انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 949 100 1

کتان

/katAn/

معنی کتان در لغت نامه دهخدا

کتان. [ ک َت ْ تا / ک َ ] (ع اِ) نباتی است بقدر ذرعی ، ساق و برگش باریک و گلش لاجوردی است و پوست وی را همچون پنبه ریسند و جامه اش معتدل است در گرمی و سردی و خشکی و به اندام نچسبد و رافع حرارت و باعث تقلیل خوی است. (از منتهی الارب ). اعشی الف آن را بضرورت حذف کرده و (کتن ) آورده است. (از اقرب الموارد). نباتی است بقدر ذرعی ، ساق و برگش باریک و گلش لاجوردی و قبه های او قریب به جوزی و پر از تخم و پوست او را مانند پنبه تابیده لباس ترتیب می دهند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). بوته ٔ معروفی است که بنی نوع بشر با زحمت فوق العاده فواید کلیه از آن برده اند کتان نازک و لطیف مصر که از این گیاه ساخته می شد از حیث خوبی و لطافت در نوشتجات مقدسه مذکور است. (قاموس کتاب مقدس ). کتان از تیره ٔ کتانیان می باشد و گلهای آبی رنگ آن پنج قسمتی و دارای پنج کاس برگ و ده پرچم و تخمدان پنج خانه است که هر یک دارای رشته های بافتنی بسیار مفید است و دانه های آن دارای ماده ٔ لعابی و روغنی مخصوص است که بسرعت در هوا خشک می شود و در نقاشی به نام روغن بزرک به کار می رود. (گیاه شناسی گل گلاب ص 215). گیاهی است از تیره ٔ کتانیان که یکی از تیره های نزدیک به سدابیان است. برخی از گونه های این گیاه بصورت درختچه نیز در می آیند. برگهایش متناوب و کامل و باریک و بشکل سر نیزه است. گلهایش دارای تقسیمات پنج تایی و زردیا آبی سفید است. گل کتان صبح زود شکفته می گردد و بعد از ظهر بسته می شود. گل آذینش خوشه یی است. میوه اش بشکل کپسول است و حامل ده دانه ٔ بیضی شکل صاف قهوه یی رنگ میباشد. ساقه ٔ کتان دارای الیافی است که از آنها در نساجی استفاده می کنند و پارچه های براق و مرغوب از آنها تهیه می نمایند. از دانه ٔ کتان روغنی میگیرندکه در هوا زود خشک می شود و در نقاشی مورد استعمال دارد و به نام روغن بزرک در بازار عرضه میگردد. کتان از گیاهان بومی نواحی بحرالرومی و قفقاز و خاور نزدیک و خاور میانه است و از بیش از 5 هزار سال قبل الیافش مورد استفاده ٔ بشر قرار گرفته است این گیاه بیشتر در آب و هوای مرطوب می روید (سواحل بحر خزر در ایران بهترین نقطه جهت پرورش کتان است ). در حدود صد گونه از این گیاه شناخته شده است. (فرهنگ فارسی معین ).
- کتان ابریشم نما؛ کتان زلاند جدید. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کتان زلاند جدید شود.
- کتان زلاند جدید ؛کتان ابریشم نما. گیاهی است از تیره ٔ سوسنی ها که زیبا و پایا و دارای ریشه های ستبر و محتوی اندوخته های گیاهی و برگهای منشعب از ریشه است. مجموعه ٔ برگها منظره بادبزن را دارند. گلهایش زرد رنگ و نسبةً درشت است. درازی برگهای این گیاه گاهی تا دو متر هم می رسد. از برگهای آن الیاف بسیار ظریفی حاصل می شود که در تهیه ٔ منسوجات ظریف بکار می رود ولی عیب الیاف این گیاه آن است که بسیار زود فاسد می شود و بنابراین منسوجات حاصل از آنها کم مقاومت و بی دوام است بطوری که از نام این گیاه پیداست خاص جزایر زلاند جدید است. (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی از جامه باشد که آن را از علف بافند طبیعت آن سرد و خشک است و پوشیدنش نشف رطوبت و عرق از بدن می کند. گویند اگر کسی خواهد که بدن او لاغر شود در زمستان جامه ٔ کتان نو پوشد و در تابستان جامه ٔ کتان شسته و اگر خواهد که لاغر نشود بر عکس یعنی در زمستان جامه ٔ کتان شسته بپوشد و در تابستان نو. (برهان ). نوعی از جامه باریک که از پوست گیاهی بافند. (غیاث اللغات ). جامه ای است معروف که شاعران پاره شدن آن به سبب نور ماه گفته اند و بعضی گویند که مکرر آزموده شده که این معنی را اصل نیست و بعضی گویند که جامه ٔ مذکور را از پوست ساق درخت کتان بافند چنانکه در شرح نصاب نوشته شده است که در بعضی بلاد پوست ساق درخت کشیده و ریشه ریشه کرده مثل پشم و پنبه ریسند و از آن جامه می بافند و آن جامه در مهتاب قوت ندارد. (آنندراج ). نوعی پارچه که از کتان سازندبدین معنی که ساقه های کتان را در آب می خیسانند و ازآن رشته های سفید حاصل می کنند و آنها را بافته پارچه های کتان بدست می آورند. (فرهنگ فارسی معین ) : و از بصره نعلین خیزد و فوطه های نیک و جامه های کتان. (حدود العالم ). و جامه ٔ ایشان (صقلابیان ) بیشتر کتان است. (حدود العالم ).
ز کتان و ابریشم و موی و قز
قصب کرد پر مایه دیبا و خز.
فردوسی.
ز کین او دل دشمن چنان شود که شود
ز نور ماه درخشنده جامه ٔ کتان.
فرخی.
و این سینیز شهرکی است نزدیک ساحل دریا و کتان بسیار باشد و از آنها جامه ٔ سینیزی خیزد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ).
از ماه درفش تو مه چرخ
سوزان چو ز مه کتان ببینم.
خاقانی.
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد.
وگر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب.
سعدی.
ترا که گفت که برقع برافکن ای فتان
که ماه روی تو ما را بسوخت چون کتان.
سعدی.
گر در نظرت بسوخت سعدی
مه را چه غم از هلاک کتان.
سعدی.
فکر کتان چه کنی چون به زمستان برسی
پوستین را چه کنی غم چو رسد فصل بهار.
نظام قاری.
نگشت مخفی و پوشیده این که بی حجت
جفای ماه ز کتان بعدل کردی دور.
نظام قاری.
صاحبی را که ز کتان هوس کیسه است
کیسه از سیم بپرداز بگو در بازار.
نظام قاری (دیوان ص 13).
- رنگ کتان ؛ رنگ شکری. (ناظم الاطباء).
- کتان مثقالی ؛ نوعی از کتان بغایت نازک و لطیف. (از آنندراج ) :
ز کتان مثقالی خانه باف
زده کوهه برکوهه چون کوه قاف.
نظامی (از آنندراج ).
|| دانه ای را نیز گویند که از آن روغن چراغ گیرند و بعضی گویند به این معنی بکسر اول باشد و بی تشدید (برهان ). تخمی است که روغن چراغ از آن حاصل کنند و به هندی السی نامند. (آنندراج ). ابن السکیت گوید که بفتح کاف بود و به کسر کاف خطاست و گوید او را زیز هم گویند و عمرو از پدر خود روایت کند که او را شریع گویند و مشانه و اصطبه دانه را گویند که به شبه سنگ در میان کتان بود. ابن الاعرابی گوید شریع، کتان نیکو را گویند. و بپارسی تخم کتان بود و دربعض مواضع کوش دانگ گویند. و گفته اند بعض تخم او رابذر گویند و به کسر و به فتح افصح باشد. و سغد و سمرقند و فرغانه زغیر گویند و زغیره هم گویند و به هندی الس گویند. (از ترجمه ٔ صیدنه ). بَزرَک. کشدانک. تخم کتان. یانه. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به بزرک شود. || چغزلاوه. (منتهی الارب ). رجوع به چغزلاوه و چغزاوه شود. || سیل آورد. کف آب. (منتهی الارب ).

کتان. [ ک ُت ْ تا ] (ع اِ) جانورکی است سرخ و گزنده. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

کتان. [ ک ِ ] (موصول + ضمیر) مخفف که تان. مرکب از «که » + «تان » (ضمیر شخصی متصل دوم شخص جمع که حالت مفعولی و اضافه پیدا می کند :
بی علم بر عمل چو خران می چراروید
زیرا کتان زجهل هوی مقتدا شده ست.
ناصرخسرو.
نگر کتان نکند غره عهد و پیمانش
که او وفا نکند هیچ عهد و پیمان را.
ناصرخسرو.

معنی کتان به فارسی

کتان
( اسم ) ۱ - گیاهی است از تیر. کتانیان که یکی از تیره های نزدیک به سدا بیان است . برخی از گونه های این گیاه بصورت درختچه نیز در میایند . برگها یش متناوب و کامل و باریک و بشکل سر نیزه است . گلها یش دارای تقسیمات ۵ تایی و زرد یا آبی سفید است . گل کتان صبح زود شکفته میگردد و بعد از ظهر مجددا بسته میشود . گل آذینش خوشه یی است . میوه اش بشکل کپسول است و حامل ده دان. بیضی شکل صاف قهوه یی رنگ میباشد . ساق. کتان دارای الیافی است که از آنها در نساجی استفاده میکنند و پارچه های براق و مرغوب از آنها میکنند مینمایند . از دان. کتان روغنی میگیرند که در هوا زود خشک میشود و در نقاشی مورد استعمال دارد و بنام روغن بزرک در بازار عرضه میگردد . کتان از گیاهان بومی نواحی بحر الرومی و قفقاز و خاور نزدیک و خاور میانه است و از بیش از ۵ هزار سال قبل الیافش مورد استفاد. بشر قرار گرفته است . این گیاه بیشتر در آب و هوای معتدل و مرطوب میروید ( سواحل بحر خزر در ایران بهترین نقطه جهت پرورش کتان است ) . در حدود ۱٠٠ گونه از این گیاه شناخته شده است فارق ملسج کتان معمولی . یا کتان ابریشم نما . یا کتان زند جدید . گیاهی است از تیر. سوسنی ها که گیاهی زیبا و پایا و دارای ریشه های ستبر و محتوی اندوخته های گیاهی و برگها ی منشعب از ریشه است . مجموع. برگها منظر. باد بزن را دارند . گلها یش زرد رنگ و نسبه درشت است . درازای برگها ی این گیاه گاهی تا ۲ متر هم میرسد . از برگها ی آن الیاف بسیار ظریفی حاصل میشود که در تهی. منسوجات ظریف بکار میرود ولی عیب الیاف این گیاه آن است که بسیار زود فاسد میشوند و بنابر این منسوجات حاصل از آنها کم مقاومت و بی دوام است . بطور یکه از نام این گیاه پیدا است خاص جزایر زند جدید است کتان ابریشم نما کتان زیلند الجدیده . یا کتان معمولی . یا کتان وحشی . ۲ - نوعی پارچه که از کتان سازند بدین معنی که ساقه های کتان را در آب می خیسانند و از آن رشته های سفید ی حاصل میکنند و آنها را بافته پارچه کتانی بدست میاورند . یا کتان مثقالی . نوعی کتان بغایت نازک و لطیف : [ ز کتان مثقالی خانه بافت زده کوهه بر کوهه چون کوه قاف ] . ( نظامی )
مخفف که تان
[Linum, flax] [گیاهان دارویی] سرده ای از کتانیان شامل گیاهان علفی یا بوته ای یک ساله یا دوساله یا چندساله با برگ های سر نیزه ای باریک غالباً متناوب و به ندرت متقابل و با حاشیۀ صاف و بی دُم برگ با رگبرگ های موازی و گل آذین گرزن یا سنبله با گل های دارای 5 گلبرگ و ک...
دهی از دهستان پیران که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است .
[linseed oil, flaxseed oil] [گیاهان دارویی] روغن گیاهی دارای لینولئیک اسید که به عنوان روغن خشک کننده و همچنین در تهیۀ رزین های آلکید و کرۀ گیاهی کاربرد دارد متـ . روغن بَزرَک

معنی کتان در فرهنگ معین

کتان
(کَ یا کِ تّ) [ ع . ] (اِ.) گیاهیست با ساقه های باریک و بلند و برگ های باریک و نوک تیز و گل هایی به رنگ آبی یا سفید. از دانه های این گیاه روغن گرفته می شود و از الیاف آن برای بافت پارچه استفاده می شود.

معنی کتان در فرهنگ فارسی عمید

کتان
گیاهی یک ساله با گل های آبی یا سفید و ساقه های بلند و باریک که از تخم آن روغن و از ساقۀ آن الیاف به دست می آورند.

کتان در دانشنامه ویکی پدیا

کتان
گیاه کتان، بَزرَگ (با نام علمی: Linum Usitatissimum) به معنی «مفیدترین»از دسته گیاهان گلدار، رده دولپه ای ها، راسته مالپیگی سانان، تیره کتانیان، سرده کتان می باشد. کتان اصالتاً متعلق به سرزمین های ساحل مدیترانه شرقی تا کشور هندوستان می باشد و احتمالاً برای نخستین بار در منطقه هلال حاصلخیز توسط کشاورزان پرورش یافت. گیاه کتان به شکل گسترده ای در اتیوپی و مصر باستان کشت می گردید. در کشور گرجستان، در غارهایی که متعلق به دوران ماقبل تاریخ است، کتان های خشک شده ای کشف شده است که مربوط به ۳۰ هزار سال پیش از میلاد است. کانادا، چین، روسیه، هند، انگلستان، آمریکا، اتیوپی، قزاقستان، اوکراین و آرژانتین به ترتیب ده کشور برتر تولیدکننده کتان در جهان هستند.
مغز گردو و بذر کتان دارای بیشترین اندازه اسید چرب امگا ۳ در میان مواد غذایی گیاهی هستند.
کتان آبی (نام علمی: Linum narbonense) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان استرالیایی (نام علمی: Linum marginale) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان پری (نام علمی: Linum catharticum) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان جزایر گالاپاگوس (نام علمی: Linum cratericola) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان صورتی کرکین (نام علمی: Linum pubescens) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان طلائی (نام علمی: Linum flavum) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان علف زار (نام علمی: Linum pratense) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان قرمز (نام علمی: Linum grandiflorum) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان لوئیسی (نام علمی: Linum lewisii) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
کتان هندی، چَتایی (نام علمی: Corchorus) نام یک سرده از تیره پنیرکیان است.
کتان کًش (نام علمی: Camelina) گیاهی است از تیره گل داران. این گیاه بومی مناطق مدیترانه ای در اروپا و آسیا است. در ایران سه گونه کتان کش می روید به نام های کتان کش کرکی، کتان کش تنک، و کتان کش دانه ریز.
کتان کش دانه ریز (نام علمی: Camelina microcarpa) نام یک گونه از سرده کتان کش است.
کتان کمرنگ (نام علمی: Linum bienne) نام یک گونه از تیره کتانیان است.
آب کتان، روستایی از توابع بخش خفر شهرستان جهرم در استان فارس ایران است.
اف. آلبرت کتان (انگلیسی: F. Albert Cotton؛ زاده ۹ آوریل ۱۹۳۰(1930-04-09) درگذشته ۲۰ فوریه ۲۰۰۷(2007-02-20)) یک دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا بود.
تخم کتان (بذر کتان یا تخم بزرک) به دو شکل ظاهری یافت می شود: قهوه ای، و زرد طلایی (خود گیاه کتان بیش از ۲۰۰ گونه دارد). با تخم کتان روغن نباتی تولید می شود و به عنوان روغن کتان یا روغن بزرک، که یکی از قدیمی ترین روغن های تجاری است کاربرد دارد. این روغن خوراکی با فشردن سرد و گرم بدست می آید. روغن تخم کتان قرن ها به عنوان یک روغن خشک در نقاشی و پوشش لاک الکل استفاده می شود.
در بذر کتان گلیکوزید سیانوژنیک وجود دارد که ماده ایست پیش مرحله ای برای ایجاد طبیعی یا تولید صنعتی ماده بسیار سمی هیدروژن سیانید (HCN). از ۱۰۰ گرم بذر کتان میتوان ۵۰ میلی گرم هیدروژن سیانید تولید کرد. مواد شیمیایی معده، در صورت مصرف مقدار عادی بزر کتان، از مسموم شدن انسان جلوگیری میکنند و ضرری متوجه سلامتی انسان نمیشود. داغ کردن، پختن و سرخ کردن بذر کتان گلیکوزید ها را کاملا خنثی میکند.
آب کتان قناتی است که در روستای نعمت آباد از توابع بخش خفر، شهرستان جهرم در استان فارس قرار دارد.
مرده کتان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بزکش بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کتان در جدول کلمات

کتان مصری
شرب
دانه گیاه کتان که از آن روغن می گیرند با دو حرف جابجا
برزک
دانه گیاه کتان که از آن روغن نیز می گیرند•
تخم بزرک

معنی کتان به انگلیسی

bombast (اسم)
جنس پنبهای گزافه گویی ، مبالغه ، سخن بزرگ یا قلنبه ، کتان ، عبارت سازی
linen (اسم)
کتان ، پارچه کتانی ، جامه زبر
wild flax (اسم)
کتان

معنی کلمه کتان به عربی

کتان
قماش الکتان , هراء
ارتعش
بذر الکتان

کتان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی کتان

شهریار آریابد ٠٩:١٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
در پراسی " بزرک bazrak " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی کتان



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پارچه کتان   • بذر کتان و تخمدان پلی کیستیک   • مضرات بذر کتان   • روغن بذر کتان برای پوست   • روغن کتان برای مو   • چیا   • خواص بذر کتان قهوه ای   • سياه دانه   • معنی کتان   • مفهوم کتان   • تعریف کتان   • معرفی کتان   • کتان چیست   • کتان یعنی چی   • کتان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کتان
کلمه : کتان
اشتباه تایپی : ;jhk
آوا : katAn
نقش : اسم
عکس کتان : در گوگل


آیا معنی کتان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )