انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1015 100 1

کفاره

/kaffAre/

مترادف کفاره: تاوان، تقاص، جریمه، کفارت

برابر پارسی: تاوان، پرداخت، بازدهی، کیفر، پادافره

معنی کفاره در لغت نامه دهخدا

کفارت. [ ک َف ْ فا رَ ] (ع اِ) کفارة. کفاره :
هزار حج به ثواب هجای او نرسد.
پس این کفارت پنجاه ساله جرم عظیم.
سوزنی.
- کفارت کردن ؛ کفاره دادن. پوشاندن و پنهان کردن گناه را با عملی : چون خداوند [ مسعود ] می فرماید و می گوید که سوگندان را کفارت کنم من نیز تن در دادم. (تاریخ بیهقی چ فیاض ، غنی ص 152). امیر [ مسعود ] گفت ما سوگندان را کفارت فرمائیم [ سوگندان خواجه احمد حسن را ]. (تاریخ بیهقی چ فیاض - غنی ص 151)
دی سجده همی کردی ، کردی گنهی هائل
می نوش و گناهت را امروز کفارت کن.
امیر معزی (از آنندراج ).
و رجوع به کفارة و کفاره شود
- کفارت یمین ؛ کفاره ٔ شکستن قسم. عملی که بدل شکستن قسم انجام دهند : آزردن دوستان سهل است و کفارت یمین سهل. (گلستان کلیات سعدی چ مصفا ص 5).

کفارة. [ ک َف ْ فا رَ ] (ع اِ) آنچه بدان گناه را ناچیز نمایند از صدقه و روزه و مانند آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنچه بدان گناه و جز آن پنهان شود. و در اصطلاح شرع ، آنچه بدان گناه پنهان شود و سبک گردد از صدقه و روزه و مانند آنها، و از آن کفاره نامیده شده است که گناه را پنهان می کند و می پوشاند. (از اقرب الموارد). پوشنده ٔ گناهان و آن بدل جنایت باشد. مثلاً در شکستن قسم و خوردن روزه ، معاوضه ٔ گناه نماید و کفاره ٔ قسم یک بنده آزاد کردن یا سه روز روزه داشتن یا ده مسکین راطعام دادن یا ده مسکین راکسوت پوشانیدن و کفاره ٔ صوم ، دو ماه روزه داشتن یا شصت مسکین را طعام دادن است و فارسیان این لفظ را بتخفیف هم آرند. (از آنندراج ). عقوبت گناه. پشیمانی از گناه.دیه ٔ گناه. (ناظم الاطباء). آنچه بزه سوگندان بدان پوشیده شود. (مهذب الاسماء) : فمن تصدق به فهو کفارة له. (قرآن 45/5)؛ هرکه قصاص ببخشد و عفو کندآن عفو سترنده است گناهان این عفو کننده را. (کشف الاسرار ج 3 ص 126). و رجوع به قاموس کتاب مقدس و فرهنگ علوم جعفر سجادی و فرهنگ حقوقی جعفری لنگرودی شود.

کفاره. [ ک َف ْفا رَ / رِ ] (از ع ، اِ) کفارت. کفارة :
کفاره ٔ شرابخوریهای بی حساب
هشیار در میانه ٔ مستان نشستن است.
صائب.
صد کعبه خلیل گو بنا کن
کفاره ٔ بت شکستنی نیست.
میرغفور لاهیجی (از آنندراج ).
- کفاره دادن ؛ انجام دادن عملی که بدان گناهان پاک شود. (فرهنگ فارسی معین ) : یا معمایی در آنجا بکار برم یا کفاره دهم... پس لازم باد بر من زیارت خانه ٔ خدا که در میان مکه است سی بار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319).
- کفاره داشتن ؛ لزوم انجام دادن عملی که بوسیله ٔ آن گناهان پاک شود. (فرهنگ فارسی معین ) :
یک نظر دیده لبش دید و همه عمر گریست
دیدن رنگ شراب این همه کفاره نداشت.
میرتسلی (از آنندراج ).
- کفاره دهنده ؛ که کفاره دهد. آنکه عملی انجام دهد تا گناهانش پاک گردد : یا بگردانم کاری را از کارهای آن ، نهان یا آشکارا، حیله کننده یا تأویل کننده یا معما آورنده یا کفاره دهنده... ایمان نیاورده ام بقرآن بزرگ. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318).و رجوع به کفارة و کفارت شود.

معنی کفاره به فارسی

کفاره
آنچه که بوسیله آن گناه رابپوشانندوجبران کنندازقبیل روزه گرفتن وصدقه دادن، تاوان تخلف ازاوامرشرع
( اسم) هر چیز که بدان گناه را پاک گردانند از صدقه و روزه و مانند آن آنچه گناهان را بپوشد مثلا در شکستن سوگند ( قسم ) و خوردن روزه عملی بدل آنها انجام دهند . توضیح : کفار. سوگند عبارتست از یک بنده آزاد کردن یا سه روز روزه داشتن یا ده مسکین را طعام دادن یا ده مسکین را کسوت پوشانیدن . کفار. خوردن هر روز. واجب عمدی عبارتست از یک بنده آزاد کردن یا دو ماه روزه داشتن یا شصت مسکین را طعام دادن . توضیح : در فارسی بتخفیف نیز آید .
آنچه بدان گناه را ناچیز نمایند از صدقه و روزه و مانند آن . دیه گناه . عقوبت گناه
[ گویش مازنی ] /kaffaare bazoen/ فواره زدن
( مصدر ) انجام دادن عملی که بدان گناهان پاک شود .
( مصدر) لزوم انجام دادن عملی که بوسیل. آن گناهان پاک شود : ( یک نظر دیده لبش دید و همه عمر گریست دیدن رنگ شراب این همه کفاره نداشت ) . ( میر تسلی )
( مصدر ) انجام دادن عملی که بدان گناهان پاک شود .
از روزهای مهم یهودیان و مسیحیان است
( صفت ) هرزه گوی پر گوی

معنی کفاره در فرهنگ معین

کفاره
(کَ فّ رِ) [ ع . کفارة ] (اِ.) صدقه ، چیزی که با آن گناه را جبران کنند.

معنی کفاره در فرهنگ فارسی عمید

کفاره
۱. (فقه) آنچه به وسیلۀ آن گناه را بپوشانند و جبران کنند، از قبیل روزه گرفتن و صدقه دادن، تاوان تخلف از اوامر شرع.
۲. جبران، تلافی.
= کفارهٴ یمین: (فقه) کفارۀ سوگند، عملی که برای جبران عمل نکردن به سوگند انجام دهند که عبارت است از اطعام ده مسکین یا سه روز روزه گرفتن.

کفاره در دانشنامه اسلامی

کفاره
کفاره به معنای پوشاندن می باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است. "کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق می شود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.
کفاره از ماده "کفر" بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛ و به "کشاورز"، کافر گویند زیرا دانه را زیر خاک پنهان می کند؛ و اینکه قرآن فرمود:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ...» «و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می بخشیم...»تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشم پوشی کرده و عقاب را برداشته است. از این جهت به کفارات، "کفّاره" گویند، زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان می شود؛ لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است.
معنای کفاره در شرع
"کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق می شود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.
کفاره در آیینه قرآن
تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود می باشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصه ظهور گذاشته، تا حدی که با وضع حکم "کفاره"، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف می کند.
احکام و اقسام کفاره در نگاه قرآن
...
کفاره
کَفّاره، جریمه ای شرعی در ازای انجام برخی کارهای حرام یا ترک بعضی واجبات. برخی از این جریمه ها مالی و برخی عبادی اند. مهم ترین کفارات عبارتند از: آزاد کردن بنده، سیر کردن یا پوشاندن شصت فقیر، شصت روز روزه (که ۳۱ روز آن پی در پی باشد) و ذبح گوسفند.
از مهمترین عواملی که باعث کفاره می شود عبارتند از: کشتن عمدی یا سهوی انسان، باطل کردن عمدی روزه، شکستن عهد و نذر و قسم، و انجام بعضی محرمات حج و عمره.
فِدْیه که در برابر برخی کارهای غیر حرام واجب می شود نیز نوعی کفاره شمرده شده است.
کفاره
این صفحه مدخلی از دانشنامه موضوعی قرآن است
کلمات کلیدی: قرآن، کفاره، پوشش، تخفیف، گناه، روزه، حجّ، قَسَم، ظِهار، قتل.
کفاره از مادهی "کفر" بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛ و به "کشاورز"، کافر گویند زیرا دانه را زیر خاک پنهان می کند؛ و این که قرآن فرمود: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ...»؛ و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می بخشیم...
تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشمپوشی کرده و عقاب را برداشته است. از این جهت به کفارات، "کفّاره" گویند زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان می شود؛ لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است.
"کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق میشود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.
تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود می باشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصهی ظهور گذاشته تا حدی که با وضع حکم "کفاره"، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف می کند.
در قرآن کریم احکام برخی از کفارات همانند: کفارات مربوط به حج، روزه، ظِهار، قتل و نقض قَسَم بیان شده است:
در کفارات مربوط به حج، کفاره ی دو عمل از مناسک حج در آیات قرآن ترسیم شده است:

...
کفاره در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق می شود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.
اطعام به مسکین (فدیه) در صورت طاقت فرسا بودن روزه ماه رمضان واجب است.«یـایها الذین ءامنوا کتب علیکم الصیام... • ایامـا معدودت... وعلی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین...؛ ای افرادی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید• چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!». (امام صادق (علیه السلام) فرمودند: مراد از "الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوق العاده دارند؛ اینها حق دارند روزه نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند. مراد از یک مد طعام تقریباً ۷۵۰ گرم (یک چارک) است.
ظهار از جمله طلاق های دوران جاهلی بود که اعراب با این وسیله، همسران خود را طلاق می دادند.
آزاد کردن یک بنده، کفاره ظهار، قبل از آمیزش با زن ظهار شده است.«والذین یظـهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبة من قبل ان یتماسا...؛ کسانی که همسران خود را «ظِهار» می کنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است!».
دو ماه روزه
دو ماه روزه گرفتن، کفاره ظهار، قبل از آمیزش، در صورت ناتوانی از آزاد کردن بنده می باشد.«والذین یظـهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبة من قبل ان یتماسا... • فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین من قبل ان یتماسا...؛ کسانی که همسران خود را «ظِهار» می کنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است!• و کسی که توانایی (آزاد کردن برده ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!». (مراد از بازگشت با توجه به آیه بعد، پشیمانی از عملی است که انجام داده، هر چند برخی این بازگشت را به معنی تکرار ظهار، یا بازگشت به سنت جاهلیت ذکر کرده اند؛ و بیان آیات نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچگونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمی کند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده و با پرداخت کفاره، بازگشت از این عمل غیر اخلاقی امکان پذیر است؛ یعنی باید بنده ای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه روزه بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد. ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی درپی باشد؛ اما در روایات اهل بیت (سلام الله علیهم) وارد شده اگر سی و یک روز متوالی باشد، پی درپی بودن دو ماه صدق می کند.
اطعام شصت مسکین
اطعام شصت مسکین، کفاره ظهار، در صورت ناتوانی از آزاد کردن بنده یا دو ماه پی در پی روزه گرفتن است.«والذین یظـهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبة... • فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین من قبل ان یتماسا فمن لم یستطع فاطعام ستین مسکینـا...؛ کسانی که همسران خود را «ظِهار» می کنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است!• و کسی که توانایی (آزاد کردن برده ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!».
اگر فردی از روی غفلت و به خطا کسی را به قتل رساند، باید جریمه و کفاره این خطای خود را بپردازد.
آزادسازی برده ای مؤمن، کفاره قتل خطایی مؤمن، حتی در صورت دشمنی قوم او با مسلمانان است.«وما کان لمؤمن ان یقتل مؤمنـا الا خطــا ومن قتل مؤمنـا خطــا... فان کان من قوم عدو لکم وهو مؤمن فتحریر رقبة مؤمنة...؛ هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند؛ (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیّتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است». (یعنی خداوند برای بنده ای که به اشتباه، کسی را به قتل رسانده، کفاره را وضع نموده که این کفاره، توبه و عنایت خداوند به بندگان باشد. )
وجوب آزاد کردن برده مؤمن
آزاد کردن برده مؤمن، برای کفاره قتل خطایی فردی از هم پیمانان مسلمانان واجب می باشد.«وما کان لمؤمن ان یقتل مؤمنـا الا خطــا ومن قتل مؤمنـا خطــا... وان کان من قوم بینکم وبینهم میثـق فدیة مسلمة الی اهله وتحریر رقبة مؤمنة...؛ هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند؛ (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیّتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است».
وجوب دو ماه روزه متوالی
دو ماه روزه متوالی برای کفاره قتل خطایی، در صورت عدم توانایی بر آزادسازی برده مؤمن واجب است.«وما کان لمؤمن ان یقتل مؤمنـا الا خطــا ومن قتل مؤمنـا خطــا... وان کان من قوم بینکم وبینهم میثـق فدیة مسلمة الی اهله وتحریر رقبة مؤمنة فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین...؛ هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند؛ (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیّتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است».
کافی نبودن آزادسازی کودک برده
...
اگر کسی قسم خورد و بعد قسم خود را شکست، به تصریح قرآن، باید کفاره پرداخت نماید.
نقض سوگند، با پرداخت کفاره آن جایز است.«قد فرض الله لکم تحلة ایمـنکم...؛ خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته؛ و خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است». (گفته شده است: مقصود از «قد فرض الله...» بیان کفاره قسم یا فرض آن از سوی خداوند است. ) در روایات وارد شده که خداوند به وسیله کفاره دادن، راه بازگشت از سوگند را باز گذاشته است.
کفاره شکستن سوگند
اطعام به ده مسکین و یا تهیه پوشاک برای آنان و یا آزاد کردن یک برده، کفاره شکستن سوگند است.«لا یؤاخذکم الله باللغو فی ایمـنکم ولـکن یؤاخذکم بما عقدتم الایمـن فکفـرته اطعام عشرة مسـکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم او کسوتهم او تحریر رقبة فمن لم یجد فصیام ثلـثة ایام ذلک کفـرة ایمـنکم اذا حلفتم...؛ خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده اید، مؤاخذه می نماید. کفاره این گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می کنید (و مخالفت می نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می کند، شاید شکر او را بجا آورید!». ذیل جمله «من اوسط ما تطعمون» روایاتی وجود دارد که در برخی از آن ها جمله مزبور را اشاره به کمیت و در برخی اشاره به کیفیت دانسته اند.
وجوب اطعام به مساکین
اطعام به مساکین در کفاره شکستن قسم به نحو متوسط و متعارف از خوراک خانواده واجب می باشد.«لا یؤاخذکم الله باللغو فی ایمـنکم ولـکن یؤاخذکم بما عقدتم الایمـن فکفـرته اطعام عشرة مسـکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم او کسوتهم او تحریر رقبة فمن لم یجد فصیام ثلـثة ایام ذلک کفـرة ایمـنکم اذا حلفتم...؛ خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده اید، مؤاخذه می نماید. کفاره این گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می کنید (و مخالفت می نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می کند، شاید شکر او را بجا آورید!». (کفاره ای که در آیه بیان شده، به یک اعتبار از متفرعات سوگند بوده و تقدیر آن شکستن سوگند است؛ چون کفاره مربوط به گناهی است که صورت گرفته (شکستن قسم)، نه خود آن که اگر خود "قسم" معصیت بود، معنا ندارد در آخر آیه، أمر به حفظ سوگند بکند (وَأحْفَظُوا أَیْمَانَکُم)؛ همچنانکه مؤاخذه در اول آیه، بر شکستن سوگند است نه خود آن (وَ لَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ...). لازم به ذکر است که فرد مخیّر در انجام اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک بنده است، هر چند تفاوت قیمت میان آن سه زیاد باشد؛ اما حکم چهارم منوط به عدم قدرت بر انجام موارد سه گانه می باشد.
سه روز روزه
...
به اعمالی که به عنوان کفاره بر انسان واجب می گردد، خصال کفاره گفته می شود.
خِصال کفاره (خصال ثلاث): آزاد کردن بنده، روزه گرفتن، اطعام و پوشاندن فقیر.
تعریف خصال کفاره
به اعمالی که به عنوان کفاره بر انسان واجب می گردد، خصال کفاره گفته می شود.
تعداد خصال کفاره
شمار خصال کفاره بیش از مواردی است که در شناسه آمده است، مانند قربانی کردن گوسفند یا شتر در ارتکاب بعضی محرمات احرام
روزه کفّاره از اقسام روزه واجب است واز احکام آن در باب صوم سخن گفته‏اند.
روزه کفّاره از اقسام روزه واجب و منشأ وجوب آن ارتکاب بعضی اعمال است.
اقسام روزه کفّاره
روزه کفّاره چهار قسم است:
۱. وجوب روزه همراه غیر روزه، که از آن به کفّاره جمع تعبیر می‏شود و عبارت است از کفّاره قتل عمد و به قولی کفّاره افطار با حرام در ماه رمضان که در هر دو صورت هر سه خصال کفّاره (آزاد کردن برده، دو ماه روزه گرفتن و اطعام شصت فقیر) واجب است. البته در افطار با حرام، مشهور قائل به کفّاره جمع نیستند؛ بلکه کفّاره آن را یکی از خصال سه گانه می‏دانند که مکلف در انتخاب آن آزاد است.
۲. وجوب روزه در صورت ناتوانی از غیر روزه که موارد آن عبارت است از کفّاره قتل خطا، کفّاره ظهار، کفّاره افطار در قضای ماه رمضان پس از زوال، کفّاره یمین، کفّاره جزای صید، کفّاره کوچ عمدی از عرفات پیش از غروب آفتاب، کفّاره خراشیدن زن صورت خود را در مصیبت، به گونه‏ای که خون جاری شود، کندن زن موهای سر خود را در مصیبت و پاره کردن مرد لباس خود را در مصیبت همسر یا فرزند.
در مورد اوّل و دوم، پس از عجز از آزاد کردن برده، دوماه و در مورد سوم پس از ناتوانی از اطعام سه روز روزه واجب می‏شود؛ چنان که در چهارم پس از عجز از هر سه خصال (آزاد کردن برده، اطعام ده فقیر و پوشاندن آنان) سه روز روزه واجب می‏گردد.
در پنجم (جزای صید) در صید شترمرغ، پس از عجز از قربانیِ شتر، هیجده روز روزه و در صید گاو وحشی (گورخر) پس از ناتوانی از قربانی کردن گاو، نه روز روزه و در صید آهو پس از عجز از قربانی کردن گوسفند سه روز روزه واجب می‏شود.
در مورد ششم (کوچ عمدی از عرفات) پس از عجز از قربانیِ شتر، هیجده روز روزه واجب می‏شود.
روزه کفّاره موارد هفتم تا نهم همانند روزه کفّاره قسم است. البته برخی در سه مورد آخر قائل به استحباب کفّاره شده‏اند.
۳. وجوب روزه به عنوان فرد تخییری بین روزه و غیر آن که عبارت است از کفّاره افطار روزه ماه رمضان، اعتکاف، نذر، عهد و کفّاره تراشیدن زن موی سر خود را در مصیبت.
مکلف در همه موارد یاد شده در انتخاب یکی از خصال کفّاره (آزاد کردن برده، دو ماه روزه گرفتن و اطعام شصت فقیر) آزاد است.
برخی، کفّاره اعتکاف و تراشیدن زن موی سر خود را همانند کفّاره ظهار و برخی، کفّاره نذر و عهد را همانند کفّاره قسم دانسته‏اند؛ چنان که بعضی، کفّاره تراشیدن سر را بر زن واجب ندانسته‏اند.
از دیگر مصادیق این قسم، کفّاره تراشیدن سر در حال احرام است که شخص بین قربانی کردن گوسفند، سه روز روزه گرفتن یا صدقه دادن به شش فقیر، مخیر است.
۴. وجوب روزه پس از ناتوانی از غیر آن به عنوان فردی تخییری که عبارت است از کفّاره آمیزش مولا با کنیز مُحرم خود، که با اذن او مُحرم شده است. کفّاره آن یک شتر یا گاو و یا گوسفند و درصورت عجز از شتر و گاو، یک گوسفند یا سه روز روزه است.
در دو ماه روزه کفّاره، تتابع واجب است. مراد از تتابع این است که یک ماه آن به اضافه یک روز از ماه دوم را- جز به جهت عذر- پی در پی و بدون فاصله روزه بگیرد. بنابر این، چنانچه بدون عذر بین روزها فاصله بیندازد و افطار کند، روزه‏هایی را که گرفته باید از سر بگیرد.
بنابر قول مشهور، تتابع در دیگر روزه‏های کفّاره، از قبیل سه روز روزه در کفّاره یمین نیز واجب است.

کفاره در دانشنامه ویکی پدیا

کفاره
کفاره، طبق قوانین فقه برای جبران یک خطا یا گناه پرداخت می شود.
آزاد کردن یک برده
دو ماه روزه گرفتن
سیر کردن شصت فقیر
غذا دادن به شصت فقیر، باید به هر کدام یک مُد که تقریباً «۷۵۰» گرم است، طعام داده شود.
کفارة. (ع اِ) آنچه بدان گناه را ناچیز نمایند از صدقه و روزه و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنچه بدان گناه و جز آن پنهان شود؛ و در اصطلاح شرع، آنچه بدان گناه پنهان شود و سبک گردد از صدقه و روزه و مانند آنها، و از آن کفاره نامیده شده است که گناه را پنهان می کند و می پوشاند. (از اقرب الموارد). پوشندهٔ گناهان و آن بدل جنایت باشد. مثلاً در شکستن قسم و خوردن روزه، معاوضهٔ گناه نماید و کفارهٔ قسم یک بنده آزاد کردن یا سه روز روزه داشتن یا ده مسکین را اطعام دادن یا ده مسکین راکسوت پوشانیدن و کفارهٔ صوم، دو ماه روزه داشتن یا شصت مسکین را طعام دادن است و فارسیان این لفظ را بتخفیف هم آرند. (از آنندراج). عقوبت گناه. پشیمانی از گناه. دیهٔ گناه. (ناظم الاطباء). آنچه بزه سوگندان بدان پوشیده شود. (مهذب الاسماء): فمن تصدق به فهو کفارة له. (قرآن ۴۵/۵)؛ هرکه قصاص ببخشد و عفو کند آن عفو سترنده است گناهان این عفوکننده را. (کشف الاسرار ج ۳ ص ۱۲۶). و رجوع به قاموس کتاب مقدس و فرهنگ علوم جعفر سجادی و فرهنگ حقوقی جعفری لنگرودی شود.
اگر کسی به طور عمد روزه ماه رمضان را با خوردن یا آشامیدن، یا رابطه جنسی یا خودارضایی یا باقی ماندن بر جنابت باطل کند، باید کفاره بدهد. کفاره روزه می تواند هر یک از موارد زیر باشد:
اگر کسی که برای حج محرم شده است، یکی از کارهایی که برای محرم حرام است را انجام دهد باید کفاره بدهد.
کفاره در الهیات مسیحیِ غربی به توضیحِ این مطلب می پردازد که انسان چگونه می تواند با خداوند آشتی کند. کفاره در مسیحیت به بخشش یا عفوِ گناه در حالتِ کلی و بویژه گناهِ نخستین که با مرگ و رستاخیزِ الهیِ عیسی رخ داد می پردازد و آشتیِ میانِ خداوند و خلقِ وی را ممکن می کند.
گرگوری نیسا
ایرنئوس
اوریجن
پیر آبلار
فضل الهی
قربانی
هوگو گرتیوس
ویلیام تیندل
خنده و کفاره کتابی است نوشته اکتاویو پاز. این کتاب شامل مقالاتی در زمینه زیباشناسی است.
این کتاب شامل ۲ بخش با نام های درباره زیباشناسی – حضور و حاضر و هنر در مکزیک است که هر بخش آن به چهار فصل مجزا تقسیم می شود.
بخشی از گفتهٔ اوکتاویو پاز که در بخش ۲، فصل خنده و کفاره آمده است:
هر نقابی، نامی است، هر نامی، تاریخی. نام من، زمان است و همچون زنگوله ای گلی با هفت دانه درونش تکان می خورم


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کفاره در دانشنامه آزاد پارسی

کَفّاره
(در لغت به معنای هر چیزی که گناه را سبک کند) اصطلاحی در فقه که ریشه ای قرآنی دارد. در قرآن چهار بار به آن اشاره شده است (مائده: ۴۵؛ ۸۹، ۹۵) کفاره در فقه یا بنده آزاد کردن است یا روزه گرفتن یا اطعام مسکین به نحو مخصوص (خصال کفاره) کفاره چهار نوع است: کفارۀ مُرَتَبه، که در آن خصال کفاره دارای اولویتی است که با توجه به توانایی فرد تغییر می کند همچون کفارۀ قتل خطایی یا ظهار که در مرحلۀ اول آزادکردن برده واجب است، اگر این مقدور نبود باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر این هم مقدور نبود باید شصت مسکین را اطعام کند؛ مُخَیَره، که در آن مکلف می تواند هرکدام از خصال را که خود خواست برگزیند همچون کفارۀ ماه رمضان؛ کفارۀ جمع، که در آن هر سه خصال کفاره به جا آورده شود همچون کفارۀ قتل عمد مؤمن. در برخی انواع کفاره نیز یکی از خصال دو بخشی است همچون کفارۀ شکستن قسم که در آن مکلف باید یک برده آزاد کند و ده مسکین را طعام دهد و اگر این دو را نتوانست سه روز روزه بگیرد. در قرآن و در روایات فراوانی برخی کارهای نیک کفارۀ گناهان دانسته شده اند (مائده: ۴۵) در قرآن به کفارۀ شکستن قسم و کفارۀ قتل صید در حال احرام تصریح شده است. در الهیات مسیحی، عذاب دیدن عیسی مسیح بر روی صلیب را، که آن را موجب آشتی میان انسان و خدا می دانند، کفاره می نامند زیرا اعتقاد دارند که انسانی که با گناه اولیه از خداوند دور شده است، با این کفاره دوباره با او آشتی و پیوند می یابد. در یهودیت باستان، قربانی کردن حیوانی این امکان را فراهم می کرد.

کفاره در جدول کلمات

کفاره دادن
تکفیر

معنی کفاره به انگلیسی

atonement (اسم)
اصلاح ، جبران ، کفاره ، دیه

معنی کلمه کفاره به عربی

کفاره
تکفير
عوض

کفاره را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی کفاره



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مبلغ کفاره روزه   • کفاره روزه به چه کسانی تعلق می گیرد   • کفاره چیست   • کفاره روزه مکارم   • کفاره روزه مریض   • مبلغ کفاره روزه سال 94   • کفاره روزه قضا   • انواع کفاره   • معنی کفاره   • مفهوم کفاره   • تعریف کفاره   • معرفی کفاره   • کفاره یعنی چی   • کفاره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کفاره
کلمه : کفاره
اشتباه تایپی : ;thvi
آوا : kaffAre
نقش : اسم
عکس کفاره : در گوگل


آیا معنی کفاره مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )