: ایجاد، بنیان گذاری، پی افکنی، پی بندی، پی گذاری، تاسیس، شالوده گذاری

معنی پی ریزی در لغت نامه دهخدا

پی ریزی. [ پ َ / پ ِ ] (حامص مرکب ) عمل پی ریز. بنیان گذاری. پی افکنی. اساس افکنی.

معنی پی ریزی به فارسی

پی ریزی
بنیان گذاری پی افکنی .
( مصدر ) اساس گرفتن تاسیس شدن بنیاد یافتن .
( مصدر ) تاسیس کردن بنیاد نهادن پی افکندن .

معنی پی ریزی در فرهنگ معین

پی ریزی
(پِ) (حامص .) بنیان گذاری .

معنی پی ریزی در فرهنگ فارسی عمید

پی ریزی
۱. شفته ریزی دیوار یا پایۀ ساختمان.
۲. پی افکنی، بنیان گذاری.

پی ریزی در جدول کلمات

نوعی دوغاب در پی ریزی ساختمان
شفته

معنی پی ریزی به انگلیسی

foundation (اسم)
پا ، پایه ، اساس ، بنیاد ، مبنا ، شالوده ، بنیان ، بنگاه ، تشکیل ، تاسیس ، پی ، پی ریزی ، موسسهخیریه

پی ریزی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع پی ساختمان   • طرز تهیه شفته آهک   • پی سنگی   • پی کنی چیست   • پی ساختمان چیست   • پی منفرد   • پی نواری   • پی نواری چیست   • معنی پی ریزی   • مفهوم پی ریزی   • تعریف پی ریزی   • معرفی پی ریزی   • پی ریزی چیست   • پی ریزی یعنی چی   • پی ریزی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پی ریزی
کلمه : پی ریزی
اشتباه تایپی : ~d vdcd
آوا : peyrizi
نقش : اسم
عکس پی ریزی : در گوگل

آیا معنی پی ریزی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )