برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1210 100 1

چو انداختن


مترادف چو انداختن: شایعه پردازی کردن، شایعه سازی کردن، شایعه ساختن، شایع کردن

معنی چو انداختن در لغت نامه دهخدا

چو انداختن. [ چ َ / چُو اَ ت َ ] (مص مرکب ) چو افکندن. هو انداختن. آوازه درانداختن. شهرت دادن. اشتهار دادن و بیشتر بدروغ یا بگزاف. منتشر کردن خبری را که غالباً بی اصل است. خبری دروغ شایع کردن. انتشار دادن خبری برای غرضی. شایع ساختن امری. (از یادداشتهای مؤلف ).

معنی چو انداختن به فارسی

چو انداختن
هو انداختن ٠ آوازه در انداختن
منتشر کردن خبرهای دروغین . شایعات بی اساس پراکندن

چو انداختن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمهدی
شایع کردن. شایع کردن چیزی در میان جمعی. شایعه ساختن
علی باقری
چو انداختن یا چو سالماخ یک واژه ترکی است که معادل فارسی آن شایعه یا دروغ پراکنی است.و به کسی که زیاد شایعه پراکنی می کند چوچول یا گُفچول گفته می شود .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی چو انداختن   • مفهوم چو انداختن   • تعریف چو انداختن   • معرفی چو انداختن   • چو انداختن چیست   • چو انداختن یعنی چی   • چو انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چو انداختن
کلمه : چو انداختن
اشتباه تایپی : ], hknhojk
عکس چو انداختن : در گوگل

آیا معنی چو انداختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )