برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1291 100 1

کرک

/karak/

مترادف کرک: بدبده، بلدرچین، کراک، وشم، ولج

معنی کرک در لغت نامه دهخدا

کرک. [ ک َ رَ] (اِ) لوئی. کُخ. لُخ. دخ. دوخ. پیزر. (یادداشت مؤلف ). پُرزهای گل این گیاه را بناها در ساروج ریزند برای جلوگیری از شکاف خوردن آن. رجوع به لوئی شود.

کرک. [ ] (اِخ ) بنابه نقل تاریخ بیهقی قلعه ای بوده است در جبال هرات : و نامه ها که از کوتوال کرک آمدی همه عبدوس عرضه کردی. (تاریخ بیهقی ). و حاجب بزرگ علی را مؤذن معتمد عبدوس به قلعه ٔ کرک برد که در جبال هرات است و به کوتوال آنجا سپرد. (تاریخ بیهقی ).

کرک. [ ک ُ ] (ص ) مرغ باشد بر سر خایه نشسته تا چوزه برآرد. (فرهنگ اسدی ). ماکیانی را گویند که از بیضه کردن بازآمده و مست شده باشد. (برهان ). کُرج. کرچ. کپ. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مُقِفّه. (آنندراج ). ماکیان را گویند که از تخم کردن و بیضه دادن بازمانده باشد. (فرهنگ جهانگیری ). مرغ مست بچه برآوردن. مرغ که به جوجه برآوردن آمده است. (یادداشت مؤلف ) :
من به خانه اندر و آن عیسی عطار شما
هر دو یک جای نشینیم چو دو مرغ کرک.
ابوالعباس.
یکی آتش آید هم از سوی ترک
بر آتش نشینیم چون مرغ کرک.
؟ (از فرهنگ اسدی ).
دگر فاضلان ماکیانان کرک
نیارند در پیش او خایه داد.
سوزنی سمرقندی (از فرهنگ جهانگیری ).
طفل را نیست بهتر از دایه
کرک داند نهفتن خایه.
اوحدی.

کرک. [ ک ُ ] (اِ) پشم نرمی را گویند که از بن موی بز بروید و آن را به شانه برآورند و ریسند و شال و امثال آن بافند و از آن تکیه و نمد و کلاه و کپنک و مانند آن هم بمالند. (برهان ) (آنندراج ). کُلک. (فرهنگ جهانگیری ). تفتیک. پشم بسیار باریک و نرم. (یادداشت مؤلف ) :
تأثیردر لباس مرا غفلتی نبود
خوابی نداشت مخمل کرک لباده ام.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
|| هر پارچه و جامه که از پشم نرم کرده باشند. (یادداشت مؤلف ). || پوستین. پوستین نرم. پوستین از پوست گوسفند که پشم آن بر جای باشد. (یادداشت مؤلف ). || پرز و گره هایی که بر روی مخمل و شال و کرباس بدباف نمایان باشد و آن را لاس و پرزه نیز گویند. (آنندراج ). خَمَل. زغب. پرز. بسیار گره پیدا کرده ابریشم و غیره. (یادداشت مؤلف ). || ریزه های پشم که از ...

معنی کرک به فارسی

کرک
دهی است از دهستان پایین شهرستان نهاوند در ۷ کیلومتری جنوب باختر نهاوند دامنه و سردسیر دارای ۱٠٠٠ تن سکنه محصول غله توتون و لبنیات .
( اسم ) ۱ - پشم نرمی که از بن موی بز روید و آنرا با شانه بر آورند و ریسند و شال و امثال آن بافند و از آن نمد و کلاه و کپنک و غیره مالند : [ تاثیر . در لباس مرا غفلتی نبود خوابی نداشت مخمل کرک لباده ام ] . ( محسن تاثیر ) ۲ - مو های نازک پرندگان . ۳ - پرز میوه ها : [ میو. شلیل از هلو کوچکتر و بدون کرک است ] . ۴ - پشم یا پر بسیار نرم
سرخ . احمر یقال ثوب کرک و خوج کرک
[fimbria] [زیست شناسی-میکرب شناسی] هریک از رشته های پروتئینی نازک بر روی سطح برخی یاخته های میکربی
[trichome] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ساختار خارجی مومانندی در گیاهان
[ گویش مازنی ] /kerk/ مرغ - برجستگی های نرم و منعطف روی قالی & گلو، حلق - چوبی که پشت سر نصب کرده و در را محکم کنند – کلون در & بخشی از محصولات لبنی & دیگ بزرگ & & اهرم & کپک
[ گویش مازنی ] /kerk aable/ آبله مرغان
[pubescent] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی سطحی با کرک های ظریف و راست و کوتاه و نرم و تقریباً پراکنده
[ گویش مازنی ] /kerk esbijak/ شپشک های مرغ خانگی
[ گویش مازنی ] /kerk ole/ نام روستایی در کجور
کرک انداختن سخن یا گفتگو یا صحبت . گرم شدن و ادامه یافتن .
عمل کرک باز
[ گویش مازنی ] /kerk bare shaal/ نوعی گربه ی وحشی که به دلیل مهارت در دزدیدن مرغ خانگی به این نام شهره شده است
کرک بیاردن ...

معنی کرک در فرهنگ معین

کرک
(کُ) (ص .) ماکیانی که از بیضه کردن باز آمده و مست شده باشد.
(کُ) (اِ.) پشم نرم .
(کَ رَ) (اِ.) بدبدک ، بلدرچین ، سلوی .
( ~ .) (اِ.) سقف خانه .
(کَ) مرغ خانگی ، ماکیان .
( ~ .) (اِ.) خرچنگ .

معنی کرک در فرهنگ فارسی عمید

کرک
= کُرچ
= بلدرچین
۱. پشم یا پر بسیارنرم.
۲. پرز های نرم و لطیفی که از بن مو های بز می روید و آن ها را با شانه می گیرند و پس از ریسیدن در بافتن پارچه های کرکی به کار می برند، گلغر، تفتیک، پت، تبت، تبد.
۳. (زیست شناسی) از اجزای رو پوست گیاهان که عمل آن جذب مواد یا تخفیف عمل تعرق است.

کرک در دانشنامه ویکی پدیا

کرک
کرک ممکن است در معناهای زیر به کار رود:
کُرک (الیاف): نام نوعی الیاف نساجی است.
کِرَک: تلفظ دیگر ماده های مخدر کِراک هروئین یا کِراک کوکائین است.
استان کَرَک: نام یکی از استان های اردن است.
کَرَک (اردن): نام شهری است در اردن.
کورک (ایرلند): نام شهری است در ایرلند.
کرک (لبنان)
کُرک (گیاهی) نوعی پوشش در سطح گیاهان.
کرک کردن نرم افزار: کلمه ای انگلیسی (Crack) است که در بین کاربران رایانه به همین شکل رواج دارد، و مفهوم شکستن قفل امنیتی نرم افزارها یا مهندسی معکوس برنامه های رایانه است.
کَرَک یا بلدرچین
مختصات: ۳۱°۱۱′ شمالی ۳۵°۴۲′ شرقی / ۳۱٫۱۸۳°شمالی ۳۵٫۷۰۰°شرقی / 31.183; 35.700
۳۱°۰۷′شمالی ۳۵°۲۵′شرقی / ۳۱٫۱۱°شمالی ۳۵٫۴۲°شرقی / 31.11; 35.42
کرک
کَرَک شهری است در کشور اردن و مرکز استان کرک نیز هست.
کُرک یا کورک به تارهای ریز مو بر روی بدن برخی جانداران یا بطور مصنوعی بر روی برخی پارچه ها (مانند مخمل) گفته می شود. کرکها کیفیت های بسیار مختلفی دارند.
کرک کشمیر
کرک شترچه
کرک گواناکو
شاهتوش
برخی از کرک های حیوانی:
کرک (بم)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان کرک ونارتیج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۶۵ نفر (۱۷۷خانوار) بوده است.
کرک (کرواتی: Krk) یک جزیره در شمال دریای آدریاتیک و نزدیک شهر رییکا در کرواسی است.
تا سال ها تصور میشد که این جزیره، بزرگترین جزیره دریای آدریاتیک است اما به تازگی و با اندازه گیری های دوباره مشخص شده که جزیره کرس در نزدیکی جزیره کرک نیز مساحتی تقر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کرک در دانشنامه آزاد پارسی

کِرْک (Krk)
جزیره ای در شمال دریای آدریاتیک، در خلیج کوارنر، نزدیک ساحل کروآسی. حدود ۴۴۰ کیلومتر مربع مساحت و ۱۶,۴۰۰ نفر جمعیت دارد (۱۹۹۱). محصولات اصلی آن شراب و میوه است. مرکز آن، کرک، دارای کلیسای جامعی از قرن ۱۳م و چندین بنای قدیمی دیگر است.

ارتباط محتوایی با کرک

کرک در جدول کلمات

پشم و کرک مالیده شده جهت تهیه کلاه | فرش و جامه
نمد
گیاه کرک دار با نام دیگر ترتیزک کوهی
ارابس
میوه ای کرک دار
کیوی
میوه کرک دار
کیوی
میوه کرک دار وهسته درشت
هلو

معنی کرک به انگلیسی

pile (اسم)
توده ، مقدار زیاد ، پایه ، ستون ، کومه ، کپه ، کرک ، پارچه خزنما ، ستون لنگرگاه ، ستون پل ، پرز قالی وغیره
fluff (اسم)
بادکردگی ، کرک ، خواب
down (اسم)
پایین ، کرک
wool (اسم)
مو ، کرک ، پشم ، نخ پشم ، جامه پشمی
pubes (اسم)
کرک ، موی زهار ، موی شرمگاه ، ناحیه زهار یا عانه ، شرمگاه ، پوشیدگی از کرک
lint (اسم)
کهنه ، کرک ، پرز ، فتیله ، ضایعات پنبه ، پارچه زخمبندی ، لیف کتان
fuzz (اسم)
کرک ، ریش تازه جوان
wooled (صفت)
کرک ، نخ پشم ، جامه پشمی

معنی کلمه کرک به عربی

کرک
اسفل , زغب , صوف
اسفل

کرک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیلین
[ کِ ]؛ کرک در زبان تبری (مازنی) به مرغ گفته می شود.
عسل
کرک(crack):رجوع به کلمه ی"کراک"
منوچهر
کرک مرغی است که روی تخم نشنید تا جوجه آورد. واژه کهرکتاس در زبان باستان همان مرغ و کرکس می‌باشد. در گونه ای از لهجه محلی هنوز مرغ را کرک صدا میزنند.
درود به شما
منصور
در زبان کردی در لهجەی سورانی کورک به مرغی میگن که روی تخم نشیند برای جوجه دار شدن
خزایی
نام روستای لر نشین در شهر نهاوند استان همدان

کرک::پشم
در این روستا نمد و کلاه نمدی لری بافته می شود
مصیب مهرآشیان مسکنی
پشمی بسیار نرم ولطیف که در زیز موی بز می روید و بسیار گران هم هست منتها باید مو و شعور ات انرا گرفته و کرک خالص باشد و کرک از پشم گرانتر است و گرمی ونرمی جامه کرکی منحصر به فرد است و لذا چون همیشه با مو وارد بازار تجارت شده است در سرا ها و تیمچه های داد و ستد همیشه نام ان با مو امده است مثلا میگویند کرک ومو کیلویی چند است چه به جاییکه مو ارزش خرید و فروش امروزه ندارد چون فقدرمو در سیاه چادر های قدیم مصرف میشد چون ضد اب بود و خاصیت مو آنست که آب را عرضی عبور نمیدهد و آب از لوله باریکی که در دل مو است و امروز با علم نانو تشخیص داده شده است به سمت شیبی خود حرکت میکند
مصیب مهرآشیان مسکنی
شکاف بالای کام و حلق را کرک میگویند مثلا کرک گرفتگی یا کرکش افتاده است و خیلی خانم ها در قدیم تخصص گرفتن کرک و بالا دادن ان را از توی دهان شخص بیمار بلد بودند
مصیب مهرآشیان مسکنی
کرک=کام است سقف دهن کرک نام دارد
مصیب مهرآشیان مسکنی
کَرَک=بلدرچین کبک صحرایی پرنده گندمزار
مصیب مهرآشیان مسکنی
کُرُک=مرغی که تب عشق کرده و از جوجه درآمده است و روی تخم و یا هرچیزی به مثل تخم مرغ حتی پیاز سفید میخسبد چون هوس مادر شدن را دارد یا باید تخم مرغ در زیرش گذارند تا جوجه شود و یا باید در اب سرد او را بیندازند تا تب عشق فرو نشیند چون درجه حرارتش از چهل درجه بالاتر شده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کرک پرنده   • آموزش كرك كردن نرم افزار   • چگونه کرک کنیم   • کرک بازی   • کرک گیاه   • روستای کرک   • حيوان كرك   • سایت کرک   • معنی کرک   • مفهوم کرک   • تعریف کرک   • معرفی کرک   • کرک چیست   • کرک یعنی چی   • کرک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کرک
کلمه : کرک
اشتباه تایپی : ;v;
آوا : karak
نقش : اسم
عکس کرک : در گوگل

آیا معنی کرک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )