انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1032 100 1

کارکردگرایی

معنی کارکردگرایی به فارسی

[functionalism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] نظریه ای که بر پایۀ آن ساختارها و فرایندها و پدیده های اجتماعی را باید براساس کارکرد آنها در کل جامعه تحلیل کرد
[structural functionalism] [باستان شناسی، جامعه شناسی] نوعی کارکردگرایی عمدتاً مبتنی بر دیدگاه های انسان شناس بریتانیایی، رادکلیف براون، که بر پایۀ آن جنبه های ساختاری نظام اجتماعی، مورد توجه است و بنابراین به مطالعۀ فرایندهایی می پردازد که کارکردشان حفظ ساختارهای اجتماعی است

کارکردگرایی در دانشنامه ویکی پدیا

کارکردگرایی
کارکردگرایی می تواند به موارد زیر اطلاق شود:
کارکردگرایی یا کارکردگرایی ساختاری، یک سنت نظری در جامعه شناسی و مردم شناسی است.
زبان شناسی نقش گرا یا زبان شناسی کارکردگرا یکی از رویکردهای نظری در زبان شناسی است که در مقابل زبان شناسی صورت گرا قرار می گیرد.
روان شناسی کارکردگرا
کارکردگرایی (معماری)
کارکردگرایی (فلسفه ذهن)
کارکردگرایی در برابر نیت گرایی
کارکردگرایی در روابط بین الملل
کارکرد گرایی (به انگلیسی: Functionalism) یکی از نظریات عمده در علوم اجتماعی است که به ویژه از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۶۰ در علم سیطرهٔ بلامنازعی داشت. محوری ترین مفهوم در نظریهٔ کارکردگرایی واژهٔ کارکرد می باشد که به معنای نتیجه و اثری است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط فراهم می نماید. بنابراین، معنای کارکرد در منطق کارکردگرایی، اثر یا پیامدی است که یک پدیده در ثبات، بقاء و انسجام نظام اجتماعی دارد. به بیان دیگر کارکردگرایی هر پدیده یا نهاد اجتماعی را از نظر روابط آن با تمامی هیئت جامعه (که آن پدیده یا نهاد جزئی از آن است) مورد شناخت قرار می دهد.
اسکیدمور، ویلیام، تفکر نظری در جامعه شناسی، جمع مترجمان، تهران، نشر سفیر، ۱۳۷۲
توسلی، غلام عباس، نظریه های جامعه شناسی، نشر سمت، ۱۳۸۵
راین، آلن، فلسفه علوم اجتماعی، ترجمه عبدالکریم سروش، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷.
ریتزر، جورج، نظریه های معاصر در جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۸۰
فکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۱
کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ج ۸، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۰
گولد، جولیس و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، جمعی از مترجمان، تهران، نشر مازیار، ۱۳۷۶
گولدنر، آلوین، بحران جامعه شناسی غرب، ترجمه فریده ممتاز، تهران، نشر علمی، ۱۳۸۳.
محسنی، منوچهر، مقدمات جامعه شناسی، نشر دوران، ۱۳۸۳
کارکردگرایی اساساً می کوشد تا هر نهادِ مشخصِ اجتماعی و فرهنگی را در قالب پیامدهایی که برای جامعه، به مثابه یک کل دارد، تبیین کند (بنابراین، کارکردگرایی بدیلی است برای تبیین های تاریخیِ ظهورِ نهادها یا جوامع گوناگون). تبیین کارکردگرایانه بر این فرض استوار است که همهٔ نهادها، در شکل مطلوب شان، در حفظ ثبات جامعه در نتیجه، بازتولید جامعه از نسلی به نسلی بعد سهیم هستند.
کارکردگرایان به طور کلی جامعه را نظامی واجد نظم و ترتیب می دانند. این دیدگاه مبتنی بر تمثیل ارگانیک بین جامعه و ارگانیسم زنده است. از این منظر جامعه یک سیستم متشکل از اعضا و اجزای بی شماری است که هر یک باید کارکردهایی خاص را برای بقای کلی سیستم و دیگر اجزا و اعضای آن انجام دهد و نظم اجتماعی پدیده ای است که کارکردهای اعضای مختلف این سیستم را به صورتی مرتب و در سلسله مراتبی خاص به هم پیوند می دهد. کارکردگرایان بر این باورند که اجزای سازنده یک جامعه، نهادهایی چون نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام خانواده، مذهب و سازمان های آموزشی و پرورشی اند که بدون کارکردهای ضروری و منظم آن ها، جامعه ای وجود نخواهد داشت و نتیجهٔ فقدان یا اختلال این اجزاء، به خطر افتادن حیات و بقای کل سیستم اجتماعی است. همهٔ این نهادها (اجزای سیستم) دارای ارتباط متقابل اند و هر یک از آن ها جهت ایفای نقش مشخص خود باید اندازه، قابلیت و ساختمان مناسب داشته و به گونه ای عمل کند که با اجزای دیگر سازگار باشد. ناسازگاری اجزای سیستم اجتماعی، موجب تجزیهٔ آن و تضاد بین اجزا، باعث نابودی آن خواهد شد. ضامن اصلی سازگاری اجزای سیستم، سازواری (هم آهنگی و وفاق) در ارزش های مشترک است.
به طور کلی دیدگاه عمومی کارکردگرایی بر این استوار است که جامعه مانند یک ارگان زیستی بزرگ است که اعضا و جوارح مختلف آن هر کدام وظیفه و کار معینی انجام می دهد که در رابطه با کار و وظیفهٔ سایر اعضا و اجزا به انجام کل بدن کمک می کند و وظایف هر کدام به نوبهٔ خود ضروری و اجتناب ناپذیر است چرا که به کلیت نظام و حفظ آن کمک می کند.
کارکردگرایی یکی از نظریه های روابط بین الملل است که در دوره بین دو جنگ جهانی و در پی نگرانی از منسوخ شدن دولت به عنوان شکلی از سازمان اجتماعی به وجود آمد. کارکردگرایان به جای تمرکز بر منافع شخصی به مثابه عامل ایجادکننده انگیزه که مورد توجه واقع گرایان است، بر منافع مشترک تأکید می کنند.
نظریه روابط بین الملل
اتحادیه اروپا
کارکردگرایی یکی از رویکردها در فلسفه ذهن است. ایده اصلی در این رویکرد آن است که حالت های ذهنی (باورها، خواست ها، احساس درد داشتن و ...) فقط از طریق نقش کارکردی خود ایجاد می شوند- یعنی همان روابط علی و معلولی با سایر حالت های ذهنی، ورودی های حسی و خروجی های رفتاری هستند.
کارکردگرایی به سبک معماری ای گفته می شود که عملکرد ساختمان یا طرح معماری بیشتر از دیدگاه هایی دیگر مانند زیبایی- اقلیم مد نظر طراح می باشد.
کارکردگرایی یا فونکسونالیسم یکی از رویکردهای نظری مطرح در جامعه شناسی و مردم شناسی است که در کنار رویکردهای دیگری مانند ساخت گرایی، کنش متقابل نمادین و مارکسیسم قرار می گیرد.
گیدنز، آنتونی (۱۳۷۶)، «جامعه شناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی
تفکر کارکردگرایانه، در اصل به وسیله اگوست کنت که آن را در رابطه نزدیک با دیدگاه کلی جامعه شناسی خود می دید، معمول گردید. امیل دورکهایم نیز تحلیل کارکردی را به عنوان بخش اساسی از وظایف نظریه پردازی و پژوهش جامعه شناختی تلقی می کرد. اما، ظهور کارکردگرایی در شکل امروزی آن به شدت از مطالعات مردم شناسان تأثیر پذیرفت.
کارکرد گرایی ساختاری خصلتی کل گرایانه داشته ولی به تحلیل غیر تاریخی و میانبرد تمایل دارد. این گرایش به شدت از دو سنت عملی مایه می گیرد. سنت اول آثار دو انسان شناس به نام مالینوفسکی و رادکلیف براون و یک جامعه شناس به نام پارسونز. سمت دوم آثار دو دانشمند علم سیاست به نام آرتور بنتلی و دیوید تیرومن را در بر می گیرد. این دو سنت در آثار مهم گابریل آلموند تأثیر زیادی روی سیاست مقایسه ای گذاشته است، با هم تلفیق می شوند.
نو کارکردگرایی، گاهی تحت عنوان کارکردگرایی زبانشناختی این ایده است که معنا با استفادهٔ کلمات در روش های آشنا تولید می شود.
شناخت شناسی ساخت گرا
بازنمایی گرایی
تکثرگرایی (فلسفه)
عمل گرایی

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کارکردگرایی

کارکردگرایی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرتین ٢٠:١١ - ١٣٩٥/٠٦/٢٣
functionalism
فرهنگ واژه های مصوّب فرهنگستان
[جامعه شناسی]
نظریه ای که بر پایۀ آن ساختارها و فرایندها و پدیده های اجتماعی را باید براساس کارکرد آنها در کل جامعه تحلیل کرد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کارکردگرایی در روانشناسی   • نظریه کارکردگرایی ساختاری   • نظریه کارکردگرایی پارسونز   • معنی کارکرد   • نظریه کارکردگرایی در روابط بین الملل   • کارکرد چیست؟   • نظریه کارکردگرایی مالینوفسکی   • مفهوم کارکرد   • معنی کارکردگرایی   • مفهوم کارکردگرایی   • تعریف کارکردگرایی   • معرفی کارکردگرایی   • کارکردگرایی چیست   • کارکردگرایی یعنی چی   • کارکردگرایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کارکردگرایی
کلمه : کارکردگرایی
اشتباه تایپی : ;hv;vn'vhdd
عکس کارکردگرایی : در گوگل


آیا معنی کارکردگرایی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )