برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1227 100 1

کرکم

معنی کرکم در لغت نامه دهخدا

کرکم. [ ک َ ک َ ] (اِ) قوس قزح را گویند. (برهان ) (آنندراج ). آژفنداک. (ناظم الاطباء). کمان رستم. (یادداشت مؤلف ) :
فلک مر جامه ای را ماند ازرق
مر او را چون طرازی خوب کرکم.
بهرامی.

کرکم. [ ک ُ ک ُ ] (اِ) زعفران. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). عربی زعفران. (غیاث اللغات ). لیث گوید: آن زعفران است و ابوعمرو گوید کرکم و کرنب نباتی است که به زعفران مشابهت دارد. (ترجمه ٔ صیدنه ). ابن سراج گوید: کُرکُم اعجمی است و زعفران است واحد آن کرکمة است. و در حدیث است : تغیر وجه جبریل حتی عاد کانه کرکمة. (از المعرب ص 219). || بیخ ورس. (برهان ). عصفر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). عصفر و گفته اند شبیه آن است. کرکمة، پاره ای از آن. (از اقرب الموارد). || زردچوبه. زرچوبه. هَرد. (یادداشت مؤلف ). عروق الصفر. دارزرد. (برهان ذیل دارزرد). نوعی از عروق صفر را نامند. (فهرست مخزن الادویه ). || بعضی گویند داروئی است که به زیره ماند. (ترجمه ٔ صیدنه ). || مصطکی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || علک. (اقرب الموارد). || نزد بعضی مامیران است. (فهرست مخزن الادویه ).

کرکم. [ ک َ ک َ ] (اِخ ) دهی است در استرآباد. (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 130 و ترجمه ٔ آن ص 174).

معنی کرکم به فارسی

کرکم
( اسم ) ۱ - زعفران ۲ - زعفران هندی . ۳ - زرد چوبه .

معنی کرکم در فرهنگ معین

کرکم
(کَ کَ) (اِ.) رنگین کمان .

معنی کرکم در فرهنگ فارسی عمید

کرکم
= رنگین کمان: فلک مر جامه ای را مانَد ازرق / مر او را چون طرازی خوب کرکم (بهرامی: شاعران بی دیوان: ۴۰۸ ).

کرکم را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کرکم   • مفهوم کرکم   • تعریف کرکم   • معرفی کرکم   • کرکم چیست   • کرکم یعنی چی   • کرکم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کرکم
کلمه : کرکم
اشتباه تایپی : ;v;l
عکس کرکم : در گوگل

آیا معنی کرکم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )