انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1067 100 1

کرمانج

کرمانج در دانشنامه ویکی پدیا

کرمانج
کُرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که به گویش کرمانجی سخن می گویند. کرمانج ها در کردستان ترکیه در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در آذربایجان غربی و شمال خراسان، ایل ملکشاهی در استان ایلام ساکن هستند. ]در شهرستان خلخال در جنوب استان اردبیل هم کردهای کرمانج ساکن هستند. کرمانج ها از ایل های کرد ایران بوده و در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به ویژه در روستای جابان و سربندان وخسروان وشهرستان رودبار به ویژه عمارلو و خورگام ساکن هستند.
کُرمانج نام گروه بزرگی از کردها است که به گویش کرمانجی سخن می گویند.
ایل های کرد ایران
کردهای خراسان
زبان کردی
دبکه
کرمانج ها در کردستان ترکیه در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در آذربایجان غربی و شمال خراسان، رودبار گیلان (ایل عمارلو) ایل ملکشاهی و ایل شوهان در استان ایلام ساکن هستند. در شهرستان خلخال در جنوب استان اردبیل هم کردهای کرمانج ساکن هستند. کرمانج ها از ایل های کرد ایران بوده و در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به ویژه در روستای جابان و سربندان وخسروان و شهرستان رودبار در استان گیلان به ویژه عمارلو در دهستان جیرنده و خورگام ساکن هستند.
اکثر مناطق کرمانج نشین در ایران، از جمله در شهرستان رودبار، خلخال، ارومیه، صومای برادوست، سلماس، خوی، ماکو، چالدران و بازرگان، به جز خراسان، همانند کردی کرمانجی جنوبی و مرکزی به صورت حلقه و دست در دست هم می رقصند؛ معمولاً بهترین رقصنده، زن یا مرد، نقش رهبری گروه، سرچوپی کِش (سه چۆپی کێش)، را به عهده می گیرد. سرچوپی کِش اولین نفر حلقه رقصندگان است. او با انجام ماهرانه حرکات نمایشی توسط دستمالی که در دست راست خود دارد و نیز به کمک اصواتی هیجان انگیز و گاهی با کلام ضمن افزودن بر هیجان رقصندگان مسئولیت تنظیم سرعت و ریتم حرکت گروه را بر عهده می گیرد. قرار گرفتن در این نقش جذابیت فراوانی دارد و رقصنده را در موقعیت بهتری نسبت به مابقی گروه قرار می دهد. سرچوپی کش گاهی برای ایجاد نشاط بیشتر می تواند از حلقه رقص جدا شده و با توجه به تبحر خویش حرکات نمایشی فردی نیز انجام دهد. بقیه گروه در حالیکه دست هایشان رو به زمین و در امتداد دو پهلویشان قرار دارد پنجه در پنجه رقصندگان مجاور ایجاد حلقه ای پیوسته می کنند. مطلوب ترین حالت قرار گرفتن رقصندگان به صورت (گندم و جو) یا به عبارتی یک زن و یک مرد به صورت یک در میان است. گاوانی آخرین رقصنده گروه است که هرچند نقش زیادی در ایجاد ریتم و نشاط رقص دارد اما کمتر کسی راغب به قرار گرفتن در این نقش است. این رقص همانند رقص مردم نواحی شام و کرانه مدیترانه، معروف به دبکه است.
اما، کردهای کرمانج خراسان، بر خلاف کردان دیگر نواحی، دست ها را به یکدیگر گره نمی کنند؛ یا، دست ها را بر شانهٔ هم نمی گذارند. بلکه، هر بازیگر حرکات موزون گروهی را به تنهایی اجرا می کند. این حرکات «گل و غنچه» نامیده می شود. جمع و باز شدن دایره که به چرخش های نیم دایره ای و پیچش مچ و دست زیبایی و شکوه خاصی به بازی ها می بخشد. قوشمه نوازان مشهور خراسان شمالی که در بین مردم شناخته شده اند، استاد علی آبچوری، استاد بهاری و منوچهر یزدانی هستند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کرمانج را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محسن قدیمی tarikhkormanji@ ١٧:٥١ - ١٣٩٦/٠١/٠٨
کُرمانج�نام گروه بزرگی از�کردها�است که به گویش کرمانجی�سخن می‌گویند. کرمانج‌ها در�کردستان ترکیه�در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در�آذربایجان غربی�و شمال�خراسان،�ایل ملکشاهی�در�استان ایلام�ساکن هستند. [[خیلی از کردها از کلمه کرمانج به جای کرد استفاده می‌کنند و زبان کردی را کرمانجی هم می‌نامند چون بر این باورند که ریشه کلمه کرمانج از کلمه کورماد (کور به معنی پسر ماد)یعنی پسر ماد یا فرزند ماد می‌باشد که با گذشت زمان به کرمانج و درنهایت کرد (کورد)تغییر کرده
|

نازنین ٠٧:٣٢ - ١٣٩٦/٠١/١٨
نام گروه بزرگی از کردها که به گویش کرمانجی سخن می گویند. کرمانج ها در کردستان ترکیه در خاور و جنوب خاوری ترکیه، در ایران در آذربایجان غربی و شمال خراسان ساکن هستند.[۱] همچنین در شمال سوریه، در جنوب غربی ارمنستان( شهر "اله گز" و ...)، اقلیتی در مسکو روسیه و شهر تفلیس گرجستان و بخشی هم در اردن.
کرمانجی ( شاخه شمالی) یکی از سه شاخه اصلی زبان کردی است دیگر شاخه ها، کردی مرکزی(سورانی) و کردی جنوبی(کرمانشاهی) می باشند.
کرمانج ها در نواحی مختلف ایران پراکنده هستند از جمله در نواحی ای از بلوچستان و سیستان و در ناحیه دماوند (تهران) بویژه در روستاهای سربندان، جابان و سرخده و شهرستان رودبار به ویژه عمارلو و خورگام ساکن هستند.
کرمانج
نام گروهی قوم بزرگ کرد که به زبان کرمانجی سخن می گویند، در تاریخ ایران محافظ مرز های شمال شرق ایران زمین، دراری سردارانی بزرگ همچون نادر شاه و فرهنگ بسیار غنی فولکلور و موسیقی و رقص های بسیار پرتحرک هستند.
فرهنگ فولکلور این قوم در ایران در قسمت هایی به دلیل پراکندگی مردمش در خطر نابودی است.
|

آریا بهداروند ١٢:٤٦ - ١٣٩٦/٠٨/١٨
در زبان لری بختیاری
کران منجزی ::کران منجی
پسر ان معجزه گر.
(((لر بزرگ از نسل بختیار و پسرش بیژن است )))))


در زمان سلسله صفوی بعضی از
ایلات لر بختیاروند در بین مرز ایران و عثمانی زندگی می کردند


در جریان جنگ عثمانی و ایران در زمان
شاه اسماعیل صفوی، رستم خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند به کمک سپاه صفوی ر و
در راه وطن کشته شد

ایل منجزی او را رستم پلنگ نامیدند
&&&&&&
شجرنامه ایل منجزی بختیاروند
از نسل جمشید کیانی
خورشید
بکر *به کر.حاکم دیار بکر*
محمد
شجاع الدین خورشید
سپهسالار بختیار*بدر. بهدار.بیدار*
حاکم جزیره بختی
جمال الدین *باجمان .با جول.بجن
.بیژن*
1-شیخ محمد عالی خان بختیاروند

2-ملکشاه بختیاروند *ملشه.میشه *

3-شیخ ابوالحسن بختیاروند

4-سهراب خان بختیاروند

5-رستم خان پلنگ بختیاروند

6-شاه حسین خان بختیاروند

7-جهانگیر خان بختیاروند *فیلتن.پیلتن .طهماسب قلی *

8-خلیل خان ایل بیگی بختیاروند

9-شاهمنصور خان بختیاروند
*شامصیر.مصیر.شه میر*
10-رستم بیگ آقاسی قوللر*قوی دلیر لر*فرمانده جنگجویان لر پیاده
صفوی
11-تاج الدین امیر قنبر
12-عالی ویسی خان بختیاروند
*****
1-طایفه شیخ محمد خالی لملمی منجزی
*شمخال.شیخ عالی*
2-طایفه ملشه وند لملمی منجزی
*ملکشاه.میشه*
تیره گمار تردی بهداروند *هزاره میشی.
هزار ملکشاهی *
3-ایل ابوالحسنی منجزی
4-طایفه سهراب بختیاروند
5-طایفه رستم پلنگ خلیلی بیگیوند
7-جهانگیر خان بختیاروند
8-خلیل خان ایل بیگی جد طایفه خلیلی بیگیوند بیگیوند منجزی
طایفه آشتیان وند خلیلی بیگیوند بیگیوند منجزی





*****
******

در جریان جنگ ایران و عثمانی
و بعد از شکست شاه طهماسب صفوی
و پناه آوردن او به کوههای لرستان
ایل بختیاروند به فرماندهی جهانگیرخان بختیاروند به کمک سپاه صفوی رفت و لشگر عثمانی را شکست
دادند


شاه صفوی این پیروزی را معجزه نامید و نیروهای بختیاروند را پسران معجزه گر نامید

(((به زبان لری
*کران منجی *))

و از آن موقع نام این گروه از ایل بختیاروند معجزه گر است

نام ایلات لر بختیاروند

1#-ایل کرمانج*کر منجی * ::پسر معجزه گر
2-ایل منجزی * کرمانجزی.کر منجی *:::معجزه گر

3-ایل منجانی *بالاگریوه *لرستان

4-ایلات کرمانجاه*کرمانشاه *

طایفه منجی*منجزی *در ایل جانکی بختیاروند
طایفه خلیلی منجی در لردگان

طایفه منجینی *منجزی *در باغملک
نام فامیلی برون.سواری


کران منجزی ::پسران معجزه گر
کران مانجی::پسران معجزه گر
طایفه کران بختیاروند در فارسان
طایفه کرانلو.
طایفه کرنلی
طایفه کورانی
طایفه کورانی*گورانی*
طایفه کورونی *گوروئی*
طایفه بختیارونددر ایل زنگنه
کرمانشاه
طایفه کر زنگنه در ایل کیانرسی بختیاری
طایفه کرانی*کورانی.گورانی*
طایفه کریایی*کلیایی*
طایفه کر شولی*زبان لری بختیاری *
طایفه اورامی
تیره اورامه در طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی *منجزی پلنگ *

ایل کرایی*کرانی.کورش عالی.گرایی.
کرونی.کورانی*بختیاروند

جهانگیر خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند به ایلخانی لر بزرگ منصوب شد و به خاطر
شجاعت ایل بختیاروند نام
قوم لر بزرگ را بختیاری گذاشتند

ایلات
بختیاری (چهارلنگ.هفت لنگ.
کرمانج.منجزی.بویر احمد.کهگیلویه.ممسنی
.شبانکاره.کور شولی.سیوند
.لیراوی .منجانی .کرمانجاهی ))

جهانگیر خان بختیاروند اولین رئیس ایل کرمانج و منجزی
بود
بعد از جهانگیر خان بختیاروند
خلیل خان ایل بیگی
ایلخان بختیاری ها شد

خلیل خان بختیاروند جدید
طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی
*حلیلی.حالیلی.آلیلی. حلیلوند
.خلیلوند. هلیلی.عالی ایلی*

طایفه خلیلی بیگیوند معروف
به منجزی پلنگ


بزرگان طایفه خلیلی بیگیوند منجزی


خلیل خان ایل بیگی
شاهمنصور خان
آقاسی خان فرمانده جنگجویان لر پیاده صفوی *آلوار کران.الوار کارون.
الوار کرمانجی *کرمنجزی *
قاسم خان
احمد خان بختیاروند
تاج الدین خان بختیاروند
عبدالله خان بختیاروند

علی صالح خان بختیاروند فرمانده نیروهای بختیاری در فتح قندهار و هندوستان

آدینه خان بختیاروند مشاور نادرشاه
اسماعیل خان بختیاروند

ابوالفتح خان بختیاروند متحد کریم خان زند لر

تقی خان هارونی خلیلی
****&&&&
ایل سالک بختیاروند
طوایف
سرلک*سلک*
سالکین*سلچین. سلحشور*
سله چیوایی
سالک لر*سالور.*
ایل الک بختیاروند ::
ایلات الک
ایل لک*ا--لک.ایل لک*
ایل دورکی::دولک.دو الک
طایفه اورک::اولک. الک
طایفه الکی بختیاروند
تیره ی گو زه الکی اورک
تیره سر اولکی اورک
تش گل بام لکی اورک


*******
هفت کر خلیل خان ایل بیگی
*هفت پسر *

1-مهدی جد تیره عالی و لالی در ایل پاپی.جد مهدی پوران و مهدی وند ها
در طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی

2-شاهمنصور جد طایفه آشتیانی
3-احمد جد طایفه احمدوند
4-خیرالدین جد طایفه خیری وند
5-تاج الدین جد طایفه تاجدی وند
6-اردشیر جد طایفه شروند
7-بالی*بلی*جد طایفه بلیتیوند

طایفه هارونی جزء خلیلی بیگیوند

طایفه اسماعیل وندجزء خلیلی بیگیوند
*اسماعیل پسر یوسف *

طایفه سوند*شاهسوند *خلیلی
طایفه تکی*تکه*خلیلی
طایفه مستقل زیلایی خلیلی بیگیوند پلنگ

طایفه زیلایی پلنگ در قشقایی
طایفه صفی خانی لر در قشقایی
طایفه مال احمدی در قشقایی
تیره مال احمدی در طایفه قراچه قشقایی
تیره مال احمدی در چوپانکاره قشقایی

طایفه خلیلی لر در خلیل شهر
محله کشمیر خیل خلیل شهر

منطقه میان خیل کشمیر.دربند.
مرغاب.منجان.کران
محل سکونت ایل منجزی در هندوستان


زبان منجی برغانی در کشمیر.نورستان.سو ات

منجی برغانی :::
منطقه بیرگان*برگان* محل سکونت
ایل منجزی در کوهرنگ


|

شالو ٠٢:٤٧ - ١٣٩٧/٠٦/٠٧
کرمانشاه :::کرمانجاه
کرمانشاه ::باختران::بختیاران
|

لر لکی ١٥:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
ایل حسنکیفا از ایل بزرگ لر بختیاروند
طوایف حسنکیفا *حسنکی*::
شوهان
بجنوی*بجنوردی*
کردلی بزرگ
کردلی کوچک
کشکی*کی اشکی*
محلبی
مهرانی
آسترکی
جلکی
خندقی
شقاقی*شاقی.شاکی.شکاکی*
..
...
...
...

شهر حسن کیف ترکیه
جزیره بختی *بختیار*

منطقه حسن کیف مازندران
شهر کلاردشت مازندران
تیره کلار طایفه حسنکی*حسنکیفا *لر بختیاروند

طایفه آسترکی لربختیاری
طایفه کشکی بختیاروند
طایفه شاکی بختیاروند
شهر جلکان *جلکی*بختیاروند

طایفه حسنکی ایل لر بختیاروند (اسنکی.استکی.حسنکیفا )
تیره ها
کلار
کاید
حیدری
جافر*زفر. زافر*
کی وران*گهوران.گوران*
کلوری*کلهری*

طایفه گوران
طایفه زفرانلو حسنانلو بهارلو
تیره زفر حسنکی بهداروند *بهادروند *

ایل بزرگ لر بختیاروند (بیداروند.بهداروند.بهادروند )
|

کورد ١٠:٥٠ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧
واژه کرمانج در اصل کرمانگ است به معنی پسر ماه
|

زکریا ٢٣:١٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
کر=پسر
امانج=هدف و امال و ناجی
کرمانج=پسر نجات بخش، امید وار، هدف مند
|

علی ٢٠:٢٤ - ١٣٩٧/١٢/١٧
ایل لر کرمانج از نژاد اقوام پارس وماد

شهر پارسوماش (مسجدسلیمان.انشان سوسنکا.استخر )

کوروش در شهر انشان سوسنکا به
دنیا آمد

مادر کوروش هخامنشی از قوم ماد بود


کوروش هخامنشی بعد از متحد کردن اقوام پارس و ماد نام شهر انشان را پارسوماش
گذاشت


منطقه سوسن اندیکا (سوسنکا )مسجدسلیمان

منطقه سوسن جزیی از بخش چلو
مسجدسلیمان است

شهر بردنشانده هخامنشی
کلگه زرین
آتشکده هخامنشی
قلعه بردی


چوقا لباس ایل بزرگ لر بختیاری

چوخه لباس ایل لر کرمانج بختیاروند

چوقا(چوخا.چوخه.چوقه )

چوقا کیارسی بختیاری
طایفه کیارسی ایل لر بختیاروند
کیارسی (کی آرشی )
|

حەمەدەمین بێهڕاد ناڵبەندئ سابڵاغی موکریانی کوردی ١٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٦/٣٠
تو ناحیه ما شهرستانی ها و به ویژه سابڵاغی ها(مهابادی های اسل و بومی) به روستاییهای بی فرهنگ و نسب که اموال و رعیت ئاغاوەت ها(مالکان روستا) هستند گفته میشه ‌ همچنین پیش کوردهای شهرستانی اسل و پیر ها فحش نیز محسوب میباشد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کرمانج   • مفهوم کرمانج   • تعریف کرمانج   • معرفی کرمانج   • کرمانج چیست   • کرمانج یعنی چی   • کرمانج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کرمانج
کلمه : کرمانج
اشتباه تایپی : ;vlhk[
عکس کرمانج : در گوگل


آیا معنی کرمانج مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )