انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1015 100 1

کرد

/kard/

معنی کرد در لغت نامه دهخدا

کرد. [ ک َ ] (معرب ، اِ) گردن یا بن آن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کقوله و اضرب بحد السیف عظم کرده. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). معرب از فارسی است. (از منتهی الارب ).

کرد. [ ک َ ] (ع مص ) راندن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). راندن ستور را. (ناظم الاطباء). || دور کردن دشمن را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || بریدن. (منتهی الارب ).بریدن چیزی را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

کرد. [ ک َ / ک ِ ] (اِمص ، اِ) کردار که کار و عمل و به فعل آوردنیها باشد اعم از نیک و بد. (برهان ) (آنندراج ). کار. عمل. فعل. (ناظم الاطباء). کرده. کردار. (یادداشت مؤلف ) :
پشیمان شد از کرد خود شهریار[ هرمز ]
وز آن پنبه و جامه ٔ پرنگار.
فردوسی.
گزین کرد از آن فیلسوفان روم
سخنگوی و بادانش و پاک بوم
بجای آمد از موبدان شست مرد
زدوده روان و خرد را به کرد.
فردوسی.
فضل و کرم کردتوست جود و سخا ورد توست
دولت شاگرد توست جوهر عقل اوستاد.
منوچهری.
چنانکه آدم از کرد خود پشیمان شد
ز کردهای خود امروز ما پشیمانیم.
مسعودسعد.
کرد پیش آر و گفت کوته کن
با چنین گفت کرد همره کن.
سنایی.
هر آنچه گفت همه گفت اوست مستحسن
هر آنچه کرد همه کرد اوست مستحکم.
سوزنی.
و ما را به کرد خویش مأخوذ و متهم و معاتب و معاقب گرداند. (سندبادنامه ص 79).
ز کرد خویش بی تدبیر گشتم
درین زندان که هستم پیر گشتم.
نظامی.
تو معذور داری به انعام خویش
اگر زلتی آید از کرد من.
سعدی.
|| شغل. || خدمت. || هر فعل خواه نیک و یا بد. (ناظم الاطباء).

کرد. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) شاخی را گویند که در وقت پیراستن از درخت بریده باشند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). || آبگیرو آب انبار و تالاب هم هست که به عربی شمر گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || سبزی زار. تره زار. (ناظم الاطباء). || زمین زراعت کرده را گویند عموماً و زراعت شالی و برنج و سبزی خوردنی و مانند آن را خصوصاً. (برهان ). قطعه زمین را گویند که کناره های آن را بلند کرده باشند و در میان آن سبزی بکارند یا زراعت دیگر کنند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) . کَرت. (ناظم الاطباء). زمینی را گویند که برای کاشتن سبزی یا میوه درست کنند و در آن چیزی کارند. (آنندراج ) :
سر برکشیده شاخ سپرغم ز کرد خویش
چون قبه ٔ زمرد بر شاخکی نزار.
ابوالحسن بهرامی.
کردمت پیدا که بس خوب است قول آن حکیم
کاین جهان را کرد ماننده به کرد گندنا.
ناصرخسرو.
درمکن در کرد شلغم پوز خویش
تا نگردد با تو او هم طبعو کیش
توبه کردی او به کردی مودعه
زآنکه ارض اﷲ آمد واسعه.
مولوی.
هر یکی با جنس خود درکردخود
از برای پختگی نم می خورد
تو که کرد زعفرانی زعفران
باش و آمیزش مکن با دیگران.
مولوی.

کرد. [ ک ُ ] (اِخ ) ابن طاهر مقدسی گوید: قریه ای از قرای بیضاء است و از آنجاست ابوالحسن علی بن حسین بن عبداﷲ الکردی. (از معجم البلدان ).

کرد. [ ک ُ ] (اِخ ) اصطخری گوید: شهری بزرگ است در ابرقوه و قصرهای بسیار دارد و آنجا ارزانی است. (از معجم البلدان ).

کرد. [ ک ِ] (اِ) دخل. درآمد. مقابل خورد. (یادداشت مؤلف ).
- کرد و خورد ؛ تلاش روزانه صرف معاش روزانه. رجوع به مدخل کرد و خورد شود.
- کرد و خورد نکردن ؛ دخل و خرج برابر نیامدن. (یادداشت مؤلف ).
- کردی خوردی ؛ دخل به اندازه ٔ هزینه. رجوع به مدخل کردی خوردی شود.

کرد. [ ک ُ ] (اِخ ) نام طایفه ای است مشهور از صحرانشینان و ایشان در زمان ضحاک پیدا شدند. (برهان ). گروهی است. ج ، اَکراد. جد آنها کردبن عمرو مزیقیأبن عامربن ماءالسماء نسبهم الشعراء اًلی الیمن ثم الی الازد. قال :
لعمرک ما کردبن عمروبن عامر
بعجم ولکن خالط العجم فاعتجم.
(از منتهی الارب ).
قومی ایرانی و آریایی که در ایران غربی و ترکیه و عراق سکونت دارند. شماره ٔ آنان را امروز میان 2 تا 3 میلیون حدس زده اند. علاوه بر نقاط مذکور در خراسان ، آسیای صغیر، کیلیکیا و سوریه ٔ شمالی سکونت دارند. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). از اسناد بسیار قدیمی که حاوی ذکر طوایف ناحیه ٔ زاگرس است آثار سارگن پادشاه مقتدر آگاد را باید شمرد. این پادشاه از 2530 تا 2475 ق.م.بر آگاد (جنوب بین النهرین ) سلطنت کرد و به جنگ اهالی زاگرس رفت ، نواحی کازالو در مشرق دجله و بدره فعلی را که آن زمان درِ می نامیدند فتح کرد و این فتح راه او را بسوی ایلام و لرستان و کردستان گشود. از طوایف مهم این ناحیه که نامشان در کتیبه آمده است لولوبی ها یا لولوها هستند که آنان را اجداد لرها شمرده اند ودر زهاب و شهرزور و سلیمانیه مسکن داشتند. نام این طایفه در کتیبه ٔ نام راسین که در حدود 2500 ق.م. نوشته شده آمده است. دیگر طایفه ٔ گوتی ها هستند که به بین النهرین حمله بردند و این نخستین هجومی است که تاریخ آسیای غربی قدیم ذکر آن را باقی گذارده است. گوتی هاطبق فهرستهای دبیران بابلی 124 سال در بین النهرین سلطنت کردند و آخرین پادشاه این طایفه به نام تیریگان به دست اوتون لِگال پادشاه سومر از پای درآمد. کاسی ها پس از دو طایفه ٔ مذکور از طوایف بزرگ و مشهور کوهستان زاگرس هستند. نام این قوم تا عهد پیدا شدن یونانیان باقی بود و مورخان یونان اسم آنان را کیسیان و کوسیان ذکر کرده اند و در تاریخ فارسی قدیم بنام قوم کوش مشهور است. کاسی ها نیز بابل را بتدریج تصرف کردندتا در 1749 ق.م. گاندش پادشاه کاسی دولت بابل را منقرض کرد. آشوری ها کوشش بسیار برای تصرف سرزمین زاگرس کردند و آشور نازیرپال (860-885 ق.م.) پادشاه مقتدرآشور قسمت مهمی از این سرزمین را تصرف کرد و در زمان شلمنصر در 829 ق.م. سرداران آشور در مانائی جنوب دریاچه ٔ ارومیه و پاسوا در مغرب آن فتوحاتی کردند. پادشاه آشور شمسی اداد، نامی از ماد میبرد و از عبارات سالنامه ٔ آشوریان پیدا است که ماد بسیار آبادان بوده است. سناخریب پادشاه آشور در کتیبه ٔ خود از انهزام قوم کاسی سخن گفته است. از اواخر هزاره ٔ دوم ق.م. تعداد مهاجرین مادی و پارسی رو به افزایش نهاد و در قرن هفتم ق.م. همه ٔ قلعه ها و دیه های این ناحیه به دست این اقوام مهاجر افتاد و زاگرس آریائی نشین شد. در جزء این طوایف مورخان یونان از قومی به نام کورتی یادکرده اند و نیز طوایف دیگری بوده اند که نامشان قریب به همین نام است و در همه ٔ آنها ریشه ٔ «ک ر د» وجود دارد و در زمانهای بعد همه را به نام اکراد ذکر کرده اند و با بومیان آمیخته اند و از آنان نامی نمانده است. در میان این طوایف بعضی همان بومیان عتیقند مثل عشیره قردو و تموریخ و الخویتیه در بلوک خویت (ساسون ) و اورطایه (الارطان ). بعضی طایفه ٔ ممقانی را از نژاد مامیکونیهای ارمنستان میشمارند. در قرن بیستم میلادی تحقیق محققان به آنجا رسید که در میان اکراد طبقه ٔ ایرانی دیگر هم هست به نام گوران - زازا که غیر از کرد هستند. مشروح ترین شرح از عهد قدیم درباره ٔ کردان روایت کزنفون است که کردان را مردمی سلحشور و سرزمین آنان را کوهستانی صعب العبور دانسته است. پس از آن استرابون جای آنان را در کشور پهناور ماد ذکر کرده و آنان را کورتی نامیده است. طبق روایات مورخان قدیم و شاهنامه ٔ فردوسی ، دسته های بسیاری از کردان در فارس سکونت داشته اند، از آنجمله است طایفه ٔ شبانکاره. هنگام ظهور اردشیر بابکان یکی از رؤسای این طایفه به نام جوزهر شهر استخر را دردست داشت و ساسان از خاندان کردان بازرنگی که طایفه ای از شبانکاره بودند زنی خواست و بابک از او بوجود آمد. در تاریخ سیستان نیز از کثرت کردان در فارس سخن رفته است. پس از اسلام عیاض بن غنم در سال 18 هَ. ق.قسمتی از کردستان را فتح کرد و پس از آن عتبةبن فرقة السلمی به کردستان آمد و خلقی بسیار از کردان کشته شدند. قیس بن سلمة الاشجعی نیز به ناحیه ٔ لرستان رفت و با اکراد ماسبذان و صیمره بجنگ پرداخت و در 25 هَ. ق. مکرر طوایف کرد در فارس و خوزستان برای دفع عرب شوریدند. در عهد امویان و زمان حجاج طوایف کرد بر سراسر فارس مستولی شدند و حجاح عمروبن هانی العبسی رابه جنگ آنان فرستاد. در حکومت عباسیان شورش های بسیار از اکراد در تواریخ آمده است و هارون الرشید فرزند خود مهدی را برای سرکوبی اکراد به حکومت کردستان و آذربایجان و ولایات غربی فرستاد. در سالهای 281 و 293 هَ. ق. کردان موصل که موسوم به اکراد هذبانیه بودندانقلاب کردند و با لشکر مکتفی باللّه که به یاری عبداﷲبن حمدان ، ملقب به ابوالهیجا حاکم موصل آمده بود نبرد کردند. اکراد در آذربایجان با مرزبان دیلمی و پس از آن با دیلمیان در نزاع بودند و بعد از آن نیز با قوم مهاجم غز که به ری و همدان و آذربایجان و ارمنستان و دیاربکر و موصل حمله بردند به مقابله برخاستند.پس از هجوم سلجوقیان و غلبه ٔ الب ارسلان بر قیصر روم همه ٔ خاک کردستان در قلمرو سلجوقیان درآمد. سلجوقیان این ناحیه را از ولایت جبال جدا کردند و کردستان خواندند. فتح بغداد به دست هلاکو راه را برای سپاهیان مغول از کردستان بازکرد و قسمتی از شهرهای آنان را هلاکو غارت کرد، اما چون پادشاهان مغول اسلام آوردند کردها به آنان نزدیک شدند. امیر تیمور هنگام هجوم مدتی با کردان جنگید و در 803 هَ. ق. که به آذربایجان می رفت از آنان چشم زخمی سخت دید، اما در زمان شاهرخ کردان از در اطاعت درآمدند و او را مساعدت کردند. صفویان به کردستان توجه خاص داشتند و کردان صفویان را در برابر عثمانیان یاری کردند و مثلاً عشایر مکری از ارکان زورمند لشکر ایران بودند و در اردوگاه شاه عباس مقامی خاص داشتند و هرچند عثمانیان کوشیدند که این طایفه را بر ضد صفویان برانگیزند توفیقی نیافتند. (از کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او). ایلات کرد بطور مطلق عبارتند از: بتیوانی در شمال غربی مندلیج ، هماوندی در شمال غربی خانقین ، داودی در شمال کفری ، شکاک در شمال سلیمانیه ، دودائی در جنوب و جنوب غربی سنجاق کوی ، ترخانی در حدود راوندوز، کل فرخی مابین دهرک وزاخو، اردلانی در حدود کردستان ایران ، گرماج در کرکوک و سلیمانیه و شهرزور و ساوجبلاغ و مکری و بانه (این طایفه را بابان هم گویند)، گوران در کرمانشاه ، لک در کلیائی کرمانشاه و همدان و کردستان و اسپاهان ، مافی و نانکلی در کوهستان راوندوز و ساوجبلاغ مکری (این طایفه را به حکم شاه عباس کوچاندند و در ری و شهریار و حدود قزوین مسکن دادند)، کرد در موصل و حلب ، و لولو در زنگار. ایلات کرد ایران در حدود 60 تیره و طایفه اند که از آذربایجان تا لرستان پراکنده اند. (از جغرافیای سیاسی کیهان صص 57-63) :
سپاهی ز اصطخر بیمر ببرد
بشد ساخته تا کند رزم کرد.
فردوسی.
یکی کار بدخوار و دشوار گشت
ابا کرد کشور همه یار گشت.
فردوسی.
محمد اعرابی می آمد تا به آموی بایستد با لشکر کرد. (تاریخ بیهقی ).
کرد ره گم کرده بودم در فراق صدر تو
کرد ره گم کرده را جاهت به ره آورد باز.
سوزنی.
کآن عدد را هم خدا داند شمرد
از عرب وز ترک وز رومی و کرد.
مولوی.
|| توسعاً بمناسبت چادرنشینی این طایفه بطور مطلق بر چادرنشینان اطلاق می شود. بدوی. بقول حمزه ٔ اصفهانی ایرانیان قدیم (فرس ) دیلمیان را اکراد طبرستان مینامیدند و اعراب را کردان سورستان میخواندند. (فرهنگ فارسی معین ) :
از رخت و کیای خویش من رفتم و پردختم
چون کرد بماندستم تنها من و این باهو.
رودکی.
بینیت همی بینم چون خانه ٔ کردان
آراسته همواره به شیراز و به رُخبین.
عماره.
در بیابان بدید قومی کرد
کرده از موی هر یکی کولا.
بارانی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
چو سیلاب خواب آمد و هر دو برد
چه بر تخت سلطان چه بر دشت کرد.
سعدی.
بخارا خوشتر از لوکر خداوندا همی دانی
ولیکن کرد نشکیبد ازین دوغ بیابانی.
غزالی لوکری.
|| یک مرد از قوم کرد. ج ، اکراد. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِ) چوپان و گوسفندچران را نیز گفته اند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). و این بمناسبت شبانی کردن این طایفه است. (از فرهنگ فارسی معین ) :
در معایب ناله کم کن کاین جزع ماند بدانک
بره را می برد گرگ و اشتلم می کرد کرد.
؟ (انجمن آراء).
|| (اِخ )طایفه ای از طوایف ناحیه ٔ سرحدی بلوچستان. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 96). مرکب از صد خانوارند و در حدود شمال خاش مسکن دارند و زبانشان بلوچی است. (از یادداشت مؤلف ). || کردستان. (یادداشت مؤلف ) :
سپاهش ز رومی و از فارسی
ز بحرین و از کرد و از قادسی.
فردوسی.
و رجوع به کردستان شود.

معنی کرد به فارسی

کرد
طوایف و اقوام آریایی که در کوهستانهای غربی ایران عراق ترکیه و سوریه شمالی زندگی میکنند و شماره همه آنها امروزه در حدود پنج میلیون تن میباشد . گروهها و دسته هایی نیز از کردان در خراسان و فارس و جمهوریهای شوروی ( آذربایجان ارمنستان و گرجستان ) بسر میبرند . نژاد آنها تیره ای ازنژادهای قدیم ایران است و از چند قرن پیش از میلاد در کوههای زاگروس مسکن گزیده اند . کردها طوایف بسیار دارند که از جمله آنها : مکری گوران کلهر سنجابی قبادی زعفرانلو بارزنلو و شادلورا باید نام برد. زبان آنان یکی از شاخه های زبانهای باستانی ایران است و با وجود اختلافهایی که در لهجه های گوناگون آنها وجود دارد همه از یک ریشه اند توضیح تورو دانگین در روی دو قطعه سنگ آستانه از عهد سومری متعلق بحدود ۲٠٠٠ قم. نام مملکت را کارداکا خوانده است . این ناحیه در جوار مردم [ سو ] قرار داشت . [ سو ] ها بقول دریور در جنوب دریاچه وان بودند . هزار سال بعد تیگلات پیلسر ضد قوم کرتی در کوههای آزو ( که [ در یور ] آن را جزو ساسون جدید میداند ) جنگید . ولی قرائت کلمه کرتی مشکوک است . کزنفون بهنگام بازگشت ده هزارتن ( یونانی ) نام قوم را - که مملکت آنان تا مشرق کنتریتس کشیده میشد - مشهور ساخته .
( اسم ) ۱ - شاخه ای که در وقت پیراستن از درخت بریده شود . ۲ - قطعه زمینی که کنار های آنرا بلند کنند تا آب در آن نشیند و در میان آن سبزی کارند یا زراعت کنند کرت : [ هر حویجی باشد ش کرد ی دگر در میان باغ از سیر و گزر ] . [ هر یکی با جنس خود در کرد خود از برای پختگی غم می خورد ] . ( مثنوی ) ۳ - زمین زراعت کرده ( عموما ) . ۴ - کشت و زراعت شالی و برنج و سبزی خوردنی ( خصوصا) .
دخل . در آمد
دهی است از دهستان جی بخش حومه شهرستان اصفهان در ۷ کیلومتری خاور اصفهان محصول غله پنبه صیفی میوه و محصولات دامی .
[ گویش مازنی ] /kard aabaad/ از روستاهای واقع در منطقه ی کتول
[ گویش مازنی ] /kerd haal/ ریز مقام، کرد+حال - همان چپون حال است که تکه ای است مربوط به لـله وا یا نی چوپانی
[ گویش مازنی ] /kerde Khel/ از توابع اسفیورد شوراب شهرستان ساری
دهی است از دهستان ترک شهرستان ملایر واقع در ۳۹ کیلومتری شمال خاورشهر ملایر جلگه و معتدل ۱۷۶۱ تن سکنه صنعت دستی قالی بافی .
[ گویش مازنی ] /kerde roosh/ با عجله و شتاب تنبیه کردن
دیر کرده شیر هم گویند. حصنی است در مفازه میان قم و ری
محمد سیاستمدار و دانشمند سوریه یی ( و. ۱۸۷۶ - ف. ۱۹۵۳ م . ) . وی رئیس مجمع علمی دمشق وزیر آموزش و پرورش و عضو مجمع عربی پادشاهی مصر بود . مهمترین تالیفات او عبارتند از : [ خطط الشام ] [ تاریخ احمد بن طولون ] و [ فلاسفه الاسلام ] .
[ گویش مازنی ] /kerd mahle/ از توابع کالج کجور & از توابع کلاردشت چالوس - از توابع بندپی بابل ۳نام قدیمی کردکوی ۴روستایی در هزارجریب واقع در منطقه ی بهشهر
( اسم ) حوزه ای که محل اقامت کردان است : [ قسمت اعظم منطقه های کرمانشاه و کردستان را که همه کرد نشین و زنانشان طبق رسم آبا اجداد ی بی حجاب بودند زیر پا زده بود ] .
[ گویش مازنی ] /kerde neshin/ مکانی در بین راه لفور به آلاشت سوادکوه
در تداول عامه . کردی خوردی . تلاش روزانه صرف معاش روزانه بی اضافه و پس انداز
[ گویش مازنی ] /kerd o gaalesh/ مراد، چوپان و گالش است
( صفت ) پست و فرو مایه خرد و نا چیز : [ لاغ این چرخ ندیم کرد و مرد آب روی صد هزاران چون تو برد ] . ( مثنوی )
( اسم ) عمل رفتار : [ آهو با حالتی که نشان. عصبانیتش از کرد و کار شوهر بود چفت در را انداخت و دوستانه بهما پر خاش کرد ... ] .
[ گویش مازنی ] /kerd kelaa/ از توابع گیل خواران شهرستان قائم شهر
۱ - یکی از بخشهای شهرستان گرگان واقع در بین بخش بندر گز و بخش مرکزی گرگان دامنه معتدل و مرطوب ۲٠٠٠٠ تن سکنه دارای ۱۹ آبادی محصول برنج غله بنشن و محصولات دامی . ۲ - قصبه مرکزی بخش کردکوی که نام قدیمی آن کرد محله بوده است . این قصبه در ۲۹ کیلومتری باختر گرگان واقع شده و جمعیت آن ۴٠٠٠ تن میباشد .
بنا کرده ساخته
آزاد شده عتیق
دهی از دهستان هندیجان بخش ایذه شهرستان اهواز ۸ هزار گزی باختری ایذه کوهستانی معتدل .
دهی از دهستان قلعه تل بخش جانگی گرمسیر است که در شهرستان اهواز واقع شده است ٠ این آبادی را کمر دراز نیز می گویند ٠

معنی کرد در فرهنگ معین

کرد
(کَ) ۱ - (مص مر.) کردن ، عمل آوردن . ۲ - (اِمص .) کردار، عمل .
(کَ یا کِ) (اِ.) = کردو: ۱ - شاخه ای که در وقت پیراستن از درخت بریده می شود. ۲ - قطعه زمینی که کناره های آن را بلند کنند تا آب در آن نشیند و در میان آن سبزی کارند یا زراعت کنند.
(کُ یا کِ یا کَ دُ مُ) (ص مر.) پست و فرومایه ، خرد و ناچیز.
(حَ لِ کَ) [ ع . فا. ] (اِمر.) پول یا چیزی که پرداخت آن به دیگری واگذار می شود.

معنی کرد در فرهنگ فارسی عمید

کرد
۱. کردن.
۲. کردار، عمل.
۳. کردن، انجام دادن (در ترکیب با کلمۀ دیگر): کارکرد.
۱. قومی آریایی که در نواحی غربی ایران، عراق، ترکیه، و سوریه به سر می برند و به طوایف بسیار تقسیم می شوند.
۲. هریک از افراد این قوم.
۳. [قدیمی، مجاز] چوپان.
۴. [قدیمی] چادرنشین.
آبادکرده، ساخته، بناشده: این نهال نشانده را مشکن / مکن آبادکرد خویش خراب (مسعودسعد: ۵۹).
پولی که پرداخت آن به دیگری واگذار می شود.

کرد در دانشنامه اسلامی

بسّام کُرد، از نخستین شاعران زبان فارسی دری است.
بسّام کُرد، از نخستین شاعران زبان فارسی دری. تاریخ تولد و وفات او معلوم نیست، اما از تاریخ سیستان درمی یابیم که در زمان صفاریان، یعنی در اواسط قرن سوم هجری می زیسته است.
او را بغلط از قبیله کردها دانسته اند و شاید به همین سبب ایرج افشار سیستانی در بزرگان سیستان نامی از او نبرده است.
اما کُرد به معنای چوپان و صحرانشین است و با قبایل کرد در غرب ایران نسبتی ندارد و سخن بازورث که روستاییان و مناطق بیابانی را رکن اصلی مذهب خارجی می داند مؤیّد این مطلب است.
لقب او را گُرد نیز نوشته اند.
بسّام از خوارج محلی سیستان بود که در ابتدا با یعقوب لیث صفاری (متوفی ۲۶۵) جنگید و پس از آن که یعقوب، عمّار رهبر خوارج، را کشت به ملازمان یعقوب پیوست و با پیروی از طریق محمد وصیف سگزی در شعر به سخنوری پرداخت.
از آن جا که زبان فارسی در این دوره فاقد صورت رسمی است، در تعیین نخستین شاعر پارسی گوی اختلاف نظر بسیار است.
در این میان، روایت تاریخ سیستان، به سبب ابتدایی بودن اشعار و دلالت آن بر وقایع تاریخی، در معرّفیِ محمدبن وصیف سگزی و بسّام کرد و محمدبن مخلّد به عنوان نخستین شعرای فارسی که در اوایل و اواسط قرن سوم می زیسته اند، نسبتاً صحیح تر است.
قصیده بجا مانده از بسام
از قصیدهمدحی بسّام برای یعقوب این پنج بیت به ما رسیده است :
هرکه نبود او به دل متّهم/ بر اثرِ دعوت تو کرد نعم // عَمر (و) ز عمّار بدان شد بری/ کاوی خلای آور (خلاف آورد) تا لاجرم // دید بلا بر تن و بر جان خویش/ گشت به عالَم تنِ او در اَلَم // مکه حرم کرد عرب را خدای/ عهد ترا کرد حَرم در عجم // هر که در آمد همه باقی شدند/ بازِفنا شد که بدید این حرم.
اگر چه ممکن است در این ابیات و ابیاتی دیگر که از محمدبن وصیف سگزی و محمدبن مخلّد ذکر شده تصحیف و تصرفی صورت گرفته باشد، اما خشونت، ناپختگی، قدمت بیان، کاربردِ لهجه های محلی و تلمیحات اسلامی که به صورت ناپخته ذکر شده است، مطابقت اوزان هجایی با عروض عرب و نقص در اوزان و قوافی آشکار است.


کرد در دانشنامه ویکی پدیا

کرد
واژهٔ کرد ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:
مردم کرد؛ اقوام ایرانی تبار ساکن ایران و بخش های دیگری از آسیا.
زبان کردی؛ یکی از زبان های ایرانی و رایج در بین مردم کرد.
کرد (یکا)؛ یکای اندازه گیری حجم هیزوم در ایالات متحدهٔ آمریکا و کانادا.
کرد روستایی در دهستان آق التین بخش مرکزی شهرستان آق قلا استان گلستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۲٬۲۳۴ نفر (۶۳۹خانوار) بوده است.
واژهٔ کرد ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:
مردم کرد، اقوام ایرانی تبار ساکن ایران و بخش های دیگری از آسیا.
زبان های کردی، یک زنجیرهٔ گویشی از زبان های هندواروپایی، رایج در میان مردم کُرد
کرد (یکا) (cord)، یکای اندازه گیری حجم هیزم در ایالات متحدهٔ آمریکا و کانادا
کرد در شاهنامه، تاریخچهٔ قبایل کُرد در شاهنامهٔ فردوسی
کرد (آق قلا) روستایی در دهستان آق التین بخش مرکزی شهرستان آق قلا استان گلستان
کُرد (یکا) (به انگلیسی: cord (unit)) یک یکای اندازه گیری مرسوم در کشورهای ایالات متحدهٔ آمریکا و کانادا است که برای اندازه گیری حجم خشک کاربرد دارد و معمولاً برای سنجش میزان حجم هیزم یا تنهٔ چوبی که برای کاغذسازی کاربرد دارد، استفاده می شود.
زمانی که چوب ها مرتب در کنار هم قرار داده شده باشند و حجمی به اندازهٔ ۱۲۸ فوت مربع یا ۳٫۶۲ متر مکعب و برای چوب کاغذسازی ۴ فوت ارتفاع (۱۲۲ سانتی متر) و ۸ فوت (۲۴۴ سانتی متر) طول و ۴ فوت (۱۲۲ سانتی متر) عمق یا هرگونه قرارگیری که دارای حجم معادل باشد به کار می رود.
کرد، جلیل آباد (به لاتین: Kürd) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان جلیل آباد واقع شده است.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
کُرد در بخش های آغازین شاهنامه فقط یکبار به میان آورده می شود و این یادکرد از تمام اقوام و قبایل ایرانی متقدم تر است، به عبارتی اگر پیشدادیان را در شمار نیاوریم، نسل کُرد نخستین قوم ایرانی متکلم به زبان های هندوایرانی در شاهنامه است. حکیم طوس در زمان ضحاک از اکراد یاد می کند و از فحوای سخن او چنین به نظر می رسد که قبایل کُرد در ابتدای پیدایش بوده کم کم به دورهٔ ایجاد عشیره و قبیله پا می نهادند.
کرد سفلی، روستایی از توابع بخش کرون شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان کرون علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1390، جمعیت آن 864 نفر (228خانوار) بوده است.
کرد علیا، روستایی از توابع بخش کرون شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان کرون علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن 740 نفر (۲۱۵خانوار) بوده است.
کرد، قبله (به لاتین: Kürd) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان قبله واقع شده است. کرد ۱٬۳۳۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
کرد، گوی چای (به لاتین: Kürd) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان گوی چای واقع شده است.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
کرد لرتپه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان - دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان اورمیه، بخش بکشلوچای، روستای کردلر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ آبان ۱۳۴۴ با شمارهٔ ثبت ۴۴۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
۱۴۲۱: سالی که چین دنیا را کشف کرد عنوان کتابی است نوشته کافن منزیس نظامی بازنشسته و مورخ تازه کار انگلیسی. وی در این کتاب سعی کرده است اثبات کند که پیش از اروپائیان، چینی ها بودند که بسیاری از سرزمین های ناشناخته از جمله قاره آمریکا را کشف کردند. نظریه وی از سوی بسیاری از مورخین حرفه ای به چالش کشیده شده است.
مطالعه بخش هایی از کتاب در گوگل بوک
به گفته وی چینی ها در قرن ۱۵ میلادی ناوگانهایی را به اطراف اقیانوس هند فرستادند تا با آنها رابطه برقرار کنند. رهبری این گروه را یک مسلکان بر عهده داشته و جزئیات تمام رویدادها ثبت شده است. آنها تمام قاره ها را از جمله آفریقا و آمریکا و سپس آسیا و اروپا را طی کرده و نقشه تمام قاره ها را کشیدند. چینی ها از ابزارهایی به مراتب پیشرفته تر از اروپاییان برای تهیه نقشه اقیانوسها برخوردار بودند.
آغمزار کرد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان چایپاره در استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بسطام قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۳۴نفر (۲۵ خانوار) بوده است.
آن زن به او بد کرد (به انگلیسی: She Done Him Wrong) فیلمی ۶۶ دقیقه ای به کارگردانی لول شرمن با بازی کری گرانت است.
Harvey F. Thew
John Bright
مائه وست (نمایش نامه)
آن ها عبور نخواهند کرد (به فرانسوی: !On ne passe pas)،(به اسپانیایی: ¡No pasarán!)،(به رومانیایی: !Pe aici nu se trece) شعاری است که جهت اعلام عزم راسخ برای دفاع از یک موقعیت در برابر نیروهای دشمن داده می شود.پارچه ای با نوشته ¡No pasarán! مادرید گورستان فاشیسم خواهد بود در هنگام محاصره مادرید   On ne passe pas! مدال فرانسوی برای نبرد وردن   پلاک قرمز جهت یادآوری نبرد خیابان کابل   مقبره سرباز گمنام رومانیایی
در فرانسه !On ne pas که تقریباً به معنی «یک نفر هم عبور نخواهد کرد» می شود اصطلاحی معمول در نزد نظامیان جهت بیان عملیات ممانعت است. پس از آنکه ژنرال فرانسوی رابرت نیول در جریان نبرد وردن طی جنگ جهانی اول این عبارت را به کار برد به سرعت این جمله معروف گشت و جهت امور تبلیغاتی به کار گرفته شد. نیروهای رومانیایی هم در نبرد مرششت اصطلاح «از اینجا کسی عبور نخواهد کرد» را استفاده نمودند.
در دهه ۱۹۳۰ میلادی طی جنگ داخلی اسپانیا و در هنگام محاصره مادرید دولوریس ایباروری از اعضا حزب کمونیست اسپانیا سخنرانی مشهور خودش با عنوان ¡No pasarán! را در ۱۸ ژوئیه ۱۹۳۶ ادا کرد که پس از تصرف مادرید توسط نیروهای فاشیست، آن ها شعار خود "Hemos pasado" «ما عبور کردیم» را در جواب شعار دولوریس ایجاد کردند.
عبارت ¡No pasarán! همچنین در جریان نبرد خیابان کابل در اکتبر ۱۹۳۹ در لندن توسط نیروهای ضد فاشیست به کار برده شد و سال ها بعد در جریان جنگ داخلی نیکاراگوئا هم مورد استفاده قرار گرفت.
آنالین مک کُرد (انگلیسی: AnnaLynne McCord؛ زادهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۷) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۲۰۰۲ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.
ترانسپورتر ۲ (۲۰۰۵)
از آسمان عبور خواهم کرد (به تامیلی: Vinnaithaandi Varuvaayaa) فیلمی محصول سال ۲۰۱۰ و به کارگردانی گاتوم منون است. در این فیلم بازیگرانی همچون سیلامباراسان، تریشا، بابو آنتونی، نگا چایتانیا ایفای نقش کرده اند.
۲۶ فوریه ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-02-۲۶)
اسلام آباد کرد یا شاه آباد روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۱٬۱۶۷ نفر (۳۶۷خانوار) بوده است.
اعتراف نخواهم کرد (عربی: لن أعترف‎) یک فیلم به کارگردانی کمال الشیخ است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به فاتن حمامه و احمد رمزی اشاره کرد.
اگر لوسی سقوط می کرد (به انگلیسی: If Lucy Fell) فیلمی است محصول سال ۱۹۹۶ و به کارگردانی اریک شفر است. در این فیلم بازیگرانی همچون سارا جسیکا پارکر، اریک شفر، بن استیلر، الی مک فرسن و اسکارلت جوهانسون ایفای نقش کرده اند.
۸ مارس ۱۹۹۶ (۱۹۹۶-03-۰۸)
مختصات: ۳۴°۵۸′۳۴″ شمالی ۴۹°۰۵′۳۰″ شرقی / ۳۴٫۹۷۶۱۱°شمالی ۴۹٫۰۹۱۶۷°شرقی / 34.97611; 49.09167
امیرآباد کرد، روستایی از توابع بخش شرا شهرستان همدان در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان جیحون دشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۲ نفر (۸۰خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کرد در دانشنامه آزاد پارسی

کُرد
کُرد
کُرد
قوم بزرگ ایرانی خاورمیانه. مرکب از صدها ایل و طایفه و عشیره که بیشتر در کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه و جماعاتی هم در کشورهای آذربایجان، ارمنستان و لبنان و گروه کثیری از مهاجران آن نیز، در بعضی از کشورهای اروپای غربی نظیر آلمان سکونت دارند. عناصر استحاله یافتۀ کردی، در افغانستان، پاکستان، یمن، اردن و مصر نیز وجود دارد. پراکندگی کردها در ایران، بسیار گسترده است و صدها هزار نفر از آنان در مناطقی از استان های اردبیل، گیلان، قزوین، تهران، قم، مازندران، گلستان، خراسان، همدان، لرستان و ایلام سکونت دارند. جغرافیای پیوستۀ کرد، از استان های ایلام و لرستان و کرمانشاه، در غرب ایران تا کوه های توروس و سرچشمۀ رودخانۀ قزل ایرماق در مرکز شبه جزیرۀ آناتولی و از جنوب جمهوری ارمنستان و اطراف کوه آرارات تا خلیج اسکندرون امتداد دارد. رودخانۀ دجله بخشی از مرزهای غربی جغرافیای کرد و رودخانۀ فرات، به ویژه در حوزۀ علیای خود، بخش دیگری از مرزهای غربی آن را تشکیل می دهد. شرق ناحیۀ حلب و اطراف رودخانۀ خابور، از شاخه های رودخانۀ فرات در شمال سوریه، در این جغرافیای پیوسته قرار دارد. این گسترۀ وسیع مشتمل بر غرب ایران، شمال عراق، شمال سوریه و شرق ترکیه و بخش اندکی از جنوب ارمنستان است. اکثر کردان، سنی شافعی اند و صدها هزار نفر از آنان، به ویژه در جنوب نواحی کردنشین غرب ایران، شیعۀ امامیه و گروهی نیز پیرو مذهب اهل حق اند. کردهای ساکن در ترکیه نیز مذهب بکتاش قزلباش دارند. زنان کرد در زندگی خانوادگی آزادتر از زنان ترک یا ایران یا عرب بودند. تصوف، نفوذ فراوانی در میان کردها دارد و بسیاری از آنان پیرو فرقه های نقشبندیه و قادریه اند. در میان ایلات و طوایف بزرگ کرد می توان از آرتوشی، اتمانیکان، احمدوند، اورامانی، بابان، بادینان، بارزانی، بدلیسی، برازی، بلباس، پشدری، جاف، چمشگزکلو، حکاری، داوودی، دنبلی، دیرسملی، روزکی، زرزا، زعفرانلو، زنگنه، زیباری، سنجابی، شادلو، شقاقی، شکاک، شوان، صالحی، طالبانی، عمارلو، فیلی، کلهر، گلالی، گوران، لک، محمودی، مکری، منگور میران، میللی و هرکی نام برد. زبان کردی از گروه زبان های ایرانی بوده و به لهجه هایی نظیر کرمانجی و سورانی و گورانی تقسیم می شود. کردها یک گروه قومی غیر عرب و غیر ترک به شمار می روند. نیمه کوچ نشین اند. لباس های بومی هنوز در مناطق کوهستانی پوشیده می شود و سنت های قدرتمندی در زمینۀ شعر و موسیقی در میانشان وجود دارد. نخستین اسناد دربارۀ منشأ کردها در سنگ نبشته های سومری در حدود ۲۰۰۰پ م به چشم می خورد. کردها به ترتیب زیر سلطۀ مادها، پارسی ها، پارت ها و از قرن ۷م عرب ها بودند. آن ها دین اسلام را پذیرفتند و تا اندازه ای به خودمختاری دست یافتند و تا قرن ها آن را حفظ کردند. فرهنگ مکتوب کردی نیز مبتنی بر کتابت فارسی بوده و بالنسبه جدید است. برجسته ترین آثار فرهنگی کردی، به استثنای کتاب ها و نوشته های مذهبی، عبارت اند از هفت لشکر، رستم و سهراب، ارچه و شیرویه، بیژن و منیژه، خورشید خرامان، بهرام گلندام، ببر بیان، مهر و وفا. کتاب شرف نامۀ بدلیسی، از برجسته ترین آثار فرهنگ مکتوب قوم کرد، به زبان فارسی نوشته شده است. واژۀ کرد، از قدیم به معنای شبان و گوسفندچران چادرنشین، اعم از چادرنشینان فارس، یا خراسان بود. اولین مورخان و جغرافیانویسان مسلمان، بیش از ۳۳ طایفه از کردان چادرنشین کوچندۀ فارس را نام برده اند که از حدود اصفهان تا لب دریای فارس در حرکت بودند و بیهقی در ضمن حوادث ۴۳۱ق، به حضور کردان در سپاه سلطان مسعود غزنوی اشاره کرده است. واژۀ کردستان، بالنسبه جدید بوده و گویا از حدود قرن ۷ق به کار آمده است. طبق اخبار موجود، پیش از مغولان در غرب ناحیۀ جبال، جایگاه هایی نظیر شهرکرد و نظایر آن وجود داشته، اما ولایتی به نام کردستان پس از این روزگار به وجود آمده است. مقدمۀ تشکیل این ولایت در حکومت سلیمان شاه ایوایی بر قسمتی از جبال، در دورۀ خلافت مستنصر و مستعصم، آخرین خلفای عباسی، فراهم آمد. مغولان، به ویژه هنگام تجدید سازمان اداری قلمرو خود، با نگاه به آنچه از پیش وجود داشته است، دیوان های خود را برپا داشتند. ولایت کردستان نیز به عنوان یک واحد ثابت در جغرافیای اداری ایران، از تقسیم بندی های نظام اداری دورۀ مغولان ناشی شده است. کردان ناحیۀ جبال، در بسیاری از حوادث قرون اول اسلامی، نظیر شورش های خوارج و جنگ های مدعیان حکومت، شرکت داشتند. دولت های گوناگون کرد، از قرون ۴ تا ۹ق، نزدیک ۵۰۰ سال، در گوشه و کنار خاورمیانه، از قفقاز تا نیل، فرمانروایی می کردند. کردان شدادی ( ۳۴۰ ـ ۵۹۵ق) بیش از ۲۵۰ سال حاکم گنجه و دبیل و آنی بودند. ابوشجاع باذ، کرد حمیدیه و متصرف دیاربکر (۳۷۳ـ۳۸۰ق) حکومت آن ناحیه را برای کردان مروانی دیار بکر (۳۸۰ـ۴۸۹ق) مهیا کرد. خاندان برزیکانی حسنویه (۳۵۰ـ۴۳۹) در دورۀ حکومت عادلانۀ خود در ناحیۀ کرمانشاه، شهرتی متفاوت برای کردان قدیمی آفریدند. خاندان عنازی از کردان شاذنجانی (۳۸۱ـ بعد از ۵۷۰ق) در آغاز حاکم حلوان و پس از آن جانشین خاندان حسنویه شد. تشکیل دولت ایوبیان هذبانی مصر و شام در ۵۶۴ق، سلسلۀ پیروزی های صلیبیون را متوقف کرد. دولت های گوناگون ایوبی تا پایان قرن ۹ق در نواحی مختلف خاورمیانۀ عربی دوام آوردند. قوم کرد، از قرن دهم میان دولت های صفوی و عثمانی تقسیم شد و همین امر مبنای سکونت کنونی کردها است. اقتدار دولت های صفوی و عثمانی، مانع پیداش یا دوام حکومت های محلی کرد، نظیر اردلان، بابان، مکری، روزکی، پازوکی، محمودی، دنبلی، کلهر، زنگنه و دَه ها حکومت دیگر نشد. امارت اردلان در کردستان ایران، از قدیم ترین امارت های کرد، تا ۱۲۸۴ق، و امارت بابان در سلیمانیۀ عراق، که اعتباری برابر اردلان ها داشت، تا ۱۲۶۵ق دوام آوردند. تضعیف نسبی دولت عثمانی و پیدایش افکار و مطالبات نوین، گروه هایی از کردان تابع دولت عثمانی را به فکر جدایی از آن دولت سوق داد. بسیاری از کردان از میانه های جنگ جهانی اول به همکاری با دولت انگلیس گرایش یافتند. شیخ محمود برزنجی با توافق دولت انگلیس، حاکم نیمه خودمختار کردستان عراق شد و چون درصدد تشکیل نوعی حکومت نیمه مستقل برآمد، با حملۀ متقابل دولت انگلیس برافتاد. با این همه، آرزوی تشکیل دولت کرد، کماکان در دل کردان بود و محرک گروه های بزرگی از آنان برای مبارزه با دولت های مختلف عراقی شد. کردان ساکن در آناتولی شرقی، پس از تشکیل ترکیۀ جدید، با ترتیبات نژادگرایانۀ سختی روبه رو شدند که از پذیرش هرگونه تمایزی برای کردان خودداری داشت و برای نابودی آن تمایزات و حقوق ناشی از آن، هرگونه سرکوب گری را مجاز می دانست. اطلاق عنوان کرد برای این مردم ممنوع شد و همگی ترکان کوهستانی نام گرفتند. تنها در چند سال اخیر بعضی از حقوق کردان، نظیر حق انتخاب نام و برگزاری عید نوروز و اموری از این دست، پذیرفته شده است. در مارس ۲۰۰۳، پس از اشغال عراق به دست امریکا، ترکیه ضمن اعزام گروهی از نیروهای خود در شمال عراق و اشغال آن منطقه، مخالفت خود را با تأسیس هرگونه دولت خودمختار کردستان در این منطقه اعلام و تهدید کرد در صورتی که نفت کرکوک و موصل در اختیار کردها قرار بگیرد این منطقه را اشغال نظامی خواهد کرد. کردهای عراق در استان کرکوک، ناحیۀ کوهستانی شمال شرقی عراق، زندگی می کنند. کردان عراقی با مبارزات خود مانعی جدی در سر راه اعمال قیمومیت انگلستان بر عراق ایجاد کردند. پادشاهی مستقل عراق که به دورۀ قیمومیت انگلستان وفادار مانده بود، با حمایت های آن دولت همچنان به مبارزه با کردان ادامه داد. این دوره از حیات سیاسی کردان عراقی با نام مشایخ بارزانی، به ویژه ملا مصطفی بارزانی، درآمیخته است. جنبش کردان عراقی، به ویژه از ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۵م با فراز و نشیب های بسیاری همراه بود و با وجود پیروزی های درخور توجه سرانجام در این سال عملاً به پایان رسید و پانزده سال بعد به سبب شکست دولت بعثی عراق در جنگ خلیج فارس، بار دیگر احیا شد. در ۱۹۸۸، دولت عراق از سلاح های شیمیایی بر ضد کردها استفاده کرد تا آن ها را به سوی ترکیه براند. بیش از ۶هزار تن در حمله ای به روستای حلبچه کشته شدند. امروزه نواحی کردنشین عراق از سوی سازمان های اجتماعی کردان اداره می شود. کردهای سوریه صرفاً در حاشیۀ مرزی بین ترکیه و سوریه سکونت دارند. در سوریه، زبان و فرهنگ کردی ممنوع است. کردان ایران تا پیش از شورش معروف شیخ عبیدالله کرد، رهبر صوفیان پیرو فرقۀ نقشبندیۀ کردستان در ۱۲۹۷ق/۱۸۸۰م، از جنبش هایی شبیه به آنچه در عثمانی جریان داشت دور بودند؛ این شورش، نتایج تلخی به همراه داشت و میراث آن به اسماعیل آقا شکاک رسید. شورش های او از ترقی خواهی فاصلۀ بسیار داشت و به همین خاطر باعث بدترین جنگ خانگی در تاریخ معاصر ایران شد. جنبش های اجتماعی کردهای ایران از جهت مضمون و دامنۀ عمل با آنچه در عراق و ترکیه می گذشت، به ویژه از جهت فرقه گرایی، تفاوت بسیار داشت. در ۱۳۲۴ش، به سبب تغییر اوضاع سیاسی ایران و تحت تأثیر اوضاع بین المللی، جمهوری خودمختار مهاباد (جمهوری خلق کردستان) به ریاست قاضی محمد، یکی از رهبران سنتی کردهای ناحیۀ مکری، تشکیل شد که پس از یک سال حکومت سقوط کرد.

کرد در جدول کلمات

اقتصاد دان نروژی متولد 1895 که جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد و در سال 1973 وفات یافت |
راگنارفریش
اقتصاددان اهل بریتانیای کبیر و متولد 1907 که نوبل اقتصاد را دریافت کرد و در سال 1995 وفات یافت
جیمزمید
اقتصاددانی که معتقد است فقط نباید قیمت ها را اصلاح کرد که به توسعه یافتگی رسید ولی همین قیمت ها به بی فرجام ماندن توسعه یافتگی می انجامد
تیمر
این استان کشورمان در سال 1381 رتبه دهم را به لحاظ توسعه یافتگی دریافت کرد |
فارس
بدهی هایی را که باید در مدت کوتاه مالی (یک سال) کارسازی کرد مثل حقوق پرداختی
بدهی جاری
به اتفاق سردار اسعد بختیاری تهران را فتح کرد و مدت ها وکیل مجلس و نخست وزیر دوران مشروطه بود
سپهسالار تنکابنی
به جنگ هائی که خود پیامبر فرماندهی می کرد | می گویند
غزوه
پاک کرد و زدود
سترد
خالی کرد ن
تخلیه
در علم اقتصاد به سندی اطلاق می شود که مطابق آن شخص متعهد می شود مبلغ معینی را در وجه یا حواله کرد شخص دیگری بپردازد
سفته

معنی کرد به انگلیسی

kurd (اسم)
کرد ، اهل کردستان
did (فعل)
انجام داد ، کرد

معنی کلمه کرد به عربی

استقبل
أراحَ
أجرَي اختباراً (خِبْرَة)
اِرتاحَ
أحرَجَ
أبدي
استفتح
اِجْتَلَبَ
استنفر
أحصي
أَترَعَ
أحْجَمَ
استنكف
استحدث
أعرب عن أحاسيسه ، أعرب عن مشاعره
أبدي رأياً
أعرب عن أمله
أذانَ
استنكر
أعرب عن تشاؤمه
أعرب عن أسفه
أعرب عن مخاوفه
أعرب عن إمتنانه

کرد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی کرد

لک ٢٢:١٣ - ١٣٩٦/٠٤/٢٨
در دوران اسلامی واژه کرد به معنای رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار رفته‌است و طوایف دیگر ایرانی را نیز کرد معرفی شدن و کرد نژاد و قومیت نیست
|

آریا بهداروند ٠٨:٤٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٤
کرد یکی از اقوام ایرانی است
که در کشور ایران .ترکیه.سوریه.عراق
.ارمنستان .آذربایجان.ساکن هستند
ایل لک شاخه ای از قوم لر است که با قوم کرد خویشاوند است متاسفانه
در چند سال اخیر تعدادی بی سواد
ایل لر لک را قوم می دانند در حالی که
زبان آنها لری است و کلمات کردی در زبان آنها مشاهده می شود
کریم خان زند لر از ایل لر لک بود و خود را لر میدانست
آیا می شود ایلی را قوم نامید در حالی
که در هیچ جایی از تاریخ نامی از آن برده
نشده است در گذشته و حال آن رابا نام ایل لر لک می شناسند

ایل لر لک در استان لرستان.کرمانشاه
.ایلام.همدان.زندگی می کنند

تیره های از ایل لر لک در قم.مازندران.فارس.کرمان .زندگی می کند
این سوال پیش می آید که نقشه این بی سوادان چیست به چه می اندیشند.............

هم اکنون طوایف لک بابادی. کی لر*کلهر* مکوندی.زنگنه ایل چهارلنگ.عبدلی لک .
.کی لر *کلهر*گله.زند اورک.لک بختیاری.لشنی
زند.در ایل لر بختیاری زندگی می کنند
و خود را لر می دانند


زنده باد ایران و ایرانی
|

آریا بهداروند ١٠:٠٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٢
در زبان لری بختیاری به معنی
ک::کوه
رد*رهد*::رفت
کرد::کوه رهد؛کوه رفت

جمله لری
ائل کرد::عشایر به کوه کوچ کردند
اعراب این کلمه را با معنی
رمه گردان تفسیر کرده اند
Korad:::kohrahd

معنی حقیقی کلمات
ائل ::ایل
ائل وار::ایل و تبار
کرد:::کوه رفت

گردآورنده
آریا بهداروند
|

آریا بهداروند ١٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٢
در زبان لری بختیاری به معنی
کرد::
ک:کوه
رد:رهد.رفت
عشایر به کوه رفتند

پادشاه هان میان رودان از قبیله
کرتی نام برده است که در شمال میان رودان است*شمال عراق*

کرت:کرد،کوه رهد.
کلمه رهد در بین ایل بویر احمد
.ایل ممسنی و لیراوی و لر کوچک
و لر لک
رهت تلفظ می شود
کرت::کوه رهت::کوه رفت.ک رت,کرد
Ko rat::kohraht
|

محمدرضا ١٠:١٣ - ١٣٩٦/٠٩/١٩
کرد ربطی به کرت کردوخ و دیگر ندارد.زمانی که واژه یا نامهای کرت یا کردوک از پهنه گیتی ناپدید شد چند صد سال سپس ساسانیان به دودمانهای خود مانند دیلمیان ،سکایان،کرمانجیان و... کرد میگفتند و پس از فروپاشی فرمانروایی ساسانیان اربها به دودمانهای ایرانی مانند بلوچها ، پارسیان پارس و خوزستان که اعراب همه را از بین برد بند یا جز باسری ، عربهای ایرانی،کرمانجها،کلهرها،لرها،لکها،مکری ها، سورانیها، هورامیها یا اورامیها، و ... کرد میگوفتند.این کردان ماهیت ارب دارند چون اربها کرد را در تیره های ایرانی گذاشته اند.نیاز به بیان مکریها و کرمانجها و کلهرها از نیمروز و نیمروز خاوری چم از کرمان و بلوچستان زمان ساسانیان به جایی که اکنون هستند کوچ کردند
|

صلاح ٠٣:٤٢ - ١٣٩٦/١٢/١٧
قدیمیترین مردمان ایرانی اند که اولین تمدن ایران(ماد) را در 2700سال پیش به وجود آوردند و از نظر نژادی آریایی و نزدیکترین نژاد به آلمانیها.
تمدن هخامنشیان بر اساس تمدن ماد پایه گذاری شد واز نظر زبانی هم خانواده با زبان ها و گویشهای ایرانی اصیل مانند دری.بلوچی.گیلکی.مازنی.لری.تاتی.تالشی.پشتون .آزری قدیم در آذربایجان و...میباشد که خود زبان کردی(کوردی) امروزه نیز به چندین دسته تقسیم میشود
1.کردی باکور(کرمانجی و...)
2.کردی ناوَندی(اردلانی.مکریانی.سورانی و...)
3.کردی باشور (لکی.کلهری.فیلی و ...)
4.کردی گورانی(هَورامی.زازاکی و...)
از نظر دین نیز امروزه اکثرا مسلمان (اهل سنت پیغمبر (ص) و شیعیان حضرت علی( ع) و اهل بیت پیغمبر )و اقلیت سایر ادیان مانند یهودی مسیحی زرتشتی و ادیان تلفیقی باستانی و میترایسم مانند ایزدی و ... میباشند
کردها در هر جای دنیا مفتخر به ایرانی بودن خود هستند
|

واژگا ١٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٥
کرد= ک رد
ک=کُ= کو= گو =گاو
رد= رد جای پای گاو منظور اثر بجای مانده
کرد= رد گاو مقدس آسمانی(مریدان علم گاو) خورشید
|

آریا بهداروند ١٦:١٤ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
معنی شهرکرد
در زبان لری بختیاری لباس چوپانان را
کول زین*کولدین،کردین*می گویند

شهر کردین::مردمان لر بختیاری که لباس
کول زین*کول دین*می پوشند
کول::شانه
زین::لباسی مانند زین که برای جلوگیری از
سرما بر روی شانه های خود می انداختن
|

آریا بهداروند ٢٠:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
تمامی زبانهای اقوام در ایران
زیر مجموعه ی زبان فارسی هستند

حتی سلسله های ترک نژاد
مانند مغولان.ایلخانان.تیموریان.سلجوقی. غزنویان.صفوی.افشار.پهلوی.قاجار

در زمان حکومت بر ایران زبان رسمی
دولت خود
را زبان فارسی قرار دادند


|

زندی ٠٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
من از ایل لر لک
و از نسل کریم خان زند لر هستم
|

شهریار آریابد ١٤:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
در پارسی کهن " گرد " به معنای دلیر و بی پروا
گردان = گروه دلاوران
سرگرد = فرمانده گروه دلاوران
گردکوی( کردکوی) = محله دلاوران
شهر کرد = شهر دلاوران
|

دلیر ١٨:١٦ - ١٣٩٧/١٢/١٨
کردها قومی هستند که بطور عمده در ایران و ترکیه و عراق و سوریه زندگی می کنند بنابر امار غیررسمی دراین۴کشور حدود۶۵میلیون کرد ودرمان بویژه کشورهای سوئد و آلمان کلا بیش از۷۰میلیون نفر جمعیت دارند
کردهادرایران بطور گسترده در اکثر استان ها وجود دارند استان هایی که قریب به اکثریتشان کردهستندعبارت است از کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی والسلام و استان خراسان شمالی بیش از۶۰درصد جمعیت آنها کرد هستند و بصورت پراکنده روستاها وشهرهایی در استان های گیلان و البرز و فارس و خراسان رضوی انگلستان حضوردارند
کردها از اقوام قدیمی ایران محسوب می شوند که همواره در حفظ تمامیت ارزی ایران کوشیده اند از جمله ی این موارد می توان به کوچ کرد های غرب ایران به خراسان شمالی برای حفاظت از مرزهای ایران اشاره کرد
|

داریوش لر زنگنه ٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/١٨
ایل لر زنگنه ساکن استان کرمانشاه
ایل کلهر(کی لر ) ساکن در کرمانشاه
طایفه بالاوند لر بختیاری
ایل لر گوران

ایل لر کرمانج

کرمانشاه : کرمانجاه :محل سکونت ایل لر کرمانج
|

ژیوان ٢٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٧
کرد های از نسل هاشایمالاک فرزند بخت نصر هستند . در کتاب قصه الاولاد البخت النصر آمده است که خاسیملاک (هاشایمالاک)پس از اینکه پدرش مرد به کرکوک و نواحی آن رفت و در ساکن شد و تا قبل از اشکانیان آنجا بودند ولی به دلیل آفت محصولات به کوه های آذربایجان پناه بردند. و در آنجا ماندند و گسترش یافتند و تا حوالی شاشیا(شوش امروزی) آمدند.
|

سعید ٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥
در گذشته کورد یا کرد به معنای قومیتی امروز نبود بلکه به معنی کوچرو بوده است
|

لک ١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
چه خوشتان بیاید چه نیاد لرها هم کردند طبق کتب مسعودی قرن سوم و بسیاری از دانشمندان دیگر و با قوم گیل از یک تباریم یعنی یکی هستم اصلا از لحاظ قیافه بدرستی قابل تشخیص است حالا معلوم نیست قوم گیل فقط گیلان است یا مازندران نیز هست تاریخ را نمی توان پاک کرد
|

کاوه ٠١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
منبع:کتاب کورد کییه اثر پروفسور سوران‌حمه ره ش.
کورد نام منتقه ای از کوردستان ترکیه‌هست‌که قدیم با اسم کاردا، کوردا ،کاردوخی ،کردوخی نام برده میشده قومی از گوتی گورتی‌ بودند در انجا سکونت داشتند.که از نوادگان ماد ها بودن.بقیه داستان هایی که به‌کورد ها نصبت میدن هیچکدوم منبع خاصی نداره.
|

پیشنهاد شما درباره معنی کرد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نژاد کرد   • کتاب تاریخ کرد   • کرد کرمانشاه   • جمعیت کردهای ارومیه   • جمعیت کرد ایران   • مناطق کردنشین ایران   • جمعیت ترکهای ایران   • معنی کرد   • مفهوم کرد   • تعریف کرد   • معرفی کرد   • کرد چیست   • کرد یعنی چی   • کرد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کرد
کلمه : کرد
اشتباه تایپی : ;vn
آوا : kard
نقش : بن گذشته
عکس کرد : در گوگل


آیا معنی کرد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )