انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 950 100 1

کلام

/kalAm/

مترادف کلام: بیان، حرف، زبان، سخن، قول، گفتار، گفته، نطق

متضاد کلام: نوشتار

برابر پارسی: سخن، گفت، گفتار، گفتار، گویش

معنی کلام در لغت نامه دهخدا

کلام. [ ک َ ] (ع اِ) سخن یا سخن با فایده ای که بنفسه کفایت کند. اسم جنس است و بر قلیل و کثیر واقع شود. و درتعریف آن گفته اند که ، صفتی که جاندار بتواند آنچه را در خاطر دارد به وسیله ٔ اصوات مقطعه و یا کتابت و یا اشاره اعلام دارد. (منتهی الارب ). گفتار یا گفتاری که بنفسه کفایت کند و در حقیقت معنائی است قائم به ذهن چنانکه گویند فی نفسی کلام «آمدی » و جمع دیگر گویند: کلام جز معنای قائم به ذهن نیست ، و آن چیزی است که آدمی بهنگام امر و نهی کردن و خبر دادن و استفهام کردن آن را در ذهن خود می یابدو با عبارت یا اشاره مخاطب را بدان آگاه می سازد. (از اقرب الموارد). سخن. (مهذب الاسماء). گفته. گفتار. قول. گفت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
چه زبان است اگر گفت ندانست کلام.
(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 390).
بر لفظ زمانه هر شبانروزی
بسیار شینده مر کلامش را.
ناصرخسرو.
تو فرمائی که شیطان را نباید.
کلام پرفسادش را شنیدن.
ناصرخسرو.
ابتداء کلیله و دمنه و هو من کلام بزرجمهر بختگان. (کلیله و دمنه ).
پر دل چو جوز هندی و مغزش همه خرد
خوشدم چو مشک چینی و حرفش همه کلام.
خاقانی.
طوطی شکر شکستن دیگر روا ندارد
گر پسته ات ببیند وقتی که در کلامی.
سعدی.
اگر سالی بر سر جمعی سخن گفتی تکرار کلام نکردی. (گلستان ).
حسن کلام انوریست اینکه می کند
تا اینزمان حکایت احسان بوالحسن.
سلمان ساوجی.
- بطی ءالکلام ؛ آهسته سخن. کسی که به آهستگی و ملایمت سخن می گوید. (ناظم الاطباء).
- به کلام درآوردن ؛ به سخن برانگیختن. به گفتار واداشتن :
به هیچ شهر نباشد چنین شکر که تویی
که طوطیان چو سعدی درآوری به کلام.
سعدی.
- حاصل کلام ؛ خلاصه ٔ کلام. محصل کلام. هر سه دراختصار و کوتاهی سخن بکار می رود. (از ناظم الاطباء).
- رد کلام کردن ؛ سخن را باطل کردن. رد کردن. اعتراض کردن. (ناظم الاطباء).
- کلام آسمانی ؛ کلام خدا. کلام الهی. وحی. کلام آفریدگار :
کلیم آمده خود با نشان معجز حق
عطا و لوح و کلام و کف و رخ انور.
ناصرخسرو.
- کلام آفریدگارِ ؛ قرآن : بزرگتر گواهی بر اینچه می گویم کلام آفریدگار است. (تاریخ بیهقی ).
- کلام اﷲ ؛ کلام شریف. کلام عزت. قرآن مجید. (ناظم الاطباء).
- کلام الهی ؛ کلام باری. رجوع به همین ترکیب شود.
- کلام باری (حق ) ؛ گفتار خدا. قرآن. کلام الهی. (فرهنگ فارسی معین ) : و دانستن تفسیر کلام باری عزّشانه و معانی اخبار رسول صلوات اﷲ علیه و آله لازم است. (المعجم ، از فرهنگ فارسی ایضاً).
- کلام جامع. رجوع به همین کلمه شود.
- کلام خدا ؛ قرآن. نُبی. فرقان. کلام اﷲ. رجوع به کلام اﷲ شود.
- کلام سربسته و مغلق ؛ سخن سربسته. نکته ٔ سربسته. مضمون سربسته. (مجموعه ٔ مترادفات ص 289). که معنی آن بطور صریح و واضح معلوم نباشد. مبهم.
- کلام شریف ؛ کلام اﷲ. (ناظم الاطباء).
- کلام عزت ؛ کلام اﷲ. (ناظم الاطباء).
- کلام کردن ؛ سخن گفتن. کلام گفتن :
ای بر سر دو راه نشسته در این رباط
از خواب و خورد بیهده تا کی کنی کلام.
ناصرخسرو (دیوان ص 261).
- کلام لفظی ؛ عبارت از سخن معمولی است که بواسطه ٔ ادای حرفی خاص که دلالت بر معنای مخصوصی که در نفس متکلم است می کند. (فرهنگ فارسی معین ). مقابل کلام نفسانی. رجوع به همین ترکیب شود.
- کلام مستدام ؛ عبارت است از کلام الهی و وحی. (غیاث )(آنندراج ). سلام الهی. (فرهنگ فارسی معین ).
- کلام مقفی ؛ گفتار قافیه دار. سخن با قافیه.
- کلام منثور ؛ نثر. (فرهنگ فارسی معین ).
- کلام منظوم ؛ نظم. شعر. (فرهنگ فارسی معین ) : بدانکه عروض میزان کلام منظوم است. (المعجم ، از فرهنگ فارسی ایضاً).
- کلام نفسانی ؛ کلام نفسی مقابل کلام لفظی. معنای موجود در نفس متکلم که با ادای حروف و کلمات آن را به شنونده منتقل می کند و رجوع به کلام و ترکیبات آن و کلام نفس شود.
- مطبوع کلام ؛ خوش سخن.که سخنی مطبوع و دلپذیر دارد :
فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگرانت
که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی.
سعدی.
- میان کلامتان شکر ؛ چون خواهند در میان سخن دیگری ، سخن گویند، این جمله را بر زبان آرند. (فرهنگ فارسی معین ).
- یک کلام ؛ بی چانه بی مماسکه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
|| در اصطلاح علم نحو،لفظی است که متضمن باشد دو کلمه را، یعنی مرکب باشداز دو اسم یا فعل و اسم که نسبت یکی به دیگری باشد بر این وجه که فائده ٔ تام دهد چنانکه : «زید قائم » و «قام زید». (از غیاث ) (آنندراج ). هر لفظ مفیدی که حاصل شود از ترکیب مسند و مسندالیه. (ناظم الاطباء) سخنی است که متضمن دو کلمه و دارای اسناد باشد. (از تعریفات جرجانی ) (از کشاف اصطلاحات الفنون ). لفظی است مفید که مقصود بالذات باشد. (از الفیه ٔ ابن مالک ).
کلامنا لفظ مفید، کاستقم
و اسم و فعل ثم حرف الکلم.
(شرح ابن عقیل ج 1 ص 13).
و آن را جمله و مرکب تام نیز گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). هر جمله که سکوت بر آن صحیح باشد. مقابل جمله است. مرکبی از کلمات که مستمع را پس از شنیدن آن انتظاری نماند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || علمی است که در آن مسائل نقلی را به دلائل عقلی ثابت کنند و متکلم داننده ٔ آن علم است . (غیاث ) (آنندراج ). علمی است که در آن از ذات باری تعالی و صفات او و احوال ممکنات از مبدأ و معاد موافق قانون اسلام بحث می شود. این قید اخیر برای آن است که کلام باعلم الهی که در فلسفه موضوع بحث است مشتبه نگردد. و نیز گفته اند که علمی است به قواعد شرعی اعتقادی از روی ادله ٔ آن. (از تعریفات جرجانی 80). مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: علم کلام که آن را اصول دین نیز نامند و ابوحنیفه آن را فقه اکبر خوانده و در مجمع الشکوک به «علم النظر و الاستدلال » موسوم شده و همچنین آن را «علم التوحید و الصفات » نامیده اند. و تفتازانی در شرح العقاید گوید: علمی که به احکام فرعی یعنی عملی مربوط است ، آن را علم شرائع و احکام گویند و علمی که به احکام اصلی یعنی اعتقادی مربوط است «علم التوحید و الصفات » نامند. و علم توصیف و صفات (علم کلام ) را چنین تعریف کرده است : علمی است که آدمی با آن قدرت پیدا می کند که باآوردن دلیل و دفع شبهات عقاید دینی را برای دیگری اثبات کند. مراد ازعلم معنی اعم یاتصدیق بطور مطلق است تا ادراک مخطئی را در ادله ٔ عقائد او نیز شامل شود و خلاصه ٔ کلام علم به اموری است که آدمی با آن مقتدر می شود یعنی با آن علم قدرتی تام و دائمی برای آدمی حاصل می گردد که عقاید دینی را برای دیگری با آوردن دلائل و دفع شبهات اثبات کرده او را ملزم سازد. و درواقع آوردن دلائل اثبات بمنزله ٔ وجود مقتضی ، و دفع شبهات در حکم انتفاء مانع است و به هرحال مراد از عقاید آن چیز است که نفس اعتقاد بدان مقصود است مانند اعتقاد به ذات و صفات باری تعالی ، نه احکامی که مقصود از اعتقاد به آنها عمل بدانهاست مانند نماز. و مراد از دینی بودن اعتقادانتساب آن بدین محمد (ص ) اعم از آنکه صواب باشد یا خطا، بنابراین علم اهل بدعت از علم کلام خارج نیست. وبه هرحال تمام عقاید مقصود است ، زیرا امور اعتقادی محصور و معدود است و علم بدانها متعذر نیست بخلاف احکام عملی که غیر محصور و معدود است و احاطت بدانها متعذر است و در آنجا آن مقدار از علم که موجب تهیؤ کامل گردد کافی است. و موضوع کلام ، معلومی است که به اثبات عقاید دینی ارتباطی قریب یا بعید داشته باشد. بنابراین مبحث ترکیب اجسام و خلاء و جوهر فرد و عدم تمایز میان اعداد و عدم حال و نظائر آنها که بنحوی در اثبات یکی از اصول اعتقادی مانند اثبات صانع و معاد ونبوت ارتباط می یابد از مباحث علم کلام بشمار می رود وقاضی ارموی گوید: موضوع علم کلام ذات باری تعالی است زیرا در این علم بحث از عوارض ذاتی باری تعالی شود یعنی صفات ثبوتی وسلبی وی ، و یا بحث از افعال او تعالی در دنیا مانند حدوث عالم و یا در آخرت مانند حشر و نشر و یا از احکام خدا در دنیا و آخرت چون بعث پیغمبران و نصب امامان در دنیا از این جهت که آن دو بر خدا واجب است یا نه. و بحث در ثواب و عقاب در آخرت هم از این جهت که بر باری تعالی واجب است یا نه. ولی این گفته خالی از اشکال نیست ، و حجةالاسلام غزالی ، موضوع علم کلام را موجود بماهو موجود یعنی موجود من حیث هو بدون تقید به چیزی دانسته است ، و امتیاز علم کلام را با علم الهی در آن می داند که در کلام بر طریق قانون اسلام به اثبات مسائل می پردازند نه قانون عقل ، بخلاف علم الهی که آن براساس عقل است ، خواه مطابق با قانون اسلام باشد و خواه نباشد و این گفته نیز مخدوش است چه بدین ترتیب علم کلام تنها عقاید حقه ٔ اسلام را شامل می شود و بحث در عقاید باطله از مسائل این علم خارج می گردد. و فائده و غایت علم کلام آن است که آدمی از حضیض تقلید به اوج یقین می رسد و در دفع شبهات و اثبات عقاید حقه میکوشد و گمراهان را ارشاد کرده و اباطیل مغرضان را رد میکند. و نتیجه ٔ عمده ٔ آن اینکه پایه ٔ تمام معارف و علوم اسلامی را استوار می سازد. چه اگر اصول عقاید ثابت نگردد دیگر معارف دینی را ارزش و اهمیت نمی ماند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
تاریخ علم کلام :علم کلام ابتدا بر مجموعه ای از مسائل دینی و اعتقادی گفته شده است ولی اندک اندک دامنه ٔ آن وسعت یافته است چنانکه میتوان موضوع آن را بدو قسمت کرد که مقاصدهر قسم بکلی مغایر قسم دیگر است. قسم اول آن است که از مشاجرات فرق اسلامی و اختلاف آرای آنان پدید آمده و تا دیر زمانی در حال بسط و توسعه بوده است.
قسم دوم علمی است که برای مقابله و مبارزه با فلسفه و رد و دفع شبهات ملاحده ایجاد گردیده است ، و این دو قسم تا زمان غزالی تقریباً از هم جدا و مجزا بود. غزالی هر دو مسأله را با یکدیگر درآمیخت وامام فخررازی آن را بسط داد و متأخران از فلاسفه ، کلام و اصول را ممزوج کردند، و میتوان گفت قسم اول محدود به زمانی بوده است که اسلام در سرزمین عربستان محدود بود و مردم این منطقه بمقتضای طبیعت ساده ٔ خود درباب مسائل اعتقادی به همان عقیده ٔ اجمالی اکتفا میکردند و بیشتر در احکام فرعی که جنبه ٔ عملی داشت فحص و بحث می شد و در زمان صحابه مجموعه ای از فقه فراهم آمد. اما از وقتی که دامنه ٔ اسلام وسعت یافت و اقوام مختلف و متمدن ایرانی و یونانی و قبطی و جز آنان به اسلام در آمدند بحث در عقاید و اصول دین آغاز شد و مسائل مختلفی در سرزمین عربستان پدید آمد که منتهی به پیدایش فرق متعددی گردید و تا زمان بنی امیه وسعت اختلاف عقاید محدود به خود مسلمانان بود و همه ٔ مشاجرات برای اثبات عقاید دینی بود نه بمنظور دفع شبهات معاندان دین و قیام برضد ملاحده و پایه گذاری علمی بر اساس اصول عقلی در مقابل فلسفه. ولی علم کلام بهمین ختم نمی شد بلکه همواره بنسبت توسعه ٔ علوم و معارف در محیط مسلمانان این دانش پیشرفت و ترقی میکرد و بر پایه ٔ اصول عقلی و به صورت علمی تکامل می یافت و از این تاریخ قسم دوم از علم کلام آغاز می شود. توضیح آنکه قسم اول از علم کلام که از اوائل اسلام شروع گردید تا اواخر دوره ٔ بنی امیه بیشتر نپائید و از آغاز دوره ٔ عباسی قسم دوم علم کلام شروع شد که می توان آن را علم کلام عقلی نامید چنانکه قسم اول را علم کلام نقلی باید خواند.از آن روزگار علم کلام به صورت علمی و بر اساس اصول عقلی مدون گردید. زیرا در دوره ٔ عباسیان در حقیقت دامنه ٔ معارف و علوم اسلامی وسعت یافت و مسلمانان در باب اظهار عقاید آزادی کامل داشتند و افراد بظاهر مسلمان و بواقع مخالف اسلام که به مبانی عقلی و علوم فلسفی آگاهی بیشتر داشتند از این آزادی سوء استفاده کردند و به نشر افکار باطل و عقاید مخالف پرداختند و بدینوسیله ایمان مسلمانان را متزلزل میساختند. علمای اسلام بفکر افتادند که با حربه ٔ خود معاندان ، به جدل باآنان برخیزند و خود را به سلاح علوم عقلی مسلح سازندو همانطورکه دیگر معارف اسلامی را مانند تفسیر و فقه و حدیث و صرف و نحو و غیره بصورتی علمی مرتب و منظم ساختند همچنین علمی بر اساس مقدمات منطقی و اصول عقلی تأسیس کنند و بروش فلسفی به اثبات عقائد دینی بپردازند و شبهات معاندان را رد کنند. پس از ظهور علم کلام محدثان و علمای ظاهر به شدت بمخالفت با آن پرداختند و مخالفت آنان بحدی بود که بیم از میان رفتن این علم تازه درمیان بود. لیکن خلفای عباسی به استثنای یکی دو تن از آنان و ارکان دولت با نهایت علاقه از آن حمایت کردند. معالوصف تا زمان غزالی این علم قبولیت نیافت اما از آن زمان که غزالی و پس از او امام رازی این علم را مورد عنایت قرار دادند اهمیت بسیار یافت و مقبول نظر همگان گردید، و به هرحال نخست بار محمدبن الهذیل بن عبداﷲبن مکحول (131 - 235) در این فن کتاب نوشت و بتدریج رو بترقی و تکامل نهاد. رجوع به تاریخ علم کلام شبلی نعمانی و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی و خاندان نوبختی ص 37 و 47 به بعد و فهرست آن و وفیات الاعیان ج 2 و تحفه ٔ سلیمانی شود. || (مص ) سخن گفتن. (غیاث ) (آنندراج ).

کلام. [ ک َ ] (ع اِ) زمین درشت سطبر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

کلام. [ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کَلم (خستگی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کلم (جرح ).جاء بدواء الکلام من اطایب الکلام. (اقرب الموارد).

معنی کلام به فارسی

کلام
قول، سخن، سخنی که مفیدمعنی تام باشد
( اسم ) ۱ - سخن گفتار . یا کلام الهی . کلام باری . یا کلام باری ( حق ) . گفتار خدا قر آن : ( و دانستن تفسیر کلام باری عزشانه و معانی اخبار رسول صلوات الله علیه و آله لازمست . یا کلام جامع . آنست که شاعر در شعر خود نکات اخلاقی و فلسفی آورد و یا از اوضاع زمان سخن گوید چنانکه قوامی گنجوی گوید : ( مویم از غم سپید گشت چو شیر دل ز محنت سیاه گشت چو تار ) . ( این ز عکس بلا کشید خضاب وان ز راه جفا گرفت غبار ) . ( ترجم. ابیات براون ) یا کلام منثور . نثر . یا کلام مستدام . کلام الهی . یا کلام منطوم . نظم شعر : ( بدانکه عروض میزان کلام منظوم است ) . یا میان کلامتان شکر . چون خواهند در میان سخن دیگری سخن گویند این جمله را بر زبان آرند . یا کلام نرم کردن . سخن سنجیده و نرم گفتن : ( گذشت عمر و نکردی کلام خود را نرم ترا چه حاصل از این آسیای دندانست ? ) ( صائب ) ۲ - جمله ای که مفید فایده یا خبری باشد بنحوی که چون گوینده خاموش شود شنونده در انتظار نماند . یا کلام لفظی . عبارت از سخن معمولی است که بوسیل. ادای حروفی خاص که دلالت بر معانی مخصوصی که در نفس متکلم است میکند ۳ - علمی است که متضمن بیان دلایل و حجج عقلی در باب عقاید ایمانی و رد بر مبتدعان و اهل کفر و ضلالت است . توضیح : این علم زایید. بحثها و مناقشاتی است که از اواخر قرن اول هجری میان مسلمانان دربار. مسایل اعتقادی از قبیل توحید و تجسیم و جبر و اختیار و ایمان و کفرو امثال آنها در گرفت و چون طرفداران هر یک ازین مباحث محتاج دلایل برای اثبات عقاید خود بودند و هر استدلالی طبعا نتیج. بحثهای عقلانی است ازین راه برای هر دسته اصول و مباحثی فراهم آمد که علم کلام از آنها تشکیل شد . در وجه تسمی. آن اختلافست : بعضی گویند چون قدیمترین مساله ای که در میان مسلمانان راجع بان اختلاف افتاد و بحث و مناقشه در آن شروع شد مساله کلام الله و خلق قر آنست این علم را بسبب تسمی. به اهم بدین نام نامیدند . برخی دیگر گویند از آنجا که مبنای این علم تنها مناظرات نسبت به عقاید است و نظری بعمل در آن علم نیست آنرا کلام گفته اند . گروهی گویند که اصحاب این علم در مسایلی تکلم کرده اند که گذشتگان از تکلم کرده اند که گذشتگان از تکلم آن خود داری کردهاند لذا بدین نام نامیده شده .
جمع کلم
[موسیقی] ← ترانه 2
[ گویش مازنی ] /kolaam/ آغل طویله - آهسته
[curtain line] [هنرهای نمایشی] آخرین جملۀ نمایش در پایان هر پرده
[logogenic] [موسیقی] ویژگی نوعی موسیقیِ آوازی که در آن کلام کاملاً غالب است و استقلال نحویِ لحن از کلام، در صورت وجود، بسیار اندک است
سخن پرمعنی . کلامی که معنی بسیار دارد.
[exit line] [هنرهای نمایشی] آخرین جملۀ بازیگر پیش از خروج از صحنه
[ گویش مازنی ] /kolaam gaa/ از توابع خرم آباد تنکابن
[ گویش مازنی ] /kelaam laat/ از توابع سه هزار تنکابن
شیرین گفتار شیرین زبان .
فصیح و سخن دان
( صفت ) شیرین سخن خوش بیان .
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آمل است
[ گویش مازنی ] /saasi kelaam/ از دهات بابل
( صفت ) پریشان گوییی .
بدون کلام . بی سخن . بی گفتگو : و اگر بر وفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلا کلام بی وجه و ناصواب افتد .
[ گویش مازنی ] /tir kolaam/ از توابع رامسر
خلاصه کلام
[parts of speech] [زبان شناسی] در دستور زبان، نوعی طبقه بندی که براساس آن طبقۀ واژگانی کلمات که عمدتاً شامل اسم، ضمیر، فعل، صفت، حرف اضافه، حرف ربط، صوت و حرف تعریف است، مشخص می شود متـ . اقسام کلمه
عبارتست از مسایل علم کلام که در آن مطالب علم نقلی را به دلایل عقلی ثابت کنند .
با کلام واحد بی چانه
اطناب درازی سخن
[ گویش مازنی ] /limaa kolaam/ از توابع شهرستان رامسر

معنی کلام در فرهنگ معین

کلام
(کَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - سخن ، حرف . ۲ - جمله ای که مفید فایده یا خبری باشد به نحوی که چون گوینده خاموش شود، شنونده در انتظار نماند.

معنی کلام در فرهنگ فارسی عمید

کلام
۱. قول، سخن.
۲. سخنی که مفید معنی تام باشد، عبارت یا جمله ای که از مسند و مسند الیه ترکیب شود و دارای معنی باشد.
* کلام پهلودار: [مجاز] = سخن * سخن پهلودار
* کلام سمین: [مقابلِ غث] [قدیمی، مجاز] سخن استوار و محکم.
قرآن مجید.
* کلام الهی (باری): گفتار خدا، قرآن.
= خوش سخن
هم صحبت، هم سخن.

کلام در دانشنامه ویکی پدیا

کلام
کلام می تواند به موارد زیر اشاره کند:
علم کلام، شاخه ای از علوم اسلامی
کلام یا گفتمان، مفهومی در علوم سیاسی و زبان شناسی
کلام زرتشتی، بررسی مسائل اعتقادی آئین زرتشتی می باشد
کلام قصار
کلام تی وی یک وب گاه شبکهٔ اجتماعی بر پایهٔ اشتراک ویدئو است
لیه کلام لیه کلام، روستایی از توابع بخش چابکسر شهرستان رودسر در استان گیلان
گالش کلام گالش کلام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لنگرود در استان گیلان
کلام می تواند به موارد زیر اشاره کند:
علم کلام، شاخه ای از علوم اسلامی
کلام یا گفتمان، مفهومی در علوم سیاسی و زبان شناسی
کلام زرتشتی، بررسی مسائل اعتقادی آئین زرتشتی می باشد
کلام قصار
کلام تی وی یک وب گاه شبکهٔ اجتماعی بر پایهٔ اشتراک ویدئو است
لیه کلام لیه کلام، روستایی از توابع بخش چابکسر شهرستان رودسر در استان گیلان
گالش کلام گالش کلام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لنگرود در استان گیلان
کلام (به آلمانی: Klam) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در ناحیه پرگ واقع شده است. کلام ۸٫۳۵ کیلومتر مربع مساحت دارد ۲۸۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
کلام الفروق بین الامراض (در صفات و فرق بین بیماری ها)، کتابی از محمد زکریای رازی در زمینهٔ پزشکی است.
مقالهٔ اول، در پنج فصل که مشتمل بر بیست و هشت مورد تشخیص تفکیکی در باب تشابه بیماری های سر و مغز و چشم و بینی و بیماری های روانی و گوش و دهان و دندان است.
رازی در این کتاب دربارهٔ علت ها و علامت های مشابه بین بیماری ها و فرق میان آن ها سخن گفته است. ابن اصیبعه در کتاب خود از این کتاب نام برده است. در ابتدای این کتاب رازی نوشته: «چون دیدم اطباء زمان از بیماری ها فقط آنچه که در کتاب ها خوانده اند می دانستند و به علل و اسباب مشترک بیماری ها که با یکدیگر شباهت دارند کمتر توجه داشتند؛ بر آن شدم که علل و دلائل بیماری ها که با یکدیگر شباهت دارند و مشترک می باشند؛ جمع کنم که فراگرفتن آن آسان باشد و این ها مطالبی است که قبل از این تاریخ در کتاب ها نیامده است و آن را به پنج مقاله تقسیم کردم.»
مقاله دوم، در سه فصل که شامل نوزده مورد تشخیص تفکیکی دربارهٔ تشابه بیماری های حلق و حنجره و ریه و قفسه سینه و جنب است.
مقاله های کتاب به این شرح است:
مقاله سوم، در چهار فصل و شامل سی و هفت مورد تشخیص تفکیکی دربارهٔ تشابه بیماری های معده و کلیه و کبد و طحال و مثانه و آلات تناسلی است.
مقاله چهارم، در سه فصل و مشتمل ده مورد تشخیص تفکیکی درباب تشابه بیماری های خونی و اخلاط و اورام و تغذیه ای و معدی است.
مقاله پنجم، در دو فصل که شامل هفده فصل مورد تشخیص تفکیکی درباب تشابه نبض و ادرار بیماران است.
کلام المهدی کتابی است که سید محمد مشعشع از بزرگان مذهبی شیعی و مؤسس سلسله مشعشعیان در سال ۸۶۵ ه. ق نگاشته است. سید محمد مشعشع در این کتاب خود را سیدی نایب مناب مهدی (عج) می داند و «و هذا السید المناب عن الغائب» تعبیری است که از خود در این کتاب به کار برده است. وی علاوه بر نایب مهدی، خود را «امام امت» هم می خواند. محمّد بن فلاّح پیش از این در سال ۸۴۰ق (یکی دو سال پیش از فوت ابن فهد) از جانب امام مهدی ادعای نیابت کرد و به این ترتیب از جانب استاد مرتد اعلام و محکوم به قتل شد.
با توجه به کتاب کلام المهدی، در واقع سید محمد مشعشع اولین بیان کننده بحث ولایت فقیه در زمان غیبت امام عصر بود. هم اکنون نسخی خطی از این اثر تاریخی مذهبی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود. همچنین میکروفیلمهایی از ان در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.
کلام تی وی (به انگلیسی: Kalam TV) یک وب گاه شبکهٔ اجتماعی بر پایهٔ اشتراک ویدئو است. که در فوریهٔ ۲۰۰۸ راه اندازی شده است. این وب گاه بخشی از دارایی های برج رسانه ای خاورمیانه واقع در منطقهٔ دبی مدیا سیتی شهر دبی است.
کلام حق فیلمی به کارگردانی نظام فاطمی و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۶ است.
کلام قصار یا قطعهٔ تفکر (به انگلیسی: Aphorism) واژه ای ست در اصل یونانی که معنایش تعریف است. تعریف نمودن یک چیز یا یک موقعیت برای فلاسفه و دانشمندان یونان، بطور متداول، به معنی بیان اصل (جوهر، ذات) آن چیز یا موقعیت به زبانی فشرده و با استفاده از حداقل کلمات بوده است. متنی که در آن شناخت موضوعی در ده ها صفحه بیان گردد، کلام قصار به حساب نمی آید. ایجاز خود، ذات قطعهٔ تفکر، یعنی تعریف ٰتعریفٰ است.
در زبان یونانی کهن واژهٔ axiom نیز وجود دارد که در معنا به قطعهٔ تفکر بسیار نزدیک است. تفاوت مهم و بسیار اساسی میان اکسیوم (که آنرا به اصل بدیهی ترجمه کرده اند) و افوریسم در این است که حوزهٔ کاربرد واژهٔ اول موضوعاتی ست که تعیین پذیری، وضوح و قطعیت، خصوصیت اصلی آنهاست؛ در حالیکه قطعهٔ تفکر در مورد آنچه گفته می شود که این سه صفت تا حد زیادی در آنها غایب است. حوزهٔ کاربرد اکسیوم ریاضیات و منطق بود و افوریسم علوم تجربی. اقلیدس، ریاضیات را با اصلی بنام خودش پایه گذاشت و بقراط، یکی از اولین رساله های پزشکی تاریخ را به شکل مجموعه ای از افوریسم نوشت. بعدها، در تاریخ اروپا، قطعهٔ تفکر مختص به قلمرو دانشی گشت که بیش از همه می بایست با غیاب این سه ویژگی – تعیین پذیری، وضوح و قطعیت- درگیر باشد: دانش طبیعت انسان و امور انسانی. پاسکال، مونتنی، رشفوکو، و سپس متفکرانی مانند نیچه و کیرکگارد، از قطعهٔ تفکر برای بیان نوع اندیشه ای استفاده نموده اند که سعی می کند با آگاهی کامل از این ابهام بنیادینِ امور انسانی، بیندیشد.
در زبان شناسی پیکره ای، برچسب گذاری اجزای کلام، درواقع عمل انتساب برچسب به کلمات تشکیل دهندهٔ یک متن یا یک پیکره است. این برچسب گذاری براساس نقش آن کلمه در متن، مانند اسم، فعل، قید، صفت، و غیره صورت می گیرد. بعضی کلمات ممکن است یک یا چند برچسب داشته باشند. اگر یک کلمه بیش از یک برچسب داشته باشد، نیاز به ابهام زدایی دارد.
برچسب گذاری اجزای کلام، بنا به روشِ انجام کار، هم به صورت دستی انجام می شود و هم در آن از الگوریتم های برچسب گذاری مختلفی استفاده می شود. ازجملهٔ این الگوریتم ها می توان به مدل مخفی مارکوف، الگوریتم باوم-ولچ، و برآورد درست نمایی بیشینه اشاره کرد.
تاکنون از روش های برچسب گذاری گوناگونی در زبان های مختلف استفاده شده است. این روش ها را می توان به دو دستهٔ اصلی تقسیم بندی کرد: اولین دسته روش های آماری است که با استفاده از پیکره های برچسب خورده انجام می شوند. دستهٔ دوم، روش های غیرآماری است که با استفاده از یادگیری ماشین، برچسب گذاری را انجام می دهند.
حادثه پشت کلام یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۵ به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی علی بیابانی می باشد که از برنامهٔ سیمای خانواده شبکه یک پخش شد.
خانه خوش کلام مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، محله ساکیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۸۸۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
رمان بی کلام (انگلیسی: Wordless novel) گونه ای روایی ست که داستانش را با تصاویری بدون عنوان که از پی هم می آیند، روایت می کند. از آن جا که این گونه رمان ها به شکل سنتی معمولاً با چوب تراشی ایجاد می شده اند، به آن ها «رمان چوبی» یا «رمان روی چوب» نیز گفته می شود.
بیشترین رواج رمان های بی کلام به دههٔ بیست میلادی و اوج دورهٔ اکسپرسیونیسم آلمان بازمی گردد و از مهمترین هنرمندان این عرصه می توان به فرانس ماسِریل (خالق نخستین رمان بی کلام) و لیند وارد اشاره کرد.
علم کَلام یا عقائد دانشی در محدوده دین اسلام است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهان بینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی می پردازد و به شبهه هایی که در این زمینه مطرح می شود، پاسخ می دهد. علم(فن) کلام از علوم اسلامی است که رویکردهای متفاوتی در آن وجود دارد. در برخی رویکردها بر کاربرد عقل و علم در مسائل اعتقادی تاکید می شود و در برخی رویکردهای دیگر جنبه نقلی و سمعی آن مورد تاکید قرار می گیرد. علم کلام معتقد به تحقیقی بودن باورهای اعتقادی است، نه تقلیدی بودن آن ها.
این علم به پایه های اعتقادی در یک دین و مقابله و بحث با نظرات دیگر اندیشه ها می پردازد. جُستارهایی مانند برهان های اثبات وجود خدا، حدوث یا قدم جهان هستی، نبوت خاصه و نبوت عامه، عدل الهی، امامت، معاد و... در این رشته نظری بحث می شود. دانشمند علم کلام را «متکلم» می نامند. در آثار اسلامی، گاه از متألهین دیگر ادیان نیز به عنوان متکلم نام برده شده است.
قشلاق اغداش کلام یک روستا در ایران است که در استان اردبیل واقع شده است.
گالش کلام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لنگرود در استان گیلان ایران است.
لیه کلام، روستایی از توابع بخش چابکسر شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کلام در جدول کلمات

کلام
سخن
کلام آرزومند
کاش
کلام استوار و عالی
سمین
کلام بیهوده و بی معنی
مهمل
کلام پرسش
ایا
کلام پرسشی
ایا
کلام تأسف
وای
کلام تاسف
وای
کلام تحسین
افرین
کلام تصدیق فارسی
اری

معنی کلام به انگلیسی

language (اسم)
زبان ، لسان ، کلام ، تکلم ، سخنگویی

کلام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی کلام

علی اکبر ١٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٤/١٧
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
واژاس (سنسکریت: واچاس)
واکْتو (سنسکریت)
هاسَن (سنسکریت: بْهاسَنَ)
سَمیاگ (سنسکریت: سَمیاگواچ)
واکُوید vãkovid (سنسکریت: واکُّویدَ)
|

شهریار آریابد ١٤:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩
همان گونه که دوستان فرهیخته گفنه اند " کلام " یک واژه تازی است و به معنای سخن ، گفتار و برابر آن در اوستا و پارسی " مانثر " است ، به کلام مقدس در زبان پارسی " سپند مانثر " گویند.
|

پیشنهاد شما درباره معنی کلام



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کلام اهل حق   • سایت کلام   • معنی کلام   • تعریف علم کلام   • دانلود کتاب علم کلام   • تاریخ علم کلام   • کلام چیست   • علم کلام جدید   • مفهوم کلام   • تعریف کلام   • معرفی کلام   • کلام یعنی چی   • کلام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلام
کلمه : کلام
اشتباه تایپی : ;ghl
آوا : kalAm
نقش : اسم
عکس کلام : در گوگل


آیا معنی کلام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )