برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

کرو

معنی کرو در لغت نامه دهخدا

کرو. [ ک َ رَ ] (اِ) پرده ٔ سفیدی را گویند مانند کاغذ که عنکبوت سازد و در آن تخم کند و بچه برآرد. (برهان ) (آنندراج ). کره. کری. (جهانگیری ). نوعی از نسج عنکبوت. (فهرست مخزن الادویه ).

کرو. [ ک ُ ] (اِخ ) نام یکی ازخویشان افراسیاب و او در کشتن سیاوش سعی بسیار می کرد. (برهان ) (آنندراج ). گرو. رجوع به گروی زره شود.

کرو. [ ک ِ رَ / ک َرْوْ ] (ص ) دندانی را گویند که میان آن تهی و کاواک شده باشد. (برهان ) (آنندراج ). دندان نیم ریخته. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). دندان میان تهی و کاواک شده و شکسته و ناهموار. (ناظم الاطباء). کروه. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). کاواک. تهی و فرسوده. (صحاح الفرس ). پوک. اجوف. مجوف [ دندان ] :
سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمع
سزد که او نکند طمع پیر دندان کرو.
کسائی.
باز چون برگرفت دست ز روی
کرودندان و پشت چوگان است.
رودکی.
|| هر چیز میان تهی و پوک ، چون : گردو و جز آن :
ای دو بادام تو چو گوز کرو
مانده از دست کودکان در کو.
سنائی.

کرو. [ ک ِ رَ ] (اِ) کشتی کوچک را خوانند و آن را سنبک نیز گویند. (جهانگیری ). کشتی و جهاز کوچک. (برهان ). کشتی خرد که در دریا باشد. (غیاث اللغات ). کشتی و جهاز کوچک را نیز گویند مستند بدین بیت شیخ سعدی :
جوانی پاک باز و پاکرو بود
که با پاکیزه رویی در کرو بود.
(آنندراج ).
این معنی را جهانگیری از شعر سعدی استنباط کرده است. رشیدی گوید: او در این معنی متفرد است و معنی مزبور درست نیست چه از بیت دوم :
شنیدستم که در دریای اعظم
به گردابی درافتادند با هم.
تلویحاً بودن آنان در کشتی استنباط می شود و صحیح «در گرو بود» است ، یعنی عاشق او بود و مشهور هم همین است. ولی باید دانست که این کلمه به همین معنی در سواحل خلیج فارس مستعمل است. (از فرهنگ فارسی معین ).

کرو. [ ک ِ رَ / ک َرْوْ ] (اِ) کاهوی تلخ. || کاسنی. (ناظم الاطباء).

کرو. [ ک َرْوْ ] (ع مص ) کندن زمین را. || برآوردن چاه را به چوب و جز آن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). برزیدن چاه. (تاج المصادر). || بارها کردن کاری را. (آنندراج ...

معنی کرو به فارسی

کرو
( کروی زره ) یکی از خویشان افراسیاب که در کشتن سیاوش سعی بسیار داشت ( داستان ) .
کشتی کوچک، زورق، کرجی بادی
( اسم ) فرهنگ نویسان بمعنی کشتی و جهاز کوچک و زورق نوشته اند و این معنی را جهانگیری از شعر سعدی استنباط کرده : [ جوانی پاک بازو پاکرو بود که با پاکیزه رویی در کرو بود ] . [ شنیدستم که در دریای اعظم بگردابی در افتادند با هم ... ] . رشیدی گوید : او در این معنی متفرد است . معنی مزبور درست نیست . چه از بیت دوم تلویحا بودن آنان در کشتی استنباط میشود و صحیح [ در گرو بود ] است . یعنی عاشق او بود و مشهور هم همین است . ولی باید دانست که این کلمه بهمین معنی در سواحل خلیج فارس مستعمل است .
به فارسی زبد است و نیز به فارسی مسکه وبه هندی مکهن نامند.کره
[ گویش مازنی ] /karoo/ از مکان های واقع در منطقه ی زیارت در جنوب گرگان & جایگاه سر پوشیده ی بره - آهسته & جوانه ای که هنوز باز نشده باشد - یکی از واحدهای شمارش، مخفف کرور معادل پانصدهزار
[ گویش مازنی ] /karoo kelaa/ از توابع لاله آباد واقع در شهرستان بابل
شهری در اسپانیا که در زمان رومانیان بهمین نام خوانده میشد و عرب آنرا لورقه نامیدند .
آنکه دندان کاواک و پوسیده دارد .
دهی است از دهستان گاورود بخش حومه شهرستان سنندج .
[ گویش مازنی ] /vare karoo/ جایگاه شبانه ی بره ها
جائیکه در آن کشتیها و جهازها سازند

معنی کرو در فرهنگ معین

کرو
(کِ یا کَ) (اِ.) دندان فرسوده و کرم خورده .
(کِ رَ) (اِ.) زورق ، کشتی کوچک .
(کَ) (اِ.) = کره . کری : پردة سفیدی که عنکبوت سازد و در آن تخم کند و بچه برآرد.

معنی کرو در فرهنگ فارسی عمید

کرو
ویژگی دندان فرسوده و کرم خورده.
قایق: جوانی پاک بازِ پاک رو بود / که با پاکیزه رویی در کرو بود (سعدی: ۱۴۸).

کرو در دانشنامه ویکی پدیا

کرو
کرو (به آلمانی: Cro) (نام اصلی کارلو وایبل (به آلمانی: Carlo Waibel)) زادهٔ ۳۱ ژانویه در آلن، خواننده، رپر و طراح آلمانی است. موسیقی او ترکیبی از رپ و پاپ است و خودش آن را با عنوان راوپ (Raop) توصیف می کند.
کرو از سن ۱۳ سالگی شروع به ضبط موسیقی کرد. او پیانو و گیتار را نیز در خردسالی آموخت. در سال ۲۰۰۹، اولین رمیکس با نام Trash و در فوریه ۲۰۱۱ دومین میکس تیپ خود را با نام 'ماینه موزیک' (به آلمانی: Meine Musik) را منتشر کرد که برای دانلود رایگان در دسترس بود. او تمام آن ها را به تنهایی درست کرده بود و در همین کارش از سوی خواننده هیپ هاپ آلمانی 'کاز' شناخته شد. کرو علاوه بر کار موسیقی به عنوان یک طراح نیز فعال است و قبلاً به عنوان یک طراح رسانه ها و کاریکاتوریست برای روزنامه اشتوتگارتر کار می کرد.
عکس کرو
کرو (به اسپانیایی: Quero) یک شهرستان در اسپانیا است که در استان تولدو واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
کرو ۱۰۳٫۹۲ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۳۱۱ نفر جمعیت دارد و ۶۴۸٫۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
کرو، انگلستان (به انگلیسی: Crewe) شهری در منطقهٔ گلاسگو کشور انگلستان است که این کشور خود بخشی از بریتانیا محسوب می شود. این شهر در سال ۱۹۹۱ میلادی ۶۳٫۳۵۱ نفر جمعیت داشته و در سرشماری سال ۲۰۰۱ جمعیت آن به ۶۷٫۶۸۳ نفر رسیده است. میزان رشد سالانهٔ جمعیت کریو، انگلستان ‎۱٫۵۴ درصد می باشد و جمعیت این شهر در سال ۲۰۱۲ به ۸۰٫۰۶۷ نفر تغییر یافت.
فهرست شهرهای پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
کرو (به انگلیسی: Crow) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان لین، اورگن واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کرو

کرو در جدول کلمات

از فیلم های اخیر راسل کرو که در آن نقش یکی از پیامبران را بازی کرده است
نوح
ریاضی دان نابغه آمریکایی و برنده نوبل اقتصاد که راسل کرو در فیلم یک ذهن زیبا نقش او را بازی کرد
نش
ساخته دارن آرونوفسکی با بازی راسل کرو | اما واتسون و جنیفر کانل
نوح
فیلم پرحاشیه دارن آرونوفسکی با حضور راسل کرو | جنیفر کانلی | آنتونی هاپکینز و••• که مدتی پیش اکران شد
نوح
کیسه کوچک پلاستیکی استوانه ای یا کرو ی شکل که برای بازی یا تزئین آن را پر از باد میکنند
بادکنک

کرو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غلام چیتا
به فردی گفته میشود که گوشش به درستی نمیشنود و بیشتر به عنوان پسوند استفاده میشود و در جنوب کشور یکی از القاب زیباست
مثال: طالب کرو ، غلام کرو،مهدی کَرو
مصیب مهرآشیان مسکنی
شعر سعدی بایدچنین باشد
جوانی پاکبازو پاک رو بود
که با پاکیزه روئی درک رو بود.

بعنی صورت زیبایی را درک کرد و عاشق گردید. چون عشق یک کودتای ناگهانی بر علیه حکومت عقل است وتا حاکم شود از عقل خبری واثری نیست. و بعداز درک رو باز کرو به معنی قایق و بلم سالم تر است چون گرو هم وزن درو مثل گندم درو است و واکه واو در گرو و درو واکه بزرگ و دوبرابر واکه جو مو بو رو سو است منکه شاعرم هرگز چنین خطایی نمیکنم حضرت سعدی که شیخ و رئیس تمام شعرا است هرگز همیشه خوانش غلط واژه جالب شاعرانه را کم رنگ کرده و حتی در چنین مواردی من شرحی در زیر اشعارم مینویسم ولی باز هم بی فایده است ...مثلا ایوان کی را ایوانکی یک ایوان کوچک میخوانند شاعر هدف یک ایوان بزرگ پادشاهی در خور کی که مخفف کیکاوس و کیخسرو است ولی در خوانش شده ایوانکی کوچک ومختصر و بی شک این شعر سعدی همانگونه است و درک رو سروده ولی خوانش غلط انرا کرو نموده است
مصیب مهرآشیان مسکنی
کرو=ثروت زیاد با لای میلیون و میلیارد است
مصیب مهرآشیان مسکنی
کرو=میلیون میلیون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلمی با بازی راسل کرو در جدول   • داستان داستایوفسکی   • راسل کرو فیلمها   • دانیله اسپنسر   • راسل کرو در نقش کوروش کبیر   • خودروساز ایتالیایی   • فیلمی با بازی راسل کرو در جدولانه   • لوله انتقال آب   • معنی کرو   • مفهوم کرو   • تعریف کرو   • معرفی کرو   • کرو چیست   • کرو یعنی چی   • کرو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کرو
کلمه : کرو
اشتباه تایپی : ;v,
عکس کرو : در گوگل

آیا معنی کرو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )