انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1100 100 1

کثرت

/kesrat/

مترادف کثرت: بسیاری، زیادی، فرط، وفور، تعدد، تکثر

متضاد کثرت: قلت، وحدت

برابر پارسی: فراوانی، انبوهی، بسیاری، سرشاری، فزونی

معنی کثرت در لغت نامه دهخدا

کثرت. [ ک َ رَ ] (ع اِمص ) بسیاری. فراوانی. افزونی. زیادتی. (ناظم الاطباء). مقابل قلت. (یادداشت مؤلف ) :
رتبت جاه و کثرت جودش
در جهان نه امل گذاشت نه یأس.
مسعودسعد.
چون بر کثرت انصار اسلام اطلاع یافت دریایی دید از لشکر که موج می زند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 409). به کثرت لشکر و وفور مال مغرور شد و سپاه بسیار فراهم آورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 232). خواست که از هر طرف لشکری فراهم و بزیادت کثرتی و قوتی مستظهر گردد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 341). اما از کثرت الحاح آن عزیزان بقیت آن اجزا در میان مسودات دیگر طلب کردم. (المعجم ).
- کثرت خلق یا کثرت خلایق ؛ انبوهی و فراوانی مردمان. (ناظم الاطباء).
- کثرت سهر ؛ فزونی بیداری. (ناظم الاطباء).
- کثرت غذا ؛ زیادتی غذا. (ناظم الاطباء).
- کثرت کلام ؛ پرگویی. پرحرفی. تکرار سخن. (ناظم الاطباء).
|| مجازاً، بمعنی به انبوه نشستن مردم. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). انبوهی مردم. (ناظم الاطباء). || علایق دنیوی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بسیاری. مقابل وحدت ، یگانگی. (یادداشت مؤلف ). تعدد موجودات عالم. ج ، کثرات. (فرهنگ فارسی معین ).تجلی ذات حق در مراتب مظاهر امکانیه بجهت اظهار اسماء و صفات و از اینرو بلباس کثرت ملبس شود. (فرهنگ مصطلحات عرفا و شعرا) :
خداوندی که در وحدت قدیمست از همه اشیا
نه اندروحدتش کثرت نه محدث را ازو انها.
ناصرخسرو.
- کثرت در وحدت ؛ وجود در عین وحدت جامع و واجد جمیع مراتب و کمالات و کثرات است و اولین کثرتی که در عالم وجود تحقق یافته است مرتبه ٔ صفات و اسماء است. بالجمله فلاسفه ٔ الهی گویند وجودات و موجودات در عین کثرت مندک و فانی در وحدتند و ظل و رشح وجود بسیط واحد به وحدت حقیقی می باشند و وجود اندر کمال خویش ساری است و تعینها امور اعتباری است و اگر نازی کند عالم فروریزد و هیچیک از مراتب تعینات ووجودات و ماهیات عوالم امکانی وجود استقلال ندارد و عین الربط و صرف التعلق اند و بنابراین کثرات عالم کون نمودند نه بود، و ظل و سایه و رشح فیض حقند. (فرهنگ لغات و مصطلحات عرفا و شعرا).

کثرة. [ ک َ رَ ] (ع مص ) بسیار شدن. (ترجمان جرجانی ) (غیاث اللغات ). بسیار گردیدن. (منتهی الارب ). بسیار و فراوان گردیدن چیزی. (ناظم الاطباء). خلاف قِلَّة. (از اقرب الموارد).

کثرة. [ ک َ / ک ِ رَ ] (ع اِمص ) بسیاری. (منتهی الارب ). مقابل قِلَّة. (از اقرب الموارد). کثرت. رجوع به کثرت شود.

کثرة. [ ک ُ رَ ] (اِخ ) نام مردی است. (از منتهی الارب ).

معنی کثرت به فارسی

کثرت
بسیارشدن، بسیاری
۱ - ( مصدر ) بسیار شدن زیاد گشتن مقابل قلت کمی اندکی . ۲ - ( اسم ) بسیاری فراوانی زیادی مقابل قلت کمی اندکی : [ اما از کثرت الحاح آن عزیز ان بقیت آن اجزا در میان مسود ات دیگر طلب کردم ] . ( المعجم ) ۳ - تعدد موجود ات عالم مقابل وحدت جمع : کثرات . یا کثرت در وحدت . وجود در عین وحدت جامع و واجد جمیع مراتب و کمات و کثرات است و اولین کثرتی که در عالم وجود تحقق یافته است مرتب. صفات و اسمائ است . با لجمله فسف. الهی گویند وجود ات و موجود ات در عیت کثرت مندک و فانی در وحدت اند و ظل و رشح وجود بسیط واحد بوحدت حقیقی میباشند و وجود اندر کمال خویش ساری است و تعینها امور اعتباری است و اگر نازی کند عالم فرو ریزد و هیچیک از مراتب تعینات و وجود ات و ماهیات عوالم امکانی وجود استقل ندارند و عین الربط و صرف التعلق اند و و بنابر این کثرات علام کون نمود ند و نه بود و ظل و سایه و رشح فیض حق اند ] .
فراوان بودن . بسیار بودن

معنی کثرت در فرهنگ معین

کثرت
(کِ رَ) [ ع . کثرة ] (مص ل .) بسیاری ، فراوانی .

معنی کثرت در فرهنگ فارسی عمید

کثرت
۱. بسیار شدن، بسیاری.
۲. [مقابلِ وحدت] (فلسفه) [قدیمی] تعدد موجودات عالم، اعتقاد به تعدد موجودات عالم.

کثرت در دانشنامه اسلامی

کثرت استعمال به کثرت استفاده از لفظ برای اراده معنای خاص اطلاق می شود.
کثرت استعمال، یعنی به کارگیری زیاد یک لفظ به منظور اراده کردن معنایی خاص و حاضر نمودن آن معنا در ذهن مخاطب ، به گونه ای که این کثرت استعمال باعث غلبه و انصراف معنا از آن لفظ شود، مانند: کلمه «قانون» که ابتدا به معنای خط کش بوده و بعد، بر اثر کاربرد زیاد در معنای فعلی مصوبات مجلس و دولت همین معنا به ذهن مخاطبان می آید.
نکته
۱. کثرت استعمال ممکن است به حدی برسد که باعث ایجاد رابطه قراردادی یا همان علقه وضعیه (وضع) بین لفظ و معنا، و وضع تعینی لفظ در معنایی گردد؛۲. کثرت استعمال ممکن است در مورد اطلاق لفظ در مثل، یا صنف و یا نوع آن نیز انجام گیرد.
کثرت تشکیکی را می توان یکی از مباحث فلسفی دانست که شیخ اشراق برای اولین بار مطرح کرد. مشائین معتقد بودند عوامل کثرت به طور کلی سه تاست؛ اما شیخ اشراق با بررسی مواردی از کثرت معتقد شد چنین نیست و نوع چهارمی از کثرت نیز وجود دارد که نام آن را کثرت تشکیکی گذاشت.
در تعریف کثرت تشکیکی گفته می شود هرگاه مابه الاشتراک و مابه الامتیاز امور متکثری یک نحو حقیقت باشد، چنین اموری را مشکک و چنین نحو تمایز و کثرتی را تشکیکی می نامند. از این تعریف می توان خصوصیات و شرایطی را برای کثرت تشکیکی انتزاع کرد.
ویژگی کثرت تشکیکی
ویژگی های کثرت تشکیکی، عبارت اند از:
← تحقق اشیا به صورت کامل و ناقص
اکنون سؤال مهمی که باید پاسخ داده شود این است که موصوف حقیقی کثرت تشکیکی چیست؟ چنان که می دانیم بحث تشکیک ابتدا در منطق مطرح گردید و بیشتر به عنوان صفت لفظ و حداکثر صفت مفهوم تلقی گردید. روشن است که منطقیین نگاه هستی شناختی به موضوع نداشتند و قصدشان تفکیک بین مفاهیم و ذکر خصوصیات آنها بود؛ زیرا آنچه برای یک منطقی مهم است، بحث از معقولات ثانیة منطقی و خصوصیات مفهوم است، همین سبب شد ایشان مفاهیم کلی را به متواطی و مشکک تقسیم کنند؛ اما وقتی این بحث به دست فیلسوفان افتاد ایشان متوجه این نکته شدند که اختلاف مفاهیم باید ناشی از اختلاف مصادیق آنها باشد؛ زیرا مفهوم شانی جز حکایت از مصداقش ندارد؛ بنابراین درصدد برآمدند کثرت تشکیکی را به نوعی در خارج حل کنند. هر یک از سه مکتب فلسفی موضع خاصی در برابر این سوال اتخاذ کرده اند.
← دیدگاه مشائین
...
کثرت روات به کثرت راویان یکی از دو خبر متعارض اطلاق می شود.
یکی از انواع مرجحات سندی ، کثرت روات است و مراد از آن این است که تعداد راویان یکی از دو خبر متعارض از دیگری بیشتر باشد. در چنین صورتی، رجحان، از آنِ روایتی است که راویان بیشتری دارد، زیرا ظن حاصل از روایت راویان کثیر، قوی تر از ظنی است که از روایت راویان اندک به دست می آید، چون درصد خطای آنها کمتر می گردد.
← بیان نمونه
 ۱. ↑ صاحب معالم، حسن بن زین الدین، معالم الدین و ملاذ المجتهدین، ص۲۵۰.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، برگرفته از مقاله «کثرت روات»۶۶۶    
...
کثرت گرایی، در حوزه های متفاوت، معانی و کاربردهای متعددی دارد، که معلول تنوع در حوزه های گوناگون معرفتی و وجودی است؛ و بر آن است که ارزش ها، هنجارها، حقوق و فضایل اخلاقی متنوعند.
کثرت گرایی اخلاقی، بر آن است که ارزش ها، هنجارها، آرمان ها، حقوق و فضایل اخلاقی متنوعند به گونه ای که به هیچ وجه نمی توان آنها را به دیدگاهی واحد فرو کاهید. اخلاقیات، اهداف فراوانی را در باب گستره وسیعی از علایق بشری تامین می کنند؛ بنابراین بسیار بعید می نماید که یک نظریه یکپارچه، درباره یک موضوع اخلاقی، بتواند پاسخگوی همه ارزش های موجود باشد.
ماهیت کثرت گرایی
← کثرت گرایی وجودشناختی
این نکته نیز حائز اهمیت است که در فلسفه قرن بیستم غرب، کاربرد معرفت شناختی کثرت گرایی رواج یافته است بدین معنا که معیارهای ارزش گذاری یا باورهای صحیح علی السویه ای وجود دارند که هیچ یک بر دیگری ارجحیت معرفت شناختی ندارد. به این معنا، کثرت گرایی ملازم نسبیت گرایی است. و گاهی کثرت گرایی اخلاقی با نسبیت گرایی اخلاقی هم معنا به کار می رود.
انواع نسبیت گرایی اخلاقی
...
جنس قبل از کثرت یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای صورت معقوله از طبیعت جنسیه چیزی، پیش از تحقق آن در خارج است.
جنس مانند کلی و هر یک از اقسام آن (کلیات خمس) به لحاظ تقارن و عدم تقارن با کثرات خارجی بر سه قسم است:۱. جنس قبل از کثرت؛۲. جنس بعد از کثرت؛۳. جنس در کثرت.
← جنس قبل از کثرت
«نوع قبل از کثرت» صورت معقوله از طبیعت نوعیه چیزی است در علم الهی و عقل فعال، پیش از حصول در اعیان (خارج). «نوع بعد از کثرت» صورت نوعیه معقوله ای است که از افراد موجود در خارج پس از تجرید از مشخصات فردیه انتزاع می شود. «نوع در کثرت» آن نوعی است که در خارج به وجود افراد موجود است؛ مانند طبیعت انسان که در ضمن افراد انسان موجود است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).
یکی از بحث هایی که در آن بین مشائین و شیخ اشراق اختلاف وجود دارد و می توان گفت به یک معنی خاستگاه بحث تشکیک در ماهیت است اقسام کثرتی است که در حقایق می توان فرض کرد.
مشهور بین فلاسفه مشاء این بود که به طور کلی در میان اشیاء بیش از سه نوع کثرت نمی توان یافت. اما شیخ اشراق با مخالفت با این ایده به طرح نوع چهارمی از کثرت پرداخت که در حقیقت همان کثرت تشکیکی بود. مشائین با اینکه تشکیک را در برخی از مفاهیم پذیرفته بودند، اما به هنگام توجیه خارجی این نوع کثرت، آن را به یکی از اقسام سه گانه کثرت که مشهور بین مشائین بود برمی گرداندند. اما شیخ اشراق با اصرار بر نوع چهارم به اثبات آن پرداخته و ادله مشائین را در این خصوص مورد نقد قرار داد. روشن است که برای تحقق کثرت بین دو چیز، حداقل یک جهت افتراق لازم است. چرا که اگر دو شیء مفروض مانند الف و ب از هر جهتی یکسان باشند و از هیچ جهتی کوچک ترین تفاوتی با هم نداشته باشند نمی توان گفت این دو، اصلا دو چیزند، بلکه در حقیقت بین آنها وحدت حقیقی برقرار است و به عبارت دیگر اصلا این دو، دو چیز نیستند، بلکه یک چیز است که دو اسم بر رویش گذاشته شده است. از طرف دیگر دو چیز که به سبب یک جهت افتراق از هم متمایز شده اند و به همین سبب کثرتی پدید آمده است، اقلا از آن حیث که عنوان شیء و مانند آن بر هر دو صادق است با هم اشتراک خواهند داشت. بنابراین می توان گفت هر دو امر کثیری حداقل یک جهت وحدت و یک جهت کثرت دارند و بدون این دو جهت دوئیتی برقرار نمی شود.
کثرت در نزد مشائین
مشائین معتقد بودند کثرت به طور کلی سه نوع می باشد و غیر از آن ممکن نیست. از نظر ایشان دو امری که غیر هم هستند به یکی از انحاء سه گانه کثرت با هم تغایر خواهند داشت: ا. کثرت ناشی از امور عرضی؛ مانند کثرتی که دو فرد از یک ماهیت نوعیه دارند. مثل کثرت زید و عمرو. ب. کثرت ناشی از فصول؛ مانند کثرتی که دو نوع از انواع یک ماهیت جنسی با هم دارند. مثل کثرت انسان و فرس. ج. کثرت ناشی از تمام ذات یا ماهیت؛ مانند کثرتی که دو مقوله با هم دارند. مثل کثرت و تغایر کم و کیف که هر کدام غیر از دیگری است و تباین به تمام ذات دارند. ابن سینا در موارد مختلفی تصریح کرده است معنی واحد، بما هو واحد و بالذات نمی تواند کثرت پیدا نماید. چون لازمه چنین تکثری این است که حتی یک فرد هم از این معنی محقق نشود. به عبارت دیگر کثرت تشکیکی از نظر ابن سینا ممکن نیست. استدلال ابن سینا در نفی کثرت معنی واحد این گونه است: ا. اگر معنی واحد بالذات متکثر شود هیچ فردی از آن موجود نخواهد شد. زیرا: ب. هر فردی از ماهیت دارای همان ماهیت است، بنابراین در عین فرد بودن باید متکثر نیز باشد، زیرا: ج. مطابق فرض، متکثر بودن ذاتی این ماهیت است و فرد نیز به سبب دارا بودن ذات، خصوصیت آن را خواهد داشت. د. اگر قرار باشد فرد در عین فرد بودن کثیر نیز باشد هرگز موجود نخواهد شد، زیرا لازمه اش تناقض است. یعنی هم فرد باشد و هم فرد نباشد. ه. نتیجه این سخن این است که کثیر هم موجود نخواهد شد. چرا که از ترکیب افراد است که کثیر به وجود می آید.
دیدگاه شیخ اشراق
شیخ اشراق با این دیدگاه مخالفت نموده و نوع چهارمی از کثرت را مطرح می کند. به اعتقاد وی گاهی کثرت می تواند ناشی از شدت و ضعف یک حقیقت باشد، به طوری که بدون آنکه چیزی خارج از ذات آن حقیقت بر وی اضافه گردد خود ذات شدید و ضعیف گردد. وی برای این قسم، به امور مختلفی، همچون کثرتی که در سیاهی شدید و ضعیف و خط کوتاه و بلند وجود دارد مثال می زند. روشن است که سهروردی برای اثبات این نکته باید دلایلی را که مشائین در نفی کثرت نوع چهارم بیان کرده اند نقد کرده و رد نماید، وی این کار را در جاهای مختلفی انجام داده و به صورتی مبسوط به نقد ادله مشائین پرداخته است. از نظر شیخ اشراق مشائین خود نیز می پذیرند تمام ماهیات به یک نحو بر افرادشان واقع نمی شوند. از طرف دیگر می دانیم که ایشان ماهیات را خارجی می دانند و اگر گفته می شود سیاهی شدید و ضعیف است منظورشان این است که سیاهی ای که در خارج است یا شدید است یا ضعیف. و بالاخره اینکه قوام تشکیک به این است که آنچه مابه الامتیاز امور مشکک است باید عین مابه الاشتراک باشد یا حداقل این است که در تشکیک خاصی چنین است و مشائین نیز با اینکه تشکیک عامی را مطرح کرده اند، اما تشکیک خاصی را نیز قبول دارند. با توجه به این سه نکته گفته می شود در سه قسم مشهور کثرت ، ممکن نیست ما به الاشتراک و مابه الامتیاز امور متکثر یک نحو حقیقت باشد، چرا که در این سه نحو کثرت، در مواردی که حقیقتی مانند ماهیت نوعیه امور متکثر مابه الاشتراک آنهاست، حقایق دیگری، یعنی حقایقی عرضی، مابه الامتیاز است و در مواردی که حقیقت مذکور مابه الامتیاز است، حقایق عرضی مابه الاشتراک است و در مواردی که حقیقتی ذاتی مانند جنس مابه الاشتراک است حقایق ذاتی دیگری مانند انواع فصول ما به الامتیاز است. پس برای حصول هر یک از این سه نحو کثرت، ضرورتا باید حقایق متفاوتی در کار باشد و ممکن نیست هیچ یک از این سه نحو کثرت را فقط با یک نحو حقیقت داشت. در حالی که در تشکیک، وحدت مابه الاشتراک و مابه الامتیاز لازم است. همین امر نشان می دهد فقط با داشتن یک نحو حقیقت می توان کثرت داشت. نتیجه آنکه ارجاع این نحو تمایز به یکی از سه قسم مذکور ممکن نیست و باید آن را قسم چهارمی از تمایز انگاشت. شیخ اشراق این مطلب را در ضمن اشکالی که به استدلال مشائین مبنی بر اثبات اختلاف نوعی کیفیات شدید و ضعیف وارد می کند، آورده است. یعنی مشائین با توجه به اینکه معتقد بودند تمامی کثرت های موجود در خارج یا ناشی از تباین به تمام ذات است یا ناشی از اختلاف در جزء ذات (فصل) است و یا ناشی از امور عرضی است، اختلاف موجود در کیفیات مشکک همانند سیاهی شدید و ضعیف را به اختلاف نوعی برمی گرداندند. شیخ اشراق در ضمن بررسی این دلیل سخن ایشان را رد کرده و می گوید این نوع از کثرت دلیل دیگری دارد و نمی توان آن را به یکی از این سه قسم برگرداند؛ چرا که لازمه اش این خواهد شد که اساسا تشکیک انکار شود. زیرا اساس تشکیک وحدت مابه الامتیاز و مابه الاشتراک است.
دیدگاه ملا صدرا
...
غلبه و کثرت، فراوانی مصادیق معنای لفظ ؛ از اسباب تقدیم لفظ را می گویند.
یکی از اسباب تقدیم و تاخیر، «غلبه و کثرت» است. گاهی کثرت افراد، سبب تقدیم لفظی می شود که بر افراد خود دلالت می کند.
مثال
مانند:۱. تقدیم لفظ « کافر » بر « مؤمن » در (فمنکم کافر ومنکم مؤمن) ؛۲. تقدیم « ظالم » بر «مقتصد» (عدالت پیشگان) و بر پیشی گیرندگان به خیرات در (ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد ومنهم سابق بالخیرات…)؛ «پس این کتاب را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم. از میان آن ها گروهی بر خود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و گروهی به اذن خدا در نیکی ها پیشی گرفتند». دلیل تقدیم کلمه «ظالم» بر «مقتصد» و «سابق بالخیرات» در این آیه، کثرت افراد ظالم است.
استعمال صیغه جمع قِلّت (بین سه تا ده) و اراده کثرت را وضع جمع قلّت موضع جمع کثرت گویند.
اراده کثرت از جمع قِلّت مجاز است؛ مانند:۱. (... وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ)؛ «و آنها در غرفه های بهشتی آسوده خاطر خواهند بود». «غرفات» جمع قِلّت است؛ ولی چون غرفه های بهشت بسیار و غیرقابل شمارش است، از جمع قِلّت اراده کثرت شده است.۲. (اللَّهُ یَتَوَفَّی الْاَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا...)؛ « خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامی باز می ستاند». «انفس» جمع قِلّت است ولی از آن اراده کثرت شده است؛ زیرا می دانیم خداوند سبحان جان همه را می گیرد.
کلی قبل از کثرت، به معنای مفهوم کلی قبل از تحقق خارجی، و منشا تحقق مصادیق خارجی است.
کلی و هر یک از اقسام آن (کلیات خمس) به لحاظ تقارن و عدم تقارن با کثرات سه دسته اند: ۱. قبل از کثرت؛ ۲. بعد از کثرت؛ ۳. در کثرت.
← قسم اول
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• قطب الدین رازی، محمد بن محمد، شرح المطالع یا لوامع الاسرارفی شرح مطالع الانوار.



کثرت در دانشنامه آزاد پارسی

(در مقابل وحدت) مفهومی متضایف، که دریافت آن در گرو وحدت است و تعریف منطقیِ آن، بسان وحدت، عملاً به دور می انجامد. در تعریف مشهور، کثرت عبارت از چیزی است که از چند وحدت تشکیل شده باشد. بنابراین کثرت به اعتبار اقسام وحدت های موجود در آن، به گونه های متعدد تقسیم شدنی است. چگونگی صدور کثیر از واحد، مبحثی بسیار مهم در فلسفه است. مسئله این است که چگونه از خداوند که ذات واحد است مخلوقات کثیر پدید آمده اند. فلاسفۀ مَشّایی اسلامی با تلفیق نظریۀ فیض نوافلاطونی و عقول عشرۀ ارسطویی به توجیه آن همت گمارده اند. سهروردی با طرح آموزۀ نور و اقسام آن، با استفاده از یک ثنویت ذاتی به حل این معضل پرداخته است. پاره ای از محققان حکمت متعالیه با قبول نظریۀ وحدت تشکیکی، با طرح تشکیک طولی وجود به روایتی از وحدت در عین کثرت رسیده اند. بالاخره ابن عربی و بالتبع حکمت متعالیه با جانشینی نظریۀ تجلی به جای علیت، و نظریۀ وحدت شخصی وجود، به مسئله خاتمه داده و کثرت موجودات را نوعی ظهور و تجلی وجود واحد الهی دانسته اند نه حقیقت مستقل.

کثرت در جدول کلمات

کثــرت آمد و شــد
روارو

معنی کثرت به انگلیسی

exuberance (اسم)
غنا ، فراوانی ، وفور ، فزونی ، سرک ، کثرت ، بسیاری ، فرط فیض
intensity (اسم)
قوت ، شدت ، سختی ، سیری ، کثرت ، نیرومندی
intension (اسم)
شدت ، سختی ، سیری ، کثرت ، نیرومندی
multiplicity (اسم)
بسیار ، کثرت ، تعدد

معنی کلمه کثرت به عربی

کثرت
حماس , کثافة

کثرت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رقیه ٢١:٠٠ - ١٣٩٦/٠٢/٢٩
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پونژ (سنسکریت: پونجَ)
آربود (سنسکریت: آربودَ)
اَسمیک asmik (سنسکریت: اَسَمیک هیِیا)
پَکسیا (سنسکریت)
وَمیس (سنسکریت: وَمیسَ)
پِتاک (سنسکریت: پِتَکَ)
فراوانی (پارسی دری)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کثرت در وحدت   • وحدت در عین کثرت در معماری   • وحدت در کثرت در معماری   • وحدت در کثرت چیست   • کثرت وجود   • متضاد کثرت   • کثرت وجود چیست   • وحدت وجود در شعر مولانا   • معنی کثرت   • مفهوم کثرت   • تعریف کثرت   • معرفی کثرت   • کثرت یعنی چی   • کثرت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کثرت
کلمه : کثرت
اشتباه تایپی : ;evj
آوا : kesrat
نقش : اسم
عکس کثرت : در گوگل


آیا معنی کثرت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )