انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

کربلا

/karbalA/

معنی کربلا در لغت نامه دهخدا

کربلا. [ ک َ ب َ ] (اِخ ) کربلاء :
دفتر پیش آر و بخوان حال آنک
شهره ازاو شد به جهان کربلاش.
ناصرخسرو.
هین مرو گستاخ در دشت بلا
هین مران کورانه اندر کربلا.
مولوی.
گفت دانم کز تجوع وز خلا
جمع آمد رنجتان زین کربلا.
مولوی.
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا.
سعدی.
تا زائر کربلای عشق تو شدم
از داغ همیشه کربلائی پوشم.
ملاطغرا (از آنندراج ).
رجوع به کربلاء شود.

معنی کربلا به فارسی

کربلا
یکی از شهرهای کشور عراق (بین النهرین ) واقع در کنار رودخانه فرات . این شهر تا سال ۶۱ ه ق . بیابان بوده است . از این زمان ببعد بر اثر شهادت حسین بن علی علیهما السلام در آن محل بتدریج مورد توجه شیعیان آل علی قرار گرفت و پس از بنای مرقد های شهدا متدرجا مرکز جمعیت گردید و امروز یکی از شهرهای زیارتی عراق میباشد که قریب ۶۵٠٠٠ تن جمعیت دارد و در ماههای محرم و صفر و هنگام زمستان بسبب ورود زایران جمعیت شهر گاه به ۱٠٠٠٠٠ تن میرسد . یا وقع کربلا. واقها ایست که میان سپاهیان حسین بن علی ۴ و سپاهیان یزید بن معاویه در محرم سال ۶۱ ه ق .اتفاق افتاد . در این نبرد سپاهیان یزید که بفرماندهی عمر بن سعد می جنگیدند حسین بن علی ( ع ) و یاران وی را بشهادت رساندند و بقایای اهل بیت را نیز باسارت بردند . این واقع در دهم محرم سال مزبور اتفاق افتاده .
( صفت ) منسوب به کربلائ ۱ - اهل کربلائ از مردم کربلا . ۲ - کسی که بزیارت کربلا رفته باشد و لو یک بار . ۳ - عنوانی که روستا ییان و عامه را دهند ۴ - ساخته و پر داخت. کربلا . ۵ - نوعی پارچه ( منسوب بکربلا ) بطرح محرمات که دارا ی دو خط عریض سیاه و سفید است : [ گشت یک شب در میان وصل سهی بالای ما کربلا یی شد لباس تیره بختیها ی ما ] . ( واعظ قزوینی )

کربلا در دانشنامه اسلامی

کربلا
سرزمین کربلا در کرانه غربی رود فرات و در کناره ی دشت، در وسط منطقه رسوبی معروف به سرزمین سواد واقع است.
در شمال غربی این سرزمین شهر انبار، در شرق آن شهر باستانی بابل، در غرب آن صحرای غربی و در جنوب غربی آن شهر حیره، پایتخت منذری ها قرار دارد. کربلا در مرزهای صحرا واقع است و بدویان حجاز و شام برای تامین آذوقه به آنجا روی می آورند و تا گذشته ای نه چندان دور وضع بر همین منوال بوده است.
ریشه لغوی کربلا
لغت شناسان، مورخان و جغرافی دانان در ریشه لغوی واژه کربلا و نیز در اشتقاق و معنای آن اختلاف نظر دارند برخی بر این باورند که این کلمه ریشه ای عربی دارد و عده ای نیز گفته اند که این واژه از ریشه ای غیر عربی برگرفته شده است.
← دیدگاه حموی
در طول تاریخ بر این سرزمین نام هایی اطلاق گردیده است. برخی از این اسامی نام روستاهای مجاور کربلاست که بر این سرزمین نیز اطلاق شده است و برخی دیگر بر اثر گذشت زمان بر کربلا اطلاق شده است که "عموراء" از جمله آنان است.نینوی، (در منطقه کوفه، ناحیه ای است که به آن نینوا گفته می شود؛ کربلا نیز، جزئی از این ناحیه است.) غاضریه، ماریه، عموراء، نواویس، (نواویس جمع کلمه ناووس است. ناووس به گورستان مسیحیان گفته می شده است. پیش از فتوحات اسلامی، در زمین های حدود حرم امام حسین علیه السّلام ، نزدیک نینوا، گورستانی ویژه مسیحیان به همین نام وجود داشته است.) ارض بابل، مشهد الحسین علیه السّلام و کربلاء از جمله نام هایی بوده که به این سرزمین اطلاق شده است. اما اسم "کربلاء" به تدریج و به مرور زمان از لحاظ شیوع و انتشار میان مردم و در تاریخ بر سایر اسامی غلبه یافته و امروزه تنها وارث و باقیمانده نام های دیگر این سرزمین محسوب می شود به قسمی که فعلا این ناحیه، فقط به اسم کربلا شناخته می شود.
نام کربلا در فقه
...
کربلا
خاندان ابن فرات آل ابی الجعد آل ابی الجهم آل ابی ساره آل ابی شعبه آل ابی سبره آل ابی صفیه آل اعین آل حیان تغلبی آل یقطین آل خرسان خاندان بحرالعلوم خاندان ابن نما آل بریدی آل خاقانی آل ثوابه خاندان جواهری خاندان حرزالدین
بابل (دوران باستان) مدائن (دوره ساسانیان) کوفه (دوره بنی هاشم) سامرا (دوره بنی عباس) بغداد (دوره بنی عباس) حله (دوره مزیدیان)
کربلا
کربلا محل شهادت امام حسین علیه السلام و اصحاب وفادارش در واقعه عاشورا (10 محرم 61 ه.ق) است. در حال حاضر کربلا یکی از شهرهای مهم عراق و زیارتگاه مهم شیعیان است.
شهر مقدس کربلا در صد کیلومتری جنوب غربی بغداد واقع شده است. کربلا، در غرب رودخانه فرات، بر کناره صحرا و در میان منطقه ای آبرفتی است که به «ارض السواد» نامور است. شهر انبار در شمال باختری، شهر باستانیِ بابل در شرق، صحرای غربی در سمت باختر و شهر بحیره پایتخت بنی منذر در جنوب غربی آن قرار دارد.
«فَلَمَّا أَتاها نُودِیَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبارَکَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ یا مُوسی إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ».
چون موسی به آن آتش نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از آن درخت (مقدس) ندایی رسید که ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان.
به سند معتبر از حضرت امام صادق علیه السلام منقول است که: بقعه های زمین بر یکدیگر فخر کردند، پس زمین کعبه فخر کرد بر زمین کربلا، و حق تعالی به آن وحی فرستاد که: ساکت شو و فخر مکن بر زمین کربلا که آن بقعه مبارکی است که ندا کردم موسی (حضرت موسی علیه السلام) را در آن جا از درخت.
در حدیث معتبر دیگر فرمود که: شاطی وادی ایمن که خدا یاد کرده است در قرآن، فرات است؛ و بقعه مبارکه، کربلا است؛ و درخت نوربخش که او دید، نور محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود که در آن وادی بر او ظاهر گردید.
مطابق روایتی از «سعد بن عبدالله قمی» است که در کتب روایی از جمله «کمال الدین و تمام النعمة» شیخ صدوق (متولد نیمه اول قرن چهارم هجری) و «الاحتجاج» مرحوم طبرسی (متولد نیمه اول قرن ششم هجری) آمده است، آیه «کهیعص» که از حروف رمزی و مقطعه در قرآن است حروفی است که به حضرت زکریا علیه السلام آموخته شده است و به صورت رمزی اشاره به آن واقعه دارد.
دز اینکه لغت کربلا از کجا پیدا شده است. حرف های بسیار گفته اند:
کربلا فی الارشیف العثمانی، تالیف دیلک قایا به زبان عربی در رابطه با تاریخ نگاری کربلا در عهد عثمانی در طول سال های ۱۸۴۳ الی ۱۸۷۲ م است. این اثر به جهت بررسی کتب و منابع آرشیوی که مورد بررسی قرار داده است، حائز اهمیت است.
این اثر؛ مشتمل بر یک مدخل، پنج فصل و یک خاتمه است. در مدخل به تاریخچه کربلا از زمان تاسیس تا دخول تحت حکومت عثمانی پرداخته شده است. در فصل ها نیز جنبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این شهر در عهد عثمانی پرداخته شده و در خاتمه نیز خلاصه ای از مباحث آمده است.
گزارش محتوا
نویسنده در مقدمه کتاب، به اهمیت موضوع مورد بحث و علت انتخاب این مقطع زمانی اشاره کرده است: هنگامی که می گوئیم کربلا اولین چیزی که به ذهن می آید، شهادت امام حسین علیه السّلام نواده سید ما محمد صلی الله علیه و آله وسلّم است. کربلا به موضوع مهمی در ادب عرب، ترک و فارس بدل گشت و از زمان شهادت امام حسین علیه السّلام در نزد تمامی مذاهب اسلامی نوعی تقدس یافت. کربلا همچنین در ارتباطات عثمانی- ایرانی نیز به مکان مهمی تبدیل شد. این اهمیت به سبب وضع دینی، سیاسی و جغرافیایی آن بود، لذا کربلا تنها به عنوان یک مکان دینی مهم شناخته نمی شد، بلکه در قرن نوزدهم به میدان نزاع سیاسی بین دول عثمانی و ایران بدل گردید. مقطع زمانی ۱۸۴۳ تا ۱۸۷۲ م به لحاظ تلاش های دولت عثمانی برا ی تطبیق اصلاحات بر سیاست مرکزی حائز اهمیت است. خلاصه ای از مطالب فصل های مختلف به ترتیب عبارت است از:
← فصل اول
کتاب توسط حازم سعید منتصر و مصطفی زهران از اساتید دانشگاه الازهر با نظارت زکریا قورشون رئیس بخش تاریخ دانشگاه مرمره، از ترکی به عربی برگردانده شده است. دو مقدمه به قلم زکریا قورشون و مؤلف در ابتدای کتاب آمده است. در پایان نیز فهرست های ذیل درج شده است: ۱- مصادر به تفکیک خطی و چاپی ۲- مطالب. پیش از فهرست مطالب نیز سه الحاقیه دیده می شود که در آن در جداولی اسامی متصرفین و قائم مقام های کربلا و دو سند تاریخی آمده است. در پاورقی نیز تنها منابع مطالب ذکر شده است.
منبع
...
امام حسین (علیه السّلام) عبدالله بن حوزه را نفرین کردند. ناگاه اسب او رم کرد و او را به هلاکت رساند.
مردی از قبیله بنی تمیم به نام عبدالله بن حوزه از میان لشکر دشمن بیرون آمد و در مقابل امام حسین (علیه السّلام) ایستاد و گفت: ای حسین، ای حسین، امام فرمود: چه می خواهی؟ گفت: تو را به آتش بشارت باد. امام فرمود: هرگز چنان نخواهد بود، من به سوی پروردگاری مهربان و آن شفیعی که شفاعتش پذیرفته است می روم.(کلا، انی اقدم علی رب رحیم وشفیع مطاع. در نسخه های موجود کتاب الارشاد، سخن امام (به سوی پروردگار مهربان و شفیعی...) به عبدالله بن حوزه نسبت داده شده است؛ اما دقت و بررسی بیشتر نشان می دهد چنان که در متن آمده، جمله مزبور سخن امام است.)
نفرین امام
آنگاه امام پرسید: این کیست؟ یارانش گفتند: این فرزند حوزه است. امام گفت: پروردگارا، او را به سوی آتش ببر. (اللهم حزه الی النار) ناگاه اسب او بنای چموشی گذاشت و او را به سوی چاله ای کشید و او از روی اسب لغزید و پایش به رکاب گیر کرد و با سر از اسب آویزان شد. در این هنگام اسبش رم کرد و او را می کشید، سر او به هر سنگ و تنه درختی می خورد تا به هلاکت رسید. اما شیخ مفید می نویسد: پای چپش در رکاب گیر کرد و پای راستش از رکاب آزاد شد. در این هنگام مسلم بن عوسجه بر او یورش برد و پای راستش را قطع کرد. آنگاه اسب، او را کشید و با خود برد و سر او را به هر سنگ و خاکی می کوبید، تا آنکه به هلاکت رسید.
عقب نشینی مسروق بن وائل
مسروق بن وائل که یکی از شاهدان حادثهٔ کربلا بوده است، همین قضیه را با تفصیل بیشتری نقل می کند و در آخر می گوید: با دیدن این واقعه، لشکر عمر بن سعد را رها کردم و به عقب برگشتم. عبدالجبار برادر مسروق می گوید: از او علت عقب نشینی را پرسیدم، گفت: من از این خاندان چیزی را دیدم که هرگز با آنها نخواهم جنگید.
حضور اسرای کربلا در شام و اقدامات تبلیغی آنها در شهر دمشق، سبب شد یزید از حضور آنها در این منطقه احساس نگرانی کند. یزید برای جلوگیری از پیامدهای خطرناک حضور اهل بیت (علیه السّلام) در شام نسبت به آنها اظهار دل جویی کرد و به اکرام و احترام آنها پرداخت.
در منابع آمده است اهل بیت (علیه السّلام) حدود هفت روز در دمشق به عزاداری پرداختند، در روز هشتم یزید آنها را فراخواند و پیشنهاد ماندن در دمشق را به آنان مطرح کرد؛ اما اهل بیت (علیه السّلام) خواستار مراجعت به مدینه بودند. (و ندبوه علی ما نقل سبعة ایام- فلما کان الیوم الثامن دعاهن یزید- و عرض علیهن المقام فابین- و ارادوا الرجوع الی المدینة.) در برخی از منابع آمده است: «یزید با احضار امام سجاد (علیه السّلام) اسرا را در رفتن به مدینه و یا ماندن با اکرام و احترام در شام مخیر ساخت و اهل بیت (علیه السّلام) خواستار بازگشت شدند.» (یزید به حضرت گفت: «ان احببت ان تقیم عندنا فنصل رحمک و نعرف لک حقک فعلت. و ان احببت ان اردک الی بلادک و اصلک. قال: بل تردنی الی بلادی.) طبق نقلی دیگر یزید وقتی می خواست کاروان اسرا را به طرف مدینه حرکت دهد، علی بن حسین (علیه السّلام) را نزد خود فرا خواند و با او خلوت کرد و به حضرت گفت: خدا لعنت کند پسر مرجانه (عبیدالله) را آگاه باش اگر من با پدرت برخورد کرده بودم، هیچ چیز از من نمی خواست جز آن که به او می دادم و به هر نیرویی از مرگ او جلوگیری می کردم؛ ولی خدا چنین مقدر کرده بود که دیدی. هر حاجتی داری برای من بنویس تا اجابت شود. («و لما ارادوا ان یخرجوا دعا یزید علی بن الحسین ثم قال: لعن الله ابن مرجانة، اما و الله لو انی صاحبه ما سالنی خصله ابدا الا اعطیتها ایاه، و لدفعت الحتف عنه بکل ما استطعت و لو بهلاک بعض ولدی، و لکن الله قضی ما رایت، کاتبنی و انه کل حاجه تکون لک» ) در واقع یزید می خواست با رفع اتهام از خویش از طرفی عبیدالله را مقصر معرفی کند و از طرفی این امر را، خواست خدا (جبر) جلوه دهد. (یزید و پدرش معاویه در صدد گسترش اندیشه جبر گرایی بودند.) این در حالی بو د که یزید پس از واقعه کربلا به ابن زیاد جایزه داد و او را از حاکمیت بصره و کوفه عزل نکرد. یزید نه تنها عبیدالله را برکنار نکرد، بلکه او را تشویق هم کرد. مسعودی می نویسد: «یزید روزی به شراب نشسته بود و ابن زیاد طرف راست او بود، و این بعد از قتل حسین (علیه السّلام) بود، رو به ساقی خود کرد و شعری بدین مضمون خواند: جرعه ای بده که جان مرا سیراب کند و نظیر آن را به ابن زیاد بده که رازدار و امین من است و همه جهاد و غنیمت من به او وابسته است. سپس به خوانندگان گفت که شعر او را با آواز و ساز بخوانند.»
مأموریت نعمان بن بشیر
وقتی کاروان آماده سفر شد، یزید نعمان بن بشیر را به ریاست گروهی مامور بازگرداندن آن ها به مدینه کرد نعمان بن بشیر و همراهانش موظف شدند با اسرا برخورد شایسته ای داشته باشند و احترام آن ها رعایت کرده و هنگام استراحت از کاروان آن ها فاصله بگیرند. یزید به نعمان بن بشیر دستور داد به همراه عده ای دیگر (گفته شده تعداد آن ها ۳۰ نفر بوده است. و وجه معه رجلا فی ثلاثین فارسا یسیر امامهم.) اسرای کربلا به به مدینه بازگردانند. یزید دستور داده بود: هر کجا کاروان آن ها برای استراحت توقف کرد آنان از ایشان دور شوند و خود و همراهانش مانند نگهبانانی در اطراف آنان پراکنده شوند، و جای خود را چنان قرار دهند که اگر یکی از آنان خواست وضو بگیرد یا قضای حاجت کند از آنان شرم نکند، آن ها نیز چنان چه یزید سفارش کرده بود با اسرا مدارا کرده و مراعات شان نمودند تا به مدینه رسیدند. در مسیر شام به کربلا یا مدینه ماموان یزید با اهل بیت (علیه السّلام) با خوبی رفتار کردند. طبری از ابی مخنف نقل می کند که حارث بن کعب به نقل از فاطمه بنت علی می گوید به خواهرم زینب گفتم: خواهر جان این مرد شامی در همراهی ما نیک رفتار بود، می خواهی چیزی به او بدهیم؟ او گفت: به خدا ما چیزی جز زیور و زینت خویش نداریم من گفتم: زیورهایمان را به او می دهیم. دست بند و ساق بند خویش را درآوردم خواهرم نیز دست بند و ساق بند خویش را بیرون آورد و پیش او فرستادیم و از او به خاطر رفتار نیکویش تشکر کردیم. مرد شامی گفت: من به خدا این کار را جز برای رضایت خدا و به خاطر قرابت شما به رسول الله انجام ندادم». («و الله ما فغلته الا لله و لقرابتکم من رسول الله»)
دیدگاه ها
برخی معتقدند این که یزید عده ای را به عنوان همراه و محافظ اسرای کربلا می فرستد در واقع علاوه بر محافظت از آن ها سیطره بر اوضاع است، چرا که یزید از تاثیر اهل بیت در شهرها و نشر حقایق به سایر شهرها می ترسید. یزید هراس داشت که در شهرهای واقع در مسیر اسرا علیه او شورش هایی برپا شود. در این که آیا اسرای کربلا از شام به مدینه رفته اند یا به کربلا اختلاف است. از بعضی از نصوص استفاده می شود که خروج از شام در بیستم ماه صفر (اربعین) بوده، شیخ مفید می نویسد: «و فی الیوم العشرین منه کان رجوع حرم سیدنا و مولانا ابی عبدالله علیه السّلام من الشام الی مدینة الرسول» شیخ طوسی نیز همین قول را آورده است. (و فی الیوم العشرین منه (صفر) کان رجوع حرم سیدنا...) اگر این روایت را بپذیریم نمی توانیم قائل شویم که اهل بیت (علیه السّلام) در اربعین به کربلا رسیده اند. اما طبق برخی از نقل ها سر مقدس امام حسین (علیه السّلام) و سایر شهدای کربلا، که به شام منتقل شده بود، به امام سجاد (علیه السّلام) سپرده شد و آن حضرت بیستم ماه صفر آن ها به بدن ها ملحق کرد و به مدینه رفت. سید بن طاووس می نویسد: «وقتی زنان و اهل بیت (علیه السّلام) امام حسین (علیه السّلام) از شام بازگشتند و به کشور عراق رسیدند به راهنمای قافله گفتند ما را از راه کربلا ببر پس آمدند تا به قتلگاه رسیدند دیدند جابر بن عبدالله انصاری و جمعی از بنی هاشم و مردانی از اولاد پیامبر برای زیارت قبر حسین (علیه السّلام) آمده اند. پس همگی به یک هنگام در آن سرزمین گرد آمدند و با گریه و اندوه و سینه زنی به هم ملاقات کردند و مجلس عزایی که دل ها را جریحه دار می کرد بر پا کردند و چند روزی به این منوال گذشت». این روایت مورد انکار بسیاری از علمای شیعه قرار گرفته است و نقل های بسیاری در تضاد با آن وجود دارد. (علاوه بر شیخ مفید، شیخ طوسی و ابن اعثم کوفی، بسیاری از محققان معاصر نیز اربعین را روزی می دانند که اهل بیت امام حسین (علیه السّلام) از شام به سوی مدینه مراجعت کردند.)
اسیران کربلا، افرادی که در حادثه کربلا، پس از شهادت امام حسین(ع)، به وسیله سپاه دشمن به کوفه و شام برده شدند. تعداد این اسرا مورد اختلاف است. مهمترین شخصیت ها در میان اسیران امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) بودند. آنان با سخنرانی های متعدد در هنگام اسارت، باعث پیشمانی ظاهری و زودهنگام یزید شدند.
مورخان درباره تعداد اسرای اهل بیت و بازماندگان اصحاب امام حسین(ع)، اتفاق نظر ندارند و هر یک به نام چند نفر از اسرا اشاره کرده اند. در بعضی از منابع نقل شده که فقط زنان اسیر ۶۱ نفر بوده اند که از مکه به سوی کوفه رهسپار شدند.
افرادی که نام شان در زمره اسیران کربلا بیان شده، عبارتند از:
یکی از زنان حاضر در کربلا، ام وهب، همسر عبدالله بن عمیر بود.
ام وهب دختر عبد و از قبیله نمر بن قاسط بود. او از حاضران در عرصه کربلا و از معدود زنان غیر وابسته به بنی هاشم بود که به همراه همسر خویش ـ عبدالله بن عمیر کلبی ـ قدم در راه کربلا نهاد و سرانجام در کنار همسر باوفای خود در رکاب سید و سالار شهیدان (علیه السلام) به فیض عظمای شهادت رسید.
پیوستن به سپاه امام
در چگونگی پیوستن او و همسرش ـ عبدالله بن عمیر ـ به سپاه امام حسین (علیه السلام) از سوی برخی مورخان روایتی نقل شده که در آن آمده: «عبدالله بن عمیر در نزدیکی کوفه و در اطراف چاهی به نام "بئر الجعد" که متعلق به قبیله همدان بود، منزلی را تهیه دیده بود و به همراه همسرش ـ ام وهب ـ در آن سکنی گزیده بود. روزی عبدالله بن عمیر متوجه گروهی از کوفیان شد که به سوی اردوگاه نخلیه در حرکت اند. پیش رفت و از آنها پرسید که قصد چه کاری را دارید؟ به او گفتند: «که جهت جنگ با حسین (علیه السلام) فرزند فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) آماده می شویم». عبدالله با شنیدن این سخن، عزم خود را برای پیوستن به سپاه امام (علیه السلام) جزم کرد و تصمیم گرفت تا هرچه زودتر به یاری فرزند پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بشتابد. پس گفت: «به خدا قسم برای جهاد با اهل شرک بسیار حریص هستم و من امیدوارم که ثواب جهاد با کسانی که جنگ با پسر دختر پیامبرشان را قصد کرده اند، از جهاد با مشرکان کمتر نباشد.» سپس نزد همسرش ـ ام وهب ـ رفت و او را از این ماجرا آگاه و تصمیمش را با او در میان گذاشت. همسرش گفت: «درست اندیشیده ای، خداوند تو را به بهترین راه ها و درست ترین اندیشه ها راه نمایی کند، همین کار را بکن و مرا نیز با خود ببر». او به همراه همسرش شبانه از شهر خارج شد و خود را به اردوگاه سپاه امام حسین (علیه السلام) رساند».
ام وهب و روز عاشورا
در صبح عاشورا و پس از هم آورد طلبیدن یسار ـ غلام زیاد بن ابیه ـ و سالم ـ غلام عبیدالله بن زیاد ـ عبدالله بن عمیر با کسب اجازه از امام (علیه السلام) وارد میدان شد و با مهارت رزمی اش توانست هر دوی آنان را به هلاکت برساند. اندکی بعد عبدالله در حالی که هر دو غلام را کشته بود و رجز می خواند که:ان تنکرونی فانا ابن کلب حسبی ببیتی فی علیم حسبیانی امرء ذو مرة و عصب و لست بالخوار عند الحربانی زعیم لک ام وهب بالطعن فهم مقدما و الضرب«اگر مرا نمی شناسید من فرزند قبیله کلب هستم، کفایت می کند که بیت من در قبیله بنی علیم است. مردی هستم نیرومند و متعصب و در جنگ ها ضعف و خواری در من راه ندارد. ای ام وهب من تعهد می کنم که با نیزه و شمشیر زدن با دشمن رو در رو گردم». نزد امام (علیه السلام) بازگشت. در این هنگام ام وهب عمود خیمه ای را برداشت و به طرف همسر خود حرکت کرد و چون به نزد عبدالله رسید، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: «پدر و مادرم به فدایت! در راه پاکان نسل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) نبرد کن». عبدالله بن عمیر سعی کرد تا او را به خیمه برگرداند، اما ام وهب نمی پذیرفت. ام وهب لباس همسر خود را گرفته و می گفت: «انی لن ادعک دون ان الموت معک؛ تو را رها نمی کنم تا با تو کشته شوم». امام حسین (علیه السلام) به سوی ام وهب رفت و او را خطاب قرار داد و فرمود: «از خاندان پیامبرتان جزای خیر نصیبتان گردد به خیمه برگرد؛ چراکه جهاد از زنان برداشته شده است». ام وهب پذیرفت و به خیمه بازگشت.
شهادت ام وهب
...
در منابع از دختر کوچک امیرمؤمنان (علیه السّلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نام زینب صغری و کنیه ام کلثوم یاد شده است، ام کلثوم از حاضران در عرصه کربلا و از شاهدان این واقعه تلخ به شمار می رود، در منابع از حضور ام کلثوم در کوفه در چند جا سخن به میان آمده است اما از حضور و سخنان ام کلثوم در شام خبر چندانی به دست ما نرسیده است.
در منابع از دختر کوچک امیرمؤمنان (علیه السّلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با نام زینب صغری و کنیه ام کلثوم یاد شده است. (از او با نام زینب وسطی نام برده و آورده این کنیه از سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) به او اعطا شده است. علامه امین ام کلثوم را کنیه زینب کبری (سلام الله علیهم) دانسته و آورده است ام کلثومی که در منابع از او به عنوان فرزند حضرت علی (علیه السّلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیهم) یاد شده است در واقع کنیه زینب کبری (سلام الله علیهم)بوده است. از تاریخ دقیق تولد این بانو خبری به دست ما نرسیده است؛ اما آنچه که مسلم است این است که بنا بر نقل بسیاری از مورخان و سیره نگاران این اتفاق مبارک در اواخر ایام حیات شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در مدینه اتفاق افتاده است. ام کلثوم کودکی بیش نبود که جد بزرگوارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) را از دست داد و اندکی بعد سیاه پوش مادر ارجمندش زهرای اطهر (سلام الله علیهم) گردید. روایت شده که چون مادرش وفات یافت ام کلثوم برقعی به صورت انداخته و عبایی به سر کشیده بود و در حالی که دامن عبا بر روی زمین کشیده می شد راه می رفت و با ناله های جانسوزی پی در پی می گفت: «یا ابتاه یا رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) امروز مصیبت پنهان شدن تو در نظر ما آشکار گردید و این فراقی است که هرگز لقایی بعد آن نخواهد بود.»
ام کلثوم در زمان خلافت امیرالمومنین
بیشترین اخباری که از ام کلثوم در این دوره زمانی در دست است مربوط به آخرین روزهای حیات شریف پدر گرانقدرشان است. او روایتگر اصلی آخرین روزهای حیات پدر است.نقل شده امام علی (علیه السّلام) سه روز قبل از ضربت خوردن، ام کلثوم را از این واقعه خبر داده بود. بنا بر نقل شیخ مفید امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در آن شبی که صبحش به دست ابن ملجم ضربت خورد در منزل ام کلثوم به سر می بردند. در این شب نیز امام (علیه السلام) ام کلثوم را از وقوع چنین حادثه ای خبر داده بود. سخنان ام کلثوم با ابن ملجم مرادی پس از ضربت خوردن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیز از دیگر مواردی است که بسیاری از مورخان و سیره نگاران از آن در آثار خود سخن گفته اند.در این منابع نقل شده: «هنگامی که ابن ملجم بر فرق مبارک امیرالمومنین (علیه السّلام) ضربت زد ام کلثوم نزد ابن ملجم ملعون رفت و فرمود: «ای دشمن خدا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را کشتی؟» ابن ملجم گفت: «من امیرالمومنین (علیه السّلام) را نکشتم بلکه پدر تو را کشتم.» ام کلثوم گفت: «امیدوارم که این ضربت به پدرم ضرری نرساند.» ابن ملجم گفت: «گویا می بینم که بر مرگ پدرت شیون و زاری می کنی زیرا به خدا قسم ضربتی بر او زدم که اگر این ضربت بر همه اهل زمین فرود آمده بود هیچ یک از آنان را زنده نمی گذاشت.» (با اندکی اختلاف در انساب الاشراف ، الطبقات و شرح الاخبار )
ام کلثوم و حضور در کربلا
ام کلثوم از حاضران در عرصه کربلا و از شاهدان این واقعه تلخ به شمار می رود. در آثار مورخان و وقایع نگاران به مواردی از حضور ام کلثوم در صحرای کربلا اشاره شده است که از جمله این موارد می توان به وداع ایشان با اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) در عصر عاشورا اشاره کرد. نقل شده «در عصر عاشورا و به هنگام وداع با برادر ارجمندشان ام کلثوم صدا به شیون و زاری بلند کرده بود و می گفت: «وا محمداه وا علیاه وا اماه وا اخاه وا حسیناه...» امام (علیه السّلام) او را تسلی دادند و فرمودند: «خواهرم در راه خدا صبر پیشه کن ساکنان آسمان همه فانی می شوند و اهل زمین همه می میرند و همه ی انسانها هلاک می شوند» سپس حضرت (علیه السّلام) به یکایک زنان از جمله ام کلثوم سفارش فرمودند که «بعد از شهادت من، پیراهن چاک نزنید و صورت خود را نخراشید و سخنان بیهوده بر زبان جاری نسازید.» همچنین در روایتی دیگر آمده: «زمانی که امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسید اسب امام (علیه السّلام) به سوی خیمه گاه آمد ام کلثوم از خیام بیرون آمد و در حالی که دست بر سر اسب می کشید با گریه می گفت: «ای محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم)، ای جد بزرگوار، ای ابوالقاسم، ای علی (علیه السلام)، ای جعفر، ای حمزه، ای حسن (علیه السلام)، این حسین (علیه السّلام) است که عریان به خاک افتاده است سر از پشت جدا و عمامه و ردایش از تن خارج کرده اند سپس با اسب بر او تاخته اند.» »
ام کلثوم و ایام اسارت
...



کربلا در دانشنامه ویکی پدیا

کربلا
مختصات: ۳۲°۳۷′۰″ شمالی ۴۴°۰۲′۰″ شرقی / ۳۲٫۶۱۶۶۷°شمالی ۴۴٫۰۳۳۳۳°شرقی / 32.61667; 44.03333مسجد و آرامگاه عباس بن علی   حرم حسین بن علی در سال ۱۹۳۲ میلادی   حرم حسین بن علی در سال ۲۰۰۶ میلادی   یک سرباز آمریکایی در کربلا   عزاداری روز عاشورا در کربلا   میلیون ها شیعه پس از پیاده روی اربعین در حرم حسین بن علی گرد هم می آیند.
۳۲°۲۲′۱۲″شمالی ۴۴°۰۱′۱۲″شرقی / ۳۲٫۳۷۰°شمالی ۴۴٫۰۲۰°شرقی / 32.370; 44.020
کربلا
کَربَلا (به عربی: کربلاء) مرکز استان کربلا، از شهرهای جنوبی کشور عراق، با جمعیت ۵۷۲٬۳۰۰ نفر (۲۰۰۳ م) در ناحیه غربی فرات قرار دارد و فاصله اش تا بغداد ۹۷ کیلومتر است.
عکس کربلا
کربلا، دارای معناها و کاربردهای زیر است.
کربلا (شهر)، نام شهری در کشور عراق است. مرقد حسین، امام سوم شیعیان، در این شهر قرار دارد.
نبرد کربلا، اشاره به نبردی دارد که در روز دهم محرم سال ۶۱ هـ. ق میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به نام «کربلا» درگرفت.
کربلا (جاسک)، روستایی از توابع بخش لیردف شهرستان جاسک در استان هرمزگان ایران است.
این روستا در دهستان پی وشک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۶ نفر (۴۶خانوار) بوده است.
کربلا تا کربلا مرثیه ای است به زبان اردو نگاشته سید وحید اختر، شاعر و فیلسوف برجسته هندی.
مرثیه
عاشورا در ادبیات فارسی
کتاب دارای ۸ بخش است و هر بخش از ۱۰۰ بند در قالب مسدس سروده شده است.
مختصات: ۳۲°۲۷′ شمالی ۴۳°۴۸′ شرقی / ۳۲٫۴۵۰°شمالی ۴۳٫۸۰۰°شرقی / 32.450; 43.800
دکتر احسان مقدس- راهنمای اماکن زیارتی و سیاحتی در عراق- نشر مشعر-تهران- چاپ اول - زمستان ۱۳۸۷.
عبد الامیر قریشی - ترجمه دکتر احسان مقدس- مرقدها و مکان های زیارتی کربلا- نشر مشعر- تهران- چاپ اول - بهار ۱۳۹۱
استان کربلا (به عربی: محافظة کربلاء) نام یکی از استان های هجده گانه کشور عراق است. مرکز آن شهر کربلا است. فاصله کربلا تا بغداد ۹۷ کیلومتر است. استان کربلا سه شهرستان به نام های کربلا، سده الهندیه و عین تمر دارد. از آثار باستانی کربلا می توان از دژ الاخیضر نام برد که در فاصله ۴۸ کیلومتری جنوب شهر کربلا و در فاصله ۱۵۰ کیلومتری بغداد و بر سر راه قدیم حلب - بصره واقع شده است غارهای «الطار» که در فاصله سی کیلومتری جنوب شهر کربلا واقع شده و شامل ۴۰۰ غار باستانی است. منطقه باستانی الاقیصر که در فاصه ده کیلومتری شمال غربی دژ الاخیضر قرار دارد و بالاخره قصر شمعون که در شهرستان عین تمر واقع شده است.
وی امام سوم شیعیان می باشد. آرامگاه وی در مرکز شهر واقع شده است و اولین کسی که در شهر کربلا سکونت اختیار کرد سید ابراهیم مجاب یکی از فرزندان امام کاظم است و بعدها مردم به او پیوسته و در کنار آرامگاه امام حسین خانه های خود را بنا کردند و به تدریج محله های کربلا پدید آمد.
آرامگاه حضرت ابوالفضل در فاصله پانصد متری آرامگاه امام حسین قرار دارد و خیابانی پهن که به نام بین الحرمین معروف است بین این دو حرم قرار دارد.
باشگاه فوتبال کربلا (به عربی: نادي كربلاء) یک باشگاه فوتبال عراقی در شهر کربلا می باشد.
ورزشگاه کربلا واقع در شهر ورزشی کربلا (عربی: مدينة كربلاء الرياضية‎) یک ورزشگاه در کربلا، جنوب عراق است که توسط شرکت بهادر کول ترکیه ساخته شد. جاسم محمدجعفر در یک مصاحبه اعلام کرد تمام هزینه های ساخت این ورزشگاه توسط آستان قدس رضوی و با کمک برادران ساخته شده است و آن را یک دستاورد بزرگ برای عراق خواند که بدون هزینه ای بدست آمده است.
ورزشگاه کربلا یکی از ممتاز ترین ورزشگاه ها در نوع خود است که تنها مختص ورزش فوتبال ساخته شده است
شهرستان کربلا یک شهرستان در عراق است که در استان کربلا واقع شده است.
فهرست شهرهای عراق
فرودگاه شمال شرق کربلا (به انگلیسی: Karbala Northeast Airport) یک فرودگاه است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۳۰۳۰ متر است. این فرودگاه در شهر کربلا کشور عراق قرار دارد و در ارتفاع ۹۵ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های عراق
واقعه کربلا یکی از نام هایی است که اشاره به نبردی دارد که در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری بین سپاه حسین ابن علی و سپاه یزید ابن معاویه اتفاق افتاد.نبو
اگر افراد بنی هاشم را به این عدد بیفزاییم، شمار کشته شدگان کربلا به ۱۳۶ نفر خواهد رسید. و با ذکر نام قیس بن مسهر صیداوی، عبدالله بن بقطر و هانی پسر عروه که قبل از واقعه کربلا و در کوفه کشته شدند، شمار آنان از آغاز ماجرا تا پایان ۱۳۹ نفر خواهد بود.
این فهرست شامل ۱۴۰ نفر می باشد که بیشترین تعداد برآورد شده است و منابع دیگر تعداد کمتری در حدود ۱۰۸ نفر یا بیشتر را نقل کرده اند.
در برخی منابع نظیر تنقیح المقال از افراد دیگری همچون سعد بن حارث خزاعی نیز یاد شده است.
یزید ابن معاویه
عبیدالله بن زیاد
عمر بن سعد
شمر بن ذی الجوشن
حصین بن نمیر
شبث بن ربعی
نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (21 مهر ۵۹ خورشیدی برابر ۱۳ اکتبر ۶۸۰ میلادی) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا نیز معروف است. این نبرد میان سپاه کم تعداد حسین بن علی (نوه دختری پیامبر اسلام) و سپاه اعزامی از سوی یزید بن معاویه (دومین پادشاه دودمان اموی) در نزدیکی محلی به نام کربلا (در عراق کنونی) درگرفت. دلیل یزید بن معاویه برای جنگ، بیعت نکردن حسین بن علی با او بود. حسین بن علی (امام سوم شیعیان) نیز حکومت و زمامداری یزید بن معاویه را غیرشرعی و غیرقانونی می دانست که بر خلاف پیمان صلح حسن بن علی و معاویه پسر ابوسفیان به شکلی مورثی به یزید اول رسیده بود.
حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این کار از دست او برنمی آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.
روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت. جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اصغر فرزند ۶ ماهه که از شدّت تشنگی در حال مرگ بود او را با تیری سه شعبه جدا کرده و بر بالای نیزه ها گذاشتند و بر اجساد کشته شدگان اسب تاختند.
کربلا تا کربلا مرثیه ای است به زبان اردو نگاشته سید وحید اختر، شاعر و فیلسوف برجسته هندی.
مرثیه
عاشورا در ادبیات فارسی
کتاب دارای ۸ بخش است و هر بخش از ۱۰۰ بند در قالب مسدس سروده شده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کربلا در دانشنامه آزاد پارسی

نمایی از حرم مطهر امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع)
(یا: مشهد حسین(ع)) شهری شیعه نشین در عراق، به فاصلۀ ۹۶کیلومتری جنوب غربی بغداد، با ۴۰۲.۵۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۸). زیارتگاه مهم شیعیان و مدفن امام حسین(ع) و برادر و فرزندان اوست. عدۀ زیادی از یاران امام نیز در کربلا شهید شدند که در روایات شیعی به ۷۲ تن معروف اند. در منابع پیش از اسلام از آن جا یاد نشده است و پس از واقعۀ عاشورا محل آن مشهدحسین نامیده شد. محل دفن پیکر بی سر امام حسین حائر بود، که قبرالحسین نام گرفت و به سرعت زائران را به خود جلب کرد. در ۶۵ق سلیمان صرد با یارانش یک شبانه روز در آن جا ماند. ام موسی، مادر خلیفه مهدی، اولین کسی بود که برای مزار امام حسین وقف قرار داد. در ۲۳۶ق متوکل عباسی آرامگاه و ملحقاتش را با خاک یکسان کرد و شخم زد و برای زیارت مقابر مقدس مجازات های شدید وضع کرد. اما باز آرامگاهی گنبددار ساخته شد که حمدالله مستوفی در نزهت' القلوب آن را توصیف می کند. در ۳۶۹ق دَبّاب بن محمدالاسدی، رئیس چند قبیله، کربلا را ویران کرد. در همان سال عضدالدولۀ دیلمی مشهدان (کربلا و نجف) را در تحت حمایت خود گرفت. حسن بن فضل (وفات ۴۱۴ق) بر گرد مزار مطهر مشهدحسین(ع) و مشهد علی(ع) (نجف) دیوار کشید. ملکشاه سلجوقی در ۴۷۹ق از مشهد دیدن کرد. غازان خان در ۷۰۲ق به کربلا رفت و هدایایی گرانبها تقدیم کرد. در زمان غازان (یا پدرش) نهری از فرات به کربلا کشیدند که امروز نهر حسینیه نامیده می شود. شاه اسماعیل صفوی به زیارت کربلا و نجف رفت و سلطان سلیمان قانونی نهر حسینیه را تعمیر و زمین های سوختۀ کربلا را به باغستان مبدل کرد (۹۴۱ق). در ۱۰۳۲ق، شاه عباس کبیر پس از تسخیر بغداد مشهدان را جزو قلمرو ایران درآورد. نادرشاه افشار در ۱۱۵۶ق به زیارت کربلا رفت و دستور طلاکاری گنبد علی(ع) را داد. آقامحمدخان قاجار در اواخر قرن ۱۲ق گنبد و منارۀ امام حسین(ع) را طلاپوش کرد. در ذیحجۀ ۱۲۱۵ق، که زائران کربلا به نجف رفته بودند، ۱۲هزار وهابی به سرکردگی شیخ سعود وارد کربلا شدند و بیش از ۳هزار تن را کشتند، خانه ها و بازارها را غارت کردند، مس زراندود آرامگاه و گنجینه های دیگر را به یغما بردند و بارگاه را ویران کردند. پس از این فاجعه از تمامی جهان شیعه کمک های سیل آسا برای بازسازی به کربلا سرازیر شد. در ۱۲۵۹ق، نجیب پاشا حاکمیت عثمانی را بر این شهر تحمیل کرد. در ایام محرم جمعیت شهر با ورود کاروان های حجاج ایرانی که از کربلا به نجف و سپس به مکه می رفتند، چند برابر می شد. نیمی از ساکنان کربلا را ایرانیان تشکیل می دادند و اقلیتی بزرگ از شیعیان هند و پاکستان نیز در این شهر به سر می برند. نام کربلا به معنی اخص بر بخش شرقی نخلستان های شهر اطلاق می شد و خود شهر، مشهد یا مشهدحسین نام داشت. خیمه گاه حسین و گورستان شیعیان مؤمن در دشت بیابانی حمّاد در غرب کربلا است. بسیاری از ایرانیان در این شهر مجاور می شدند و تا زمان مرگ در آن جا می ماندند تا در کربلا به خاک سپرده شوند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بروز شورش در کربلا، حکومت بعثی صدام حسین عده ای از ایرانیان را اعدام و بسیاری از آنان را از عراق اخراج کرد.

نقل قول های کربلا

کَربَلا از شهرهای جنوبی عراق، با جمعیت ۵۷۲٬۳۰۰ نفر (۲۰۰۳ م) در غربِ فرات ، از مراکز زیارتی شیعیان.
• «کربلا قلب پیکره تاریخ است و چشمه نوری که در آیینه جان ما انعکاس یافته است و آیینه اگر «انا الشمس» نگوید، چه گوید؟» بدون منبع -> سید مرتضی آوینی
• در سفر کربلا مقصد عرش الهی است؛ سفری از فرش به عرش؛ یعنی سفر از تعلقات و زخارف دنیا به عالم معنویتِ محض. -> سید عباس موسوی مطلق

ارتباط محتوایی با کربلا

کربلا در جدول کلمات

او را به سبب زیبایی چهره اش | قمر بنی هاشم لقب داده بودند ایشان در 9محرم در کربلا به شهادت رسیدند•
نام کوچکترین فرزند امام سوم شیعیان جهان | حسین بن علی (ع)که در 10 محرم سال 61 هجری در شش ماهگی در کربلا به شهادت رسیدضمنا نفری است که در بین شیعیان به باب الحوایج معروف است
علی اصغر
نوعی بیماری که امام سجاد را از جنگ در کربلا معاف کر
تب

کربلا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ساسان ١٠:٠٩ - ١٣٩٦/٠٤/٢٩
رنج و ابتلا
|

مجتبی عیوض صحرا ١٩:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/٠١
کرب: ماتم، اندوه،رنج،غم و غصه،ناراحتی،مصیبت،عزا،سوگ-عزاداری،سوگواری
بلا: صدمه،آسیب،گزند،زیان،ضرر،خُسران،خسارت،خَدشه،حادثه ناگوار-امتحان،آزمایش،آزمودن،سنجش
( أحَسِبَ النّاسُ أن یُترَکُوا أن یَقُولُوا آمَنّا و هُم لا یُفتَنُونَ ) >>> آیا مردم می پندارند رها و خلاص می شوند و از آن ها دست می کشیم،همین که می گویند ایمان آوردیم و آزمایش(ابتلا) نمی شوند؟
این واژه کرب و بلا بود ولی به مرور زمان "ب" کرب افتاد(حذف شد) و با بلا ترکیب شد! (( فرایند واجی کاهش ))
نام دیگر آن: نینوا
کربلا یکی از شهرهای بیابانی(صحرایی) عراق بود و نام خاصی نداشت ولی بعد از شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش،به نام کربلا مشهور شد! تا یادآور حماسه ی بزرگ آنان شود و رنج و مصیبتی که بر آن ها روا داشته شده بود را، از این طریق به همگان نشان دهند.
امام حسین(ع) و یاران دلاورشان، بعد از شهادت؛ آزمایشی را پس دادند تا با این کارشان به جهانیان نشان بدهند که ظلم و ستم از بین رفتنی است! و پویشی جهانی به راه انداختند که هدفشان: دفاع از مظلومان و ستمدیدگان-مبارزه با فساد و اختلاس و رانت(زد و بند) و آقازادگی-وارستگی و آزادگی،امر به معروف و نهی از منکر و... بود.
و شعار پویششان که به گفته ی بزرگان تا ظهور امام زمان فراگیر می شود این بود:
((هَل مِن ناصِرِ یَنصُرَنی؟)) >>> آیا کسی هست که مرا یاری کند؟ یا کیست که مرا همراهی دهد؟
(گویا امام حسین(ع) با شهادتش پویشی به راه انداخت تا همه ی کسانی که خواهان حق هستند، فراخوانَد و ندای حق را به همه ی جهانیان برسانند)
دکتر علی شریعتی: آن هایی که رفتند کاری حسینی کردند و آن هایی که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی اند!
حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود ولی افسوس که به جای افکارش،زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند!
امام حسین(ع) به خوبی می دانست که در آن زمان غیر از هفتاد و دو نفر کسی به یاریش نمی شتابد بلکه با این شعار می خواست مردم جهان را به این راه دعوت کند!
شعری زیبا از مُلاطُغرا مشهدی:
تا زائر کربلای عشق تو شدم / از داغ، همیشه کربلایی پوشم
امید است که به پویش بزرگ حسینی بپیوندیم، لبیک یا حسین!
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کربلا اربعین   • شعر کربلا   • کربلا ثبت نام   • دلتنگ کربلا   • تصاویر کربلا   • متن کربلا   • کربلا زنده   • دانشگاه اهل البیت کربلا   • معنی کربلا   • مفهوم کربلا   • تعریف کربلا   • معرفی کربلا   • کربلا چیست   • کربلا یعنی چی   • کربلا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کربلا
کلمه : کربلا
اشتباه تایپی : ;vfgh
آوا : karbalA
نقش : اسم خاص مکان
عکس کربلا : در گوگل


آیا معنی کربلا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )