برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1324 100 1

کردی

/kordi/

معنی کردی در لغت نامه دهخدا

کردی. [ ک ُ ] (ص نسبی ) منسوب به قوم کرد. (از یادداشت مؤلف ). || لهجه ٔ کرد. (یادداشت مؤلف ). زبان کردان. (فرهنگ فارسی معین ). || نیم تنه ای که در قدیم روی قبا می پوشیدند و آن یا آستین نداشت و یا دارای آستینی کوتاه و نیز گاه بلند و تمام آستین بود و در این صورت آن را «کدبی » می گفتند. (فرهنگ فارسی معین ).

کردی. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوریاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان. کوهستانی و سردسیر است و 458 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی کردی به فارسی

کردی
زبانی و بعبارت دیگر مجموعه ای از لهجه های ایرانی است که طوایف کرد در کردستان ایران و عراق و ترکیه بدان گفتگو میکنند . بعضی از این لهجه ها را باید مستقل شمرد چه تفاوت آنها با کردی کرمانجی زیاد است . دو لهجه مستقل از این نوع یکی [ زازا ] است که بنواحی کردنشین غربی متعلق است و دیگری [ گورانی ] که در نواحی کردنشین جنوبی رایج است و خود لهجه های مختلف دارد . گورانی لهجه ایست که ادبیات مذهب اهل حق بدان نوشته شده و مانند زازا بشاخه شمالی دسته غربی تعلق دارد . زبان کردی اخص را کرمانجی مینامند که خود لهجه های متعدد دارد مانند : مکری سلیمانیه یی سنندجی کرمانشاهی بایزیدی عبدونی و زندی . زبان کردی با دسته شمالی لهجه های ایرانی غربی بعضی مشابهات دارد و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود و دارای اشعار و تصانیف و داستانها و سنن ادبی است . زبان کردی مانند زبان فارسی و بر خلاف زبان بلوچی و پشتو در طول زمان تغییرات مهم صوتی پذیرفته و زبانهای فارسی و عربی و ترکی و ارمنی تاثیر بسیار در آن کرده اند .
( صفت ) منسوب به کرد ۱ - از قوم کرد . ۲ - زبان کردان ۳ - نیمتنه ای که در قدیم روی قبا می پوشیدند و آن یا آستین نداشت و یا دارا ی آستینی کوتاه بود و نیز گاه بلند و تمام آستین بود و درین صورت آنرا [ کدبی ] میگفتند .
[ گویش مازنی ] /kerdi/ نیم تنه ای که با نمد درست کنند & دیگی بزرگ که چوپانان در آن شیر جوشانند
[ گویش مازنی ] /kordi chaal/ از توابع کلاردشت واقع درمنطقه ی عباس آباد
در تداول عامه بی پس انداز که از حاصل کار تنها معاش گذزاند و پس انداز نتواند کرد.
[ گویش مازنی ] /kerdi kelaa/ از توابع بابلکنار واقع در شهرستان بابل & از توابع حومه ی نوشهر
کنایه از ناخوش و بی مزه گردانیدن بر طبع خوردن .
[ گویش مازن ...

کردی در جدول کلمات

داغ در تلفظ کردی و لری
داخ

معنی کردی به انگلیسی

kurdish (صفت)
کردی

کردی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حببب
کلماتهم ریشه در گویشهایفارسی وکردیرا بنویسید تا بیگانگان بدانند ابن مردم مهربان ایرانیان اصیل هستن من درکازرون هستم از دوستی با انان افتخار میکنم وقتی با گویش فارسی صحبت میکنند خیلی لذت میبرم درکازرون مادران قدیمی به بچه های کوچک میگویند الاههی پیش مرگت بشم یا میگویند کر کی یعنی بچه کی هستی
هوزان رسولپور
به نظر من کرد یعنی‌ دنیا یعنی کسی که دنیا رو رقم میزنه
از سایتتون خیلی به دلیل احترام به کرد ها ممنونم و قدر دانی میکنم
من خودم یه کرد هستم اهل اشنویه و از کرد بودنم افتخار کردم میکنم و خواهم کرد.
یک شهرووند کرد
سلام ، لازم میدانم متذکر شوم که کردی یک زبان است نه یک لهجه . حتس اگر بنا را بر جمعیت بگذاریم باید بگوییم که فارسی یک لهجه است و کردی یک زبان چون حدود 50 میلیون نفر به (زبان) کردی حرف می زنند که بیشتر از افرادی است که به فارسی تکلم می کنند .
با تشکر
هوشیار
سلام کردی لهجه نیست بلکه یک زبان است. در ضمن لطفا در جدا کردن زازا و گوران از کردی زیادتلاش نکنید. این دسته دسته کردن مخصوص این زبانشناسهای پرغرض غربی میباشد ممنون
diyako
عزیزی که میگی کوردی یک لحجه ایران یه میشه بگی منظورت از ایرانی چه کسانی هستند؟ اگر میخواهید بگوئید پارسی هستند که در اشتباه هستید چون قبل از پارس ها مادها که اجداد کوردها هستند در سرزمینهای مزوپوتامیا و ایران کنونی ساکن و زندگی میکردند و میکنند، حال چطور شد که زبان کوردی یک لهجه ایرانی پارسی شد. لطفا از این مطالب کذب و بی اساس در مورد کورد و کوردستان خودداری کنید.
محمد کاسبی
دورود بر قوم کورد دورود بر قوم لر بزرگ شیر مردان برادرانمان لر و کورد برادرند
منجمد
دوست عزیز کجا جمعیت کرد زبان در ایران 50 میلیون نفره؟؟؟
از بین قوم های ایرانی اول از همه فارسها بعد ترکها و بعد کردها هستن که جمعیتی کمتر از 5 میلیون دارن
علی
به نظر من زبان کردی البته کرد:لر.کرمانشاه ولک باید در جهان به فهرست زبان های پر طرف دار ذخیره می شد.
سونیا
کرد
کل جمعیت کردها
۵۳ تا۵۰میلیون
مناطق با جمعیت قابل توجه
ترکیه ۲۰–۳۰ میلیون ۲۵٪–۳۸٪[۱][۲][۳][۴]
ایران ۳٫۵–۷٫۹ میلیون
۷–۱۰٪[۱][۳]
عراق ۶–۹ میلیون
۲۳٪یا ۳۰٪[۱][۳]
سوریه ۳_۴ میلیون
۹–۱۵٪[۱][۵][۶][۷]
جمهوری آذربایجان ۱۵۰٬۰۰۰–۱۸۰٬۰۰۰[۸][۹]
روسیه ۶۳٬۸۱۸[۱۰]
ارمنستان ۳۷٬۴۰۳[۱۱]
گرجستان
۲۰٬۸۴۳[۱۲]

اروپا
آلمان ۷۵۰٬۰۰۰[۸]
اسرائیل ۱۵۳٬۰۰۰[۱۳]
فرانسه ۱۳۵٬۰۰۰[۸]
سوئد ۹۰٬۰۰۰[۸]
هلند ۷۵٬۰۰۰[۸]
سوئیس ۶۵٬۰۰۰[۸]
بلژیک ۶۰٬۰۰۰[۸]
اتریش ۵۵٬۰۰۰[۸]
ترکمنستان ۵۰٬۰۰۰[۹]
بریتانیا ۴۹٬۹۲۱[۱۴][۱۵][۱۶]
قزاقستان ۳۸٬۳۲۵[۱۷]
اردن ۳۰٬۰۰۰[۱۸]
یونان ۲۶٬۰۰۰[۱۹]
دانمارک ۲۵٬۰۰۰[۲۰]
ایالات متحده آمریکا ۱۵٬۳۶۱[۲۱]
قرقیزستان ۱۳٬۱۷۱[۲۲][۲۳]
کانادا ۱۱٬۶۸۵[۲۴]
فنلاند ۹٬۲۸۰[۲۵
کیومرث
البته ریشه همه زبان های کردی با اندکی تغییرات یکی است هر بزی کرد
سارا
کردها آدمهای بسیار خوب و مهمان نواز و خونگرم هستن من با آنکه زبان اصلیم به دلیل تبعید عوض شده
ولی به کرد بودن و این زبان احترام و افتخار می کنم و در صدد هستم این زبان گرانبها رو یاد بگیرم
زبانی با قدمت چندین هزار ساله
ئیدریس
باید تاریخ را مطالعه کرد کشتی حضرت نوح علیه السللم در کوه جودی واقع در شمال کوردستان ترکیه امروزی به خاک نشست که سرآغاز زندگی بشریت برای بار دوم شروع شد یعنی این همه جمعیت و نژادهای مختلف که امروزه با انواع زبان و لهجه و گویش صحبت میکنند از کوردستان عزیز ما سرچشمه گرفته باعث افتخاره
محمد
بزرگ ترین شاخه کرد ها کدومه
ساحل صنم
کرد مظهر اسالت یک ایرانی است کردی که با جان و دل یک انسان کامل است
من یک ترکم اما کورد اسطوره یک انسان دل پاک است
مئریه م
کوردی اکثریت انسانهای زجر کشیده ی روزگارند..
نماد قدرت و صلابت،مرز نشینان بی ادعایند و کم امکانات.کورد بودن نماد تکیه به خدا و بعد خود است .
هانیه
کوردی لهجه نیست اصیلترین نژاد دنیا ست وزبان و فرهنگ مخصوص به خودشو داره

کورد بودن یه افتخاره
من خودم متولد و بزرگ شده تهران هستم ولی به نژاد پدر و مادرم افتخار میکنم و همیشه برام مایه ی سر افرازی بوده و خواهد بود.
سید
واقعا جای تاسفه...مگه کرد و لر و فارس و ترک و بلوچ چه فرقی باهم دارن؟هممون انسانیم ودرخلقت باهم برابریم این نژادپرستی ها رو بذارید کنار. اولین نژادپرست تاریخ ابلیس بود.لطفا ادامه دهنده راه شیطان نباشید...
دوست عزیزی ک گفتی کشتی حضرت نوح توشمال کردستان به گل نشست و کردستان مبدا و منشا حیات ثانویه بشر بود و این برای کردستان باعث افتخاره...میخوام بدونم تو با چه حقی کرد ها رو ازبقیه بالاتر دونستی؟ نه فقط اقوام ایرانی بلکه تمامی نژادهای سراسرجهان و گستره ی پهنه گیتی در خلقت وآفرینش باهم یکسان وبرابر ومساوی اند. نژادپرستی نماد ابلیس ونشانه جهل وحماقت بشره...
ماد
بنده يه كورد هستم خانمم تورك تكاب عست كه نصف تا نصف كورد وتورك باهم هستن وخواستم بگم كل دنيا امروزه مخصوصا ايران همه مث هم هستن ولى در جواب كسانيكه فكر ميكنن كورد لهجه هست مخصوصا پايتخت ايران كه به فارس بودنش به تهران بودنش مينازه اينو بدونيد كه كورد با تاريخ چن هزار ساله از نظر بشريت اوله بعد تورك دومه بعد فارس در زمان صفويان بوجود اومده با مذهبى بنام شيعه كه خانم توركه مذهب شيعه داره كه در نماز خوندن مذهب شيعه خودش تعجب ميكنه به نحوه نماز خوندن شيعه كه نماز ظهر همزمان نماز عصر هم ميخونن ونماز مغرب هم نماز عشا رو هم در مغرب ميخونن حالا بماند كه خود خانمم از سنتهاى عجيب غريب در عاشورا تاسوعا با خود زني وسينه زني مداحى با مدل رپ خوندن كه خود خانمم با وجود اينكه مذهب شيعه هست بدون اينكه بنده كور هستم ومذهبم سنت پيغمبر بوده وبدون اينكه در طول اذدواج وزندگى كارى به مسايل مذهب خانمم نظر بدم وخدا نكنه چه برسه به لينكه ايراد بگيرم ولى خانمم خودش با برادراش مذهب شيعه رو قبول ندارن حالا كارى به مسايل اينكه بعد فوت پيامبر داستان هست كه طلحه وزبير عليشه با خضرت على قربونش برم اول جنگ جمل پيش اومد خلاصه اون زمان سر خلافت يا هر مسله ايى مث الان كه تو دولت تو خاورميانه همه ملت به هم احترام ميذارن ولى آدمهايى يا حكومت هايى هستن كه نژاد پرست يا بخاطر منافع خودشون داستانها واراجيف نسبت به هم ميبفان خلاصه در بحث تاريخ از قبل ميلاد تا امروز از تظر زبان وملت كورد اول بوده حالا جدا از هر تعصبى زمان بوجود اومدن بشريت در زمان حضرت نوح مادها بومود اومدن كه همان كورد ها بودن وكوردها ايران رو بوجود آوردن كه آخرين جنگ در زمان ساسانيان كه قبلش از هم پاشيد در كوردستان عراق رود نيل دجله فرات بشريت كه بوجود آمد آدم وحوا از سرپيچى جبرييل در بهشت ميوه درخت سيب رو حوا گول شيطان رو خورد وآدم رو هم تحريك كرد وسوسه شدن خوردن نافرمانى شد وبدستو خداوند در رود نيل منطقه دجله وفرات افتادن كه امروزه زير دريا رفته،بلاخره من نميگم كه بشريت در منطقه كوردستان عراق رود نيل منطقه دجله فرات بوجود اومد بشريت متولد شد زاد ولد كردن ولابد كورد بودن اصلا منظورم اين نيست ولى كورد تاريخ ٢٧٠٠ساله داره از نظر نژاد وآرايى كورد اول بوده بعد تورك بعد فارس كه جمعيت تورك بيشتر هست بعد كورد وفارس هم آخر هست كه همين فارسي چهار هزار كلمه فرانسوى بعد كوردى توركى بين كلماتش هست كه خيلى از فارس زبانها متوجه نميشن ولي بيشتر كلمات كوردي كه با توركى شبيه هستن در فارسى هم هستش كع بيشتر اون كلمات بكار رفته كوردى توركى در زبان ملى ايران بنام فارسى در فيلمهاى سينمايي بيشتر بكار ميبرن حالا نميدونم چرا
مهران
در اصل کردی به سه قسمت تقسیم میشه
1کرمانج شامل شکاک و بادینی و ....
2سوران شامل اردلان وموکریان و....
3کلهور شامل گروس و زازاکی و ...
با تشکر مهران
میلان
زبان کردی از آن مردان وزنان غیور کرد هستش
درسته کرد ها دولت رسمی ندارن ولی غیرتشونو به مردم دنیا نشون دادن
HER BIJ� KURD
بريتان
کرد قدیمی ترین ملت و فرهنگ رو داره از کسانی که 50میلیون نفر رو قوم میدونن و 700 هزار نفر رو ملت و کشور میدونن متاسفم... کرد نشانه ی مردانگی هست هر بژی کزد
کاوه
دوست عزیز
فقط یک فاشیست می‌تونه زبان کوردی رابا لهجه تعریف کنه ،کوردستان پنجاه میلیون جمعیت داره در دنیا ،زبانش تدریس میشود . کورد یک ملت بزرگ است و خواهد ماند .
د.سورانی دربندخانی
ایل لر کرمانج
ایل لر لک
ایل لر فیلی
ایل لر کلهر
ایل لر شول
ایل لر ممسنی
ایل لر زنگنه
...

*****
فقط کردستان
***
کرمانشاه ::کرمانجاه (جایگاه لر کرمانج )
لرستان پشتکوه::ایلام
باختران::باختیاران.بختیاری

روستای قمشه لر زنگنه در کرمانشاه
طایفه بالاوند بختیاری
تیره بختیاروند زنگنه
طایفه ذوله لر لک
طایفه شهرکی لر ممسنی
طایفه سنجابی لر ممسنی
طایفه احمد وند لر شیرازی
ایل کلهر(کی لر::کی لهر )
طایفه چرداول لر لک
میلان
زبان کردی کمترین کلمات مشترک نسبت به زبان های دیگر خاورمیانه و آسیای میانه با عربی داره
صفورا
کرد یعنی اصالت یعنی غیرت یعنی فرهنگ کوردها مردمانی اصیل هستند.افتخار میکنم کوردم.کورد کورده فرقی نمیکنه کورد ایلام باشه کرمانشاه یا کردستان یا جای دیگه مهم اینه که کورده.بژی کوردو کورد زوان
ریبوار
اولا کرد قوم نیستن بلکه یه ملتن. دوما زبان کردی یک زبان کاملا مستقله نه یه لهجه. سوما خود زبان کردی دارای لهجه های مختلف که از زبان اصلی کردی منشعب میشن داره. که در پیامهای قبلی ذکر شده اند. لطفا اطلاعات اشتباه جهت گمراه کرد دیگران به استراک نزارید . و جهت ساپورت متن خود منابعتون رو ذکر کنید.
آوات
بیشتر جمعیت ایلام کورد فیلی و کلهر هستن . در جواب دوست عزیز بگم که معنی کلمه کلهرو اشتباه متوجه شدی
میلان
زبان ودین ونژادم هرچی باشه
مهم انسانیته
تعصب ندارم و نژادپرست نیستم.
ولی زبان هرچی باشه به زبانم افتخار میکنم
لعنت به ان کسی که تو وطن خودش فرق گذاشت.
درود به ان کسی که به فکر ملت خود و
به فکر همه مردم هست
یه چیز هم بگم کسی که شایسته خدمت به مردم باشه هیچ وقت حاکم نمیشه
باتشکر
میلان
دیاکو
کرد فارس عرب ترک روس انگلیسی آمریکایی نداره ما یک انسانیم پس سعی کنیم انسان باشیم تا یک زبان باشیم بالاترین زبان انسانیت است بدانید
علی شادلو
گویش های زبان پارسی شامل::

گویش بلوچی
گویش طالشی
گویش کردی
گویش گیلکی
گویش مازنی
گویش لری
گویش خراسانی
گویش سیستانی
گویش آذری
گویش کرمانجی


زبان پارسی در زمان هخامنشیان
به منطقه ی آشورانی(آسورانی.سورانی ) شمال عراق و جنوب ترکیه و سوریه راه یافت
دولت آشور ::نینوا

سوریه::آشوریه.آسوریه

قوم آشور


مهسا
کوردی لهجه نیست کوردی یه زبان است ما کورد ایلام و کرمانشاه و سنندج و بوکان و هاورامان و بورانی و.... نداریم ما کوردیم و به کورد بودنمون افتخار میکنیم ما حتی موقع رقصیدن زن و مزد یک در میان قرار میگیرن که نشانه برابری حقوق زن و مرد هستش در قوم کور همه با هم موقع رقصیدن پامون رو زمین میکوبیم که نشانه یکپارچگی و همبستگیمون هست... به جرات میگم اگه کوردا نبودن ایرانی وجود نداشت
لاهوز
سلام ممنون از همه. مهمتر از همه زبانها انسانیته. درضمن کردها یک ملتن. لطفا در تکه تکه کردن کردها کم تلاش کنید. زازاها همه خود را کورد میدانن این نظر جدا کردن زازاها از کورد هارو حکومت فاشیست ترکیه جهت تضعیف کردهای ترکیه داده است. شما که فارس هستید و مثل ما ایرانی و برادر مایید لطفا از این حرفها نگید. همچنین اورامی مادر زبان کردی میباشد چون از همه لهجه های کردی کهن تر است
سجاد
قابل توجه اون کسی که گفت جمعیت کرد کمتر از ۵ میلیونه استان خراسان شمالی اذربایجان غربی اکثرا بیش از ۶۵ درصد کرد که البته این این اسم مقرضانه واز روی عمد هستش چون باید کردستان شمالی میبود چون بیشتر جمعیتش کرده وکردستان وکرمانشاه وایلام اکثر مطلق کرد هستند حالا شاید چند درصد اقوام دیگه باشند وشهرهای دیگه ایران درصدی کرد دارند که با یک سرشماری درست در حدود ۸میلیون جمیت ایران وبا احتساب کل کردهای جهان حدود ۵۰ ملیون بیشتر که شاید ولی نه کمترکردجمعیت دارد
علی مدد باجولوند
شمال عراق و جنوب ترکیه و کشور سوریه

محل سکونت قوم بزرگ آشور است

کشور آسوریان(آسوران.آشوریان.آشوران )
در زمان هخامنشیان فتح شد و زبان پارسی به آنجا راه یافت

هم اکنون ایل سورانی(آسورانی.آشورانی )حاکم بر کردستان عراق است

مردم سوریه نژاد خود را آشوری می دانند
و نام کشور خود را از اسم آشور گرفته اند

آسوریه::آشوریه،سوریه
ویان
کلمه ی کردی (نامو)به چه معنا است.
elninio
سلام ماد وپارس و پارت س قوم اريايي بودن ك ازسيبرى ب ايران مهاجرت كردن ديگه ياوه سرايي نداره من بگم ك من برترم يانژاد ديگه هرفردى انساتيتش بيشتره اون بالاتره من نوعى براي انسان بودنم يا شدنم چ تلاشي ميكنم اون مهمه.من كورد هستم ولى ديگر اقوام ايرانى رو هم با احترامى خاص نگاه ميكنم زنده باد ايران
پیام احمدی

با سلام
قبل از هر چیز متذکر می گردم که احترام و ادب بهترین و زیباترین ویژگی انسانیست. پس تا میتوانیم برای تقویت آن بکوشیم نه تخریب آن/
قبل از اینکه با غرض ورزی همدیگررا زیر سوال ببریم نیازمند این هستیم در این مورد که نظرات علمی و کارشناسانه ی زبان شناسان را در مورد تفاوت های زبان- لهجه- و گویش بفهمیم/ با توجه به مباحثی که دوستان گرامی نوشتند معلوم است که هیچ یک تفاوت فاحش بین این 3 پدیده را درک نکرده اند/ اگر محقق هستید نام و نشانی و دسترسی ایمیل خود را ذکر کنید خواهشا/ اگر هم نیستید به هیچ وجهی حق این را ندارید توهین و غرض ورزی در مفاهیم علمی را به کار برید/ چون حوزه علم، حوزه شوخی و تعصب و دروغ و نادان نویسی نیست/ هر ادعایی که بر اساس اسناد و نظریات و کتاب ها و سخن بزرگان محقق اثبات شود، جایگاه درست وعلمی دارد و باید آنرا بر روی چشمان گذاشت، در غیر این صورت باید آنرا به زباله دان علم و تاریخ پیوست کرد و اهمیتی برای آن قابل نبود/هر کسی احساس کند فیلسوف در هر زمینه ای است بداند که سخت در اشتباه است و کلاه بزرگی را یر سر خویش دائما میگذارد/ هیچ چیزی بدتر از خود فریبی و خود بزرگ بینی نیست که کلا تمام ذهن را فاسد می کند/
حوزه های زیر را بررسی کنیم به عظمت و قدرت واژه سازی و ریشه ای بودن و پرقدمت بودن زبان بسیار گسترده کردی پی می بریم.
1-زبان مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی‌است که در امتداد یک بعد (زمان) برای انتقال پیام استفاده می‌شود.
2- در تئوری محاسبات زبان به یک مجموعهٔ رشته‌ها بر روی یک الفبا گفته می‌شود.
3- کلامی یا نوشتاری بوده که توسط انسانهای متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش و فهم ارتباطات و اندیشه‌ها به کار برده می‌شود.
یک زبان از چه منظرهایی بررسی می شود:
ساخت و تاریخ زبان‌ها؛
زبان‌شناسی نظری – آواشناسی - واج‌شناسی - واژه‌شناسی - ساخت‌واژه – نحو - معناشناسی
معناشناسی واژگانی - معناشناسی آماری - معناشناسی ساختاری - سبک‌شناسی - تجویز و توصیف
کاربردشناسی - زبانشناسی کاربردی - اکتساب زبان - زبان‌شناسی روان‌شناختی - زبان‌شناسی جامعه‌شناختی - زبان‌شناسی شناختی - جامعه‌شناسی زبان - زبان‌شناسی محاسباتی - زبان‌شناسی توصیفی
زبان‌شناسی تاریخی - زبان‌شناسی تطبیقی - رده‌شناسی زبان - دستور گشتاری - ریشه‌شناسی-

1-زبان کردی : گویشور بالای 50 میلیون در جهان
2-زبان گوگل ترانسلیت google translate
3-زبان ویندوز10 و 8
4-زبان کردی به عنوان زبان رسمی در کشور عراق، در کنار زبان عربی محسوب می‌شود.
5- در کشورهایی چون ایران، ترکیه، سوریه، جمهوری آذربایجان، آلمان و... به عنوان زبان زنده و آکادمیک دارای ادبیات و کتب بی شمار نیز محسوب می‌شود. این زبان زیرمجموعهٔ زبان‌های هندواروپایی است.
6- در الفبای کردی مصوت‌ها به مانند صامت‌ها نوشته می‌شوند و چیزی به نام حرکت یا همان اعراب، در آن وجود ندارد و به همین دلیل برخلاف زبان عربی و فارسی که یک کلمه می‌تواند به چندین شکل خوانده شود، در کردی چنین حالتی رخ نمی‌دهد.
7- قابلیت واژه سازی آن بسیار بالا بوده فقط در گویش کرمانجی آن با 14 هزار فعل سروکار داریم که در نوع خود بی نظیر است.
8- از میان زبانهای خاورمیانه تنها زبان کردیست که کمترین تاثیر را از زبان عربی پذیرفته است و خزانه ای بزرگ از کنایات و کلمات و اصطلاحات مادی و باستانی و کهن را در خود به بهترین شیوه حفظ کرده و پرورش داده است و هورامی نزدیکترین زبان به کتاب اوستا است و تا 40 درصد برابری می کند که شگفت آور است/
9- هرچند خیانتها و جنایتهایی که در حق این زبان و مردمش روا داشته است و نکته مهم اینکه به شیوه ای دولتی و سرمایه گذارانه در زبان کردی شاهد مرکزی منسجم و بزرگ مانند ترکیه و ایران که فرهنگستان دارند ،در مورد این زبان نیستیم، ولی با این وصف با کوشش دلسوزان و از خودگذشتگان کرد، این زبان روز به روز پر رنگتر مهمتر و برزبان های دوروبرش غلبه میکند و در پی اثبات حقانیت خود برامده است/
10- یکی از زبانهاییست که بهترین سازگاری را با رسم الخط لاتین دارد و به همین دلیل کوردی کرمانجی را با استانداردهای رسم الخط لاتین می نویسند از حدود یک قرن پیش/
11- بر خلاف تصور عامه که چون زبان رسمی در ایران فارسی است پس هر زبان دیگری زیر شاخه آن است،زبا ن کردی فارغ از این داستان است و حتی ریشه های کلمات فارسی را به وسیله زبان کردی پی می گیرند در بیشتر موارد زبان شناسان. به خصوص آقای فریدون جنیدی در کتاب آموزش پهلوی اشکانی/
12- و ....
اسماعیل
سلام‌بر همه ما که تو مازندران زندگی میکنیم اما اصلیتمون کورد های تعبید شده ایم از قروه سنندج ما اینجا که الان زندگی میکنیم نزدیک بر ۱۵/۱۴هزار کورد داره همینجور به زبان کوردی خودمون حرف میزنیم نزدیک بر۱۶۰سال است که تعبید شدیم واقعا خیلی کار کردیم که هنوز فراموشش نکردیم هرچند بعضی از کلمه.هارو فقط فراموش کردیم بازم شکر که کوردی حرف میزنیم
مریم
با سلام خدمت کلیه ی عزیزان ؛و عرض ادب دارم خدمت تمام انسانها .همه ی این برچسبها بعدازتولد بر ما زده میشه و هنگام مرگ ازبین می‌روند‌..تنها چیزی که باخود به گور می‌بریم تنها وفقط وفقط کردار و افعال نیک ماست ...
بنابراین برای چیزهایی بجنگیم که همراه ما به گور بروند نه بالای گور بمانند...
امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشید ..
لطفا هر انسانی باهر نژادی که باشه انسانیتش رو به عرضه بگذاره نه چیزهای ساختگیشو.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
توکز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
لذا ؛ اصالت و قدمت خاص خداوند متعال است و بس ...
انسانم آرزوست..


Darin
کردی لهجه نیست با کلمه بازی نکن کردی زبان اصیل است که می شود گفت که کرد از نوح (ع) پدر دو بشریت هست پس وقتی که سواد نداری بفهم که چه میگویی دوست گرامی
امید
سلام وعرض ادب دوستان عزیز قبل از حرف زدن سعی کنیم مطالعه یا از انترنیت سرچ کنیم حداقل مردم مستخره مان نکنند
بفهمیم چجور صحبت کنیم.تا ضایع نشیم پس دوست عزیز فکر کنم جواب خوبی پاسخ دادن دوستان کورد
بحث بحث لهجه یا زبانو داشیم بحث انسانیت یا اون دنیای دیگر نداشتیم اینو همه میفهمن هرچی خوبی کرد به گور میبری پس بحث لهجه بود یارو میاد میکه زبان کوردی لهجه است داداش این و ترجمه کنید/ سیکار کشیدن اکیداممنوع /کجاش فارسی جز عربی
تمدن کورد و خوب مطالعه کنید لطفا
همین البرز. اولاش برز بوده یعنی بلندی در زبان کردی بعدا ال رو تو زبان فارسی اضافه شده
ادیب.کورد
کوردی یه لهجه و گویش نیست.بلکه یک زبان با قدمت 50هزار سال است.با جرات میتونم بگم که اصیل ترین و با قدمت ترین قوم ایران قوم کرده

هر بژی کورد و کوردستان
بابک
مردم گُردستان یا کوردستان امروز بخشی از ایرانیان آریایی هستند که زبان، فرهنگ، و پوشاک خود را در درَنای (طول) داستان ایران تا توانسته اند، پاسداری کرده اند و همانند مردم دیلیر (دلیر) سیستان و بلوچستان و دیگر مردمان این مرز و بوم ارجمند و دوست داشتنی هستند. من نیز بسان یک ایرانی آدوریگ (از آذربایجان کنونی ایران) آنان را دوست می دارم. بی (امّا) باید گفت که دشمنان ایران از همان دیرباز کوشیده اند تا میان ما ایرانیان و ایرانشهریان دشمنی انداخته و ما را هر روز ناتوان تر از دیروز کنند و به سیه روزی بنشانند. روس ها پس از جنگ گیهانیگ نخست، پیشه وری، میرزا کوچک خان جنگلی، و ... را در آدورپایگان، گیلان، گردستان، و هوراسان (خراسان) به دست نشاندگی خود گماشته و پشتیبانی کردند تا خاک ایران را هر چه توانند جدا و به خاک خود بیفزایند، و روباه پیر انگلستان نیز در خوزستان و بخش هایی از رَپیهوین (جنوب) ایران خسانی چون شیخ خزعل را افراشته و پشتیبانی کردند. این دو کشور بدکردار و دژاندیش پیشتر نیز بخش هایی از خاک ایرانشهر (افغانستان، پاکستان، ترکمنستان، کازاگستان، گرجستان، ارمنستان، بخشی از روسیه کنونی مانند دربند را از مام میهن جدا کرده بودند. دست نشاندگان آنان نیز همواره کوشیده اند که بر مردمان مرزنشین ایران زندگی را چنان سخت کنند، که مردمان این بخش ها نیز میهن خویش را به آسایش جان خود و خانواده شان سودا کنند، که نیمه پنهان کشورداری (سیاست) همان روسیه و انگلستان است. زبان راستین ایرانشهر و ایرانی در جای جای آن، نه این زبان فارسی استخوان شکسته از یورش بیابانگردان ارمائیل (عرب) مسلمان و بیابان نشینان ددمنش چنگیزی و تیموری (تورک) و عثمانی (تورکی گوی)، که زبان پارسی پهلوی از پَیمان (دوره) ساسانیان است که اگر چه زخم های بسیار سخت دیده و بی مهری ها کشیده است، هنوز و هنوز در زبان مردم ایرانشهر بزرگ گل واژه های زیبای آن یافته می شوند. در این میان، زبان و فرهنگ گردستان (سرزمین دیلیران) و بلوچستان بیشتر رنگ و بوی پارسی پهلوی خود را نگه داشته اند. از این روی، بیگانگان نیز بیشتر بر این کوستَگان (نواحی) میهنمان چشم آز (طمع) دوخته اند و مردمان این بخش ها را بیشتر و بیشتر آزرده اند تا آنان را از مام میهن جدا کنند. از این روی، از دانش آموختگان و فرهیختگان جای جای ایران خواهش می کنم که به بررسی زبان و فرهنگ پارسی پهلوی و زبان کوستَگ خود بکوشند تا به درستی این سخن پی ببرند. روشن است که ایرانشهر بزرگ زیستگاه بسیاری از مردمان با گویش ها و چه بسا زبان های دیگر نیز بوده است، و زبان پارسی پهلوی زبان واسپوهر (اصلی) این مرز و بوم بوده است که پس از یورش های بیگانگان، و چیرگی آنان بر جان و دارایی مردمان این سرزمین، زخم ها خورده است.
Var�n
کوردی لهجە نیس ....زبانە...بالهجەهای متنوع کە تو تمام چهار منطقه ی کوردستان لهجه و گویش کوردی متفاوتی وجود داره
ازیتا
کوردی زبانه نه لهجه لطفاً روی اطلاعاتی که میزارید دقت کنید کورد با اصالت ترین هستن و با قدمت ترین هست چرا که ایران الان مردمانش اول کورد بودن و این کوردها بودن که این سرزمین رو بنا کردنمن به کوردها احترام میزارم و برایم قابل احترام و شاجعتشون تحسین برانگیزه چرا که دختران و مردان اونا مبارزهای خوبی هستن
مریم
روژی چوار جاره
سنا
من کوردم به زبانم افتخار میکنم به اصالتم افتخار میکنم زبان فرزندانم کوردی خواهد بود متاسفم برای کساییکه فرهنگ غنی کوردی را فراموش کرده اند و زبان فارسی را که قدمتش به اندازه نصف زبان کوردی نیست جایگزین کرده اند اینها دچار فقر فرهنگی شده اند تاسف تاسف برای این افراد
محمد
یک زبان کوردی هم هست به اسم کوردی فیلی .که میتونید در پیج ناصر رزازی تو اسنتاگرامش راجبش توضیح میده.کوردی زرین اباد.شهرستان دهلران .استان ایلام
لر زنگنه
استان لرستان پشتکوه *ایلام*
استان لرستان پیشکوه*لرستان *
استان باختران *بختیاران.کرمانجاه*
ایل لر کرمانج
هژین
با عرض سلام من با تمام احترامی که برای دیگر اقوم ایرانی قائل هستم بدون تعصب میگم که کورد خلاصه میشه در انسانیت و شرافت و زندگی هم با این 2کلمه رنگ و بو داره.پس کورد یعنی زندگی .تمام کسانی که سعی در بیان افکار کوتاه و خاموش خودشون دارن که کورد ی لهجست خودشون هم بهتر از ما میدونن کوردی ی زبان چون الان بیسواد نرین ادم هم میدونه که کوردی چه پیشینه وجایگاهی و خواستگاهی داشته پس عزیزان اینهارو بزارید در عقده هاشون غلط بزنن بلکه ارامش گرفتن چقدر بدبختن اینها که بجای رنگ و بو دادن به انسانیت در فکر زبان و لهجه هستن .ما کارهای مهمتری داریم تا اینکه وقتمونو صرف بحث با این افراد کوتاه فکر کنیم .با ارزوی موفقیت برای همتون
حسن صحتی
به نظرمن کهن ترین زبان،زبان عربی هست،همه ی زبانها محترمند،پس بحث علکی نکنید،گنجشک هم زبون داره،بعد زبونی که حرف حق و نزنه،به نظر من باید بریده بشه،قرآن بخون،اون موقع میفهمی چه کلاهی سرماگذاشتند...باعرض احترام به همه زبونها....کردها مردمردند...
آژوان
همون طور که دوستان توضیح دادن دلیل این که ایرانی ها فکر میکنن کوردی یک لهجه ست اينه که زبان رسمی کشور ایران فارسیه! ولی کوردی یک زبانه که اگه تو آمار های جهانی نگاه کنید در رده بندی زبان ها کوردی کامل تر از فارسیه برخی کلمات فارسی و همتای کوردی
مواظبت ( عربی) : پاراسته ن
پارک ( انگلیسی): بی ستان
ارسال کردن(عربی): هناردن
اشخاص ( عربی) : کَه سان
جمع ( عربی) : گَه ل
عظیم ( عربی): گورا
قبلا ( عربی): اوسا
مقاومت ( عربی) : برخودان
موسیقی ( عربی) ؛ گورانی
ارتفاع ( عربی) : برزی
هجوم( عربی) : هیرش
ايام (عربی) روژگار
خبر ( عربی) : دنگو باس
خارج ( عربی): دیشت
و... میبینیم که کلمات زبان کوردی اصیل تر هستند و تعداد کلمات عربی دخیل در اون خیلی کمتر از فارسی هستش. و چون بعضی از دوستان غیر کورد از بحث اصلی خارج شدن اینم بگم که ما کورد ها هیچ وقت به کسی ظلم نکردیم با این که خیییییلی به ما ظلم شده! ما طرفدار صلح هستیم و اگه خاطرتون باشه نوبل صلح رو پارسال به یک دختر کورد دادن. دختر تک تیر انداز کورد، ریحانه که نزدیک 200 نفر داعشی رو به گور فرستاد افتخارمه یا همشهری خودم هانیه ی دلیر که تو زلزله برمیگرده تا داداشش رو نجات بده و هزاران پسر و دختر ديگه که در مقابل ظلم ایستادن و به تمام دنیا فهماندن که کورد رو نميشه کشت حتی اگه اون رو زنده نزاشت! بعدشم من خودمو ميگم که افتخار میکنم که کورد هستم ربطی هم به نژاد پرستی نداره و نمیگم که نژاد کورد از همه سر تره فقط ميگم اصیل تره همین! و اگه میخواید گوشه کوچکی از ظلمي که به ما شده رو در قالب فیلم سینمایی ببینید توصیه میکنم چند تا شو حتما ببینید که بر اساس واقعیت ساخته شده اند: زمانی برای مستی اسب ها، دختران خورشید، کژال، نیوه مانگ.

هر بژی کورد و کوردستان
یک دوست
تقسیم بندی زبان کردی

از گذشته تا به حال برای زبان کردی تقسیم بندی هایی در نظر گرفته و نوشته شده است که قدیمی ترین آن را می توان تقسیم بندی � شرف خان بتلیسی � در کتاب � شرفنامه � دانست . که نویسنده در آن زبان کردی را به چهار شاخه اصلی : کرمانجی، کلهری، هورامی (گورانی ) و لوری تقسیم می کند . البته پس از او دیگران نیز تقسیم بندی هایی برای زبان کردی در نظر گرفته اند که اکثرا بر اساس مناطق جغرافیایی تقسیم کرده و توجه زیادی به ساختار زبان، ساختار و سازمان ایلی و همچنین پیوستگی جغرافیایی این لهجه ها در میان کردها نداشته اند . برای نمونه چند گونه از این تقسیم بندی ها را ارائه می کنیم :
توفیق وهبی، زبان کردی را اینگونه تقسیم می کند :

کرمانجی

الف : کرمانجی شمال از شاخه های زیر بوجود آمده است . بادینانی – بوتانی – آشتیانی – حکاری و بایزیدی

ب : کرمانجی جنوب از شاخه های زیر بوجود آمده است . مکری – مهابادی – سورانی – اربیلی – سلیمانیه – کرکوکی - اردلانی

لری شامل : بختیاری – لکی – فیلی – کلهری و ممسنی

گوران شامل : باجلانی – کاکه یی – زنگنه و هورامانی
زازایی

استاد خال زبان کردی را به چهار دسته تقسیم می کند:

زازا
کرمانجی راست شامل : سورانی – بابانی –مکریانی – اردلانی – کلهری – گورانی

کرمانجی چپ شامل : شمالی – بوتانی – بادینانی – حکاری – بایزیدی – شمدینانی
لری شامل : بختیاری – لکی – فیلی

و تقسیم بندی های دیگر که عمدتا به این صورت است بر اساس جغرافیا نوشته شده :

کردی شمال ( کرمانجی شمالی ) : کرمانجی = کردهای ترکیه، سوریه، شمال خراسان، بخشی از کردستان عراق، بخشی از کردستان ایران، ارمنستان و دیگر کشورهای شوروی سابق .

کردی وسط ( کرمانجی میانی ) : شامل سورانی در کردستان عراق و کردستان ایران.

کردی جنوب ( کرمانجی جنوبی ) شامل = کلهری، لکی و لوری در کردستان ایران و کردستان عراق .

اما پرفسور محمد امین زکی بیگ می گوید : لهجه های زبان کردی چند دسته اند و بزرگترین آنها لهجه کرمانجی است، با استناد به کتاب شرفنامه ملت کرد و زبانشان را چهار دسته می داند : کرمانج – کلهر – گوران – لر .

می توان تقسیم بندی � شرف خان بتلیسی � را هرچند قدیمی است اما دقیق ترین تقسیم بندی دانست، چرا که توانسته در این تقسیم بندی فاکتورهای علمی را بگنجاند .

ایرادات تقسیم بندی های پیشین

اما دیگر تقسیم بندی ها عموما ایرادات اساسی بر آنها وارد است مثلا تقسیم بندی که استاد خال ارائه می دهد، و در آن کرمانجی راست را شامل : سورانی – بابانی –مکریانی – اردلانی – کلهری – گورانی می داند . در حالی که گورانی و کلهری را به هیچ وجه نمی توان در این دسته قرار داد زیرا گورانی قدیم یا همان هورامی از نظر وژاگانی و کلهری از نظر دستور زبان با دیگر لهجه ها در این دسته متفاوت و هر کدام خود یک گویش محسوب می شوند . و زازا را یک لهجه مجزا معرفی نموده که بر اساس دستور زبان و دایره واژگان، زازایی و هورامی یک دسته به حساب می آیند واصطلاحا گویش زازا-گوران را می سازند. همچنین لکی و فیلی را با بختیاری یکجا آورده که برای این نیز باید گفت لکی خود براساس معیارهای علمی زبان که برای دیگر گویش ها در نظر گرفته می شود یک گویش مستقل و فیلی نیز زیر لهجه ای از گویش کلهری می باشد .

توفیق وهبی نیز در تقسیم بندی که ارائه می دهد در بند دوم لری را شامل : بختیاری – لکی – فیلی – کلهری و ممسنی می داند که این تقسیم بندی نیز دارای ایراد است، همانگونه که اشاره شد لکی و کلهری هر کدام یک گویش مستقل و فیلی یک لهجه از کلهریست .
شافی
در تکمیل سخنان دوست عزیزم که تخصصی وبا تکیه بر علم زبان شناسی توضیح دادند باید عرض کنم که اگر تمام گویش های زبان زیبا واصیل کردی را بررسی کنیم به تمام کلمات باستانی و یک زبان مادری خواهیم رسید که روزگاری مشترک بوده است باید عرض کنم هرکدام از گویش های زبان کردی واژه هایی را از گذشته دور حفظ کرده اند که شاید در گویش دیگر دچار تغییر شده باشد اما همه این گویش ها از یک ریشه استفاده میکنند واین یعنی تمام گویش های زبان کردی به یک اندازه قدمت دارند منتها با توجه به جابه جایی ها و تحول زبانها در کنار یکدیگر گویشی بیشتر و گویشی کمتر این واژه ها را در خود حفظ کرده اند اما این نکته روشن است که اگر یک بررسی تخصصی انجام شود تمام کلمات اوستایی رو در تمام گویش های زبان کردی میتوان پیدا کرد و صد البته هرزبانی که گویش های فراوان داشته باشد یعنی اصالت و قدمتش بیشتر است
ارزو
با سلام درود و احترام به تمام زبان لهجه و گویش
زبان کوردی طبق اسناد تاریخی لهجه نیس
حتی در ژاپن و چبن
به عنوان قدیمیترین زبان دنیاتدریس میشه
کوردها تنها قومی هستن که بین زن و مرد تفاوتی ندارن
و طبق تحقیقات تمام اسم. اداب و رسوم از بیان هدف خاص پیروی میکنن
مثلا به دختر آفرت میگن یعنی افریننده
پوشش روسری رو خیلی احترام دارن اما اجبار ندارن
در رقصشون یک زن و یک مرد قرار میگیره که نماد برابری.
دستهای همو میگیرن نماد اتحادشون.
اولین و اخرین نفر در رقص پارچه در دست داره که نماد پرچم کورد هست.....با احترام به پرچم عزیزمان ایران...
هماهنگ با هم و محکم پا به زمین کوبیدن نماد وفاداری به وطن
بخاطر همین رقص کوردی ثبت جهانی شده
من کورد نیستم ولی با تموم وجود میگم
کورد با غیرت دوستون داریم
لطفا اتحاد و زبان زیباتون رو حفظ کنید که باعث افتخارید



Hizan
کسی که پافشاری بر این دارد که کردی یک لهجه از فارسی است سه چیز رو مشخص میکنه یکی اینکه تفاوت میان لهجه و زبان رو نمیدونه دو اصلا نمیدونه کردی چیه و سه یک نژاد پرست به تمام معناست همونجور که میدونیم کردی یک زبان کامل و خود این زبان دارای گویش های زیادی است . شباهتی که میان کردی و فارسی است تنها به دلیل این است که هر دو یک زبان هند و اروپایی و ایرانی هستند منتها فارسی مربوط به شاخه جنوبی و کردی یک زبان ایرانی شاخه غربی است
Mammadkurdstany
اولا کوردی لهجه نیس بلکه زبان اصلی است .
دوما این شایعات رو که کوردی لهجه هست رو فقط نژاد پرست ها به کار می برند چون از این بگویند کوردی یک زبان است نه لهجه به شدت ترس دارند.
حالا شما اگه برید در مورد تاریخ کورد ها مطالعه کنی به این نتیجه می رسی که اقوام کورد و زبان کوردی جز اولین اقوام واولین زبان های ایران به شمار می رود. این که از همه آثار باستانیش معلومه.
الهام
من فارس هستم مافارسها به نظرم میاد که دلیل عمده واردشدن چندکلمه عربی وغربی به زبانم رانوع برخوردمون با مردم و جوامع مختلف میدانیم مافارسها خدایی با همه قومیت ها سازش داریم با ترک باکرد باعرب با همه میسازم باهاشون ازدواج میکنیم به خاطر همینه بعضی کلمات وارد فارسی شده مافارسها با همه زود دوست میشیم
هنگامه
كُردي فارسی

1- دايك (اصطلاح مورد اشاره) مادر

2- دايه، نه‌لا(اصطلاح مورد خطاب) مادر،مامان

3- باوك (اصطلاح مورد اشاره ) پدر

4- بابه، تاته، كاكه (اصطلاح مورد خطاب ) بابا، بابايي

5- خوُيشك، والي (اصطلاح مورد اشاره ) خواهر

6- داده، دي‌دي ( مورد خطاب ) آبجی

7- برا (اصطلاح مورد اشاره) برادر

8- كاكه (مورد خطاب ) داداش

9- دالا، داپير، دايه خالوُ، نه‌نه(اصطلاح مورد اشاره و خطاب) مادربزرگ

10- باپير، باوا (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب ) پدربزرگ

11- مه‌تي، پوور (اصطلاح مورد اشاره) خاله

12- خالوُ، لالوُ (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب ) دايي

13- مه‌تي، مي‌مي (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب ) عمه

14- ماموُ (مورد خطاب ) عمو

15- ئاپ (اصطلاح مورد اشاره ) عمو

16- ماموُژن، ئاموُژن (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب) زن عمو

17- خالوُژن (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) زن دايي

18- ژن برا (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) برادرزن

19- براژن (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) زن داداش

20- هيوه‌ر ژن، شوورا (اصطلاح مورد اشاره ) برادرشوهر

21- هيوه‌رزا، شوورازا (اصطلاح مورد اشاره ) برادرزاده شوهر

22- دش، سي‌تي (اصطلاح مورد اشاره ) خواهرشوهر

23- دشه‌زا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزندِ خواهرشوهر

24- دشه‌زازا (اصطلاح مورد اشاره) فرزندِفرزندِ خواهرشوهر

25- پس مام (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب) پسرعمو

26- پس ئاپ (اصطلاح مورد اشاره ) پسرعمو

27- كچ مام (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) دخترعمو

28- كچ ئاپ (اصطلاح مورد اشاره ) دخترعمو

29- ئاموُزا (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) عموزاده

30- ئاموُزازا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزندعموزاده

31- ئاموُزاژن (اصطلاح مورد اشاره مورد خطاب ) زن عمو

32- بن ئاموُزا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزندِفرزند عمو زاده و نسل‌هاي دورتر



33- بن ئاموُزاژن (اصطلاح مورد اشاره ) زن فرزندِفرزند عمو زاده و

نسل هاي دورتر

34- خه‌سوو (اصطلاح مورد اشاره ) مادرزن،مادرشوهر

35- زرخه‌سوو (اصطلاح مورد اشاره ) نامادري زن، نامادري شوهر

36- خه‌زووره (اصطلاح مورد اشاره ) پدرشوهر، پدرزن

37- زرخه‌زووره (اصطلاح مورد اشاره ) ناپدري زن، ناپدري شوهر

38- هه‌وي (اصطلاح مورد اشاره ) هه‌وو

39- هه‌نه‌زا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزند هه‌وو

40- هه‌نه‌زازا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزندِفرزند هه‌وو

41- باوه‌ژن‌، زردايك (اصطلاح مورد اشاره ) نامادري

42- باجي (اصطلاح مورد اشاره و مورد خطاب) زن بابا

43- باوه پياره، زرباب (اصطلاح مورد اشاره ) ناپدري

44- كوُله‌به‌س،گورده‌له (اصطلاح مورد اشاره ) فرزند زن از شوهر سابق

45- باوك برا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزنداني كه تنها پدرشان

مشترك است

46- دايك برا (اصطلاح مورد اشاره ) فرزنداني كه تنها مادرشان

مشترك است

47- كچ، كناچه، كيژ (اصطلاح مورد اشاره ) دختر

48- كچه‌زا، دوته‌لزا (اصطلاح مورد اشاره ) نوه‌دختري

49- كچه زازا (اصطلاح مورد اشاره ) نتيجه دختري

50- كوُر، خوُرت (اصطلاح مورد اشاره ) پسر

51- كوُره‌زا،كوُره‌لزا (اصطلاح مورد اشاره ) نوه پسري

52- كوُره‌زازا (اصطلاح مورد اشاره ) نتيجه پسري

53- بيوه‌ژن (اصطلاح مورد اشاره) زن بيوه

54- بيوه ميرد (اصطلاح مورد اشاره ) مرد بيوه

55- زربووك (اصطلاح مورد اشاره ) زن پسرناتني

56- زربرا (اصطلاح مورد اشاره ) برادرناتني

57- زرخوُشك (اصطلاح مورد اشاره ) خواهرناتني

58- بووك، وي‌وي (اصطلاح مورد اشاره) عروس

59- زاوا، زه‌ما (اصطلاح مورد اشاره ) داماد

60- ژن خوُشك (اصطلاح مورد اشاره ) خواهرزن

61- هاوه‌ل‌زاوا (اصطلاح مورد اشاره ) باجناق

62- هيوه‌رژن (اصطلاح مورد اشاره ) جاري

63- ژن،ئافره‌ت، پيرك (اصطلاح مورد اشاره) زن درمعناي جنس مونث

بالغ

64- ژن (اصطلاح مورد اشاره ) زن

65- پياو، پياگ ( اصطلاح مورد اشاره ) مرد

66- شوو، ميرد (اصطلاح مورد اشاره ) شوهر

67- مندال، زار، زاروُله (اصطلاح مورد اشاره ) بچه

68- هاوژين، هاوسه‌رين (اصطلاح مورد اشاره) همسر

69_ زوُل (اصطلاح مورد اشاره ) حرامزاده

70-ئاوه‌ختي (اصطلاح مورد اشاره ) روشن كننده اجاق خانه

71- ميمكه‌زا ( اصطلاح مورد اشاره ) عمه زاده و خاله زاده

برخي اصطلاحات بنیادی (از یک واژۀ بسیط و یک صفت(بدون اضافه در بین آنها)ساخته شده اند.مانند پدر بزرگ) در زبان کردی به صورت زیر هستند:

هیو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه ر، زاوا، دش، بووک، خه سوو، خه زووره، باجی، دایک، دایه، باوك، مندال، برا…

با دقت در اصطلاحات بالا،متوجه مي‌شويم برای برادر شوهر و خواهر شوهر در زبان کُردی اصطلاح بنیادی وجود دارد اما برای خواهر زن و برادر زن نه، که این می تواند نشانۀ مرد‌سالاری و اهمیت بیشتر خانواده شوهر، در برابر اعضاء خانوادۀ زن باشد. و در مقایسه با زبان فارسی مرجع می بینیم حتی در زبان فارسی مرجع، برادر شوهر و خواهر شوهر جزو اصطلاحات ترکیبی اند(اصطلاحاتی که از بهم پیوستن دو یا چند اصطلاح بنیادی ساخته شده اند مانند پسر عمو).

.

ویا اصطلاح مربوط به باجناق (هاوه ل زاوا) در زبان کردی بنیادی است اما اصطلاح مربوط به جاری(هیوه ر ژن)،ترکیبی. در صورتیکه هر دو واژه در زبان فارسی بنیادی است.

لازم به ذکر است که دو واژۀ بنیادی “خه سو”و”خه زووره” در معنای مادر شوهر و پدر شوهر ،هرچند در زبان فارسی مرجع ترکیبی اند و در کردی بنیادی،اما در لهجه های زبان فارسی برای این دو نسبتِ خویشاوندی اصطلاحات بنیادی داریم. مثلآ در مشهد به پدر زن خُسُر و در اصفهان با آن بوسیده می گویند.در مشهد به مادر زن، خوش و در اصفهان به آنخوارسو می گویند. در زبان کردی برای خویشاوندان دور اصطلاحات ترکیبی وجود دارد.مثلآ بن ئاموزا (فرزندِ فرزندِ عموزاده و دورتر).واین می تواند نشانۀ گستردگی روابط خویشاوندی باشد.که البته این اصطلاح را برای شاخة پدری داریم و در شاخۀ خانوادۀ مادری چنین اصطلاحی نداریم. یعنی واژه‌اي داریم که تا فرزندِ فرزندِ دایی و خاله و عمه را نيز دربرمي‌گيرد ،در صورتی که اصطلاح ” بن ئاموزا ” تا چندین نسل بعدتر از اینها را هم در بر می گیرد. یعنی تا نسلِ سوم دایی و عمه و خاله مهم بوده،اما در مورد عمو نسل�های دورتر از این هم مهم بوده�اند که برای آنها اصطلاح داریم و این اهمیت عمو و عمو زاده ها را نشان می دهد.و شاید تایید دیگر بر اهمیت فوق العاده عمو و عمو زاده در روابط خویشاوندی کُردان باشد که در این زبان،ب رای عمو و عمو زاده ، هم واژه ای داریم که صرفآ به هنگام خطاب استفاده می شود و هم واژه ای داریم که صرفآ به هنگام ِ اشاره از آن استفاده می شود. برای زنِ فرزندِ فرزندِ عمو زاده و نسل های دورتر نیز اصطلاح ترکیبی دارم اما این حالت را در مورد عمه، خاله و دایی نداریم.

همچنین برای عروس پسر ناتنی اصطلاح � زر بووک� بکار می رود اما برای همسر دختر ناتنی که از دواج می کند ، اصطلاحی وجود ندارد .دلیل این امر می تواند همان اصل مرد مکانی باشد. دختر وقتی ازدواج کرد از خانه پدري به خانه شوهر تغيير مكان مي‌دهد و همسرش نیز بسیار کم با آن خانواده رفت و آمد دارد، لذا نیاز نیست برایش اصطلاحی داشت. اما دختر وارد خانوادۀ مرد می شود حتی اگر آن پسر، پسر ناتنی خانواده باشد، پس برای نشان دادن نقش و جایگاهش در آن خانواده نیاز به اصطلاحي حداقل جهت اشاره هست. مسئله�ی دیگر مسئله�ی خطاب ونامگذاریاست. در زبان فارسی می توان واژه خاله را به تنهایی و بدون اضافه کردن اسم خاص به آن ، به کار برد.در زبان کردی این اتفاق در مورد خاله کمتر روی می دهد، و در مورد عمو و دایی بیشتر.

در زبان کردی اصطلاح براژن (زن داداش) هم به عنوان خطاب و هم به عنوان اشاره بکار می‌رود اما ژن خوشک (خواهر زن) و ژن برا(برادر زن) صرفآ واژه�هایی برای اشاره اند و در ضمن استفاده از اصطلاح برادر زن به عنوان خطاب، نوعی اهانت در بر دارد. شاید بتوان این نتیجه را گرفت چون شوهر مهم تر از برادر است و مرد مکانی و مرد سالاری در این جامعه وجود داشته، برادر شوهر می تواند خطاب به زن بگوید زن داداش و این مالکیت را در بیان بنمایاند اما هنگامی که شوهری خطاب به برادرِ همسرش از اصطلاح برادر زن استفاده می کرده،گویی می‌خواهد به او بفهماند که خواهرِ تو زنِ من و مال من است. یعنی به نوعی نمایندن ادعایِ مالکیت و نشان دادن قدرت.که به همین دلیل بوده کاربرد این اصطلاح در خطاب، بارِ منفی و اهانت دارد.

در زبان کردی اگر از شوهری در اشاره به برادرزنش بپرسيد که او کیست؟ خواهد گفت : دایی بچه ها.و از اصطلاح برادر زن خیلی کمتر استفاده می کند. همچنین درمورد فرزندان خواهر زنِ شوهر از او بپرسی که این فرزندِ کیست؟او خواهد گفت بچۀ با جناقم است و نخواهد گفت که بچۀ خواهر زنم است. انگار از به کار گیری و اشاره به زنان و نیز خودِ واژه زن نوعی احتیاط و عیب و عار وجود دارد. شاید بتوان نتیجه گرفت که شوهر با باجناق خويش بیشتر احساس صمیمیت دارد تا با خواهر زنش.هر چند به لحاظ روابط خویشاوندی این خواهر زن است که نزدیکتر می باشد تا باجناق. ا ما از آنجا که در فرهنگ كُرد در مورد روابط دو جنس مخاالف نوعی محدودیت و رعایت مرز وجود دارد ، پس شوهر با باجناقش به این دلیل که مرد و همجنسش است، نزدیکتر به خود می�داند.

نويسنده براين اعتقاد است كه در مورد آن دسته از روابط خویشاوندی که برای آنها هم واژه برای خطاب و هم واژه برای اشاره داریم، احساس صمیمیت وراحتی بیشتر بوده نسبت به آن دسته از روابط که برای آن�ها فقط اصطلاحی برای اشاره وجود دارد و به هنگام خطاب باید از اسمِ شخص استفاده کرد و نیز در آن مواردی که یکی از طرفین برای خطاب از اصطلاح خویشاوندی بهره می برد اما طرفِ دیگر چنین اصطلاحی در اختیار ندارد، طرفِ اول که اصطلاحی برای بکار بردن در اختیار دارد نوعی برتری قدرت و اختیار دارد .اما طرفِ دوم به لحاظ قدرت در مرحلۀ پایین تر قرار دارد. مثلا یک مرد می تواند زنِ برادرش را با اصطلاح �زن داداش�مورد خطاب قرار دهد اما این زن در خطاب اصطلاحی چنین در اختیار ندارد(اسم به انسان هويت مي‌دهد.در زندانهاي آلمان يكي از راههاي شكنجه كردن افراد زنداني اين بود كه به آنها شماره داده و تنها با شماره آنها را مورد خطاب قرار مي‌دادند).

کُردها در خطاب به مرد بیگانه در رابطه ای خارج از خانه،از واژۀ خالوُ (دایی)استفاده می‌کنند. البته به شرطی که بسیار پیر نباشد و گرنه از عمو استفاده می کنند، زیرا واژۀ دایی در بین کردها و نیز رابطۀ دایی و خواهر زاده از صمیمیت و راحتی بیشتری بر خوردار است نسبت به رابطه عمو و برادر زاده که یک رابطه رسمی و خشک تر است.به همین خاطر هم هست که در خطاب به مرد مسن که باید به دلیل کهولت سن، ادب را بیشتر رعایت کرد و را بطه رسمی�تر باشد از واژۀ “عمو” برای خطاب بهره می برند. در زبان کردی اصطلاحی داریم به نامِ ” ماله خالوان” یعنی خانۀ دایی�ها ،در حالیکه در مورد عمو چنین اصطلاحی نداریم. شاید چون اولآ که فرزندان در خانۀ پدر و خویشاوندان پدری خویش بسر می برده اند و برای دیدن دایی�ها ی خود باید از این مکان یعنی محل سکونت پدری، به محل سکونت خانواده مادری می‌رفته‌اند. زیراآنها با عمو های خود می زیسته اند و دایی ها در مکان دیگری.از همین اصطلاح می‌توان نتیجه گرفت که هم “شوهر مکانی” در کردان مرسوم بوده و هم اینکه آنها به صورت خانوادۀ گسترده می زیسته اند.زیرا اصطلاح ” ماله خالوان” یعنی خانۀ دایی�ها و این یعنی آنها یعنی برادران با هم در یک خانه می زیسته اند.

و در ضمن در زبان کردی برای خطاب و اشاره به مادر بزرگ مادری اصطلاح “دایه خالوُ” را داریم به معنای “مادرِ دایی”که باز اهمیت دایی را در این روابط می نمایاند که مادر بزرگ خود را به واسطه اینکه مادرِ داییشان است، می شناخته اند و نام گذاری کرده اند.

در زبان کردی اگر قرار باشد طی قرارداد برای شوهر خاله نیز از اصطلاحی خویشاوندی استفاده شود، آن واژه عمو است نه دایی. یعنی فرزندان شوهر خاله�شان را عمو می�توانند صدا کنند اما دایی نه. اینجا باید در مورد اینکه چه زمانی از واژه�ی “دایی” و چه زمانی از واژه عمو برای خطاب به افرادی غیر از دایی و عمو استفاده می شود به اين مسله اشاره كرد كه در زبان كردي، دایی به مردهایی اطلاق مي‌شود که با آنها در خارج از خانه و خانواده روبرو می شوی یعنی مثلآ یک مغازه دار، یا فردی در خیابان. اما در برای مردی كه وارد خانه شود یعنی به آن حریم مقدس و خصوصی پا بگذارد (اما دایی و یا عموی حقیقی فرزندان نیست) باید او را عمو خطاب کرد. شاید این هم نشآت گرفته از همان روابط پدر سالارانه باشد که هیچ مردی حق ورود به خانه را ندارد مگر اینکه مرد خانه او را صمیمی بیابد تا آنجا که او را برادر خود بداند و دیگر اینکه زن با برادرش بسیار راحت�تر و صميمي�تر است تا با برادر شوهرش یعنی عموی بچه‌ها.و این نامگذاری به طور ضمنی می رساند که روابط مادر خانواده با آن فرد بیگانه باید محدود باشد و نبايد به او بسيار نزديك شود. و اگر مرد بیگانه در خیابان را با دایی خطاب قرار می دهند برای این است که هم مادر در آنجا حضور ندارد و لذا رابطه ای قرار نیست بین مادر خانواده و آن مرد بوجود آید و هم اینکه همانطور که قبلآ هم ذکر شد رابطه فرزندان با دایی صمیمی تر و غیر رسمی تر از رابطه‌شان با عمو است و فرد می خواهد این فضای غیر رسمی و صمیمی و دلسوزانه را به این رابطه تزریق کند. از طريق اسم گذاري، نوع رابطه، فاصله، حريم و مرزها را مشخص مي‌كنيم. با دايي صدا زدن مردي، به او مي‌فهمانيم كه تو را دوست خويش مي‌دانيم و نه دشمن و يا يك بيگانه. و اما در عين حال اين معنا را هم منتقل مي‌كنيم كه به خاطر داشته باشي كه تو يك محرم هستي و اجازه نداري كه مانند ديگر مردان ما را بنگري.

�پاره ای ازاصطلاحات خویشاوندی نسبی و سببی دو پهلو هستند.یعنی در دو مفهوم متفاوت بکار برده می شوند.این مفهوم را می توان عام و خاص نامید .وقتی اصطلاحی در مفهوم خاص به کار می رود،به طبقه ای از افراد اشاره می کند که خصوصیات خویشاوندی مشترکی دارند.وقتی همین اصطلاح در مفهوم عام بکار می رود،به طبقه دیگری اشاره می کند که خصوصیات خویشاوندی ذکر شده الزامآ در بارۀ آنها صادق نیست.مثلآ زن در مفهوم عام به طبقه انسانهای بالغ مؤنث در مقابل انسانهای مذکر بالغ(مردان)اشاره می کند ولی در مفهوم خاص یا محدود به طبقه کوچکتر از آنها که شوهر کرده اند(در مقابل شوهر)دلالت دارد�(باطنی،1374 :166)

زن،دختر،پسر،مرد(تنها در برخي لهجه ها) در هر دو زبان کُردی و فارسی دو پهلواند. تنها در مورد واژه زن در کردی تفاوتی با فارسی مشاهده می شود. واژه “زن” هم در زبان کردی و هم در زبان فارسی واژه ای عام است در مقابل واژه مرد و هم واژه�ای خاص در مقابل شوهر. توجیه قضیه این می تواند باشد که مردها زنِ خود و دیگر زنان را یک کاسه کرده اند. یک الگوی رفتاری از همه آنها انتظار دارند و محافظ و حامی همه زنان باید باشند اما زنان دو الگوی رفتاري دارند. یکی در مقابل همه مردان و دیگری در مقابل همسرِ خود.

در زبان کُردی شباهت کاربرد واژۀ زن را دیدیم و تفاوت در اینجا است که در این زبان علاوه بر واژه “ژن”، دو واژۀ �پیرک�و�ئافره ت�، واژه هایی عمومی برای اشاره به طبقۀ انسانهای مؤنث بالغ در مقابل مردان نيز وجود دارد. احتمالآ چون واژه زن یک واژه تابو است و برایشان اهمیت داشته برای اشاره به آن از واژه های پیرک و ئافره ت نيز استفاده کرده اند و نیز می دانیم که مردها خصوصا در سالهای قبل�تر به هنگام صحبت از همسر خود از واژۀ �زنم� استفاده نمی‌کردند.بلکه می گفتند: “بچه ها ” یا “خیزان”و…

آخرین مطلبی كه مي‌‌خواهيم به ان بپردازيم، این است که در میان کُردها یک سری نقش وجود دارد که در جامعه با اهمیت می باشند آنقدر که نه فقط برای خود آنها، بلکه حتي ديگر افراد خانواده آنها اصطلاحاتي بكار برده مي‌شود كه در اين اصطلاحات نيز از واژگان خويشاوندي بهره گرفته شده است.

کُردی فارسی

1- سه ی زا سيد زاده،فرزند سيد

2- مه لا زا فرزند آخوند

3- مه لا ژن زنِ ملا

4- حاجی ژن زن حاجی

5- سه یدی ژن زن سید

6- شیخ ژن و شیخ زا زن شیخ و فرزند شیخ

این یعنی اینکه نقشهای مذهبی سید، ملا و حاجی در جامعه بسیار مهم اند،آانقدر كه حتي همسر و فرزندان آنها نیز مهم بوده و در خطاب به آنها وابستگی�شان به ملا و… بیان می‌شود. یعنی این افراد آنقدر در جامعه دارای اهمیت و قدرت هستند که شعاع قدرتشان تا زن و فرزندانشان نيز برد دارد.

برای فرزندان زنی که سیده است، واژه�ای وجود ندارد. یعنی زن توانایی انتقال قدرت خود به همسر و فرزندانش را ندارد. مساله جالب دیگر در این نامگذاری این است که فرزند ملا و سید و شیخ مهم هستند اما در مورد حاجی تنها همسر او اهمیت دارد. انگار نیروی مقدس ملا، سید و شیخ می تواند هم در زن و هم فرزندانش حلول کند اما نیرویی که حاجی دارد تنها بر همسرش مؤثر است و وارد نسلهای بعد او نمی�گردد.

منابع:

1- باطني،محمد رضا(1374)مسائل زبانشناسي نوين ،انتشارات آگاه،چاپ چهارم،

2- بيتس و پلاگ،دانيل و فرد(1375) انسانشناسي فرهنگي،مترجم:محسن ثلاثي،انتشارات علمي،چاپ اول

3- هه‌ژار(1381)هه‌نبانه بوُرينه، انتشارات سروش،تهران

4- كوشك جلالي،عباس(؟) مقاله اصطلاحات خويشاوندي در زبان فارسي،ابهام در معنا و كاربرد واژه‌ها،نامه فرهنگستان 3/3.
Morteza
آنوقت قوم بزرگ ماد هگمتانه دنیا گرفت کردوجود نداشت چ برسه حضرت نوح
ذ.ا..
با سلام ودرود خدمت همه عزیزان و کردهای جهان...آتش به زبان کردی یعنی ایر و آتش ها میشود ایران...چون در جای جای ایران در شهرها و روستاهای ایران باستان آتش کده های فراوانی وجود داشت به نظر من پیدایش کشور ایران حداقل با به وجود آمدن آتش بوده است
نادیا
دوست عزیزی ک نوشتی جمعیت کرددرایران پنجاه میلیون نفره،بایددرجواب بگم ک درکل جهان بین ۴۰تا۵۰میلیون نفرکردزبان هستن،ودرایران بین۵تا۶میلیون نفرکردزبان وجوددارد،ومیخاستم ةمتذکربشم که کردی یک لهجه نیست بلکه زبانه.فکرشوکن یک کردوقتی ازشهرخودش ب شهری دیگ میره وفارسی صحبت میکن،چون نمیتون فارسی اصیل صحبت کن جای،ــَــ‌ــِـــُــــــــ‍ــ‌ــًــــــٍــــٌـــ‍ـْـ‌ــــــٰــٖــــ.درگویش فارسیشون رعایت نمیش وجابجاتلفظ میش وکلمات کردی هم بکاربرده میشه،ک دراینصورت میگن لهجه(فلانی لهجه کردی داره.یعنی سعی میکن فارسی صحبت کنه ولی نمیتونه....لطفامطلبی ک به اشتراک‌ میزاریداول مطمئن‌شیدبعدجاییکه‌هزاران نفرمیخونن بزارید،مثل اون تیکه ک نوشتید،میگن:کر کی،یعنی بچه کی هستی،اینم اشتباهه.معنیش یعنی پسرکی هستی،کُر یعنی پسر،دِتْ یعنی دختر
غرال کامرانی کوشا
من به کردبودنم افتخارو ارادت خاصی نسبت به قوم وریشه ی خودم دارم همه قومیت ها خوبن اما من شخصا این صفت ارثی شادبودن رو که مربوط به کردها میشه رو خیلی دوست دارم وهمین نشانه ای از قومی شادمان و سرزنده هست که با وجود غم زیاد، درزندگی خود شادی را به خود و اطرافیانشان هدیه میدهند
ویام
سلام.زبان کردی به خاطر تعدد لهجه هاش در دنیا خیلی خاص هستش.هر قومی باید به اصلیت خودش افتخار کنه مثل من که کرد بودنم مایه افتخارمه.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کردی اهنگ   • آهنگ کردی کرمانشاهی   • آهنگ کردی عزیز ویسی   • اهنگ کردی غمگین   • آهنگ کردی قدیمی   • دانلود آهنگ کردی شاد برای رقص   • اهنگ کردی شاد   • آهنگ کردی باران   • معنی کردی   • مفهوم کردی   • تعریف کردی   • معرفی کردی   • کردی چیست   • کردی یعنی چی   • کردی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کردی
کلمه : کردی
اشتباه تایپی : ;vnd
آوا : kordi
نقش : صفت
عکس کردی : در گوگل

آیا معنی کردی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )