برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1352 100 1

چیر

معنی چیر در لغت نامه دهخدا

چیر. (ص ) مخفف چیره. پیروز. غالب. مظفر. غالب. مسلط :
کجا نام او شیده ٔ شیر بود
همیشه به جنگ اندرون چیر بود.
فردوسی.
اگر چند هستی تو در جنگ چیر
نه من روبهم نیز تو شرزه شیر.
فردوسی.
او به می دادن جادوست به دل بردن چیر
چیزها داند کردن به چنین باب اندر.
فرخی.
شاهی که بدو هیچ ملک چیر نباشد
شاهی که شکارش بجز از شیر نباشد.
منوچهری.
نشسته بر آهو عقاب دلیر
چو بر اسب گردی به ناورد چیر.
اسدی.
سرانجام هم بخت شه بود چیر
درآمد سر بخت بدخواه زیر.
اسدی (گرشاسب نامه ).
سرانجام هم گردد از جنگ سیر
بر او دشمنانش بباشند چیر.
اسدی (گرشاسب نامه ).
به گرداب در غرقگان را دلیر
مگیر ار نباشی بدان آب چیر.
اسدی (گرشاسب نامه ).
چو برهوش میخواره می چیرشد
سران را سر از خرمی سیر شد.
اسدی.
توان گفت بد با زبان دلیر
زبان چیره گردد چو شد دست چیر.
اسدی (گرشاسب نامه ).
ز دشمن چو بینی سواری دلیر
میان دو صف بر یلان تو چیر.
اسدی.
سالار بک ای در صف احرار دلیر
دست تو گه جود و سخا کردن چیر.
سوزنی.
گرچه بر بیخرد هوی چیرست
بر در خانه هر سگی شیرست.
سنائی.
به عشق گربه گر خود چیر باشی
از آن بهتر که با خود شیر باشی.
نظامی.
به آخر چون شود دیوانگی چیر
گریزد مرد ازو چون آهواز شیر.
نظامی.
غمی دارم هلاک شیرمردان
برین غم چون نشاطم چیرگردان.
نظامی.
از غفوری ّ تو غفران چشم سیر
روبهان بر شیر از عدل تو چیر.
مولوی.
ملک را بود بر عدو دست چیر
چو لشکر دل آسوده باشند و سیر.
مولوی.
غالبست و چیر بر هر دو جهان
شرح این غالب نگنجد در دهان.
مولوی.
گرانباری از دست این خصم ...

معنی چیر به فارسی

چیر
چیره، پیروزمند، غالب، دست یافته، مسلط
( صفت ) ۱ - غلب مظفر پیروز. ۲ - مسلط .
دهیست از دهستان کنار بروژ بخش صومای شهرستان رضائیه .
چیره شدن . پیروز شدن . فاتح گشتن . غالب آمدن .
که بخت غالب دارد . پیروز بخت .
پیروز بخت شدن . خوشبخت شدن . پیروز شدن .
حالت و چگونگی چیر بخت . غلبه . پیروزی .
دهیست از دهستان چرام بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان .
ده مخروبه ایست از بخش حومه شهرستان نائین
از مزارع کوهستانی سیر جان کرمانست .
چرمینه را گویند و آن آلتی باشد باندام آلت تناسل که از چرم ساخته باشند . مچاچنگ . ایر کاشی . آلت چرمینه .
مسلط . غالب چیره دست . یا ماهر . توانا .
( مصدر ) ۱ - غلبه کردن ظفر یافتن پیروز شدن . ۲ - مسلط شدن استیلا .
پیروز شدن . ظفر یافتن . غلبه کردن . مظفر شدن . فایق شدن .
چیرگی دادن . مسلط ساختن . پیروز گردانیدن . تسلط دادن .
پیروز شدن . غالب شدن . فاتح آمدن .
دهیست از دهستان چای پاره بخش قره ضیائ الدین آذربایجان . ...

معنی چیر در فرهنگ معین

چیر
[ په . ] (ص .) = چیره : ۱ - پیروز. ۲ - مسلط ، غالب .

معنی چیر در فرهنگ فارسی عمید

چیر
۱. پیروزمند.
۲. غالب، مسلط: شاهی که بر او هیچ مَلِک چیر نباشد / شاهی که شکارش به جز از شیر نباشد (منوچهری: ۱۵۶).
۳. دست یافته.
۴. حصه، بهره، نصیب.
حصه، بهره، نصیب.

چیر در دانشنامه ویکی پدیا

چیر
چیر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چیر (بوانات)
چیر (چایپاره)
چیر (زنجان)
چیر (کهگیلویه)
چیر (ممسنی)
چیر (بوانات)، روستایی از توابع بخش مزایجان شهرستان بوانات در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان سروستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۵۳ نفر (۱۲۳خانوار) بوده است.
چیر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان چایپاره در استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بسطام قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۲۵نفر (۲۱ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۴۳′۵۱″شمالی ۴۸°۱۸′۵۰″شرقی / ۳۶٫۷۳۰۸°شمالی ۴۸٫۳۱۳۸۲°شرقی / 36.7308; 48.31382
چیر (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان زنجانرودبالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۲۳ نفر (۱۶۵خانوار) بوده است.
چیر روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان جوزار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۵ نفر (۲۵خانوار) بوده است.
چیر (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان دهدشت غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۷۴ نفر (۱۲۴خانوار) بوده است.
روستای چی ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چیر در جدول کلمات

چیر
چیره ، غالب ، گستاخ
هر چیر بی جان
جماد

معنی کلمه چیر به عربی

تحت الماء

چیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
خانه با سنگ و سقف با چوب
Cher
بابادی
چیر ::نام خانه ایی در زبان لری بختیاری است و از سنگ خالی درست می شود

برای استراحت برزگر ها و چوپان ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هپی چیر   • هپی چیر فروش   • قیمت هپی چیر   • مبل شني   • صندلی هپی چیر   • مبل راحتی شنی   • خرید هپی چیر   • صندلی شنی   • معنی چیر   • مفهوم چیر   • تعریف چیر   • معرفی چیر   • چیر چیست   • چیر یعنی چی   • چیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چیر
کلمه : چیر
اشتباه تایپی : ]dv
عکس چیر : در گوگل

آیا معنی چیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )