برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

کلکین

معنی کلکین در لغت نامه دهخدا

کلکین. [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کِلک. ساخته از نای. نیی. نیین. (فرهنگ فارسی معین ). از کلک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و کمان وی بدان روزگار چوبین بود بی استخوان ، یک پاره ، چون درونه ٔ حلاجان و تیر وی کلکین با سه پر و پیکان بی استخوان. (نوروزنامه ). || قلمی. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کِلک شود.

معنی کلکین به فارسی

کلکین
( صفت ) منسوب به کلک : ۱ - ساخته از نای نیی نیین . ۲ - قلمی .

کلکین در دانشنامه ویکی پدیا

کلکین
کلکین یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ییلاق بخش مرکزی شهرستان کلیبر واقع شده است.
قبرستان بان کلکین مربوط به مفرغ است و در شهرستان اسلام آباد غرب، بخش مرکزی، دهستان حومه شمالی، ۷۰۰ متری شمال روستای چفته واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۷۱۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
محوطه کلکین مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان چرداول، روستای سراب گارزان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۵۰۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کلکین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیدا
پنجره، دریچه. پنداشته می شود که این واژه ریشۀ هندی یا سانسکریت داشته باشد. در سانسکریت کِلکِی است.
مصیب مهرآشیان مسکنی
کلکین در خراسان به پنجره کلکین میگویند این وازه از ایران باستان است و چند ابادی با نام کلکین داریم و چون منسوب به نی است وقلم هم که کلک میگویند یعنی نی و قایق هائی که با نی و پوست ومشک پرباد میساختند کلک یا کلکین بود و پنجره هم بدو سبب کلکین میگویند یک چون ان زمان شیشه کمتر کار برد داشت با نی پنجره را مشبک میکردند دوم اینکه حصیری از نی بر جلو ان می بافتند که درب های کرکره ای و خودکار برقی که پایین بالا می شود از روی ان نی های حصیری و کلکین ساخته شده و بدین سبب کلکین میگویند هیچ شکی نیست که فرهنگ کهن ما باهند که صد در صد وجه مشترک دارد بلکه با جامعه متمدن نیز در خیلی از واژگان تشریک مساعی دارند مانند بازار مادر پدر برادر در نام ها ابراهیم داوود موشا یا موسا نجمان مریم و داستان ادم و هوا و طوفان نوح در قران و تورات و انجیل رنگ علمی میگیرد اگر حقیت نبود این واژگان مشترک چکار میکند و ما در خراسان به بینی هم نوس میگوییم پس نباید بجرم هندی بودن کلکین اورا از واژگان پارسی جدا کنیم و کلکین نام دیگر پنجره می باشد
مصیب مهرآشیان مسکنی
قلبکن چیزی که منظم بریده و کنده نمیشود و قلب و ناجور کنده میشود قلب کن نام دارد که در قدیم سوراخ و خوخه و پنجره ای که از دیوار خوانه قلب با کلنگ کنده میشد لذا به ان هم قلب کن میگفتند و بعد پنجره ها عمومیت همه را قلبکن میگفتند لذا قلب قلب را بر ر وی قلب سی گزار که نام بلقیس باشد درست است و غلبکن فرهنگ ها یک اشتباه بوده فراگیر شده است و لذا کجی قلاب هم به خاطر قلبی ان قلاب نامیده شده است و در خراسان اگر کسی جایش در یک ارتفاع خطر ناک جای مطمئن نباشد میگوید جایم قلب است سکه قلب است و دیگر هرچیز نا درست قلب نام دارد و حتی دل که قلب نامیده شده چون یک سطح هموار و ساف در او وجود ندارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلکین   • مفهوم کلکین   • تعریف کلکین   • معرفی کلکین   • کلکین چیست   • کلکین یعنی چی   • کلکین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلکین
کلمه : کلکین
اشتباه تایپی : ;g;dk
عکس کلکین : در گوگل

آیا معنی کلکین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )