انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1051 100 1

کشف

/kaSaf/

مترادف کشف: انکشاف، شهود، پیدا کردن، یافتن

برابر پارسی: پیداکردن، پی بردن، آشکارساختن، هویدا کردن، پی برد، یافته، نویابی، یابش، یافتن

معنی کشف در لغت نامه دهخدا

کشف. [ ک َ ش َ] (ع اِمص ، اِ) از عیوب خلقی در اسب. عصل. (صبح الاعشی ج 2 ص 26). || موهای پیشانی بالارسته. (منتهی الارب ). || برگشتگی مویهای پیشانی چندان که به دایره ماند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || پیچیدگی دمغزه ٔ اسب. (منتهی الارب ).

کشف. [ ک َ ش َ ] (ع مص ) شکست خوردن. (منتهی الارب ).

کشف. [ ک ُ] (اِ) سیم و نقره ٔ سوخته. || سواد زرگری. || زفت. (از برهان ) (از ناظم الاطباء).

کشف. [ ک َ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. واقع در 11هزارگزی شمال باختری مشهد و یک هزارگزی جنب کشف رود. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و دارای 153 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

کشف. [ ک َ ش َ ] (اِ) لاک پشت. کاسه پشت. سولاخ پا. باخه. سلحفاة. سلحفاد. (یادداشت مؤلف ). سوراخ پا :
چون کشف انبوه غوغائی بدید
بانگ و ژخ مردمان خشم آورید.
رودکی.
روی و ریش و گردنش گفتی برای خنده را
در بیابان زافه ای ترکیب کردی با کشف.
(از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
زهره ٔ سلحفات را که اهل خراسان کشف گویند خاصیتی است در این باب. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
ابلیس کشف وار درآردبه کشف سر
چون میر برآرد بکتف گرز گران را.
ابوالفرج رونی.
یکی شربت آب خلافت که خورد
که نه شد شکمش چو پشت کشف.
مسعودسعد.
گه مناظره هر فاضلی که سرورتر
ز شرم پیش تو سردر شکم کشد چو کشف.
عبدالواسع جبلی.
زانسان که سرکشد کشف اندر میان سنگ
از جود تو نیاز سر اندر عدم کشید.
عبدالواسع جبلی.
روز حربت چون کشف از بیم جان خویشتن
گردد اندرسنگ پنهان اژدهای جان شکر.
عبدالواسع جبلی.
ای شیر دلی کز فزع تیغ توتنین
در کوه بکردار کشف زیر حجر شد.
عبدالواسع جبلی.
ای از فزغ نیزه ٔ پیچیده چو مارت
در کوه خزنده چو کشف زیر حجر مار.
عبدالواسع جبلی.
به سنان کشف کنی راز دل از سینه ٔ خصم
گر بود خصم ترا سینه ٔ سنگین چو کشف.
سوزنی.
ور ز بی سنگی سر دل خود کشف کند
در زمان زیر و زبر سنگ شود همچو کشف.
سوزنی.
گرشود در سنگ پنهان دشمنت همچون کشف
ور شود در خاک متواری حسودت همچو مار.
انوری.
آن روز خار پشت کنی خصم را به تیر
همچون کشف نهاده سر اندر شکم نهان.
اثیرالدین اخسیکتی.
کشف در پوست میرد لیک افعی پوست بگذارد
تو کم ز افعی نیی در پوست چون ماندی بجامانش.
خاقانی.
دور باش دهنش را چو کشف
زاستخوان بیهده خفتان چه کنم.
خاقانی.
گر چون کشف کشم سر در استخوان سینه
سایه نیفتد از من بر چشم هیچ جانور.
خاقانی.
گرچه کشف چو پسته بود سبز و گوژ پشت
حاشا که مثل پسته ٔ خندان شناسمش.
خاقانی.
آن پسته دیده باشی همچون کشف بصورت
آن استخوانش بیرون و آن سبزی اندرون در.
خاقانی.
بسا سر کز زبان زیر زمین رفت
کشف را با بطان فصلی چنین رفت.
نظامی.
راه روانی که ملایک پیند
در ره کشف از کشفی کم نیند.
نظامی.
در گریبان چون کشف دزدیده سر
با لبی خشک از غم تردامنی.
کمال الدین اسماعیل.
سردرکشیده چون کشف زانست گوهر در صدف
کاو را چو آوردی بکف چون ابر بدهی رایگان.
سیف اسفرنگ.
|| برج سرطان را گویند و آن برج چهارم است از جمله ٔ دوازده برج فلکی. (از برهان ) :
چو کرد اختر فرخ او نگاه
کشف دید طالع خداوند ماه.
فردوسی.
|| کوزه ٔ سرپهن دهان فراخ باشد و آن را یخدان نیز گویند. (از برهان ) (از ناظم لاطباء).

کشف. [ ک َ ] (ع مص ) آشکارا کردن و ظاهر کردن و برداشتن پوشش از چیزی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج العروس ) (از لسان العرب ). گشاده و برهنه نمودن. (منتهی الارب ). برداشتن پوشش از چیزی. وابردن پرده. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) : در بسط سخن و کشف اشارات آن اشباعی رود. (کلیله و دمنه ). || وابردن اندوه. (از ترجمان علامه ٔ جرجانی ). اندوه کسی را برطرف کردن. (از اقرب الموارد). || روشن شدن. برطرف شدن ظلمت. (یادداشت مؤلف ) :
کشف الدجی بجماله. سعدی (گلستان ).
|| پیدا کردن. انکشاف. مجهولی را معلوم کردن. (یادداشت مؤلف ): کشف قاره ٔ آمریکا، کشف مسأله ٔ علمی. || دفع کردن بدی و ضرر را. (منتهی الارب ). || (اِمص ) برداشتگی پرده و پوشش از روی چیزی. || برهنگی. برهنه نمودگی. || نو پیدا کردگی. || اظهار. افشاء. آشکاراکردگی. (ناظم الاطباء).
- کشف اسرار کردن ؛ پرده برداشتن. (یادداشت مؤلف ).
- کشف حال ؛ پرسش ، تحقیق و تفحص حال کردن : چون کشف حال بفرمود پشیمان گشت اما فائدت نداشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). سلطان را لازم شد کشف حال و تقدیم نکال این طایفه فرمودن. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- کشف حقیقت ؛ پیدا کردن حقیقت. آشکار ساختن حقیقت : در کشف حقیقت آن استفسار نفرمود. (گلستان سعدی ).
- کشف خبر ؛ روشن کردن خبر. یافتن صدق یا کذب یا مطابق واقع بودن یا نبودن خبر : ملک را اعلام کردکه فلان را که حبس فرموده با ملوک نواحی مراسله داردملک بهم برآمد و کشف خبر نمود. (گلستان سعدی ).
- کشف راز ؛ آشکاراکردن راز. باز گشادگی راز. افشاء راز.
- کشف راز کردن ؛ افشاء رازکردن. افشاء سر کردن.
- کشف سِرّ ؛ فاش کردن سِرّ. فاش کردگی راز :
صبر سوی کشف هر سر رهبر است
صبر تلخ آمد بر او شکر است.
مولوی.
- کشف غطا (غطاء)؛ برافتادن پرده :
اندر آن هنگامه ترکی از فطا
سخت تیره گشت از کشف غطا.
مولوی.
- کشف کار ؛ آشکارا کردگی وضع. روشن کردگی حال. کشف حال : بعد مسافت از مشاهده ٔ حال و کشف کار او مانع گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- کشف و کرامت یا کشف و کرامات ؛ کشف قضایای غیبیه. شهود مغیبات. رجوع به کشف در اصطلاح صوفیان ذیل همین کلمه ٔ کشف شود :
می و نقل است ورد من شب و روز
چکار آید مرا کشف و کرامات.
جامی.
|| نزد عروضیان حذف هفتمین حرف متحرک است و جزئی که کشف در آن بکار برده شده آن را مکشوف نامند مانند حذف تاء از مفعولات بضم تاء کذا فی عنوان الشرف و در پاره ای از رسائل عروض آمده : کشف ؛ افکندن آخرین حرف از مفعولات می باشد و البته سخت روشن است که مآل هردو تعریف یکی است. و در رساله ٔ قطب الدین سرخسی آمده که کشف حذف دومین متحرک از وتد معروف است و مخفی نماند که این تعریف بر حذف عین فاع لاتن صادق می آید برخلاف تعریف اول. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || در اصطلاح صوفیان اطلاع بر ماوراءحجاب از معانی غیبی و امور حقیقی است. (تعریفات علامه ٔ جرجانی ). کشف در نزد اهل سلوک مکاشفه است کشف و مکاشفه رفع حجاب را گویند که میان روح جسمانی است که ادراک به حواس ظاهر نتوان کرد و گاه مکاشفه بر مشاهده اطلاق میشود برخی گفته اند که سالک چون بجذبه ٔ ارادت از طبیعت سفلی قدم بعلیین حقیقت نهد باطن خویش را از ریاضت صاف گرداند هرآینه دیده ٔ او گشاده گردد و بقدر آن رفع حجاب و صفای عقل معانی معقولات زیاده شود واین را کشف نظری گویند باید که سالک از این مرحله بگذرد و قدم پیشتر نهد و در طریق حکما و فلاسفه نماند و کار دل بیشتر کند تا به نور دل پیوندد که آن را کشف نوری گویند. اینجا نیز سالک قدم پیشتر نهد تا مکاشفات سری پدید آید که آن را کشف الهی گویند اسرار آفرینش و حکمت وجود آنجا ظاهر گردد. از آنجا نیز بگذرد تا مکاشفه ٔ روحانی پدید آید که آن را کشف روحانی گویند و نعیم و جحیم و رؤیت ملائکه و عوالم و نامتناهی مکشوف شود ولایت دست مقام پدید آید باید که از آنجا نیز بگذرد تا مکاشفات خفی پدید آید تا بواسطه ٔ آن به عالم صفات خداوندی راه یابد و این را مکاشفه ٔ صفاتی گویند. در این حال اگر به صفت علمی مکاشفه شود از جنس علم لدنی پدید آید چنانچه خواجه خضر را علیه السلام و اگر به صفت مسمی مکاشفه شود استماع کلام و صفات پدید آید چنانکه موسی را علیه السلام و اگر بصری مکاشفه شود رؤیت و مشاهده پدید آید و اگر به صفت جلال مکاشفه شود بقاء حقیقی پدید آید و اگر به صفت وحدانیت مکاشفه شود وحدت پدید آید باقی صفات را هم برین قیاس کنند، اما کشف ذاتی بس مرتبه ٔ بلند است عبارت و اشارت از بیان آن قاصر است کذا فی مجمع السلوک و در کشف اللغات گوید: مکاشفه آن را گویند که آشکارا شود ناسوت و ملکوت و جبروت و لاهوت یعنی از نفس و دل و روح و سر واقف حال شود. (کشاف اصطلاحات الفنون ) :
نور پرورده ٔکشف است دلم
که یقین پرده گشایست مرا.
خاقانی.
رجوع به مکاشفه شود.
|| شرح. تفسیر. || گساردگی. از بین بردگی. (یادداشت مؤلف ).
- کشف غم ؛ گساردگی غم. (یادداشت مؤلف ).
|| مقابل رمز و معما. (یادداشت مؤلف ).

معنی کشف به فارسی

کشف
آشکارساختن، پیداکردن، برهنه کردن، لاک پشت، وبرج چهارم ازدوازده برج فلکی که سرطان باشد
۱ - ( مصدر ) آشکار ساختن پیدا کردن پرده بر داشتن : در حل مشکلات معارف نقلی و کشف معضلات مطالب عقلی بر امثال و اضراب مزیت تقدم یافته . ۲ - دفع بدی و ضرر کردن . ۳ - ( اسم ) پیدا یی بر داشتگی پرده از روی چیزی . ۴ - ( تصوف ) ظهور عوالم معنوی و حقایق جهان باطن بر سالک : ( تا بگویم که چه کشفم شد ازین سیر و سلوک بدر صومعه با بربط و پیمانه روم ) . ( حافظ ) ۵ - نوعی زحاف که عبارتست از اسقاط تائ ( مفعولات ) . یا دور کشف . ( اسماعیلیه ) عهدی که در آن حقایق آشکار شود مقابل دورستر : مثال نفوس که در دورستر باشند چون مثال بیمار یی بود سخت که در تن دارند و مثال دور کشف چون درستی که اومید دارند که از بیمار ی جدا شوند ... ( کشف المحجوب سجستانی )
سیم و نقره سوخته یا سواد زرگری
۱ - مصدر) پیدا کردن بیتهای یک کتاب ۲- ( اسم ) فهرست الفبایی از آغاز بیتهای یک کتاب : کشف الابیات مثنوی ٠
فهرست الفبائی بیت های منظومه ای چون کشف الابیات مثنوی و شاهنامه فردوسی و جز آن
تفسیری است به فارسی بقلم میبدی که آنرا تحت تاثیر تفسیر خواجه عبدالله انصاری نوشته و بدو موضوع توچه داشته : نخست ایراد همه اقوال مفسران عامه در وجوه قرا آت و تفسیر آیات و احکام و غیره دوم تفسیر آیات طبق نظر عرفا و درین مورد تاویلات غریب با عبارات دلفریب و اشعار لطیف آورده . این تفسیر کامل ترین تفسیر صوفیانه فارسی است .
۱ - ( مصدر ) پیدا کردن آیه های قر آن ۲ - ( اسم ) فهرستی الفبایی یا موضوعی از کلمات قر آن با ذکر سوره و آیه که بتوسط آن بتوان باسانی آیه منظور را پیدا کرد ٠
فهرست الفبائی آیات قر آن
کتابی است بعربی در شرح کتب و احوال بزرگان تالیف سید اعجاز حسینی (و. ۱۲۴٠ - ف. ۱۲۸۶ ه.ق . ) در این کتاب نام و موضوع ۳۴۱۴ کتاب شیعیان بترتیب الفبایی مندرج است . ناشر و طابع کتاب محمد هدایت حسین اصل نسخه خطی کشف الحجب را در کتابخانه بانکیپور یافت و به تشویق سردنیسن راس کتاب را برای طبع حاضر ساخت و بهزینه انجمن آسیایی بنگاله بچاپ آن مبادرت ورزید .
عملی است که در آن حیله ها و ترفند های متعلق بصنایع جزئی مورد بحث قرار گیرد و از حیل موجود در تجارت و صنایع لاجورد و لعل و یاقوت بحث می کند.
کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون . کتابی است بعربی تالیف حاج خلیفه شامل نام کتابهای فارسی و عربی و ترکی تا زمان مولف و نیز محتوی تعریفاتی است از علوم مختلف . حاج خلیفه مدت ۲٠ سال برای تالیف آن وقت صرف کرده و جلد اول را در سال ۱٠۶۴ ه ق . بپایان رسانیده. این کتاب مکرر در لیپزیک و بولاق و استانبول ( دوبار) بطبع رسیده . در این تالیف تقریبا نام ۱۴۵٠٠ کتاب و ذکر مولفان آنها آمده است .
فهرست لغات اعم از لغات یک کتاب یا یک رساله یا فرهنگ و معجم لغات .
کتابی است در مذهب اسماعیلیه تالیف ابویعقوب اسحاق بن احمد سگزی . موضوع آن کلام اسماعیلی و شامل هفت اصل یا مقالت است که هر مقالت به چند [ جستار ] تقسیم میشود . روش سخن در غالب موارد بترجمه می ماند و دور نیست که این کتاب ترجمهای از اصل تالیف ابویعقوب ( بعربی ) باشد . این کتاب در تهران بطبع رسیده .
وابردگی غم . پرده برداری از غم یا کنایه از این عالم است .
فهرست الفباطی مطالب یک کتاب
فهرست کلمات کتاب نثر یا شعر چون کشف الکلمات قران و کشف الکلمات مثنوی یا فردوسی یا امثال آن . چون کشف الکلمات قر آن فلوگل
[fire discovery] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شناسایی حریق بدون مشخص کردن محل دقیق آن
[knowledge discovery in databases] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند شناسایی ساختارهای قابل درک و مفید و تازه و معتبر در داده ها اختـ . ک.د.د KDD
رودخانه ایست در خراسان که از کوههای بین قوچان و نیشابور سرچشمه میگیرد و پس از گذشتن از خاک طوس وارد رودخانه تجن یا هری رود میشود .
روشن شدن . از نهانی در آمدن
مانند کشف . مانند لاک پشت به هیات و شکل و حال و حرکات کشف
( مصدر ) ۱ - آشکار ساختن پیدا کردن : یکی جرید. اعمال خود نکردم کشف هزار کس را کردم بمدح ( حساب ) مستغرق . ( انوری ) ۳ - بر طرف کردن زایل کردن : اگر امروز سد این ثلمت و کشف این کربت نکنیم فردا ... ما را از انقیاد و تتبع مراد او چاره نباشد . ( مرز بان نامه )
کوره دهان فراخ . مسطح
[detection threshold] [شنوایی شناسی] پایین ترین سطح شدت صدا که در آن فرد می تواند وجود یا عدم وجود محرک گفتاری یا غیرگفتاری را تشخیص دهد متـ . آستانۀ کشف گفتار speech detection threshold, SDT آستانۀ گفتار آگاهی speech awareness threshold, SAT

معنی کشف در فرهنگ معین

کشف
(کَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) آشکار ساختن ، پیدا کردن . ۲ - (اِمص .) پیدایی .
(کَ شَ) (اِ.) ۱ - لاک پشت ، سنگ پشت . ۲ - بُرج خرچنگ ، سرطان . ۳ - کوزة آبخوری سرپهن .
(کَ فُ لْ) [ ع . ] (اِمر.) جدول و فهرست الفبایی یا موضوعی کلمات قرآن کریم برای یافتن آیه یا سورة مورد نظر.
(کَ فُ لْ اَ) [ ع . ] (اِمر.) جدول و فهرست الفبایی ابیات ، برای یافتن آن بیت مورد نظر.
(کَ فُ لْ لُ) [ ع . ] (اِمر.) جدول و فهرست الفبایی لغات ، برای یافتن لغت مورد نظر.

معنی کشف در فرهنگ فارسی عمید

کشف
۱. آشکار ساختن، پیدا کردن.
۲. برهنه کردن.
۳. پی بردن به چیزی که پیش از آن مجهول بوده.
۴. (تصوف) ظهور حقایق غیبی بر سالک.
۱. (زیست شناسی) =لاک پشت: بست به صد مهر بر اطراف شط / عقد محبت کشفی با دو بط (جامی۱ : ۵۲۰).
۲. برج چهارم از دوازده برج فلکی، سرطان.
۳. کوزۀ بزرگ دهان گشاد، یخدان.
فهرستی الفبایی از کلمات یا آیات قرآن با ذکر شمارۀ سوره و آیه.
فهرستی الفبایی از ابیات موجود در یک کتاب.

کشف در دانشنامه اسلامی

کشف
معنی کَشَفَ: برطرف کرد - کنار زد
معنی کَشْفَ: برطرف کردن - کنار زدن
معنی بَلَاءٌ: آزمايش و امتحان - شناسايي و کشف نهانيها
معنی تَبْلُواْ: مبتلا مي شود-مورد امتحان قرار مي گيرد (از کلمه بلاء به معناي آزمايش و نيز شناسايي و کشف نهانيها است)
معنی تُبْلَوُنَّ: حتماً آزمايش مي شويد (از کلمه بلاء به معناي آزمايش و نيز شناسايي و کشف نهانيها است)
معنی تُبْلَی: فاش مي شود -آشکار مي گردد (از کلمه بلاء به معناي آزمايش و نيز شناسايي و کشف نهانيها است)
معنی يُبْلِيَ: تا بيازمايد (از کلمه بلاء به معناي آزمايش و نيز شناسايي و کشف نهانيها است)
معنی حُکْمَ: حُکم -فرمان محکم ونافذ واستوار- بريدن نزاع به وسيله قضا -علم به معارف حقه الهيه و کشف حقايقي که در پرده غيب است ، و از نظر عادي پنهان است ميباشد (درعباراتي نظير "وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ ءَاتَيْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً "و"ءَاتَيْنَاهُ ﭐلْحُکْمَ صَبِي...
معنی يُکْشَفُ عَن سَاقٍ: شدت وسختي به نهايت ميرسد (تعبير کشف از ساق مثلي است براي افاده نهايت درجه شدت ، چون وقتي انسان به سختي دچار زلزله يا سيل يا گرفتاري ديگر ميشود ، دامن لباسش را بالا کشيده کمر را ميبندد ، تا بهتر و سريعتر به تلاش بپردازد ، و وسيله فرار از گرفتاري را فر...
معنی تَغَابُنِ: پشيماني و احساس خسارت (از معامله)(اصل آن ازغبن به معناي اين است که وقتي با کسي معامله ميکني از راهي که او متوجه نشود کلاه سر او بگذاري ، اگر ميخري پول کمتري بدهي ، و اگر ميفروشي پول بيشتري بگيري ومنظور از يوم التغابن که در قرآن آمده روز قيامت است ...
تکرار در قرآن: ۲۰(بار)
اظهار وازله «کَشَفَ الشَّیْ‏ءَ کَشْفاً: اَظْهَرَهُ - کَشَفَ اللهُ غَمَّهُ: اَزالَهُ» و اگر گویند «کَشَفْتُ الثَّوْبَ عَنِ الْوَجْهِ» معنایش آن است که لباس را از چهره برداشتم. . سپس چون گرفتاری را از شما برداشت گروهی از شما به پروردگارشان مشرک می‏شوند. . چون آن کاخ را دید گمان کرد آب وسیعی است هر دو ساق خود را عریان کرد و لباس از ساقهایش بالا زد. . یا کیست آنکه مضطر را جواب می‏دهد و ناگوار را از بین می‏برد. * . «آزِقَة» به معنی نزدیک شونده از اسماء قیامت است . مراد از کشف چنانکه المیزان گفته از بین بردن شدائد قیامت است و کاشفة صفت نفس است یعنی: قیامت نزدیک شد و هیچ شخصی جز خدا قدرت ندارد شدائد آن را از بین ببرد. * . کشف ساق عبارت است از اشتداد امر. طبرسی نقل کرده: شخص چون در کار بزرگی واقع شود احتیاج به تلاش پیدا می‏کند و لباس را از ساق بالا می‏زند پس کشف ساق استعاره است از شدت. در کشاف گفته: آن به معنی یوم یشتّد الامر است و گرنه آن‏روز نه ساق هست و نه کشف چنانکه به شخص بی دست بخیل گویی: دستش بسته است، حال آن که نه دستی هست و نه زنجیری آن فقط مثلی است برای بخیل یعنی روزی کار به شدت و سختی می‏رسد و کفار به سجود خوانده می‏شوند ولی نمی‏توانند. درکتب اهل سنت از جمله تفسیر ابن کثیر و غیره نقل شده: ابو سعید خدری گوید: از رسول خدا «صلی الله علیه ‏وآله» شنیدم فرمود: خداوند ساق پای خویش را روز قیامت آشکار می‏کند هر که در دنیا سجده کرده به سجده می‏افتد و آنانکه با ریا سجده کرده‏اند می‏خواهند سجده کنند پشتشان مانند تخته می‏شود و نتوانند، آنگاه ابن کثیر گویداین حدیث در صحیح بخاری و مسلم و غیره نقل شده است. نگارنده گوید: معاذالله از این احادیث زمخشری آن را به ابن مسعود نسبت داده و آن را رد وقائل آن را تقبیح می‏کند. در المیزان سه حدیث در این باره از درالمنثور نقل کرده و گوید هر سه مبنی بر تشبیه‏اند که مخالف عقل و نص قرآن است باید مطرح کرد یا تأویل نمود.
کشف ابصاری، به مشاهده صور مثالی و حقایق برزخی و موجودات نوری چه در خواب و چه در بیداری، گفته می شود.
با تجلی انوار ربوبی در قلب و در مشاعر باطنی و ظاهری، ابواب مشاهدات و مکاشفات به روی انسان باز می شود. به اندازه تجلی انوار و به تناسب برخورداری از قلب و مشاعر از این انوار مشاهدات و مکاشفات نیز شروع می گردد. سالکین الی الله به تناسب مقام و منزلت عبودی خود و به تناسب برخورداری خود از تجلیات نوری از مشاهدات و مکاشفات بهره مند می شوند.با ظهور انوار در قلب و در مشاعر ، هم قلب و هم هر یک از مشاعر باطنی و ظاهری از ادراک برتری برخوردار می گردند و حجاب ها از برابر آنها به کنار رفته و به حقایق پشت پرده نایل می شوند. مکشوف گشتن حقایق پشت پرده را "کشف" یا "مکاشفه" می نامند. به یک نظر مکاشفه به دو قسم کشف صوری و کشف معنوی منقسم می گردد. کشف ابصاری از اقسام کشف صوری می باشد.
تعریف
کشف ابصاری عبارت است از: مشاهده و دیدن صور مثالی و حقایق برزخی و موجودات نوری در مراتب مختلف، چه در خواب و رؤیا و چه در بیداری. همان طور که اشاره شد ابعاد کشف صوری به طور کلی بسیار متنوع و زیاد است. سالک الی الله به تناسب مرتبت و منزلت عبودی خود حقایق برزخی و موجودات مثالی و ارواح را با قوالب نوری و مثالی مشاهده می نماید و گاهی حقایق مرحله بالاتر از حقایق برزخی را در صورت های مثالی آنها مشاهده می کند؛ یعنی در حقیقت حقایق مجرد را در تمثال های برزخی و مثالی می بیند. گاهی نیز حالات روحی و درونی خویش را مشاهده می کند و گاهی نیز حالات و خصوصیات روحی و درونی دیگران را در صور مثالی مشاهده می کند.
نکته مهم
گفتنی است که تمامی مکاشفات دارای مراتب و درجات است؛ چراکه حقایق پشت پرده که مکاشفات حاکی از آنها است، خود دارای مراتب اند. لذا این گونه نیست که اگر برای سالکی مرتبه بالاتر از عالم ماده منکشف شد، او به تمامی حقایق ماورائی علم پیدا کرده باشد، بلکه امکان دارد حقایق مراتب بالاتر از آن برایش پوشیده باشد؛ چرا که هر عالمی حجاب است برای عالم بالاتر از خودش؛ به عنوان مثال عالم ماده حجاب عالم مثال است و عالم مثال حجاب عالم مافوق خود (عالم عقل) است. لذا برای مشاهده هر عالمی چشم مخصوص و در حد آن عالم نیاز است و سالک باید آن را کسب کرده باشد.گفتنی است که هر کشف ابصاری کشف صوری نیست، آن قسمت از کشف های ابصاری که مربوط به صور مثالی و حقایق برزخی می باشد از اقسام کشف صوری است، اما آن کشف های ابصاری که مربوط به عوالم فوق برزخ و حقایق مجرّد و عوالم ملکوت اعلی و موجودات آنها و عالم اسماء بوده، از اقسام کشف معنوی است.
مقصود از کشف اخفی، شهود جمال احدی و غرق شدن در بحر توحید است که گاهی با کشف ذاتی از آن تعبیر آورده می شود.
با تجلی انوار ربوبی در قلب و در مشاعر باطنی و ظاهری، ابواب مشاهدات و مکاشفات به روی انسان باز می شود. به اندازه تجلی انوار و به تناسب برخورداری از قلب و مشاعر از این انوار مشاهدات و مکاشفات نیز شروع می گردد. سالکین الی الله به تناسب مقام و منزلت عبودی خود و به تناسب برخورداری خود از تجلیات نوری از مشاهدات و مکاشفات بهره مند می شوند.با ظهور انوار در قلب و در مشاعر ، هم قلب و هم هر یک از مشاعر باطنی و ظاهری از ادراک برتری برخوردار می گردند و حجاب ها از برابر آنها به کنار رفته و به حقایق پشت پرده نایل می شوند. مکشوف گشتن حقایق پشت پرده را "کشف" یا "مکاشفه" می نامند. به یک نظر مکاشفه به دو قسم کشف صوری و کشف معنوی منقسم می گردد. کشف اخفی از اقسام کشف معنوی می باشد.
تعریف
این مرتبه از کشف را برخی داخل در قسم ششم ذکر کرده اند و از مراتب عالیه آن شمرده اند. در هر صورت این مرتبه از کشف را از آیه ۷ سوره طه که می فرماید: «وَ اِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَاِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَ اَخْفی»؛ اگر سخن آشکارا بگویی (یا مخفی کنی)، او اسرار- و حتی پنهان تر از آن- را نیز می داند، گرفته اند و گفته اند بیان حضرت علی (علیه السّلام) که می فرماید: "کمال اخلاص برای خداوند نفی صفات از وی است". و همچنین آیه ۷ سوره نجم که می فرماید: «فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنی»؛ تا آن که فاصله او (خدا با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود، به همین مقام اشاره می کنند. مقصود از کشف اخفی، شهود جمال احدی و غرق شدن در بحر توحید است که گاهی با کشف ذاتی از آن تعبیر آورده می شود.
«کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار» تالیف محدث نوری در موضوع مهدویت به زبان عربی است که مولف در سال ۱۳۱۷ ق، از نگارش آن فراغت یافته است. سبب تالیف کتاب آن بوده که قصیده ای از شاعری ناشناس، به دست علمای نجف می رسد که طی آن، شاعر ضمن طرح اختلاف مسلمانان در باب ولادت حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله فرجه الشریف ، از امکان تولد، طول غیبت و طول عمر آن حضرت اظهار تعجب کرده و شیعیان را مورد استهزاء قرار می دهد. مولف نیز بنا به تقاضای آیت الله محمد حسین کاشف الغطاء ، اثر حاضر را در رد آن، که به «قصیده بغدادیه» معروف بود، تالیف کرد.
کتاب در یک جلد منتشر شده است که مشتمل بر مقدمه مولف، دو فصل و یک خاتمه است. در انتهای کتاب، سه قصیده به عنوان ملحقات آورده شده است.
«کشف الاسرار و عدة الابرار»، تالیف ابو الفضل، رشید الدین میبدی بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری ، منبعی غنی از تفسیر ، تاویل ، معارف اسلامی، شعر و ادب عربی و فارسی است. در بین ترجمه ها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی ، «کشف الاسرار» ارزشی والا و مقامی خاص دارد. این کتاب را میبدی در اوایل سال ۵۲۰، آغاز کرده است و سرمشق او در این کار، تفسیر معروف خواجه عبدالله انصاری بوده است که متاسفانه اکنون به تمامی در دست رس نیست و احتمال دارد که در اثر حوادث روزگار از میان رفته باشد.
کتاب، در ده جلد به رشته تحریر درآمده است. در جلد اول، سوره های فاتحه و البقره (۲ سوره)، در جلد دوم، سوره های آل عمران و نساء (۲ سوره)، در جلد سوم، سوره های مائده ، انعام و اعراف (۳ سوره)، در جلد چهارم، سوره های انفال، توبه ، یونس و هود (۴ سوره)، در جلد پنجم، سوره های یوسف، رعد، ابراهیم، حجر، نحل، بنی اسرائیل و کهف (۷ سوره)، در جلد ششم، سوره های مریم، طه، انبیاء، حج، مؤمنون و نور (۶ سوره)، در جلد هفتم، سوره های فرقان، شعراء، نمل، قصص، عنکبوت، روم، لقمان و سجده (۸ سوره)، در جلد هشتم، سوره های احزاب، سباء، فاطر، یس، صافات، ص، زمر، مؤمن و فصلت (۹ سوره)، در جلد نهم، سوره های شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد، فتح، حجرات، ق، ذاریات، طور، نجم، قمر، رحمن ، واقعه و حدید (۱۶ سوره) و در جلد دهم، از آغاز سوره مجادله تا پایان سوره ناس (۵۷ سوره)، به ترتیب، ترجمه، تفسیر و توجیه عرفانی شده است.


کشف در دانشنامه ویکی پدیا

کشف
کشف یا یافتار، به شناسایی چیزی گویند که تا آن زمان وجود دارد اما هنوز ناشناخته مانده است. برای مثال، یک سرزمین، یک جرم آسمانی، یک جانور، گیاه یا کانی، همین طور قواعد و قوانین در حیطهٔ علوم مختلف.
کشف می تواند بر خلاف اختراع که عمدیست، اتفاقی صورت بگیرد.
از جملهٔ کشف های بزرگ، می توان به کشف قاره آمریکا، کشف رادیوم، و کشف شکافت هسته ای اشاره کرد. در بسیاری موارد می توان یافته هایی را مشاهده نمود که تا آن موقع کسی به آن توجه ننموده، و یا به ماهیت آن پی نبرده است. کشف می تواند اتفاقی یا ارگانیزیشن شده باشد.
کشف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کشف (روایت)
کشف (فیلم)
کشف (مشهد)
کشف در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، فرایند آگاهی شخصیت اصلی یا یکی از شخصیت های اصلی اثر داستانی از نکته ای اساسی است که تا آن لحظه بر او مجهول بوده است. این فرایند عالباً در لحظهٔ اوج یا گره گشایی روی می دهد. به عنوان مثال، هنگامی که در داستانی از فردوسی، آگاهی رستم از رابطه اش با سهراب پس از شکافتن پهلوی او یکی از نمونه های کشف است.
کشف (انگلیسی: The Discovery) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و رمانتیک است که در سال ۲۰۱۷ منتشر خواهد شد. این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ به عنوان برترین فیلم انتخاب شد.
الکس اورلوفسکی
جیمز دی. استرن
در آینده ای نزدیک وجود عالم و زندگی پس از مرگ از نظر علمی ثابت می شود. پسر(جیسون سیگل) یک مرد(رابرت ردفورد) از طریق این کشف به داستان زندگی یک زن (رونی مارا) سفر می کند و داستان شکست عشقی و گذشته غم انگیز او را مشاهده می کند.
مختصات: ۳۶°۲۲′۰۹″ شمالی ۵۹°۳۴′۳۸″ شرقی / ۳۶٫۳۶۹۱۷°شمالی ۵۹٫۵۷۷۲۲°شرقی / 36.36917; 59.57722
فهرست روستاهای ایران
کشف (مشهد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان طوس قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۰۳۳ نفر (۵۳۲خانوار) بوده است.
کشف اسرار کتابی از سید روح الله خمینی است که در اوایل دهه ۱۳۲۰ خورشیدی و پس از پایان حکومت رضاشاه پهلوی تألیف شده است (در سال ۱۳۲۳ خورشیدی و پس از مرگ رضاشاه). این کتاب ردیه ای است بر جزوه ای که در سال ۱۳۲۲ در نقدِ عقاید شیعهٔ امامیه، در هفته نامه پرچم، از علی اکبر حکمی زاده و با عنوانِ اسرار هزار ساله به چاپ رسیده بود. در این کتاب، روح الله خمینی بیان نموده است که امام دوازدهم مسؤولیت حفظ امت را به مجتهدان واگذار کرده است؛ هر چند مجتهدان باید خود را از دولت دور نگه دارند و آن را چون شر لازم قلمداد و تحمل نمایند. خمینی در کشف اسرار اقتدار سیاسی عالی برای علما در نظر می گیرد، اما تنها هنگامی می بایست آن را به کار بندند که حکومت آشکارا به حریم شریعت تجاوز می کند. وی در این کتاب می نویسد:
فهرست آثار سید روح الله خمینی
ما ذکر کردیم که هیچ فقیهی نگفته تا کنون و در کتابی هم ننوشته که ما شاه هستیم. یا نگفته که سلطنت حق ماست. آری آن طور که ما بیان کردیم، اگر سلطنت و حکومتی تشکیل شود، هر خردمندی تصدیق می کند که آن خوب است و مطابق با مصالح کشور و مردم است. البته بهترین تشکیلات آن است که بر اساس احکام خدا و عدل الهی باشد، لکن اکنون که آن را از آن ها نمی پذیرند، این ها هم با این هیچ گاه مخالفت نکرده و نمی خواسته اند که اساس حکومت را برهم بزنند.
کشف الاسرار، کتابی از سید روح الله خمینی
کشف الاسرار و عدةالابرار
کشف الاسرار، کتابی از سید روح الله خمینی
کشف الاسرار و عدةالابرار
کشف الاسرار و عدة الابرار کتابی در تفسیر قرآن و عظیم ترین و قدیمی ترین تفسیر عرفانی فارسی، نوشته ابوالفضل رشید الدین میبدی در دهه ۵۲۰ قمری است. این کتاب بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری (که هم اکنون در دست نیست) و در ده جلد نوشته شده است.
دریافت کتاب تفسیر کشف الاسرار به طور کامل به صورت PDF
متن تفسیر کشف الاسرار در سایت گنجور
در گذشته نویسنده این تفسیر که به عنوان اولین و مهم ترین تفسیر عرفانی از قرآن شهرت دارد به درستی مشخص نبود. برخی آن را نوشته خواجه عبدالله انصاری و برخی دیگر از جمله محمد معین نیز آن را به سعدالدین تفتازانی نسبت می دادند. در نتیجه تحقیقات علی اصغر حکمت نویسنده این کتاب مشخص و در سال ۱۳۳۷ توسط دانشگاه تهران به چاپ رسید.
رشیدالدین میبدی در این کتاب ابتدا بخشی از آیات را بدون توضیح به فارسی ترجمه کرده، سپس عقاید مفسرین و تحقیقات اهل فن را دربارهٔ تفسیر همان قسمت شرح می دهد و در بخش سوم به بیان نکات عرفانی خصوصاً به نقل از مدارد خود خواجه عبدالله انصاری می پردازد.
این کتاب توسط علی اصغر حکمت در ده جلد تصحیح و منتشر گردیده است. وی دربارهٔ این کتاب می گوید:.mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
کشف الحقایق اثری عرفانی به فارسی از شیخ عبدالعزیز بن محمد نَسَفی معروف به عزیزالدین نسفی است. تاریخ تقریبی تحریر و تألیف این کتاب را بین حدود ۶۷۱ و ۶۸۰ هجری قمری ذکر کرده اند. این اثر اخیراً به اهتمام و تعلیق احمد مهدوی دامغانی در انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسیده است.
رسالهٔ اول: وجود
رسالهٔ دوم: انسان
رسالهٔ سوم: سلوک
رسالهٔ چهارم: توحید
رسالهٔ پنجم: معاد انسان
رسالهٔ ششم: دنیا و آخرت، شب قدر و روز قیامت، حیات و ممات
رسالهٔ هفتم: هفت آسمان و هفت زمین، تبدیل زمین و طی آسمان، زمین قیامت و زمین عرفات، حج گزاردن
طرز بیان نسفی در این کتاب به گونه ای است که در برخی سخنان وی می توان رنگ تعلیم شیعه را در مسئلهٔ اجتهاد و تقلید شناسایی کرد. آنچه را بعضی مشایخ قدما در باب عدم اختلاف واقعی جوهر ادیان گفته اند شاید بتوان گفت در بیان وی به نوعی آیین طبیعی، شبیه به آنچه بعضی حکمای عصر روشنگری اروپا گفته اند، منتهی می شود.
این کتاب مشتمل بر ۷ رساله به ترتیب زیر است:


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کشف در دانشنامه آزاد پارسی

کَشف (عرفان)
(یا: مکاشفه؛ به معنی آشکارکردن) در عرفان نظری، آن را آشکارشدن مخفیّات بر سالک دانسته اند. این مخفیّات گاه از نوع حقایق علمی است، و گاه از نوع انوار جزئی، که از آنچه در زمان گذشته واقع شده، یا در آینده واقع می شود خبر می دهد. به اعتقاد خود عارفان، تمامی مکاشفه ها، کشف مقیّد است که در آن، عناصرِ خارجیِ پیرامونِ وجود عارف و شرایط فکری و فرهنگی که عارف در آن قرار دارد، بر چگونگی کشف تأثیر می گذارد. شماری از مکاشفاتِ کسانی، همچون ابن عربی دربارۀ نظائر خلفا، در همین راستا توجیه می شود. اینان، کشف مطلق را، تنها مخصوص به وجودِ پیامبر اکرم (ص) و کاملین از اولیای محمّدی، علیهم السلام، می دانند. از این رو، هیچ عارفی، جز ابن عربی و قونوی در یک مورد، مدّعی چنین کشفی نشده است. در برترین مرحلۀ مکاشفه نیز اختلاف است، چه درحالی که شماری از اینان، قرآن کریم را حاصلِ کشفِ صحیفۀ علم وجوبی بر پیامبر اکرم (ص) می دانند و آن را کمال مکاشفات می شمارند، گروهی دیگر اِشراف بر ضمایر را، که به چنین مُکاشِفی، المُشرِف عَلَی الضمایر می گویند، برترینِ این مراتب دانسته اند. برای بعضی از عرفا و صوفیان، چنین کشفی گزارش شده است.

کشف در جدول کلمات

کشف رازی
الکل
کشف رونتگن
اشعه ایکس
کشف کردن
اکتشاف
باستان شناس انگلیسی که قبر توتانخامون را کشف کرد
هاورد کارتر
خالق کشف الاسرار
رشیدالدین میبدی
دانشمند انگلیسی که در سال 1947 کشف و تحقیقاتش درباره فیزیک اتومسفر بالا منجر به ربودن جایزه نوبل شد
ادوارد اپلتون
رد کوچک برای کشف و حل مسأله
سرنخ مختصر
رسیدگی و تحقیق برای کشف علت جرم
بازجویی
زیست فیزیکدانی که به همراه کریک نقشی مهم در کشف ساختار مولکولی DNA بازی کرد
جیمز واتسون
سیاره ای که هرشل کشف کرد
اورانوس

معنی کشف به انگلیسی

intuition (اسم)
فراست ، بصیرت ، کشف ، بینش ، شهود ، درک مستقیم ، دریافت ناگهانی
detection (اسم)
بازرسی ، کشف ، ردیابی ، بازیابی ، بروز ، اکتشاف ، یافت ، تفتیش
treasure trove (اسم)
خزانه ، کشف ، گنج ، دفینه
demodulation (اسم)
کشف رمز ، کشف ، تحمیل زدایی
discovery (اسم)
کشف ، اکتشاف ، یابنده ، پی بری
finding (اسم)
حکم ، کشف ، اکتشاف ، یافت ، یابنده ، افزار
overture (اسم)
کشف ، افشاء ، پیش در امد ، اغاز عمل

معنی کلمه کشف به عربی

کشف
اکتشاف , حدس , مقدمة
إحباطُ المؤامَرَة
إحباطُ مُحاوَلَة اغْتيالِ
اکتشف , اکشف , بحث
ارشادي

کشف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

احسان ١٥:٢١ - ١٣٩٦/٠١/٢٥
این واژه تازى (اربى) است و بجاى آن سپارش مى شود از واژه تاتون Tatun (پهلوى: کشف، اکتشاف) بهره بجویید . در پهلوى : تاتونتن Tatuntan : کشف-اکتشاف کردن ، تاتونتار Tatuntar : کاشف ، کشاف . تاتونته Tatunte : مکشوف ، کشف شده.
|

نیک اندیش ١٠:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٣
"نویابی" جایگزین فارسی برای "کشف"
|

جمشید احمدی ٢١:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٣
پدیدار/ پدیدار کردن/ پدیدار ساختن/

و از جناب نیک اندیش :
نویابی/ نویافت/ نویابش/ نوپدید/ نو پدید آوردن/
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

.. > Catterpillar
ارینا😍😍😍 > آرینا
Erfan_Z_A_D > مینیاتور
فاطمه > moha
Erfan_Z_A_D > Remains
Suzan > آرتمیس
عبدالخلیل قوطوری > cavil
عبدالخلیل قوطوری > caviar

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کشف   • کشف حجاب بازیگر   • معنی کشف در جدول   • کشف حجاب در رستوران تبریز   • کشف دهخدا   • کشف حجاب چیست   • کشف حجاب در زمان رضا شاه   • کشف حجاب در تهران   • مفهوم کشف   • تعریف کشف   • معرفی کشف   • کشف چیست   • کشف یعنی چی   • کشف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کشف
کلمه : کشف
اشتباه تایپی : ;at
آوا : kaSaf
نقش : اسم
عکس کشف : در گوگل


آیا معنی کشف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )