انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 923 100 1

معنی چین در لغت نامه دهخدا

چین. (اِ) شکن و بهم کشیدگی و ترنجیدگی در پوست روی یا پارچه یا چرم و امثال آنها. آژنگ. (از فرهنگ اسدی نخجوانی ). شکنج. (برهان ) (آنندراج ). یرا. (ملحقات برهان ). انجوغ که بر اندام از لاغری و پیری پیدا آید. (اوبهی ). گره چنانکه در موی یا ابروی. پیچ.گره. (انجمن آرا). انجخ. انجوخ. انجوخه. انکماش. پیچ و تاب چنانکه در زلف. تاب. ترنج. ترنجیدگی. چغل. چوروک. خم. درنوردیدگی. ژنگ. ژول. شکن. طی. غر. کُلچ.کنج. کنجلک. کوس. کیس. لا و تا و تو و بهم کشیدگی چنانکه در پارچه و جز آن. ماز. مطوی. نورد :
اگر ابروش چین آرد سزد گر روی من بیند
که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه.
کسائی.
باد بهاری به آبگیر برآمد
چون رخ من گشت آبگیر پر از چین.
عماره.
به دل پر ز کین و به رخ پر ز چین
فرسته فرستاد زی شاه چین.
فردوسی.
سوی حجره ٔ خویش رفت آرزوی
ز مهمان بیگانه پرچین به روی.
فردوسی.
پذیره شدندش پر از چین به روی
سخنها نرفت ایچ بر آرزوی.
فردوسی.
ز بس پیچ و چین تاب و خم زلف دلبر
گهی همچو چوگان شود گاه چنبر.
فرخی.
معشوق او بتی که دل اندر دو زلف او
گم کرده از خم و گره و تاب و پیچ و چین.
فرخی.
هیبت شمشیر او بر کشوری گر بگذرد
روی برنایان کند چون روی پیران پر ز چین.
فرخی.
پر از چین زلف و رخ پرنور گویی
نبستندی مشاطه چینیانت.
ناصرخسرو.
برجستن مراد دل ای مسکین
چوگانت گشت پشت و رخان پرچین.
ناصرخسرو.
بدو گشت دینار چین دست سائل
وز آن شرم شد روی دینار پرچین.
سوزنی.
خط مسلسل او هرکه دید پندارد
که زلف لعبت چین است کرده چین بر چین.
سوزنی.
ز آتش دلها صبا سوخته شد سربسر
تا به سر زلف تو کرد گذر چین به چین.
خاقانی.
مرگ است چهره شوی حیات تو همچو می
می بر کف است چهره پر از چین چه مانده ای.
خاقانی.
همه ترکان چین بادند هندوش
مباد از چینیان چینی بر ابروش.
نظامی.
گره بر گره چین زلفش چو دام
همه چینیان چین او را غلام.
نظامی.
گر سخن گویم ز چین زلف تو
از سر کین چین در ابروی افکنی.
عطار.
چون چین قبا بهم درافتند
عشاق ، چو کژ نهی کلاهت.
عطار.
همه عالم صنم چین بحکایت گویند
صنم آنست که در هر خم زلفش چین است.
سعدی (بدایع).
هندوی چشم مبیناد رخ ترک تو باز
گر به چین سرزلفت بخطا مینگرم.
سعدی (طیبات ).
بتی دارم که چین ابروانش
حکایت میکند بتخانه ٔ چین.
سعدی (طیبات ).
در چین زلفش ای دل مسکین چگونه ای
کآشفته گفت باد صبا شرح حال تو.
حافظ.
چین نپسندیدش بچهره اگرچه
شاهد غضبان بود ز ننگ مبرا.
قاآنی.
غضن ؛ چین پیشانی و جامه. (دهار).
صاحب آنندراج گوید: نقش مراد و آیه ٔ عذاب و مسطر و سطر و مد احسان و مد انعام و لب و جوهر و تیغ و ماه عید و شیرازه ٔ دل بیدار، کمند غنچه و رگ تلخی از صفات و تشبیهات کلمه ٔ چین و شواهد ذیل را بر آن اقامه کند :
آن گل چو در عرق شود از آتش عتاب
چین جبین او رگ تلخی است درگلاب.
حاجی طالب نصیب.
گرچه مسطر مانع از جولان نگردد خامه را
خشک می گردد نگاه از جبه ٔ پرچین تو.
صائب.
تیغ ابروی ترا جوهر چین می بایست
رقم ناز بر آن لوح جبین می بایست.
صائب.
موج لطف از جوهر تیغ عتابش می چکد
غنچه ٔ چین جبینش از تبسم ناز داشت.
بیدل.
و نیز گوید که این کلمه با لفظ گشادن و شکفاندن و خوردن و بردن و برداشتن و برخاستن و ریختن و رستن و نشستن مستعمل است. رجوع به شواهد کلمه و نیز رجوع به این ترکیبات در ردیف خود شود.
- ابرو پرچین گشتن ؛خشمگین شدن. غضبناک شدن. تند شدن به نشانه ٔ عدم رضایت :
همه زرد گشتند و پرچین به روی
کسی جنگ دیوان نکرد آرزوی.
فردوسی.
- با رخ پرچین ؛ با چهره ٔ پرشکنج و تاب. انجوخیده. چروکیده. ترنجیده. درهم کشیده. با چهره ٔ پرشکنج :
زین عید عدو را غم و اندوه و ترا لهو
تو با رخ چون لاله و او با رخ پرچین.
فرخی.
- بچین ؛ دارای چین. باآژنگ. چین پیدا کرده :
موی سپید و روی سیاه و رخ بچین
بر زینت صدف شده و گشته کآینه.
شهید.
- برو (یا) ابرو پر از چین کردن ؛ خشمگین شدن :
برو پر ز چین کرد نوشین روان
شگفت آمدش کار هر دو جوان.
فردوسی.
ز گفتار کسری سرافراز مرد
برو پر ز چین کرد و رخسار زرد.
فردوسی.
- || بقصد صلابت تند شدن و حالت غضب بخود گرفتن :
بفرمود تا رخش را زین کنند
سواران بروهاپر از چین کنند.
فردوسی.
- پاچین ؛ نوعی جامه ٔ زنانه. رجوع به پاچین شود.
- پُرچین ؛ با چین و خم فراوان. بسیار لا و تا. با شکنج بسیار. چین چین. خم اندر خم :
مپرس از من حدیث زلف پرچین
مجنبانید زنجیر مجانین.
شبستری.
- چهره پر از چین ؛ ترشرو :
مرگ است چهره شوی حیات تو همچو می
می بر کف است چهره پر از چین چه مانده ای.
خاقانی.
- چین از ابرو گشودن ؛ بر سر مهر و ملایمت آمدن با فرونشاندن غضب :
چین ز ابروی گره گیر تو خط هم نگشود
تا قیامت نشود نرم کمانی که تراست.
صائب.
- چین از پیشانی کسی گشادن ؛ چهره ٔ کسی را به خنده گشادن. کسی را خندان روی کردن. خنده به لب کسی آوردن :
ز بس خسروی خوان که در چین نهاد
ز پیشانی چینیان چین گشاد.
نظامی.
- چین از چهره گشادن ؛ خندان روی شدن :
بانوی چین ز چهره چین بگشاد
وز رطب جوی انگبین بگشاد.
نظامی.
- چین از میان ابروی کسی بیرون بردن ؛
کسی را شاد و خوش دل کردن. افسردگی از کسی دورکردن :
خوبگوئی ای پسر بیرون برد
از میان ابروی دشمنت چین.
ناصرخسرو.
- چین بر ابرو انداختن ؛ اخم کردن. پیشانی در هم کشیدن. چین و شکن بر جبین آوردن. رو ترش کردن. خشمناک شدن. خشمگین شدن.
- چین بر ابرو اندر آوردن ؛ سخت برآشفتن :
دلش پر ز درد و سرش پر ز کین
بر ابرو ز خشم اندر آورد چین.
فردوسی.
- چین بر ابرو برآوردن ؛ ابروان درهم کشیدن. بهم برآمدن. آشفته شدن. غضبناک شدن :
مکن ترکی ای ترک چینی نگار
بیا ساعتی چین بر ابرو میار.
نظامی.
- چین بر ابرو زدن ؛ گره بر ابرو آوردن. ابروان درهم کشیدن
- || بهم برآمدن. آشفته شدن :
دست او را برگرفتم چین بر ابرو زد سپهر
گفت ای بیهوده گو از ژاژخائی شرم دار.
قاآنی.
- چین بر ابرو سرشتن ؛ گره برابرو آوردن. مجازاً خشمگین شدن :
سوی چین شد بر ابرو چین سرشته
اذا جاء القضا بر سر نوشته.
نظامی.
- چین بر ابرو فتادن ؛ به خشم آمدن.
- || کنایه از تنگدل شدن. غمناک شدن. محزون گشتن.
- چین بر ابرو فکندن ؛ روی درهم کشیدن. در غضب شدن. (برهان ) (آنندراج ).
- || کنایه از پیر شدن. (برهان ) (آنندراج ).
- چین بر ابرو نیفتادن ؛ افسرده نشدن. تحمل کردن. پایداری و استقامت ورزیدن :
هزار سنگ پریشان بی گنه بخورم
که اوفتاده نبینی بر ابروان چینم.
سعدی.
- چین بر جبین آوردن ؛ اخم کردن. رجوع به اخم کردن شود.
- چین بر چهره آوردن ؛ رو ترش کردن.خشمگین شدن.
- چین بر چین ؛ مجعد. تابدار. پرتاب. خم اندر خم. چین چین :
خط مسلسل او هر که دید پندارد
که زلف لعبت چین است کرده چین بر چین.
سوزنی.
- چین به ابرو زدن از کسی ؛ خشم نمودن به کسی. نمودن که با او بر سر غضب و دشمنی است :
بفرمود تا کوس رویین زنند
به ابرو در از چینیان چین زنند.
نظامی.
- چین به ابرو فکندن ؛ رو ترش کردن. اخم کردن.
- || کنایه از پیر شدن است.
- چین به چهر آوردن ؛ به نشانه ٔ خشم یا ملال ابرودر هم کشیدن :
نباید که جز داد و مهر آوریم
وگر چین ز کاری بچهر آوریم.
فردوسی.
- || روی درهم کشیدن. اخم کردن. کنایه از مخالف شدن باشد. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). تند گشتن. خشمگین شدن. غضبناک شدن :
و دیگر بجائی که گردان سپهر
شود تند و چین اندر آرد به چهر.
فردوسی.
- چین به چهره افکندن ؛ رو ترش کردن. روی درهم کشیدن. اخم کردن. رجوع به اخم کردن شود.
- چین به چین گذر کردن ؛ گذشتن از لابلای چیزی. خم به خم عبور کردن. از هر چین و شکن گذشتن :
زآتش دلها صبا سوخته شد سربسر
تا به سر زلف توکرد گذر چین به چین.
خاقانی.
- چین پیشانی ؛ فرورفتگیها و خطها که در پوست پیشانی به علت بالا رفتن سن و یا اخم کردن و خشمگین شدن پیدا شود. شکنج رخسار. خطوط جبهه از پیری یاخشم :
کسی که تشنه لب ناز تست میداند
که موج آب حیاتست چین پیشانی.
عرفی.
- چین چین ؛ پر از چین. جامه و مانند آن که چین بسیار داشته باشد. رجوع به همین ترکیب در ردیف خود شود.
- چین جبین و چین پیشانی و چین ابرو ؛ خطوطی که در هنگام بی دماغی و اخم رویی بر پیشانی و ابرو می افتد :
کسی که تشنه لب ناز تست می داند
که موج آب حیاتست چین پیشانی.
عرفی.
عتاب و ناز و دشنامش چه خواهد بود حیرانم.
پریرویی که باشد چین ابرو مد احسانش.
صائب.
- چین در ابرو انداختن از کسی ؛ از کسی ناخشنودشدن. خشم گرفتن :
ز کس چین در ابرو نینداختی
ز بازی به تندی نپرداختی.
سعدی.
- چین در ابرو فکندن ؛ تند شدن. خشمگین شدن. غضبناک شدن :
گر سخن گویم ز چین زلف تو
از سرکین چین در ابروی افکنی.
عطار.
- چین در جبین داشتن ؛ سخت خشمگین بودن. خشم آوردن. به حالت غضب در بودن :
شده تند کاووس و چین در جبین
شده راست مانند شیر عرین.
فردوسی.
- چین در چین ؛ شکن در شکن. خم اندر خم :
همه گره گره است آن دو زلف چین درچین
گره به غالیه و چین به مشک ناب عجین.
فرخی.
- چین قبا ؛ شکن و ته جامه :
کلاه گوشه ٔ خصم تو گر بیند چرخ
بهم فروشکند طاق در چو چین قبای.
سپاهانی.
- چین قبا در هم افتادن ؛ با هم دست به گریبان شدن.
- خم و چین بر ابرو بودن از کسی ؛ از او متنفر و دل نگران و خشمگین بودن. از او ناخشنود بودن :
حاسدم گوید ببردی دوستانم را ز من
دوستان راخود بر ابرو بود از او خم و چین.
منوچهری.
- رخسار پر از چین گشتن ؛ پرچین شدن چهره.
- || کنایه از پیر و ناتوان شدن.
- روی پرچین کردن ؛ خشم و غضب آوردن.
- || انجوخیده و پرشکنج ساختن روی همانند روی پیران. ترنجیده کردن پوست رخسار :
هیبت شمشیر او بر کشوری گر بگذرد
روی برنایان کند چون روی پیران پر ز چین.
فرخی.
- روی و جبین پرچین کردن ؛ روی ترش کردن به علامت عدم رضایت و ناخشنودی :
سوی چین دین من راه بیاموزم
مر ترا،گر نکنی روی و جبین پرچین.
ناصرخسرو.
- زلف پرچین ؛ موی پرشکن. زلف خم اندرخم. گیسوی پرتاب.
- زلف چین در چین ؛ زلف خم اندر خم. زلف گره در گره :
همه گره گره است آن دو زلف چین در چین
گره به غالیه و چین به مشک ناب عجین.
فرخی.
- کمرچین ؛ نوعی جامه ٔ زنانه. رجوع به کمرچین شود.
|| در گیاه شناسی ، فرورفتگی ها و روزنه هائی که به اشکال گوناگون درسطح دانه ٔ گرده بواسطه ٔ ضخیم شدن سانتریفوژ پیدا میشود و به این ترتیب غشاء دانه ٔ گرده یکنواختی خود را از دست میدهد. (گیاه شناسی حبیب اﷲ ثابتی ص 466). || در زمین شناسی ، خمی در سنگهای چینه ای (مطبق ). علت مستقیم پیدایش چین ها فشارهای جانبی قشر جامد زمین است. بعضی از چینها کم دامنه اند و میتوان آنها را مستقیماً مشاهده کرد، ولی اغلب آنها بقدری وسیع و سنگهای آشکار آنها بقدری متفرقند که تشخیص چین مستلزم بررسی پهنه های نسبتاً وسیع و تطبیق کردن طبقات سنگهاست. طبقه ای از سنگ را که به صورت تاق (طاق ) چین خورده باشد، تاقدیس و آن را که به صورت جام چین خورده باشد، ناودیس میخوانند. تاقدیس شکنجی تاقدیس بزرگی است که پهلوهایش خود مرکب از تاقدیس ها و ناودیسها باشد. تعریف ناودیس شکنجی بهمین قیاس است چین ها غالباً در زیر سطح زمین و از نظر پنهانند ولی فرسایش ممکن است آنها را آشکار سازدمثلاً سر یک تاقدیس ممکن است طوری سائیده شود که فقطپهنه ٔ همواری باقی بماند، و حتی در نتیجه ٔ متلاشی شدن سنگهای نزدیک سطح زمین و سایش زمین بواسطه ٔ عوامل مختلف طبیعی : آفتاب ، باد، باران ، یخبندان ، آبهای جاری ، یخهای متحرک و دریا. ممکن است باقیمانده ٔ یک تاقدیس پایین تر از سطح یک ناودیس قرار گیرد.
- چین بادبزنی ؛ با تاها و لاهای موازی و متعدد.
- چین برگشته ؛ چینی است که در نتیجه ٔ زیادتی فشار بر یک پهلو یکی از دو پهلو روی دیگری قرار گرفته باشد. (دایرة المعارف فارسی ).
- چین پسین ؛ چین خوردگی دوم بیخ حلق.
- چین پیشین ؛ یکی از چین خوردگیهای بیخ حلق که به آخر زبان متصل می شود.
- چین تک شیب ؛ چینی است که فقط یک پهلو داشته باشد.
- چین خوابیده ؛ چین برگشته ای است که پهلوهای آن افقی قرار گرفته باشد.
- چین سُرین ؛ قسمتی که برآمدگی سرین را از سطح خلفی ران جدا میکند. چین سرین به کنار تحتانی عضله ٔ سرینی بزرگ مربوط نیست زیرا کنار تحتانی این عضله مایل است در صورتی که چین سرین افقی میباشد و عبارت از نوار لیفی است که به برجستگی ورکی میچسبد ابتدا به داخل متوجه می شود و کنار عضله ٔ سرینی بزرگ را دور میزند و بعد به طور افقی به خارج میرود و الیاف عضلانی را قطع میکند در این محل پوست به نوار لیفی مذکور می چسبد و چین افقی سیرش را میکند. (کالبدشناسی هنری چ کیهانی ص 106).
- چین گسیخته ؛ چین نامنظم و با فواصل درشت.
- چین منگل ؛ چینی که به طور قائم در کنار چشم زردپوستان قرار دارد و تکمه ٔ اشکی را که در زاویه ٔ داخلی میان دو پلک در دریاچه ٔ اشکی قرار دارد پوشیده می دارد. (کالبدشناسی هنری چ کیهانی ص 145).
- چین همخواب ؛ چینی است که دو پهلویش همشیب و موازی باشد.

چین. (اِ) حاصل چیدن. (یادداشت مؤلف ). یک بار چیدن. یک دفعه بریدن سبزیهائی که چند بار توان چیدن. یک بار درو. حصاد،چین اول تره و یونجه و امثال آن : چین دوم شبدر. تره هشت چین دارد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به درو شود.
- شاه چین ؛ آن نوبت از چیدن که به فراوانی و کمال از دیگر نوبتها برتر بود.
|| چیده. چیده شده.
- ته چین ؛ چیده شده دربن و زیر چیزی.
- || نوعی پلو با گوشت و ماست و زعفران.
- دارچین ؛ چیده شده از درخت.
- دست چین ؛ چیده شده با دست سلامت میوه و دقت را.
- سبدچین ؛ چیده شده در سبد.
- سنگ چین ؛ به سنگ برآورده.
- شب چین ؛ چیده شده به گاه شب.
- صبح چین ؛ چیده شده به صبح. از بوته یا شاخه جداشده به وقت صبح.

چین. (نف ) مخفف چیننده. رجوع به چیننده و نیزرجوع به ترکیبات ذیل در معانی و ردیفهای خود شود.
- پاورچین پاورچین رفتن ؛ قدم آهسته و یواش رفتن. با تأنی و طمأنینه رفتن. آهسته و بی صدا گام برداشتن.
|| برگزیننده. انتخاب کننده.
- دست چین کردن ؛ انتخاب و به گزین کردن.
- شاه چین ؛ که انتخاب احسن کننده. به گزین.
- گل چین ؛ انتخاب کننده. برگزیننده.
- || باغبان. که گل از شاخه بازکند.
- گل چین کردن ؛ انتخاب کردن.برگزیدن.
- گل چین گل چین ؛ خرامان خرامان. رفتاری به تأنی و ناز. رفتنی به ناز و با خرام.
- نکته چین ؛ بیرون کشنده ٔ دقایق و لطایف کلام.
- یکه چین کردن ؛ انتخاب احسن کردن. به گزینی. || گزارنده. بیرون کشنده.
- خبرچین ؛ خبربر. دو به هم زن.
- سخن چین ؛ غماز :
سخن چین کند تازه جنگ قدیم
به خشم آورد نیکمرد سلیم.
سعدی.
|| جذب کننده.بخودکشنده. چنانکه پارچه ٔ پرزدار یا کاغذ آب خشک کن.
- آب چین ؛ که آب بر خود گیرد. (کاغذ. پارچه ).
- خوی چین ؛ عرق گیر.
- عرق چین ؛ عرق گیر.
- || نوعی کلاه بی لبه که فرق سر را پوشاند. رجوع به عرق چین شود.
|| که چیزها را با نظم و ترتیب روی هم یا در کنار هم گذارد. مرتب.
- بادمجان دورقاب چین ؛ کنایه از چاپلوس و متملق است.
- حروف چین ؛ در کنار هم قراردهنده ٔ حروف برای ساختن کلمات و عبارات در مطابع.
- راسته چین ؛ در اصطلاح مطبعه که راسته چینی کند؛ یعنی سطور صفحات بی حواشی و پاورقی را بچیند. رجوع به راسته چینی شود.
- گوهرچین ؛ گوهرآما. آنکه ترصیع کند. که جواهر نشاند.
|| جمعکننده. فراهم آورنده. بردارنده از زمین یا جایی. ملتقط. برچیننده. چنانکه مرغ دانه را و تماشائی نثار را.
- تپاله چین ، تپاله برچین ، آزاله چین (در تداول عامه ٔ قزوین ) ؛ که سرگین از کوی ها گرد کند سوخت زمستانی را.
- خوشه چین ؛ برچیننده و گردآورنده و جمعکننده ٔ خوشه. آنکه پس از درودن غله در کشتزار بگردد و خوشه های بر زمین افتاده را جمع کند :
همه خوشه چینند ومن دانه کار
همه خانه پرداز و من خانه دار.
نظامی.
خداوند خرمن زیان میکند
که با خوشه چین سرگران میکند.
سعدی (بوستان ).
ما خوشه چین خرمن اصحاب دولتیم
باری نگه کن ای که خداوند خرمنی.
سعدی (طیبات ).
برو خوشه چین باش سعدی صفت
که گرد آوری خرمن معرفت.
سعدی.
- دانه چین ؛ دانه برچین. بردارنده و گردکننده ٔ دانه و حبوب از زمین چنانکه مرغ.
- دینارچین ؛ گردآورنده ٔ دینار :
به درگشت دینار چین دست سائل
وزآن شرم شد روی دینار پرچین.
سوزنی.
- ریزه چین ؛ که دانه ها یا قطعات خرداز غذا و جز آن بر زمین افتاده باشد بردارد.
- شکرچین ؛ جمعکننده ٔ دانه های شکر.
- کهنه چین ؛ فراهم آورنده ٔ قطعات کهنه و ژنده از کویها.
- لته چین ؛ کهنه چین.
- نثارچین ؛ بردارنده و جمعآورنده ٔنثار از نقل به هنگام شاباش.
|| جداکننده. قطعکننده. برنده. بازکننده.
- پساچین ، پسه چین ؛ جداکننده ٔ خوشه های خرد و بجای مانده از انگور و خرما پس از اتمام انگورچینی یا خرماچینی.
- خارچین ؛ برنده ٔ خار. رجوع به این ترکیب در جای خود شود.
- رطب چین ؛ چیننده ٔ خرما.که خرما از شاخه بازکند.
- || مجازاً کام گیرنده :
رطب چین درآمد ز نوشینه خواب
دماغی پرآتش دهانی پرآب.
نظامی.
- || مجازاً به معنی بوسه گیرنده. رباینده ٔ بوسه.
- گل چین ؛قطعکننده ٔ گل از بوته. بازکننده ٔ گل از شاخه.
- موی چین ؛ برنده و قطعکننده ٔ موی.
- || آلت بریدن موی.
ترکیبات دیگر کلمه ٔ چین در معانی فاعلی و مفعولی :
- انگبین چین . پرچین. پی وپاچین. ترچین. تف چین. جرعه چین. خمارچین. خرچین. مقدمه چین.
- پاچین ؛ نوعی جامه ٔ زنانه.
- پنبه چین ؛ نوعی ماشین جدید.
- درچین ورچین ؛ درچین ورچین کردن ، مرتب و بسامان کردن اثاث خانه.
- کف چین ؛ کف چین کردن.
- یراق چین ؛ یراق چین کردن.

چین. (اِخ ) سلسله ای از پادشاهان چین که از 221 ق. م. تا 207 ق.م. حکمفرمائی کرد. این سلسله از مردمی به نام چین نام گرفته است که در 318 ق.م. از شمال غربی چین به دشت ثروتمند سچوان سرازیر شدند. چین ها پس از تجزیه ٔ دولت چو قدرت یافتند و در حکومت چین نظامی برقرار کردند، که تا این اواخر بجا ماند. مؤسس و اولین امپراطور سلسله چِنک نام داشت که پس از تأسیس سلطنت خود را شی هوانگ تی (نخستین امپراطور) خواند. وی قلمرو خود را از دیوار بزرگ چین (که به امر وی برای جلوگیری از هونهای مهاجم ساخته شد) تا نواحی فوکین ، کوانگستونگ ، کدانسی ، و تونکن بسط داد. و بوسیله ٔ حفر ترعه ای ، حمل و نقل بین یانگ تسه و هوانگ هو (رود زرد) را عملی ساخت. به منظور ایجاد فرهنگی متحدالشکل ، سازمان حکومتی هرمی شکلی بوجود آورد، که تا قرن 20 م. دوام یافت ، نظام ملوک الطوایفی عهد چو را منسوخ کرد، و چین را به صورت مملکت واحد متمرکزی درآورد، و در عهد وی قسمتی از آثار قدیم چینی را (جز آثار علمی ) سوزانیدند، تا از افکار ملوک الطوایفی گذشته اثری باقی نماند. شی هوانگ تی در 210 ق.م. درگذشت ، و پسر نالایق وی پس از سه سال سلطنت ، تاج و تخت را از دست داد، و سلسله ٔ چین برافتاد. احتمالاً نام «چین » از اسم این سلسله گرفته شده است. (دائرة المعارف فارسی ).

چین. (اِخ ) در مآخذ اسلامی صین قسمت مرکزی و شرقی آسیا که بیش از یک دوم این قاره را اشغال کرده است بر طبق مآخذ سازمان ملل متحد، از حیث وسعت سومین مملکت کره ٔ زمین است (اولی اتحاد جماهیر شوروی و دومی کانادا) پرجمعیت ترین ممالک زمین. نیز هست از شمال به سیبریه و جمهوری مغولستان ، از مغرب بر ترکستان روس ، پامیر، روسیه ، افغانستان ، و هند؛ از جنوب به هند، نپال ، بهوتان ، برمه ، لائوس. ویتنام شمالی و دریای چین جنوبی و از شرق به سیبریه و کره ٔ شمالی و دریای زرد و دریای چین شرقی محدود است. بیشینه ٔ طول آن از غرب به شرق در حدود 4800 هزار گز و و بیشینه ٔ عرضش در حدود3200 هزار گز است مساحت زمینلاد چین 9700300هزارگزی مربع و مساحت فرمز (تایوان ) و جزایر پنگهو (پسکادورس ) 35960 هزار گز مربع میباشد. جمهوری چین [ به چینی چونگ هوامینکوئو ] در سال 1911م. تأسیس شد و از 1949م. منقسم به دو واحد سیاسی مجزاست یکی جمهوری خلق چین با (009،9761 هزار گز مربع) (جمعیت در حدود 000،000،640) که عملاً همه ٔ زمینهای چین و بعضی از جزایر ساحلی را در دست دارد، و پایتختش پکن است ؛ و دیگر چین ملی که فرمز را در دست دارد و پایتختش تایپه است.
تقسیمات سیاسی : در 1956 م. کشور چین منقسم بود به 22 ایالت و سه ناحیه ٔ خودمختار (مغولستان داخلی ، سینکیانگ - اویغور و تبت )، و سه شهر ویژه (پکن ، تین تسین ، و شانگهای ). ناحیه ٔ معروف به «چین خاص » در قسمت جنوب شرقی چین واقع و مساحتش 3557000 هزار گز مربع (حدود 36/7% خاک چین ) است. مرز شمالی آن تقریباً مطابق دیوار بزرگ چین میباشد. شهرهای عمده ٔ چین عبارتند از: پکن ، تین تسین ، چانگچون ، چنگتو، چونگ کینگ ، چینگتائو، سیان ، شانگهای ، کانتون ، لوتا. (یورت آرتور، و ایرن )، موکدن ، نانکینگ ، ووهان و هاربین. خاک چین تقریباً به دو قسمت منقسم است : یکی اراضی پست قسمت شرقی ، که مشتمل بر 25% خاک چین است و دیگر فلاتها و کوههای غربی. عمده ترین اراضی پست آن عبارتند از: 1 - دشت منچوری. 2 - دشت چین شمالی ، که مسیر سفلای رود زرد از آن میگذرد. 3 - دره و دلتای رود یانگ تسه. 4 - دلتای رود سی کیتانگ که بر کانتون احاطه دارد. شیب عمومی خاک چین از جبال مرتفع سینکیانگ و تبت در مغولستان در غرب به طرف نواحی پست ساحلی در شمال است. مغولستان فلاتی است مرتفع، با فرازای تقریبی 11520 گز که جبال رفیعی بر آن احاطه دارد، بیابان گربی در مرکز این فلات است. پهنه های وسیعی در سینکیانگ را بیابانها یا کوههای مرتفع اشغال کرده اند. رشته ٔ تین شان این ناحیه را به دو قسمت منقسم میسازد: حوضه ٔ دزونگاری در شمال است. و شبکه ٔ رودهای ایلی و ایرتیش آن را مشروب میکنند در جنوب تین شان بین تین شان و بیابان وسیع تاکلاماکان ،حوضه ٔ تاریم واقع است. جاده ٔ قدیم معروف به جاده ٔ ابریشم از سینکیانگ میگذشت. تبت فلات مرتفعی است که فرازای متوسط آن 4570 گز است. کوههائی که کناره ٔ این فلات را تشکیل میدهند از مرتفعترین کوههای جهانند. از آن جمله است کونلون در شمال ، هیمالایا در جنوب ، و رشته کوههائی در شرق که از سچوان به طرف جنوب در یون نان کشیده شده اند و عبور از آنها تقریباً غیرممکن است. رودهای سند، براهماپوترا، و سالوین ، هر سه در این فلات سرچشمه میگیرند. منچوری دو رشته جبال در امتداد شمال - جنوب دارد: یکی خینگان بزرگ در غرب و دیگری چانگپای در شمال. دره های وسیع و حاصلخیزی در میان این کوهها قرار دارد که رودهای آمور، سونگاری ، اوسوری ، یالو، و غیره آنها را مشروب میکند. از جنبه ٔ تاریخی ، چین چند کوه مقدس داشته است که از آن جمله تای یا تای شان (در شانتونگ ) را میتوان نام برد. چین را سه شبکه ٔرودهای عظیم : هوانگ (رود زرد) در شمال ، یانگ تسه در چین مرکزی ، و سی کیانگ (رود غربی ) در جنوب ، زه کشی میکند. دیگر از رودهای مهم چین آمور است و ریزابه هایش (سرنگاری و یالو) در منچوری پِی ، که بندر تین تسین بر آن واقع است ، هوای ، چینتانگ ، که هانگچو بر مصب آن قرار دارد، و بالاخره مین ، که در فوچو به دریا میریزد. و رودهای سند، سالوین ، مکونگ و برهماپوترا نیز در چین سرچشمه میگیرند، اما در برمه ، هند، و هندوچین جاری میشوند. رود تاریم در سینکیانگ مهمترین رود داخلی چین است. اگر چه چین دریاچه های بسیار دارد فقط معدودی از آنها وسعت قابل ملاحظه ای دارند از آن جمله است تونگتینگ ، در هونان ، پویانگ ، در کیانگسی ، و تای و هونگ تسه در کیانگسو. چون رودهای عمده در چین از غرب به شمال جاری است ، برای تسهیل ارتباط بین نواحی شمالی و جنوبی ، مخصوصاً در نواحی پرجمعیت جنوبی ، شبکه ای از کانالها تعبیه شده است که مهمترین آن کانال بزرگ پایون - هواست که هانگچو را به پکن مرتبط میسازد.
منابع طبیعی : چین از لحاظ کشاورزی متنوع است و میتوان آن را به ناحیه ای دارای رستنیها حیوانات مخصوص به خود تقسیم کرد. در جنوب ، دره ٔ سی کیالگ (رود غربی ) دارای رستنیهای مدارگانی است ، غلات سالی سه بار و سبزیجات تا سالی هفت بار محصول میدهند، برنج ، نیشکر، توتون ، بعمل می آید. در چین مرکزی در دره ٔ یانگ تسه و در نواحی جنوبی ، محصول عمده برنج است و چای و ابریشم این ناحیه مشهور میباشد. چین شمالی و منچوری جنوبی منطقه ای از جنگلهای درختان برگ ریز بوده است ، ولی پهنه های وسیعی از آن جنگل سترده شده است ، و مزارع گندم ،پنبه ، ارزن ، و ذرت خوشه ای جایگزین جنگلها شده است. منچوری شمالی یگانه منطقه ٔ سیاخاک پرمایه ٔ چین است ، این منطقه زمانی استپ بوده ، ولی اکنون در بیشتر آن گندم و سویا (گیاه یکساله است که دانه های آن شبیه به لوبیای کوچک است و از آن برای خوراک استفاده میکنند)زراعت می شود. جمعیت چین برابر سرشماری سال 1953 و 1954 م. 582584839 تن بود اما این رقم دائماً افزایش می یابد چنانکه اخیراً آن را حدود 650 میلیون نوشته اند.
صنایع: چین همیشه کشوری زراعتی بوده است و حتی در زمان حاضر نیز نیمی از سکنه ٔ آنها کشاورز هستند و بسبب کثرت جمعیت زمینی که قابل کشت و زرع ولی ناکشته باشد در چین وجود ندارد. پس از آمدن کمونیستها و اقدام به اصلاحات ارضی و تقسیم مجدد اراضی در 1950 - 52 نظام کشاورزی چین صورت تعاونی پیدا کرد. در 1956 م. 90% کشاورزان عضو شرکتهای تعاونی بودند. در سال 1958 اقدام به تبدیل نظام تعاونی به نظام اشتراکی شد. از جنبه ٔ زراعتی ، کوه چینلینگ چین را به دو ناحیه تقسیم میکند. محصولات عمده ٔ ناحیه ٔ شمالی گندم ، ارزن ، و ذرت خوشه ای است ، که عموماً به طور دیم کاشته میشود، ولی در مغولستان داخلی آبیاری هم معمول است ، فرآورده های عمده ٔ دیگر این منطقه جو، جو برهنه ،نخود، شاهدانه ، پنبه ، توتون ، پسته ٔ زمینی و غیره است. محصول عمده ٔ ناحیه ٔ جنوب ، برنج است. چای در تپه های منطقه ٔ مرز بین نوکین و کیانگسی در مغرب چکیانگ ، در شمال غربی کیانگسی ، و در سچوان بعمل می آید. در سال 1900 م. بیش از چهل درصد چای جهان را چین تولید نمود ولی در سالهای بعد این مقدار تقلیل یافت. دیگر از فرآورده های چین جنوبی ، خیزران ، نیشکر، توتون ، پنبه (در دره ٔ یانگ تسه ) و انواع سبزیها، و در نواحی ساحلی انواع مرکبات است. قبل از جنگ چین و ژاپن ، بیشتر کارخانه ها و کارگاههای صنعتی چین در شهرهای ساحلی و یا مناطق رود یانگ تسه تمرکز یافته بود. پس از توسعه یافتن مخاصمات چین و ژاپن در سال 1937م. قریب 640 کارخانه و کارگاه به ناحیه ٔ غربی منتقل شد. کارخانه های صنعتی چین تا سال 1949 م. در مالکیت خصوصی اشخاص بود. از آن به بعد، دولت برای تغییر دادن این وضع اقدام کرد و سرانجام در سال 1959 م. کارخانه ها تحت نظارت دولت درآمد. جنگ دوم جهانی باعث توسعه ٔ صنعتی چین گردید.
استفاده از راههای آبی از قدیم الایام در چین اهمیت داشته است و شبکه های عمده برای این منظور شبکه های هوانگ هو در شمال و یانگ تسه در جنوب بوده است. جهت جریان این رودها از غرب به شرق است و کانال های متعدد و شاخه های مختلف آنها را بهم متصل و ارتباط میان مناطق مختلف را تأمین میکند. بزرگترین کانال سرزمین چین ، کانال بزرگ یایون هو (بطول حدود 1600 کیلومتر) است ، که میان هانگچو و پکن ساخته شده است. از سال 1937م. اهمیت کشتیرانی در آبهای داخلی بیشتر شد. امروزه 1/4 حمل و نقل آبی کشور از طریق آبهای ساحلی انجام میگیرد. آغاز ساختمان راه آهن چین را باید از 1876 م. دانست ، که بازرگانان انگلیسی و امریکائی شانگهای خط کوتاهی بطول 16 کیلومتر ایجاد کردند، که دولت چین نابودش کرد. پس از شکست یافتن (1895 م.) چین از ژاپن ، دولت چین بفکر احداث خطوط راه آهن افتاد. در سال 1955 چین در حدود 29000 کیلومتر خط آهن داشته است. استفاده از راههای هوائی از سال 1929م. بوسیله ٔ چند شرکت امریکائی و آلمانی برای حمل و نقل مراسلات پستی میان چین و اروپا آغاز شد، و بتدریج با تشکیل شرکتهای ملی توسعه یافت ، چنانکه در سال 1953 م. بیشتر شهرهای بزرگ ارتباط هوائی داشتند. از نظر حکومت ، چین تاریخی کهنسال و طولانی دارد. قدیمترین حکومتی که از آن اطلاع داریم حکومت خاندان شانگ (1523 - 1027 ق.م.) است ، که در رأس دستگاه حکومتی خاقان قرار داشت ، امور جنگی و مذهبی زیر نظر او، و وظیفه ٔ دفاع از مملکت و تأمین آرامش و آسایش ملت بر عهده ٔ وی بود. سلسله ٔ چو (1027 - 256 ق.م.) نظام ملوک الطوایفی را برقرار کرد. سرانجام ملوک الطوایف سبب انقراض آن گردیدند (256 ق.م.) و پس از مدتی هرج و مرج ، خاندان چین بر همه ٔ ایالات مستولی شد، و امپراتوری چین را بنا نهاد که تا دوران ما دوام یافت و در 1911 - 1912 م. در برابر سیستم حکومتی جدیدی که ره آورد مغرب زمین بود؛ یعنی حکومت جمهوری ، از هم پاشید. پس از 15 سال آزمایش و خطا، در سال 1926 تا 1928 م. حکومت جدیدی روی کار آمد که در برابر حزب کوئومینتانگ مسئول بود و تا سال 1946 زمام امور را در دست داشت ، و در این سال با یک انقلاب نظامی از چین خاص بیرون رانده شد، و اداره ٔ امور مملکت به دست کمونیستها افتاد و جمهوری خلق چین تأسیس گردید (اول اکتبر 1949م.). نخستین امپراتوری چین بوسیله ٔ سلسله ٔ چین تأسیس گردید، و در این دوره ملوک الطوایفی برافتاد، و ساختمان دیوار بزرگ چین آغاز گردید، و نظام حکومتی این سلسله تا قرن 20م. دوام یافت. پس از چندی هرج و مرج سلسله ٔ هان سلطنت یافت. در این دوره ، چین در جهت غرب گسترش یافت ، هونهای فلات مغولستان دفع شدند و چین با آسیای مرکزی و غربی و حتی دولت روم ارتباط یافت. در دوره های اخیر، دین بودائی وارد چین شد. دوره ٔ معروف به سه پادشاهی مقدمه ٔ چهار قرن ملوک الطوایفی و جنگ بین ممالک کوچک و تاخت و تاز هونها در قسمتهای شمالی بود. در این دوره ٔ نامساعد، ترقی فرهنگی سریعی در چین روی داد. آیین بودا و تائو رواج یافت ، و آیین کنفوسیوس را به مخاطره انداخت. پیشرفتهای علمی هندیان در طب ، ریاضیات ، نجوم ، معماری اقتباس شد، و هنر رونق یافت. در دوره ٔ سلسله ٔ تسین ملوک الطوایفی تا حدی تجدید گردید، و قدرت مرکزی ضعیف شد. در دوره ٔ سلسله های سوئی و تانگ ، بار دیگر امپراتوری وحدت یافت ، و ساختن کانال بزرگ آغاز گردید. از پیشرفتهای عمده ٔ این عصر درخشان برقرار شدن روش امتحان ازمستخدمین دولت و تجدید حیات آیین کنفوسیوس بود. بالاخص اشعار آبدار و جاندار این دوره جالب است. با ضعف دولت تانگ دگربار چین تجزیه شد، و دوره ٔ معروف به سلسله های پنجگانه و ده مملکت مستقل آغاز گردید. فن چاپ در این دوره پیشرفت کرد و رسم بستن پای زنان ، که زنان چینی را هزار سال در بدبختی نگاه داشت ظاهراً از آثار این دوره است. در طی سه قرن بعد چین دستخوش تجزیه بود، سلسله ٔ سونگ در چین مرکزی و جنوبی سلطنت داشت. و در عین حال اقوام وحشی قراختای ، جرجن و تانگوت [ یا تنگغوت یا تنغوت ] در چین شمالی و غربی دولتهائی تأسیس کردند، که سرانجام به دست چنگیزخان برافتاد. دولت قراختای از سال 916 تا 1125م. دوام یافت ، در جناح غربی ، نزدیک انتهای دیوار بزرگ چین ، سرزمین چین تحت اشغال قومی تبتی به نام تانگوت بود که در حدود سال 990م. دولتی تشکیل دادند، که در سال 1032م. به دست چنگیزخان برافتاد. عصر سونگ با رواج ادب و فلسفه ، اختراع حروف قابل انتقال ، باروت ، و قطب نما ممتاز است. مغولها سرانجام مقاومت چین جنوبی را هم در هم شکستند (1279)، و بدین طریق ، برای نخستین بار سراسر چین تحت استیلای سلسله ٔ خارجی یوان درآمد، که بوسیله ٔ قوبلای قاآن تأسیس شده بود، پس از سلسله ٔ یوآن سلسله ٔ چینی مینگ سلطنت کرد. در این دوره پایتخت از نانکینگ به پکن منتقل گردید (1421 م.). در همین دوره پای اروپائیها به چین باز شد. پرتقالیها در سال 1557 م. در ماکائو مهاجرنشین دایر کردند و مواجه با سیاست ضدخارجی چین شدند. اسپانیائیها در سال 1557 م. هلندیها در 1606 م. و انگلیسیها در 1637 م. به چین راه یافتند. مقارن این احوال منچوها در سال 1644 م. سلسله ٔ چینگ یا منچو را تأسیس کردند. برای اطلاع از انقلابات نیم قرن اخیر و حکومت کنونی چین رجوع به دائرة المعارف فارسی شود.

چین. (اِخ ) در اصطلاح و تداول و کتب نظم و نثر فارسی گاه به جای ترکستان چین بکار رفته است و آن قسمت از آسیای مرکزی که ترکستان شرقی و یا ترکستان چین خوانده می شود فضای محصور بین جبال تیان شان و کوئن لن و نجد پامیر یعنی حوضه ٔ نهر تاریم و شعب آن مثل ختن دریا و قند دریا وکاشغردریا و آق سوست و پیش مسلمین به نام کاشغر و ختن معروف بوده است. در شواهد ذیل اشاره به کلمه ٔ چین شده است گاه چین اصلی و گاه چین اصطلاحی :
برفت آن برادر ز روم این ز چین
به زهر اندر آمیخته انگبین.
فردوسی.
نبودش جز از رزم چین آرزو
به بازو خم خام و چین در برو.
فردوسی.
هند چون دریای خون شد چین چو دریابار او
زین قبل روید به چین بر شبه مردم استرنگ.
عسجدی (از فرهنگ اسدی نخجوانی ).
شاه را سر سبز باد و تن جوان تا هرزمان
شاعران آیندش از اقصای روم و حد چین.
منوچهری.
ملکی کو ملکان را سر و مایه شکند
لشکر چین و چگل را به طلایه شکند.
منوچهری.
بفرمود جستن به چین علم دین را
محمد شدم من به چین محمد.
ناصرخسرو.
سوی چین دین من راه بیاموزم
مر ترا گر نکنی روی و جبین پرچین.
ناصرخسرو.
تا همای نام تو بگشاد بال
از فضای قیروان تا حد چین.
خاقانی.
میخش از روم در عرب فکند
گردش از چین به بربر اندازد.
خاقانی.
به ترکستان اصلی شو برای مردم معنی
به چین صورتی تا کی پی مردم گیا رفتن.
خاقانی.
برتربتش که تبت چین شد چو بگذری
از بوی ناقه عطسه ٔ مشکین زند مشام.
خاقانی.
دگرباره پرسید کز چین و زنگ
ورقهای صورت چرا شد دورنگ.
نظامی.
محقق همان بیند اندر ابل
که در خوبرویان چین و چگل.
سعدی (بوستان ).
- آرایش چین ؛ زینت و زیور ساخت و خاص چین. این ترکیب پنج بار در شاهنامه بکار رفته است اما نوع زیور و زینت از آن شواهد برنمی آید، شاید پرده ٔ نقاشی و آینه بندی مراد باشد. رجوع به کلمه ٔ آرایش شود :
در ایوان یکی تخت زرین نهاد
به آیین و آرایش چین نهاد.
فردوسی.
- آهوی چین ؛ آهو که در سرزمین چین زیست کند :
نشکفت اگر چو آهوی چین مشک بردهم
چون سر به خورد سنبل و بهمن برآورم.
خاقانی.
- آینه ٔ چین ؛ آینه ٔ ساخت کشور چین :
خسرو چین از افق آینه ٔ چین نمود
زآینه ٔ چرخ رفت رنگ شه زنگبار.
خاقانی.
- بتخانه ٔ چین ؛ بتکده ٔ سرزمین چین :
بتی دارم که چین ابروانش
حکایت می کند بتخانه ٔ چین.
سعدی.
- ترکان چین ؛ خوبرویان چینی. زیبارخان چین :
همه ترکان چین بادند هندوش
مباد از چینیان چینی بر ابروش.
نظامی.
- ترکستان چین ؛ رجوع به کلمه ٔ چین شود.
- خاقان چین ؛ نام عمومی فرمانروایان ترکستان شرقی است و گاه در ادبیات و روایات نظم و نثر داستانی ، بر فرمانروایان قبایل ترک ماوراءالنهر نیز اطلاق شده است :
گریزان و رخسارگان پر ز چین
همی رفت تا پیش خاقان چین.
فردوسی.
- خاقان چینی ؛ خاقان سرزمین چین :
ز چین تا به گلزریون لشکرست
بر ایشان چو خاقان چینی سرست.
فردوسی.
- سپهدار چین ؛ سالار و سردار سپاهیان چین. فرمانروای سرزمین چین.
سپهدار چین هر دم از چین دیار
فرستاد نزلی بر شهریار.
نظامی.
- صنم چین ؛ زن و خوبروی از مردم چین :
همه عالم صنم چین به حکایت گویند
صنم آن است که در هر خم زلفش چین است.
سعدی.
- فغفور چین ؛ نام عموی پادشاهان چین : پادشاه چین را فغفور گویند (مجمل التواریخ والقصص ص 420).
- لعبت چین ؛ زیباروی از مردم چین :
گرفته راه تماشا بدیعچهره بتانی
که در مشاهده عاجز کنند لعبت چین را.
سعدی.
- مشک چین ؛ مشک که از چین آرند :
چون مشک چین تو داری زآهوی چین مپرس
آهو به چین به است که سنبل چرا کند.
خاقانی.
نه همه حکمت خدا اندر یکی شاعر نهاد
نه همه بویی بود در نافه های مشک چین.
منوچهری.
- نقاش چین ؛ چهره پرداز چینی.صورتگر چینی :
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ.
منوچهری.
فریدون گفت نقاشان چین را
که پیرامون خرگاهش بدوزند.
سعدی.
- || کنایه از بهار است.
|| چینیان. مردم چین. اهالی چین :
نبودش جز از رزم چین آرزو
به بازو خم خام و چین در برو.
فردوسی.

چین. [ چ ِ ] (اِخ ) (ارنست بوریس ). عالم وظائف الاعضاء انگلیسی در سال 1904م. در آلمان متولد شد. استاد علم الامراض در آکسفورد برای همکاری با فلوری و فلمینگ در کشف پنی سیلین قسمتی از جایزه ٔ نوبل 1945 م. به وی داده شد.

معنی چین به فارسی

چین
۱ - ( اصطلاح عام ) شامل چین خالص ترکستان ( سین کیانگ ) و تبت است . ۲ - ( اصطلاح خاص ) کشوری است بمساحت ۹۷۸٠٠٠٠ کیلو متر مربع و دارای ۹۵٠ میلیون سکنه . محدود است به منچوری مغولستان تبت ( که اخیرا تحت تسلط چین کمونیست در آمده ) هند هند و چین پایتخت آن پکن و شهرهای عمده آن شانگهای تین تسن موکدان ( چن یانگ ) نانکن هانگ چئو فوچئو است . حکومت آن از سال ۱۹۴۹ م . کمونیستی است . یا چین ملی . پس از غلبه کمونیستها بر چین اصلی ( ۱۹۴۹ م . ) چانگ کای شک حکومتی در جزیره فورموز تشکیل داد که بنام چین ملی خوانده میشود .
تا، شکن، شکنج، چروک، تاوشکن درپارچه یالباس
۱ - ( اسم ) در بعض ترکیبات بمعنی (( چیننده )) آید : خوشه چین گلچین .
عالم و ظائف الاعضائ انگلیسی در ۱۹٠۴ آلمان متولد شد . استاد علم الامراض در آکسفورد برای همکاری با فلوری و فلمینگ در کشف پنی سیلین قسمتی از جایزه نوبل ۱۹۴۵ بوی داده شد .
[fold] [زمین شناسی] انحنـا یا خمیدگـی ساختار صفحه ای، مانند چینه های سنگ یا صفحه های لایه بندی یا برگوارگی یا رَخ
[ گویش مازنی ] /chin/ برداشت هر دور محصول - چین و چروک لباس
پسین آب که کشت را دهند پس درو کنند .
[top crop] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] غوزه های پنبه که در بخش های زبرین ساقۀ گیاه می رویند و در پایان فصل چیده می شوند
آویخته با چین و شکنج . یا قسمی پارچه ابریشمین گران بها در دوره محمد شاه و اوائل ناصر الدین شاه .
[cylindrical fold] [زمین شناسی] چینی به شکل استوانه
[cylindroidal fold] [زمین شناسی] چینی با خط لولای خمیده که شبیه به چین استوانه ای است
[major fold] [زمین شناسی] چینی بزرگ مقیاس یا غالب در یک ناحیه که چین های فرعی زیادی همراه با آن یافت می شوند
شکنج گرفتن . شکن و نورد پیدا آمدن . جمع شدن چنانکه پوست ترنجیده .
[horizontal fold, level fold] [زمین شناسی] ← چین ناشیب محور
چین افکندن . چین دادن . بکیس و شکن در آوردن .
ظاهرا چین اصلی مراد باشد .
[upright fold] [زمین شناسی] ← چین متقارن
[fan fold] [زمین شناسی] چینی با منطقۀ لولایی پهن که یال های آن از خط لولا دور می شوند
[open fold] [زمین شناسی] چینی که زاویۀ لین یال های آن از 70 تا 120 درجه است
[ گویش مازنی ] /chin bakherden/ تاخوردن - چروک شدن
چین پید کردن . چروک برداشتن . کیس خوردن شکنج و نورد پیدا کردن . شکن گرفتن .
[shear fold] [زمین شناسی] چینی که براثر برش خوردن یا لغزش در امتداد صفحات نزدیک به هم و موازی سطح محوری خود به وجود می آید متـ . چین لغزشی glide fold, slip fold
[tight fold, close fold/ closed fold] [زمین شناسی] چینی که زاویۀ بین یال های آن از 30 تا 70 درجه است
[canoe fold] [زمین شناسی] ناودیسی با چین خوردگی فشرده که نمای سطحی کشیده دارد
[normal fold] [زمین شناسی] ← چین متقارن

معنی چین در فرهنگ معین

چین
(اِ.) ۱ - شکن ، شکنج . ۲ - (کن .) روی در هم کشیدن ، در غضب شدن . ۳ - (کن .) پیر شدن .
(ص فا.) در بعض ترکیبات به معنی «چیننده » آید: خوشه چین ، گلچین .
(تَ) (اِمر.) خوارکی از پلو که در میان آن تکه های بزرگ گوشت یا مرغ نهاده و پخته باشند.
( ~.)(ص فا.)۱ - آن که خوشه های غلات یامیوه های درختان را می چیند. ۲ - آن که پس از درو و جمع آوری محصول خوشه های باقی مانده را برای خود جمع می کند. ۳ - آن که از هرجا چیزی (مادی یا معنوی ) برای خود اندوخته کند.
( ~.) (ص مر.) برگزیده ، منتخب .
( ~ .) (ص فا.) خبربَر، جاسوس .
( ~ .) (اِمر.) قسمی کفش ستبر و خشن سربازی .
( ~.) [ ع - فا. ] (ص .) خط یا سطحی که از نقطه های متعدد تشکیل شده .

معنی چین در فرهنگ فارسی عمید

چین
تا و شکن در پارچه، لباس، پوست بدن، مو، پوستۀ زمین، یا چیز دیگر، تا، شکن، شکنج، چروک.
* چین آوردن: (مصدر لازم) = * چین افتادن
* چین افتادن: (مصدر لازم) به وجود آمدن تا و شکن در چیزی.
* چین انداختن: (مصدر لازم) = * چین دادن
* چین برداشتن: (مصدر لازم) = * چین افتادن
* چین خوردن: (مصدر لازم) = * چین افتادن
* چین دادن: (مصدر متعدی) به وجود آوردن تا و شکن در چیزی.
۱. = چیدن
۲. چیننده (در ترکیب با کلمه دیگر): خوشه چین، گلچین.
۳. چیده (در ترکیب با کلمه دیگر): دست چین.
۴. (اسم مصدر) عمل چیدن: چین بهاره.
۱. نوعی پستاندار کوچک و جونده، بومی امریکای جنوبی، با پوست نرم و خاکستری رنگ.
۲. پوست قیمتی این جانور در تهیۀ پوشاک به کار می رود.
۱. چروک داشتن و ناهموار بودن سطح چیزی.
۲. (زمین شناسی) ناهمواری هایی که در اثر فشار و تغییرات طبیعی در سطح زمین به وجود آمده است.
چین برداشته، چروک شده، ویژگی هر چیز دارای چین و شکن.
ویژگی پارچه یا لباسی که چین و شکن داشته باشد، دارای چین.
در آیین زردشتی کارد مخصوصی که با آن برسم از درخت می بُرند.
غذایی که از گوشت، ماست، زعفران، تخم مرغ، ادویه، و امثال آن که بین لایه های پلو قرار می دهند، تهیه می شود.
کارگر چاپخانه که مطالب کتاب، روزنامه، و سایر مطالب نوشتنی را با حروف سربی می چیند و برای چاپ کردن آماده می سازد.
۱. ویژگی شخص فقیری که پس از درو شدن محصول مزرعه و کشتزار جو و گندم در آن گردش می کند تا خوشه های باقی ماندۀ روی زمین را جمع کند.
۲. [مجاز] کسی که از هرجا و هرچیزی بهره و توشه ای به دست می آورد.
۳. [مجاز] گدا.
ویژگی میوه یا چیز دیگر که آن را با دست چیده و برگزیده باشند.
۱. انگور یا میوۀ دیگر که از درخت بچینند و در سبد بگذارند: مغ از نشاط سبدچین که مست خواهد شد / کند برابر چرخشت خشت بالینا (عماره: شاعران بی دیوان: ۳۵۲).
۲. بقیۀ میوه که در آخر فصل در شاخه های درخت به جا مانده باشد، پساچین.
کسی که سخن یا سرّ کسی را به دیگری بگوید و دوبه هم زنی کند، خبرکش، نمّام: میان دو تن جنگ چون آتش است / سخن چین بدبخت هیزم کش است (سعدی۱: ۱۶۲).
ویژگی دیواری که با چیدن سنگ ها بر روی هم ساخته باشند.
نوعی کلاه ساده از جنس پارچۀ نازک که زیر کلاه یا عمامه بر سر می گذارند.
کسی که لته ها را از میان کوچه ها و خاکروبه ها جمع کند، لته برچین.

چین در دانشنامه اسلامی

چین
چین با نام رسمی جمهوری خلق چین کشوری کهن در شرق آسیا است. بیشتر مسلمانان چین در شرق این کشور و در استان سین کیانگ زندگی می کنند، به طوری که اکثریت ساکنان این منطقه را مسلمانان تشکیل می دهند. شمار رسمی شیعیان چین اندک، اما نفوذ غیر رسمی اندیشه شیعی بین مسلمانان آنجا بسیار است.
شیعیان دوازده امامی بیشتر در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن در ایالت خودمختار سین کیانگ سکونت دارند. تشیع مانند اصل اسلام از طریق ایران و شبه قاره وارد چین شده است. این شیعیان همچنان که خود اظهار می کنند غالباً کشمیری الاصل هستند که در اثر دشورای زندگی اقتصادی یا سیاسی آن نواحی به سمت شرق رفته اند.
پنج سال بعد از رحلت پیامبر(ص)، اسلام به چین راه یافت. سعد بن ابی وقاص اولین مسلمانی است که وارد چین شد و نخستین مسجد را در بندر شانگهای تأسیس کرد. اولین برخورد مسلمین با چینی ها در سال ۱۳۰ هجری وقتی بود که ارتش چین به رهبری "کوهسین چعیه" با مسلمانان به رهبری زیاد روبرو شدند و نبرد سختی در مرز چین بین آنان درگرفت. در آغاز، پیروزی با چینی ها بود اما با شکست آنان مسلمانان بر آسیای مرکزی دست یافتند و این فتح، مقدمه نفوذ اسلام در این سرزمین و آسیای مرکزی شد.
«چین نامه» ترجمه ای است از کتاب
De Christiana Expeditione apud sinas ab societate
jesu suscepta ex c.motthaeiricij commentariis libri V.Auctore p.Nicholao Trigautio Belga
اثر «ماتیو ریچی» (1610 1552 میلادی) که به اهتمام نقاش نامدار عصر صفوی «محمدزمان» صورت گرفته است.
«ریچی» در تاریخ 15 آوریل 1582 میلادی از سوی هیئت مبلغان مسیحی مأمور اعزام به چین شد و ورود او در تاریخ معاصر چین، سرآغاز ورود تمدن اروپایی و تاثیر گذاری آن بر تمدن چین، مهم ترین رویداد فرهنگی در طول تاریخ روابط چین و اروپا می باشد. به عبارت دیگر می توان او را آغازگر و بنیان گذار مبادلات فرهنگی بین چین و اروپا دانست.
«چین نامه» ترجمه ای است از کتاب ... اثر «ماتیو ریچی» (۱۶۱۰ ۱۵۵۲ میلادی) که به اهتمام نقاش نامدار عصر صفوی «محمدزمان» صورت گرفته است.
«ریچی» در تاریخ ۱۵ آوریل ۱۵۸۲ میلادی از سوی هیئت مبلغان مسیحی مامور اعزام به چین شد و ورود او در تاریخ معاصر چین، سرآغاز ورود تمدن اروپایی و تاثیر گذاری آن بر تمدن چین، مهم ترین رویداد فرهنگی در طول تاریخ روابط چین و اروپا می باشد. به عبارت دیگر می توان او را آغازگر و بنیان گذار مبادلات فرهنگی بین چین و اروپا دانست. وی از زمان ورود تا ۱۶۰۸ میلادی که شروع به نگارش خاطرات خود کرد، هرگز چین را ترک نگفت و نوشت: «من یگانه شاهد باقی مانده از پیشگامان و پیشوایان روحانیان و مروجان در چین هستم، خود را مؤظف می دانم سالنامه مشاهدات و رویدادهای دوران خود را بنویسم و برای آیندگان باقی گذارم». و بدین ترتیب نگارش خاطرات خود را به زبان ایتالیایی تحت عنوان یادداشت و به ترتیب طبقه بندی زمانی آغاز کرد. بعد از درگذشت او (۱۶۱۰ م) کشیش «تریگولت» اصل نسخه خطی یادداشت ها را به دست آورد و آن را همراه با پیوستی درباره کارهای «ریچی» و گزارش مراسم تشییع او که خود نوشته بود، به زبان لاتین ترجمه کرد و آن را تحت عنوان هیئت اعزامی مسیحیان به چین به چاپ رسانید. محمد زمان، بخش نخست این اثر را که مربوط به مردم شناسی و آداب و رسوم و آئین های چینیان می باشد به فارسی ترجمه کرده است.
ساختار عناوین
متن چین نامه با پیشگفتار دکتر مظفر بختیار و «یاداشت های لوجین» عضو فرهنگستان علوم اجتماعی چین با عنوان مقدمه مصحح همراه است.
گزارش محتوا
پیشگفتار دکتر مظفر بختیار به معرفی این اثر ارزنده که نمونه ای شیوا از نثر نویسی دوره صفوی است و همچنین به معرفی محمد زمان و رد این مطلب که بعضی قائل به دو محمد زمان فرنگی خوان و محمد زمان نقاش گشته اند، می نماید و در آخر به معرفی و آشنایی خود با مصحح اثر دکتر لوجین می پردازد و تمام این مطالب به طور مختصر و چکیده پردازش شده است. یادداشت های مصحح که نزدیک به ۹۰ صفحه می باشد، شامل مقدمه، زندگانی محمد زمان، زندگانی ماتیو ریچی، درباره نام چینی ماتیو ریچی، نقد و ارزیابی ماتیوریچی، بررسی نسخه اصلی کتاب هیئت اعزامی مسیحیان به چین و نسخه های ترجمه آن، ترجمه گزارش نامه هیئت اعزامی مسیحیان به چین به زبان فارسی و نسخه فارسی و نسخه اساس ویرایش، نمونه هایی از نقاشی های محمد زمان و اسناد و تصویرها می باشد. در بخش زندگانی محمد زمان و ماتیو ریچی، مصحح به ویژگی های عصر و برهه ای که این افراد در آن زندگانی می کردند، علاوه بر حیات آنان، مکان علمی، آثار و تالیفات آن ها نیز پرداخته است و ترجمه آنان را بطور مفصل ذکر نموده است. متن چین نامه از یک مقدمه و ده فصل تشکیل یافته است. در مقدمه مترجم آمده است که قانون مردم چین از دوران گذشته بر این قرار بوده که از ورود مردم بیگانه به سرزمین خود ممانعت می نمودند و نیز مردم خود را اجازه نمی دادند که به سرزمین های دیگر مسافرت نمایند و از این جهت بوده که در هیچ جای دنیا مردم چین دیده نمی شوند و حقایق و اخبار این سرزمین آن طور که شایسته این مردم است به ساکنان دیگر سرزمین های نرسیده تا این که در ۹۷۰ هجری جمعی از علما و دانشمندان اروپا به چین وارد شدند و سالیان دراز در این سرزمین بسر برده و با مردم آن دیار زندگی کردند و عالم و واقف به رسوم، آداب و طرز زندگی آن سرزمین گشته و سپس آنان- به تصنیف روی آوردند مشتمل بر اخبار و حقایق چین و آن ها را چاپ و منتشر نمودند تا به حسب اتفاق کتاب مذکور را دیدم به خاطرم رسید که آن را به زبان فارسی ترجمه نمایم و این اثر مشتمل بر ده فصل است.
← فصل اول
...
آب چیننده یا قطیفه (به عربی) در لغت به پارچه یا جامه ای اطلاق می شده است که پس از غسل دادن مرده، او را به وسیله آن خشک می کرده اند.
در عُرفِ کاتبان متأخر به گونه ای از کاغذ گفته می شده که سیاهی و مرکّب نوشته تر و آبگین را توسط آن خشک می کرده اند. این نوع کاغذ ـ که "مداد پاک کن" و "کاغذ آب خشک کن" نیز نامیده شده ـ به لحاظ آن که الیاف آن از بافتی فشرده برخوردار نیست، با سرعت، آب مرکّب مانده بر حروف و نوشته ها را به خود می کشد. به همین سبب آن را جاذب و هم کاغذ نشاف خوانده اند.
البته کاربرد صورت های مفرد و ترکیبی این واژه، در حوزه کتابت و نسخه نویسی، پیشینه ای دیرینه ندارد و ظاهراً از سده 10 ق. به بعد ـ که گونه های کاغذ فرنگی به مشرق زمین راه و رواج یافته است ـ با کاغذ مورد بحث آشنا شده اند. پیش از آن کاتبان، نوشته ها را در معرض هوا می گذاشته و خشک می کرده اند یا بر نوشته آبگین و تر، خاک نرم و ماسه می ریخته و آب مرکّب و سیاهی را می گرفته و به این عمل "خاک پاشی" می گفته اند. معزالدین استرآبادی در کشکول خویش این عمل کاتبان را از زمره آداب کتابت برشمرده و به استناد حدیث نبوی: "اذا کتب احدکم فلیتربه فانّ التراب مبارک"، آن را مؤکد کرده است.
در عملِ خاک پاشی بر نوشته های تر، کاتبان از ماسه قرمز یا خاک استفاده می کرده اند و به این مناسبت ظرفی مانند دوات چوبی یا فلزی با سوراخ هایی بسیار کوچک و تَنگ داشته اند که خاک نرم یا ماسه را در آن می کرده و بر نوشته می پاشیده اند. این ظرف را کاتبان عربی زبان مِرمَلَه و مِترَبَه می خوانده اند.
نخستین بار در دوره اسلامی، ابن فقیه در سده سوم از رواج آیین زرتشت در چین سخن گفته است.
نخستین بار در دوره اسلامی، ابن فقیه در سده سوم از رواج آیین زرتشت در چین سخن گفته است.
ظاهراً در موج بزرگ مهاجرت زرتشتیان به هند، عده ای نیز به خاور دور رفته اند، زیرا در سیانِ چین، گورِ شاهزاده خانمی زرتشتی با سنگ نوشته ای پهلوی متعلق به سده سوم /نهم یافت شده است.
← سفر شاهزادگان ساسانی به چین برای جلب کمک
(۱) فرهاد آبادانی، «از هندوستان چه خبر؟»، هوخت، دوره ۳، ش ۲ (اردیبهشت ۱۳۳۱).
(۲) فرهاد آبادانی، «تاریخ مهاجرت پارسیان به هند» مهر، سال ۱۲، ش ۴ (تیر ۱۳۴۵).
(۳) فرهاد آبادانی، «سهم پارسیان هندوستان در نگهداری فرهنگ ایران»، هنر و مردم، سال ۱۶، ش ۱۸۱ (آبان ۱۳۵۶).
(۴) فرهاد آبادانی، «مهاجرت پارسیان به هندوستان»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، سال ۶، ش ۷ (۱۳۵۰).
(۵) اردشیر آذرگشسب، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان، تهران ۱۳۵۲.
(۶) اسماعیل آزرم، «گله پارسیان هندوستان»، هوخت، دوره ۳، ش ۳ (خرداد ۱۳۳۱).
(۷) ابن بطوطه، رحلة ابن بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۸) ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۹) ابوطالب بن محمد اصفهانی، مسیر طالبی، یا، سفرنامه میرزا ابوطالب خان، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۱۰) فرهنگ ارشاد، مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند قرن هشتم تا هیجدهم میلادی، تهران ۱۳۶۵ ش.
(۱۱) اسنادی از روابط ایران و هند در دوره مظفرالدین شاه قاجار، چاپ احمد جلالی فراهانی، تهران ۱۳۷۶ ش.
(۱۲) جهانگیر اشیدری، دانشنامه مزدیسنا: واژه نامه توضیحی آیین زرتشت، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۱۳) م س ایرانی، «قصه سنجان، یا، تاریخ فرضی مهاجرت پارسیان از خراسان به هند»، ترجمه محمد باقری، چیستا، سال ۲، ش ۳ (آبان ۱۳۶۱).
(۱۴) کای بار، «دیانت زرتشتی»، در دیانت زرتشتی، ترجمه فریدون وهمن، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۱۵) احمدبن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، چاپ عبدالله انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۶) مری بویس، «دیانت زرتشتی در دوران متأخر»، در دیانت زرتشتی، ترجمه فریدون وهمن، تهران ۱۳۴۸ ش.
(۱۷) ابراهیم پورداود، «مهاجرت پارسیان به هندوستان»، ارمغان، سال ۲۵، ش ۴ (تیر ۱۳۲۹)، ش ۵ (مهر ۱۳۳۰)، ش ۷ (اسفند ۱۳۳۰).
(۱۸) ایرج پورکریمی، «گزارشی کوتاه از چگونگی بنیان گزاری ' کانون فرهنگی زرتشتیان، در ونکوور کانادا»، چیستا، سال ۱۶، ش ۱ (مهر ۱۳۷۷).
(۱۹) یاکوب ادوارد پولاک، سفرنامه پولاک، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۲۰) پرویز خانلری، تاریخ زبان فارسی، ج ۲، تهران ۱۳۵۲ ش.
(۲۱) دایره المعارف فارسی، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران ۱۳۴۵ـ۱۳۷۴ ش.
(۲۲) آصفه دهدشتی، «فصل اول و چهارم از کتاب مراسم و آداب و رسوم پارسیان اثر جیوانجی جمشیدجی مودی»، پایان نامه کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۳۵۱ ش.
(۲۳) عبدالله رازی، آیین زردشت.
(۲۴) مسعود رجب نیا، «زندگینامه آنکتیل دوپرون»، نشریه انجمن فرهنگ ایران باستان، سال ۱۱، ش ۲ (اسفند ۱۳۵۱: یادنامه آنکتیل دوپرون).
(۲۵) محمدطاهر رضوی، پارسیان اهل کتابند، ترجمه م ع مازندی، بمبئی ۱۹۳۶.
(۲۶) عبدالله شهبازی، نظریه توطئه، صعود سلطنت پهلوی، و، تاریخنگاری جدید در ایران، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۲۷) رشید شهمردان، «اقوال متفرقه مبنی بر وجود زرتشتیان در نقاط دیگر عالم»، هوخت، دوره ۲، ش ۵ (مرداد ۱۳۳۰ الف).
(۲۸) رشید شهمردان، «اوضاع فرهنگی پارسیان در پنج قرن گذشته»، هوخت، دوره ۱۱، ش ۲ و ۳ (اردیبهشت و خرداد ۱۳۳۹).
(۲۹) رشید شهمردان، فرزانگان زرتشتی، تهران (۱۳۴۰).
(۳۰) رشید شهمردان، «نخستین ازدواج پارسی با زرتشتی ایرانی»، هوخت، دوره ۲، ش ۹ (آذر ۱۳۳۰).
(۳۱) ذبیح الله صفا، حماسه سرایی در ایران، تهران ۱۳۵۲ ش.
(۳۲) ابراهیم صفائی، رهبران مشروطه، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۳۳) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۲: جُستارهایی از تاریخ معاصر ایران، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۳۴) مهدی غروی، فهرست نسخه های خطّی فارسی بمبئی ـ کتابخانه مؤسسه کاما ـ گنجینه مانکجی، اسلام آباد ۱۳۶۵ ش.
(۳۵) ویلیام فرانکلین، مشاهدات سفر از بنگال به ایران در سالهای ۱۷۸۷ـ۱۷۸۶ میلادی، ترجمه محسن جاویدان، تهران ۱۳۵۸ ش.
(۳۶) زکریابن محمد قزوینی، ترجمه آثارالبلاد و اخبار العباد، به قلم محمدمرادبن عبدالرحمان، چاپ محمد شاهمرادی، تهران ۱۳۷۱ـ۱۳۷۳ ش.
(۳۷) محمدحسن گنجی، «هانتینگتون و پارسیان هندوستان»، چیستا، سال ۵، ش ۲ (مهر ۱۳۶۶).
(۳۸) «مذهب پارسیان»، نشریه انجمن آثار ملّی، دوره ۱، ش ۳ـ۴ (پاییز ـ زمستان ۱۳۵۵).
(۳۹) محمد معین، «آذرکیوان و پیروان او»، مجلّه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، سال ۴، ش ۳ (فروردین ۱۳۳۶).
(۴۰) دن مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۴۱) مهدی ملکزاده، زندگانی ملک المتکلمین، تهران ۱۳۲۵ ش.
(۴۲) ناصرالدین قاجار، شاه ایران، روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر اوّل فرنگستان، چاپ فاطمه قاضیها، تهران ۱۳۷۷ ش.
(۴۳) جواهر لعل نهرو، کشف هند، ترجمه محمود تفضلی، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۴۴) کوائچی هاندا، «مذاهب ایرانی در چین از خلال منابع چینی»، بررسیهای تاریخی، سال ۶، ش ۳ (مرداد ـ شهریور ۱۳۵۰).
(۴۵) داراب هرمزدیار، روایات، چاپ مانک رستم اون والا، بمبئی ۱۹۲۲.
(۴۶) هوخت، دوره ۱، ش ۷ (مهر ۱۳۲۹)، دوره ۲، ش ۳ (خرداد ۱۳۳۰)، ش ۱۰ (آبان ۱۳۳۰)، دوره ۴، ش ۱ (فروردین ۱۳۳۲).
(۴۷) یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.

تاریخ تصوف در چین تا حدودی مبهم و پژوهش های در باره آن عمدتاً جدید است.
تصوف اسلامی از سده دهم/ شانزدهم از طریق آسیای مرکزی و خاورمیانه به چین راه یافت و ترکستان شرقی در غرب چین (امروزه ایالت سین کیانگ / شین جیانگ ؛ در منابع اسلامی: کاشغر و ختن ) نخستین و مهم ترین مرکز تصوف در چین بود.

تاریخچه تصوف در چین
← سفر احمد کاسانی به کاشغر
خواجگان ترکستان شرقی عموماً جداگانه و مستقل از شیوخ ده بیدی در سمرقند و سپس شمال شرقی افغانستان عمل می کردند و با وجود نیای مشترک، خانقاه ها و مزاراتی خاص خود داشتند؛ با این همه، آنان با شیوخ ده بیدی فیض آباد افغانستان مناسباتی برقرار کردند، چنان که جنازه دانیال و خواجه مخدوم زاده را به ده بید فرستادند و در آن جا به خاک سپردند.

سلاسل سنتی و جدید
...
سابقه سکونت در آسیای میانه، شامل تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان به پیش از تاریخ می رسد.
در غار اگزی ـ کیچیک در تاجیکستان، آثار مکشوفه در ۱۳۵۸ش/۱۹۷۹، همچون اجاق های پخت و پز، نشان دهنده سکونت در دوره پارینه سنگی است. غارهای مسکونی این دوره نقاشی شده اند. از دوره نوسنگی در تپه جیتون در شمال عشق آباد، خانه هایی مستطیل شکل با اجاقی درون دیوار و کف گچ اندود باقی مانده است.ساخت این خانه ها که دیوارهایی از قطعات گِلی استوانه ای و سپس خشت های مستطیلی دارد، تا دوره مس ادامه داشته است. این خانه ها کوچک و متشکل از یک اتاق با مساحت بیست مترمربع است. در دوره برنز در بعضی مناطق آسیای میانه، اهالی در خانه های گردِ ساخته شده با خشت سکونت داشته اند و در ترکمنستان نیز، خانه های بزرگ با دوازده تا پانزده اتاق، متعلق به چند خانواده خویشاوند، به دست آمده است. از هزاره دوم پیش از میلاد در تاجیکستان، خانه های تخم مرغی شکل با سنگ های تزیینی به دست آمده و خانه های بعدی با گل و خاک زرد و سرخ و خاکستری ساخته شده اند. گل که معمولا کاه و خار و خاشاک به آن اضافه می شد، در چینه کاری استفاده می گردید یا به شکل قالب های خشتی چهار گوش در بنا به کار می رفت. در دوره برنز، ساکنان قزاقستان در غارها، کلبه ها و انواع سرپناه های ساده زندگی می کردند. در تاجیکستان در محل قلعه میر، بقایای خانه ای متعلق به قرون هفتم یا ششم پیش از میلاد به دست آمده است. حفاری های مرو و بخارا و خوارزم نیز بر وجود آبادی های پر جمعیت در نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد دلالت دارد. در دوره نوسنگی در خوارزم، کلبه های وسیع با مساحتی نزدیک به سیصد مترمربع، مسکن گروه های خانوادگی وسیع صد نفره بوده است. در همین دوره در آسیای میانه، خانه های یونانیانِ ساکن در این منطقه دارای حیاطی مرکزی بود که قسمت های دیگر مانند آشپزخانه و حمام اطراف آن ساخته می شد. این شیوه جایگزین روشی گردید که در آن، حیاط بیرونی در جلوی خانه قرار داشت. اطراف اتاق نشیمن این خانه ها راهرویی با طاق نعل اسبی وجود داشت. در قرون دوم و اول پیش از میلاد، معماران آسیای میانه بر خانه های محکم و بناهای حکومتی طاق هایی در اندازه های مختلف بنا می کردند.
معماری خانه قبل از اسلام
در معماری قبل از اسلام آسیای میانه، در شالوده بنا قطعات سنگی به کار می رفت. دیوارها، ستون ها و طاقچه ها با خشت و سقف و بعضی جرزها با قطعات بزرگ چوبی ساخته می شدند. خانه های متمولان نقشه ای مستطیل داشت و به ویژه در آبادیهای تاجیکستان امروزی، اتاق های کوچک در اطراف و آب نمایی در مرکز حیاط تعبیه می شد. دیوارها معمولا با گچ پوشیده و اغلب نقاشی می شد. موضوعات نقاشی نیز بیش تر مذهبی و افسانه ای یا غیردینی بود. معماری قدیم آسیای میانه تحت تأثیر ایران و یونان بوده است. به گفته کلاویخو، در این دوره در کنار ساخت خانه های دائمی با مصالح مقاوم، از چادرهای مجلل نیز برای سکونت های موقت به خصوص هنگام جشن و مهمانی استفاده می شد. این چادرها چهارگوش با سقف معمولا گنبدی بودند که روی تیرهای چوبی قرار می گرفتند و درون آن ها به قسمت های مختلفی تقسیم می شد. جنس آن ها از مواد گران بهایی همچون پارچه های مخمل و ابریشم منقوش بود و حتی پنجره در دیوارهای آن تعبیه می گردید.
خانه های سنتی
خانه های سنّتی آسیای میانه دارای سقف های مسطح، تزیینات کم در نمای بیرونی، درهای کنده کاری شده، گچ کاری روی دیوارهای داخلی اتاق ها و بالای رواق دور حیاط است و پنجره ندارد. در این خانه ها، اتاق هایی دور حیاط داخلی ساخته شده که دیوارهای آن ها خشتی و بلند و ورودی آن ها مشترک است. تا اواسط قرن چهاردهم/ بیستم، در هر یک از این خانه ها سه تا چهار نسل زندگی می کردند. گرچه بیش تر اوقات در کنار و پشت این خانه ها، منازل دیگری برای سایر اعضای خانواده های گسترده ساخته می شده است. این روش در بسیاری از نواحی شهری خوقند، خجند، اُش/ اچ، بخارا و سمرقند رایج بوده و هنوز نیز در محلات قدیمی شهرها و روستاهای قسمت های جنوبی آسیای میانه دیده می شود. خانه های سنّتی به قسمت های زنانه و مردانه تقسیم می شده و هنوز نیز این رسم در بعضی مناطق تاجیکستان و ازبکستان جاری است. قسمت مشترکی نیز وجود داشته که محل ملاقات اعضای خانواده با همدیگر یا مهمانان بوده است. ثروتمندان نیز برای هر کدام از زنان خانه اتاقی مجزا فراهم می کردند. دیوارهای این خانه ها معمولا بلند و در مناطقی چون ازبکستان کنگره دار و بدون پنجره، با درهای بزرگ چوبی منبت کاری شده است.
ساختار خانه ها
...
"خطای نامه شرح مشاهدات سید علی اکبر خطائی درباره چین" در اوایل قرن 16م. همزمان با پادشاهی شاه اسماعیل صفوی که نخستین مآخذ مستند، مستقل و مفصل در مورد چین به نام خطای نامه توسط سید علی اکبر خطائی بازرگان و به قولی «ایلچی ایرانی» که به چین سفر کرده بود، به فارسی نگاشته شد و به سلطان سلیم عثمانی تقدیم گردید. (922 ق1516/م)
شامل دو مقدمه بر چاپ اول و دوم و سپس یک خطبه و یک مقدمه از مولف نقل شده است، در ادامه، کتاب به 21 باب تقسیم یافته است. پایان کتاب نیز دارای خاتمه ای می باشد. همچنین فهرست اعلام و لغات، پیوست ها و فهارس در انتهای کتاب قید شده است.
وی در این کتاب نکات خاصی از جامعه چین را مورد مشاهده و بررسی قرار داد و از توجه خاقان چین به اسلام و مسلمانان و تقید مردم به قانون، تعریف و تمجید نمود و از وضعیت راه ها، ادیان، شهرها، حصارها و خزینه های شهر، زندان ها، اعیاد، آداب و رسوم، خرابات، هنر، نجوم، کشاورزی، پول و نگارخانه چینی به تفصیل صحبت کرده و نوشته است: ... قانون نگاه داشتن ایشان به مرتبه ای است که اگر پدر را از پسر و پسر را از پدر و مادر سرموئی خلاف قانون ببیند بلا توقف برود و غمز کند و خلعت و بخشش بیابد و به کشتن بدهد و باک ندارد و از خرد و بزرگ چنان مطیع یکدیگرند که یک کار دوبار فرمودن و یک سخن دوبار گفتن نبود. دریغا این در مملکت های اسلامی بایستی! اگر دوباره کاری را فرموده شود و یا گفته شود در قانون در خورد گناه او انتقام می کنند و رحم نمی کنند از ترس فوت قانون».
اگر چه این کتاب از نظر دارا بودن اطلاعات عینی و دست اول از جامعه چین در نوع خود بی نظیر است؛ اما نتوانست در آن موقع تحولی در شناخت و روابط دو کشور به وجود آورد. این نکته که چرا شاهان صفوی علیرغم دیپلماسی فعالی که در رابطه با کشورهای غربی از خود نشان دادند، هرگز در پی برقراری روابط سیاسی با امپراتوری چین بر نیامدند، می تواند موضوع مناسبی را برای تحقیق تشکیل دهد.
شاید درگیری های مداوم شاهان صفوی در مرزهای غربی و شمال شرقی ایران مانع از آن شد که این سلسله - با آن که می توانست اطلاعات دست اولی از جامعه چین به دست آورد - با این امپراتوری وسیع روابط نزدیکی برقرار نکند.
نهادها و تغییرات نهادی در چین نوشته فی لینگ وانگ و ترجمه محمدجواد ایروانی، کتابی است به زبان فارسی و با موضوع علوم اجتماعی و اقتصاد.
نویسنده در این اثر با توجه به نوع سیاست و حکومت در کشور چین به بررسی تحولات اجتماعی و جنبه های اجتماعی رشد اقتصادی این کشور پرداخته است. هدف او بررسی الگوی توسعه در این کشور است. به نظر مترجم، با توجه به اینکه الگوی چینی توسعه امکان تأثیرگذاری الگوی ارزشی در نوسازی را به اثبات می رساند، می توان بهره هایی از این الگو در راستای الگوی توسعه و نوسازی ایران برد.
کتاب دارای پیشگفتار، محتوای مطالب در پنج فصل و ضمیمه است.
نویسنده مقدمه، محمدجواد ایروانی، ابتدا با توضیحی درباره دسته بندی کلی توسعه و نوسازی به دو مکتب فراگیر نوسازی و وابستگی آغاز می کند. وی سپس درباره محتوای این کتاب چنین گزارش می دهد؛ «نوگرایى در کشور چین را می توان در تقابل با رویکرد اولیه مکتب نوسازى و در قرابت با رویکرد جدید مکتب نوسازى دانست که «توسعه تک‏ خطى» و «تقابل سنت و تجدد» را مردود شمرده است. کتاب حاضر نیز بر این اساس و با تفاوت‏ گذارى بین توسعه و نوگرایى مؤید همین نتیجه ‏گیرى در کشور چین است. توسعه در مفهوم فوق الذکر به معناى فرایند گسترش، بهبود، بسط یا رشد رفتار انسانى تلقى شده است و نوین‏ سازى به معناى تغییراتى نهادى که موجب بهینه‏ سازى نهاد انسانى مى‏ شود. توسعه، فرآیندى مستمر و پایان‏ ناپذیر است که نوین‏ سازى در زیرمجموعه آن داراى پایان نهادى مشخص و شناخته شده است و قالبى است که به عنوان هدف بارز توسعه قابل شناسایی است. چین با تعریف منحصر به خود از مفاهیم مذکور، بر نهاد انسانى به عنوان محور نوین ‏سازى تأکید نمود و توانست الگوى بومى توسعه را در محدوده‏ اى زمانى حداکثر به وسعت حدود نیم قرن تبیین نماید. چین حداقل تا دهه 1980 اصولاً کشورى ماقبل نوگرا، با یک مجموعه درهم تنیده دیرمان، بسیار پایدار و غیر متمایز اجتماعى- سیاسى- اقتصادى بود که بر پایه ساختار خانوادگى استوار شده بود. نقش قدرتمند فرهنگ چین، انزواى بین المللی خودخواسته، فقدان سازمان‏هاى اجتماعى مستقل یا جامعه مدنى و مشروع بودن قدرت سیاسى به شیوه دیکتاتورى- که در زمان رژیم «حزب کمونیست چین، جمهورى خلق چین» به نقطه اوج خود رسید- همگى حکایت از منحصربه فرد بودن مسیر نوین‏ سازى چین دارد.»
نویسنده، ویژگی های ذیل را در توصیف الگوی چینی توسعه برای آن قائل می شود؛ محوریت نهاد انسانى‏، ترویج الگوى تخصیص کار مبتنى بر خانواده‏ و ناپایدارى فرهنگ و ارزش‏.... وی درباره اولین ویژگی معتقد است: «در الگوى نوین ‏سازى چین، دولت به عنوان موتور محرکه دو نهاد دیگر است که نهاد اقتصاد به معناى عام و بازار به مفهوم خاص و نیز نهاد حیات اجتماعى به مفهوم عام و خانواده به مفهوم خاص را کنترل و هدایت مى‏ نماید، لکن به لحاظ ساختارى این الگو بر محور حیات اجتماعى بنا شده است... اصول بنیادین نوین ‏سازى در چین را نهاد حیات اجتماعى و در رأس آن خانواده شکل مى ‏دهد.» او درباره دومین ویژگی هم معتقد است که دولت چین توانست مشکل حجم انبوه جمعیت بیکارش را با بها دادن به ارزش های خانوادگی و خانواده، سامان دهد. وی در ویژگی سوم از تأثیر آئین کنفوسیوسی و اهمیت خانواده در آن و تغییر این نوع نگاه و تسلط نگاه مستبدانه دولتی با ظهور مائو و احساس نیاز به اصلاح این نوع نگاه و بازگشت به مسائل سنتی در چین، صحبت می کند.
مترجم کتاب، در مقدمه به چند امر تذکر می دهد؛ اول: نویسنده کتاب را به دلیل انسجام مطالب، پرهیز از حواشى، انتخاب واحد تحلیل مناسب و استفاده از روش تاریخى‏ می ستاید. دوم «ذکر ویژگى‏هایى همچون موثق نبودن برخى از آمارهاى مربوط به چین و عدم دسترسى به آمارهاى طبقه بندی شده توسط کانال‏هاى رسمى، نویسنده کتاب محلى را براى تردید خواننده در نتیجه‏ گیرى باقى گذاشته است.» سوم اینکه: «نویسنده موفقیت چین در مرحله جدید، حضور همیشگى دولت و نقش آمرانه آن را مورد تردید قرار داده است. به خصوص آن‏که احتمال می ‏دهد که اگر دولت در مقاطع مختلف به ناچار تسلیم ساختارهاى نهادى و از جمله خانواده شده باشد، دستاوردهاى موجود پایدار نبوده و در اولین فرصت ممکن حزب مسیر نوین‏ سازى را تغییر خواهد داد. این در حالى است که عدم کارایی بازار و واگذارى تحولات و توسعه به آن در کشورهاى مختلف به ویژه در کشورهاى درحال توسعه موجب رویکرد جدیدى در سطح بانک جهانى درباره نقش دولت در توسعه تحت عنوان دولت موافق با بازار شده و ژوزف استیگلیتز اقتصاددان برجسته جهان و برنده جایزه نوبل در اقتصاد در سال 2001 دخالت و کارآمدى دولت در کشورهاى درحال توسعه را اجتناب‏ ناپذیر ارزیابى نموده است.» و چهارم اینکه: نویسنده معتقد است توجه به نقش کلی خانواده در نوسازی چین، نشان دهنده امکان پذیر بودن رویکرد ارزشی در برنامه های توسعه است و با توجه به وجود دین اسلام به عنوان فرانهادی که دیگر نهادها را در جهت توسعه ملی تقویت می کند، می توان بهره هایی از الگوی چینی توسعه در راستای توسعه ایران برد.

چین در دانشنامه ویکی پدیا

چین
مختصات: ۳۵° شمالی ۱۰۳° شرقی / ۳۵° شمالی ۱۰۳° شرقی / 35; 103
چین با نام رسمی جمهوری خلق چین (به چینی: 中华人民共和国)، کشوری است که در شرق قاره آسیا واقع شده است. این کشور که پرجمعیت ترین کشور دنیا با بیش از۱٬۳ میلیارد نفر سکنه است، توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تک حزبی اداره می شود. این حزب بر ۲۲ استان، ۵ منطقهٔ خودمختار، ۴ شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگ کینگ) و ۲ منطقهٔ اداری ویژهٔ بسیار خودمختارِ هنگ کنگ و ماکائو حکومت می کند. پایتخت کشور پکن است.
جمهوری مردمی چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع سومین یا چهارمین کشور وسیع دنیا و دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت خاکی (بدون احتساب آب های داخلی) است.
چین چشم انداز طبیعی متنوعی دارد، از استپ های جنگلی و بیابان هایی چون گبی و تکله مکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری ِ روسیه گرفته تا جنگل های زیرگرمسیری در سرزمین های مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته کوه های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم می کنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کم ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴٫۵۰۰ کیلومتر در جنوب شرقی با دریای جنوب چین و در شرق با دریای شرق چین همسایه است که در سوی دیگرش تایوان، کره و ژاپن قرار گرفته اند.
تمدن چین باستان یکی از کهن ترین تمدن های تاریخ است که در سواحل حاصل خیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری ست شکوفا شد. نظام سیاسی چین بیش از ۶ هزار سال مبتنی بر سلطنت مطلقهٔ موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا در حدود ۲ هزار سال پ. م بود. اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان چه این در ۲۲۱ پ. م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور هم چینگ بود که در ۱۹۱۱ با تشکیل جمهوری چین به رهبری کومینتانگ حزب ملی چین، نابود شد. چین در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم میلادی در دریایی از اختلافات و جنگ های داخلی غوطه ور بود که کشور را به دو اردوگاه سیاسی عمده تقسیم کرده بود؛ کومینتانگ و حزب کمونیست چین. مخاصمات اصلی در ۱۹۴۹ با پیروزی کمونیست ها در جنگ داخلی و تأسیس جمهوری مردمی چین در سرزمین اصلی پایان یافت. جمهوری چین به رهبری کومین تانگ پایتخت خود را به تایپه در تایوان منتقل کرد و حکومت آن امروزه به تایوان، کینمن، ماتسو و چند جزیره دوردست دیگر محدود شده است. از آن هنگام جمهوری مردمی چین و جمهوری چین درگیر اختلافات سیاسی شدیدی با یکدیگر در مورد حق حاکمیت و وضعیت سیاسی تایوان بوده اند.
از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریع ترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشته است. این کشور هم اکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکنندهٔ بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمان های چندجانبه ای همچون سازمان تجارت جهانی، اپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به عنوان کشوری دارای سلاح هسته ای از بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است. چین همچنین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیل گران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفته است.
زبان چینی با ۱٬۷۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر گوینده پرشمارترین زبان دنیا به شمار می رود.
«چین» آلبومی از هنرمند اهل یونان ونگلیس است که در سال ۱۹۷۹ میلادی منتشر شد.
تمدن چین: یک ناحیه بزرگ جغرافیایی و فرهنگی است اما چین در موارد زیر نیز کاربرد دارد:
جمهوری خلق چین
جمهوری چین یا همان تایوان
چین خوردگی در زمین شناسی
چین در زمین شناسی خمیدگی در طبقات سنگ است که به علت حرکات پوسته زمین ایجاد می گردد. اگر میزان فشار وارده به لایه های رسوبی کم باشد، لایه های رسوبی به صورت قوس ها (کمان ها) و افتادگی هایی در می آید که به آن ها تاقدیس و ناودیس می گویند. در صورتی که فشارهای وارده زیاد باشد، قسمت بالایی چین خمیده می شود. با بروز چین خوردگی عملیات فرسایشی نیز آغاز شده و برخی قسمت های آن را فرسایش می دهد.
هر چین در لایه های رسوبی بهتر نمایان می گردد. هر لایه به صورت یک صفحه با ضخامتی از چند میلی متر تا چندمتر مشخص بوده است. سطح بالایی و پایینی هر لایه با صفحات دیگر به صورت یک خط که نمایان گر تغییر دو سطح رسوب گذاری است مشخص می گردد و به نام سقف و کف آن لایه است.
«چین» (انگلیسی: China (film)) یک فیلم به کارگردانی جان فارو است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به لرتا یونگ، الن لاد، ویلیام بندیکس، و فیلیپ اهن اشاره کرد.
مختصات: ۳۲°۴۷′۰۷″ شمالی ۴۹°۴۲′۳۲″ شرقی / ۳۲.۷۸۵۲۸° شمالی ۴۹.۷۰۸۸۹° شرقی / 32.78528; 49.70889
چین (کوهرنگ)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
سیارک ۱۱۲۵ (به انگلیسی: 1125 China، نامگذاری:1957UN1) هزار و صد و بیست و پنجمین سیارک کشف شده است که در ۳۰ اکتبر ۱۹۵۷ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۱٫۲۰ است.
چین-آپ (به انگلیسی: Chin-Up) یک حرکت ورزشی است با بارفیکس یا به اصطلاح (در فارسی) بارفیکس زدن به طوری که کف دستان روبه صورت باشد. چین آپ ساده بدین صورت است که بارفیکس را با دو دست گرفته (که کف دستان روبه صورت باشد) به طوری که آرنجتان کاملاً باز باشد سپس خود را بالا می کشید تا چانه به بارفیکس برسد.
چین آن مک کلین (انگلیسی: China Anne McClain؛ زاده ۲۵ اوت ۱۹۹۸(1998-08-25)) یک خواننده، هنرپیشه، خواننده و ترانه سرا اهل ایالات متحده آمریکا است.
از فیلم ها و برنامه های او میتوان به مدرسه نوابغ ، انجیل ، بزرگ شده ها ، بزرگ شده ها ۲ ، چگونه یک پسر بهتر بسازیم ، فرزندان : دنیای شرور و فرزندان ۲ اشاره کرد.
چین او لیکس-کینگ (به انگلیسی: Chain O' Lakes-King) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در فارمینگتون واقع شده است. چین او لیکس-کینگ ۱۴٫۴ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۲۱۵ نفر جمعیت دارد.
چین اییوان (انگلیسی: Qin Yiyuan؛ زادهٔ ۱۴ فوریهٔ ۱۹۷۳(1973-02-14)) بدمینتون باز اهل چین است.
چین باستان تمدنی بسیار قدیمی است. پیشینه این تمدن به بیش از هفت هزار سال پیش می رسد. تمدن چین یکی از قدیمی ترین تمدن های موجود و ادامه دار تاریخ بشریت است.
چین بزرگ و یا منطقه چین بزرگ اصطلاحی است که برای اشاره به سرزمین اصلی چین، هنگ کنگ، ماکائو و تایوان به کار می رود. معنای دقیق چین بزرگ کاملاً روشن نیست و ممکن است از این اصطلاح در امور تجاری یا فرهنگی استفاده شود. به طور خاص، کاربرد اصطلاح چین بزرگ در حوزه سیاسی است؛ این عبارت برای پیوند دادن به مناطق مختلف جغرافیایی چین، تلویزیون های چینی زبان، فیلم و موسیقی کاربرد دارد و جنبه هایی از فرهنگ چین را نمایان می کند. اصطلاح چین بزرگ برای اشاره به گستره کسب و کار/امور اقتصادی چین و بخش های آن مانند تایوان به کار می رود.
اصطلاح چین بزرگ به طور کلی برای اشاره به پیوندهای فرهنگی و اقتصادی مجموعه مناطق چین به کار می رود و معنای حاکمیت نمی دهد. اما برای جلوگیری از هر گونه برداشت سیاسی از این اصطلاح، از عبارتهای جایگزین مانند دنیای چینی زبان یا دنیای Sinophone استفاده می شود.
چین بینی لبی (انگلیسی: Nasolabial fold) یا خط خنده محل جدایی لب بالا از گونه است و از سمت بیرونی پره بینی تا نزدیک گوشه دهان ادامه می یابد و با افزایش سن مشخص تر می گردد.
در صورت دو چین بینی لبی در سوی بینی وجود دارد.
مختصات: ۳۶°۳۷′۵۳″ شمالی ۵۳°۵۶′۲۱″ شرقی / ۳۶.۶۳۱۳۹° شمالی ۵۳.۹۳۹۱۷° شرقی / 36.63139; 53.93917
چین پارچ، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گلوگاه در استان مازندران ایران.
چین تچه (به لاتین: Chintheche) یک زیستگاه انسانی در مالاوی است که در بخش نکهاتا بای واقع شده است.
چین تسی-آنگ (انگلیسی: Chin Tsi-ang؛ ۲۲ فوریهٔ ۱۹۰۹(1909-02-22) – ۱۵ اکتبر ۲۰۰۷(2007-10-15)) یک هنرپیشه اهل چین بود.
وی مادربزرگ هنرپیشهٔ نامدار چین سامو هونگ بود.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به در حال و هوای عشق اشاره کرد.
چین جونجیه (چینی: 秦俊杰) یک هنرپیشه اهل چین است. وی از سال ۲۰۰۶ تا کنون مشغول فعالیت بوده است.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به نفرین گل طلایی اشاره نمود.
چین خوردگی در زمان (انگلیسی: A Wrinkle in Time) یک فیلم در سبک علمی تخیلی - ماجراجویی به کارگردانی ایوا دوورنی با فیلمنامه ای از جنیفر لی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر خواهد شد. داستان این فیلم اقتباسی است از رمانی به همین نام که در سال ۱۹۶۲ به قلم مادلین لنگل به نگارش درآمده است. از ستارگان این فیلم می توان به اپرا وینفری، ریس ویترسپون، میندی کالینگ، گوگو امبتا-را، مایکل پنیا، زک گالیفیاناکیس، کریس پاین و استورم رید اشاره کرد. فیلمبرداری پروژه در ۲ نوامبر ۲۰۱۶ در لس آنجلس، کالیفرنیا آغاز شد. قرار است این فیلم در ۹ مارس ۲۰۱۸ توسط والت دیزنی پیکچرز در قالب آی مکس و سه بعدی رئال دی به اکران در بیاید.
چین خورده دندانان (نام علمی: Ptyctodontida) نام یک راسته از رده پلمه پوستان است.
چین در بازی های المپیک توانسته ۴۷۳ مدال در بازی های المپیک تابستانی و ۴۴ مدال در بازی های المپیک زمستانی کسب کند.
آب بهاره چین، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
آب چین، روستایی است از توابع بخش هزارجریب شهرستان نکا در استان مازندران ایران.این روستا دارای قدمتی بالغ بر ۳۰۰ سال است. از ویژگی های این روستا تابستان های بسیار خنک و تقریباً سرد است. این روستا دارای ۱۰۰ خانوار جمعیت در حال کار و زندگی است.
آبدروشه چین، روستایی از توابع بخش لوداب شهرستان بویراحمد در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
مختصات: ۳۰°۱۵′۴۱″ شمالی ۱۲۰°۱۳′۲۶″ شرقی / ۳۰.۲۶۱۳۹° شمالی ۱۲۰.۲۲۳۸۹° شرقی / 30.26139; 120.22389
آبراه بزرگ چین که به نام آبراه بزرگ پکن-هانژوا نیز شناخته می شود، بزرگترین آبراه باستانی و یا رودخانه مصنوعی جهان است. این آبراه از پکن آغاز شده و پس از گذشتن از شهر تیانجین، از استان های هبی(hebei)، شاندونگ، جیانگسو و ژجیانگ، به شهر هانژوا می رسد. تاریخچه قدیمی ترین بخش های این آبراه به سده پنجم پیش از میلاد مسیح باز می گردد.
مجموع طول این آبراه ۱۷۷۰ کیلومتر است. این آبراه قدیمی ترین و بلندترین مسیر آبی ساخت بشر در چین (و احتمالاً در جهان) است. بیشترین ارتفاع این آبراه در کوهستان شاندونگ قرار دارد، که در بیشترین حالت به حدود ۴۲ متر (۱۳۸ فوت) می رسد.
اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین توسط اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در سال ۱۳۸۰ برای گسترش روابط تجاری ایران با چین تاسیس شده است. در تاریخ 93/09/24 جلسه مجمع عمومی سالانه اتاق ایران و چین که در هتل لاله راس ساعت 8/30 برگزار شد اعضای جدید هیئت رئیسه به شرح ذیل میباشد :
اسدالله عسگراولادی
تعدادی از اعضا هیئت مدیره این اتاق عضو هیئت هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادت تهران نیز هستند که عبارتند از:
مجیدرضا حریری
یوسف باپیری
سیدحسین امینی
فریال مستوفی
مهدی چنگیزی آشتیانی
رویا وزیری
مصطفی مالکی تهرانی
یعقوب استیلاف
سیروس شهسواری
علی وزیری پور
موسی احمد زاده
علی حمزه نژاد
اسدالله عسگراولادی : رئیس هیئت مدیره
مجید رضا حریری : نائب رئیس اول
فریال مستوفی : نائب رئیس دوم
مهدی چنگیزی: عضو هیئت مدیره
یعقوب استیلاف: عضو هیئت مدیره
یوسف باپیری : عضو هیئت مدیره
رویا وزیری : عضو هیئت مدیره
سید حسن امینی : عضو هیئت مدیره
مصطفی مالکی تهرانی : عضو هیئت مدیره
سیروس شهسواری : بازرس
مریم سادات سمیعانی فر: دبیر
اسدالله عسگراولادی کنفدراسیون صادرات
مجید رضا حریری کنفدراسیون واردات
فریال مستوفی کمیسون سرمایه گذاری و تامین مالی
پیشینهٔ ادبیات کلاسیک چینی به دودمان ژو شرقی (۷۷۰ تا ۲۵۶ پ.م.) می رسد که شامل آثار کلاسیک کنفوسیوس هم می شود.
از مهم ترین آثار ادبی کهن چین، کتاب ئی چینگ (易經) است. یی چینگ یا کتاب دگرگونی ها، دستورنامهٔ پیشگویی است و به امپراتور فو شی نسبت داده می شود.
سِر ارنست بوریس چین (۱۹ ژوئن ۱۹۰۶ - ۱۲ اوت ۱۹۷۹) زیست شیمیدان اهل بریتانیا و زاده آلمان بود که در سال ۱۹۴۵ به خاطر کار روی پنی سیلین برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شد.
از چاندی چوک به چین (به هندی: Chandni Chowk to China)فیلمی محصول سال ۲۰۰۹ و به کارگردانی نیخیل ادوانی است. در این فیلم بازیگرانی همچون آکشی کومار، دیپیکا پادوکونه، میتون چاکرابورتی، رانویر شوری، گوردون لیو، کونن استیونز، راجر یوآن ایفای نقش کرده اند.
از مائو به موتسارت: آیزاک استرن در چین (انگلیسی: From Mao to Mozart: Isaac Stern in China) یک فیلم در سبک مستند به کارگردانی مورای لرنر است که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آیزاک استرن اشاره کرد.
اساطیر چین شامل مجموعه ای از پدیده های برخاسته از تاریخ فرهنگی و مذهبی چین، و افسانههای فولکلوریک رایج در این سرزمین می باشند که عمدتاً توسط سنن شفاهی و گاهی توسط منابع مکتوب به عصر کنونی منتقل شده اند. این پدیده ها عبارتند از: اسطوره های آفرینش در فرهنگ چین و همینطور اسطورهها و افسانه هایی در مورد نحوهٔ تأسیس و شکل گیری مقولاتی همچون فرهنگ چینی و دولت در چین. همانند بسیاری از اسطوره های دیگر، در مورد اسطوره شناسی چینی هم اعتقاد بر این است که دست کم بخشی از آنچه که در این مورد ثبت و ضبط شده است، مشتمل بر تاریخ واقعی است.
در اسطوره شناسی چینی، برخی از اسطوره ها در قالب های تئاتری یا ادبی زنده مانده اند و مثلاً به صورت نمایشنامه یا رمان حفظ شده اند. در مورد برخی از این اسطوره ها، پاره ای داستان های اساطیری نیز موجود است که به عنوان شناسانندهٔ ویژگی های هر اسطوره از آنها استفاده شده است.
اسب چین از رودخانه های استان مازندران ایران است.
این رودخانه از کوه های ولگم چال و ماری سرا سر چشمه گرفته پس از عبور از آبادی های مسیر در ۲۷کیلومتری جنوب شرقی تنکابن به دریا می ریزد. آبادی های اطراف این رودخانه عبارتند از: تازه آباد – اسب چین – گراب –علی آباد که سکنه آن به روستای لنگا کوچ کرده اند. عمق این رودخانه در فصول مختلف متغیر است و حداکثر تا ۱٫۵ متر می رسد. در مواقعی که آب رودخانه زیاد باشد از مصب رودخانه تا یک کیلومتری سمت جنوب قابل قایقرانی کوچک می باشد.
کشور جمهوری خلق چین از ۲۲ استان تشکیل شده است. علاوه بر آن چین، مدعی مالکیت تایوان به عنوان یکی از استانهای خود است.
فهرست استانهای چین:
استودان شماره ۱ چین مربوط به الیمائی است و در شهرستان بویراحمد، بخش لوداب، روستای صفرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۷۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
استودان شماره ۲ چین مربوط به الیمائی است و در شهرستان بویراحمد، بخش لوداب، روستای صفر آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۷۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
استودان شماره ۳ چین مربوط به الیمائی است و در شهرستان بویراحمد، بخش لوداب، تنگ دومن واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۷۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
استودان شماره ۴ چین مربوط به الیمائی است و در شهرستان بویراحمد، روستای شهیدپیرایش تنگ دومن واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۷۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
استیت گرید کورپوریشن چین، (به انگلیسی: State Grid Corporation of China) شرکت برق دولتی چین است، (به چینی: 国家电网公司) که بزرگترین ارائه دهنده تجهیزات و تاسیسات الکتریکی، در جهان می باشد.
این شرکت، وظیفه تولید انرژی الکتریکی، انتقال انرژی الکتریکی و توزیع انرژی الکتریکی را، در جمهوری خلق چین بر عهده دارد. ساختمان مرکزی شرکت استیت گراید، در شهر پکن قرار دارد.
شرکت استیت گراید، از ۵ شرکت تابعه منطقه ای تشکیل شده، که از نظر تقسیمات توسط شرکت های تابعه منطقه ای خود، مدیریت می شود. این تقسیمات عبارتند از: مناطق شمالی چین، شمال شرقی چین، شرق چین، مرکز چین و شمال غربی چین. در سال ۲۰۱۱ استیت گراید کورپوریشن، در فهرست فورچون جهانی ۵۰۰، در رتبه هفتم از بزرگترین شرکت های جهان، قرار گرفت.
پیشینه ورود اسلام به چین به پیش از ۶۵۰ میلادی باز می گردد، زمانی که سعد بن ابی وقاص صحابه پیامبر اسلام، سفرایی را به سوی امپراتور گائوتسونگ فرستاد. نتیجه ورود اسلام به چین جمعیتی حدود ۴۰ میلیون مسلمان در چین است که بیشتر آنها در استان های شینجیانگ، گانسو، نینگشیا و چینگهای زندگی می کنند.
نمایش
بحث
ویرایش
منظور از اصلاحات اقتصادی چین (چینی ساده: 改革开放; جینی سنتی: 改革開放; پین یین: Gǎigé kāifàng; literally "Reform & Opening up") برنامهٔ اصلاح اقتصادی به نام «سوسیالیسم با خصوصیات چینی» در جمهوری خلق چین است که از سوی اصلاح طلبان درون حزب کمونیست چین به رهبری دنگ ژیائوپینگ در دسامبر ۱۹۷۸ آغاز شد.
چین پیش از قرن نوزدهم دارای یکی از بزرگترین و پیشرفته ترین اقتصادهای جهان بود. در قرن هیجدهم آدام اسمیت ادعا کرد چین یکی از غنی ترین، یعنی یکی از حاصلخیزترین، کوشاترین، متمدن ترین، با رونق ترین و شهری شده ترین کشورهای جهان است. این اقتصاد از قرن شانزدهم دچار رکود شده بود و از نظر کلی در قرون نوزدهم و بیستم جز دورهٔ مختصر بازیابی در دهه ۱۹۳۰ حتی افول کرده بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با چین

چین در جدول کلمات

چین
پکن
چین بر پیشانی
اخم
چین پوست
چروک
چین پیشانی
اخم
چین خوردگی لباس
کیس
چین روی پوست
یرا
چین ملی
تایوان
چین های ریز و درهم موی سر
وز
چین های موی سر
وز
چین و چروک
یرا

معنی چین به انگلیسی

flexure (اسم)
خم ، خمیدگی ، چین ، انحناء
offset (اسم)
انحراف ، فرزند ، چین ، افست ، چاپ افست ، نقطه شروع مسابقه ، وزنه متعادل ، رقم متعادل کننده ، جابجا سازی
fold (اسم)
تا ، حصار ، چین ، اغل گوسفند ، شکن ، تاه ، دسته یا گله گوسفند ، چند لاءی
fringe (اسم)
چتر زلف ، حاشیه ، لبه ، کناره ، چین ، حاشیه چیندار ، سجاف ، ریشه گذاشتن به
frill (اسم)
لذت ، تزئینات ، چین ، حاشیه چیندار ، پیرایه ، افراط ، زوائد ، تجمل ، چیز بیخود یا غیر ضروری
crispiness (اسم)
تردی ، چین
chitlings (اسم)
چین ، حاشیه چیندار ، روده کوچک خوک
crease (اسم)
چین ، شکن ، خط اطوی شلوار
wrinkle (اسم)
چین ، چروک ، چین خوردگی ، اژنگ
fluting (اسم)
چین ، ارایش راه راه ، ارایش شیاری
crimp (اسم)
مانع ، گول ، چین ، جعد موی ، پیچش وانقباض عضلهدرخواب
chitlins (اسم)
چین ، حاشیه چیندار ، روده کوچک خوک
chitterlings (اسم)
چین ، حاشیه چیندار ، روده کوچک خوک
furbelow (اسم)
چین ، حاشیه چیندار ، چین دوختن روی
lock (اسم)
مانع ، چین ، چفت و بست ، قفل ، طره گیسو ، دسته پشم ، چخماق تفنگ ، سد متحرک ، سدبالابر ، چشمه پل
pucker (اسم)
چین ، جمع شدگی ، چروک
plication (اسم)
چین ، تاه ، چین زنی
plica (اسم)
چین ، شکن ، تاه ، چروک
plait (اسم)
چین ، تاه ، موی بافته ، بافتن گیسو
tuck (اسم)
نیرو ، چین ، زور ، سجاف ، تاه ، تو گذاری ، شیرینی مربا ، بالازدگی ، بالازنی ، شدت زومندی ، شمشیر نازک
pleat (اسم)
چین ، چین و شکن

معنی کلمه چین به عربی

چین
تجعيدة , تعديل , جناح , رتوش , طوية
تجعيدة
تجعيدة
طوية
طوية
انتفاضة
تجعيدة
اعصار
مخبر
محشة
الجمعية الوطنية الشعبية الصينية

چین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی چین

کمیل قیصری ٢١:٢٥ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
سرزمین مرکزی(چینی)
|

پیشنهاد شما درباره معنی چین



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سید ابوالفضل ارتضا > مکسوبه
امیرحسین > fields trip
حسین > چاقال
Parsa > minecraft
ا > Incomes
تیاناز > تیامنی
em .jy > tidalwave
حدیث > مهرشاد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مردم چین   • جمعیت چین 2015   • دیوار بزرگ چین   • نقشه چین   • چین مناطق دیدنی   • جمهوری خلق چین مناطق دیدنی   • نقشه کشور چین   • نقشه چین فارسی   • معنی چین   • مفهوم چین   • تعریف چین   • معرفی چین   • چین چیست   • چین یعنی چی   • چین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چین
کلمه : چین
اشتباه تایپی : ]dk
آوا : Cin
نقش : اسم خاص مکان
عکس چین : در گوگل


آیا معنی چین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )