برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

چغل


مترادف چغل: سخن چین، نمام، خبرکش

معنی چغل در لغت نامه دهخدا

چغل. [ چ َ غ َ ] (اِ) چین و شکنچ را گویند. (برهان ). چین و شکنج. (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چین و شکنج باشد و آن را «ژنگ » نیز خوانند. (جهانگیری ). چین و شکن. (فرهنگ نظام ). || (اِ) ظرفی باشد لوله دار که آن را از چرم دباغت کرده ٔ بلغار دوزند و بعربی «مطهره » خوانند.(برهان ). ظرفی چرمین که از آن آب خورند و اکثر مسافران همراه دارند. (انجمن آرا) (آنندراج ). ظرفی بود که از چرم بلغار بدوزند و بر آن لوله هم نصب کنند و از آن آب بخورند و اکثر مسافران دارند. (جهانگیری ). ظرفی لوله دار جهت آب برداشتن که از چرم دباغت کرده ٔ بلغار دوزند. (ناظم الاطباء). ظرف آب چرمی لوله دار که بیشتر مسافران استعمال میکردند. (فرهنگ نظام ). ظرفی چوبین برای نگاه داشتن آب یا خوردن آب از آن که در گذشته بکار مسافران یا شکارچیان و غیره می آمده است.

چغل. [ چ ُ غ َ ] (اِ) سلاحی است که جوشن گویند و در روزهای جنگ میپوشند. (برهان ). نوعی از سلاح جنگ که بعربی جوشن خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج ). نوعی از سلاح که در روز جنگ میپوشند و آن را جوشن هم نامند. (جهانگیری ). جوشن یعنی سلاحی که در روزهای جنگ پوشند. (ناظم الاطباء). نوعی از سلاح که در روز جنگ میپوشیدند و نام دیگرش جوشن بوده. (فرهنگ نظام ). زره. جامه ای که از حلقه های آهنین ترتیب داده شده و مخصوص پوشیدن در جنگ بوده است :
چغل به پیش خدنگش چو شیطنست و شهاب
زره به پیش سنانش چو سوزنست و حریر.
حکیم نزاری (از انجمن آرا).
نه همچون دیگران زآهن چغل پوش
سلاح عصمت یزدانش بردوش.
خسرو دهلوی (از انجمن آرا).

چغل. [ چ ُ غ ُ ] (ص ، اِ) شخصی باشد که آنچه از مردم بیند یا شنود بحاکم و داروغه و عسس یا جای دیگر نقل کند، بسبب آنکه آزار و نقصان بمردم و رنجش میان مردمان بهم رسد، و این قسم شخص را «سخن چین » گویند و بعربی «نمام »خوانند. (برهان ). سخن چین که پیش مردم به بدی سعایت کند و فعل او را «چغلی » گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). بمعنی غماز؛ از لغات ترکی. (غیاث ). بدبختی را گویند که چون سخنی از کسی بشنود یا فعلی مشاهده نماید که از افشای آن به او آزاری و آسیبی برسد اظهار کند واو را «سخن چین » نیز نامند و بتازی «نمام » خوانند. (جهانگیری ). نمام و سخن چین و ...

معنی چغل به فارسی

چغل
هرچیزسفت وسخت، چیزی که زیردندان جویده نشود، سخن چین، نمام، خبرچین، چغلی:سخن چینی، شکایت
( صفت ) سفت و سخت چیزی که زیر دندان جویده نگردد مانند گوشت ناپخته .
[ گویش مازنی ] /cheghel/ دو جاگو – سخن چین
[ گویش مازنی ] /chaghel bazoen/ گشت و گذار
( صفت ) سخن چین نمام .
سخن چینی نمامی .
[ گویش مازنی ] /chaale chaghol/ چاله و چوله

معنی چغل در فرهنگ معین

چغل
(چُ غُ) (ص .) سخن چین .
(چَ غَ) (ص .) هر چیز سخت و سفت ، چیزی که زیر دندان جویده نگردد.
(چِ غِ) (اِ.) = چل : گل و لای .
(چُ غَ) (اِ.) جامه ای مرکب از حلقه های آهنین که در روز جنگ پوشند، جوش .

معنی چغل در فرهنگ فارسی عمید

چغل
= چغر
چین و شکن، چین وچروک در پوست بدن، آژنگ.
جوشن، زره، جامۀ جنگ: نه همچون دیگران ز آهن چغل پوش / سلاح عصمت یزدانش بر دوش (امیرخسرو: لغت نامه: چغل).
۱. سخن چین، نمام، خبرکش.
۲. ویژگی کسی که هرگاه خبط و خطایی از کسی ببیند به شخص بالاتر گزارش بدهد یا شکایت کند.

چغل در دانشنامه ویکی پدیا

چغل
چغل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان راک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۵ نفر (۵۲خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چغل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد طاها
مردم محلی آباده به شیر میوه جات که چسنده اند و یا هر مایع چسبنده دیگر مثل شیره انگوریا خرماچغل می گویند.
سجادیه
چَغَل در گویش یزدی یعنی سِفت و محکم‌

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روستای چغل کوچک زاده   • شغال   • چغر   • معنی چغل   • مفهوم چغل   • تعریف چغل   • معرفی چغل   • چغل چیست   • چغل یعنی چی   • چغل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چغل
کلمه : چغل
اشتباه تایپی : ]yg
عکس چغل : در گوگل

آیا معنی چغل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )