انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1047 100 1

چینی

/Cini/

مترادف چینی: منسوب به چین، اهل چین، شهروند چین، ظروف آبگینه ای

معنی چینی در لغت نامه دهخدا

چینی. (حامص ) چیدن در تمام معانی. رجوع به چیدن شود.
- اسباب چینی ؛ تهیه ٔ مقدمات عملی علیه کسی. توطئه.
- انگورچینی ؛ انگور چیدن.
- خبرچینی ؛ خبرگزاری. سخن چینی. نمّامی.
- دینارچینی ؛ برچیدن و جمع آوردن دینارهای پراکنده بر زمین.
- راسته چینی ؛ در اصطلاح حروف چینان و مطابع، چیدن صفحات بدون حواشی و پاورقی و زیرنویس و بدون گذاردن علامات و شماره ها در متن و حاشیه است. مرتب کردن حروف در صفحاتی که مشتمل بر متنی بدون حواشی و زیرنویس است.
- || در اصطلاح بنائی ، در یک رده قرار دادن آجرهای دیوار و بی پیشامدگی و فرورفتگی برآوردن آن.
- سنگ چینی ؛ محصور کردن محلی با سنگ. برآوردن دیواری یا بنایی یا دیوار چاهی با سنگهای خرد و درشت.
- کهنه چینی ؛ برچیدن کهنه و ژنده از کویها.
- لقمه چینی ؛ کهنه چینی.
- مقدمه چینی ؛ ترتیب دادن پیش درآمد کلام.
- نکته چینی ؛ مضمون های باریک و دقیق عنوان کردن. در کلام آوردن لطائف و دقایق مضامین.

چینی. (ص نسبی ) از مردم چین. از چین. اهل چین :
سرای تو پرسرو و پر ماه و پر گل
ز یغمائی و چینی و خلخانی.
فرخی.
همه ترکان چین بادند هندوش
مباد از چینیان چینی بر ابروش.
نظامی.
بیاد آید آن لعبت چینی ام
کند خاک در چشم خودبینی ام.
سعدی (بوستان ).
|| منسوب به سرزمین چین.
- چینی پرند ؛ پرند چینی. پرنیان و حریر بافته در چین. پارچه ٔ ابریشمینی که در چین کنند :
مرا شاه ایران فرستد به هند
بچین آیم از بهر چینی پرند
فردوسی.
گر از کابل و زابل و مرز هند
شود روی گیتی چو چینی پرند.
فردوسی.
فرستاد نزدیک دانای هند
بسی اسب و دینار و چینی پرند.
فردوسی.
پریزادگان رزم را دلپسند
بپولاد پوشیده چینی پرند.
عنصری.
نظامی بباغ آمد از شهربند
بیارای بستان به چینی پرند.
نظامی.
در ارتنگ این نقش چینی پرند
قلم نیست بر مانی نقشبند.
نظامی.
- || شمشیر چینی. شمشیر ساخت چین.
- چینی تاج ؛ که تاج ساخت چین دارد :
شاه رومی قبای چینی تاج
جزیتش داده چین و روم خراج.
نظامی.
- چینی حریر ؛ حریر که در کشور چین بافند :
بفرمودتا پیش او شد دبیر
قلم خواست رومی و چینی حریر.
فردوسی.
نثار آورم عود و مشک و عبیر
زمین را بپوشم به چینی حریر.
فردوسی.
- چینی سجنجل ؛آینه ٔ چینی :
ز آهن هندی به عشق تیغ او
چینیان چینی سجنجل کرده اند.
خاقانی.
- چینی سرشت ؛ متداول و معمول چین که سابقه ٔ تدارک آن به چین کشد :
گذشت از خورشهای چینی سرشت
که رضوان ندید آن چنان در بهشت.
نظامی.
- چینی کلاه ؛ کلاه ساخت چین یا معمول در چین دارد.
- || دارنده ٔ کلاه ساخت چین یا معمول در چین :
که رومی کمر شاه چینی کلاه
نشست از بر گاه روزی پگاه.
نظامی.
- چینی نگار ؛ نگاشته و تصویر کرده ٔ چین. رجوع به این ترکیب در ردیف خود شود.
- || نگاراهل چین. خوبروی چینی.
- آبگینه ٔ چینی ؛ شیشه که در چین سازند.
- بدل چینی ؛ نام عمومی هر نوع ظرف سفالی که از گل رس معمولی ساخته و به آن لعابی از اکسید قلع داده باشند. نوع پست چینی. رجوع به بدل چینی شود.
- تمثال چینی ؛ نقش و تصویر و مجسمه و تندیس ساخت کشور چین :
بهشتی مرغی ای تمثال چینی
در این دوزخ بگو تا چون نشینی.
نظامی.
- حریر چینی ؛ حریر بافت چین و حریر که از چین آرند.
- خط چینی ؛ رجوع به چینی (خط) شود.
- دیبای چینی ؛ پارچه ٔ ابریشمی که در چین بافته باشند :
یکی گفتش ای خسرو نیمروز
ز دیبای چینی قبائی بدوز.
سعدی (بوستان ).
- دینار چینی ؛ زر مسکوک چین. دینار که به چین سکه کنند :
ز دینار چینی ز بهر نثار
بیاورد فغفور چین صد هزار.
فردوسی.
- زبان چینی ؛ رجوع به چینی (زبان ) شود.
- سپر چینی ؛ سپر ساخت چین :
همان خود و شمشیر و برگستوان
سپرهای چینی و تیر و کمان.
فردوسی.
- ظرف چینی ؛ رجوع به چینی در معنی ظرف شود.
- فرش چینی ؛ گستردنی که در چین بافند :
یافت از فرش چینی آسایش.
نظامی.
- فغفور چینی ؛ پادشاه چین. رجوع به چین شود :
نجوید همی جنگ تو فور هند
نه فغفور چینی نه سالار سند.
فردوسی.
- کاس چینی ؛ کاسه ٔ چینی :
مژه چون کاس چینی نم گرفته
میان چون موی زنگی خم گرفته.
نظامی.
- کاسه ٔ چینی ؛ سفالینه ای که از خاک مخصوص اول به چین کردندی. رجوع به چینی در این معنی شود :
خاک مشرق شنیده ام که کنند
به چهل سال کاسه ٔ چینی.
سعدی (گلستان ).
- کبابه ٔ چینی ؛ نوعی گیاه. رجوع به کبابه شود.
- کلاه چینی ؛ چینی کلاه. کلاه ساخت چین.
- || آلت موسیقی ، از سازهای ضربی که در موسیقی نظامی بکار رود. جنس آن مسی و شامل کلاهی چینی است. این کلاه در انتهای چوبدستی استوار گردیده است و سر چوبدست از زنگوله های کوچک و بزرگ زینت یافته. چون چوبدست را تکان مختصری بدهیم این زنگوله ها به آواز درمی آیند.

چینی. (اِخ ) (خط...) چینی ؛ یعنی الفبایی که چینیان بکار می برند طبق روایات اختراع امپراطور چین «فوهی » است ، و هر حرف چینی اساساً متشکل از یک ریشه یا «کلید» و یک «فونتیک » است امروز غالباً توافق دارند که همه ٔ حروف فرهنگ چینی را از 214 کلید استخراج کنند :
نبشتن یکی نه که نزدیک سی
چه سغدی ، چه چینی و چه پهلوی.
فردوسی.
رجوع به دایرة المعارف فارسی شود.

چینی. (اِخ ) (زبان....) و لغت مردم چین این زبان مهمترین زبانهای گروه چین و تبتی و یکی از قدیمترین زبانهای زنده و زبانی است که بیش از هر زبان دیگربدان سخن میگویند. این زبان اصلاً یک هجائی است. در بحث از زبان چینی باید بین زبان ملفوظ و مکتوب فرق گذاشت ، زیرا بجهاتی که بخصوصیات خط چینی مربوط میشود این دو زبان از ایام قدیم در راههای متباعد سیر کرده اند. زبان چینی مشتمل بر لهجه های مختلفی است ، که از جمله ٔ آنها لااقل هشت لهجه هست که هر یک زبان جداگانه است ، و برای صاحبان لهجه های دیگر به کلی نامفهوم است. این لهجه ها عبارتند از: کانتونی ، سوانوئی ، آمویی ، فوچوئی ، ونچوئی ، و نینگپوئی که عموماً محدود بنواحی ساحلی جنوبی و مرکزی هستند، و لهجه های هاکا (جنوب شرقی چین )، و ماندارن (لهجه ٔ اخیر مدتها است که لهجه ٔ اکثریت مردم چین است ، و امروز صورت تنقیح یافته ٔ آن زبان ملی مردم چین میباشد). معذلک ، صاحبان لهجه های مختلف بوسیله ٔ خط چینی ، که خط واحدی است ، با یکدیگر مرتبطاند. یک چینی اهل شمال زبان ملفوظ یک نفر چینی اهل جنوب را نمی فهمد. مثلاً «رود» را به لهجه ٔ چینی پکنی چیانگ به لهجه ٔ کانتونی کونگ و به لهجه ٔ ونچوئی کوآ گویند، ولی صورت مکتوب «رود» را هر چینی که ببیند معنی آن را می فهمد. این وضع درست مانند آن است که یک فرانسوی و یک آلمانی ارقام را تلفظ کنند یا صورتهای مکتوب 1 و 2 و 3 و غیره را ببیند، در حالت اول هیچیک گفته ٔ دیگری را نمی فهمد و حال آنکه در حالت دوم ، هر دو معنی مشترکی را می فهمند. مشخصات برجسته ٔ زبان چینی یکی تک هجائی بودن آن است ، یعنی هر کلمه عبارت از یک هجاست و دیگر فقیر بودن آن است از نظر تنوع اصوات هجائی. (لهجه ٔ پکنی فقط 420 و لهجه ٔ کانتونی در حدود 720 صورت هجایی داردو هیچ لهجه ای بیش از 1000 صوت هجائی ندارد). فهرست لغات چینی که امروز در محاورات یا تحریر بکار میرود با لغات نه کتاب شریعتی (ووچینگ و شی شو)، از 1000 علامت تجاوز نمیکند، که نمایش کلمات تک هجایی هستند، ولی آزادانه با هم ترکیب میشوند (نظیر کلمات «کوردل » و «دوستدار» در فارسی ). از جهت کتابت میتوان آنها را به سه دسته تقسیم کرد: صورت نگاشت ها، مفهوم نگاشت ها، و صوت نگاشتها. صورت نگاشتها بقایای دوران شکل نگاری هستند، و مشتمل بر علامات اشیاء ساده میباشند. مفهوم نگاشتها از ترکیب دو علامت برای نمایاندن مفهومی وابسته به آنها حاصل میشوند. صوت نگاشتهاکه درحدود 90% علامات را تشکیل میدهند، از ترکیب یک علامت («ریشه ») و یک جزء صوتی یا فونتیک ساخته میشوند و در آنها، ریشه نماینده ٔ معنی است و جزءصوتی فقط تلفظ را نشان میدهد. از پیشرفت هائی که از جهت فرهنگ و تمدن در تاریخ چین اهمیتی بسزا دارد بسطزبانی ادبی است به موازات زبان منطوق ، که بندرت نوشته میشده است ، مندرجاً از حیث تلفظ و معنی به صورت کنونی تحول یافته است ، ولی زبان ادبی تقریباً به یک حال مانده است. در نتیجه یک فرد چینی که خواندن را آموخته است ، بهمان سهولت که مثلاً روزنامه های امروز را میخواند و میفهمد، آثار ادبی سه هزار سال قبل را میخواند و میفهمد حال آنکه یک نفر انگلیسی زبان تحصیل کرده و مسلط بر زبان انگلیسی امروز از عهده ٔ فهمیدن زبان چاسر بر نمیآید مگر اینکه این زبان را تحصیل کند. زبان اقلیتهای چین به چهار گروه چینی و تبتی (جنوب غربی )، ترکی (شمال غربی )، مغولی (شمال )، و تونگوز (شمال شرقی )، تقسیم میشود. برای شرح و تفصیل رجوع به دائرة المعارف فارسی و فرهنگ فارسی معین شود. || ظاهراً در شعر زیرین نام آهنگی است :
به لحن پارسی و چینی و خما خسرو
به لحن مویه ٔ زال و قصیده ٔ لغزی.
منوچهری.

چینی.(ص نسبی ، اِ) بافته. منسوج. گلیم منقش :
ز مقراضی و چینی بر گذرگاه
یکی میدان بساط افکنده بر راه.
نظامی.

چینی. (ص نسبی ، اِ) چوب چینی. شبشینا. (دزی ). قطعات چوبی که به سرخی زند و آب جوشانده ٔ آن را چون داروئی در قدیم به کار بردندی وبیشتر با عُشبه توأم کردندی. و آن قطعات بریده ٔ بیخی است چند نیمه ٔ سیبی یا اناری ، خردتر و درشت تر، باسپیدی که به سرخی زند و طبیبان آب جوشانده ٔ آن را بیشتر با عشبه تجویز کنند در مدت سی چهل روز پیاپی.
- چوب چینی ؛ رجوع به چوب چینی در جای خود شود.
- دارچینی ؛ رجوع به دارچینی شود.
- شاه چینی ؛ رجوع به شاه چینی شود.
- ورد چینی ؛ گل سفید. گل مشکین. (از مجمع الخواص ). رفیق عُشبه ٔ صینی. رجوع به چوب چینی شود.

چینی. (ص نسبی ،اِ) نوعی ظرف شکستنی که از گل و به طرز مخصوص سازندو در کوره پزند. سفالینه ای لطیف که اول به چین کردندی و امروز در همه جا سازند و باز بدان نام چینی دهند. ظرف آبگینه که در قدیم از چین می آوردند و بدین سبب به چینی شهرت گرفته است. قسمی ظروف سفالین منقش. ظروف از خاکی مخصوص. ظروف سفالی که با خاک مخصوص پزند و لعاب بر آن دهند. قسمی سفالینه ٔ لطیف :
تا توانی سعی کن از بهر آش
کاسه گر چینی نباشد گو مباش.
نیز رجوع به ترکیب خاک چینی شود.
- چینی بنددار ؛ چینی بندکرده. ظرف چینی شکسته که او را پیوند کرده باشند :
آرند ز صنعت تو اعجاز
در چینی بندکرده آواز.
واله ٔ هروی (در صفت کارگران هرات ).
به آرایش خود چو خیزد گناه
دهد زهد در دیده داد نگاه
به سر بر به یک توبه ٔ استوار
ز قیمت فتد چینی بنددار.
ظهوری.
- چینی رشیدی ؛ قسمی از چینی. (آنندراج ) : اگر چینی رشیدی از قصر برآید بجای رشید خانش می دانند. (ملاطغرا).
- چینی سِوْر ؛ نوع نفیسی از ظرف چینی که در شهر سِور فرانسه کنند.
- چینی فغفوری ؛ نوع نفیسی از چینی. نوعی چینی نفیس. رجوع به فغفوری شود.
- چینی کر ؛ چینی کم آواز که چون بر جدار آن ضربه ای زنند آوازی با زنگ و ممتد برنیارد :
پست گردد چو سخن عیب سخن پردازست
چینی کر لقب چینی کم آوازست.
تأثیر.
- چینی مرغی ؛ نوع نفیسی از چینی با نقش خاص و تصاویر.
- چینی هشترخان ؛ نوعی از چینی که از هشترخان روسیه آرند و نوع پست چینی است.
- خاک چینی ؛ یکی از خالصترین اقسام خاک رس است و بیشتر آن را کائولینیت تشکیل میدهد. این اصطلاح را بعضی مترادف با کائولن بکار میبرند. خاک چینی در سفالگری (خاصه در ساختن چینی های ظریف ) بکار میرود زیرا خوب قالب گیری میشود و ریزدانه است ، و با آتش سفید میگردد. در کاغذسازی نیز موارد استعمال دارد. (از دائرة المعارف فارسی ).

معنی چینی به فارسی

چینی
زبان چینی . زبان مردم چین و آن اصلا زبان یک هجایی است . ارزش دستوری هر (( یک هجایی )) طبق موقع وی در جمله تغیر میکند و بنابرین ممکن است اسم صفت یا فعل گردد . با تشخیص موقع ( یک هجایی ) در جمله و معرفت اصوات مفهوم جمله ها و عبارتها را درک میکنند . یا خط چینی الفبایی که چینیان بکار میبرند و آن طبق روایت اختراع امپراتور چین فوهی است . هر حرف چینی اساسا متشکل است از یک ریشه یا (( کلید )) و یک (( فونتیک )) . امروزه غالبا توافق دارند که همه حروف فرهنگ چینی را از ۲۱۴ کلید استخراج کنند .
ظرفهای که ازخاک کائولن ساخته شودابتدادرچین بود
( صفت ) منسوب به چین . ۱ - از مردم چن اهل چین . ۲ - هر چیز ساخته شده در چین . ۳ - ظرف آبگینه ( که در قدیم از چین می آوردند ) .
نوعی ظرف شکستنی که از گل و به طرز مخصوص سازند و در کوره پزند .
[porcelain] [هنرهای تجسمی] لعابینه ای که در حرارت بالا پخته می شود و به دلیل ظرافت لعاب کاری شفافیت پوسته های صدفی را پیدا می کند
[ گویش مازنی ] /chiney/ از توابع دهستان جنت رودبار شهرستان تنکابن
آموخت. از مردم چین . که دانند. چینی تعلیم کند .
دهیست جزئ دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز .
کاسه دوختن . بهم پیوستن قطعات کاسه و بشقاب شکسته و امثال آن با بند های کوچک فلزی .
عمل چینی بند زن . طبق بندی .
کاسه بند . کاسه دوز . شعاب . که قطعات شکسته چینی و سفال را کاسه بند های کوچک فلزی بهم متصل کند . طبق بند .
دهیست از دهستان شهریاری بخش چهار دانگه شهرستان ساری .
[buffet, sideboard] [عمومی] نوعی قفسه که لوازم و ظروف غذاخوری را در آن جای دهند
محلی در راه رامسر به رشت .
[ گویش مازنی ] /cheni chesh/ چشم زاغ – چشم رنگی و مروارید گون
اسم محلی است در اصفهان از یک سمت جنب عمارت دولتی و از طرفهای دیگر پشت بازار مسگر ها و میدان شاه واقع است .
[سراميک] ← چینی شیشه ای
[سراميک] ← چینی شیشه ای بهداشتی
آنکه چینی سازد . که ساختن ظروف لعابدار از خاک چینی کار دارد . که کارش ظروف لعابدار ساختن از خاک چینی است .
هنر یا صنعت ساختن ظروف و اشیائ لعابدار از خاک چینی .
[vitreous china, vitreous product, vitreous ceramic] [سراميک] سرامیک افزاری (ceramic ware) لعاب دار یا بدونِ لعاب با قدرت جذب آب کمتر از 0/3 درصد که به دلیل شیشه ای شدن کاملاً متراکم است متـ . چینی زجاجی
[vitreous china sanitaryware] [سراميک] سرامیک افزاری (ceramic ware) بسیار مقاوم که از آن در ساخت لوازم بهداشتی استفاده می شود متـ . چینی زجاجی بهداشتی
دارای طراز چینی . با طراز چینی . با زینت و آرایش چینی .
دارای ناز و کرشم. چینی . با کرشمه و غنج و دلال چون چینیان .
که آفریننده آن چینی باشد . که از مردم چین آنرا ساخته و پرداخته باشد . یا مجازا زیبا نگار چینی .

معنی چینی در فرهنگ معین

چینی
(اِ.) نوعی از گل نسرین .
(ص نسب .) ۱ - اهل چین . ۲ - هر چیز ساخته شده در چین . ۳ - ظروف آبگینه که در قدیم از چین می آوردند.
( ~.) [ ع - فا. ] (حامص .) توطئه .
( ~.) [ ع - فا. ] (حامص .) ذکر مقدمه برای مطلبی یا انجام کاری .

معنی چینی در فرهنگ فارسی عمید

چینی
۱. مربوط به چین.
۲. از مردم چین.
۳. تهیه شده در چین.
۴. (اسم) ظرف هایی که از خاک مخصوصی موسوم به کائولن ساخته می شود. &delta، چون این خاک ابتدا در چین به دست آمده به این اسم نامیده شده.
۵. (اسم) نوعی خاک از اقسام خاک رس که بیشتر آن از کائولینیت تشکیل یافته و چون خوب قالب گیری می شود و با پخته شدن در آتش سفید می شود، برای ساختن ظروف به کار می رود.
ساختن و فراهم کردن دستاویز و بهانه برای گرفتار کردن و به زحمت انداختن کسی، فتنه انگیزی.
شغل و عمل حروف چین.
خبرکشی، نمامی، دوبه هم زنی.
عصارۀ گیاهی که در چین می روید. خشک شدۀ آن را در طب قدیم برای تخفیف درد و ورم روی عضو می مالیدند.
ذکر مقدمه برای بیان مطلبی.

چینی در دانشنامه اسلامی

حدید چینی نام نوعی سنگ می باشد که از آن به مناسبت در باب صلات نام برده اند.
حدید چینی به گفته بعضی، سنگی است سیاه و سفید که از آن نگین می سازند. گفته دیگر آن است که حدید چینی همان خماهن یا خماهان است، که سنگی است بسیار سخت و تیره رنگ، مایل به سرخی و گویند نوعی آهن است.
انگشتری و حدید چینی
به انگشت کردن انگشتری حدید چینی مستحب است، لیکن در نماز از به دست کردن خماهان نهی شده است.



چینی در دانشنامه ویکی پدیا

چینی
سرامیک چینی: به فراورده های سرامیکیِ زجاجی و سفید، اعم از لعابدار و بدون لعاب، اطلاق می شود.
چینی: به معنی اهل کشور چین؛ کسی که اهل کشور چین باشد.
چینی (فیلم)، فیلم ژان لوک گدار
چینی (دهانه)، دهانه ای در ماه
چینی (لالی)، روستایی در خوزستان
زبان های چینی به ویژه زبان ماندارین
حروف چینی
آشپزی چینی
چینی (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
چینی (به فرانسوی: La Chinoise) فیلمی است ساختهٔ ژان-لوک گدار، کارگردان فرانسوی، محصول سال ۱۹۶۷.
۳۰ اوت ۱۹۶۷ (۱۹۶۷-08-۳۰) (فرانسه)
داستان چینی در پاریس در سال ۱۹۶۷ اتفاق می افتد. ورونیک (آن ویازمسکی)، گیوم (ژان پیر لئو)، هنری (میشل سمنیاکو)، ایوان (ژولیت برتو)، کیریلف (لکس دو بریژین) گروهی دانشجو هستند که تعطیلات تابستانی شان را در آپارتمان پدر و مادر ثروتمند یکی از رفقایشان می گذرانند. آن ها تمام مدت به مطالعه متون سیاسی و بحث و جدل با یکدیگر مشغولند و می خواهند بدانند چطور می شود آموزه های مائو تسه تونگ را در زندگی به کار بست. پس از خواندن مقاله هایی که خشونت را به منظور رسیدن به انقلاب مجاز می دانند، تصمیم می گیرند قتلی سیاسی مرتکب شوند. همه به جز هنری موافقند. دانشجویان هنری را از گروه اخراج می کنند. قرار می شود ورونیک شخص مورد مظرشان را بکشد اما اشتباهی پیش می آید و مرد بی گناهی کشته می شود. کیریلف به قتل اعتراف می کند و خودش را می کشد. با پایان تعطیلات، راه اعضای گروه از هم جدا می شود. هر کس باور دارد که قدمی به تصور خود از انقلاب نزدیک تر شده است.
چینی حتی در میان آثار موج نوی فرانسه رادیکال محسوب می شد، اما با اتفاقات زمانه خود تناسب بسیار داشت. از اواسط دهه ۶۰ میلادی دوره تغییرات اجتماعی بنیادین و تنش های سیاسی در جاهای مختلف جهان آغاز شد: از جنگ ویتنام، تیره تر شدن روابط روسیه و غرب، انقلاب فرهنگی چین و تآثیرات آن بر کشورهای خاور دور گرفته تا افزایش تنش ها میان دولت فرانسه و کارگران بخش عمومی و دانشجویان که در سال بعد به تظاهرات ملی و شورش منجر شد. چینی که در سال ۱۹۶۷ ساخته شد، پیش گویی وضعیتی بود که در مه ۱۹۶۸ فرانسه رخ داد.
چینی (لالی)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لالی در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سادات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۱ نفر (۳۶خانوار) بوده است.
چینی آرواره (نام علمی: Huaxiagnathus) نام یک سرده از تیره آراسته آروارگان است.
چینی آمریکایی ها (انگلیسی: Chinese Americans) شامل چینی های متولد آمریکا و آمریکایی هایی می شود که تبارشان به طور کامل یا بخشی چینی است. چینی آمریکاییان یکی از گروه های چینیان خارج از کشور و همچنین زیرگروهی از آمریکایی های آسیایی شرقی هستند که خود نیز زیرگروهی از آسیایی آمریکایی ها است. بسیاری از چینی آمریکایی ها مهاجرین از سرزمین اصلی چین، هنگ کنگ، ماکائو، تایوان، و نیز از دیگر مناطق دارای پراکنش چینی ها، خصوصاً آسیای جنوب شرقی و بعضی کشورهای دیگر غربی چون کانادا، بریتانیا، استرالیا، نیوزیلند، و برزیل و و اخلاف آنان هستند.
روابط ایالات متحده آمریکا - چین
جماعت چینی آمریکایی بزرگترین جماعت چینی خارج از کشور خارج از آسیا و پس از جماعت های چینی در تایلند و مالزی بزرگترین جماعت چینی خارج از کشور در جهان است. جماعت چینی آمریکایی بزرگترین گروه قومی آسیایی آمریکایی است و ۲۵٫۹ درصد از جمعیت آسیایی آمریکایی را تشکیل می دهد. آمریکاییان با تبار چینی، چه کامل چه جزئی ۱٫۲ درصد از کل جمعیت آمریکا را در سال ۲۰۱۰ به خود اختصاص می دادند که در حدود ۳٫۸ میلیون نفر بود. در ۲۰۱۰ نیمی از چینی آمریکاییان در دو ایالت کالیفرنیا و نیویورک زندگی می کردند.
ادیان چینی آمریکایی ها (2012)
جماعت چینی آمریکایی در این که اکثریت چینی آمریکایی ها دارای گرایش دینی نیستند با بقیه آمریکاییان متفاوتند. ۵۲٪ آنان گفته اند که گرایش دینی ندارند که این رقم برای میانگین آسیایی آمریکایی ها ۲۶٪ و میانگین ملی ۱۹٪ است.
ماندارین استاندارد یا چینی استاندارد (Standard Chinese)، که بر پایهٔ لهجه پکنی (لهجه ای که در پکن صحبت می شود) بنا شده است. ماندارین استاندارد به عنوان زبان رسمی جمهوری خلق چین و زبان رسمی جمهوری چین (تایوان) و یکی از چهار زبان رسمی سنگاپور مورد استفاده قرار می گیرد. این زبان یکی از ۶ زبان رسمی سازمان ملل می باشد. در محاوره روزمره منظور از ماندارین، زبان چینی استاندارد است نه زبان ماندرین که خود خانواده ای از زبان ها را پوشش می دهد.
Chinese
زبان ماندارین
Beijing dialect
Standard Chinese
سینوپتروس (نام علمی: Sinopterus) نام یک سرده از زیرراسته بال انگشتی سانان است.
چینی بلاغ یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان عباس غربی بخش تیکمه داش شهرستان بستان آباد واقع شده است
چینی بیدادگر (نام علمی: Sinotyrannus) نام یک سرده از تیره پیشاشاخ خزندگان است.
چینی پراکاش (انگلیسی: Chinni Prakash) یک طراح رقص، کارگردان فیلم، هنرپیشه، کارگردان هنری، فیلم نامه نویس اهل هند است. وی همچنین برنده جوایزی همچون جوایز فیلم فیر شده است.
C.Leela (هنرپیشه در دهه ۱۹۵۰) (مادر)
آبدزدک چینی (نام علمی: Gryllotalpa chinensis) نام یک گونه از سرده آبدزدک ها از خانواده آبدزدکان است.
آبلیای چینی (نام علمی: Abelia chinensis) نام یک گونه از سرده آبلیا است.
آخوندک چینی (نام علمی: Tenodera sinensis) نام یک گونه از تیره آخوندکان است که زیستگاه اصلی آن، شرق آسیا و جزایر پراکندهٔ اطراف آن است.
آخوندک چینی معمولاً صید پرندگان، زنبور سرخ آسیایی و سایر گونه های آخوندک می شود.
آشپزی آمریکایی چینی به شیوه و سبک آشپزی می گویند که در رستورانهای چینی ایالات متحده آمریکا مرسوم است. این سبک آشپزی با ذائقه غربی سازگاری دارد و با آشپزی اصلی و ملی چین تفاوت قابل توجهی دارد. در قرن نوزدهم میلادی در آمریکا، رستوران های کانتونی چینی گسترش و توسعه پیدا کردند. آشپزهای چینی برای همسان سازی غذاهای چینی و ذائقه آمریکایی، تغییراتی را در غذاهای چینی به وجود آوردند. نخستین غذاهای چینی برای کارگران راه آهن ایالات متحده آمریکا طبخ شد، این غذاها در شهرک هایی تهیه می شد که مردم آنجا اطلاعاتی راجع به غذای چینی نداشتند. سالاد مرغ چینی در رستوران های آمریکا   خوراک مرغ و کنجد   غذایی طبخ شده چینی در آمریکا شامل سیر، مرغ و برنج سرخ شده   نودل چو مین در رستوران های آمریکا   نودل چینی شاهه فن در رستوران های آمریکا که با برنج تهیه می شود   شیرینی خوش بختی   خوراک چیکن فینگر   خوراک مرغ کاشو   بوفه چینی دریک رستوران چینی در آمریکا
سالاد مرغ چینی در رستوران های آمریکا
خوراک مرغ و کنجد
غذایی طبخ شده چینی در آمریکا شامل سیر، مرغ و برنج سرخ شده
آشپزی چینی به آشپزی ای اطلاق می شود که در کشور چین مرسوم بوده است. این آشپزی یکی از سه مکتب مادر آشپزی جهان است. از ویژگی های خاص این آشپزی می توان به خرد کردن اجزاء غذا به طوری که هنگام صرف غذا نیاز به بریدن آن ها نباشد، کم پختن اجزاء غذا و طبخ جداگانهٔ اجزای غذا خصوصاً سبزیجات اشاره کرد. آشپزی در مناطق مختلف چین به شیوه های متفاوت انجام می شود.
تختهٔ آشپزی
ساطور سبک و تیز
بخارپز چوبی
واک
تفت دادن آشناترین روش پخت وپز چینی است. در این روش محتوایات غذا را به برای مدت کوتاه در روغن داغ چرخ می دهند. هنگام تفت دادن معمولاً تره بار آبدار و گوشت را جدا از سایر مواد تفت می دهند. گوشت، مرغ، ماهی، و انواع تره بار مانند سیر، پیاز، کرفس، فلفل سبز، جوانهٔ ماش، کدو از جمله موادی است که با این روش پخته می شود.
بخار پز کردن یکی دیگر از روش های متداول در آشپزخانه های چینی است. برای بخارپز کردن معمولاً از ظرف های چوبی استفاده می شود. غذاهای بخارپز شده با انواع و اقسام سس صرف می شود.
مرغ، گوشت یا ماهی بلوری با روش خاص دیگری در آشپزی چینی پخته می شود. در این روش مادهٔ مورد طبخ در دیگ آب جوشی می اندازند. پس از یک یا دو دقیقه جوش زدن زیر دیگ را خاموش می کنند و مادهٔ مورد طبخ را پس از سرد شدن تکه تکه کرده، در ظرف می کشند.
سمبوکاس جاوانیکا (نام علمی: Sambucus javanica) نام یک گونه از سرده آقطی است.
آلبالوی چینی یا گیلاس ترش چینی (به انگلیسی: Chinese sour cherry) یا (به انگلیسی: false cherry) در ژاپن شینامی-زاکورا (به ژاپنی: 支那実桜 シナミザクラ shinami-zakura) یا کارامی-زاکورا (به ژاپنی: 唐実桜 カラミザクラ) نام علمی (Cerasus pseudocerasus(Lindley)G.Don) نام یک نوع درخت گیلاس خودرو است. این درخت برگریز در اصل یکی از درخت های چین بوده است. در ژاپن از قدیم برای میوهٔ آن پرورش داده می شود. از مشخصات گل آن پرچم های بسیار بلند آن است. قطر گیلاس آن به ۱٫۵ سانتیمتر می رسد.
تعداد گلبرگ: ۵ عدد
رنگ:صورتی مایل به سفید
قطر گل: ۱٫۸ تا ۲٫۴ سانتیمتر
زمان گل دهی:اواخر مارس اوایل آوریل
محل نمونه:باغ گیاه شناسی کویشیکاوا
در ژاپن به تازگی بخاطر اینکه گل های آن زودتر از سومی-یوشینو شکوفا می شوند به عنوان ساکورای زینتی نیز مورد توجه قرار گرفته است. تا قبل از دوره میجی برای به دست آوردن گیلاس، این نوع درخت پرورش داده می شد ولی پس از آن دوره گونه های منشأ گرفته از گیلاس خودرو از کشورهای خارجی وارد شد و بیشتر مورد توجه و کاشت قرار گرفت. آلبالوی چینی سازگاری بیشتر نسبت به گیلاس خودرو با آب و هوای گرم دارد.
اتاق چینی (به انگلیسی: Chinese Room) یک آزمایش ذهنی است که اولین بار توسط مقاله جان سرل به نام «ذهن ها، مغزها، و برنامه ها» (به انگلیسی: Minds, Brains, and Programs) در مجله «علوم رفتاری و ذهنی» (به انگلیسی: Behavioral and Brain Sciences) در سال ۱۹۸۰ منتشر شد. وی با این سؤال که آیا یک برنامه هوشمند مترجم کامپیوتری که توانایی ترجمه از زبان چینی به زبان انگلیسی را دارد، ضرورتی برای فهم موضوع مورد ترجمه دارد یا خیر، و با تشبیه ذهن به یک برنامه هوشمند کامپیوتری این استدلال را در برابر مواضع فلسفی کارکردگرایی و نظریه محاسباتی ذهن که در آنها، ذهن به عنوان یک محاسبه گر یا دستکاری کنندهٔ نماد عمل می کند، قرار دهد. در واقع نتایج حاصل از آزمایش اتاق چینی حکایت از این دارد که هیچ برنامه ای نمی تواند به کامپیوتر ذهن، فهم یا آگاهی بدهد. حال آن برنامه هر آنچه می خواهد هوشمند باشد و باعث شود کامپیوتر همچون انسان رفتار کند. اگر چه این آزمایش در اصل جوابی برای اظهارات محققین هوش مصنوعی بود، اما این ادعا در برابر اهداف تحقیقات هوش مصنوعی قرار نمی گیرد چرا که این موضوع حدی برای هوشمندی کامپیوتر قائل نیست. همچنین این آزمایش مختص کامپیوترهای دیجیتال است و دامنه آن همه ماشین ها نیستند.
آن هایی که می گویند مهم است چه کسانی در این آزمایش چینی مکالمه کردن را تشخیص می دهند.
آن هایی که می گویند مهم است که نمادها تا چه میزان بی معنی هستند.
آن هایی که می گویند طراحی اتاق چینی نیاز به بازسازی دارد.
آن هایی که می گویند اظهارات جان سرل گمراه کننده است.
آن هایی که می گویند این طراحی و آزمایش براساس فرضیات غلطی بنا شده و در نتیجه اثبات آن صحیح نیست.
چیزی که اولین جرقه مقاله سرل به حساب می آمد این بود: فرض کنید تحقیقات هوش مصنوعی منجر به ساخت کامپیوتری شده است که می تواند زبان چینی را بفهمد. به این صورت که یک سری کاراکتر چینی به عنوان ورودی به آن داده می شود و با پردازشی که برنامه آن کامپیوتر انجام می دهد تعدادی کاراکتر دیگر چینی را خروجی می دهد. سرل می گوید فرض کنید این کامپیوتر به خوبی آزمون تورینگ را پشت سر می گذارد به این معنی که یک فرد چینی زبان متقاعد می شود که این ماشین خود یک فرد زنده چینی زبان است. حال سؤالی که مطرح می شود این است که آیا ماشین مذکور به معنی واقعی کلمه چینی می فهمد یا این فقط یک شبیه سازی از قابلیت چینی صحبت کردن است؟ سرل برای مورد اول از عبارت "هوش مصنوعی قوی" و برای مورد دوم از عبارت "هوش مصنوعی ضعیف" استفاده می کند.
سرل سپس ادامه می دهد: فرض کنید من درون یک اتاق در بسته محبوس شده باشم و یک کتاب به زبان انگلیسی دارم که در آن قواعد و مراحل اجرای یک برنامه کامپیوتری (همان برنامه ای که ماشین به کمک آن قادر است ورودی چینی را به خروجی چینی تبدیل کند) نوشته شده است. حال کسانی که بیرون اتاق هستند یک دسته بزرگ نوشته های چینی به من می دهند. فرض کنید (همان طور که واقعاً این طور است) من چیزی از زبان چینی نمی دانم نه نوشتن و نه خواندن و حتی من مطمئن نیستم که بتوانم بین نوشته های چینی یا زبان هایی شبیه آن مثلاً ژاپنی و شکلک های بی معنی تفاوت قائل شوم. از نظر من نوشته های چینی فقط پر از شکلکهای بی معنی است. با این حال من قادر هستم ورودی که از بیرون اتاق به زبان چینی دریافت کرده ام را به کمک کتاب و مراحل اجرای برنامه گفته شده پردازش کنم و یک یادداشت به زبان چینی را به افراد بیرون اتاق بدهم. او می گوید اگر کامپیوتر اینگونه تست تورینگ را پشت سر گذاشته است (که در صورت پشت سر گذاشتن چنین است) من هم می توانم چنین کاری کنم. حال او بیان می دارد در این آزمایش فرق جدی بین نقشی که کامپیوتر ایفا می کند با نقش او وجود ندارد چرا که هر دو یک سری گام هایی را برمی دارند و در نهایت برداشتی که از کار آن ها می شود این است که آن ها در یک گفتگو شرکت داشته اند. با این حال سرل قادر به فهم مکالمه نیست پس می توان اینگونه ادعا کرد که کامپیوتر نیز چنین است و مکالمه را نمی فهمد. سپس سرل اینگونه قضیه را بیان می کند که بدون "فهم" نمی توان عمل ماشین را "فکر کردن" توصیف کرد پس کامپیوتر نمی تواند فکر کند و در نتیجه نمی توان برای آن ذهن قائل بود. همه صحبت های بالا در نهایت سرل را به این نتیجه رهنمون کرد که فرضیه "هوش مصنوعی قوی" غلط است.
اتاق چینی (و همه کامپیوترهای مدرن) برای انجام محاسبات و شبیه سازی ها، اشیا فیزیکی را دستکاری می کنند. محققان هوش مصنوعی، آلن نیوول (به انگلیسی: Alan Newell) و هربرت الکساندر سیمون (به انگلیسی: Herbert Simon) به این نوع از ماشین «سیستم نماد فیزیکی» می گویند. همچنین این سیستم با سیستم صوری (به انگلیسی: formal systems) در منطق ریاضیات معادل می باشد. سرل بر روی این حقیقت تأکید دارد که این نوع از دستکاری نماد دستوری(syntactic) است (با قرض گرفتن این واژه از مطالعات گرامری). CPU نمادها را بدون هیچ علمی از معنای(semantics) نمادها، با استفاده از نوعی قواعد دستوری دستکاری می کند.
ادیان عامیانه چینی یا ادیان سنتی چینی (چینی سنتی: 中國民間宗教 or 中國民間信仰; چینی ساده: 中国民间宗教 or 中国民间信仰; پین یین: Zhōngguó mínjiān zōngjiào or Zhōngguó mínjiān xìnyăng), که گاه شِنیسم نامیده می شود(pinyin: Shénjiào, 神教) مجموعه ای از ادیان قبیله ای سنتی قوم هان در چین هستند. ادیان عامیانه چینی در اصل به پرستش شِن (神, shén; «الوهیت»، «ارواح», «آگاهی») می پردازد که می تواند خدایان طبیعت، خدایان مدنی، و خدایان محافظ باشد.
Shenism (神教، Shénjiào).
ارس چینی (نام علمی: Juniperus chinensis) نام یک گونه از سرده ارس است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چینی در دانشنامه آزاد پارسی

چینی (Chinese)
گروه های بومی ساکن چین و تایوان و دیگر کسان با تبار چینی. چینی ها بیش از ۲۵ درصد کل جمعیت جهان را تشکیل می دهند. زبان چینی (یا ماندارین) رایج ترین زبان از خانوادۀ زبان های چینی ـ تبتی است. سنت های چینی بسیار باستانی اند و تعداد زیادی از آن ها لااقل به ۳ هزار سال پیش از میلاد می رسند. ازجملۀ این سنت ها می توان به گستره ای از فلسفه ها و ادیان، ازجمله آیین کنفوسیوس، آیین تائو، و آیین بودا، اشاره کرد. تقدیس نیاکان، و همچنین وجود روستاهای پدرتبار، از مشخصات دیرپای فرهنگ چینی بوده اند. خانواده، گسترۀ واحد سنّتی نظام خویشاوندی چین به حساب می آمده و شکل آرمانی آن گردهم آمدن پنج نسل بود. ازجملۀ تلاش های جدید جمهوری خلق چین می توان به محدودیت اجرای سنت های کهن و محدودکردن تعداد فرزندان به یک نفر برای هر زوج اشاره کرد. اکثریت چینی ها از راه کشاورزی امرار معاش می کنند و به کشت برنج در مزارع آبی در جنوب و ارزن و گندم در شمال مشغول اند. بسیاری از چینی ها نیز در حال حاضر در بخش های تجاری، صنعتی و دستگاه دولت کار می کنند. نوادگان مهاجران چینی در سراسر آسیای جنوب شرقی، نواحی اقیانوس آرام، استرالیا، امریکای شمالی و جنوبی و اروپا دیده می شوند. در چین، اقلیت هایی با زبان های غیرچینی متعلق به خانوادۀ زبان های چینی ـ تبتی (همچون تبتی، همونگ، و جوانگ) نیز وجود دارند. برخی از مردم چین به زبان هایی سخن می گویند که به خانواده های آلتایی (نظیر اویغوری، مغولی و منچو) و هندواروپایی (نظیر روسی) تعلق دارند؛ در شمال شرقی چین، کره ای ها نیز به سر می برند. چینی ها در دوره های طولانی زیر سلطۀ خاندان های مغولی (۱۲۷۱ـ ۱۳۶۸) و منچو (۱۶۴۴ـ۱۹۱۱) بودند.

ارتباط محتوایی با چینی

چینی در جدول کلمات

بازیگر فقید چینی فیلم های رزمی
حیرانی
خرس چینی کمیاب
پاندا
خوشه چینی ادبی
اقتباس
ز انواع کامیون های چینی و روسی که به ایران وارد شده اند و فاقد کیفیت هستند
بیامسی
کارگردان چینی «صخره سرخ» | « تغییر چهره» و «ماموریت غیر ممکن 2»
وو
از انواع کامیون های چینی وروسی که فاقد کیفیت هستند و به ایران وارد می شوند
کاماز
از خودروهای چینی موجود در ایران
لیفان

معنی چینی به انگلیسی

chinese (اسم)
چینی ، چینی ها ، زبان چینی
chinese (صفت)
چینی ، چینی ها
china (صفت)
چینی
porcelain (صفت)
چینی

معنی کلمه چینی به عربی

چینی
خزف , خزفيات , صينيون
صينيون
محصول العنب
آنية فخارية
دبوس
إئتمر إئتمارا ، بيت تبييتا ، تآمرتآمرا
روبارب
صينيون
ثرثرة
خزف , خزفيات
محصول العنب
زبالة

چینی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Morning glory > Indexicality
معصومه ع > exposed
ساره مفیدی > fate overtook
سعید > It's a safe bet!
سعید > I'm toast
سعید > toast
mahdi._vahedi > rell
خاک بر سرت > توفتدن

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ظروف چینی توس   • ظروف چینی تقدیس   • ظروف چینی زرین   • ظرف چینی   • ظروف چینی مقصود   • قیمت سرویس چینی زرین   • ظروف چینی خارجی   • سرویس چینی توس با قیمت   • معنی چینی   • مفهوم چینی   • تعریف چینی   • معرفی چینی   • چینی چیست   • چینی یعنی چی   • چینی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چینی
کلمه : چینی
اشتباه تایپی : ]dkd
آوا : Cini
نقش : صفت
عکس چینی : در گوگل


آیا معنی چینی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )