برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1270 100 1

کارپرداز

/kArpardAz/

مترادف کارپرداز: پیشکار، عامل، قنسول، کنسول

معنی کارپرداز در لغت نامه دهخدا

کارپرداز. [ پ َ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) کارکن.(آنندراج ). || رئیس مباشرت و ملزومات. (فرهنگستان ). رئیس اداره ٔ کارپردازی. || قونسول. (ناظم الاطباء). || (در اصطلاح وزارت خارجه ٔ قدیم ) آنگاه که حق قضاء قونسولها در ایران بر جای بود دولت ایران در هرشهری از ایران یک یا چند تن مأمور داشت بنام «کارپرداز» مقابل قونسولهای دیگر در آن شهر و کار او دفاع از حقوق احدالمتداعیین بود آنگاه که ایرانی باشد.

معنی کارپرداز به فارسی

کارپرداز
کارپردازنده، آنکه اجرای کاری یافراهم ساختن وسائل کاری بعهده اوباشد
ژنرال قونسول
اداره کار پرداز

معنی کارپرداز در فرهنگ معین

کارپرداز
(پَ) (ص .) مباشر، مأمور کار - پردازی .

معنی کارپرداز در فرهنگ فارسی عمید

کارپرداز
کارپردازنده، آن که اجرای کاری یا فراهم ساختن وسایل کاری به عهدۀ او است.

معنی کارپرداز به انگلیسی

supplier (اسم)
تهیه کننده ، کارپرداز ، رساننده ، متصدی ملزومات

کارپرداز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
نکته :با آنکه برای کارگزار هم پیشکار و عامل و مباشر امده است اما باید بین کارپرداز و کارگزار تفاوت قائل شد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کارپرداز   • تعریف کارپردازی   • کارپرداز در جدول   • استخدام کارپرداز   • حقوق کارپرداز   • کارپرداز به انگلیسی   • کارپرداز کیست   • شرایط احراز پست کارپرداز   • مفهوم کارپرداز   • معرفی کارپرداز   • کارپرداز چیست   • کارپرداز یعنی چی   • کارپرداز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کارپرداز
کلمه : کارپرداز
اشتباه تایپی : ;hv~vnhc
آوا : kArpardAz
نقش : صفت
عکس کارپرداز : در گوگل

آیا معنی کارپرداز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )