انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1004 100 1

کلیات خمس

کلیات خمس در دانشنامه اسلامی

کلیات خمس
کلیات خمس، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای مفاهیم کلیِ واقع در طریق تعریف حدّی و رسمی است.
علم منطق دارای دو باب اصلی است: باب معرّف؛ باب حجّت. باب معرف، طریق اکتساب مجهولات تصوری با استفاده از معلومات تصوری را نشان می دهد. این طریق در قالب "حدّ" یا "رسم" محقّق می شود. و باب حجّت، طریق اکتساب مجهولات تصدیقی با استفاده از معلومات تصدیقی را نشان می دهد. شناخت اشیاء از طریق وجوه اشتراک و افتراق آنها با سایر اشیاء حاصل می شود. و مفاهیمی که بیان گر تشابهات و تمایزات میان اشیاء هستند مفاهیم کلی هستند، زیرا همان طور که "انطباق و صدق بر افراد و امور متعدد" در تعریف کلی اخذ شده است، هر کلی به طبع خود و به حمل مواطات بر افراد خود حمل می گردد، و باب کلیات خمس نیز به دلیل همین محمول بودن کلی و کیفیت آن، از حیث خروج و عدم خروج از ذات موضوع، پیدا شده است. و اما مفاهیم جزئی به دلیل تغیّر و عدم انضباط، نمی توانند معرِّف واقع شوند. بنابراین از آنجا که معرفت حدود و رسوم، متوقف بر شناخت انواع کلیات است چنین مرسوم شده که قبل از ورود در بحث معرّف و انواع تعریفات، و به عنوان مقدمه ورود در باب معرّف، بحثی از انواع مفاهیم کلی که در طریق تعریف حدّی و رسمی قرار می گیرند، ارائه کنند. و از آن رو که مفاهیم کلی در پنج دسته اصلی جای می گیرند، از این بحث مقدماتی با عنوان "باب کلیات خمس" (مفاهیم کلی پنج گانه) یاد می کنند.
وجه تسمیه به ایساغوجی
گفته شده این بحث اولین بار، توسط "فورفوریوس" (فیلسوف معروف اسکندرانی) چند قرن پس از ارسطو وارد علم منطق شده است. وی نام این باب را "ایساغوجی" خوانده و مقدمه باب مقولات قرار داده است. در معنای این کلمه (که واژه ای یونانی است) و وجه نام گذاری آن چند قول مطرح شده است: ۱. ایساغوجی به معنای مدخل و مقدمه است، و وجه نام گذاری باب کلیات خمس به این اسم، مدخل و مقدمه بودن این باب برای باب معرّف است. ۲. ایساغوجی به معنای کلیات خمس است؛ ۳. ایساغوجی نام حکیمی است که آن را تدوین کرده؛ ۴. ایساغوجی نام شاگردی است که در هنگام تقریر این مطالب مورد خطاب آن حکیم بود و مرتباً به او می گفته: "یا ایساغوجی الشّانُ کذا".
انواع کلیات خمس
کلیات خمس عبارت اند از: نوع، جنس، فصل، عَرَض خاص و عَرَض عام. کلی برای این اقسام پنج گانه به منزله جنس است و هر یک از این کلیات به منزله نوع آن به حساب می آیند.
← نوع
...
از جمله مباحث مقدماتی که منطقیین معمولا آن را ذکر می کنند، مبحث «کلیات خمس» است. بحث کلیات خمس مربوط است به فلسفه نه منطق. فلاسفه در مباحث «ماهیت» به تفصیل در این مورد بحث می کنند. ولی نظر به این که بحث درباره «حدود» و «تعریفات» متوقف به آشنایی با کلیات خمس است. منطقیین این بحث را مقدمه برای باب «حدود» می آورند و به آن نام «مدخل» یا «مقدمه» می دهند.
می گویند هر کلی را که نسبت به افراد خود آن کلی در نظر بگیریم و رابطه اش را با افراد خودش بسنجیم از نظر ذاتی و عرضی بودن نسبت به افراد خود بر پنج نوع اند.
← نوع
 ۱. ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۵، ص۵۸_ ۵۹، تهران، صدرا، ۱۳۸۱ش.
منبع
پایگاه اسلام کوئیست، برگرفته از مقاله «کلیات خمس در منطق».    
...
ترکیب کلیات خمس، از اصطلاحات علم منطق بوده و به ترکیب ثانوی بعضی از کلیات خمس با بعضی دیگر اطلاق می شود.
تعاریف حدّی و رسمی از ترکیب کلیات خمس پدید می آیند، اما گاهی به جای اجزای تعریف، حد یا رسم آن آورده می شود و بر اثر این ترکیب ثانوی، عناوین و اسامی کلیات خمس هم با هم ترکیب می شوند و تعابیری مثل «جنسِ فصل»، «فصلِ فصل»، «جنسِ عرض عام»، «جنسِ خاصه»، «فصلِ جنس» و… پدید می آید؛
بیان مثال
۱.ترکیب جنس با فصل؛ برای مثال «ناطق» فصل انسان است و «ذوالنفس» یا «مدرک» که جنس ناطق اند، «جنسِ فصل انسان» می شوند.۲.ترکیب جنس با عرض عام؛ برای مثال «سیاه» یا «سفید» عرض عام انسان اند و «ملَوّن» (دارای رنگ) که جنس آنهاست، «جنسِ عرض عام انسان» می شود.۳.ترکیب جنس با عرض خاص؛ برای مثال «مشی» خاصه است برای حیوان که جنس انسان است و در نتیجه «جنسِ خاصه انسان» می شود.بر این منوال به ترکیبات زیادی می توان دست یافت.

کلیات خمس در دانشنامه ویکی پدیا

کلیات خمس
کلیات خَمس (The Five Predicables)، کلیات پنجگانه یا ایساغوجی از مباحث منطق صوری است؛ و در دو بخش ذات و ماهیت، عرض و رسم مورد مطالعه قرار می گیرد. کلیات خَمس در تعریف نقش اساسی دارند.
کلیات خمس، دانشنامهٔ رشد
برای آشنایی با کلیّاتِ پنجگانه نخست باید به موضوع مفهوم و مصداق بپردازیم. واژهٔ مفهوم اسم مفعول و به معنای آن چه که فهمیده شده، دَریابیده است. مفهوم یعنی آنچه که انسان در رویارویی با یک پدیده یا گفته می دریابد. نتیجهٔ چنین دریافتی این است که در ذهن انسان، برابر با آن پدیده یا گفته، چیزی نقش می بندد. آن چیزی را که در رویارویی با یک پدیده یا گفته در ذهن انسان نقش می بندد، که می تواند یک تصور ،تعریف یا هر چیز دیگری باشد، مفهوم می گوییم. برای نمونه، انسان از عدالت، زیبایی، خورشید، خدا، آزادی چیزی می فهمد. دربرابرِ هرکدام ازاین نام ها، فهمی دارد. مفهوم اساسِ اندیشیدن است. در فرایند اندیشیدن، ما مفاهیم ذهنی خود را به کار می گیریم تا به مفهومی تازه تر برسیم. گاه در برابر یک مفهوم، پدیده ای در دنیای خارج هست، که آن مفهوم به آن پدیده اشاره می کند. برای نمونه هنگامی که می گوییم خورشید، در سامانه خورشیدی در دنیای خارج، پدیده ای را به این نام می شناسیم. در برابر مفهوم خورشید، پدیده ای را در دنیای خارج به نام خورشید با ویژگی هایی داریم که به آن اشاره می کنیم. به آن پدیده، مصداق می گوییم. مصداق آن پدیده ای در دنیای خارج است که برابر با یک مفهوم در ذهن می دانیم. مثلاً، مصداق مفهوم میز که به یک میز در دنیای خارج اشاره دارد. برای تمام مفاهیم در دنیای خارج مصداقی وجود ندارد. مثلاً آزادی در دنیای خارج، مصداقی ندارد. چنین مفاهیمی، معنای ذهنی یا تعاریف ذهنی دارند. ما در دنیای خارج پدیده ای را به نام آزادی نمی شناسیم. بلکه کارهایی را به این مفهوم نسبت می دهیم و آنها را بیانگر مفهوم آزادی می دانیم.
حال که دانستیم مفهوم چیست، به سراغ دسته بندی دیگری از واژهٔ مفهوم می رویم. در دانشِ منطق، مفهوم را کلی و جزئی دانسته اند. مفهوم کلی مفهومی است که در دنیای خارج برای آن بیش از یک مصداق وجود دارد; مانند: مفاهیم انسان، اقیانوس یا کتاب که بیش از یک مصداق را دربرمی گیرند. مفهوم جزئی مفهومی است که در دنیای خارج برای آن تنها یک مصداق وجود دارد; مانند: کاخ سفید، کعبه، عیسی مسیح یا واژه هایی که با صفات اشاره می آیند مثلاً آن کتابِ روی میز که به کتاب خاصی اشاره دارد.
در دانشِ منطق برای تعریف کلیات پنجگانه از مفهوم کلی بهره می جویند. مفهوم کلی بر دو گونه است: ذاتی و عَرَضی. مفهوم کلی ذاتی ویژگی اصلی یک پدیده و بیانگر چیستی اصلی آن پدیده است و اگر نباشد، آن پدیده هم نیست. مثلاً اگر بر سر تعریف صندلی توافق داشته باشیم که بخش نشیمنگاهِ صندلی، یکی از مفاهیم اصلی آن است و اگر یک صندلی، بخش نشیمنگاه نداشته باشد، دیگر صندلی نیست، نشیمنگاه برای صندلی یک مفهوم کلی ذاتی می شود. چرا که نشیمنگاه هم یک مفهوم کلی است و هم بخش جداناپذیر یک صندلی را دربرمی گیرد و اگر صندلی ای نشیمنگاه نداشته باشد، دیگر صندلی نیست. مفهوم کلی عَرَضی، مفهومی است که ویژگی اصلی یک پدیده و بیانگر چیستی آن پدیده نیست و اگر هم نباشد، آن پدیده وجود دارد. مثلاً شاعری ویژگی است که برای انسان به کار می رود اما اگر انسانی این ویژگی را نداشت، هنوز انسان است. ویژگی شاعری، نشان دهندهٔ چیستی اصلی انسان نیست. اگر انسانی شاعر نبود، هنوز انسان است. به این ویژگی که جزو ذات یا چیستی اصلی یک پدیده نیست، مفهوم کلی عَرَضی می گویند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کلیات خمس در دانشنامه آزاد پارسی

کُلّیّاتِ خَمْس
در اصطلاح منطق، کلی های پنجگانه، اعم از جنس و نوع و فصل و عَرَض خاص و عرض عام. این کلیات به دو قسم ذاتی و عَرَضی تقسیم می شوند: ۱. ذاتی، کلی هایی هستند در ذات ماهیت و درون حقیقت افراد خود. کلی های ذاتی عبارت اند از: الف. نوع، که کلی ذاتی است که تمام حقیقت یا ماهیت افراد خویش است و به همین سبب بر افراد متفق الحقیقه دلالت می کند، مثل انسان و اسب؛ ب. جنس، کلی ذاتی است که جزء مشترک افراد خویش است، یعنی بر افراد مختلف الحقیقه دلالت دارد، مثل حیوان که انسان و اسب و سایر انواع را دربرمی گیرد. ج. فصل، کلی ذاتی است که جزء حقیقت افراد خویش است، امّا جزء مشترک نیست و موجب جدایی و استقلال انواع از یکدیگر می شود، مثل نطق که فصل انسان است و نوع انسان را از سایر انواع جدا می کند؛ ۲. عَرَضی، کلی هایی هستند خارج از حقیقت افراد خود. کلی های عَرَضی دو گونه هستند: ا لف. عَرَض خاص یا خاصه، که عَرَضی ویژۀ یک حقیقت یا نوع است، مثل خنده که ویژۀ نوع انسان است. ب. عَرَض عام، که عَرَضی است مشترک بین چند حقیقت یا چند نوع، مثل راه رفتن که مشترک است بین انواع حیوانات.

ارتباط محتوایی با کلیات خمس

کلیات خمس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی کلیات خمس



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلیات خمس   • مفهوم کلیات خمس   • تعریف کلیات خمس   • معرفی کلیات خمس   • کلیات خمس چیست   • کلیات خمس یعنی چی   • کلیات خمس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلیات خمس
کلمه : کلیات خمس
اشتباه تایپی : ;gdhj ols
عکس کلیات خمس : در گوگل


آیا معنی کلیات خمس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )