انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1072 100 1

کاروان

/kArevAn/

مترادف کاروان: قافله، کاربان

معنی کاروان در لغت نامه دهخدا

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِ مرکب ) کاربان. (جهانگیری ). قافله. (برهان ) (غیاث ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). و رجوع به قافله شود. قیروان. (المعرب جوالیقی ج 2 ص 254). (منتهی الارب ). و رجوع به لغت «کاربان » شود. عیر. (ترجمان القرآن ) (دهار). و رجوع به عیر شود. سیاره. (ترجمان القرآن ). جمعیت زیادی از مسافران و سودا گران. (ناظم الاطباء). دسته ٔ مسافرین :
کاروان شهید رفت از پیش
وان ما رفته گیر و می اندیش.
رودکی.
سوی رود با کاروانی گشن
زهابی بدو اندرون سهمگن.
ابوشکور بلخی.
به دستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان.
فردوسی.
شتر بود بر دشت ده کاروان
به هر کاروان بر یکی ساروان.
فردوسی.
به ایران شتروار صد کاروان
ببردند شادان و خرم روان.
فردوسی.
به صد کاروان اشتر سرخ موی
همی هیزم آورد پرخاشجوی.
فردوسی.
کاروانی بیسراکم داد جمله بارکش
کاروانی دیگرم بخشید بختی جمله رنگ.
فرخی.
با کاروان حله برفتم ز سیستان
با حله ای تنیده بدل بافته ز جان.
فرخی.
هر چه پرسیدند او را همه این بود جواب
کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.
لبیبی.
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد.
منوچهری.
یکی کاروان اشتر گشن دادش
هر اشتر بسان کهی از کلانی.
منوچهری.
ندانی که ویران شود کاروانگه
چو برخیزد آمد شد کاروانی.
منوچهری.
چو پولی است زی آن جهان این جهان
برو عبره ما را و ما کاروان.
اسدی.
ز مصر آمده روم را خواسته
یکی کاروانی پر از خواسته.
(گرشاسبنامه ).
ز دروازه هاشان یکان و دوگان
شدند اندر آن شهر بی کاروان.
شمسی (یوسف و زلیخا).
گر نیست طاقتم که تن خویش را
بر کاروان دیو سلیمان کنم.
ناصرخسرو.
چند چپ و راست بتابی ز راه
چون نروی راست درین کاروان.
ناصرخسرو.
وز مطرب و رود و نبید آنجا
پیوسته همه روز کاروانست.
ناصرخسرو.
دردا و حسرتا که مرا دور روزگار
بی آلت سلاح بزدراه کاروان.
مسعودسعد.
مثل ما و دنیا مثل کاروانیست که در فصل گرمای تابستان در زیر درختی منزل کند چندانکه از گرما بیاساید. (مجمل التواریخ والقصص ص 229).
یک خر نخوانمت که یکی کاروان خری
کرد آخورت پر از علف و کفر و زندقه.
سوزنی (از جهانگیری ).
باز پس ماند ز همراهیت گر آصف بود
کاروانی کی رسد هرگز بگرد لشکری.
انوری.
خاقانی است پیشرو کاروان شعر
همچون حباب پیشرو کاروان آب.
خاقانی.
کاروان عشق را بیّاع جان شد چشم او
دار ضرب شاه زان بیّاع جان انگیخته.
خاقانی.
کاروان منقطع شد از در شهر
رصد از راه کاروان برخاست.
خاقانی.
خبر پرسید از هر کاروانی
مگر کآرندش از خسرو نشانی.
نظامی.
زان همه بانگ و علالای سگان
هیچ واماند ز راهی کاروان.
مولوی.
برخری کز کاروان تنها رود
بر وی آن ره از تعب صدتو شود.
مولوی.
شبگهی کردند اهل کاروان
منزل اندر موضع کافرستان.
مولوی.
چو پیروز شد دزد تیره روان
چه غم دارد از گریه ٔ کاروان.
سعدی (گلستان ).
یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر بر کنار بیشه خفته. (گلستان ). پیاده ای سر و پا پرهنه با کاروان حجاز از کوفه بدر آمد و همراه ما شد و معلومی نداشت. (گلستان ).
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
وه که بس بی خبر از غلغل چندین جرسی.
حافظ.
تو قاصد ار نفرستی و نامه نفرستی
از اینطرف که منم راه کاروان باز است.
قاسمی.
عن ابی عبداﷲ البراثی قال کانت جوهرة (زوجتها العابدة المشهورة) تنتبهنی من اللیل و تقول یا اباعبداﷲ «کاروان رفت » معناه قد صارت القافلة. (صفة الصفوة).
- امثال :
درویش از کاروان ایمن است .
سگ لاید و کاروان گذرد.
من یک تن علیلم و یک کاروان اسیر.
هم دزد می نالد هم کاروان .
رجوع به امثال و حکم دهخدا شود.
|| وکیل. (مهذب الاسماء). || شتر و استر و خر و الاغ را نیز گویند. (برهان ). || قطار. عده ٔ بسیار از شتر و دیگر ستور. || راه گذری و مسافری را نیز گویند که جهت تجارت به جایی رود. (برهان ). سیار.
- کاروان از کاروان نگسستن ؛ آمدن متوالی کاروان. پیوسته و پی در پی آمدن کاروان :
تا جود اوبراه اَمَل گشته بدرقه
نگسست کاروان مکارم ز کاروان.
مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص 367).
گرفته راه امید نشسته رهبان عقل
که کاروان سخاش نگسلد از کاروان.
مسعودسعد (دیوان ص 414).
تا بود بر راه جودش قافله بر قافله
نگسلد در راه شکرش کاروان از کاروان.
معزّی.

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) نام ناحیتی به بلوچستان.

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان منجوان بخش خدا آفرین شهرستان تبریز. در 17500 گزی جنوب خداآفرین و 16500 گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و معتدل و دارای 84تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) رجوع به کادیجان و رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 شود.

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) دهی از بخش قشم شهرستان بندرعباس ، واقع در 39هزارگزی باختر قشم و 12هزارگزی شمال راه مالرو قشم به صلخ. جلگه و گرمسیر و مالاریائی و دارای 255 تن سکنه است. آب آن از چاه و باران است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صید ماهی است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه سراب به اردبیل میان سیستان و صائین در 133800 گزی تبریز.

معنی کاروان به فارسی

کاروان
عدهای مسافرکه باهم سفرکننددرقدیم گروهی مسافررامیگفتندکه سواربراسب واسترباهم مسافرت میکردند
( اسم ) گروهی مسافر و زایر و سود اگر که با هم مسافرت کنند و دارای زاد و توشه و ستوران باشند قافله : [ با کاروان حله برفتم ز سیستان با حل. تنیده ز دل بافته ز جان ] . ( فرخی ) ۲ - قطار شتر و استر و الاغ : [ شتر بود بر دشت ده کاروان بهر کاروان بر یکی ساروان ] . ۳ - کار گزار وکیل . یا کاروان شادی . کارنا وال یا کاروان شتر . قافلهای از شتران . یا کاروان از کاروان نگسستن . پیاپی آمدن کاروان : [ گرفته راه امید نشسته رهبان عقل که کاروان سخاش نگسلد از کاروان ] . ( مسعود سعد )
نام محلی کنارراه سراب به اردبیل
کاروانسرای
( اسم ) راه کاروان . راهی که کاروان از آن عبور کند
راه کاروان رو
( مصدر ) حمله کردن دزدان و قاطعان طریق به کاروان : [ اگر سلطان دفع دزدان نکند ببازوی خود کاروان میزند ] . ( مجالس سعدی )
حمله دزدان به کاروان
( صفت ) دزدی که بکاروان حمله میکند و پول و اثاث. کاروانیان را بغارت میبرد : [ گر شمه کردنی بر دل عنانی زن خمار آلوده چشمی کاروان زن ] . ( نظامی )
دزدی که کاروان می زند
حمله بکاروان و غارت پول و اثاث. کار وانیان : [ و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردن ] . ( بختیار نامه )
لخت کردن کاروانیان
قافله سالار
کارناوال
قافله ای از اشتران طریده
( صفت ) دزدی که بکاروان زند : [ و این ( ترکان گنجینه ) مرمانی اند دزد پیشه کاروان شکن و شو خروی ... ] . ( حدود العالم تهران )
دزد که به کاروان زند
نام موضعی در حوالی بلخ
[main body] [علوم نظامی] بخش عمده یا ناوهای اصلی یک آرایش دریایی
چراغی باشد که کاروانان بر چوبی بلند بر افروزند تا واماندگان و مترددان بروشنائی آن بماوای خود برسند باسانی .

معنی کاروان در فرهنگ معین

کاروان
[ په . ] (اِمر.) قافله ، عده ای مسافر که با هم حرکت کنند.

معنی کاروان در فرهنگ فارسی عمید

کاروان
۱. گروه مسافرانی که باهم سفر می کنند.
۲. [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می آید.
۳. اتاقک چرخ داری که به پشت اتومبیل وصل می شود و برای حمل کالا، حیوانات، و اقامت در سفر مورد استفاده قرار می گیرد.
* کاروان زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] دزدیدن اموال مسافران کاروان با حمله به آن.
= کاروان سرا
راهی که کاروان از آن عبور می کند.
۱. دزدی که به کاروان حمله کرده و اموال کاروانیان را غارت می کند.
۲. [مجاز] دلربا.
رئیس و سرپرست کاروان، قافله سالار.
۱. ساختمانی بزرگ در داخل شهر یا میان راه که کاروان ها در آنجا اقامت می کردند، کاروان خانه.
۲. [عامیانه، مجاز] جایی که رفت وآمد در آن زیاد است: خانهٴ ما کاروان سرا شده.
۳. [قدیمی، مجاز] دنیا.
نگهبان کاروان سرا.
= کاروان زن
= کاروان سالار
۱. (نجوم) = شِعرا = شعرای یمانی
۲. (زیست شناسی) درختچه ای با ساقۀ سفید که معمولا در نقاط کوهستانی می روید.

کاروان در دانشنامه اسلامی

امام حسین(علیه السّلام) یکشنبه ۲۸ رجب سال شصت هجری، شب هنگام به همراه جمعی از بنی هاشم و برادران، به جز محمد بن حنفیه، و برادرزادگان و عموزادگان که تعدادشان به ۲۱ نفر میرسید، از شهر مدینه خارج شد و به سوی مکه حرکت کرد. از میان مورخان، ابوحنیفه دینوری با تفصیل بیشتری درباره همراهان امام گزارش داده است: وقتی که روز به پایان رسید و شب، سیاهی خود را گستراند، حسین _رضی الله عنه_ به سوی مکه روانه شد.
در این سفر دو خواهرش ام کلثوم و زینب و فرزندان برادرش و برادرانش ابوبکر، جعفر، عباس و عموم افراد خاندانش که در مدینه بودند، به جز محمد بن حنفیه او را همراهی کردند. اما عبدالله بن عباس چند روز قبل از آن به مکه رفته بود. وقتی که امام حسین(علیه السّلام) از مدینه خارج شد، این آیه را خواند: فخرج منها خائفا یترقبا قال رب نجنی من القوام الظالمین، ؛ «آن گاه (موسی) از آنجاکه متعاقبا در فصل «ورود امام به مکه» ذکر خواهد شد، آغاز حرکت حضرت موسی از مصر را حکایت می کند که جون در برابر زورگویی های قبطی ها (هم نژادهای فرعون) در نزاع بین یک قبطی و یک سبطی (اسرائیلی)، از سبطی حمایت کرد و در این ماجرا یک قبطی کشته شد، ماموران فرعون بسیج شدند تا او را دستگیر کنند و او با بیم و امید دور از چشم فرعونیان مصر را ترک کرد (مصر) ترسان و نگران بیرون رفت (و) گفت پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده». (این گزارش نه تنها با خروج سریع و پنهانی امام حسین(علیه السّلام) از مدینه، همراه با بیم و امید، سازگار نیست، بلکه اشکال های متعدد دیگری نیز دارد؛ از جمله: الف) حرکت امام از مدینه به مقصد عراق و کربلا معرفی شده است؛ در حالی که حضرت از مدینه عازم مکه بود؛ ب) از امام حسین(علیه السّلام) با عنوان پادشاه حجاز یاد شده و برای او موکب مجلل شاهانه تصویر شده است؛ به طوری که کجاوه ها با پارچه های حریر و دیبا پوشیده شده بوده است!؛ ج) بعضی از بانوان، جزء همراهان کاروان حسینی، آورده شده که حضور آنها در کربلا محل بحث است و حضور بعضی از آنها در هیچ منبع دیگری ذکر نشده است؛ د) گروهی تماشاچی از بنی هاشم تصویر شده که شاهد حرکت امام بوده و برای وداع آمده بودند و اهل مدینه یکپارچه در وداع امام ناله و فریاد سرداده و گریه کرده اند، که این مستلزم حرکت آشکار و آزادانه امام است.)
نامه نگاری اهل کوفه با امام
نامه نگاری اهل کوفه به امام و دعوت او از مدینه به عراق، که در هیچ منبع قدیمی نیامده است. درباره آغاز نامه نگاری کوفیان با امام، در فصل سوم از کتاب مقتل جامع سیدالشهدا، تحت عنوان «ساختار سیاسی_مذهبی کوفه» به تفصیل بحث شده است. با توجه به آنچه گفته شد، این گزارش نمی تواند درست باشد.) امام حسین(علیه السّلام) برخلاف ابن زبیر از بیراهه نرفت؛ بلکه از جاده اصلی طی طریق کرد و در جواب مسلم بن عقیل که پیشنهاد داد آن حضرت نیز مانند ابن زبیر از بیراهه برود، فرمود: «من تا خانه های مکه را مشاهده نکنم، از این راه جدا نمیشوم، یا خدای تعالی به آنچه راضی است و دوست دارد، حکم کند». آن گاه به شعر یزید بن مفرغ حمیری تمثل جست:لا ذعرت السوام فی فلق الصبح مغیرا و لا دعیت یزیدایوم اعطی من المهابة ضیما و المنایا یرصدننی ان احیدا(من آن قهرمان دلیر نباشم که هنگام حمله ام (به دشمن) در سپیده صبح، حیوانات بیابان به وحشت میافتادند، و اسم من یزید مفرغ نباشد؛ اگر از بیم مرگ، دست بیعت در دست دشمن بگذارم، چه آنکه راه گریزی از مرگ نیست و هرچه از مرگ فرار کنم مرگ در کمین من خواهد بود.)
خروج امام حسین از مدینه
امام حسین(علیه السّلام) ۲۸ رجب از مدینه حرکت کرد و سوم شعبان به مکه رسید. به نظر می رسد ان حضرت این مسیر را بسیار سریع طی کرده است. (کاروان ها در اعصار گذشته و با وسایل نقلیه آن زمان، این مسافت را که با جاده کنونی در حدود پانصد کیلومتر است، در حدود ده روز طی می کردند. چنان که به نقل واقدی، سپاه قریش در جنگ احد، در عرض ده روز این راه را طی کرد ؛ همچنین پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلّم) هنگام هجرت، در عرض هشت روز این راه را طی کرد. اما در پاسخ به اینکه چرا امام حسین(علیه السّلام) مانند ابن زبیر از بیراهه نرفت و اصرار داشت که از جاده اصلی طی طریق کند، می توان گفت علاوه بر اینکه از بیراهه رفتن نوعی فرار تلقی میشد و با شان آن حضرت سازگار نبود، از جاده اصلی رفتن، به نحوی تبلیغ برای حرکت آن حضرت نیز به شمار می آمد و قافله های مسافران میان راه مکه و مدینه، خروج آن حضرت را از مدینه مشاهده می کردند و خبر خروج ایشان در سرزمین های مختلف پراکنده می شد و برای مردم این پرسش پیش میآمد که چرا امام حسین علیه السّلام با خاندان و اهل و عیال، از وطن خود و حرم جدش بیرون آمده و به سوی مکه روانه است؟ درهرحال برخلاف داستان فرار ابن زبیر، این بار حاکم مدینه کسی را به تعقیب امام نفرستاد. شاید این مسئله از روحیه ولید ناشی شده باشد که سعی داشت با امام حسین(علیه السّلام) درگیر نشود؛ چنان که نقل شده است: شب اول، ولید شخصی را به منزل امام حسین(علیه السّلام) فرستاد تا ببیند ایشان از مدینه بیرون رفته است یا نه. وقتی آن شخص برگشت و خبر داد که حسین را نیافته است، ولید گمان کرد امام از مدینه خارج شده است. لذا خوشحال شد و گفت: حمد خدای را که او رفته و ما به خون او مبتلا نشدیم. ولی صبح که شد امام به خانه برگشت. به نقل ابن اعثم و خوارزمی، بعد از اینکه امام حسین(علیه السّلام) و ابن زبیر به سوی مکه رفتند، ولید نامه ای به یزید نوشت و در آن، اوضاع اهل مدینه و ابن زبیر را گزارش کرد و همچنین درباره حسین بن علی(علیه السّلام) نوشت: او با ما، در امر خلافت بیعت نکرده است. وقتی این نامه به دست یزید رسید، بسیار عصبانی شد؛ به گونه ای که چشمانش منقلب شد (زیرا وقتی یزید خشمگین می شد، چشمانش لوچ می گشت). سپس در جواب او نوشت: ... هنگامی که نامه من به دست تو رسید، برای اطمینان خاطر، بیعت مجددی از اهل مدینه بگیر و عبدالله بن زبیر را رها کن؛ زیرا او تا زنده است، نمی تواند از دست ما نجات یابد؛ ولی باید سر حسین بن علی با نامه همراه باشد. اگر این کار را انجام دادی، جایزه بزرگی نزد من داری و از بهره فراوان برخوردار هستی. بالاخره یزید تصمیم گرفت ولید بن عتبه را به دلیل ناتوانی اش در جلوگیری از خروج امام، از حکومت مدینه عزل، و عمرو بن سعید اشدق را به جای او نصب کند. این چنین او هم زمان والی هر دو شهر مکه و مدینه شد.
خدمه کاروان به خدمتگزاران کاروانهای حج می گویند و از آب در باب صلات و حج سخن گفته اند .
به خدمتگزاران و کارگزاران کاروانهای حج ، خدمه کاروان می گویند .
کاربرد خدمه کاروان در فقه
از آن در باب صلات و حج سخن گفته اند.
نماز خدمه کاروان
نماز خدمه کاروان از جهت قصر و اتمام ، حکم نماز حمله دار را دارد.
حج و خدمه کاروان
...



کاروان در دانشنامه ویکی پدیا

کاروان
کاروان در قدیم به گروهی از مردم که با تعداد زیادی شتر، اسب و خر و قاطر به قصد سفر تجاری و زیارتی عازم مقصدی طولانی می شدند کاروان می گفتند به عبارت دیگر دسته ای از مسافران که معمولان با قصد تجارت باهم سفر می کنند. کاروان معمولان در مناطق بیابانی به خصوص در جاده ابریشم برای ایمن ماندن از راهزنان، گروهی حرکت می کرده اند. کارون واژه ای فارسی می باشد که در زبانهای دیگر هم به همین نام و مفهوم به کار برده می شود.
کاروان شتر
بارانداز
عکس کاروان
کاروان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نیسان کاروان
ماشین کاروان
کاروان
انتشارات کاروان
کاروان سرا
کاروان نام یک تصنیف است با خوانندگی غلامحسین بنان که در گوشهٔ دیلمان از آواز دشتی اجرا شده است.
پیرنیا، شاهرخ (۱۳۸۹). «یادی از خانه مشیرالدوله و خاطراتی از پدرم داود پیرنیا». بخارا (۷۵): ۵۵۵–۵۶۹. دریافت شده در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
تهرانی، امیرحسین (۱۳۷۳). «یادی از استاد آواز ایران (به مناسب هشتمین سال درگذشت غلامحسین بنان)». ادبستان فرهنگ و هنر (۵۲): ۲۶–۲۷. دریافت شده در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
صبا، منتخب الملوک (۱۳۸۱). «خاطره هایی از پدر و همسر». مقام موسیقایی (۱۸): ۴۱–۴۴. دریافت شده در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
میرعلینقی، سید علیرضا (۱۳۷۶). «سروده های محلی در اقلیم نوا». شعر (۲۱): ۲۰۸–۲۱۳. دریافت شده در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
روحانی، تقی. «گل های رنگارنگ ۲۱۷». دریافت شده در ۲۲ فوریه ۲۰۱۹.
سیجانی، ندا (۶ شهریور ۱۳۹۶). «نوازنده ای که تاریخ زنده موسیقی ایران است». ایران آنلاین. دریافت شده در ۱۳ فوریه ۲۰۱۹.نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (رده)
نوسخن. «دیوان رهی معیری».
این تصنیف نخستین بار در برنامهٔ رادیویی گل های رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۷ ب، با همکاری مرتضی محجوبی (آهنگساز) و رهی معیری (شاعر) اجرا شده است. در این برنامه ابتدا یک قطعهٔ چهارمضراب از ابوالحسن صبا اجرا می شود، سپس بنان یک قطعهٔ آوازی در گوشهٔ دیلمان از آواز دشتی و پس از آن تصنیف کاروان را با آهنگسازی محجوبی و شعر معیری اجرا می کند. این قطعات را جواد معروفی برای اجرا با پیانو و ارکستر تنظیم کرده است. بنابر توضیحات تقی روحانی (گویندهٔ برنامه)، اعضای ارکستر گل ها در این برنامه عبارتند از مرتضی محجوبی، جواد معروفی، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، عباس شاپوری، سلیم فرزان، محمد میرنقیبی، علیرضا ایزدی، و امیرناصر افتتاح. برخی منابع به اشتباه حسینعلی وزیری تبار را به عنوان نوازندهٔ ساز قره نی این اثر معرفی می کنند اما مشاهده می شود که تقی روحانی هنگام معرفی اعضای ارکستر گل ها در این اجرا، اسمی از حسینعلی وزیری تبار نمی برد و سلیم فرزان تنها نوازندهٔ قره نی در بین این هنرمندان است. همچنین غلامحسین بنان در یک مصاحبهٔ رادیویی از سلیم فرزان به عنوان نوازندهٔ قره نی این اثر نام می برد. بنابر توضیحات تقی روحانی در ابتدای برنامه، این اثر به یاد رضا محجوبی تنظیم یافته است. از طرفی به گفتهٔ همسر صبا، قطعهٔ کاروان را محجوبی در واکنش به خبر درگذشت صبا خلق کرده است و ترجیع بند شعر آن («با ما بودی، بی ما رفتی») نیز به همین حادثه اشاره دارد. اما شهرخ پیرنیا فرزند داوود پیرنیا ساخت این قطعه را به یک گردهمایی هنرمندان در منزل پدرش منتسب کرده است. تصنیف کاروان یکی از آثار گرانبهای بنان دانسته می شود.
تاکنون خوانندگان فراوانی این تصنیف را بازخوانی کرده اند از جمله محمدرضا شجریان (در یک اجرای خصوصی همراه با سه تار پرویز مشکاتیان و نی محمد موسوی) و مرضیه (برنامهٔ رادیویی گل های رنگارنگ شمارهٔ ۲۲۰).
کاروان یکی از خودروهای شرکت سایپا است. تولید این خودرو به دلایلی مانند کیفیت پایین و نداشتن امکانات ایمنی و رفاهی کافی، متوقف شد.نبو
این خودروی از موتور ۴ سیلندر ۲٫۴ لیتر با قدرت ۱۰۵ اسب بخار بهره می برد و مصرف سوخت آن با سیستم گیربکس ۵ سرعتهٔ دستی در سیلکل شهری ۱۲٫۲ و در بزرگراه ها ۶٫۳ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است. کاروان سایپا با سه ردیف صندلی، ۷ سرنشینه است و حداکثر وزن بار قابل حمل آن ۶۰۰ کیلوگرم است.
حداکثر سرعت:۱۷۰ کیلومتر در ساعت
موتور ۴سیلندر
کاروان (به هندی: Caravan) فیلمی محصول سال ۱۹۷۱ و به کارگردانی ناصر حسین است. در این فیلم بازیگرانی همچون جیتندرا، آشا پارک، آریونا ایرانی، هلن، مراد ایفای نقش کرده اند.
۱۴ اکتبر ۱۹۷۱ (۱۹۷۱-10-۱۴)
کاروان (به هندی: Karwaan) فیلمی محصول سال ۲۰۱۸ و به کارگردانی آکاراش خورانا است. در این فیلم بازیگرانی همچون عرفان خان، دولکوئر سلمان، میتیلا پالکار، کریتی کارباندا، آمالا آکیننی، بینا بانرجی ایفای نقش کرده اند.
۳ اوت ۲۰۱۸ (۲۰۱۸-08-۰۳)
کاروان یک روستا در ایران است که در دهستان رمکان واقع شده است. کاروان ۵۹۸ نفر جمعیت دارد.
کاروان اسلام یا البعثة الاسلامیة الی البلاد الافرنجیة نام اثری از صادق هدایت است.
آقای تاج المتکلمین به سمت ریاست.
آقای عندلیب الاسلام به سمت نائب رئیس
آقای سکان الشریعه عضو مشاور و محاسب
آقای سنت الاقصاب به سمت تند نویس
آقای الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی به سمت مخبر و مترجم مجله مبارکه المنجلاب سودان (این شخص راوی اول شخص داستان است)
به گفته مجتبی مینوی (دوست و همکار صادق هدایت) این اثر را صادق هدایت در میانه سال های ۱۳۱۲–۱۳۱۳ نوشته است.
اثر با رویکردی هجوآمیز به سرگذشت و فراز و نشیب های سفر چند تن از مبلغان اسلام به بلاد اروپایی می پردازد. اسامی این افراد عبارت اند از:
البعثة الاسلامیه الی بلاد الافرنجیه رساله طنزآمیزی از صادق هدایت است. هدایت در این اثر با استفاده از تمثیل های طنز تلخ مذهبی رفتار توده ای از زوار را مورد انتقاد قرار می دهد. هدایت در این کتاب روحانیون اسلامی یا به اصطلاح آخوندها را به باد انتقاد گرفته و با لحنی تمسخرآمیز بیان می کند که آخوندها تنها برای منافع شخصیشان خود را بدین لباس درآورده اند. داستان این کتاب که از زبان یک خبرنگار عربی نقل شده بدین شرح است: که عده ای مذهبی در جلسه ای تصمیم می گیرند که برای مسلمان کردن سرزمین های کفر به آنجا سفر کنند لذا گروهی گرد آمده و با پولی که از مردم جمع آوری کرده اند سفر را آغاز می کنند؛ اما یکی از اخوندها که مسئول نگهداری از پول ها بوده و خیلی ادعای روحانیت داشته ضمن سفر با پول ها فرار می کند و بقیه آخوندها در کشورهای اروپایی ماندگار و به رقص و آواز روی می آورند که خبرنگار در آخر داستان با آن ها روبرو می شود و داستان را از زبان آن ها می شنود.
کاروان پیکچرز (انگلیسی: Caravan Pictures)؛ از جمله شرکت های زیرمجموعهٔ استودیو والت دیزنی بود و توسط راجر بیرنبائوم و جو روث در ۱۹۹۲ میلادی راه اندازی شد.
کاروان سرای خان اسعد پاشا (عربی: خان أسعد باشا‎) بزرگترین کاروانسرای در قسمت قدیمی دمشق به مساحت ۲،۵۰۰ مترمربع و به سبک معماری عثمانی در البوزوریاح واقع شده است. فرمانداری دمشق، در بین سال های ۱۷۵۱ تا ۱۷۵۲ در این مکان بوده است. از خان اسعد پاشا به عنوان یکی از بهترین خان های دمشق یاد می کنند.
کاروانسرای دالکی (دشتستان)، واقع در شهر دالکی از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است. فاصله کاوانسرا دالکی تا شهر بوشهر حدود ۹۵ کیلومتر می باشد و بین دو کاروانسرای بزرگ برازجان در دشت و کاروانسرای الحاق پل مشیر در منطقه کوهستانی در فاصله ۱۵ کیلومتری شمال دالکی واقع شده است.
حاتم، محمد، بن غریب، «تاریخ عرب الهولة»، چاپ سوم، قاهره (مصر): دارالعرب للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۹۹۷ میلادی به (عربی).
صدیق، محمد، عبدالرزاق، «صهوة الفارس فی تاریخ عرب فارس»، چاپ دوم،: مطبعة المعارف، انتشار سال ۱۹۹۳ میلادی به (عربی).
دکتر: رازی، عبدالله، (ازسلسلهٔ ماد تا انقراض سلسلهٔ قاجاریه) چاپ ششم، چاپخانهٔ: اقبال، انتشار سال ۱۳۶۳.
آثار زیبایی این کاروانسرا در ۲۳ کیلومتری شمال شهر برازجان و در کنار راه قدیمی شیراز به بوشهر و در وسط «شهر دالکی» بر جای مانده است، این بنا ازاواخر دورهٔ قاجاریه وجود دارد و به نام کاروانسرای «دالکی» معروف است. این اثر ارزشمند به دستور مشیرالدوله والی وقت فارس و توسط شخصی به نام محمد رحیم بنا شد. این کاروانسرا از جمله بناهای حیاط دار چهار ایوانی است که فرم رایج معماری وقت در آن رعایت شده است. حیاط مرکزی آن دارای ابعادی در اندازه ۷/۳۰ × ۳۰/۶۰ است. پیرامون کاروانسرا دو ردیف بنا وجود دارد که در بخش پیشین اتاقهایی موجود است که بدون واسطه به داخل حیاط راه می یابند. این اتاق ها یک اتاقک کوچک را نیز در پیش دارند. در بخش پشتی تالارهای ستون داری است که به منظور نگهداری چهار پایان یا اصطلاحاً اصطبل ایجاد شده است. عمده مصالح تشکیل دهنده آن قلوه سنگ های رودخانه ای و ملات گچ است. در چهار گوشه بیرونی کاروان سرا برج هایی قرار گرفته که به وسیله درگاه کوچکی به فضای داخلی کاروان سرا راه پیدا می کردند. این برج های مدور دارای تزیینات گچبری هستند. به منظور دید پاسداران کاروان سرا، روزنه هایی در این برج ها منظور شده است. این بنا که در یک طبقه بوده در چندین مرحله مورد مرمت واقع شده است. لازم است ذکر شود که این اثر تاریخی به شماره ۲۰۸۳ در شماره آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
آتش کاروان یکی از قطعات مشهور موسیقی ایرانی ترانه ای است با شعری تمثیلی از بیژن ترقی و آهنگ علی تجویدی. دلکش این ترانه را نخستین بار، در دهه ۳۰ خورشیدی خواند. این کار در دستگاه شور است. سال ۱۳۸۵ نیز کتاب آتش کاروان که مجموعه اشعار بیژن ترقی بود با حضور محمد رضا شجریان رونمایی شد.
آتشی ز کاروان جدا مانده این نشان ز کاروان به جا مانده
یک جهان، شرار ِتنها مانده در میان صحرا به درد خود سوزد، به سوز خود سازد
سوزد از جفای دوران فتنه و بلای طوفان فنای او خواهد، به سوی او تازد
انتشارات کاروان به سال ۱۳۷۶ با مدیریت آرش حجازی، نویسنده و مترجم ایرانی، تأسیس شد که عمده فعالیت آن در زمینه هایی همچون ادبیات داستانی، شعر و ادبیات نوجوانان می باشد. کاروان ناشر انحصاری همهٔ کتاب های پائولو کوئلیو در ایران و به زبان فارسی است. انتشارات کاروان از سال ۱۳۸۱، جایزه ادبی یلدا را بنیان گذاری کرد و تا کنون چهار دوره از این جایزه را اهدا کرده است. این انتشاراتی همچنین از سال ۱۳۸۳، ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرده است. جشن کتاب به داستان کوتاه، اطلاعات عمومی و معرفی و بررسی کتاب می پردازد.
نسخه الکترونیکی مجله جشن کتاب بر روی اینترنت
خورشید کاروان نام تئاتری به نویسندگی ابوباسم(محمد) حیادار و کارگردانی محمود فرهنگ است که بیست و هفت سال است در ایام محرم و صفر روی صحنه می رود. این نمایش در کشورهایی از جمله انگلیس، هلند، امارات و شهرهای مختلف ایران اجرا شده است.
نقد نمایش «خورشید کاروان»: ۱۳ سال بی وقفه و با شور و احساس
شماس شامی؛ نگاهی تازه به وقایع پیرامونی عاشورا
این نمایش با بهره گیری از داستان مشهور دیر راهب به واقعه پس از عاشورا می پردازد.
این نمایش براساس نمایش هیهات نوشته ابوباسم حیادار و با بازنویسی مهدی متوسلی است.
انوشیروان ارجمند طی ۱۲ سال در نقش راهب مسیحی در این نمایش را تا زمان فوت خود به عهده داشته است که در سال ۱۳۹۴ جلیل فرجاد نقش آفرینی راهب مسیحی را برعهده گرفته است. بازیگران این نمایش در سال ۱۳۹۴ جلیل فرجاد، کرامت رودساز، اسدالله بابایی، فرهاد بشارتی، مهدی امینی و همچنین گروه همسرایی به سرپرستی محمد سراج بودند. وباری دیگر در ایوانکی در سال ۹۷ بر روی صحنه رفت
دانشگاه کاروان دانشگاهی خصوصی در شهر کابل، افغانستان است.
فهرست دانشگاه های افغانستان
دانشگاه کاروان در سال ۲۰۰۸ در کابل تأسیس شد.
دوج کاروان (Dodge Caravan) نام یک اتومبیل آمریکایی ساخت کمپانی داج است و خودرویی خانوادگیست که از سال ۱۹۸۴ تا کنون تولید شده است. طراحی آن موتور جلو، خودرو محور جلو، خودرو چهار چرخ محرک بوده است.
در دهه ی ۸۰ میلادی محبوبیت خودروهای استیشن واگن بزرگ و سنگین به عنوان انتخاب خانواده ها در حال افول بود. اما مردم همچنان به اتومبیلی برای انتقال تعداد زیادی از افراد و مقدار زیادی بار نیاز داشتند. کرایسلر پاسخ این نیاز را در سال ۱۹۸۴ با این نام به میان آورد: مینی ون.
به دلیل این که مینی ون ها بر مبنای خودروهای سواری ساخته شده بودند و نه کامیون ها و وانت ها، در عین حال که همچنان ظرفیت حمل هفت تا هشت مسافر داشتند، نسبت به ون های بزرگ بسیار نرم تر، مقرون به صرفه تر بودند و رانندگی با آن ها بسیار راحت تر بود.
دوج کاروان و هم خانواده های آن، آن قدر موفق بودند که خیلی زود هر خودروساز معتبری در تلاش برای تولید یک مینی ون در بین محصولات خود بود.
ساباط کاروان مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، محله قلعه، کوچه کاروان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۰۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
سسنا ۲۰۸ کاروان (به انگلیسی: Cessna 208 Caravan) یک هواگرد ساختِ کارخانهٔ سسنا در کشور ایالات متحده آمریکا است که در سال ۱۹۸۲ ساخته شد. نخستین استفاده کنندهٔ این هواپیما فدکس اکسپرس بوده است. این هواگرد برای نخستین بار در ۰۱۹۸۲-۰۸-۰۸ ۸ اوت ۱۹۸۲ میلادی مورد استفاده قرار گرفت.
فهرست هواپیماها
«سیاره کاروان» (به انگلیسی: Planet Caravan) تک آهنگی از بلک سبث است که در سال ۱۹۷۰ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم پارانوید قرار داشت.
گروه هوی متال پنترا در سال ۱۹۹۴ «سیارهٔ کاروان» را کاور کردند که در قالب تک آهنگ و یکی از قطعات آلبوم به فراتر رانده شده منتشر شد.
ماشین کاروان یا خودروِ کاروان یا آر وی (به انگلیسی آمریکایی: RV، مخفف recreational vehicle به معنی خودرو تفریحی، انگلیسی بریتانیایی: Camper van) به آن دسته از خودروهایی گفته می شود که دارای طولی بلند هستند و در پشت سر راننده امکاناتی گوناگون ازجمله برای خواب، آشپزی و دستشویی دارند. این خودروها از خودروهای کلاس ون حجیم تر و با امکانات بیشتر هستند.
خودرو کاروان را می توان تلفیقی از اتوبوس و کامیون دانست.
نیسان کاروان (Nissan Caravan) خودرویی است که از سال ۱۹۷۳ تا کنون در استان کاناگاوا، ژاپن و فیلیپین تولید شده است.
طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کاروان در دانشنامه آزاد پارسی

کاروان (caravan)
گروهی از مسافران یا بازرگانان که برای کمک متقابل و دفاع از یکدیگر در حین سفر در سرزمین های نامسکون یا کشورهای خصم با هم متحد شده و سازمان یافته اند. سابقۀ تجارت کاروانی در خاورمیانه به عهد تمدن های باستانی بازمی گردد و به نظر می رسد پیش از آغاز تجارت دریایی بسیار رایج بوده است. همۀ امور مربوط به سفر کاروان ها از یک نقطۀ حاصل خیز به نقطۀ حاصل خیز دیگری در همان منطقه، می بایست از ابتدا سازمان دهی می شد، زیرا بیابان های پهناور بخش های مسکون را از یکدیگر جدا می کرد و حکومت های محلی قادر به حفاظت از بازرگانان در برابر اشتیاق قبایل به غارت و چپاول اموال آنان نبودند. کاروانیان معمولاً کالاهایی مانند جواهرات، ادویه، عطریات، رنگینه ها، فلزات، چوب های کمیاب، عاج، روغن، و منسوجات (عمدتاً ابریشم) را برای خریدوفروش با خود داشتند و بخش عمدۀ بارهای آنان را شترها از مصر تا بین النهرین و در سراسر شبه جزیرۀ عربستان حمل می کردند. در حدود قرن ۳م پای شتران به شمال افریقا و صحرای افریقا رسید. در آسیای صغیر از الاغ استفاده می شد. در دورۀ حکومت امپراتوری های بزرگ تجارت رونق بسیار داشت، زیرا در این روزگار دولت ها می توانستند مسیرهای کاروان رو را کنترل و از کاروانیان محافظت کنند؛ بسیاری از جنگ ها و فتوحات عهد باستان نیز برای ایمن سازی همین راه ها روی داد. حکومت ها به تأسیس کاروان سرا در طول راه های کاروان رو اقدام می کردند و با احداث این کاروان سراها حرکت سربازان برای امن کردن راه ها نیز سهل تر می شد. در عهد باستان، متناسب با رونق و رکود تجارت در راه های کاروان رو، شهرهایی در مسیر کاروان ها پدید می آمدند یا نابود می شدند. پس از ظهور اسلام، زیارت کعبه نیز عاملی برای تشکیل کاروان های بزرگ زیارتی شد که هر سال از اقصا نقاط جهان اسلام در موسم حج به سمت مکه راه می افتادند. تا دورۀ مدرن، که کامیون و هواپیما وارد عرصۀ تجارت شدند، سیستم تجارت کاروانی تغییر چندانی نیافته بود، و مسافرانی که قصد عبور از صحراهای خشک و سوزان را داشتند به کاروان ها ملحق می شدند.

کاروان در جدول کلمات

کاروان
قافله
کاروان سرا
رباط
کاروان شادی
کارناوال

معنی کاروان به انگلیسی

caravan (اسم)
کاروان
convoy (اسم)
کاروان ، قافله ، بدرقه

معنی کلمه کاروان به عربی

کاروان
قافلة
کرنفال

کاروان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا ١٧:٤٧ - ١٣٩٦/٠٨/٢٤
با کاربان دواملایی است!-
واژه ای فارسی است و caravan برگرفته شده از فارسی است!
|

احمدی ١٥:٠٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
کاروان نام دهستانی است در شهرستان کنارک بلوچستان
|

واژگا ١٠:٣٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
کاروان/کاربان=کا روان
کا=گاو
روان= در حرکت
کاروان=کوچ گله گاو
|

یلدا احمدی ١٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
ون
|

عبدالواحد احمدی ١٨:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/١١
((معرفی آداب و رسوم منطقه کاروان))
منطقه کاروان ،واقع در شهر ستان کنارک بخش زرآباد در جنوبی ترین نقطه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد ،این منطقه از غرب به شهرستان جاسک، و از شرق به شهرستان چابهار ،در جنوب به دریای عمان محدود میگردد،منطقه کاروان از سیزده روستا تشکیل شده و بیش از 5000نفر جمعیت را در خود جای داده است ، دربلوچستان تمام افراد یکسان و برابرند وکسی را بر کسی دیگر رجحان و برتری نیست ، اگر ما در این متن به توصیف منطقه کاروان پرداخته ایم ، هدف مان معرفی آداب و رسوم منطقه کاروان که عضو کوچکی از جمهوری اسلامی ایران است می باشد ،در این میان از شعرها و داستانهای بجا مانده از گذشته، کاروان نشان میدهد که مردمانش از آداب و رسوم خاصی پیروی میکردند،که مختصرا اشاره میشوند مذهب:
تمامی مردم کاروان اهل سنت و پیرو قرآن و سنت میباشند و به مراسمات مذهبی اهتمام ویژه ای دارند .در گذشته مسایل خرافی در میان جامعه رواج داشته ولی خوشبختانه امروز به همت رهبران دینی همچون دکتر احمد سیاد (رح) و دیگر رهبران دینی از اینگونه اعتقادات در جامعه فقط نامی باقی مانده است
طوایف و گروه های نژادی کاروان:
ساکنان اهالی کاروان بلوچ و ازطایفه سنگله میباشند که سرگذشت لقب سنگله یشان از قول شهداد بن شهدوست که شاعر ،تاریخ دان ،و نسب شناس معاصر کاروان بوده قبلا بیان گردید،(زبان)گویش منطقه کاروان بلوچی و گویش شان مکرانی میباشد ،لهجه مردم منطقه کاروان به لهجه های دیگر مناطق بلوچستان با لهجه مردم سرباز نزدیکی بیشتری دارد
ازدواج:
در منطقه کاروان اغلب ازدواج ها به صورت درون فامیلی انجام میشود و نقش انتخاب پسر و دختر وجود ندارد در گذشته های نه چندان دور مراسم جشن عروسی با دهل و شادی برگزاز میشد ولی امروزه به علت تفکر اسلامی که ساز موسیقی را حرام میداند و مراسم جشن عروسی فقط یک روز یا یک شب بدون هیچگونه رقص و دهل و ساز موسیقی برگزار میشود
مراسم عزداری:
هرگاه فردی فوت کند همه اهالی محل و آبادیهای دیگر را خبر میکنند وقت جنازه را مشخص میکنند بعد از اجرای مراسم نماز بستگان میت را تا قبرستان همراهی میکنند ،بعد از دفن جنازه ، مراسم عزداری تا سه روز در خانه فوت شده برگزار میگردد ،همه اهالی محل، و از جاهای دیگر برای ابراز همدردی با خانواده میت در کنار او میمانند و تمامی مخارج دوران عزاداری را اهالی محل جمع آوری مینمایند(لازم به ذکر است این که همه در مراسم عزا مینشینند رسم منطقه است از نظر شرعی ثبوتی ندارد اما تعزیت در اسلام هست)یکی دیگه از آداب و رسوم منطقه کاروان این است هر دیوان و مجلسی که باشد یک نفر را بعنوان بزرگ آن مجلس مشخص میکنند هر کسی که بیایید آن شخص که بعنوان و بزرگ دیوان مشخص شده از آنها حوال پرسی میکنه و آنها که به آن مجلس میایند آنها هم یک نفر را بعنوان پیش سلام خود مشخص میکنند زمان قدیم که ماشین نبوده با شترها و الا غ هایشان می آمده اند نزدیک یک کیلومتر یا 500متر فاصله از آن محله پیاده میشده اند و پیاده می آمده اند تا نزدیک آن دیوان افرادی هم از آنها اسقبال میکردند شترها و الاغ هایشان را می بستند و آنها می آمدند ،(این زمان الاغ هابود)و آن فرد که بعنوان پیش سلام مشخص شده سلام میدهد اگه مجلس عزای باشد آن شخص که بزرگ مجلس است و نزدیکان درجه یک میت از جلویشان بلند میشوند و آن فرد پیش سلام دقت میکند قبل از همراهانش نمی نشیند همه با هم مینشینند و آن فردی که بزرگ دیوان است با آنها حوال پرسی میکند بجز آن پیش سلام کسی دیگه جوابش را نمیدهد همه سکوت میکنند اگه سوالی پرس یده شود فقط همان فرد که پیش سلام بوده جواب میدهد و دیگرهمراهانش سکوت میکنند ورسم بر این است که هر کس در مجالس لنگ بهمراه دارد و صندلی بلوچی (به بلوچی پلتری ) میبندد ،در مجلس حرفهای بی جا و زشت بیان نمیکنند( حتی در زمان قدیم اینطور بوده اگه کسی از بزرگان دیوان داشت صحبت میکرد وفرد کم سن و سالی شروع به صحبت میکرد او را مجلس بیرون میکردند) اگه به صرف غذا آنجا بمانند موقع ای که غذاها را می آورند تا آن شخص که غذاها را تقسیم کرده دستور خوردن ندهد هیچ احدی دست به غذا ها دراز نمیکند وفتی که غذا بین تمام اهل مجلس تقسیم شد آن فردی که غذاها را تقسیم کرده میگه بسم الله کنید همه با هم شروع به خوردن میکنند،بعد از پایان مجلس و دیوان هر گروهی که جدا جدا آمده اند جدا جدا بلند میشون شخصی که پیش سلام بوده بازهم به همراهانش آهسته میگه آماده باشید که بلند میشویم همه با هم بلند میشوند و آنی که پیش سلام بوده میگه اهل مجلس به رخصتی بازهم آن بزرگ مجلس و افرادی از برگزار کنندگان مجلس بلند میشوند و تنها همان فرد ی که بزرگ و مجلس هست میگه فرصت الله ،و مجلس را ترک میکنند زمان شترها و الاغ ها هم به فاصله دور از دیوان سوار میشده اند ،و در حال حاضر این جز رسمهای کاروان است که هیچ کس نزدیک خانه ها نمی ایستتد گر چه خانه نزدیکانش باشد برای هر خانه حدودی است هر کس بیایید از آن حدود مشخص شده جلوتر نمیاد یکی از رسمهای منطقه کاروان راجع به حوال پرسی این است کسی که تازه از مسافرت بیاید و همسایگان و مردمانش وقتی که بسلام او میروند برای اولین از او حوال پرسی میکنند گرچه خانه خودش است لازم به ذکر است این فقط بار اول است اگه دفعه دیگر بروند صاحب خانه از آنها حوال پرسی میکنه ،و رسمی دیگر این است اگه کسی به محل دیگری برود، همسایگان میزبان و یا هر یکی ازاهل آن محله بسلامش بیایند از او حوال پرسی میکنند، زمان قدیم اما نه خیلی دور رسم بر این بود کسی از (مردان) منطقه کاروان در مجلس و دیوانها سرلخت نمیرفت حتما عمامه (پاغ)میبست ،مردم کاروان افرادی دلیر شجاع و مهمان نوازند و میاداری این قوم در بین دیگر اقوام بلوچ مشهور است و حس وطن دوستی آنها را میتوان با جنگهایشان در دوران استعمار با انگلیسها مشاهده کرد و این وقایع در تاریخ ایران و نوشته های مورخان غرب وجود دارد،دلاورانی چون شاهی نبی بخش از این طایفه برخاسته و جان خود را فدای یک توهین که یک افسر انگلیسی به بلوچ ها نموده کرده اند
یادگیری علم نسب شناسی:
در منطقه کاروان بوده افرادی زیادی بوده اند که به علم نسب شناسی زبان زد عام و خاص بوده اند من جمله عظیم خان بن ولی خان و شهداد بن شهدوست که نسب شناس و شاعر معاصر منطقه کاروان بود که اکثر شعرهایش توسط آقای ابراهیم دادرحیم جمع آوری شده اند و بصورت کتابی در آورده اند که چند مدت پیش پخش و منتشر گردیدند ،و در حال حاضر حاجی خانمحمد بن محمد و حاجی خدابخش بن واجهی از نسب شناسان ماهر ،منطقه کاروان هستند(،لازم بذکر است که رسول اکرم صلی الله و علیه و سلم به یادگیر نسب شناسی امتش رو تشویق کرده و فرموده اند: نسب نامه تان را ، یاد بگیرید که بتوانید بوسیله آن با همدیگر پیوند خویشاوندی را بر قرار کنید ،چرا که صله رحم مایه ی محبت در خاندان و سبب افزایش مال و ثروت و باعث ماندگاری آثار و نام نیک میشود ( روایت ترمذی ) افرادی ازمردم منطقه کاروان به علم گاهشماری مهارت خاصی داشته اند چنان ماهر بوده اند که توانسته اند همانند منجمین با ایجاد رصد خانه ها اصول وفنون دقیق زمان سنجی را کشف نمایند .در واقع گاهشماری شان نوعی تقویم سنتی بوده که بر اساس تجارب طولانی مدت زندگی شان بدان دست یافته اند ((مردمان منطقه کاروان قبلا از نظر سواد خیلی عقب بوده اند ، اما از فضل و لطف رب العالمین به منطقه کاروان بزرگترین عالم دینی دکترا در رشته حدیث در کل ایران اسلامی ،از منطقه کاروان بود ،و در حال حاضر شکر خدا منطقه کاروان از نظر علم و سواد پیشرفت زیادی کرده که دانشجو دکترا هم داریم که باعث افتخار مردم کاروان و زرآباد هستند،لازم به ذکر است که این آداب و رسوم منطقه کاروان را شی دوستین بن ژلی بنیانگذاری کرده است.
این بود مختصری از آداب و رسوم منطقه کاروان که بنده به طور خلاصه چند تا را در این متن بیان کرده ام کاروان
آداب و رسوم زیادی دارد ان شاءالله کم کم بیان خواهند شد از تمام دوستان مسئلت دارم که بنده را از اشتباه املای معاف کنند و آنچه را که بنده در این متن کم یا زیاد کرده ام راهنمائیم کنید
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عدالت مجاوری > outlook
مهرداد عزیزی > Worrisome
عدالت مجاوری > bleak
سعیده کریمی > FEMA
Zeinab > یخ زدم
لاله > افشانه اتش نشانی
کیان پور > کشانی
کسری منتظری > پادشاه

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماشین کاروان   • معنی کاروان   • کاروان سیار   • کانکس کاروان   • آهنگ کاروان   • ون کاروان   • کاروان یدک کش مسافرتی   • سایت کاروان   • مفهوم کاروان   • تعریف کاروان   • معرفی کاروان   • کاروان چیست   • کاروان یعنی چی   • کاروان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاروان
کلمه : کاروان
اشتباه تایپی : ;hv,hk
آوا : kArevAn
نقش : اسم
عکس کاروان : در گوگل


آیا معنی کاروان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )