برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1319 100 1

کلیک

/kelik/

برابر پارسی: تلیک

معنی کلیک در لغت نامه دهخدا

کلیک. [ ک َ] (اِ) تخم گل را گویند و عربان بزرالورد خوانند. (برهان ). تخم گل را گویند. (آنندراج ). تخم گل سرخ. (ناظم الاطباء). || پرنده ای را نیز گویند که به نحوست مشهور است و آن را جغد و کوف و بوم نیز گویند. (برهان ). بوم و جغد را نیز گویند چنانکه در کلک اظهار شده. (آنندراج ). کلک. جغد. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کَلَک شود. || (ص ) احول را گویند یعنی کژ چشم. (لغت فرس چ اقبال ص 271). و به معنی کاژ و لوچ و احول هم بنظر آمده است. (برهان ). احول و کاژ. (از آنندراج ). کاج و لوچ و احول. (ناظم الاطباء). کِلِک. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). چپ. لوچ. کژ. کژچشم. دوبین. (یادداشت بخطّ مرحوم دهخدا) :
چون ببینم ترا ز بیم حسود
خویشتن را کلیک سازم زود.
مظفّری (از لغت فرس ص 272).
کی فتد با قدر تو دیدار با چشم کلیک
کی رسد در مدح تو گفتار ربا پای قصیر
اثیراخسیکتی (از آنندراج ).
و رجوع به کِلِک شود.

کلیک. [ ک ِ ] (ص ) احول باشد. (برهان ).و رجوع به کَلیک شود. || (اِ) بمعنی انگشت کوچک بود که به عربی خنصر گویند. (برهان ). انگشت کهین. (آنندراج ). کلک. کلیچک. کلیکک. (فرهنگ فارسی معین ). کالوچ. خردک. خنصر. انگشت خردک. انگشتک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلیک. [ ک َ / ک ُ ] (اِ) نسترن. (فرهنگ فارسی معین ). در کرج و حوالی آن نام نسترن است. نامی است که در شهرستانک به «رزا آن سرینی فلیا» داده می شود. ایت بورنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 270 و 271 شود.

کلیک. [ ک ُل ْ ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بلده است که در بخش نور شهرستان آمل واقع است و 170 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

کلیک. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهربان است که در بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان واقع است و 396 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی کلیک به فارسی

کلیک
انگشت کوچک دست یاپا
( صفت ) کاژ لوچ احول : ( چون ببینم ترا ز بیم حسود خویشتن را کلیک سازم زود ) . ( مظفری )
[ گویش مازنی ] /kol yak/ نام محلی است در نزدیکی دهکده ی جیسا از لنگا واقع در منطقه ی عباس آباد & نوعی نسترن وحشی – بوته ی گل سگک
[ گویش مازنی ] /keliak boKhordan/ قفل شدن زبان و از سخن باز ماندن در اثر ترس و وحشت
احول
[ گویش مازنی ] /kelike sar/ از توابع دابوی جنوبی شهرستان آمل

معنی کلیک در فرهنگ معین

کلیک
(کِ) (ص .) لوچ ، احول .
( ~ . ) (اِ.) انگشت کوچک دست یا پا.
(کَ) (اِ.) = کلک : جغد.

معنی کلیک در فرهنگ فارسی عمید

کلیک
= جغد
کج چشم، چپ چشم، احول، لوچ، کلاژ.
انگشت کوچک دست یا پا.

کلیک در دانشنامه ویکی پدیا

کلیک
کلیک به عمل فشردن دکمه ماوس در کار با رایانه گفته می شود.
کلیک (نظریه گراف)
کلیک نام روستایی در شهرستان ماکو، ایران.
کلیک (فیلم ۲۰۰۶) نام فیلمی با بازی آدام سندلر
کلیک (برنامه تلویزیونی) برنامه هفتگی فناوری تلویزیون فارسی بی بی سی
کلیک ضمیمه فناوری اطلاعات روزنامه جام جم
کلیک (به انگلیسی: Click) (با عنوان قبلی کلیک آنلاین) یک برنامهٔ تلویزیونی هفتگی از شبکهٔ بی بی سی است که به پوشش اخبار و تحوّلات اخیر در جهان فناوری می پردازد.
کلیک در یوتیوب
کلیک در توییتر
کلیک در فِرندفید
کلیک در فیس بوک
چهار نسخه از این برنامه وجود دارد. از جمله دو برنامهٔ ۳۰ دقیقه ای، که برنامهٔ اول برای مخاطبان بریتانیایی در شبکهٔ بی بی سی نیوز تهیّه و پخش می شود. برنامهٔ دوّم برای مخاطبان جهانی از شبکه بی بی سی ورلد نیوز پخش می شود. یک برنامهٔ ۱۵ دقیقه ای هم از شبکهٔ بی بی سی وان و بی بی سی نیوز در تعطیلات آخر هفته پخش می شود. چهارمین نسخه نیز به مدت ۵ دقیقه در بی بی سی ورلد نیوز پخش می شود.
کلیک فارسی نسخهٔ فارسی این برنامه است که از تلویزیون فارسی بی بی سی دربارهٔ موضوعات مختلف رایانه و فناوری های نو پخش می شود اما با توجه به مخاطبان این تلویزیون محتوای آن در مواردی تغییر می کند و برای بیننده فارسی زبان هماهنگ می شود. بررسی وقایع و پیشرفت های فناوری اطلاعات، محتوای اصلی این برنامه را تشکیل می دهد. ترفندهای کامپیوتری، آموزش و رفع اشکال ها، معرفی وب سایت ها و گفتگو با فناوران، پژوهشگران و متخصصان این علوم از بخش های دیگر این برنامه است.
برنامهٔ کلیک فارسی توسط نیما اکبرپور اجرا می شود. دیگر دست اندرکاران و تهیه کنندگان این برنامه سعدی حائری، کاوون خموش و مریم کیانی هستند.
کلیک (زاهدان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان چشمه زیارت قرار دارد و بر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کلیک

کلیک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موری بازفت(بختیاری)
در گویش زبان بختیاری کلیک به معنای انگشت دست وپا میشود.
فر کیانی
کِلِنج در شیرازی کهن به مانای انگشت آمده است
نازنین کهنگی
انگشت کوچک درگویش مشهدی
ایرزاد
کلیک
انگُشتَک ، اَنگُشتو
تِلِق ، تِلِغ ، تِلِک ، تَلَق ، تَلَغ
تَقه ، تَغه
شقاقی لر بختیاری
در زبان لری بختیاری به معنی انگشت

جمعیت ایل لر بختیاری (17 میلیون نفر )
ارمین
در لکی هم کلیک یعنی انگشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• هفته نامه کلیک   • نرم افزار کلیک   • فیلم کلیک   • سایت کلیک   • دانلود کلیک 544   • فیلم سینمایی کلیک   • کلیک بی بی سی   • کانال تلگرام کلیک جام جم   • معنی کلیک   • مفهوم کلیک   • تعریف کلیک   • معرفی کلیک   • کلیک چیست   • کلیک یعنی چی   • کلیک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلیک
کلمه : کلیک
اشتباه تایپی : ;gd;
آوا : kelik
نقش : اسم
عکس کلیک : در گوگل

آیا معنی کلیک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )