برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1157 100 1

کسر

/kasr/

مترادف کسر: برخه، خرده، تقلیل، کاهش، نقصان، تفریق، کم، منها، خرد کردن، شکست، شکستن

برابر پارسی: برخه، کاهش، کم، بخش، برداشتها

معنی کسر در لغت نامه دهخدا

کسر. [ ک َ ] (ع مص ) شکستن چیزی را. || فروخوابانیدن چشم را. || کم تیمارداری کردن شتران را. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || پر فراهم آوردن مرغ وقت فرود آمدن ، منه : عقاب کاسر. (از منتهی الارب ). فراهم آوردن مرغ بالها را و جمع کردن پرهای خود را و اراده ٔ فرود آمدن کردن و قیل : کسر الطائر جناحیه کسراً، در وقتی گویند که بالها را جهت فرود آمدن بهم منضم کند و چون جناحین را ذکر نکنند گویند کسر الطائر کسوراً. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دوتا کردن وساده را و تکیه نمودن بر آن. || یکان یکان فروختن کالا را. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || فرار دادن گروه را و شکست بر آنها وارد آمدن. (از ناظم الاطباء). هزیمت کردن سپاه را. (از اقرب الموارد). || کسره دادن و به کسر خواندن [ کلمه را ]. (از ناظم الاطباء). الحاق کردن کسره را به حرف. (از اقرب الموارد). || بازگشتن از مراد و مقصود. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). گویند کسرت الرجل عن مراده ؛ ای صرفته عنه. (ناظم الاطباء). || نقض کردن و مخالفت کردن وصیت شخصی را، کسر فلان الوصیة. || کسرالشعر؛ لم یقم وزنه. (از اقرب الموارد).

کسر. [ ک َ ] (ع اِمص ) شکست. || شکستگی. رخنه. شکاف. (ناظم الاطباء) :
ز کسری که در طاق کسری فتاد
جهان پایه ای در درستی نهاد.
نورالدین ظهوری (از آنندراج ).
|| هزیمت. || حزن. اندوه. || (اِ) حرکت زیر. کسره. (ناظم الاطباء). رجوع به کسره شود. || چیز اندک و بی مزه. || جزء غیر تامی از اجزای واحد مانند نصف و ثلث و عشر و خمس و تسع و مانند آنها. ج ، کسور. (ناظم الاطباء).
- کسر حساب ؛ آنچه به حصه ٔ تمام نرسد.
|| (اِمص ) کمی. قلت. نقصان. کمبود.کسری.
- کسرانبار ؛ کمبود غله ٔ انبار. کمبود از میزان معهود. آن مایه غله ٔ انبار که از میزان مطلوب و مرقوم به عللی از قبیل کیفیت توزین یا افت و غیره کمی نشان دهد.
- کسر شأن ؛کاستگی مقام و حیثیت و اعتبار :
همچو مستان کز شکست نرخ من خوشدل شوند
دوستان را مطلب افتاده ست کسر شأن ما.
معز فطرت (از آنندراج ).
- کسر شأن کسی بودن ...

معنی کسر به فارسی

کسر
۱ - ( مصدر ) شکستن خرد کردن . ۲ - ( اسم ) شکت شکستگی : ( ز کسری که در طاق کسری فتاد جهان پایه ای در درستی نهاد ) . ( ظهوری ) یا کسر عظم . شکستگی استخوان . یا کسر شائ ن . کاسته شدن شائ ن و شخصت کسی در نظر دیگران : ( همچو مستان کز شکست نرخ می خوشدل شوند دوستان را مطلب افتادست کسر شائ ن ما ) . ( معز فطرت ) ۳ - ( اسم ) رخنه شکاف . ۴ - ( اسم ) کم آمدن چیزی یا پولی بهنگام تراز کردن حساب کمبود . ۵ - ( اسم ) یکی از حرکات حروف کسره زیر و علامت آن است . ۶ - چون واحد را بعددی از اجزای متساوی تقسیم کنیم و یکی از این اجزائ یا چند جزو آنرا اختیار نماییم حاصل را کسر گویند . ۷ - عددی ناقص که بین دو عدد صحیح قرار گیرد مقابل عدد صحیح . توضیح : ۱ - در اصطلاح کسر را بمعنی عدد کسری و مقابل عدد صحیح بکار برند و بین کسر و عدد کسری تفاوتی نمی گذارند . توضیح : ۲ - کسر را بدین طریق مینویسند : عددی را که باید تقسیم شود در زیر خطی ( بنام خط کسری ) مینویسند و آنرا مخرج گویند و عددی را که باید از آن برداشته شود در بالای خط مینویسند و آنرا صورت نامند مثلا ۵/۶ جمع : کسور جمع : کسورات . یا کسر اعشاری . ( برخ. دهدهی ) اگر واحدی را به ۱٠ یا ۱٠٠ یا ۱٠٠٠ و امثال آنها جزو مساوی قسمت کنیم و چند قسمت آنرا بر داریم این کسر را ( کسر اعشاری ) گویند مقابل کسر متعارفی . مثلا چوبی را به ۱٠ قسمت کنیم و ۳ قسمت آنرا بر داریم گویند سه قسمت از ۱٠ قسمت را برداشته ایم و آنرا چنین نویسند : ۳/. و تلفظ کنند : سه دهم . یا کسر متعارفی . اگر واحدی را بچند جزو مساوی ( غیر اعشاری ) قسمت کنیم و یک یا چند جزو آنرا بر داریم گوییم کسری از واحد برداشته ایم و این کسر را متعارفی نامند مقابل کسر اعشاری . برای نمایش دادن کسر متعارفی خطی افقی کشند و واحدی را که بچند قسمت کرده اند عد. آن قسمت ها را زیر خط مزبور نویسند و چند قسمت را که برداشته اند عد. آن قسمتها را بالای خط مذکور نویسند مثلا اگر سیبی را به ۴ قسمت نمایند و سه قسمت آنرا بر دارند کسر را اینطور نویسند : ۳/۴ که خوانده میشود : سه چهارم . یا کسرو انکسار . فعل و انفعال فعل وان ینفعل
کاسر و کاسره
[fraction] [ریاضی] خارج قسمت دو کمیت متـ . بَرخه 2 * مصوب فرهنگستان اول
...

معنی کسر در فرهنگ معین

کسر
(کَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .)شکستن ، شکستگی ، رخنه ، شکاف . ۲ - (اِ.) حرکت زیر و کسره . ۳ - عددی که کمتر از واحد صحیح باشد.
( ~. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) شکست خوردن .

معنی کسر در فرهنگ فارسی عمید

کسر
۱. (ریاضی) عددی که کمتر از واحد صحیح باشد، مانندِ ۰۴/۰، برخه.
۲. کم.
۳. (اسم) کسره، حرکت زیر.
۴. (اسم مصدر) کمبود، کمی.
۵. [قدیمی] شکستن، خرد کردن.
۶. [قدیمی، مجاز] شکست دادن، مغلوب کردن.
۷. (اسم) [قدیمی] شکاف.

کسر در دانشنامه اسلامی

کسر
کسر به تخلّف «حکمِ» قیاس از حکمتِ اعتبار شده اطلاق می شود.
کسر، از مبطلات علت در قیاس بوده و به معنای تخلف حکم قیاس از حکمتی است که برای آن در نظر گرفته شده است؛ یعنی گاهی حکمت حکم موجود است، اما حکم موجود نیست؛ برای مثال، «حنفی» می گوید: کسی که به سفر معصیت می رود، نماز او شکسته است، سپس دلیل می آورد که چون عنوان مسافر بر او صادق است. آن گاه می گوید: حکمت این که مسافر نماز را شکسته می خواند این است که در مسافرت مشقت وجود دارد و شارع برای رفع مشقت، به شکسته بودن نماز او حکم نموده است. آن گاه معترض در مقام اعتراض می گوید: این حکمت (مشقت) در مورد باربران و آهنگران نیز هست، پس چرا حکم شکسته بودن نماز در مورد آن ها وجود ندارد.
کسر در کتاب الاحکام فی اصول الاحکام
در کتاب « الاحکام فی اصول الاحکام » آمده است:«اختلفوا فی الکسر و هو تخلف الحکم المعلل عن معنی العلة و هو الحکمة المقصودة من الحکم، هل هو مبطل للعلة...».
تعاریف دیگری از کسر
در تعریف کسر، میان اصولی ها اختلاف وجود دارد. تعریفی که ذکر شد تعریف مورد قبول « آمدی » و « ابن حاجب » است، اما « فخر رازی » و « بیضاوی » تعریف دیگری ارائه داده اند که عبارت است از: عدم تاثیر یکی از دو جزء علت و نقض جزء دیگر، و این در مواردی است که علت دارای دو جزء باشد. «آمدی» و «ابن حاجب» این تعریف را «نقض مکسور» نامیده اند.
عناوین مرتبط
...
کسر اصنام الجاهلیه، کتابی از صدرالدین شیرازی ، در رد تصوف دروغین، به زبان عربی می باشد.
برخی نام آن را کسر الاصنام الجاهلیة فی کفر جماعة الصوفیه ضبط کرده اند، و برخی دیگر کسر الاصنام الجاهلیة فی رد جماعة الصوفیه، ولی خود مؤلف در دیباچۀ کتاب ، آن را کسر الاصنام الجاهلیه نامیده است. تاریخ تألیف کتاب، بنا بر نسخۀ دست نویس مؤلف، سال ۱۰۲۷ است.
کسرُ أصنامِ الجاهلیة فی الرّدّ عَلَی الصّوفیّة اثر ملاصدرا ...


کسر در دانشنامه ویکی پدیا

کسر
در ریاضیات، کسر یا بَرخه نوعی عدد می باشد که مقدار جزء به کل یک چیز یا شئ را بیان می کند و بعبارتی دیگر از تقسیم دو عدد صحیح برهم ساخته می شود. در واقع، کسر یا عدد کسری نام دیگر عدد گویا است.
نمایش کسر به صورت یک خط افقی و یک عدد در بالا و یک عدد در پایین می باشد. عدد بالایی صورت کسر و عدد پایینی مخرج کسر نامیده می شود.
2 4 {\displaystyle {\dfrac {2}{4}}}
در اینجا ۲ صورت کسر و ۴ مخرج کسر می باشد.
کسر (دشت آزادگان)، روستایی از توابع بخش بستان شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سعیدیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۶ نفر (۱۰خانوار) بوده است.
کسر آصف یک روستا در ایران است که در دهستان خنجین شهرستان فراهان واقع شده است. کسر آصف ۴۶۵ نفر جمعیت دارد.
کسر بودجه وقتی پدید می آید که یک مؤسسه (معمولاً دولت) بیش از درآمدش را خرج می کند.
وقتی دولت کشوری مانند کشور ما ایران با کسر بودجه مواجه است چند راه حل در پیش رو دارد:
۱-انتشار پول، که در چند دهه اخیر به وفور انجام گرفته است، راه اول است. این یکی از مهمترین روش های تأمین کسر بودجه در ایران است. توجه به این نکته لازم است که اگر درصد افزایش نقدینگی به مراتب بیش از درصد افزایش تولید داخلی باشد این افزایش نقدینگی به تورم منجر می گردد. تورم ایران هم از همین جنس است. تورمی که ریشه پولی دارد.
اولین بودجه رسمی تاریخ ایران که مربوط به وزارت صنیع الدوله هدایت در سال ۱۲۹۹ شمسی بود. درآمدهای آن ۱۴ میلیون و ۱۱۶ هزار و ۶۰۰ تومان و هزینه های آن ۱۴ میلیون و ۶۱۸ هزار تومان برآورد شده بود و نکته جالب توجه اینکه نخستین بودجه ایران نیز کسری داشته که میزان آ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کسر در دانشنامه آزاد پارسی

کَسْر (fraction)
در ریاضیات، تعداد قسمت های برداشته شده از کُل، وقتی کُل به چند قسمت برابر تقسیم شود. معمولاً تعداد کل قسمت ها (مخرج) را زیر یک خط افقی با نام خط کسری، و تعداد قسمت های برداشته شده (صورت) را بالای آن خط می نویسند. خط کسری ممکن است مورب باشد که در این حالت، صورت را در سمت چپ و مخرج را در سمت راست آن می نویسند. این مفهوم اولیۀ کسر است، ولی در حالت کلی لازم نیست صورت از مخرج کوچک تر باشد. کسر سره کسری است که صورت آن کوچک تر از مخرجش باشد و کسر ناسره کسری است که صورتش بزرگ تر از مخرجش باشد. ترکیبی به شکل ۰/۵ کسر محسوب نمی شود، زیرا یک شیء را نمی توان به صفر قسمت برابر تقسیم کرد. ازنظر ریاضی، حاصل تقسیم هر عدد بر صفر بی نهایت است. کسر متعارفی یا ساده کسری است که صورت و مخرجش دو عدد صحیح باشند، یعنی به صورت کسری نباشند. کسر اعشاری یا دهدهی کسری است که مخرجش توانی از ده باشد. چنین کسری معمولاً با حذف مخرج و استفاده از ممیز اعشاری نوشته می شود، مانند ۰.۰۴ که معادل۱۰۰/۴ است. رقم های سمت راست ممیز اعشاری نشان دهندۀ صورت های کسرهایی متعارفی با مخرج های ، ۱۰۰، ۱۰۰۰ و غیره اند. بیشتر کسرها را می توان به صورت کسر اعشاری نشان داد، مثلاً ۰.۳۳۳۰۰۰=۳/۱. کسر را عدد گویا نیز می نامند که به معنای عددی است که نسبت دو عدد را نشان می دهد. هر عدد صحیح را می توان به شکل کسری با مخرج ۱ نمایش داد.
جمع و تفریق. برای جمع و تفریق کسرها باید مخرج مشترک گرفت. یعنی عددی به دست آورد که بر مخرج های همۀ کسرهای مورد نظر قابل قسمت باشد. کوچک ترین مخرج مشترک ۱۲ است. سپس، صورت و مخرج هر کسر باید در حاصل تقسیم مخرج مشترک بر مخرج آن کسر ضرب شود. آن گاه می توان صورت ها را با هم جمع یا ازهم تفریق کرد: اگر عددهای صحیحی در جریان محاسبه ظاهر شوند، می توان اول آن ها را جمع یا تفریق کرد.
ضرب و تقسیم. نخست باید همۀ عددهای مخلوط را به کسرهای ناسره تبدیل کرد. سپس، برای ضرب، صورت ها درهم و مخرج ها درهم ضرب می شوند تا نتیجه به دست آید. برای تقسیم، عمل مشابهی صورت می گیرد، با این تفاوت که کسر دوم پیش از ضرب کردن معکوس می شود.

ارتباط محتوایی با کسر

کسر در جدول کلمات

عبارت از وجوه پرداختی بنگاه برای بازخرید اجناس نامرغوبی است که مشتریان پس می آوردند که البته این مبالغ از جمع فروش موسسه کسر می شود
برگشتی فروش

معنی کسر به انگلیسی

diminution (اسم)
کاهش ، تحقیر ، تقلیل ، کسر ، کمشدگی
deduction (اسم)
قیاس ، وضع ، استنتاج ، استنباط ، کسر ، نتیجهگیری ، پیبردنازکلبهجزءیاازعلت بهمعلول
deficiency (اسم)
عدم ، عیب ، نقص ، قصور ، کمبود ، کسر ، کاستی ، نکته ضعف ، ناکارایی ، کمی
detraction (اسم)
کاهش ، افترا ، کسر ، بد گویی ، کسر شان
under (اسم)
کسر
fraction (اسم)
ذره ، شکاف ، شکستگی ، کسر ، برخه ، ترک خوردگی ، بخش قسمت ، تبدیل بکسر متعارفی کردن
deficit (اسم)
کمبود ، کسر ، کسر عمل ، کسر درامد
leakage (اسم)
ریزش ، کسری ، کمبود ، کسر ، ترشح ، چکه ، تراوش ، نشت ، فاش شدگی

معنی کلمه کسر به عربی

کسر
تحت , تسرب , عجز , نقص
کسر
حاجة
عجز
اخرس
تکاملي
بسط الکسر

کسر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
بَرخه از برخ به چم شماری.رد این واژه در برخی دیده می شود.
مهدی
برخه، پاره ای از هر چیز، جزوی از کلّ
محمد کوشکی
هدایت المتعلمین فی طب ص 192 و ذخیره خوارمشاهی ص 163 :
استخوان شکسته که دو قسمت شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کسر چیست   • تعریف کسر متعارفی   • انواع کسر های تلسکوپی   • اموزش کسر   • کاربرد کسر در زندگی   • کسر ریاضی چهارم ابتدایی   • معنی کسر   • مفهوم کسر   • معرفی کسر   • کسر یعنی چی   • کسر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کسر
کلمه : کسر
اشتباه تایپی : ;sv
آوا : kasr
نقش : اسم
عکس کسر : در گوگل

آیا معنی کسر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )