برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1277 100 1

کاهنده

/kAhande/

معنی کاهنده در لغت نامه دهخدا

کاهنده. [ هََ دَ / دِ ] (نف ) کم گرداننده. کم کننده و نقصان دهنده :
به مردی فزاینده ٔ عز مؤمن
به شمشیر کاهنده ٔ کفر کافر.
فرخی سیستانی.
|| کم شونده. رو به کاهش گذارنده :
گر فزونی نپذیرد جز کاهنده
چه همی بایدت این چونین افزونی.
ناصرخسرو.
|| میرنده. مردنی. ناپایدار :
همه دانش او راست ما بنده ایم
که کاهنده و هم فزاینده ایم.
فردوسی.
رجوع به کاهش شود.

معنی کاهنده به فارسی

کاهنده
کم گرداننده کم کننده
[reductant] [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که به عنصر یا ترکیب الکترون دهد و بدین ترتیب از ظرفیت مثبت آن بکاهد
[regressive burning] [هوافضا] فرایند سوختن سوخت جامد که در آن مشخصات فیزیکی نیرو و فشار و سطح سوختن کاهش می یابد
[waning crescent, waning moon] [نجوم] شکل ظاهری ماه در ربع چهارم ماه قمری

معنی کاهنده در فرهنگ فارسی عمید

کاهنده
کم کننده.

کاهنده در جدول کلمات

گروهی از داروهای کاهنده کلسترول خون هستند
استاتین

معنی کاهنده به انگلیسی

depressor (اسم)
کاهنده ، عضلهای که منقبض میشود
reducer (اسم)
کاهنده ، احیا کننده ، تقلیل دهنده ، عامل کم کننده
subtractive (صفت)
سالب ، کاهنده ، کاهشی ، تفریقی ، دارای علامت تفریق
ablative (صفت)
کاهنده ، رافع ، اازا ، صیغه الت ، مربوط به مفعول به یا مفعول عنه
decreasing (صفت)
کاهنده ، کاهشی
regressive (صفت)
کاهنده ، عود کننده ، پسرفت کن ، برگشت کننده
decrescent (صفت)
کاهنده ، رو به نقصان گذارنده
depreciatory (صفت)
کاهش ، کاهنده ، استهلاکی ، کسر کننده
flagging (صفت)
کاهنده ، ضعیف ، ول ، افتاده

معنی کلمه کاهنده به عربی

کاهنده
جر

کاهنده را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت کاهنده   • تخفیفان   • معنی کاهنده   • مفهوم کاهنده   • تعریف کاهنده   • معرفی کاهنده   • کاهنده چیست   • کاهنده یعنی چی   • کاهنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاهنده
کلمه : کاهنده
اشتباه تایپی : ;hikni
آوا : kAhande
نقش : صفت
عکس کاهنده : در گوگل

آیا معنی کاهنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )