انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1100 100 1

چرم

/Carm/

مترادف چرم: ادیم، پوست، تیماج، پوست دباغی شده

معنی چرم در لغت نامه دهخدا

چرم. [ چ َ ](اِ) پوست بود. (فرهنگ اسدی ). پوست انسان و حیوانات. (آنندراج ) . مطلق پوست بدن انسان یا حیوان. جلد. جلد تن حیوان یا انسان. پوست ناپیراسته :
چنین تا بر او بر بدرید چرم
همیرفت خون از تنش گرم گرم.
فردوسی.
خورش گور و پوشش هم از چرم گور
گیا خورد گاهی و گه آب شور.
فردوسی.
گر این هرچه گفتم نیاری بجای
بدرند چرمت ز سر تا بپای.
فردوسی.
بیفکند گوری چو شیرژیان
جدا کرد از او چرم و یال و میان.
فردوسی.
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم درای.
فردوسی.
به تن بر پوست چون بینی یکی برگستوان دارد
که دید آن جانور کش چرم تن برگستوان باشد.
فرخی.
بجوشیدش از دیدگان خون گرم
بدندان همی کند از تنش چرم.
عنصری (از فرهنگ اسدی ).
چو دیلمان زره پوش شاه و ترکانش
به تیر و زوبین بر پیل ساخته خنگال
درست گویی شیران آهنین چرمند
همی جهانند از پنجه آهنین چنگال.
عسجدی.
همانگه برآید یکی تیره ابر
کند روی گیتی چو چرم هزبر.
اسدی.
سرانجام ترک آنچنان تاخت گرم
که از زور بر چرمه بنوشت چرم.
اسدی.
تو چو نخجیر دل بسوی چرا
دهر پوشیده بر تو چرم پلنگ.
ناصرخسرو.
پیامت بزرگست و نامت بزرگ
نهفته مکن شیر در چرم گرگ.
نظامی.
چون بچرم کمان درآرد زور
چرم را بر گوزن سازد گور.
نظامی.
- بچرم اندر بودن گاو یا گاوپیسه ؛ مثل است در مورد مجهول بودن پایان کاری ونامعلوم بودن امری که هنوز میتوان در باره ٔ آن چاره اندیشی کرد :
ز جنگ آشتی بی گمان بهتر است
نگه کن که گاوت بچرم اندر است.
فردوسی.
کنون گاو ما را بچرم اندر است
که پاداش و بادافره دیگر است.
فردوسی.
سپهدار توران از آن بدتر است
کنون گاو پیسه بچرم اندر است.
فردوسی.
و رجوع به پیسه و گاو پیسه شود.
هنوز از بدی تا چه آیدت پیش
بچرم اندر است این زمان گاومیش.
فردوسی.
رجوع به گاومیش شود.
|| پوست گاو و یا پوست شتر دباغی شده. (ناظم الاطباء). پوست دباغی شده. (فرهنگ نظام ). صَرم. (منتهی الارب ). پوست دباغی شده ٔ حیوانات که ازآن کفش و کیف و زین اسب و دیگر چیزها سازند :
قطب فلک رکابش هست ازکمال رتبت
جرم سهیل آمد چرم ازپی دوالش.
خاقانی.
|| پوست کلفت. (ناظم الاطباء) :
دست دهقان چو چرم گشته ز کار
دهخدا دست نرم برده که آر.
اوحدی.

چرم. [ چ َ رَ ] (اِخ ) نام مقامی است از ایران زمین. (آنندراج ). نام جایی است. (ناظم الاطباء).

چرم. [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از قلاع بلوک سرجام است و چمنی دارد که معروف میباشد». (از مرآت البلدان ج 4 ص 221).

چرم. [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ایست از مزارع تربت حیدریه که زراعت آن از آب قنات مشروب میشود». (از مرآت البلدان ج 4 ص 221).

چرم. [ چ َ رَ ] (اِخ ) نام دهی در کلات. (ناظم الاطباء).دهی از دهستان قاین بخش کلات شهرستان دره گز که در 15هزارگزی جنوب باختری کلات واقع شده است. دره و گرمسیراست و 765 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات وعدس ، شغل اهالی زراعت و مالداری ، راهش مالرو است و دبستانی هم دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی چرم به فارسی

چرم
پوست گاویاپوست شترکه آنرادباغیت کرده باشند
( اسم )۱- پوست گاو یا شتر دباغی شده . ۲- پوست بدن انسان . یا چرم شیر. ۱- پوست شیر. ۲- تازیانه شلاق . یا چرم گور ۱- پوست گور خر.۲- چله و زه کمان .
مولف مر آت البلدان نویسد : مزرعه ایست از مزارع تربت حیدریه که زراعت آن از آب قنات مشروب می شود .
[ گویش مازنی ] /charm/ پای پوش چرمی مورد استفاده ی کارگران، چوپانان و کشاورزان & مه غلیظ & ارزن – گاورس
مجروح و زخمی شدن خر و استر و اسب از رانکی و جز آن .
[ گویش مازنی ] /cherm bannen/ تسمه ای از چرم که پاپاوش چرمی ساخته شده از پوست گاو(چاموش) را با آن به پا می بندند
[ گویش مازنی ] /charm paato/ چارق و پاتاوه – پارچه ای پشمی و مستطیل شکل که به ساق پا می پیچند
پاره ای از پوست حیوانات که کفش دوزان و آهنگران روی پا اندازند تا جامه شان چرکین نشود . یا تکه ها و خرده های چرم که در دکان یا محل کفشگران فراهم می آید .
[ گویش مازنی ] /charm jerab/ جوراب پشمی ساق بلند مخصوص پای افزار چرمی - افزار چرمی
[ گویش مازنی ] /charm jerab ghaaleb/ قالب جوراب پشمی ساق بلند
نوعی از بازی الک دولک . قسمی بازی .
کنایه از روده خام که چله کمان از آن سازند . روده ای که از آن زه کمان سازند .
دهی از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز .
دباغ و کسی که چرم می سازد چرم سازنده . سازنده چرم .
دهی از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد .
قسمی چرم که برنگ قهوه ای تیره است . چرمی به رنگ قهوه ای تیره .
کنایه از تازیانه باشد تازیانه .
عمل فروختن چرم فروختن چرم .
عمل فروختن چرم . کار و پیشه چرم فروش .
کنایه از تازیانه باشد . یا پوست گاو .
طبل بزرگ و نقاره
کنایه از چله و زه کمان . به معنی زه کمان است .
کنایه از زه کمان . چرم کمان

معنی چرم در فرهنگ معین

چرم
(چَ) (اِ.) پوست گاو یا شتر دباغی شده .

معنی چرم در فرهنگ فارسی عمید

چرم
۱. پوست دباغی شدۀ حیوانات.
۲. [قدیمی] پوست بدن حیوان: بیفکند گوری چو پیل ژیان / جدا کردش از چرم تن تا میان (فردوسی: ۲/۲۵).
۳. [قدیمی] پوست بدن انسان: بجوشیدش از دیدگان خون گرم / به دندان همی کند از تنش چرم (عنصری: ۳۵۹).
۴. [قدیمی] زه کمان.
* چرم کمان: [قدیمی] زه کمان.
* چرم گور: [قدیمی] = * چرم گوزن: چو بر شاخ آهو کشد چرم گور / بدوزد سر مور بر پای مور (نظامی۵: ۷۸۹).
* چرم گوزن: [قدیمی] زه کمان، چلۀ کمان: بمالید چاچی کمان را به دست / به چرم گوزن اندرآورد شست (فردوسی: ۷/۵۳۹).
= غار گیلاسی
=غار گیلاسی

چرم در دانشنامه اسلامی

چرم
چرم ، پوست حیوانات است که با مواد شیمیایی و کارهای فیزیکی از حالت ابتدایی خارج شود و به صورت ثابت و فاسدنشدنی درآید.
در متون ادبی ، چرم به معنای پوست آمده است . معرّب این واژه به صورت «صَرْم » به کار رفته است . واژه های اَدیم ، کَیمُخت / کیمخته ، ساغری / صاغری ، تیماج و سَختیان / سِختیان نیز، با توجه به نوع پوست و چگونگی فراوری آن ، برای انواع چرم به کار می رفته است .
احکام فقهی چرم
به استناد ادله فقهی ، از جمله آیه سوم مائده ، برای استفاده از پوست حیوانات باید قبلاً آنها به روش شرعی تذکیه شده باشند.احکام پوست حیوانات در منابع فقهی ، غالباً در مباحث طهارت ، صلاه ، و صید و ذباحه مطرح شده است .در همه مذاهب اسلامی ، پوست حیوانات حلال گوشت در صورت تذکیه ــ با دباغی یا بدون آن ــ پاک و نماز خواندن در لباسِ فراوری شده از آن صحیح است ، ولی استفاده از پوست حیوانات حرام گوشت و نجس (مانند سگ و خوک به نظر فقهای امامی و، خوک به نظر بیش تر فقهای اهل سنت )، حتی اگر تذکیه و دباغی شده باشد، جایز نیست .
← پوست حیوانات حرام گوشت غیرنجس
← واژه های فارسی مربوط به چرم
...

چرم در دانشنامه ویکی پدیا

چرم
عکس چرم
چرم (فریمان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان سنگ بست قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۲ نفر (۸۷خانوار) بوده است.
متن را ببینید.
چَرم باله ماهیان (Kyphosidae) نام یکی از خانواده های ماهیان است.
اسدی، هدایت و دیگران، اطلس ماهیان خلیج فارس و دریای عمان، سازمان تحقیقات و آموزش شیلات ایران، تهران: ۱۳۷۵.
چرم خوران سفلی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان عباس غربی بخش تیکمه داش شهرستان بستان آباد واقع شده است. از طوایف موجود در این روستا می توان(ولی) "بدلی" ، میزعلی"حسینقلی"، و "نجفعلی" را نام برد. دارای مدرسه ابتدایی (و قبلاً راهنمایی هم بوده) و دو مسجد نیز می باشد. مدرسه همت که وجه تسمیه آن بخاطر همت و کوشش اهالی در ساخت آن است، الان مرکز مجتمع می باشد. بیشتر اهالی به کرج (محمدآباد) کوچ می کنند و برخی هم به چابهار جهت کار.
چرم خوران بالا یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان عباس غربی بخش تیکمه داش شهرستان بستان آباد واقع شده است.
چرم سازی عبارتست از تهیه چرم از پوست حیوانات و جانوران بوسیلهٔ پاره ای مواد شیمیایی و اعمال فیزیکی و شیمیایی، که پوست از حالت ابتدایی خارج شده و به صورت ثابت و فاسد نشدنی در بیاید. به عبارت دیگر چرم سازی تغییر شکل دادن به پوست به کمک مواد دباغی و عملیات فیزیکی و شیمیایی و تهیهٔ چرم است.
تهیهٔ پوست:در روش سنتی تولید چرم، بیشتر از پوست گاو برای تبدیل به چرم استفاده می کنند زیرا این نوع پوست نرم تر از پوست گاومیش و ضخیم تر از پوست گوسفند است و در مرحلهٔ لش زنی و سایر مراحل برای تبدیل به چرم، امکان صدمه دیدن پوست کمتر است. از سوی دیگر محصولاتی که با این نوع چرم ساخته می شود، مرغوب تر است.
شستشو:پوست ها را برای تبدیل به چرم باید به حالت طبیعی خود بازگرداند، به همین منظور آنها را ۳ الی ۶ روز در آب نگه می دارند تا نمک از پوست خارج شود، و حالت خشکی آن از بین برود.
موگیری:در این مرحله پوست ها را که به حالت طبیعی درآمده اند ۳ الی ۱۰ روز در محلول آرد جو یا آهک نگه داری می کنند، این عمل باعث تخمیر پوست می گردد به طوری که مو از آن به راحتی کنده می شود. از این مرحله به پوست ها توله آهکی نیز گفته می شود.
لش زنی:برای این کار پوست را به دو میخ آویزان کرده با داس یا اَرسَن (چاقوی دو دسته با تیغهٔ بلند) چربی ها و ضایعات را از آن جدا می کنند.
خوابانیدن در فضله:پوست ها را برای چند روز در محلولی از آب و فضلهٔ مرغ و کبوتر می خوابانند. این عمل باعث از بین رفتن پروتئین های اضافی پوست که سبب خرابی چرم می شوند و نرمی و لطافت و انعطاف پوست در برابر سرما و گرما می گردد. برای نرمی پوست از زاج نیز استفاده می شود.
نمک زنی:در این مرحله برای ثابت نگه داشتن حالت پوست و فاسد نشدن به آن نمک می زنند تا این مرحله به اصطلاح امروزی پوست سالمبور گفته می شود.
دباغی یا مازوکاری:برای دباغی پوست ها را داخل گودال هایی به عمق ۲ متر گذارده، به روی آنها محلولی از آب و مازو می ریزند و لگدمال می کنند. پوست ها برای دو دورهٔ ۱۰ روزه، در این محلول خوابانده شده و هر روز لگدمال می شوند تا مازو به خوبی وارد پوست شود. سپس آنها را در آفتاب خشک می کنند. از این مرحله به پوست ها یا توله های آهکی چرم گفته می شود.
نمک زنی:چرم ها را برای مدت ۴۸ ساعت در محلولی از آب و نمک قرار می دهند تا نمک به آهستگی جذب آنها شود و مانع از فساد و نابودی چرم گردد. سپس چرم ها رادر آفتاب خشک می کنند.
سنگ زنی:پوست های نیمه خشک رابر روی تخته ای بعضاً به شکل هلال که به خرک مشهور است، می خوابانند. طرف لش چرم را با سنگ پا و طرف رخ چرم را با سنگ صاف معمولی می مالند تا بلورهای نمک از چرم خارج شود و موجب خشکی و ترکیدگی پوست نگردد سپس آنها را زیر آفتاب پهن می کنند تا کاملاً خشک شود.
پیه زنی یا پیه کاری: در این مرحله برای نرمی چرم از پیه آب شده، استفاده می شود.
شستشو:این عمل یک ساعت تا چند روز پس از پیه کاری انجام می شود.
رنگ زنی:پس از شستن نوبت به رنگ زدن چرم می رسد. به این منظور صاحبان چرم آنها را به رنگرزهایی که از قدیم به این کار اشتغال داشته اند، می دهند. با آنکه رنگ های مختلفی وارد بازار شده است، رنگرزها همانند گذشته مایلند از رنگ نارنجی استفاده کنند تا اصالت آن را حفظ نمایند. در گذشته برای رنگ چرم ها از گلرنگ، گل و گِل وَرَز استفاده می شد. گِل وَرَز گیاه کوچک و سفید رنگ است که از کوهستان جمع آوری می شود و برای استفاده، خشک شدهٔ آن را ساییده با آب مخلوط می کنند تا رنگ نارنجی به دست آید. پس از رنگ زدن، چرم ها را به میله های چوب آویزان می کنند تا کاملاً خشک شود.
سنگ زنی:برای براق شدن چرم روی آن را با سنگ یَشم که سنگی سبزرنگ و صاف است، می سایند. در گذشته تمام مراحل تولید چرم به روش سنتی حدوداً ۳ ماه به طول می انجامید.
مدیر مسئول-وکیلیان، احمد. سردبیر-اذکایی، پرویز (فروردین ۱۳۸۷)، فصل نامهٔ فرهنگ مردم، ویژهٔ همدان (۲۶) پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
چرم سازی همدانبه بررسی نحوهٔ ساخت چرم در شهر همدان و تغییرات مربوط به آن می پردازد.
چرم همدان:این نوع چرم از پوست گاو تهیه می شده است و برای رنگ آن از گِل وَرز که رنگ نارجی به دست می داده، استفاده می کردند. این چرم چنان که از نام آن پیداست مخصوص شهر همدان بوده و در هیچ جای ایران به خوبی همدان ساخته نمی شده است.
چرم ساغری:از پوست اسب و الاغ ساخته می شده است.
تیماج:چرم تهیه شده از پوست بز بوده است.
می شن:از پوست گوسفند تهیه می شده و از آن برای آستر کفش، همیان (کمربندی که در آن پول می گذاشتند و بیشتر در سفر به کمر می بستند)، جلد کتاب، پوستین و غیره استفاده می شده است.
پادوش:از پوست گاو تهیه می شده و از آنجا که چرم ضخیمی بوده از آن به عنوان زیرهٔ کفش استفاده می شده است.
چرم گاومیش: از پوست گاومیش تهیه می شده و به دلیل ضخامت از آن به عنوان زیرهٔ کفش استفاده می شده است.
چرم دوبور:از پوست بز نر ۲ ساله تهیه می شود.
تودلی، زیرشکمی، کله پوست، گردن:از آن ها برای پر کردن داخل کفش، کفهٔ کفش و غیره استفاده می شد.
شهر همدان از جمله شهرهای مهم تولید و صادرکنندهٔ چرم در ایران است. سابقهٔ این صنعت در همدان چندان طولانی است که این شهر را شهر دباغخانه ها نیز نامیده اند. ویلیامز جکسن مستشرق و زبانشناس آمریکایی که در سال ۱۲۸۱ شمسی از همدان دیدار کرده است، در کتاب سفرنامهٔ جکسن می نویسد، بازرگانان از این شهر به عنوان انبار ایران یاد می کنند. از جمله کالاهای بازرگانی اجناس چرم را باید نام برد، زیرا همدان شهر دباغخانه هاست و همدانیان در ساختن و پرداختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اشیاء مفید و اجناس تجملی ار آن ها شهره اند.
تا اوایل حکومت پهلوی تولید چرم در شهر همدان از رونق بسیاری برخوردار بود، به طوری که چرم همدان و کالاهای چرمی ساخته شده از آن، شهرت جهانی داشت. از سال ۱۳۰۹ شمسی با ایجاد تغییراتی در نحوهٔ شهرسازی و به بهانهٔ کنترل بیماری ها و رعایت نکات بهداشتی، از ادامهٔ کار کارگاه های دباغی در داخل شهر جلوگیری به عمل آمد و این کارگاه ها در دو محل خارج از شهر استقرار داده شد. از سوی دیگر با ورود ماشین و کالاهای وارداتی از جمله کفش و کیف و غیره از میزان تقاضای چرم کاسته شد و از آن پس تولیدات بیشتر به منظور صادرات فراهم آمد.
چرم سازی عبارتست از تهیه چرم از پوست حیوانات و جانوران بوسیلهٔ پاره ای مواد شیمیایی و اعمال فیزیکی و شیمیایی، که پوست از حالت ابتدایی خارج شده و به صورت ثابت و فاسدنشدنی در بیاید. به عبارت دیگر چرم سازی تغییر شکل دادن به پوست به کمک مواد دباغی و عملیات فیزیکی و شیمیایی و تهیهٔ چرم است.
چرم ساغری یک نوع چرم است که از پوست کفل اسب و الاغ ساخته می شود. مزیت این نوع چرم نسبت به سایر چرم ها، در نقش هایی بوده که بر روی پوست و چرم تهیه شده از آن، وجود داشته است. از این نوع چرم برای تزیین روی کفش استفاده می شده است. در قدیم شهر همدان یکی از مکان های معروف تولید چرم ساغری در ایران به شمار می آمده است. رنگ مخصوص این چرم در همدان فیروزه ای بوده است.
چرم ساغری (به فرانسوی: La Peau de chagrin) رمانی از انوره دو بالزاک است. بالزاک این رمان را در سال ۱۸۳۱ منتشر کرد.
http://fr.wikipedia.org/wiki/La_Peau_de_chagrin
محمود اعتمادزاده (با نام قلمی م. ا. به آذین) این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است.
چرم ماهی (نام علمی: Limanda limanda) نام یک گونه از تیره کفشک ماهیان راست روی است.
دره چرم روستایی در دهستان میاندشت بخش مرکزی شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۵۴۳ نفر (در ۱۴۴ خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چرم در دانشنامه آزاد پارسی

چَرْم (leather)
پوست حیوانات که پس از دباغی با جوهر مازو و نمک های کروم، به دست می آید. چرم ماده ای است بادوام و ضدآب که برای تهیۀ کیف، کفش، لباس، و رویه دوزی از آن استفاده می شود. در تبدیل پوست حیوانات به چرم، سه مرحلۀ اساسی وجود دارد؛ پاک کردن، دباغی، و آهارزنی. دباغی فرآیندی است که اغلب با آلودگی زیاد همراه است. پوست حیوانات (و غالباً پوست گاو) را اغلب آب زدایی می کنند تا از فساد آن جلوگیری شود. پیش از دباغی، خیساندن پوست ضروری است تا بدین وسیله مادۀ دیگری را جایگزین آب ازدست رفته کنند؛ این ماده از آن جهت ضرورت دارد که الیاف پوست را با یکدیگر محکم نگه می دارد. استفاده از روغن دنبه که مربوط به ۷هزار سال پیش است، درشمار قدیمی ترین روش هاست. نزدیک به ۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، مصری ها از عصارۀ گیاهی محتوی اسید تانیک استفاده کردند. از این روش در اروپای قرون وسطا نیز اقتباس شده است. در اواخر قرن ۱۹، برای دباغی از مواد شیمیایی حاوی نمک های معدنی استفاده شد.

ارتباط محتوایی با چرم

چرم در جدول کلمات

چرم
ادیم
چرم اعلا
تیماج
چرم براق رویه کفش
ورنی
چرم بز
تیماج
چرم پیرایی
دباغی
چرم خام
یشمه , یلمه
چرم خوشبو
ادیم
چرم دباغی نشده
لکا
چرم عرب
صرم
چرم فروش
صرام

معنی چرم به انگلیسی

hide (اسم)
پوست ، چرم ، پوست خام گاو وگوسفند وغیره
leather (اسم)
بند چرمی ، چرم ، قیش ، قیش چرمی
skin (اسم)
جلد ، پوست ، خیک ، خیگ ، چرم ، پوست انسان

معنی کلمه چرم به عربی

چرم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حمید خاشعی ١٥:٢٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٩
ادیم
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چرم بوفالو   • چرم میش   • سایت چرم مشهد   • چرم مارال   • محصولات چرم درسا   • چرم نوین   • چرم چیست   • نوین چرم تهران   • معنی چرم   • مفهوم چرم   • تعریف چرم   • معرفی چرم   • چرم یعنی چی   • چرم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چرم
کلمه : چرم
اشتباه تایپی : ]vl
آوا : Carm
نقش : اسم
عکس چرم : در گوگل


آیا معنی چرم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )