انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1066 100 1

کرامت

/kerAmat/

مترادف کرامت: بخشش، بخشندگی، دهش، بزرگواری، جوانمردی، عظمت، اعجاز، خارق عادت، معجزه

برابر پارسی: دهش، بخشندگی، جوانمردی، بزرگواری، رادی

معنی اسم کرامت

اسم: کرامت
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: ke (a) rāmat) (در تصوف) کاری خارق العاده، که به دست اولیا انجام می گیرد، داشتنِ صفات پسندیده، بزرگواری، شرافت، بخشندگی، سخاوت، (در قدیم) احترام، عزت، بزرگداشت، هدیه - بزرگواری، شرافت، سخاوت، بخشندگی

معنی کرامت در لغت نامه دهخدا

کرامت. [ ک َ م َ ] (ع مص )کرامة. بزرگی ورزیدن. (فرهنگ فارسی معین ) : و مثال داد مبنی بر ابواب تهنیت و کرامت. (کلیله ودمنه ). جوانمرد گردیدن. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) سخاوت و جوانمردی و نواخت و احسان و بزرگواری و بخشندگی و داد و دهش و بزرگوار داشتن کسی.(ناظم الاطباء) : گفتند چند مهم دیگر است که ناگفته مانده است و چند کرامت که نیافته است. (تاریخ بیهقی ). و انوشروان او را کرامتها فرمود بیش از حد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 89). و با این همه کرامت که با بنده کرده است و این نعمت داده.... هیچ سپاس ومنت بر بنده ننهد، بر دل خویش نهد. (نوروزنامه ). بفرمود تا آن سرهنگ را خلاص دادند و خلعت داد و بنواخت و بجای او کرامتها کرد. (نوروزنامه ). پس من خود سازم ایشان را از کرامت و نواخت. (کشف الاسرار ج 2 ص 530).و کدام خدمت در موازنه ٔ آن کرامت آید که در غیبت بنده اهل بیت را ارزانی فرموده است. (کلیله و دمنه ).
تاریخ گشته رفتن مهد تو در عرب
چون در عجم کرامت تو داستان شده.
خاقانی.
شه مرا زر داد گوهر دادمش زر را عوض
آن کرامت را مکافا برنتابد بیش ازین.
خاقانی.
ای صاحب کرامت شکرانه ٔ سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی نوا را.
حافظ.
|| سرافرازی. ارجمندی. بزرگواری. رفعت. (ناظم الاطباء). بزرگی. عزت. (یادداشت مؤلف ) :
بدین طریق ز یزدان چنین کرامت یافت
تو این کرامت ز اجناس معجزات شمر.
فرخی.
آمرزش کناد خدا او را و آلش را و سلام فرستاد و شرافت بخشاد و کرامت دهاد. (تاریخ بیهقی ). ملائکه ملاقات نمایند با آن امام درحالتی که دهند بشارت او را به آمرزش و واصل گردانند به او تحفه های کرامت را. (تاریخ بیهقی ).
که کرد این کرامت همان بوستان را
که بهمن همی داشتی خوار و زارش.
ناصرخسرو.
و دیگر مردمان را بر عمل و صناعت و گروهی را بر کرامت بزرگان و گروهی را بر عافیت آنچه به وی در باشند. (نوروزنامه ). دیگر به نور هدایت عقل... به تاج کرامت متوج گشته. (کلیله و دمنه ).
نه هر کس سزاوار باشد به صدر
کرامت به فضل است و رتبت به قدر.
سعدی.
نیکخواهان ترا تاج کرامت بر سر
بدسگالان ترا بند عقوبت بر پای.
سعدی.
شهپر زاغ و زغن زیبای قید و صید نیست
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند.
حافظ.
|| احترام. توقیر. (ناظم الاطباء) : و حاجب معتصم وی را [ بودلف عجلی را ] بسوی خانه برد با کرامت بسیار. (تاریخ بیهقی ). چون حسنک بیامد خواجه برپای خاست وی چون این کرامت بکرد همه اگر خواستند وگرنه برپای خاستند. (تاریخ بیهقی ). رسول را بازگردانیدند و با کرامت به خانه بردند. (تاریخ بیهقی ). چون به شهر نزدیک رسید حاجبی و بوالحسن ندیم و مظفر حاکم ندیم که سخن تازی نیکو گفتندی.... پذیره شدندو رسول را با کرامتی بزرگ در شهر آوردند. (تاریخ بیهقی ). || کار خارق عادت. اعجاز. معجزه. (ناظم الاطباء). ظهور امر خارق عادت از شخصی غیر مقارن با دعوی نبوت. پس آنچه که مقرون به ایمان و عمل صالح نباشد استدراج است و آنچه مقرون با دعوی نبوت باشد معجزه است. (تعریفات جرجانی ). خارق عادتی که به دست ولی انجام یابد کرامت نامیده می شود. مقابل معجزه که از پیغمبر صادر گردد. ج ، کرامات. (فرهنگ فارسی معین ):
زین روی چون کرامت مریم به باغ عمر
از نخل خشک خوشه ٔخرما برآورم.
خاقانی.
آب محیط را ز کرامات کرده پیل
بگذشته ز آتشین پل این طاق آبفام.
خاقانی.
عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح
نام مستوری و ناموس و کرامت برخاست.
سعدی.
گفتم مصلحت آن است که زبان تعرض کوتاه کنی که مرا کرامت این شخص ظاهر شد. (گلستان سعدی ).
حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کآتش از خرقه ٔ سالوس و کرامت برخاست.
حافظ.
رجوع به معجزه ، ارهاص ، استدراج ، کرامات و کرامة شود.

کرامة. [ ک َ م َ ] (ع اِ) سرپوش خم. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پوشش سر خم و یقال حمل الیه الکرامة و هو مثل النُزُل. قال الجوهری «و سألت عنه فی البادیة» فلم یعرف. (از اقرب الموارد). || (اِمص )بزرگی و ارجمندی ، اسم است اکرام را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : له علی کرامة؛ ای عزازة (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)؛ مر او راست بر من اعزاز و اکرامی. (ناظم الاطباء). یقال : افعل کذا و کرامة لک ؛ یعنی کردم این کار را جهت اکرام تو کُرماً و کُرمة و کُرمة عین و کُرُماناً کذلک و لا اظهر له فعلاً. (منتهی الارب ). و کرامة منصوب است چون مفعول مطلق است و عاملش محذوف است وجوباً. (از اقرب الموارد). || در تعریفات آمده است که کرامة ظهور امری خارق عادت است ازقبل شخصی غیر مقارن برای دعوی نبوت ، پس آنچه مقرون به ایمان و عمل صالح نباشد استدراج است و آنچه به دعوی نبوت باشد معجزه است. (از اقرب الموارد).

کرامة. [ ک َ م َ ] (ع مص ) جوانمرد گردیدن و بامروت شدن. (از منتهی الارب ). نفیس و عزیز شدن. (از اقرب الموارد). || بسیارباران گردیدن ابر. (منتهی الارب ). باران آوردن ابر. (از اقرب الموارد). || نیرو داده شدن زمین پس نیکو رویانیدن. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بخشیدن بسهولت ، ضد لُؤم. (از اقرب الموارد). کَرَم. کَرَمة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به کرم ، کرمة و کرامت شود.

کرامة. [ ک َ م َ ] (اِخ ) نام جد محمدبن عثمان شیخ بخاری. (منتهی الارب ).

کرامة. [ ک َ م َ ] (اِخ ) ابن ثابت. اختلاف است درصحبت وی با نبی صلی اﷲ علیه و سلم. (منتهی الارب ).

کرامة. [ ک َ م َ ] (اِخ ) ابوریطه کرامة المذحجی صحابی است. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوریطه شود.

معنی کرامت به فارسی

کرامت
۱ - ( مصدر ) بزرگی ورزیدن . ۲ - جوانمرد گردیدن . ۳ - ( اسم ) بزرگی بزرگوار ی . ۴ - جوانمرد ی . ۵ - بخشندگی دهش : [ پس من خود سازم ایشانرا از کرامت و نواخت ... ] . ( کشف الاسرار ) ۶ - ( تصوف ) خارق عادتی که بدست ولی انجام یابد [ کرامت ] نامیده میشود مقابل معجزه که از پیغمبر صادر گردد جمع : کرامات .
که در بزرگواری و عزت و کرامت مکان دارد. ملازمان آستان کرامت آشیان مبتهج و شادمان .
که دستگاه با کرامت دارد : حضرت ولایت پناه کرامت دستگاه فیروزشان
( مصدر ) کرامت کردن : [ پس صلات و صدقات بمستحقان کرامت فرمود ] . ( ظفر نام. یزدی )
( مصدر ) ۱ - بزرگوار ی کردن . ۲ - عطا کردن بخشیدن : [ سلطان میگوید بشکر ان. آنکه حق تعالی مرا بر تو ظفر داد و فتح و نصرت کرامت کرد با تو آن کنم که از من سزد ] . ( سلجوقنام. ظهیری ) ۳ - ( تصوف ) خارق عادت پدید آوردن .
کرامت یابنده . بزرگواری و عزت و نواخت و توقیر یابنده
دارای بزرگواری

معنی کرامت در فرهنگ معین

کرامت
(کَ مَ) [ ع . کرامة ] (مص ل .) سخاوت ، جوانمردی ، بخشندگی .
( ~ . فَ دَ) (مص ل .) بخشیدن ، عفو کردن .

معنی کرامت در فرهنگ فارسی عمید

کرامت
۱. (تصوف) کاری خارق العاده که توسط اولیا و صالحان انجام می گیرد.
۲. بزرگی و ارجمندی، داشتن صفات نیک.
۳. سخاوت و بخشندگی.
۴. (اسم) [قدیمی] هدیه، تحفه.

کرامت در دانشنامه اسلامی

کرامت
کرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است.
واژه کرامت در اصل به معنی بزرگواری و عظمت معنوی است،
معنای اصطلاحی
و در اصطلاح علم کلام، کارهای خارق العاده ای که از پیامبران برای اثبات نبوت صادر می گردد با نام معجزه خوانده می شود، و همین گونه کارها از غیر پیامبران، با نام کرامت ذکر می شود. بنابراین کرامت اصطلاحی در گفتار متکلمین به علم کلام، همان معجزه ای است که درباره امور خارق العاده غیر پیامبران، از اولیاء خداوند و امامان(ع) استعمال می شود. چرا که نشانه عظمت و بزرگواری آنها در پیشگاه خداوند است، بر همین اساس امام صادق(ع) فرمود: «المعجزة علامة اللّه لایعطیهاالّا انبیائه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصّادق من کذب الکاذب ؛ معجزه نشانه ای برای خداست که خداوند آن را به کسی جز پیامبران و رسولان و حجّت هایش عطا نمی کند، و هدف از آن این است که به وسیله آن راستگویی راستگو از دروغگویی دروغگو شناخته شود.»
عناوین مرتبط
•خطاب کرامت•کرامت انسان•کرامت آصف بن برخیا•کرامت انسان در قرآن•کرامت و کریم•جاودانگی کرامت خدا (قرآن)•
یکی از کرامات آصف بن برخیا آوردن تخت بلقیس به یک چشم به هم زدن بود.
توانایی آصف بن برخیا در آوردن تخت بلقیس در کم تر از یک چشم بر هم زدن از مهماتی است که قرآن به آن مثال زده است.قال الذی عنده علم من الکتب انا ءاتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک.... اقدام آصف بن برخیا برای آوردن تخت بلقیس از راهی دور در یک لحظه، کاری خارق العاده است که از آن، به کرامت تعبیر می شود.
عناوین مرتبط
•کرامت•خطاب کرامت•کرامت انسان•کرامت انسان در قرآن•کرامت و کریم•جاودانگی کرامت خدا (قرآن)•
بد نیست بدانیم که جایگاه و منزلت انسان در بین موجودات دیگر چگونه است. آیا برتر از بخشی از آنها می باشد یا برتر از همه ی موجودات یا اصلا بر هیچ موجودی برتری ندارد؟ و اگر برتری دارد آیا ذاتا برتری دارد یا این که اکتسابا می تواند برتری پیدا کند؟ برای بحث در این زمینه، باید آیاتی که به نحوی خبر از برتری انسان می دهد را بررسی کنیم و بعد با نقل برداشت هایی که از این آیات شده است، ببینم جایگاه و منزلت انسان در قرآن چگونه می باشد؟ برای این که بحث از قرآن شروع شود ما اول خودمان را در محضر قرآن قرار می دهیم تا ببینیم انسانی را که خداوند خلیفه ی خود معرفی می کند، اشرف مخلوقات و موجودات هم هست یا خیر.
«ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا». «ما آدمیزاد را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی ها پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردیم برتری بخشیدیم». آنچه علامه طباطبائی (رحمه الله) در المیزان به آن اشاره کرده است در رابطه با علت گرامی داشتن انسان بر سایر مخلوقین عبارتند از:۱. قوه نطق داشتن.۲. تعدیل القامة بودن.۳. انگشتان دست انسان جوری است که قادر است خیلی کارها را انجام دهد.۴. با دست غذا خوردن.۵. خط نوشتن.۶. حسن صورت.۷. تسلط بر بسیاری از مخلوقین و مسخر کردن.۸. آفرینش ابوالبشر به دست خداوند.۹. قرار دادن محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) از انسان ها.بعضی از این اوصاف نه گانه متفرع بر عقل هستند مانند:الف) نطق وحرف زدن، ب) خط نوشتن، ج) تسلط بر غیر پیدا کردن. بنابراین، عقل هم به عنوان دهمین عامل برتری شمرده می شود؛ زیرا همان طور که علامه (رحمه الله) بیان فرموده اند، بخشی از این صفات به عقل برمی گردند.نکته دیگر که در این آیه قابل توجه است آن که مفسران، کلمه «کثیر» را به معنی موجودات مادی که حیوانات و جن می باشند تفسیر کرده اند و شامل ملائکه که تحت تاثیر نظام مادی نمی باشند نمی دانند.و بعضی گفته اند مراد از تکریم در آیه، بهره مندی از نعمت های دنیا است و مقصود از تفضیل در آیه نیز بهره مندی از نعمت های آخرت می باشد.
اشرف مخلوقات
مسئله تفضیل در آیات دیگر نیز آمده، مانند: «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم وانی فضلتکم علی العالمین». و در آیه دیگر باز تعبیر «علی العالمین» آمده است «وکلا فضلنا علی العالمین». مفسران عالم را به معنی جماعتی از مردم گرفته اند مانند: عالم عرب، عالم روم... و آیه دوم را چنین معنی کرده که همه پیامبران را از حیث منزلت بر عالم های زمان خودشان برتری دادند؛ زیرا هدایت خاصه خداوند بلاواسطه شامل آنها شده بود ولی دیگران به واسطه ی اینها، هدایت شامل شان شده بود.و احتمال دارد بر جمیع مردم برتری داده شده باشند، خواه هم عصر آنها باشند خواه نباشند و شامل بقیه انبیاء خواه پدران آنها و خواه پسران آنها می شود.نویسنده کتاب «انسان در قرآن» می نویسد: چند احتمال در رابطه با این که نوع انسان از نظر کرامت مادی در چه مرتبه ای می باشد، وجود دارد.۱. انسان از تمام مخلوقات پست تر است.۲. انسان از همه مخلوقات برتر است.۳. از بعضی از مخلوقات برتر و از بعضی پست تر است.۴. انسان با مخلوقات دیگر مساوی است.مخلوقاتی که در قرآن با انسان مقایسه می شوند عبارتند از:۱. جن.۲. فرشته.۳. حیوانات.۴. نباتات.۵. جمادات.
← برتری بر حیوانات نباتات و جمادات
تفاوت انسان با سایر موجودات و ممتاز بودن انسان از سایر موجودات چیز واضح و روشنی است اما آن چه مورد بحث است این است که وجه تمایز انسان با سایر موجودات از دیدگاه قرآن به چه چیزهایی می باشد؟. گفته اند: تفاوت انسان به همان دلیل ترکیب ذاتش است که در قرآن آمده است: «انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه » . «ما انسان را از نطفه ای آفریدیم که در آن مخلوط های زیادی وجود دارد». مقصود این است که استعدادهای زیادی به تعبیر امروز، ژن های او هست. بعد می فرماید: انسان به مرحله ای رسیده است که ما او را مورد آزمایش قرار می دهیم یعنی به حدی از کمال رسیده است که او را آزاد و مختار آفریدیم و لایق و شایسته تکلیف و آزمایش و امتحان و نمره دادن ولی موجودات دیگر چنین شایستگی را ندارند. بعد از این مقدمه ای که ذکر شد، امتیازات انسان از دیدگاه قرآن کریم را ملاحظه می کنیم:
← آگاهی
...
بد نیست بدانیم که جایگاه و منزلت انسان در بین موجودات دیگر چگونه است. آیا برتر از بخشی از آنها می باشد یا برتر از همه ی موجودات یا اصلا بر هیچ موجودی برتری ندارد؟ و اگر برتری دارد آیا ذاتا برتری دارد یا این که اکتسابا می تواند برتری پیدا کند؟ برای بحث در این زمینه، باید آیاتی که به نحوی خبر از برتری انسان می دهد را بررسی کنیم و بعد با نقل برداشت هایی که از این آیات شده است، ببینم جایگاه و منزلت انسان در قرآن چگونه می باشد؟ برای این که بحث از قرآن شروع شود ما اول خودمان را در محضر قرآن قرار می دهیم تا ببینیم انسانی را که خداوند خلیفه ی خود معرفی می کند، اشرف مخلوقات و موجودات هم هست یا خیر.
«ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر ورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا».
اسراء/سوره۱۷، آیه۷۰-۱۷.    
مسئله تفضیل در آیات دیگر نیز آمده، مانند: «یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم وانی فضلتکم علی العالمین».
بقره/سوره۲، آیه۴۷.    
تفاوت انسان با سایر موجودات و ممتاز بودن انسان از سایر موجودات چیز واضح و روشنی است اما آن چه مورد بحث است این است که وجه تمایز انسان با سایر موجودات از دیدگاه قرآن به چه چیزهایی می باشد؟. گفته اند: تفاوت انسان به همان دلیل ترکیب ذاتش است که در قرآن آمده است: «انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه »
انسان/سوره۷۶، آیه۲.    
...
کرامت انسان در قرآن، به عنوان یک اصل آفرینش در نظر گرفته شده و کرامت در سرشت انسان تنیده شده است. خداوند متعال می فرماید: «و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر مماً خلقنا تفضیلاً؛ ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشکی و دریا بر نشاندیم، از چیزهای پاکیزه روزی اشان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریده های خود برتری آشکار دادیم.»
«و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر مماً خلقنا تفضیلاً» این آیه نگاه اصلی قرآن به انسان را می نمایاند، در این آیه سخن از آفرینش انسان و امتیازات او بر دیگر موجودات است؛ از جمله این امتیازات که انسان بر غیر خودش چیره گشته و موجودات دیگر را در اختیار خود گرفته است. مرحوم طبرسی درباره مفهوم آیه می گوید: (یعنی آنان را به نطق، عقل، قدرت، تشخیص، چهره زیبا، قامت استوار، تدبیر امر معاش و معاد، چیرگی آنان بر هر آنچه در زمین است و به اختیار گرفتن دیگر حیوانات، تکریم کردیم.
دیدگاه علامه طباطبایی
دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی درباره اینکه مقصود از این کرامت چیست و شامل کدام یک از انسان ها می شود، حائز اهمیت و برای بحث مورد نظر بسیار راه گشاست، و می نویسد: مقصود از آیه، بیان حال همه انسان ها با قطع نظر از کرامت الهی و قرب و فضیلت روحی خاص برای پاره ای از افراد است. پس این کلام شامل مشرکان، کافران، فاسقان هم می شود، و گرنه مفهوم امتنان و عتاب تحقق پیدا نمی کند. بنابراین مقصد از تکریم در: (و لقد کرّمنا بنی آدم)، تخصیص یافتن چیزی به توجه و شرافت بخشیدن به آن به وسیله چیزهایی است که به وی اختصاص یافته و در غیر آن یافت نمی شود. تفاوت مفهوم تفصیل با تکریم در اینجا بروز پیدا می کند، چون تکریم مفهومی اصیل و نفسی است، به این معنا که در وجود او، شرافت و کرامت قرار داده شده است؛ در حالی که در تفصیل هر دوی آنها در اصل عطا مشترک اند، ولی عطای یکی بیش از دیگری است. انسان در بین موجودات هستی مختصّ به برخورداری از عقل گشته است… و به طور اجمالی آدمیان به سبب آنکه خداوند آنان را از بین دیگر موجودات هستی به چیزی اختصاص داده، مکرّم شده اند و با این چیز بر دیگر موجودات امتیاز یافته اند و این همان خردی است که با آن حق را از باطل، خیر را از شرّ، و سود را از زیان باز می شناسند)این امتیاز چیزی جز همان انتخاب گری و توان تشخیص نیست. خداوند متعال از این آفرینش ویژه به کرامت یاد کرده است. بنابراین در این نگرش، کرامت در اصل آفرینش انسان لحاظ و با سرشتش عجین شده است، فرارویش خشکی و دریا قرار گرفته و بر آن دو چیره گشته است، نوع تغذیه اش از پاکی هاست که پیوند استوار با کرامت و ارزشمندی انسان دارد و بر بسیاری از آفریده هایی که از این اهمیت برخوردار نیستند، برتری داده شده است. این نگاه باید در همه زندگی، رفتارها، گفتارها و کردارهای انسان جاری و ساری باشد و هرگونه رفتاری که با این اصل آفرینش انسان در تضاد باشد، از سوی هیچ کس و هیچ نیرو و قدرتی پذیرفته نیست و با انسانیت انسان ناهماهنگ است و انسان نباید چنین رفتاری را بپذیرد. قرآن در همه مواردی که برای انسان تعیین تکلیف می کند، این اصل را در نظر می گیرد و در هر جا که رفتاری با این اصل ناهماهنگ باشد، به ترک آن و هر چیزی که این اصل را تقویت کند، بدان سفارش می کند. شاید نیک قوامی انسان که در آیه ۴ سوره التّین در آفرینش انسان مطرح شده است، نگاهی به همین سرشت ارزشمند و کرامت مند انسان دارد که اگر این اصل را زیر پا بگذارد، به پست ترین مرتبه پستی سقوط می کند ولی آنان که آن را پاس می دارند، از این سقوط در امان می مانند و پاداشی شایسته می یابند. این برداشت را در ادامه مقاله به هنگام تبیین نسبت کرامت انسانی بامقوله ایمان و آرزوی اعتقاد و عمل صالح، توضیح بیشتری خواهیم داد.
کرامات انسان
اگر با توجه به آیه یاد شده در آغاز بحث، کرامت انسان را به عنوان یک اصل آفرینش در وجود انسان در نظر بگیریم، آن سان که قرآن کریم آن را مورد تایید قرار داده است، باید از هر نوع رفتاری که با این اصل منافات داشته باشد، پرهیز کنیم و قرآن نیز همین منطق را در برخورد با انسان در نظر گرفته است که در زیر به نمونه هایی اشاره می کنیم:
← آزادی اعتقاد
...
کرامت به معنای دوری از پستی و فرومایگی است و روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم گویند.کرامت در مقابل دنائت، ذلت و خواری است و برای رسیدن به قله بلند کرامت باید به سلاح تقوا و پرهیزکاری مجهز گشت، و تقوا آن است که انسان از هرچه که او را به گناه وامی دارد، دوری نماید.به فرموده حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام): «آن کس که تقوا پیشه کند، به آن چه که دوست دارد، جاودانه دست رسی پیدا می کند، خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن می دهد. خانه ای که مخصوص خداست. سقف آن عرش پروردگاری و روشنایی آن از جمال الهی و زائرانش فرشتگان، و دوستان و هم نشینان پیامبران الهی هستند».
کرامت به معنای دوری از پستی و فرومایگی است و روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم گویند. لئیم ضد کریم است. لئامت و دنائت به یک معناست؛ لذا دنائت در برابر کرامت، و دنی در مقابل کریم است.
کرامت از دیدگاه معصومان
در این باره به برخی روایات توجه کنید:
← روایتی از رسول خدا
به روشنی تقابل کرامت و لئامت در روایات ائمه دین (علیهم السلام) بیان شد. کرامت، بزرگواری و دوری از هر پستی و فرومایگی است؛ چراکه وصفی ارزشی است و از اسمای حضرت حق است؛ اما در مقابل، هرچه انسان را از بزرگ منشی و قرب الهی دور سازد، ریشه در دنائت و پستی و زشتی دارد.
← روایتی از پیامبر
...
خطاب در مقام بزرگداشت مخاطب را خطاب کرامت گویند.
گاهی برای تکریم و بزرگداشت شنونده، الفاظی به کار گرفته می شود که باعث تکریم و احترام به وی است؛ این گونه خطاب ها را خطاب کرامت و تکریم می نامند؛
مثال
مانند:۱. «یا ایها الرسول» در (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک) ؛۲. «یا ایها النبی» در (یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک) ، که خطاب تکریم و بزرگداشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم است.
مواردی دیگر
زرکشی خطاب های (یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة) و (ادخلوها بسلام آمنین) را از نوع خطاب کرامت شمرده است.
عناوین مرتبط
...
دهه کرامت، به دهه اول ماه ذی القعده اشاره دارد که با ولادت حضرت معصومه در ۱ ذی القعده آغاز می شود و با ولادت برادرش امام رضا(ع) در ۱۱ ذی القعده پایان می یابد.
به یازده روز اول ماه ذی القعده که با تاریخ مشهور برای ولادت حضرت معصومه و امام رضا(ع) از فرزندان امام کاظم(ع) که در ایران مدفون هستند، آغاز و پایان می یابد، دهه کرامت می گویند. پیشینه این نامگذاری به دوران حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران (از سال ۱۳۵۷ش به بعد) برمی گردد.
مناسبت های دهه کرامت عبارتند از:

کرامت در دانشنامه آزاد پارسی

کرامت در لغت به معنای امری عجیب و خارق عادتی است که گاه از انسان های بزرگ و اولیای خدا سر می زند. کرامت غیر از معجزه است و تفاوت آن دو در این است که معجزه همراه با دعوی نبوت است حال آن که کرامت چنین نیست. علاوه بر آن، گفته شده است که معجزه چون با اثبات دعوی نبوت و هدایت مردم ارتباط دارد تخلف بردار نیست و هرگاه نبی بخواهد به وقوع می پیوندد، اما کرامت چنین نیست و تخلف بردار است. در قرآن به برخی کرامت های اولیای خدا اشاره شده است؛ مانند داستان اصحاب کهف و خواب ۳۰۹ساله آنان به امر خداوند (کهف، خصوصاً ۹ـ۱۲)؛ باردار شدن مریم (ع) به عیسی (ع) بدون تماس انسانی (آل عمران، ۴۷) و نیز خوراکی هایی که در عبادتگاه به امر الهی به دستش می رسید (آل عمران، ۳۷)؛ داستان مریم (ع) در لحظات وضع حمل و نیز کناره گیری او از خانواده اش و پناه گرفتن در کنار درخت خرمایی خشک و بی ثمر که به امر الهی از آن درخت خرمای تازه برای مریم (ع) می افتاد (مریم، ۲۵)؛ سخن گفتن عیسی (ع) در گهواره در گواهی او بر بی گناهی و اثبات عصمت و پاکی مادرش در برابر قوم مریم (ع) که او را بدکاره می دانستند (مریم، ۲۹ـ۳۳)؛ کرامت آصف، از دوستان سلیمان (ع)، که به امر الهی تخت بلقیس، ملکۀ سبا، را از فاصله دور، یعنی از یمن نزد سلیمان در بیت المقدس آورد (نمل، ۳۸ـ۴۰).

نقل قول های کرامت

مباحث اخلاقی، حقوقی و سیاسی از مفهوم کرامت (واژگان هم معنا: عزت نفس، شأن-و-شرف، والامنشی، وقار) برای خود-ارج گذاری استفاده می کنند.
• «وقتی انسان احساس عزت نفس کرد دیگر تمایلی برای انجام کارهای سطح پایین ندارد. این وجه مشترک تمام افراد منحرف و مجرم است که اعتماد به نفس و مخصوصاً عزت نفس پایینی دارند.»
• «احساس ارزشمندی یعنی خودم برای خود هویت ارزشمند قائل باشم چون وقتی برای خود هویت ارزشمند قائل باشید حاضر نیستید هر کاری را انجام دهید، هر گونه حرف بزنید و اظهارنظر کنید. چون برای خود ارزش و احترام قائل هستید. عزت نفس، بسیار در شخصیت و زندگی افراد نقش دارد.» -> شکوه نوابی نژاد

ارتباط محتوایی با کرامت

معنی کرامت به انگلیسی

munificence (اسم)
بخشش ، کرم ، سخاوت ، بخشندگی ، دهش ، بذل ، کرامت

معنی کلمه کرامت به عربی

کرامت
سخاء

کرامت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

A.Sh ٢٢:١٧ - ١٣٩٧/١٢/١٤
بزرگداشت
|

Setayesh ١٥:٠٠ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
در معنی عرفانی به کار های خارق العاده ای می گویند که به واسطه ی عنایت خدا از مردان حق سر میزند.
مانند خبردادن از آینده.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کرامت زیست   • فرق معجزه با کرامت   • کرامت یعنی چه   • معنی کرامت انسانی   • کرامت انسانی+مقاله   • تعریف کرامت انسانی   • کرامت انسانی در اسلام   • مفهوم کرامت   • معرفی کرامت   • کرامت چیست   • کرامت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی کرامت
کلمه : کرامت
اشتباه تایپی : ;vhlj
آوا : kerAmat
نقش : اسم
عکس کرامت : در گوگل


آیا معنی کرامت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )