برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1317 100 1

کارگر

/kArgar/

مترادف کارگر: زحمتکش، عمله، فعله، ثمربخش، موثر، نافذ، کاری، مزدور، پیشه ور، هنرمند

متضاد کارگر: کارفرما

معنی کارگر در لغت نامه دهخدا

کارگر. [ گ َ ] (ص مرکب ،اِ مرکب ) کسی که رنج میبرد و زحمت میکشد. در بند و بست کارها. (ناظم الاطباء). کسی که کاری انجام دهد. (فرهنگ نظام ، ذیل لغت کار). عامل. رجوع به عامل شود. یکی از عمله. یکی از فعله. یکی از اکره. یکی از کارگران کارخانه :
مفرمای کاری بدان کارگر
کزان کار نتواند آمد بدر.
اسدی (گرشاسبنامه ص 198).
کارگر است این فلک بعمر همی
کار بفرمان کردگار کند.
ناصرخسرو.
گر سه حمال کارگر داری
چار حمال خانه برداری.
نظامی.
کارگر بین که خاک خونخوارش
چون فکند از نشانه ٔ کارش.
نظامی.
پنجه ٔ کارگر شد آهن سنج
بر بنا کرد کار سالی پنج.
نظامی.
عدل بشیریست خردشادکن
کارگری مملکت آبادکن.
نظامی.
خری دید پوینده و باربر
توانا و زورآور و کارگر.
؟
چو دیدی کار رو در کارگر آر
قیاس کارگر از کار بردار.
جامی.
|| اهل کشت و پنبه و مزدور. (فرهنگ نظام ذیل لغت کار). برای کارگر با آلات و افزار، فرهنگستان لفظ افزارمند را وضع کرده. (فرهنگ نظام ذیل لغت کار). صنعت کار. پیشه ور. اهل حرفه :
کسی کو مِرَد جای و چیزش کراست
چو شد شاه با کارگر هر دو راست.
فردوسی.
ز هر پیشه ای کارگر خواستند
همه شهر از ایشان بیاراستند.
فردوسی.
|| اثرکننده و مؤثر. (برهان ). هر آنچه اثر کند و مؤثر واقع شود مانند حرکت و سخن و دارو و زخم شمشیر و جز آن. (ناظم الاطباء)(آنندراج ) (فرهنگ نظام ، ذیل لغت کار). تأثیرکننده کاری. رجوع به مدخل کاری شود. کاری. با اثر :
باد خنک برآتش سوزان گماشتم
پنداشتم که حیلت من گشت کارگر.
فرخی.
گوید آخر چه آرزو داری
آرزو زهر و غم چه کارگر است.
خاقانی.
همت کارگر در آن دربست
کوبدان کار زود یابد دست.
نظامی.
|| خداوند و صاحب کار و کارکننده. (برهان ). دانا و کارآزموده ٔ در معامله و صاحب فراست در کار و خداوند و صاحب ک ...

معنی کارگر به فارسی

کارگر
کسی که رنج می برد و زحمت می کشد
اثر کردن موثر واقع شدن
کارگر شدن اثر کردن
[sex worker, sex labourer] [مطالعات زنان] شخصی که در یک سوداگری جنسی در مقابل پول یا بدون آن مورد استثمار قرار می گیرد
اثر کردن
[working class] [جامعه شناسی] طبقه ای در ساختار جامعه که افراد آن را کارگران یدی تشکیل می دهند

معنی کارگر در فرهنگ معین

کارگر
(گَ) (ص .) ۱ - شاغل ، کارکننده . ۲ - مؤثر.
(گَ. شُ دَ) (مص ل .) اثر کردن ، تأثیر گذاشتن .

معنی کارگر در فرهنگ فارسی عمید

کارگر
١. [مقابلِ کارفرما] کارکننده، کسی که در کارخانه یا کارگاه کار می کند و مزد می گیرد.
۲. دارای تٲثیر، مؤثر: دارو بر او کارگر نشد.
* کارگر آمدن: (مصدر لازم) = * کارگر شدن: ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا / ولی چه سود یکی کارگر نمی آید (حافظ: ۴۸۲)
* کارگر شدن (گشتن): (مصدر لازم) [مجاز] اثر کردن، مؤثر واقع شدن.

کارگر در دانشنامه ویکی پدیا

کارگر
کارگر، در لغت به معنای کارکننده و کسی که در کارخانه یا کارگاه کار می کند و مزد می گیرد است، که در مقابل کارفرما قرار دارد. از نظر حقوقی «کارگر کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند».
داشتن شخصیت حقیقی: کارگر باید شخصیتی حقیقی باشد، و نه حقوقی.
دریافت حق السعی از کارفرما: کارگر باید به ازای کاری که می کند حق السعی دریافت کند.
تبعیت از کارفرما: کارگر باید از دیگری در انجام کار تبعیت کند، یعنی کسی که برای انجام کار از کسی دستور نمی گیرد و به صورت مستقل برای خود کار می کند کارگر به شمار نمی آید.
بر پایهٔ تعریف حقوقی کارگر، معیارهای تشخیص کارگر از دیگر شاغلان بدین شرح است:
جامعه شناسان مارکسیستی بر خلاف جامعه شناسان سرمایه داری (که جامعه را به طبقات چندگانه تقسیم می کنند)، جامعه را به دو طبقهٔ کارگر و سرمایه دار تقسیم می کنند. یعنی به جای تعریف کارگر در مقابل کارفرما، کارگر را این گونه تعریف می کنند که «هر کس که مجبور است برای امر معاش کار کند و حقوق بگیرد، کارگر است». بدین ترتیب، چه فرد یک استاد دانشگاه باشد و چه یک رفته گر او یک کارگر به شمار می آید. کسانی که از این تعریف حمایت می کنند بر این باورند که هر کسی که برای درآمد «زحمت» می کشد کارگر است. شاید دقیق تر این باشد که به جای کارگر این افراد را «زحمت کش» بنامیم. چراکه یک کارمند، پزشک، یا یک مهندس هم، برای رسیدن به تخصص و یافتن شغل و انجام وظیفه زحمت بسیاری را متحمل می شود، چیزی که شاید کارگران دستی از آن آگاه نباشند.
رایت میلز، جامعه شناس مارکسیست آمریکایی، در قالب چنین تعریفی کارگران را به دو دستهٔ «یقه سفیدها» (کارمندان) و «یقه آبی ها» (کارگران دستی) تقسیم می کند. در واقع می توان گفت که مقصود از یقه سفیدان و یقه آبی ها، کارگران فکری و کارگران دستی است که به دلیل تلاش طبقات حاکم، بیش تر مردم از آن بی خبرند.
عکس کارگر
کارگر بارانداز به شخصی گفته می شود که مسئول بارزدن و تخلیه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کارگر

کارگر در جدول کلمات

کارگر
رنجبر
کارگر رستوران
گارسن
کارگر ساختمانی
فعله
کارگر و اجیر
مزدور
کارگر کشتارگاه
سلاخ
کارگر کشتی
جاشو
کارگر | زحمتکش
رنجبر
نخست وزیر جنگ طلب انگلیس تا سال 2007 میلادی که رهبر حزب کارگر این کشور نیز بود
بلر

معنی کارگر به انگلیسی

labor (اسم)
کار ، رنج ، کوشش ، سعی ، زحمت ، کارگر ، حزب کارگر ، درد زایمان
effective (اسم)
عامل موثر ، کارگر
operative (اسم)
عامل ، کارگر ، عمل کننده
proletarian (اسم)
کارگر ، عضو طبقه کارگر
worker (اسم)
ایجاد کننده ، کارگر ، عمله
employee (اسم)
مستخدم ، عضو ، کارگر ، کارمند ، مستخدم زن
working (اسم)
کارگر ، طرز کار
employe (اسم)
کارگر ، کارمند ، مستخدم زن
laborer (اسم)
کارگر ، عمله ، مزدور ، فعله
workman (اسم)
کارگر ، عمله ، مزدور ، فعله ، استادکار ، مزدبگیر
working man (اسم)
کارگر ، زحمتکش ، مزدبگیر
workpeople (اسم)
کارگر ، طبقه کارگر

معنی کلمه کارگر به عربی

کارگر
عامل , عمل , مستخدم , مشارک
عامل الشحن
غوفر
غسالة الصحون
صانع ماهر
صانع ماهر
عمل ، حزب العمال
شريحة العمال

کارگر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
رنجبر
آریا بهداروند
معنی کارگر در زبان لری بختیاری
کار::شغل.پیشه
گر::کسی که موهایش ریخته
.کسی که پیر می شود
کارگر::کسی که بر اثر کار موهایش ریخته و دارد پیر می شود
غلامرضا
گرداننده کار
علی باقری
کارگر : مؤثر ، تأثیر گذار
روز تا روز از این قرار نگشت
کارگر بود چون ز کار نگشت
معنی بیت : هرگز و هیچوقت از این قرار برنگشت و چون از کار رویگردان نشد کار او کارگر و مؤثر افتاد .
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص482 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کارگر ساده گوناگون   • استخدام کارگر ساده در مشهد   • کارگر ساده رستوران   • استخدام کارگر ساده در اصفهان   • کارگر ساده در ترکیه   • کارگر ساختمانی   • استخدام کارگر ساده در عسلویه   • صادق کارگر   • معنی کارگر   • مفهوم کارگر   • تعریف کارگر   • معرفی کارگر   • کارگر چیست   • کارگر یعنی چی   • کارگر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کارگر
کلمه : کارگر
اشتباه تایپی : ;hv'v
آوا : kArgar
نقش : اسم
عکس کارگر : در گوگل

آیا معنی کارگر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )