انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1100 100 1

کاهن

/kAhen/

مترادف کاهن: پیشگو، جادوگر، رمال، ساحر، عراف، غیبگو، فالگو، فالگیر

معنی کاهن در لغت نامه دهخدا

کاهن. [ هَِ ] (ع ص ، اِ) کسی است که خبر دهد از وقایع آینده و ادعای آگاهی بر اسرار و اطلاع از علم الغیب کند. (تعریفات ). فال گیرنده از آواز جانوران و ساحر و غیب گوی. (غیاث ). حکم کننده به غیب. (از اقرب الموارد) :
هر داستان که آن نه ثنای محمد است
دستان کاهنان شمر آن را نه داستان.
خاقانی.
تاج بر فرق محمد تو نهی
خاک بر تارک کاهن تو کنی.
خاقانی.
در میانشان فتنه و شور افکنم
کاهنان خیره شوند اندر فنم.
مولوی.
|| نزد نصاری و یهود و بت پرستان انجام دهنده ٔ مراسم ذبح و قربانی است و چه بسا که مأخوذ از همان معنی حکم به غیب است. (از اقرب الموارد).

معنی کاهن به فارسی

کاهن
غیب گو، مردروحانی درنزدمصریان قدیم ویهودونصاری
( صفت ) ۱ - فال گیر غیب گو ۲ - روحانی مصریان باستان بابلیان و یهودیان جمع : کهنه .
[ گویش مازنی ] /kaahan/ نام چشمه ای در روستای انار ور نوشهر
دانشمند عربی دان فرانسوی

معنی کاهن در فرهنگ معین

کاهن
(هِ) [ ع . ] (ص .) ۱ - روحانی مصریان باستان ، بابلیان و یهودیان . ۲ - فال گیر، غیب گو. ج . کَهَنَه .

معنی کاهن در فرهنگ فارسی عمید

کاهن
۱. روحانی مسیحی یا یهودی.
۲. روحانی اقوام باستان، مانند بابلیان و مصریان.
۳. (صفت) [قدیمی] غیب گو.

کاهن در دانشنامه ویکی پدیا

کاهن
کاهِن (برگرفته از واژه عبری کوهن) یک اصطلاح دینی و مذهبی در دنیای کهن بوده و مترداف با مغان، بغان، آثروان و در دورهٔ ترویج آیین اسلام به معنی آخوند است. تعیین اینکه کدام یک از گروه یاد شده، مقدّم بر سایرین است، مشکل می باشد؛ ولی احتمالاً مُغان و بُغان گروه واحدی بوده و فقط بواسطهٔ تفاوت زبان یا لهجه از یکدیگر انشقاق یافته اند. پیشینهٔ کاهنان به دوران فراعنهٔ مصر مورخ است، اما بعدها این گروه صنفی در هزارهٔ سوم پ.م. در دربار سلاطین میانرودان حضور داشته و به غیب گویی و آینده نگری مشغول بوده اند. یکی از کاهنان معروف در نیمهٔ دوم هزارهٔ سوم پ.م. کاهن بزرگ بروس است.
مغان
بغان
آثروان
خاخام
کشیش
آخوند
کاهنان غیب گو عادة پدیده های طبیعی یا آنچه را از امعاء و احشاء حیوانات قربانی درک می کردند و نشانهٔ وقایعی می پنداشتند یادداشت و ضبط می کردند. یادداشت های بسیاری از قبیل آنچه ذیلاً ذکر می شود محفوظ مانده است. « اگر امعاء و احشاء را کاملاً کیسهٔ صفرا فرا گرفته باشد این علامت سارگون بزرگ است که طبق این علامت به عیلام عزیمت کرده و عیلامیان را مطیع ساخته و محاصره کرده و راه دریافت خواربار و آذوقه را بروی ایشان بسته است.» سخن از سارگون عهد عتیق پادشاه اکد است که در حدود سال ۲۳۰۰ پ.م. می زسته.
عکس کاهن
کاهن در کلیساهای مسیحی، کسی است که از سوی یک کلیسا یا سازمان مذهبی مجاز است اعمالی نظیر تعلیم باورها، انجام اموری نظیر ازدواج، غسل تعمید یا مجالس ختم، یا ارائهٔ ارشاد معنوی به جامعه را انجام دهد.
کاهن اعظم (عبری: כהן גדול کوهن گادول) روحانی اعظم دین یهودیت در زمان وجود معبد اول و دوم بود. کاهن اعظم از تبار کاهنین معبد بود که از نسل هارون برادر موسی بودند.
لباس زیر کاهن: شلوار کتان از کمر تا زانو برای پوشاندن عورت
تونیک کاهن: لباسی کتانی که تمامی بدن را از گردن تا پا می پوشانید و آستینهای آن تا مچ بلند بود. لباس کاهنین معمولی ساده بود ولیکن کاهن اعظم طرح دار.
رویبند کاهن: رویبند کاهن از کتان مرغوب طرح دار با رنگهای آبی و بنفش و قرمز تشکیل شده بود. رویبند کاهنین عادی ساده بود.
هارون در عهد عتیق «ها-کوهن» (کاهن) نام می گیرد و توسط خداوند به عنوان اولین کاهن معبد برگزیده می شود. (خروج ۲۸) بر اساس تورات جایگزین او باید از پسران او انتخاب می شد و در خانواده او باقی می ماند. اگر کاهن اعظم دارای فرزند پسر نبود برادر او انتخاب می شد. در زمان الی این قانون نقض شد و کاهن بودن به خانواده الیزر منتقل شد ولیکن سلیمان کاهنانی که از نسل نادرست بودند را کنار گذاشت. بعد از نابودی معبد اول و اسیر شدن یهودیان در بابل کاهن بودن به نظر میآید که از قوانین پدر به پسری تبعیت کرده باشد. هرود بزرگ که در زمان معبد دوم می زیست شش کاهن اعظم را انتخاب کرد. به نظر میآید که قبل از نابودی معبد اول کاهنین به مدت مادام العمر انتخاب می شدند؛ ولیکن در زمان معبد دوم کاهنین کنار گذاشته می شدند و از این رو تعداد کاهنین اعظم بسیار زیادتر است.
سن خاصی در تورات برای کاهن اعظم نوشته نشده است ولیکن به طور معمول حداقل سن ۲۰ سال در نظر گرفته می شد. سنی که لاویان می توانستند روحانی بودن خود را شروع کنند در تورات ۳۰ سال ذکر شده است. ولادت صحیح شرط بسیار مهمی بود و تبارنامه کاهنین باید حفظ می شد. از این رو زنانی که در جنگ غنیمت گرفته می شدند به عنوان مادر کاهن اعظم نمی توانستند باشند. کاهن اعظم باید خود را از هر نوع آلودگی دور نگه می داشت. کاهن اعظم تنها می توانست با زنان اسراییلی وصلت کند. این محدودیت ها به تمامی کاهنین اعمال می شد؛ ولیکن بیوه یک کاهن می توانست دوباره ازدواج کند. کاهن اعظم اجازه نداشت که با مردگان تماس داشته باشد و اجازه نداشت که برای عزاداری موهای خود را نامرتب کند، یا نشان دهد یا لباس خود را آلوده کند. بر اساس نوشته یوسفوس فلاویوس متولد شدن در بیرون از اسراییل جلوگیری کننده از کاهن اعظم شدن نبود.
تورات دستورهای بسیار خاص و دقیقی در مورد لباس کاهن اعظم به خصوص در هنگام نزدیک شدن به میشکان و تابوت عهد بیان کرده است: «و تو برای برادر خود هارون لباس مقدسی تهیه خواهی کرد.» (خروج ۲۸) لباس کاهن اعظم از هشت لباس تشکیل شده بود. از این ۸ تکه ۴ تکه بین تمامی کاهنین مشترک بودند و ۴ تکه مخصوص او بود. قسمتهای مشترک بین تمامی کاهنین عبارت بود از:
کاهنِ اعظمِ رع (عربی: كاهن رع الأكبر‎، انگلیسی: High Priest of Ra) کاهنِ بزرگ خدای رع در مصر باستان بود که به «پیشگوی اعظم» هم شهرت داشت.
ایمهوتپ در دوران جوزر از دودمان سوم مصر
شاهزاده راهوتپ، احتمالاً فرزند سنفرو از دودمان چهارم مصر
مرکز اصلی اعتقاد به رع در هلیوپلیس (در شمال شرقی قاهره کنونی) بود.
کاهنان اعظم خدای رع به خوبیِ کاهنان سایر خدایان همچون آمون و پتاح شناخته شده نیستند.
لوک کاهن (انگلیسی: Loek Cohen؛ زادهٔ ۳ آوریل ۱۹۴۶) یک فوتبالیست است. او در پست مهاجم در باشگاه فوتبال آژاکس آمستردام و باشگاه فوتبال آرسنال بازی کرد.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
موریس کاهن (انگلیسی: Morris Kahn؛ زادهٔ ۱۹۳۰) کارآفرین و سرمایه دار اهل اسرائیل است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کاهن در دانشنامه آزاد پارسی

کاهِن
در برخی از ادیان، شخصی که واسطه میان انسان و خدا، یا خدایان است و از طریق عبادات و نذور و قربانی ها ارادۀ او را برای بشر آشکار می گرداند. کاهن نمایندۀ جامعه و در امور دینی خبره است و راه و رسم کشف ارادۀ خدا را می داند. در زمان های باستان کاهنان با غیب گویی و الهام خواست الهی را کشف می کردند، و در اعصار بعد با معرفت به شریعت و غور در سنت ها و روایات بدین کار می پرداختند. در جوامع ابتدایی وظیفۀ کاهنی به رئیس خانواده اختصاص داشت و بعدها این وظیفه به پادشاه منتقل شد و در زمان های پس از آن، پادشاه، کاهن را از جانب خود تعیین می کرد. در دین برهمایی کاهنی موروثی شد. کاهنان قدیم مصر نیز سلسله مراتبی مفصل داشتند. در یونان و روم باستان کاهنی به طبقه ای خاص مخصوص نبود ولی بیشتر اشراف مقام کاهنی می یافتند. در دین یهود حضرت موسی این مقام را به خاندان برادرش، هارون، اختصاص داد. در این دین کاهن را کوهن می نامیدند، که وظیفه اش نخست غیب گویی بود و سپس به تعلیم و تفسیر تورات مبدل شد. سموئیل و ارمیا و سلیمان از کاهنان بزرگ یهود بودند. کاهن در ادیان را نباید با کاهن به معنایی که نزد اعراب پیش از اسلام داشت، اشتباه کرد.

کاهن در جدول کلمات

کاهن
قس, مرد روحانی

معنی کاهن به انگلیسی

druid (اسم)
کشیش ، فالگیر ، کاهن
powwow (اسم)
جادو گر ، کاهن ، کنفرانس پر تشریفات ، مجلس انس پر سر وصدا

کاهن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یاسمین ١٤:٢٧ - ١٣٩٦/٠١/٠٨
عنوانی بود که به روحانیون مصریان باستان و بابلیان داده می شد. این جایگاه از دل جادوگری بیرون آمد. یعنی جادوگران برای یافتن اعتباری دائمی و مقدس در میان مردم، رفته رفته موجودات موهوم غیبی را که تنها خودشان می دیدند، به شکل تندیس ساختند تا مردم هم آنان را ببینند و به آنان احترام بگذارند. سپس برای احترام گذاشتن به آنان قوانینی ساختند و به گونه ای برنامه ریزی کردند و به مردم فهماندند که ارتباط با آن بت ها تنها کار کاهنان است و نه دیگران؛ و تنها آنان قوانین دینی را می¬فهمند و مردم باید آن گونه که کاهنان می خواهند بت ها را پرستش کنند و گرنه گرفتار عذاب خدایان می شوند.
|

فرزان توانگر ١١:٥١ - ١٣٩٦/٠٦/٠٥
قس
|

علی سیریزی ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/١٤
مغان، بغان، آثروان،آخوند، کشیش و ....یک شخصیت یا اصطلاح دینی است در مذاهب مختلف. یک روحانی در یک دین
|

مجید ترکستانی ١١:٢٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٥
کَندا
سرچشمه:بن‌دهش( اوستا)، صحاح‌الفارس

پرژن(نقد): کدبان(اقای) علی سیریزی ازیز و ارجمند، مغ و آتروان و آخوند و کشیش هیچ‌پیوندی با کاهن ندارند هرکدام از آن‌ها در دانش ترم‌شناسی واژه ها هاوَند(معادل) واژگانی دیگرند پس خواهشمندم واژگان را رمژک(اشتباه) بکار نبندید.با سپاس
|

ابراهيم ابراهيمي ٠٧:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٨
کاربر ترکستانی ، کاهن یعنی پیشوای دینی است، بنابراین مشمول روحانی ، کشیش ، آخوند و غیرو است.
|

(sirizi) ولی سيريزي ٠٧:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٨
ترکستانی عزیز ، لغت عزیز یک واژه عربی است و باید با نگارش درست نوشته شود ، ازیز یک شکل نوشتاری غلط و نادرست در دنیای مجازی به کار می رود و به کار گیری چنین نگارش بسیار زشت و دور از اصول آرایه های ادبی است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کاهن دو حرفی   • نام دیگر کاهن   • معنی کاهن در جدول   • کاهن دوحرفی   • معنی کاهن دو حرفی   • مترادف کاهن   • معنی کاهن درجدول   • کاهن بودایی در جدول   • مفهوم کاهن   • تعریف کاهن   • معرفی کاهن   • کاهن چیست   • کاهن یعنی چی   • کاهن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاهن
کلمه : کاهن
اشتباه تایپی : ;hik
آوا : kAhen
نقش : اسم
عکس کاهن : در گوگل


آیا معنی کاهن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )