برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1283 100 1

کدبانو

/kadbAnu/

مترادف کدبانو: بانو، بی بی، خاتون، خانم، خانه دار، زن، زوجه، همسر، صرفه جو، مقتصد

متضاد کدبانو: کدخدا

معنی کدبانو در لغت نامه دهخدا

کدبانو. [ ک َ ] (اِ مرکب ) بی بی و خاتون و بزرگ خانه را گویند چه کد بمعنی خانه و بانو بمعنی بی بی و خاتون باشد. (برهان ) (آنندراج ). بانوی بزرگ خانه و سرای. (از انجمن آرای ناصری ). خانم. مَهیرَه. (زمخشری ) (دهار). بانوی خانه. خدیش. (یادداشت مؤلف ) :
کلیدش به کدبانوی خانه داد
تنش را بدان جای بیگانه داد.
فردوسی.
نشنودستی که خاک زر گردد
از ساخته کدخدا و کدبانو.
ناصرخسرو.
ز آرزوی آنکه روزی زنت کدبانو شود
چون تن آزاد خود را بنده ٔ خاتون کنی.
ناصرخسرو.
دختر استاد بوعلی دقاق ، کدبانو فاطمه ، که در حکم استاد امام ابوالقاسم قشیری بود. (اسرارالتوحید). کدبانوی خانه به معشوقه رقعه نبشت. (سندبادنامه ص 87). سرای خویش چون قاع صفصف خالی یافت از کدبانو و از خدمتکاران خانه نشان ندید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 346).
که ز کدبانوان قصر بهشت
بود زاهد زنی لطیف سرشت.
نظامی.
- امثال :
نه هر زنی بدو گز مقنعه ست کدبانو.
|| زن. زوجه. (یادداشت مؤلف ). منکوحه. بی بی.خاتون. (ناظم الاطباء) : کدخدا رود بود و کدبانو بند. (قابوسنامه ).
نَفْس است کدبانوی من من کدخدا و شوی او
کدبانویم گر بد کند بر روی کدبانوزنم.
مولوی (ازآنندراج ).
|| زنی را گویند که معتبر و موقر باشد و سامان خانه را بر وجه لایق کند. (برهان ) (آنندراج ). زنی که خوب خانه را اداره کند و گرداند. زن نیک که تعهد خانه و اهل خانه نماید. (یادداشت مؤلف ) : گفته اند دیگ به دو تن اندرجوش نیاید چنانکه فرخی فرماید خانه به دو کدبانو نارفته بود. (قابوسنامه ). خانه به دو کدبانو نارفته بود و به دو کتخدای ویران. (سیاست نامه ).
خاک یابی ز پای تا زانو
خانه ای را که دو است کدبانو.
سنائی.
|| ملکه. (یادداشت مؤلف ) :
چو کدبانو از شهر بیرون شود
سوی جشن خرم به هامون شود.
فردوسی.
به کدبانو اندرزکرد و بمرد
جهانی پر از داد گو را سپرد.
فردوسی.
|| پیش منجمان دلیل جسم است چنانکه کدخدا دلیل روح و کیفیت و ...

معنی کدبانو به فارسی

کدبانو
زن خانه دار، بانوی انه، زنی که کارهای خانه رابانظم وترتیب اداره کند
عوان یعنی زن غیر باکره یا میانه سال است . کدبانو شدن زن

معنی کدبانو در فرهنگ معین

کدبانو
(کَ) (ص مر.) بانوی منزل ، زن خانه دار.

معنی کدبانو در فرهنگ فارسی عمید

کدبانو
۱. زن خانه دار، بانوی خانه.
۲. زنی که کارهای خانه را با نظم وترتیب اداره می کند.

معنی کدبانو به انگلیسی

mistress (اسم)
معشوقه ، خانم ، کدبانو ، بانو ، دلبر
dame (اسم)
خانم ، کدبانو ، بانو ، مادام ، بیبی ، مدیره
housewife (اسم)
کدبانو ، زن خانه دار ، سوزن دان
matron (اسم)
کدبانو ، بانو ، مدیره ، زن خانه دار ، سرپرستار ، زن شوهردار

معنی کلمه کدبانو به عربی

کدبانو
ربة البيت , رييسة , سيدة , عشيقة

کدبانو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهرام زادمهر
کد به معنای خانه است و بانو که همان خانم - بی بی - زن می شود
روی هم می شود خانم خانه یا زنی که خانه را در دست دارد
در لفظ عامیانه به خانمی گویند که سرآمد همه زن ها باشد ( در خانه داری )
ارتانیتا
گت بانو ،بانو بزرگ
محمدرحیم ریگی
زن خانه دار (بلوچی کت بانک بضم نون)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تلگرام کدبانو   • کدبانوی خانه سبز   • آشپزی کدبانوی ایرانی   • کدبانو آشپزی   • معنی کدبانو   • شرکت کدبانو   • کدبانو رژیم لاغری   • کدبانو یعنی چه   • مفهوم کدبانو   • تعریف کدبانو   • معرفی کدبانو   • کدبانو چیست   • کدبانو یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی کدبانو
کلمه : کدبانو
اشتباه تایپی : ;nfhk,
آوا : kadbAnu
نقش : صفت
عکس کدبانو : در گوگل

آیا معنی کدبانو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )