برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1354 100 1

کتف

/ketf/

مترادف کتف: دوش، شانه، کت، کول، منکب

برابر پارسی: شانه، استخوان شانه، کَت

معنی کتف در لغت نامه دهخدا

کتف. [ ک َ ت ِ / ک ِ / ک َ / ک َ ت َ ] (ع اِ) هویه. سُفت. شانه گاه. مِنکَب. (منتهی الارب ). سردوش و جایگاه شانه. (اوبهی ). کت. دوش. (ناظم الاطباء). شانه ٔ مردم. (غیاث اللغات ). ج ، کِتَفَة و اَکتاف. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) :
کون چو دفنوک پاره پاره شده
چاکرت بر کتف نهد دفنوک.
منجیک.
زره کتف آزادگان را بسوخت
ز فعل سواران زمین برفروخت.
فردوسی.
ز سهراب و از برز و بالای او
ز بازو و کتف و بر و پای او.
فردوسی.
کُه به کتف برفکند چادر بازارگان
روی به مشرق نهاد خسرو سیارگان.
منوچهری.
گوش و پهلو و میان و کتف و جبهه و ساق
تیز و فربه و نزار و قوی و پهن و دراز.
منوچهری.
برخاستم [ احمدبن ابی داود ] و سرش را [ سر افشین را ] ببوسیدم و بیقراری کردم سود نداشت و بار دیگر کتفش را بوسه دادم اجابت نکرد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 217). چون آنجا رسیدم که بوسه بر سر افشین دادم آنگاه بر کتف و آنگاه بر دو دست. (تاریخ بیهقی ).
بار ولایت بنه از کتف خویش
نیز بدین بار میاز و مدن.
(از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
گهی ابر تاری و خورشید تابان
چو تیغ علی بود در کتف کافر.
ناصرخسرو.
وین که همی بر کتف شاخ گل
باد بیفشاند رومی قباش.
ناصرخسرو.
سنگی گران را به تحمل مشقت فراوان از زمین بر کتف توان نهاد. (کلیله و دمنه ).
کتف محمد ازدر مهر نبوت است
بر کتف بیوراسب بود جای اژدها.
خاقانی.
فلک را یهودانه بر کتف ازرق
یکی پاره ٔ زرد کتان نماید.
خاقانی.
دل پاکش محل مهر من است
مهر کتف نبی است جای مهار.
خاقانی.
رخش بلند آخورش افکند پست
غاشیه را بر کتف هر که بست.
نظامی.
جنگجویان بزور پنجه و کتف
دشمنان را کشند و خوبان دوست.
سعدی.
جوانمرد شبرو فراداشت دوش
بکتفش برآمد خداوند هوش.
سعدی (بوستان ).
آ ...

معنی کتف به فارسی

کتف
شانه، دوش، استخواشانه، درفارسی کفت وکت وکول وسفت هم گفته شده
( اسم ) شانه کت جمع : اکتاف : [ دو مار سیه از دو کتفش برست غمین گشت و از هر سویی چاره جست ] . [ پیل کوتا کتف و بازو ی گردان بیند ? شیر کو تا کف و سر پنج. مردان بیند ? ] ( گلستان ) توضیح استخوانی است مسطح و مثلثی شکل که در عقب و بای قفس. سینه قرار گرفته و در انسان باتفاق استخوان تر قوه کمر بند شانه یی را بوجود میاورد . این استخوان دارا ی دو سطح قدامی و خلفی و سه کنار و سه زاویه است . سطح قدامی استخوان دارای فرو رفتگیها و خشونت هایی است که بان عضل. زیر کتفی میچسبد که جزو ناحی. زیر بغلی میباشد . در سطح خلفی این استخوان در حد بین ثلث فوقانی و دو ثلث تحتانی بر آمدگی است بنام خار کتفی این بر آمدگی در طرف خارج منتهی بزاید. پهنی میشود موسوم بزاید. اخرمی یا تاج کتف و انتهای همین زایده است که باستخوان ترقوه مفصل میگردد . در کنار فوقانی این استخوان یک بریدگی وجود دارد که در مجاورت خارجی آن زایده ایست بنام زاید. غرابی که براس این زایده عضت سینه یی کوچک و غرابی بازو یی و سر کوتاه عضل. دو سر بازو یی میچسبد استخوان کتف دارا ی سه زاویه است : فوقانی تحتانی خارجی فوقانی . در زاوی. اخیر حفره ای بنام حفر. دوری وجود دارد که محل مفصل سر استخوان بازو با این استخوان است شانه . یا کتف بر زدن . شادی کردن خوشحالی نمودن .
پهن شانه گردیدن کسی
مجازا تکبر نمودن
کنایه از شادی کردن و خوشحالی نمودن
( اسم ) سر دوش سر شانه .
( اسم ) سر دوش سر شانه : [ به کتف ساره بر آورده زانو از ادبار به چشم خانه فرو رفته دیده از ناهار ] . ( مختاری ) توضیح این ترکیب در دیوان ناصر خسرو [ کتف شاره ] آمده .
( اسم ) ۱ - آن موضع از بدن آدمی که در آن شانه جای دارد . ۲ - کتف دوش : [ ز ...

معنی کتف در فرهنگ معین

کتف
(کِ) [ ع . ] (اِ.) شانه ، دوش ، استخوان شانه . ج . اکتاف .

معنی کتف در فرهنگ فارسی عمید

کتف
۱. شانه، دوش.
۲. استخوان شانه، کول، سفت.

کتف در دانشنامه ویکی پدیا

کتف
کتف یا اسکاپولا در آناتومی بدن انسان، نام استخوانی سه گوش و صاف در اندام فوقانی است. استخوان کتف به ترقوه و استخوان بازو، مفصل می شود.
این استخوان دارای سه کنار، سه زاویه، سه زائده و دو سطح است. سطح خلفی (سطح پشتی) کاملاً محدب است و در حد فاصل بین یکربع فوقانی و سه ربع تحتانی آن تیغهٔ استخوانی که عمود بر آن است بنام خار کتف وجود دارد که آن را به دو قسمت بالاخاری (سوپرااسپاینوس) و زیرخاری (اینفرااسپاینوس) تقسیم می کند. خار کتف در عرض استخوان از کنار داخلی شروع شده و در قسمت خارجی به زائدهٔ اخرمی (آکرومیون) منتهی می شود. زائده اخرمی مانند سقفی از روی مفصل شانه عبور کرده و در رأس شانه با انتهای خارجی استخوان ترقوه، مفصل می شود.
برخلاف سطح خلفی، سطح دنده ای (جلویی) یا حفرهٔ زیرکتفی ویژگی خاصی ندارد و یک حفره زیرکتفی (ساب اسکاپولار) مقعر و کم عمق است که چند برجستگی خط مانند مایل بر روی آن وجود دارد. این سطح گود و دارای خطوط برجسته مایلی است که از کنار داخلی به زاویهٔ خارجی متوجه می باشد در روی این سطح ماهیچه زیرکتفی می چسبد و خطوط مذکور چسبندگی عضله را به استخوان تقویت می کند.
در کنار داخلی این ناحیه دو سطح سه گوش یکی در بالا و دیگری در پایین دیده می شود که رشته های ماهیچه لوزی شکل بزرگ روی آنها می چسبد. اما کنار داخلی که کنار شوکی نیز نامیده می شود سه چهارم آن مستقیم و یک چهارم بالایی آن بطرف خارج خم می شود ولی کنار فوقانی نازک و تیز است و در انتهای خارجی آن بریدگی هلالی است بنام زائده غرابی (کوراکوئید). به این زائده رباط کوراکوآکرومیال و سر کوتاه تاندون دوسر بازویی متصل می شود.
عکس کتف
کتف ناشلیل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان هلایجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳ نفر (۵خانوار) بوده است.
خار کتف (انگلیسی: S ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کتف در دانشنامه آزاد پارسی

کِتْف (scapula)
کِتْف
(یا: استخوان شانه) استخوان بزرگ، مسطح، و مثلثی شکل روی دنده های دوم تا هفتم در پشت. بخشی از کمربند سینه ای۱ را تشکیل می دهد و به اتصال بازو۲ به ناحیۀ سینه۳ کمک می کند. شکل مسطح این استخوان امکان می دهد که منطقه ای بزرگ برای اتصال عضلات فراهم آید. سطح قسمت دنده ای یا سطح درونی کتف مقعر و هموار است، در حالی که خاری تقریباً افقی سطح پشتی را به دو بخش تقسیم می کند. این خار به صورت برجستگی جانبی، معروف به قله الکتف یا زایدۀ آخری کتف (اَخرمی)۴، امتداد می یابد و در انسان نوک شانه را تشکیل می دهد. در منطقۀ قلةالکتف، استخوان کتف۵ به ترقوه۶ متصل می شود و درست در زیر این قسمت، استخوان بازو درون حفره ای لزج جای می گیرد. پیش آمدگی حاشیۀ بالایی کتف زایدۀ غرابی۷ است. استخوان کتف را پوشش عضلانی ضخیمی به خوبی محافظت می کند، لذا به ندرت دچار شکستگی می شود.Pectoral girdlearmchestacromionscapulaclaviclecoracoid

ارتباط محتوایی با کتف

کتف در جدول کلمات

کتف
خا
کتف و دوش
شانه
کتف و شانه
خا
استخوانی دراز است که همراه با استخوان کتف | بازو و جناغ | کمربند شان های را تشکیل میدهند
ترقوه

معنی کتف به انگلیسی

shoulder (اسم)
سفت ، جناح ، شانه ، کتف ، دوش ، هر چیزی شبیه شانه
scapula (اسم)
شانه ، کتف ، استخوان کتف ، کمربند شانه ای ، استخوان سرشانه ، عظم کتف
scapular (صفت)
کتف ، کتفی

معنی کلمه کتف به عربی

کتف
خطف

کتف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
خا
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری
کت::kat. کتف
کولkol
دوشdosh.
شون::shovn.شانه
کت و کول::katokol
علی دوستی نوگورانی
کت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کتف در جدول   • عکس کتف   • درد استخوان کتف   • خار کتف   • نام دیگر کتف   • آناتومی کتف انسان   • اناتومی استخوان کتف   • عضلات کتف   • معنی کتف   • مفهوم کتف   • تعریف کتف   • معرفی کتف   • کتف چیست   • کتف یعنی چی   • کتف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کتف
کلمه : کتف
اشتباه تایپی : ;jt
آوا : ketf
نقش : اسم
عکس کتف : در گوگل

آیا معنی کتف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )