انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1099 100 1

کاشی

/kASi/

معنی کاشی در لغت نامه دهخدا

کاشی. (اِ) کاچی. (برهان ) (ناظم الاطباء). نوعی از خشت تنک باشد که نقاشی کنند و آبگینه ٔ ساییده بر روی آن بمالند و بپزند چنانکه شبیه به چینی شود . (برهان ) (آنندراج ). آوندی است معروف که مثل ظرف چینی در ایران عموماً و در کاشان و خراسان خصوصاًبسیار خوب و عمده میسازند. (آنندراج ). آجر که بر روی آن لعابی داده باشند .
- کاشیهای معرق ؛ کاشی های غاز مغازی. قسمی آجر و ظرف لعابدار که بیشتر بر آن نقوش رسم کنند. آجر شیشه اندوده :
کاشی و آجرت بهر خورده
مال قارون بدم فروبرده.
اوحدی (از جهانگیری ج 1 ص 438).
گرچه کاشی است خانه یا چینی
دل بگیرد چو بیش بنشینی.
اوحدی (از جهانگیری ).
|| پلاک. شماره ٔ خانه و دکان و جز آن که شهرداری نصب کند.

کاشی. (ق ) با یای مجهول ، مخفف کاشکی. (جهانگیری ) (برهان ). ایکاش :
کنون در دست ماند از دوست یادی
که کاشی هرگز از مادر نزادی.
نزاری قهستانی (از جهانگیری ).
ز خط گوهرافشان تو باری
مرا کاشی که بودی یادگاری.
نزاری قهستانی (از جهانگیری ).

کاشی. (ص نسبی ) منسوب به کاشان که شهری است درایران. (غیاث ). منسوب به شهر کاشان را کاشی گویند وکاشانی صحیح است. قاسانی معرب آن است. (آنندراج ).

کاشی. (اِخ ) (حاتم...) شخصی بسیار بلندپرواز است. پناه بر خدا از شعر خواندن و شعر گوش دادن او. به هر حال طبعش خوب است و سخنان نوی دارد. این غزل از او است :
شجر حسن تو هرگز بچنین نور نبود
مجلس امشب بصفا هیچ کم از طور نبود
دو جهان محنت و غم در دل من کرد نزول
هرگز این خانه بدین مرتبه معمور نبود
مستی عشق اناالحق بزبان آوردش
یک سر مو گنه از جانب منصور نبود
چون زلیخا نگرد در رخ یوسف گوید
در ازل دیده ٔ یعقوب چرا کور نبود
یار رنجیده ز بدمستی دوشت ، حاتم
باده بایست که کمتر بخوری زور نبود.
پشت استغنای او گرم است از امداد حسن
خاطر اخلاص من جمع است از تأثیر عشق
مرا برفتن بزمی دلیر ساخته عشق
که جبرئیل بدهشت کند گذار آنجا
فتادم از نظر هر که بود در عالم
هنوز چشم بداندیش در قفای من است.
بهر قتل من که میگوید که خشم آلوده باش
میکشد صد چون مرا عشقت برو آسوده باش.
بی تو نفسی خوش نزدم خوش ننشستم
جایی ننشستم که بر آتش ننشستم.
بر گریه های مستی من دی سبوی من
خندید آنقدر که شکم بر زمین نهاد.
پر نورگشته طور محبت ز نور من
موسی طور خویشم و این است طور من
هنوز از آن نگه عشوه ساز میترسم
هنوز از آن شره های دراز میترسم
هزار مرتبه از جور بی نهایت او
بر آن شدم که کنم شکوه باز میترسم.
عشق چون محروم خواهد عاشقان را از نگاه
انتقام اول زیعقوب پیمبرمیکشد.
آن ماه لقا ببزم دوش آمده بود
دوش آمده بود و باده نوش آمده بود.
دل در بر رغبت از طرب میرقصید
خون در دل آرزو بجوش آمده بود.
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص صص 188 - 189).

کاشی. (اِخ ) حسن آملی المولد و المنشاء کاشانی الاصل امامی المذهب کاشی اللقب و گاهی به احسن المتکلمین ملقب از افاضل شعرای قرن هفتم هجرت و یا خود اوائل قرن هشتم را نیز دیده ، شاعری است ماهر و متقی و جلیل القدر و عظیم الشأن و معاصر علامه ٔ حلی متوفی به سال 726 هَ.ق. و در محبت خانواده ٔ رسالت (ص ) قلباً و لساناً قدمی ثابت و قلبی راسخ داشته و مدایح بسیاری درحق ایشان گفته و بجز مدیحه ٔ ایشان اصلاً شعری نگفته و پیرامون مدح اکابر وقت خود نگردیده و از آثار قلمی اوست :
1 - الانشاء که بر علم و ادب و شعر و حکمت مشتمل است. 2 - هفت بند که هفت قصیده بزبان فارسی در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع ) گفته و از ابیات آن است :
شمار جود تو برناید ار شود بمثل
سپهر کیل و قضا عامل و قدر کیال
ستارگان فلک سر بسر فرو ریزند
اگر برند ز دیوان هیبت تو مثال
خرد ز رفعت قدر تو قاصر است که نیست.
بقدر قدر تو اندازه ٔ قبای مقال.
و از تذکره ٔ دولتشاهی نقل است که ملاحسن کاشی بعد از زیارت مکه و مدینه به زیارت حضرت امیر المؤمنین (ع ) مشرف شده و در محاذی باب حرم ایستاده و قصیده ٔ خود را فروخواند که مطلع آن این است :
ای بدور آفرینش پیشوای اهل دین
وی ز عزت مادح بازوی تو روح الامین.
پس در همان شب آن حضرت را در خواب دید که بدو فرمودکه از راه دور آمده ای و در عهده ٔ ما دو حق داری یکی حق مهمانی و یکی هم حق صله ٔ شعر اکنون به بصره رفته و به تاجری مسعودبن افلح نامی که در آنجا است سلام ما را رسانده و بگو که در سفر بحر عمان که کشتی تو مشرف به غرق بوده هزار دینار (معادل هزار اشرفی طلای هیجده نخودی ) برای ما نذر کردی که کشتی و متاع آن بسلامتی به ساحل نجات برسد اکنون آن نذر را وفا کن و بعد از این جمله فرمود که آن هزار دینار را گرفته و در ضروریات خود صرف کن پس ملاحسن از خواب بیدار شده و به بصره رفته و پیغام آن حضرت را به همان تاجر رسانده پس تاجر از کثرت فرح نزدیک بحال غشوه شده و سوگند خورد که آن قضیه را به کسی نگفته بوده است فی الحال آن هزار دینار تسلیم ملاحسن کاشی نموده و به شکرانه ٔ آن نعمت عظمی خلعتی فاخر هم علاوه کرده و ولیمه ای بسزا به فقرا داد باری کاشی را حکایات طریفه ای است که در رسوخ او در عقیده ٔ امامیه و تبری او از منافقین برهانی قاطع هستند و در زمان سلطان محمد خدابنده به سلطانیه رفته و از شعرای مجلس عالی وی بوده و هم در آنجا وفات کرده و در سمت قبله ٔ آن شهر مدفون و مزار اهالی آن دیار است و با موافق آنچه در ذریعه از سید حسن صدر نقل کرده قبر کاشی بنابر مشهور در بلده ٔ کاظمین درحجره ٔ شبکه داری است که به بازار کهنه باز شده و نزدیک مقبره ای است که بنام سید مرتضی مشهور است و در سال 353 هَ. ق. آن بازار خراب و آن حجره ملحق به جاده گردیده است. (از ریحانة الادب ج 3 صص 347 - 348).

کاشی. (اِخ ) (حیاتی...) صادقی کتابدار نویسد:حقیر وی را ندیده ام ولی این بیتش خیلی مشهور است :
کوی یاراست از اینجا بتکبر مگذر
سر بنه سجده گه گبر و مسلمان اینجاست.
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 240).

کاشی. (اِخ ) (رضائی...) آدمی خوش سلیقه و پیش ارباب نظم مقبول القول است. این ابیات از اوست :
زنجیر در زندان غم از بسکه با من کرده خو
هرگاه می جنبم زجا بنیاد شیون میکند
هر چند بینمت بتو میلم فزون شود
آب حیاتی از تو کسی سیر چون شود.
حاضری لیک حجابم ز تو دارد محروم
طرفه حالی است تو اینجائی و حرمان اینجاست.
تسکین دل بوعده ٔ وصل تو چون دهم
در پیش من نشسته ای و نیست باورم.
رضائی گر بزور از پیش رفتی کار عاشق را
بدین بی دست وپایی کار صد فرهاد میکردم.
قبرم بشکافید و ز تأثیر محبت
اعضای درست و جگر پاره ببینید.
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 310).

کاشی. (اِخ ) عبدالرزاق بن جمال الدین یا جلال الدین اسحاق کاشانی سمرقند مکنی به ابوالغنائم و ملقب به کمال الدین از مشاهیر عرفا و متصوفه ٔعلمای امامیه و عالمی است عارف و کامل و در مراتب تأویل و علوم تنزیل محقق بوده و از تألیفات اوست :
1- اصطلاحات الصوفیه که پس از آنکه بعضی از کتابهای مشتمل بر اصطلاحات صوفیه و عرفا تألیف کرد محض بیان مراد از آن اصطلاحات مذکوره کتابی بنام لطائف الاعلام فی رشادات الافهام تألیف کرده و اخیراًآن را بهمین نام اصطلاحات الصوفیه تلخیص نمود و اولش این است : الحمدللّه الذی نجانا من مباحث العلوم الرسمیه بالمن و الافضال - و با شرح منازل مذکور ذیل چاپ شده است. 2- تأویل الاَّیات یا تأویلات القرآن و آن تفسیر قرآن است با تأویلات موافق اصطلاحات صوفیه و یک نسخه از آن در کتابخانه ٔ رضویه موجود و بتصدیق شهیدثانی این کتاب در موضوع خود بی نظیر بوده و مثل آن تألیف نشده است. 3- تحفةالاخوان فی خصائص الفتیان. 4-شرح فصوص الحکم محیی الدین العربی. 5- شرح منازل السائرین خواجه عبداﷲ انصاری که در تهران چاپ شده است.6- القضاء و القدر. 7- لطائف الاعلام که فوقاً مذکور شد و در مجالس المؤمنین به استناد بعضی از کلمات کاشی مثل صاحب ذریعه به تشیع وی رفته و در روضات الجنات هم به استناد بعضی دیگر از آنها اشکال نموده و اماوفات کاشی بقول صاحب روضات در هفتصدوسی پنجم و در چند جا از کشف الظنون هفتصدوسی و تمام و بنوشته ٔ معجم المطبوعات پنجاه و یکم و بنوشته ٔ قاموس الاعلام هفتصد و بیستم هجرت واقع و در تحت عنوان تأویلات القرآن ازکشف الظنون عبدالرزاق کاشی را به سمرقندی نیز موصوف داشته و وفات او را همه سال 887 هَ. ق. ضبط کرده ودر تحت عنوان مطلع السعدین هم که از وقایع عصر سلطان ابوسعید بوده و بیاره ٔ حوادث ربع مسکون همه مشتمل است آن را تألیف کمال الدین بن عبدالرزاق جلال الدین اسحاق سمرقندی متوفی همین تاریخ 887 هَ. ق. دانسته است پس ظاهر آن است که در عبدالرزاق کاشی مؤلف تأویلات القرآن یا عبدالرزاق سمرقندی مؤلف مطلع السعدین اشتباه اسمی شده است و اﷲ العالم و در ذریعه نیز وفات عبدالرزاق کاشی را مابین دو تاریخ اولی مردد داشته است. (ریحانة الادب ج 3 ص 348). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

کاشی. (اِخ ) (غریبی...) شاعر قدیمی است و در خدمت خانی احمد پادشاه سمت ملک الشعرائی دارد. این غزل مولانا لسانی را که گفته است :
منم زان خوی نازک آستین بر چشم تر مانده
ز مژگان تا جگر صد پرده خون بر یکدگر مانده.
چنین تتبع کرده بود:
تو از من فارغ و من بی تو هر سو در بدرمانده
ز خواری بر سر دون همتان بی پا و سرمانده.
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 227).

کاشی. (اِخ ) (فهمی...) رند و نامراد است و اوقات خود را به تجارت میگذراند. عاشق پیشه هم هست ولی عشقش پایدار نیست. طبع شعر خوبی دارد و این ابیات از اوست :
تو از کس نگذری کش رخنه ای در جان نیندازی
من از حیرت نمیدانم که زخمی خورده ام یا نه.
باز اشکم سر آرایش مژگان دارد
بازم انگشت ملاقات بدندان دارد
از سر انگشت استغفار نتوان باز کرد
این گره هایی که محکم گشته بر زنار من.
اگر بر بستر من گل فشانی بردمد آتش
و گر بر تربت من آب ریزی دود برخیزد.
کشیده ام دو سه جام از شراب بیشرمی
خدا کند که دوچارم شوی در این گرمی.
بر همچو منی جلوه گریهای توحیف است
خود را منما تا بتمنای تو میرم.
صد آبله زد زبان و انگشت
از بسکه بلا شمار کردم.
بینم چو در رفتار او حیرت زمینگیرم کند
پا بر سر جان مینهد غافل نهادن این چنین.
گر چه رام دل بی صبر و قرارم نشدی
سر راهی نگرفتم که دوچارم نشدی.
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 200).

کاشی. (اِخ ) (مردمی...) مردمزاده است و بد آدمی نیست. بیت زیر را در بیان رام ساختن خواجه زاده ٔ خود بوسیله ٔ اظهار واسوختگی خوب گفته است :
کردم از حیله ٔ وارستگیش رام بخود
ساعتی صبر کن ای دل که طپیدن زود است.
(از ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 310).

کاشی. (اِخ ) (میرحیدر...) گرچه قدری کوتاه و ضعیف اندام است ولی از حیث استعداد پایه ٔ بلندی دارد. در فن معما و تاریخ ممتاز است گویند به اسم خان احمد پادشاه قصیده ای گفته که از هر مصراع آن یک معما و یک تاریخ استخراج کرده است اگر حقیقت داشته باشد خیلی دقت فکر میخواهد. این چند معما از او است :
به اسم ملاشاه :
من تازه عاشق و یار بیداد کرده آغاز
دل داد یار نو را پیش که میبرد باز
به اسم حبیب :
شبها که تمام عاشقان بیدارند
چشم و دل من بخواب راحت یارند
ساحر پسری کو که برد صبر و قرار
اول ز دل و دیده چو خوابی دارند.
به اسم سهراب :
خوش آنکه نظر بسوی ما اندازند
گردند بما بحال ما پردازند
گردند و کله سراسر وکاکلها
گه کج بنهند و گه پریشان سازند
(ترجمه ٔ تذکره ٔ مجمع الخواص ص 84).

معنی کاشی به فارسی

کاشی
قومی قدیم ساکن نواحی زاگرس . این قوم در نیمه دوم هزاره دوم ق م . در حدود مغرب نجد ایران قدرتی بدست آوردند . گزارشهای مربوط بعهد سلطنت پسر حمورابی از عقب راندن حملات قشون کاسیان سخن رانده . از آن پس در مدت ۱۵٠ سال بابل در معرض نفوذ صلحجویانه این کوهستانیان بود که بدشت فرود می آمدند تا بعنوان فلاح شغل پیدا کنند . آنان در حدود نیمه قرن ۱۸ ق م . بزور وارد کشور مذکور شدند و آنرا اشغال کردند . تسلط ایشان طویلترین دوره فتح خارجی است که در بین - النهرین شناخته شده و آن مدت ۵۷۶ سال طول کشید و در ۱۱۷۱ ق م . سلطه آنان بپایان رسید محوطه زاگرس که مسکن کاسیان بود مربوط بقسمت مرکزی رشته جبال لرستان جدید است اما حکومت آنان در طرف شمال و مشرق آن ولایت توسعه یافت و بقول بعض محققان شامل ناحیه اطراف همدان هم میشد . توده جمعیت که در اصل آسیانی بودند در آغاز هزاره دوم ق م. بتوسط هند و اروپاییان - که حکومتی اشرافی و نظامی با جمعیت اندک تشکیل داده بودند - مجاز شدند که خود را در میان طبقه حاکمه جای دهند هر چند زبان خویش را از دست دادند . متون بابلی مربوط به کاسیان نشان میدهد که در ناحیه آنان اختلاطی از آیین های مختلف وجود داشته که در آن خدایانی از منشا آسیانی در جنب خدایان بابلی و ارباب انواع هند و اروپایی قرار داشته اند مثلا شوریشن سوریای هندو ماروتاش یا ماروت هندی و بوریاش که بور آس یونانی باشد . بنظر میرسد که اسب نشانه ای الهی در نظر کاسیان بوده و محتملا توسط طبقه حاکمه در آن ناحیه داخل شده چنانکه در دولت میتانی نیز همین امر تحقق یافته است . خدای بومی کاشو بدون شک موجب تسمیه نام قوم مذکور - آن چنانکه در میان قبایل آسیانی شناخته شده - گردیده است . قدیمترین مراجعی که در آنها ذکر کاسیان بعمل آمده متون مربوط بقرن ۲۴ ق م . است که متعلق بعهد پوزور - اینشوشیناک است . بنظر میرسد که در طی هزاره سوم قم . نسبتا بی اهمیت بودند . آشوریان آنان را بنام کاسی می شناختند . این اسم بشکل کوسایوئی ( کاسیان ) توسط استرابون یاد شده و او جای کاسیان را در ناحیه شرقیتر در دربندهای خزر ( بالای تهران ) یاد میکند . تصور میکنند نام شهر قزوین و همچنین دریای خزر ( کاسپین ) ممکن است حاکی از خاطره اسم این قوم باشد . کلمه یونانی کاسیتیرس ( بمعنی قلع ) لغه بمعنی فلزی است که از ناحیه کاسیان می آید نام همدان پیش از عهد مادها اکسایا بود که در آشوری کار- کاسی - بمعنی [شهر کاسیان ] است . در هر حال ممکن است که اصطلاح کاس - سی یا کاس - پی مفهوم نژادی و سیعتری از تسمیه قوم واحد در میان اقوام بسیار زاگرس داشته باشد و بلکه شامل همه اقوام آسیائی - که ایران را اشغال کردند - میشده است . نام کاسیان - چنانکه بعدها توسط استرابون یاد شده - بمنزله میراثی است از سکنه بسیار قدیم . با وجود آنکه بومیان ناحیه مدتها پیش از بین رفته بودند این اسم بمهاجمان جدید اطلاق گردید . خاطره مهاجمه کاسیان تاثیری عمیق و متمادی در ذهن بابلیان باقی گذاشت آنان این خاطره را با نیرو و قدرتی خارق العاده که کمتر در مهاجمان بیگانه دیده شده بود توام کردند . لابد این امر علل و اسبابی داشته که منجر بطول دوران تسلط کاسیان شده است. در هر حال تعداد نسبتا اندک متون و اسناد عهد کاسی تعجب آور است و موجب این فرض شده که در این دوره رکود طولانی وجود داشته است . بنظر میرسد که کاسیان مسئول سکوت ممتدی که در اطراف بابل و عیلام حکمفرماست میباشند ولی ما از منابع دیگر میدانیم که کاسیان با مصر درعهد امارنا در تماس بودند . درین عهد تجدید قوایی در آشور مشاهده میشود چه وی توانست سرحد خود را بوسیله معاهده ای در ناحیه حلوان تامین کند ( پس از سفر جنگی که اددنیراری اول بعمل آورد ) انقراض دولت کاسیان بتوسط قوای بابلی صورت نگرفت بلکه عیلام نخستین دولتی بود که در هنگامی که کاسیان هنوز بشدت بابل را تحت اشغال داشتند نیرو گرفت و آخرین ضربت خود را بر او وارد آورد ( گیرشمن . ایران از آغاز تا اسلام . ترجمه م . معین ۴۹ - ۴۷ ) .
کاچی: آجرلعابدارساده یانقاشی شده
( صفت ) منسوب به کاشان . ۱ - اهل کاشان از مردم کاشان کاشانی . ۲ - ساخته و پرداخت. کاشان . ۳ - ( اسم ) خشت تنک پخته ای که روی آنرا لعاب شیشه یی داده باشند خشت پیروزه : [ تمام آن عمارت از خشت پخته و کاشی بسته... ] . ( تاریخ یزد . جعفر بن محمد ) . توضیح از قرنهای اول اسلامی این نوع خشتهای رنگ شده را [ مدهون ] میگفتند بمعنی لعاب و بعدها [ غیسانی ] ( معرب کاشانی ) گفتند ( از افادات مرحوم قزوینی بنقل از سفرنام. ابن بطوطه ) کاشی کاری . یا کاشی غاز مغازی . کاشی . معرق . یا کاشی هفت رنگ . کاشیی که بر روی آن برنگهای مختلف نقاشی کرده آنگاه سطح بنا را با الواح کاشی بنقوش بهم پیوسته زینت میدادند و بتقلید پرده های نقاشی مجالس بزم و ملاقات شکار سلاطین را بمعرض نمایش میگذاردند ( تیموریان و صفویان ) . یا کاشی معرق . ۴ - آوندی شبیه بظروف چینی که آنرا در کاشان خراسان نیکو میساختند کاچی : [ آنچه اجناس که متعلق بشربت خانه است که تحویل او شود ظروف طلا و نقره و چینی و کاشی و غیره ... ] . ( تذکرهالملوک ) ۵ - پلاک شمار. خانه دکان و جز آن که شهرداری نصب کند .
از افاضل شعرای قرن هفتم
( صفت ) کسی که کاشی سازد آنکه کاشی در کوره پزد و عمل آورد .
شغل و عمل کاشی پز : [ ترقی کاشی پزی ( در عهد ناصر الدین شاه قاجار ) ] ( الماثرو الاثار ) . ۲ - ( اسم ) محل پختن و عمل آوردن کاشی .
( صفت ) آنکه کاشی را تراشد و در بنایی بکار برد : [ ز بنیاد معمار کاشی تراش مرا راز پوشیده گردیده فاش ] . ( طاهر وحید )
۱ - شغل و عمل کاشی تراش ۲ - ( اسم ) محل کاشی تراش .
یکی از قلاع سه گانه واقع در چناشک کوهسار
( صفت ) کسی که کاشی سازد آنکه کاشی درست کند .
شغل و عمل کاشی ساز . توضیح کاشی سازی عبارتست از صنعت شکل بخشیدن بگل تزیین آن با لعاب و قابل دوام ساختن آن بوسیل. حرارت . فرق آن با سفالسازی در این است که کاشی سازی جزئی از معماری محسوب میشود . لازم. ساختن کاشی نیز مانند سفالسازی اجرای عملیات زیر است : آماده ساختن گل شکل بخشیدن بگل تزیین آن و حرارت دادن . ۲ - ( اسم ) کار خانه و محلی که در آن کاشی سازند .
کاشی معرق
دهی از دهستان دابو شهرستان آمل
[encaustic tile] [هنرهای تجسمی] کاشی ای که به شیوۀ مومرنگ ساخته شده باشد
۱ - ( صفت ) آنکه کاشی را در بنا کار گذارد . ۲ - بنایی که در آن کاشی کار گذاشته شده : [ جمیع دکاکین و خانات کاشی کار دو طبقه و حمامات ویران شده اجساد قتیلان تبریزی همچنان در کوچه ها و بیوت و بازار ها افتاده بود ] . ( عالم آرا)
۱ - عمل و شغل کاشی کار : [ مولانا حبیب شخصی خوش صحبت است ... و شعر نیز نیکو میگوید و با این فضیلت در کاشی کاری نظیر خود ندارد ] . ( ترجم. مجالس النفایس ) . توضیح صنعت ساختن کاشی و آن یکی از عالی ترین هنر هایی است که ایرانیان برای تزیین ابنیه ابداع کرده اند و بحدی در ابنیه و ساختمانهای مذهبی و شخصی ایران بعد از اسلام معمول شده که نمیتوان عمارت یا کاخی ایرانی را بدون آنکه کاشیهای زیبا با رنگ آمیزی عالی و اشکال ممتاز دیوار های آنرا زینت بخشد و شکل ایرانی خاص بان بدهد بتصور آورد . زیبا ترین کاشی هایی که در دور. اسلامی در ایران تهیه شده و از حیث صنعت قابل توجه است آجر های کوچکی است که با لعاب آبی رنگ پوشیده گردیده و در مسجد جامع شهر قزوین بکار گذاشته شده و متعلق به اوایل قرن ششم ه . ( دوازدهم م . ) است و چنانکه از کاشیهای مقبر. مومنه خاتون - در شهر نخجوان - که متعلق بسال ۵۸۲ ه . ق . ( ۱۱۸۲ م . ) است بر میاید این صنعت بسرعت ترقی کرده و در آخر قرن ششم رونقی بسزا یافت . در کاشی کاریهای ایرانی برای پوشاندن دیوار های عمارات اشکال زیبای بسیار بکار برده اند که از آن جمله است اشکال ستاره یی ساده که بیش از یک یا دو رنگ نداشته اند یا کاشیهای صلیبی شکل که غالبا سنگهای آبی فیروزه یی باز یا لاجوردی پر رنگ بود . غیر از اینها اشکال ستاره یی صلیبی را که با صورتهای انسانی و حیوانی و نباتی بسیار مزین بوده و مینا کاری بر رونق و درخشند گی و زیبایی آنها می افزوده است نیز در کاشیهای خود بکار برده اند . چنین مینماید که بکار بردن آجر های کاشی لعاب صدفدار و مینایی را ایرانیان از قرن پنجم ه . ( یازدهم م . ) ساخته اند . و در اوایل استعمال این نوع کاشی منحصر با بنی. بزرگ و مهم بود ولی در اواخر قرن ششم ه . ( دوازدهم م . ) ساختن این نوع ترقی بسیار کرده و از کاشان بشرهای دیگر ایران و نواحی شهر شرق فرستاده میشده . این صنعت همچنان تا نیم. قرن هشتم ه . ( چهاردهم م . ) رونق داشت و در هم. این مدت شهر کاشان بزرگترین مرکز آن بود . در شهرهای دیگر ایران مخصوصا در ری و سلطان آباد نیز تهیه میشده است ولی کاشیهای این دو شهر از کاشیهای ساخت کاشان پست تر بوده است . معرق کاری ( ترجم. صنایع ایران بعد از اسلام ۲ ) ۵۹ - ۵۷ - ( اسم ) بنایی که در آن کاشی نصب شده : [ صحن کاشی کاریش را گاه لنگر فوته بین هر که را باشد تمنا سیر صحن آشدار ] . ( اشرف )
[ گویش مازنی ] /kaashi kelaa/ از توابع بندپی واقع در شهرستان بابل
قاضی اسدالله و فاضلی است
محمد ابن حسن کاشی . معروف به بابا افضل .
نورالدثین محمد از شاعران قرن دوازدهم و از معاصران حزین بود .
[ گویش مازنی ] /tash kaashi/ خاموش کردن آتش
از اکابر شعرای زمان اباقان است ترجیع لطیفی در جواب سعدی شیرازی دارد .
از شعرای ایران معاصر تقی کاشی وی از شاگردان محتشم بوده است

معنی کاشی در فرهنگ معین

کاشی
۱ - (اِ.) کاچی ، آجر لعاب دار ساده یا نقاشی شده . ۲ - (ص نسب .) اهل شهر کاشان .
۱ - (ص شغل .) آن که کاشی را در بنا کار گذارد. ۲ - بنایی که در آن کاشی کار گذاشته شده است .

معنی کاشی در فرهنگ فارسی عمید

کاشی
۱. تهیه شده در کاشان.
۲. مربوط به کاشان.
۳. از مردم کاشان.
۴. ویژگی هرنوع ظرف پخته شده و لعاب دار.
۵. (اسم) آجر یا خشت لعاب دار و پخته شده.
۶. (اسم) [مجاز] پلاک، شماره.
* کاشی معرق: نوعی کاشی که از تکه های ریز ریز به اشکال گوناگون و نقش های مختلف می سازند و در کنار هم قرار می دهند، کاشی موزاییک.
کسی که آجر کاشی درست می کند، کاشی تراش، کاشی ساز، کاشی گر.
= کاشی پز
کسی که آجر کاشی را در ساختمان ها کار می گذارد.
۱. نصب کردن آجر کاشی در ساختمان ها، شغل و عمل کاشی کار.
۲. ویژگی بنایی که در آن کاشی نصب شده.

کاشی در دانشنامه اسلامی

کاشی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • حسن کاشی، مولانا حسن بن محمود کاشانی آملی، معروف به حسن کاشی، از شاعران شیعی اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم• علی اکبر تشبیهی کاشی، شاعر نیمه دوم قرن دهم و نیمه نخست قرن یازدهم در عهد صفوی• امین الدوله کاشی، فرخ خان امین الدوله کاشی ملقب به امین الملک، جزء عمله خلوت و پیش خدمت مخصوص در دوره پادشاهی فتحعلی شاه و محمد شاه
...
ملا حسن کاشی از شعرای قرن هشتم هجری است که اشعار فراوانی در مدح اهل بیت علیهم السلام بخصوص امیرمؤمنان علی علیه السلام سروده است.
از زمان ولادت او اطلاعی نداریم لیکن با توجه به اینکه اشعار کتاب تاریخ محمدی را در سال 708 و در سن 60 سالگی سروده است، ولادتش را باید به سال 658 بدانیم. او متولد و ساکن آمل بود ولی از آنجا که اجداد او اهل کاشان بوده اند به «کاشی» تخلص دارد ضمن اینکه در موارد متعددی از دلبستگی اش به کاشان و مشکلاتش در آمل سخن می گوید.
کاشی که ملقب به کمال الدین بود، فقط در مدح اهل بیت بخصوص امیر مؤمنان علیه السلام شعر سروده و اشعار وی نشانگر محبت شدید به این خاندان است. احمد بن حسین کاتب مورخ قرن نهم می نویسد: زمانی که سلطان محمد خدابنده به مشهد سفر کرد درویشی را در کنار بارگاه امام دید و از او پرسید تو کیستی؟ ملا حسن فی البداهه قصیده ای سرود و چنین گفت:
افندی می نویسد: او فاضل و عالم محقق و شاعری زبردست بود. مقامش با شیخ علی کرکی و علامه حلی در انتشار مذهب شیعه یکی است و حق بزرگی به جهت هدایت مردم به راه صحیح، بر آنان دارد از این رو اهل سنت از قدیم او را دشمن می داشته اند و می گویند او سبب حدوث مذهب تشیع است.
اثر مهم کاشی منظومه تاریخ محمدی در شرح حال پیامبر و ائمه است. دیگر آثار او عبارتند از هفت بند درباره علی(ع)، معرفت نامه رساله ای منظوم در کلام و عقاید، کتاب الانشاء، دیوان.
ملاحسن کاشی پس از سال 708 (سال تألیف تاریخ محمدی) و احتمال زیاد پیش از مرگ خدابنده (716) از دنیا رفته است چون سلطان محمد خدابنده الجایتو مزار او را بنا کرده است. این مزار در سلطانیه در حوالی زنجان مشهور و محل رفت و آمد علاقمندان اوست.
فرخ خان امین الدوله کاشی ملقب به امین الملک، در دوره پادشاهی فتحعلی شاه و محمد شاه جزء عمله خلوت و پیش خدمت مخصوص بود.
فرخ خان امین الدوله کاشی ملقب به امین الملک، امیر حضور و امین الدوله پسر میرزامهدی است که در سال ۱۲۹۹ق در کاشان متولد شد. وی در آغاز جوانی از کاشان به تهران آمد و وارد دربار فتحعلی شاه قاجار شد و به خاطر هوش و ذکاوتش مورد عنایت پادشاه واقع شد. فتحعلی شاه به او لقب فرخ را داد.
سمت امین خلوت
فرخ خان در دوره پادشاهی فتحعلی شاه و محمد شاه جزء عمله خلوت و پیش خدمت مخصوص بود؛ ولی در زمان ناصرالدین شاه خیلی ترقی کرد و از مقربین و محارم شاه محسوب می گشت. او بعد از مدتی امین خلوت شد؛ به این صورت که رئیس پیش خدمتان و فراشان خلوتان و به طور کلی کارمندان دربار شد و سمت امین خلوتی را از زمان سلطنت محمدشاه به بعد در خانواده فرخ خان امین الدوله رسم شد.
سال ۱۲۵۲
وی در سال ۱۲۵۲ق برای حل شورش مردم ساری علیه حاکم مازندران (فضل علی خان بیگلربیگی قرابانی) عازم ساری شد و غائله را ختم به خیر کرد.
سال ۱۲۵۳
...
این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
بابا افضل کاشانی (وفات 667 ق)؛ حکیم، نویسنده، عارف، ادیب و شاعر ایرانی قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او افضل و به بابا افضل معروف است. ولادت او در مرق بین اصفهان و کاشان اتفاق افتاد. بابا افضل بیشتر در زادگاه خود به اعتکاف، تدریس، تألیف، تحقیق و مباحثه روزگار می گذرانید.
نسبت تعلیم خواجه نصیر طوسی با یک واسطه به او می رسد. وی مدتی از عمر خود را به علت رشک حاسدان و سخن چینی آنها در زندان گذرانده است که با توجه به گفته های صفا حبس وی سخت مورد تردید است. شیوه نثر بابا افضل بسیار پخته و به اصول متقدمان نزدیک است. در رسالات خود کوشیده لغات فارسی را به جای اصطلاحات عربی قرار دهد. وی چند رساله در تصوف و سلوک و حکمت به زبان فارسی دارد با متنی بسیار فصیح.
مجموع رسائل وی تحت عنوان «مصنفات بابا افضل» نشر یافته است، این رسایل بیانگر اندیشه های حکمی و تفکراتی است که بر نویسنده دست می داده است و همچنین بیان کننده مواعظ و حکم و حقایق عرفانی است. مدفن وی در مرق کاشان است. تاریخ وفات وی را به اختلاف 707 ،606 و 664 ق نوشته اند که صحیحتر آن همان است که در بالا ذکر شد.
آثار بسیاری از وی به جا مانده است، از آن جمله اند: «المفید للمتسفید»؛ ترجمه ی «رساله ی نفس» ارسطو؛ «جاودان نامه» یا «جاویدنامه»؛ «ره انجام نامه»؛ یا «آغاز و انجام»؛ «انشاء نامه»؛ «مدارج الکمال؛ «ساز و پیرایه شاهان پرمایه»؛ «منهاج المبین»؛ «عرض نامه»؛ «مبادی موجودات نفسانی»؛ «مکتوبات»؛ «رباعیات»؛ «رساله در منطق»؛ ترجمه ی «رساله تفاحه»، ارسطو.
حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران شیعی مذهب قرن هفتم هجری قمری است.وی از شعر به عنوان ابزار و رسانه ای برای نشر اعتقاداتش استفاده می نمود، به طوری که تمام عمر خود را صرف ترویج مذهب تشیع و سرودن اشعاری در مدح اهل بیت(ع) به ویژه مدح علی(ع) کرده است.زادگاه حسن کاشی آمل بوده و آرامگاهش در سلطانیه زنجان قرار دارد.
حسن بن محمود کاشی آملی از شاعران اواخر سده ۷ ق، و نیمه اول سده ۸ق است. خانواده وی از مردم کاشان و مقیم آمل بودند و پدرش محمود نام داشت. او در شعر «کاشی» تخلص داشت، و گاهی بدین منظور از نام خود «حسن» بهره می برد. زادگاه اش چنانکه خود بیان می کند آمل و نسبت وی کاشانی است.
حسن کاشی، مولانا حسن بن محمود کاشانی آملی، معروف به حسن کاشی، از شاعران شیعی اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم که اشعار زیادی در منقبت و مرثیه ائمه اطهار علیهم السلام به ویژه امام علی علیه السلام سروده است.
برای وی القابی چون ملک الحکما، جمال الدین، کمال الدین، افضل المتکلمین و احسن المتکلمین ذکر کرده اند.
محل زندگی
پدر و جدش اهل کاشان بودند، اما زادگاه و محل زندگی او، به تصریح خودش، آمل بوده است
تولد
تاریخ تولد او را حدود ۶۴۸ می توان دانست اما تاریخ وفات او معلوم نیست. ظاهراً از شعرای مجلس عالی اولجایتو (حکومت: ۷۰۳ـ۷۱۶) و معاصر علامه حلّی (متوفی ۷۲۶) بوده است. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست.
فضایل
...



کاشی در دانشنامه ویکی پدیا

کاشی
کاشی به قطعه سنگی مصنوعی گفته می شود که طول و عرض آن مختلف بوده و ضخامت آن چند میلی متر است، و یک روی آن دارای سطحی شیشه ای بوده و کاملاًّ صاف و صیقلی می باشد. کاشی محصولات سفالین و سرامیکی است که در ساختمان کاربرد و اهمیت ویژه ای دارد مانند حمام ها، توالت ها، آشپزخانه ها و آب ریزگاه های عمومی و غیره. کاشی برای تزئینات داخل و خارج ساختمان و همچنین برای بهداشت و عایق رطوبت به کار می رود.
کاشی بدنه:جهت نصب در دیواربا لعابی براق و استقامت کمتر نسبت به کاشی کف.متنوع در سایز و طرح.
کاشی کف : یا به اصلاح عامیانه در ایران که به آن سرامیک می گویند.مقاوم تر و مستحکم تر از لحاظ بدنه و لعاب نسبت به کاشی بدنه.
کاشی سه بعدی: نسل جدیدی از کاشی که با استفاده از بروزترین تکنولوژی چاپ و بهره گیری از خطای چشم ، زیبایی و جلوه ای خاص به صنعت کاشی و سرامیک داده است.
کاشی پرسلانی: نسل سوم صنعت کاشی و سرامیک کاشی پرسلانی نامیده می شود. که در صفحه جداگانه توضیح داده شده است.
واژه کاشی از نام شهر کاشان اقتباس شده که از اوایل دوران اسلامی به عنوان مرکز صنعت سفال سازی مشهور بود.
یک قطعه کاشی از دو قسمت تشکیل شده است: ۱- قطعه سفالی که قسمت اصلی و استخوان بندی کاشی را تشکیل می دهد. ۲- لعاب روی آن که ماده ای است شیشه ای و قسمت رویی آن را تشکیل می دهد. یکی از مهم ترین عوامل در صنعت کاشی سازی آن است که این دو ماده را طوری انتخاب کنند که ضریب انبساط آن ها مساوی باشد.
کشور ایران با تاریخ و تمدن کهن در هنر و صنعت و برخورداری از ذخایر معتنابهی از مواد اولیه از دیر باز با عنوان بستری مناسب برای صنعت کاشی و سرامیک مطرح بوده است. تولید کاشی سرامیکی در این سرزمین از مراحل بسیار اولیه و با روش های ابتدایی از حدود ۱۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح با تولید انواع آجرهای لعابدار، کاشی های تزیینی و مینا آغاز شده است.
عکس کاشی
کاشی یکی از مصالح است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
منسوب به کاشان
خط بنایی (کاشی معقلی)
کاشی (جاسک)، روستایی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان پی وشک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۵۷ نفر (۱۳۴خانوار) بوده است.
کاشی (زاهدان)، روستایی از توابع بخش میرجاوه شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان لادیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۷ نفر (۴۶خانوار) بوده است.
کاشی های بام (انگلیسی: Roof tiles) به طور عمده برای محافظت بام ساختمان از باران طراحی شده و به طور سنتی از مصالح محلی و مواد در دسترس ساخته می شوند. مانند سفال های رُسِ کوره پُخته شده، تخته سنگ یا مصالح مدرنی همچون بتن و پلاستیک. برخی از کاشی های بام سفالی را با لعاب ضدآب می کنند.
کاشی بر نوعی ابزار برقی است به همراه یک تیغه مدور که به منظور برش کاشی های سرامیکی و با هدف دستیابی به اندازه ها و شکل های مختلف سنگ و کاشی استفاده می گردد. کاشی بر در دو نوع دستی و ثابت موجود است.
کاشی پرسلانی نسل سوم کاشیهای کف و دیوار به کاشی های پرسلانی تعلق دارد که مناسب نصب بر روی کف و دیوار و نمای ساختمان می باشند. کاشی های پرسلانی بدلیل جذب آب بسیار پایین و فرایند تولید خاص و منحصربه فرد از استحکام بالایی برخوردار بوده و به نوعی می توان آنها را سنگ مصنوعی نامید. تنوع تولید در ابعاد و طرح باعث گرایش استفاده مصرف کنندگان از این محصول ساختمانی شده است. امروزه درمیان محصولات رایج جهت پوشش سطوح وسیع، کاشی پرسلانی به عنوان یک کاشی بدون لعاب باپخت دمابالا وتخلخل پایین وجذب آب کمتراز۳/. درصدازاهمیت بالایی برخورداربوده وحجم تولید آن نیز روزبروز بیشتر می شود.
پرسلان محصولی یکنواخت با رنگ بعد از پخت سفید و متراکم می باشد که از مواد موجود در طبیعت که در شرایط خاص تحت فشار بالا شکل گرفته و در درجه حرارت بالا تولید می شود.پرسلان جایگزینی زیبا و ارزنده با برترین خصوصیات یک پوشش مورد استفاده در نما و کف ساختمان ها می باشد، همچنین این محصول جدیدترین تکنولوژِی صنعت سرامیک در حال حاضر می باشد. ویژگی های پرسلان:
استحکام خمشی بالا (دو تا سه برار سنگ های گرانیتی) جذب آب پایین تا کمتر از 1/0 درصد و مقاوت در برابر یخبندان ( غیر قابل نفوذ در قیاس با سنگ) مقاومت شیمیایی بالا و مقاومت در برابر لک پذیری ( مواد شوینده و پاک کننده اسیدها و بازها) مقاومت سایش بالا ( عمر طولانی و درخشش زیاد) سختی سطحی بالا ( عدم خراش سطحی و حفظ زیبایی) ثبات رنگ در مقابل نور خورشید ( که ناشی از عدم تاثیر اشعه بالا بر ساختار آن است که در سنگ های طبغی دیده نمی شود.) قابلیت تولید در سایزهای مختلف و وجود طرح ها و رنگ های بدیع و بیکران قابلیت نصب بوسیله نصب خشک و نما و ابنیه بلند مرتبه ( به عنوان یک ابزار مهندسی قابلیت ابزار خوری و نصب قطعات را در روی خود دارد.) ضد حریق بودن ( نسبت به آتش مقاوم است و در برابر حرارت تغییر ساختار نمی دهد.)
کاشی تبریز نام شرکت تولیدکننده کاشی و سرامیک در شهر تبریز می باشد.
کارخانه صنایع کاشی تبریز در سال ۱۳۶۲ تأسیس و در سال ۱۳۷۴ در زمینی به وسعت ۱۵ هکتار و با ۵۰ هزار متر مربع زیر بنا احداث و به بهره برداری رسید. از سال ۱۳۷۷ با تغییر اساسی مدیریت و تغییرات اساسی در خطوط تولید ، منجر به تولیدات مرغوب و ایجاد تحولی چشمگیر در صنعت کاشی کشور گردید.
با توجه به دیدگاه روشن و به روز مدیران و سهامداران و در نظر گرفتن توجیه اقتصادی در میزان تولید باعث شد تا در کمتر از یکسال و با تغییرات لازم در سیستم تولید، ابعاد بزرگتر و طرحهای جدید اروپایی جایگزین گردد. بعد از این دگرگونی کاشی تبریز جایگاه اصلی خود را در صنعت کاشی و سرامیک کشور و صد البته جایگاه بسیار ممتازی در صنعت استان آذربایجان شرقی پیدا کرده است بطوریکه توانسته است در کنار تولید کنندگان برتر جهانی قرار گیرد .
در سال ۱۳۸۲ این مجموعه اقدام به آغاز طرح توسعه سالن کف با مشارکت شرکت کرابن اسپانیا یکی از بزرگترین قدرتهای سرامیک نمود و با تلاش بسیار در سال ۱۳۸۴ توانست سرامیک کف خود را با نام تجاری کرابن سرامیک تبریز به بهره برداری برساند. اکنون سرامیک تولیدی این واحد قابل رقابت با بهترین سرامیکهای جهان می باشد . بطوریکه صادرات این واحد تولیدی به اکثر کشورهای آسیایی بخصوص کشورهای خاورمیانه و کشورهای همسایه و حتی برخی کشورهای اورپائی دال بر این امر می باشد . با توجه به تولیدات بسیار با کیفیت این کارخانه و مقایسه آن با کاشی ها و سرامیکهای وارداتی با توجه به قیمت و خدمات مناسب محصولات این کارخانه باعث گردیده تا رقابت شدیدی با محصولات وارداتی داشته باشد.
کاشی تپه مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان بیجار، روستای قزل علی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۴۷۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
کاشی سازی برخالی: کاشی سازی ای است که در آن ویژگی برخالی باشد.
مفاهیم آغازین: برخال: برخال یک نگاره یا پیکره است که دارای ویژگی خودهمانندی در مقیاسهای گوناگون است درحالیکه این مقیاسها با هم پیوند ریاضیاتی داشته باشند. برای نمونه اگر فردی بخش ویژه ای را برگزیند و دید را بر آن ۵ بار نزدیکتر کند (زوم کند) شکل دقیقآ همان شکل پیش باشد.
نیا-کاشی (prototile): نیاکاشی یا کاشی آغازین کاشی ای است که همه کاشیهای دیگر در کاشی کاری ما با آن همانند اند یعنی همان فرم را دارا هستند اما الزامآ با آن هم اندازه نیستند.
تارُک (vertex): نقطه ای است که سه کاشی یا بیشتر به هم می رسند. تارک یک کاشی آن نقطه است که دو پهلوی یک کاشی به هم می رسند.
کاشی مارو (به انگلیسی: Kashi Maru) یک کشتی بود که طول آن ۵۲٫۴۳ متر (۱۷۲ فوت ۰ اینچ) بود. این کشتی در سال ۱۹۴۰ ساخته شد.
آرامگاه ملاحسن کاشی یا مقبره مولانا حسن کاشی بنایی مربوط به آغازین دوره های صفویه است که در سلطانیه، جنوب شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۶۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
این مکان مقبره حسن کاشی است.
آرامگاه ملاحسن کاشی در نزدیکی گنبد سلطانیه، جای گرفته است. آرامگاهی که توسط شاه طهماسب یکم به افتخار ملاحسن کاشی عارف قرن ۱۴میلادی بنا شده است. تکمیل معماری داخلی بنا توسط فتحعلی شاه قاجار در دوران قاجار و قرن ۱۹اُم میلادی انجام گرفته است.
مقبره مولانا حسن کاشی مربوط به اوائل دوره صفوی است و در سلطانیه، جنوب شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۶۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
این مکان مقبره حسن کاشی است.
مولانا حسن بن محمود کاشانی آملی مشهور به حسن کاشی از شاعران نامدار سده هشتم قمری است که همه اشعارش دربارهٔ ستایش از امامان شیعه، به ویژه علی بن ابیطالب است.
علی در ادبیات فارسی
جد و پدر مولانا حسن از کاشان بوده اند، اما زادگاه و محل زندگی او آمل در طبرستان (مازندران) بوده است.
بنا به گفته دولتشاه سمرقندی، حسن کاشی همعصر سلطان محمد خدابنده الجایتو (پادشاهی ۶۹۵–۶۸۲ شمسی) بوده است و بنابراین بخشی از عمر او باید در اواخر سده هفتم قمری بوده باشد. چون تاریخ مرگ حسن کاشی معلوم نیست، نمی توان دانست که چه مقدار از عمر او در سده ۸ ق. سپری شده است. او تمام ذوق شاعری خود را صرف ستایش خاندان پیامبر اسلام کرده است و از ستایش دیگران گریزان بوده است.
حسن کاشی زندگی اش را به پرهیزگاری و فناعت می گذراند. او به زیارت مدینه و مکه و نجف هم رفته است و بر مزار علی بن ابیطالب، منقبتی با این مطلع (آغاز شعر) خوانده است:
خانه نایب حسین کاشی مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان کاشان، بخش نیاسر، دهستان نیاسر، روستای نشلج، میدان امام حسین (محله درب ده قدیم) واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۷۷۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
داگاشی کاشی (به ژاپنی: だがしかし) یک مجموعه مانگا ژاپنی که توسط کوتویاما نوشته و طراحی شده است. این مجموعه توسط انتشارات شوگاکوکان از ژوئن ۲۰۱۴ تا ۱۱ آوریل ۲۰۱۸ در مجلهٔ شونن مانگا ویکلی شونن ساندی به چاپ می رسید و در مجموع ۱۱ جلد تانکوبون از آن منتشر شده است. یک سری لایت نوول ژاپنی با عنوان «Dagashi Kashi: Mō Hitotsu no Natsuyasumi» به نویسندگی و طراحی مانتا آیسورا تنها در یک جلد توسط شوگاکوکان در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۵ منتشر شد. یک مجموعه تلویزیونی انیمه نیز به تعداد ۱۲ قسمت بر اساس نسخه مانگا توسط استودیو فیل تهیه شده است که پخش آن از ۷ ژانویه ۲۰۱۶ تا ۳۱ مارس همان سال ادامه داشت. فصل دوم مجموعه انیمه نیز به کارگردانی ساتوشی کووابارا، و توسط استودیو تزوکا پروداکشنز از ژانویه تا مارس ۲۰۱۸ پخش شد.
وبگاه رسمی
داگاشی کاشی (مانگا) در دانشنامهٔ وب گاه Anime News Network
داگاشی کاشی (انیمه) در دانشنامهٔ وب گاه Anime News Network
کوکونوتسو شیکادا شخصیت اصلی داستان آرزو دارد به یک مانگاکای برجسته تبدیل شود. اما در این بین پدر کوکونوتسو که صاحب یک شیرینی فروشی در خارج از شهر بود، قصد داشت اداره این مغازه را به پسرش واگذار کند. در یکی از روزهای تابستان، دختری جذاب اما عجیب با نام شیداره هوتارو، از یکی از شرکت های نامدار شیرینی، که دیوانه وار شیفتهٔ فروشگاه های کوچک شیرینی و آب نبات بود، به دیدار آن ها می آید. هوتارو با هدف استخدام پدر کوکونوتسو که در واقع فردی شناخته شده بود، بارها و بارها به دیدن او آمد تا متقاعدش کند. با این حال، پدر کوکونوتسو تنها با شرط اینکه او پسرش را متقاعد کند تا به عنوان سرپرست بعدی فروشگاه انتخاب شود، قبول می کند یکی از اعضای شرکت هوتارو شود.
سامان کاشی یکی از صنایع فعال در شهرستان بروجرد است. کارخانه سامان کاشی در سال ۱۳۷۴ در جنوب شهرستان بروجرد و در مجاورت بزرگراه بروجرد - دورود - خرم آباد ساخته شد. دفتر مرکزی این شرکت در تهران قرار دارد. تعداد کارکنان مشغول در سامان کاشی بالغ بر ۴۰۰ نفر است.
وبگاه رسمی سامان کاشی
محصولات سامان کاشی که بعضاً با عنوان کاشی سامان نیز شناخته می شوند شامل انواع کاشی کف، دیواری و نما است.
فعالیت شرکت سامان کاشی در برخی موارد با مشکلاتی مواجه بوده است که مهمترین آنها کمبود نقدینگی و ناتوانی در پرداخت حقوق کارکنان خود بوده است که گاه موجب تجمع و اعترض کارکنان شده است و به توقف خطوط تولید نیز انجامیده است.
باغ کاشی قناتی است که در روستای باغ کاشی از توابع بخش کهک، شهرستان قم در استان قم قرار دارد.
مرتضی اسماعیل کاشی بازیگر و کارگردان ایرانی است. او دانش آموختهٔ کارشناسی ارشد بازیگری از دانشگاه تربیت مدرس است. از نمایش هایی که او در آن ها بازی کرده می توان به برنارد مرده است، مکبث، عجایب المخلوقات و مفیستو اشاره کرد. اسماعیل کاشی در سال ۱۳۹۵ برای بازی در نمایش ویتسک (به کارگردانی رضا ثروتی) برندهٔ تندیس بهترین بازیگر سی و یکمین جشنوارهٔ تئاتر فجر شد. او در فیلم های سینمایی دلتا ایکس، ارغوان، گیلدا و اژدها وارد می شود! حضور داشته است.و همچنین از نمایش های درخشان او بازی در نمایش خرده جنایت های زناشوهری به کارگردانی رحمان خوب زاده می باشد
فهرست برگزیدگان جشنواره تئاتر فجر
مرتضی کاشی (زاده ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۰) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۳.
وی سابقه عضویت در تیم های هما، پیکان تهران و صبای قم را دارد.دارای یک فرزند ۶ساله به نام رهام.سکونتگاه وی تهران و هم اکنون در شهرریمربی تیم احسان ری میباشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کاشی در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:کاشغر

معنی کلمه کاشی به عربی

کاشی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت کاشی سرامیک   • کاشی و سرامیک یزد   • کاشی و سرامیک تبریز   • کاشی چیست   • خرید کاشی و سرامیک   • کاشی ویکی پدیا   • کاشی وسرامیک   • تاریخچه کاشی   • معنی کاشی   • مفهوم کاشی   • تعریف کاشی   • معرفی کاشی   • کاشی یعنی چی   • کاشی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاشی
کلمه : کاشی
اشتباه تایپی : ;had
آوا : kASi
نقش : اسم
عکس کاشی : در گوگل


آیا معنی کاشی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )